بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 346

مذاکرات ایفا می کرد، خاطر نشان ساخت و علاوه بر آن این نقطه نظر مطرح شد که ایالات متحده می تواند

به طریقی معین نماید ایران چه نسبت از درآمدش را باید صرف جنگ افزار ارتش کند. در عین اینکه در

دوران اقامتش در آنجا هیچ تصمیم نهایی اتخاذ نشد ولی به نظر رسید که اختلاف بین واشنگتن و منطقه

کمتر شده بود.

در موقع بررسی سالیانه در 25 مه سفارت هنوز ارقام قیمتهایی که می تواند به شاه بدهد در اختیار

نداشت، اما تمایل کلی از جانب ایالات متحده برای دادن یک اعتبار 200 میلیون دلاری با نرخ متوسط

بهره بین 5، 6% به شاه، اظهار شد. سفیر با پافشاری و ذکر مقدار قابل ملاحظه ای از جزئیات، امتیازاتی را

که هنوز ایران را در خرید از آمریکا برخوردار می کند یادآور شد، امتیازاتی از قبیل اقلامی که هنوز مراحل

تولیدی را می گذرانند و استفاده از کمکهای که اگرچه کاهش یافته اند ولی هنوز متشابهند. و دیگر

اعطاییها، شاه این سؤال را مطرح کرد که آیا ممکن است اگر ایران قربانی یک اقدام نظامی ناصر بشود،

آمریکا تأمینات ایران را قطع کند، همین طور که درباره پاکستان چنین کرده بود. سفیر خاطر نشان کرد که

نمی توانست چنین تضمینی را بدهد. شاه پرسید که اگر او از منابع غیر آمریکایی هم بخواهد خرید کند چه

اثری بر ارسال لوازم از جانب ایالات متحده خواهد داشت؟ مطابق با دستورات به او گفته شد که چنین

خرید خارجی بر حجم اعتبارات ایالات متحده مؤثر خواهد بود. شاه علاقه مخصوص خود را به سیستم

کنترل و اعلام خطر هوایی بلوشارک و هواپیماهای اف 4 ابراز داشت، اما آشکارتر درباره خواستهایش

در زمینه تجهیزات دفاع ضد هوایی ساکت تر بود (تهران1959).

بخش اقتصادی بررسی سالیانه به سرعت انجام شد. سفیر غیر واقعی بودن بعضی تخمینها را گوشزد

کرد، تخمین هایی از قبیل 5/17% افزایش درآمد نفت، کسری بودجه های پیش بینی شده نسبتا زیاد برای

سالهای آینده، افزایش نسبت خریدهای نظامی به 7% درآمد تولید سالیانه، و هزینه کمرشکن خدمات وام

دهی. شاه تمام این نگرانیها را کنار گذاشت و درباره خط لوله گاز به اروپا و دیگر طرحهای قرضی صحبت

کرد و به سرعت به مسئله تمدید نظامی ثروتهای نفتی ایران بازگشت. در گزارش سفیر آمده است: «شاه

موافقت کرد که من خلاصه اطلاعات اقتصادی آژانس عمران بین المللی در آمریکا را به نظر نخست وزیر و

مقامات بالای اقتصادی برسانم، این موضوع را تحت تجدید نظر و مذاکره مداوم نگاه داریم» (تهران

1954). بعد به عنوان تیری در تاریکی شاه صحبت را با اشاره به علاقه شوروی به فروش میگ به ایران

خاتمه داد. (جای دیگر قبلاً به طور غیر عمدی احتمال خرید تانکهای روسی را عنوان کرده بود). به زودی

بعد از آن جلسه شاه عازم یک سفر یک ماهه به رومانی، یوگسلاوی و مراکش شد. قبل از ترک کشور، وی

گفت اگر ایالات متحده نخواهد نیازهای او را تأمین کند، او اول به انگلیسیها، بعد به فرانسویها و اگر لازم

شود به روسها روی خواهد آورد. او اضافه نمود که امیدوار است در آن صورت هیچ ناراحتی در کار

نباشد.

8 اوضاع به اوج ناامیدی می رسد: زمانی که ارقام قیمتها و اطلاعات مربوط به فراهم بودن اقلام

نظامی در اوائل ژوئن در دسترس قرار گرفت آنها شامل بعضی مطالب انفجارآمیز بودند. قیمت یک

اسکادران اف 4 سی که هیأت پترسون 32 میلیون دلار تخمین زده بود، 50 میلیون دلار رسیده بود.

بلوشارک از 8/22 به 32 میلیون دلار افزایش یافته بود، تانکهای شرایدن که بنا به تخمین پترسون 52

میلیون دلار بود به 3/87 میلیون دلار رسیده بود. یک گردان هاواک به جای 5/30 میلیون، 40 میلیون


صفحه 347

دلار و قیمت ولکان (توپخانه ضد هوایی) به جای 15 میلیون 40 میلیون دلار ثبت شده بود. معلوم بود که

جای دادن «تمام نیازهای تعیین شده در یک اعتبار 200 میلیون دلاری عملاً یک امر غیر ممکن بود.

نخست وزیر هویدا گزارش داد که شاه در مواجهه با اوضاع، همان طور که ژنرال طوفانیان به او رسانده بود،

آن را ناامید کننده» نامید، به علاوه قیمت گذاری و چیز دیگری که باعث برافروختن شاه شد. این بود که

آمریکا به جای دو اسکادران 14 تایی هواپیماهای اف 4 سی، فقط یک اسکادران 12 تایی به او پیشنهاد

می کرد. او هزینه برنامه تحقیق و توسعه ای را که آمریکا برای ایران ارزیابی کرده بود به باد حمله گرفت.

نخست وزیر اظهار داشت که اصلاً فکرش را نمی شد کرد که شاه با شیطان بخوابد (منظور شوروی است)

اما در کمال ناامیدی این امر ممکن بود اتفاق بیافتد. سفیر اخطاریه تندی درباره عواقب اجتناب ناپذیر

روی آوردن ایران به روسها صادر کرد (1683).

در 27 ژوئن شاه به تهران بازگشت. در 29 ژوئن سفیر و ژنرال چایکونسکی را نزد خود خواند و

مواضع خود را مشخص کرد. او می خواست «کشنده ترین و حساس ترین» لوازم را از ایالات متحده بخرد و

مخصوصا نمی خواست هواپیما را از روسها بخرد به این دلیل که «همین که یک خلبان به پرواز در می آید او

از کنترل خارج است و در واقع می تواند به ضد کشورش تبدیل شود». از طرف دیگر تجهیزات ضد هوایی

که چندان امکان سوءاستفاده ای در آنها نیست از جای دیگر شاید از شوروی می شد خریداری شود. سفیر

درباره گرفتاریهای اجتناب ناپذیری که متعاقب خواهند بود هشدار داد. در اینجا شاه شروع به توجیه و

تغییر نظرها کرد و گفت که او باید «آزادی عمل» داشته باشد و آمریکا باید به ایران که در قضیه ویتنام با

آمریکا بوده است، اعتماد کند و ما باید بفهمیم که او با اتخاذ یک موضوع «مستقل» واقعا فعالیتهایی را که

موجب بی ثباتی منطقه می شود بی اثر خواهد کرد. این مذاکره مشکل با این درخواست شاه تمام شد که او

را درباره عواقب روی آوردن او به شوروی مطلع سازیم، تا او بتواند ترتیبات دیگری را نیز همین حالا به

جای آینده اتخاذ کند. شاه نشان داد که او هنوز امیدوار است که بتواند دو اسکادران اف 4 سی به علاوه

بلوشارک و دیگر لوازم را از آمریکا بخرد.

9 درگیری علنی: در دو مصاحبه با روزنامه نگاران آمریکایی، الفرد فرندلی از واشنگتن پست و

توماس اف بریدی از نیویورک تایمز در اوایل ژوئن، شاه شروع به فهماندن این موضوع کرد که او تصمیم

گرفته که برای خرید اسلحه از شوروی اقدام کند. این نظر در سودمندترین عبارات برای ایران ارائه شد،

ولی به چه قیمتی؟ یکی از نکات این قیمت این بود که در عین حالی که او می خواست عکس العمل بیشتری

از جانب آمریکا را نشان دهد، بیشتر شانس عقب کشیدن را از دست می داد.

طی همان هفته ما اطلاع یافتیم که واقعا اقدام رفتن به طرف شوروی انجام گرفته بود. چند تن از

نزدیکترین مشاوران شاه شامل بعضی افسران عالیرتبه ارتش نزد سفیر آمدند و اصرار کردند که آمریکا

باید برای جلوگیری از یک فاجعه با شرایط جالبتری پا پیش نهد. سفارت طی یک تشریح منطقی اوضاع

درخواست کرد که آمریکا باید از یک عکس العمل علنی دست بردارد و در رابطه با هواپیماهای اف 4

کوشش بیشتری انجام گیرد و دیگر آنکه ما باید بین تغییر جهت نظامی که منتهی به روی آوردن به منابع

اروپای غربی و یا شوروی می شود، تفاوت قائل شویم (تهران 003).

مهمترین چیزی که به فکر شاه خطور کرد این پیام بود که او نمی توانست به سادگی هرچه می خواهد از

آمریکا و باقی را از جاهای دیگر که شامل شوروی می باشد بخرد. مثلاً علاوه بر عواقب سیاسی، وی


صفحه 348

می بایست محدودیتهای امنیتی را نیز در نظر بگیرد. زمانی که سفیر روز 5 ژوئیه پیام دریافت شده از علم

نخست وزیر سابق را ملاحظه کرد در این مسئله گشایش خاصی حاصل شد. در پیام آمده بود که اگر

قیمتهای آمریکا اصلاح شوند، شاه مایل است «بعضی اقلام از لیست مربوط به شوروی را به لیست آمریکا

انتقال دهد».

دریافت این پیام علیرغم این بود که سه روز پیش مضامین امنیتی را مورد تأکید قرار داده بود (به عنوان

نمونه اگر شورویها اداره کننده موشکهای زمین به هوا در کشور باشند ما نمی توانیم هواپیماهای بسیار

پیشرفته اف 4 سی خود را در اختیار ایران بگذاریم (تهران 031) علم طبق معمول سخت تحت تأثیر قرار

گرفته بود ولی معلوم بود که تمام نکات پیام را به امیر خود نمی رساند. علم اظهار داشت که شاه احساس

می کند آمریکا با او مانند یک «نوکر» رفتار می کند. سفیر اظهار داشت که اطمینان ندارد که شاه مقاصد ما را

اشتباه نفهمد و به نظر می رسید که نمی خواهد گوش فرا دهد، و برای حمله کردن شتاب زدگی به خرج

می داد (تهران 080).

به زبان دیگر عوامل روانی بیش از پیش اهمیت پیدا کردند. ما از علم شنیدیم که شاه از یک شایعه

(بی پایه) آزرده شده بود، شایعه این بود که ایالات متحده سیاستمداران شایسته را تشویق به این فکر

می کرد که ما ممکن است برای برهم زدن اوضاع، آنها را به قدرت برسانیم. از علم این زمزمه را شنیدیم که

به نظر می رسید ایالات متحده بعضی از اشخاص را برای عملیات احتمالی «رزرو» نگه داشته است، که

اشاره ای به دانشجویان ناراضی ایرانی در ایالات متحده بود، شاه در یک مذاکره با سفیر حتی گفت که به

ضرر منافع ایالات متحده خواهد بود اگر او مجبور شود بعضی از مقامات امنیتی خود را از نظارت بر

روسها به نظارت فعالین در ایران بگمارد. از طرف دیگر گزارشاتی دریافت کردیم که شاه بعد از اتخاذ یک

تصمیم اساسی دیگر حالت بیقراری که وزنه ای از سر او برداشته باشند. دیگر توپ در زمین او نبود. در یک

مذاکره در 11 جولای، او به سفیر گفت با اقدام به سوی روسها او دیگر نمی توانست حرف آنها را نشنیده

بگیرد. حتی اگر آمریکا پیشنهاد پر امتیازتری ارائه کند، زیرا آن گاه او را یک «عروسک» محسوب خواهند

کرد. البته این استدلال می تواند موقعی درست باشد که پیشنهادی از جانب شوروی دریافت شود و آن

وقت شاه لااقل قسمتی از آن را نپذیرد.

10 کوششهای بیشتر: قبلاً زمانی که سفیر اشاره کرده بود که ملاحظات امنیتی خود به تنهایی ایالات

متحده را ناگزیر به عمل خواهد کرد، که اگر ایران برای تجهیزات نظامی روی به شوروی بیاورد از دادن

اقلام معینی خودداری خواهد شد.

طبق معمول عکس العمل شاه چنین بود که اینها «بهانه هایی» بیش نبودند (به عنوان نمونه تهران 145).

مثلاً او چنین اخطارهایی را توجیهات قبلی برای تلافی سیاسی آینده تلقی می کرد. وقتی که رئیس جمهور

در اواخر جولای نامه دیگری به شاه نوشت که سفیر آن را تسلیم کرد، فرصت دیگری پیش آمد تا نکته

مورد نظر ما مفهوم گردد. در پی آن یک مذاکره درباره جنبه امنیتی که رئیس جمهور با وضوح تمام با اشاره

به و با ذکر اینکه دولت آمریکا همیشه می تواند «بهانه» پیدا کند، یک بار دیگر سعی کرد تا آن را نادیده

بگیرد. در نتیجه سفیر مدادی برداشت و به شاه نشان داد که چگونه سیستم کنترل و اعلام خطر هوایی باید

مرتبط به هرگونه موشک زمین به هوا و دفاع شکاری هردو با هم باشد، چگونه چنین هماهنگی می تواند

تنها در صورت بودن مرکزی که کنترل مؤثر داشته باشد، و چگونه چنین مرکزی از قرار معلوم بخشی از


صفحه 349

سیستم حساس بلوشارک که شاه خیلی روی آن اصرار می ورزید، ناچارا در دسترس کسانی که

موشکهای سام را اداره می کنند خواهد بود. این دفعه به نظر رسید که مقصود حالی شد، و موقعی که شاه با

ضعف جواب داد «در سرتاسر کشور تکنسینهای روسی را در یک محوطه بسته نگاه خواهیم داشت»،

آشکار بود که او بالاخره فهمید آن طور آسان که او فکر می کرد نمی توان تجهیزات نظامی روسی و

آمریکایی را به سادگی با هم مخلوط کرد یا اینکه از هم جدا نگهداشت.

دیگر نکات اساسی نامه رئیس جمهوری عبارت بودند از اینکه ما مشغول تجدید نظر در قیمت و

تاریخ واگذاری دو اسکادران (در عوض یکی) اف 4 هستیم، و اینکه اگر ایران بخواهد ترتیبات نظامی با

اتحاد شوروی داشته باشد نه تنها ملاحظات فنی، بلکه سیاسی هم ما را با مشکلات جدی در ادامه کمک

نظامی به ایران مواجه خواهد ساخت، و شاید از همه مهمتر اینکه ما قصد این را نداریم که یک موضع همه

چیزی یا هیچ چیزی را اتخاذ کنیم. در یک جمله که به دقت طرح شده و آشکارا در شاه مؤثر واقع شد و

باید با خواندنش نفس راحتی کشیده باشد. این طور آمده بود که «اگر ایران برای اسلحه به کشورهای

کمونیست روی آورد، ما آنقدر کوته بین نخواهیم بود که از روابط نزدیکمان چشم پوشی کنیم، اما من جدا

از ضربه خوردن به کمک نظامیمان خوف دارم» (یک گفته شاه در تمام مذاکره بدین مضمون که ظاهرا

ایالات متحده با «چمدان بسته و بلیطهای درجه یک» آماده ترک ایران است، نشان می دهد که او چقدر

بایستی نگران شده باشد که خرید از شوروی نه تنها «ضربه خوردن» بر برنامه های ما، بلکه شاید قطع کامل

آن را به دنبال می آورد). با این همه، در عین اینکه شاه گفت هیچ گونه شرایطی از جانب شورویها از قبیل

اخراج هیئت نظامی خودمان، بیرون کشیدن از سنتو یا حتی جای دادن تکنسینهای روسی در ایران را قبول

نخواهد کرد، به نظر رسید که فکر می کند باز باید بعضی خریدها از شوروی انجام شود. حتی اعتقاد داشت

که شاید با معامله با شورویها بتواند کوششهایشان را برای ایجاد یک بلوک به اصطلاح «مترقی» متشکل از

کشورهای خاورمیانه قطع کند. (تهران 365).

اینک یک حرکت جزئی خلاف جریان در حال جلب توجه کردن است. روشن بود که یک ماه بعد از

اقدام ایران به طرف شوروی، چندان جواب صحیحی دریافت نشده بود. شورویها به نظر می رسد فقط

کلی ترین جواب را ارائه داده بودند و آشکارا قصد عقب کشیدن خود را داشتند. به تدریج شواهدی به

دست آمد که طرح معامله اسلحه با شوروی آن چنان که شاه انتظار داشت مورد پسند واقع نشده بود و

زمزمه هایی حتی بین ارتش شروع شده بود و مشاوران شاه (شاید به استثنای هویدا نخست وزیر) تقاضای

احتیاط می کردند. صحبتی هم از انتقال خرید دریایی به انگلیس بود (تهران 492) که برای ما قابل قبول و

حتی درست بود. بنابه گفته علم نخست وزیر سابق که شاید نزدیکترین معتمد شاه باشد، شاه اخیرا گفته بود

که دخالت دادن بی مناسبت شورویها در امور نظامی مانند کنار هم گذاشتن «بنزین و آتش» است. نامه

رئیس جمهوری و مذاکره مفصل در مورد جنبه های امنیتی اثر بیشتری می کردند. در رأس این جریانات،

شواهد مشوش کننده فعالیتهای ناشایست شورویها، در رابطه با طرح کارخانه ذوب آهن بود. اضطراب

جو پایین بود، ولی جریان هنوز حل نشده بود (تهران 543).

11 حرکت به پیش: در اوایل اوت ایالات متحده آماده اعلام کردن موضع خود به شاه بود. ما حاضر

بودیم تا با خریدهای ایران در محدوده اعتبار 200 میلیون دلاری کار را شروع کنیم، اما پیشنهادمان به

فروش تجهیزات عمده حساس و پیشرفته همچنان باید مشروط باقی می ماند تا ایران موضع خود را در


صفحه 350

قبال احتمال خرید از اتحاد شوروی روشن کند. جزییات این جنبه از روی تأمل نامشخص گذارده شد. در

حوزه این محدودیت، ما آماده مذاکره تمام اقلام نظامی به استثناء ناوشکن که در گزارش پترسون آمده

بودند، بودیم. اینک ما پیشنهاد می کنیم که ایران بتواند دو اسکادران اف 4 از «تولید جدید» بخرد، مثلاً در

تاریخ جلوتر ولی تقلیل چشمگیری در قسمت داده نشد. از طرف دیگر توافق قیمتی بسته بشود تا

هزینه های (عرضه و تقاضا) برگردانهای هواپیماهای هاوک رفع شود. از همه مهمتر ایالات متحده هنوز

می خواست اعتبار 200 میلیون دلاری را (با نرخ 5 تا 6 درصد) در بخشهای 50 میلیون دلاری ارائه دهد

که این امر واریز کردن بهای هر دو اسکادران اف 4 را غیر ممکن می ساخت. همچنین هر بخش هم به

نتیجه بررسی سالیانه تحت یادداشت تفاهم 1964 متکی خواهد بود. (آمریکا 23183).

این شرط دومی از همه ظریف تر بود، مخصوصا به این علت که دستورات، (آمریکا 23134) (تفاهم)

عبارتی بدین مضمون را در متمم یادداشت، اقتضا می کرد که «به شرط نتایج دو جانبه رضایتمندانه که در

تجدید نظر بررسی سالیانه انجام می گیرد، تصمیمات قرار بود که با رضایت دو جانبه باشد. ولی این آمریکا

را چنان نشان می داد که می خواهد آنچه را که می بایست، به شرطی برای تحقق سالیانه با یکدیگر باشد

تبدیل کند»، چیزی که حریصانه به آن قاپ زده شده و به وسیله آن اقتصاددانان ایالات متحده با استفاده از

نوعی حق وتو تشخیص می دهند که آیا ایران بیش از حد خود را محتاج می داند یا نه. از آنجایی که ما با این

وضع می توانستیم اگر بخواهیم شرط «بررسی سالیانه» توافق نامه 1964 را بدین نحو تفسیر کنیم، به نظر

می رسید که تجدید نظر پیشنهادی بی جهت باعث ضرر بود، و سفارت درخواست کرد (تهران 570) که

«این حساس ترین جانبه است و مستلزم استفاده ایران از حق حاکمیت خود است که چه چیزی را در راه

دفاع خود بدهد.

مذاکره کردن بر سر این نکته... بی جهت مشوق برانگیخته شدن خواهد بود. حتی اگر شاه به دلایل

تاکتیکی بخواهد اصلاح پیشنهادی را بپذیرد. باز هم مسئله موجب دشمنی عمیق خواهد بود و تخم اشکال

را در آینده خواهد کاشت. وزارتخانه موافقت کرد که مسئله می تواند شفاها عنوان شود (آمریکا 23991)،

و بدین وسیله از یک انفجار عمده حتمی اجتناب ورزید.

موضع جدید ایالات متحده در 10 اوت توسط سفیر مایر و معاون قائم مقام وزارت دفاع هوپز به اطلاع

شاه رسانیده شد. مطابق دستورات، از بین نکات بر ادامه اهمیتی که ما برای بررسی سالیانه قائل می شویم

تأکید کرد. هم چنین توضیح داده شد که ما نگران این هستیم که سفارشات ایران بیش از اندازه باشد و اینکه

تدارکات در حوزه اعتبار 200 میلیون دلاری تحت تأثیر محتوای خریدهای نظامی بخشی از کشورهای

جهان سوم قرار بگیرد. نکات بسیار زیاد دیگری نیز مورد اشاره قرار گرفتند. شاه صمیمی بود و گفت در

عین اینکه شورویها به روی آوردن او «در کل» پاسخ مثبت داده بودند، «نمی خواست از ما پنهان کند که آنها

چندان اشتیاقی نشان ندادند.» او عقیده خرید تعدادی سام از روسها را کنار نگذاشته بود و هنوز اظهار

می داشت که می شود آنها را با تجهیزات پیشرفته آمریکایی در کنار داشت. اما تحت تأثیر این بحثها قرار

گرفته بود که می تواند کاملاً فکر موشکهای زمین به هوا را، چه هاوک و چه اس A 2 را کنار گذارد، و

اشاره کرد که موشکهای نوع دوم در جنگهای ویتنام عدم کارایی خود را نشان دادند.

از طرف دیگر وی مصمم بود که چیزی از شوروی بخرد و از «مقداری توپ ضد هوایی، نفر بر زرهی و

کامیون» نام برد. از قرار معلوم اینها در دسته ای هستند که فراهم آوردن اقلام «اساسی، پیشرفته و حساس»


صفحه 351

توسط آمریکا را دچار اشکال نخواهند کرد.

بر اساس احتمال، به نظر می رسید که تدارکات جدید اعتبار 200 میلیون دلار بدین ترتیب توافق شد،

اما چند مورد نامشخص همچنان باقی ماند. البته اصلی ترین آنها این بود که آیا و به چه میزان ایران باز قصد

خرید تجهیزات نظامی از شوروی را دارد؟ دیگر اینکه آیا خرید تجهیزات دریایی از بریتانیای کبیر

هم زمان با تدارکات اعتبار 200 میلیون دلار انجام خواهد شد و در این صورت تأثیر چنین اقدامی بر

معامله چه خواهد بود؟ اگر این دفعه ایران خرید موشکهای زمین به هوا را لغو کند مقداری انعطاف ممکن

است حاصل شود. معلوم بود که مهمات عادی ضد هوایی از منابع غیر آمریکایی خریداری خواهد شد، و

این معقول بود. بالاخره به هر قیمت اساس کار خرید نیازهای ایران از آمریکا خواهد بود، زیرا شاه خیلی

نگران آن بود. اما به دلایل سیاسی، خواست او به خرید از منابع غیر آمریکایی و استفاده آمریکا از بررسی

سالیانه برای مهار کردن او، مسلم بود که مشکلاتی را در آینده برایش پیش آورد. گذشته قراردادهای

خرید نظامی، و جریان نزدیک به بحران فعلی، این طور نشان می دهند که چنین قراردادهایی هیچ گاه

آن طور که در آغاز پیش بینی می شوند، طول نمی کشند.

12 استنباطها: وضع مضطربی که در رابطه با فشار فعلی ایران برای خرید نظامی بیشتر پیش آمده

است همیشه می تواند عود کند، اما در حال حاضر به نظر می رسد که تحت کنترل در آمده باشد. در این برهه

مفید است که بعضی مضامین سیاسی این جریان را تا آنجا که معلوم شده است، بررسی کنیم. البته لازم

نیست که بر روی این واقعیت که ارزیابی های ایران و آمریکا برای درجه فوریت تهدید اعراب توجهمان را

معطوف بخود سازد، اگر چه شایسته است به طور گذرا به خاطر آوریم (رجوع به بخش 5 بالا) که تیم

بررسی نظامی که مأموریتشان از جانب رئیس جمهور بود، به طور کلی موافقت کردند که «اتحاد سیاسی و

فرماندهی مشترک بین مصر و عراق تهدیدی مستقیم و خطرناک برای ایران است».

مهمترین مضمون خیلی ساده این است که روابط بین ایران و آمریکا از زمان یادداشتهای تفاهم 1962

و 1964 خیلی زیاد تغییر یافته است. این قابل فهم است، اینک وضع اقتصادی ایران خیلی بهتر است، و

موقعیت داخلی شاه بسیار قوی تر است و او به میزان معینی ایران را با جریان ناسیونالیسم آفریقا آسیایی

هماهنگ ساخته است. ایران بعد از اینکه توسط ما تقویت شده است مانند بسیاری از کشورهای دیگر

اکنون می خواهد که بر پاهای خود بایستد. اما هنوز نمی خواهد که این مفروض باشد، مثلاً هنوز به عنوان

دوست توقع رفتار امتیازآمیز دارد. در این وضعیت امکانات بررسی سالیانه به طور روز افزون از واقعیات

روابط امروز آمریکا با ایران به دور می افتد. یک رابطه واقع بینانه و جامع مستلزم این است که این امر هنگام

استناد به توافق نامه اصلاح شده 1964 در نظر گرفته شود.

اغلب این سؤال مطرح شده است، هنگامی که شاه تهدید به روی آوردن به شورویها برای اسلحه کرد،

بلوف می زد یا نه؟ و جنبه دیگر این سؤال این است که آیا هیچ گاه آمریکا توانایی منع او از چنین عملی را

داشت؟ آیا شکایتهای شاه از آمریکا، نگرانی او درباره «عواقب»،«دستور گرفتن» و رفتاری مثل یک

«نوکر»، همه در عمل توجیهات تصمیم سیاسی بوده باشند که ممکن است مدتها پیش گرفته بود، که برای

نشان دادن استقلال از ایالات متحده روی به شورویها بیاورد؟ آیا هیچ کاری نبود که آمریکا می توانست

انجام دهد، یا هنوز هم می تواند، تا او را از خرید مقداری تجهیزات از شوروی باز دارد؟ ما فکر نمی کنیم که

این سؤالات جواب ساده ای داشته باشند. درست همان طور که در مورد آمریکا نتوانسته ایم هر زمان دقیقا


صفحه 352

مشخص کنیم که حفظ انحصار نظامیمان در ایران چقدر برایمان ارزش دارد، شاه هم که یک آدم دمدمی

مزاج بیش نیست. احتمالاً شاه هم، حداقل در آغاز، نظر مطمئنی نداشت که به کجا می رود و کجا تصمیم

خواهد گرفت که امتیازات سیاسی خرید از شوروی (در رابطه با نشان دادن استقلال) از ضررهای چنین

اقدامی در رابطه با روابط با آمریکا بیشتر می شود. اگر ایالات متحده زودتر پای جلو نهاده بود، و اگر تظاهر

به کنترل اساسی ترین تصمیمات نظامی و اقتصادی باعث برانگیخته شدن او نشده بود، شاید امکان داشت

که او از رفتن نزد شورویها بازداشته شود. به هر صورت، این به معنی آن نیست که بعد از شروع تغییر جهت

سیاست خارجی ایران در پاییز 1965 انحصار تأمیناتی آمریکا در ایران باز هم امکان ابقاء داشت.

اعلامیه علنی ماه نوامبر بدون کمترین مشورت قبلی با مشاورین نظامی شاه صادر شد. در آن آمده بود

که ایران به ارزش 200 میلیون دلار تجهیزات نظامی خریداری خواهد کرد. پیامد آن یادداشت خصوصی

بود که این خرید لزوما از ایالات متحده نخواهد بود (بخش 4) و نشانه آشکاری بود که شاه قبل از آن

تصمیم به تغییر دادن خرید نظامی خود گرفته بود. واقعیت همین است اگرچه او هرچند گاهی این مقصود را

مطابق اوضاع تغییر داده است به اینکه می خواهد ذخیره های جنگی بزرگتری داشته باشد.

تغییر جهت به خودی خود متناقض با منفعت دراز مدت سیاسی ایالات متحده نیست. در حقیقت اگر

جدایی شاه از سیاست خود که تا اینجا صمیمیت زیاد و متکی به ایالات متحده بوده است چندان دور نرود،

شاید امتیازات برجسته ای برای آمریکا داشته باشد. زیرا گرچه رژیم در حال حاضر ثبات بسیار دارد، با

در نظر داشتن جریاناتی که در حال حاضر در این بخش دنیا رایج است، یا شاه یا جانشینانش ناچار

می شوند از آمریکا روی بگردانند. و هر چه بیشتر این روی گردانی به تأخیر بیفتد خشونت بیشتری در آن

خواهد بود.

موضع ایران در حال حاضر اگرچه کمتر متکی و جداتر از صف ماست، می تواند بدین ترتیب عامل

ثبات بیشتر و خطر کمتر در آینده باشد. این ناگزیر تغییر رابطه قیومیت سابق بین آمریکا و ایران در زمینه

نظامی را ایجاب می کند تا به صورت رابطه ای طبیعی تر، سالمتر و به این ترتیب پاینده تر درآید.

مایر

دلایل فروش تجهیزات نظامی به ایران با شرایط مساعد


صفحه 353

سند شماره 2

سری

دلایل فروش تجهیزات نظامی به ایران با شرایط مساعد

1 علیرغم فضای ضد آمریکایی، شاه دوست ما باقی می ماند

1 علیرغم فضای ضد آمریکایی، شاه دوست ما باقی می ماند.

الف) دوستی که در جریان بحرانهای آذربایجان و مصدق به وجود آمد

ب) متفق وفادار سنتو

ج) گروه پزشکی ایران در ویتنام

د) تسهیلات ویژه

«آگاهی فزاینده دشواریهای بالقوه اقتصادی»

1 برنامه عمران اقتصادی شتاب مؤثری به دست آورده است و هفتاد و پنج درصد از درآمد نفتی ایران

به عمران اقتصادی اختصاص یافته و سال گذشته رشد متوسط حدود 10 درصد بوده است.

2 اداره اقتصاد ایران با سیاستهای روشنفکرانه ای که نشانه آگاهی فزاینده مشکلات بالقوه اقتصادی

است به مراتب بهبود یافته است.

3 پیشبرد جریان صنعتی شدن با شرکت فزاینده سرمایه شخصی ایرانی و خارجی در سطح عالی قرار

گرفته است.

4 اصلاحات بودجه ای رهبران ایران را قادر ساخته است، تا تصویر روشنتری از هر زمانی در گذشته

درباره منابع مالی در دسترس برای حکومت و موارد استفاده دیگر آنها داشته باشند.

5 اصلاحات ارضی، مالکیت زمین را در 80% از روستاهای ایران تغییر داده و در حدود یک میلیون

خانواده روستایی فراهم کرده است و اکنون سرگرم تمرکز و قدرت استحصالی کشاورزی و سطح و زندگی

روستایی است، که به نحو منحصر به فردی به مورد اجرا گذاشته شده است.

6 برنامه اقدامات مدنی نیروهای مسلح ایران آموزش و پرورش و بهداشت و راهها و آب و سایر

نعمتهای بهبودی را به هزاران روستای ایرانی می آورند.

7 سپاه دانش با تقریبا 20 هزار سرباز وظیفه آموزش دیده و به روستاها فرستاده شده است تا

خواندن و نوشتن بیاموزند.

8 سپاه بهداشت مرکب از پزشکان نظام وظیفه و کارمندان بهداشت، 350 گروه را برای بهبود شرایط

بهداشت در روستاهای سراسر ایران فرستاده است.

9 آموزش حرفه ای به وسیله نیروهای مسلح فراهم شده و به سربازان وظیفه که در روستاها در

سراسر ایران به کار می روند، مهارتهای سودمندی را داده است.«شایستگی اعتبارگیری طبق نظر بانک

بین المللی عمران روستائی». سفارت با نظر بانک بین المللی روستایی مبنی بر اینکه ایران شایسته گرفتن

اعتبار است سهیم است. ظرف چهار چهار سال گذشته بازپرداخت وامهای رسمی ایران از برداشتهای آن

در مورد این وامها فزونی داشته است و در سال های 1965 و 66 سال ایرانی پرداخت بدهی، تنها 7%

درآمدهای ارز خارجی جاری مملکت را تشکیل داده است. نظر به اینکه درآمد ایران از نفت و صادرات

سایر اقلام مدام رو به افزایش است، ایران می تواند از خارج به نحو فزاینده ای وام بگیرد.

برآورد مبالغی که ایران می تواند بدون زیان به شایستگی اعتبارگیری خود وام بگیرد. بیش از رقم

محافظه کارانه 200 میلیون دلار در سال برای چند سال آینده بر اساس شرایط معقول است.

هرچند حکومت تعدادی طرحهای بزرگ اقتصادی که مستلزم مصالح و تجهیزات وارداتی در نظر

گرفته، بعضی از طرحهای بزرگتر به شکل کالا پرداخت خواهد شد و بسیاری از طرحهای دیگر به آن

سرعت که حکومت مایل است قابل اجرا نخواهد بود. بنابراین سفارت معتقد است که برنامه عمران

اقتصادی ایران تمامی ظرفیت وام گیری خود را ظرف چند سال آینده جذب نخواهد کرد و ظرفیت قابل

ملاحظه ای برای بازپرداخت اعتبارهای نظامی وجود خواهد داشت.

با یک احتساب محافظه کارانه ایران استطاعت آن را خواهد داشت، که سالیانه لااقل 30 میلیون دلار

برای اعتبارهای نظامی ظرف چند سال آینده بپردازد.

«این موفقیت دیگری برای شوروی در، از میدان بردن نفوذ ایالات متحده خواهد بود.»

الف) موفقیتهای شوروی تاکنون: اتحاد با آرزوهای ملی

1 طرح ذوب آهن 286 میلیون دلار (شامل صنایع ماشین ابزار و گاز طبیعی) با این استدلال که غرب

نخواسته است تحویل دهد.

2 موافقتنامه های پایاپای سالیانه با اتحاد شوروی، لهستان، چکسلواکی، مجارستان، رومانی و

بلغارستان.

3 دیدار شاه در تاریخ ماه ژوئن 1965 از اتحاد شوروی و برنامه های دیدار از رومانی، لهستان،

بلغارستان و مجارستان ظرف پنج ماه آینده دیدارهای فزاینده در سطح عالی.

4 برنامه مبادلات فرهنگی فعالی هنرمندان، تیم های ورزشی، فیلمها، مذاکرات درباره موافقت نامه

فرهنگی با اتحاد شوروی که تقریبا منعقد شده است، تعداد فزاینده کتابهای شوروی در ایران.

5 در سال 1965 ایران بزرگترین دریافت کننده کمک از شوروی بود.

6 سایر موافقتنامه ها هواپیمایی کشوری، ترانزیت، شیلات دریای خزر، سد ارس، بندر پهلوی و

سیلوهای گندم.

ب) هدفهای کنونی شوروی: بیرون راندن غرب

1 رادیوی صدای ملی ایران در باکو که به وسیله شوروی اداره می شود حمله می کند به: سفارتهای

آمریکا و انگلیس، آرمیش مگ، اداره اطلاعات آمریکا، ایستگاه رادیو تلویزیون ارتش آمریکا، سنتو،

ایرانیان تحصیلکرده در آمریکا و کنسرسیوم نفت.

2 رادیوی پیک ایران تحت کنترل حزب توده در بلغارستان حمله می کند.

3 رادیو مسکو انتشار کتابی را در شوروی که تصویر کننده کمک آمریکا به ایران به عنوان علت

دردسرهای اقتصادی ایرانیان است که مورد بررسی قرار می دهد.

ج) صحنه آخر: به دریا انداختن ملی گرایان ایران

1 هدف دراز مدت اعلام شده از سوی مولوتف در سال 1940 همان مانده است. منطقه ای که در

جنوب بندرهای باتوم (دریای سیاه) و باکو (در دریای خزر) در جهت خلیج فارس قرار گرفته است از

مرکز آرزوهای اتحاد شوروی.

2 روابط جدیدی در شرف تکوین است: سالمتر و پایدارتر

2 روابط جدیدی در شرف تکوین است: سالمتر و پایدارتر.

الف) ایران بر روی پاهای خود می ایستد (هدف ما بود)

ب) برنامه های مؤسسه بین المللی عمران آمریکا به تدریج از مرحله خارج می شود.

ج) به نظر می رسد که تقریبا به طور کامل پشت کرده ایم

د) مرحله انتقالی باید چنان باشد که از سرمایه گذاری ما (یک میلیارد و ششصد میلیون دلار) حمایت شود.

ه) شاه حاضر برای خرید است ولی خواستار رفتار مساعدتری از لحاظ شرایط است.

3 اندکی افزایش هزینه نظامی قابل توجیه است

3 اندکی افزایش هزینه نظامی قابل توجیه است.

الف) تأسیسات نفتی ثروت را به نحو فزاینده ای آسیب پذیرند.

ب) تجهیزات توصیه شده جنبه دفاعی و پر کردن شکافها را دارد. (دفاع هوایی)

ج) توانایی ایران به نحو مشخصی پایین تر از جمهوری متحده عربی، ترکیه و حتی عراق است.

د) شاه می خواهد با تهدیدهای منطقه ای مقابله کند (ویتنام ایرانی نباید باشد).

ه) هدفها: بازدارندگی و اتکای به خود.

و) نیازهای تأیید شده بر اساس بهترین قضاوتهای نظامی ایالات متحده.

4 توانایی اقتصادی ایران را نباید دست کم گرفت

4 توانایی اقتصادی ایران را نباید دست کم گرفت.

الف) ایران در رونق است که از پنج سال پیش تاکنون تفاوت دارد.

ب) برنامه اصلاحات ارضی، سپاه دانش و سپاه بهداشت بسیار برجسته است.

ج) طبق اظهار بانک بین المللی عمران روستایی شایستگی دادن اعتبار دارد.

د) درآمد نفتی سالیانه 500 میلیون دلار و در شرف افزایش است.

ه) آگاهی رشد یابنده درباره دشواریهای بالقوه اقتصادی.

و) سایر کشورها برای دادوستد با ایران رقابت می کنند.

5 زنجیره واکنشهای نامساعد، اگر پاسخگویی ما نارسا باشد

5 زنجیره واکنشهای نامساعد، اگر پاسخگویی ما نارسا باشد.

الف) ایران از جای دیگر خریداری خواهد کرد و الگوی ایالات متحده را نقص خواهد کرد. (میگها به مبلغ