بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 400

بهره برداری برای عناصر رادیکال و ضد رژیم باشد. لذا ایالات متحده یک توجه اساسی در ثبات

بلندمدت ایران تحت حکومتهای منطقا دوست نسبت به آمریکا دارد که احتمال نداشته باشد بر علیه ما

اقدام کنند. به همین دلیل به نفع ایالات متحده است که رفتار دوستانه ای میان مردم ایران نسبت به آمریکا

پرورش و ادامه یابد.

هدفهای ایالات متحده:

هدفهای آمریکا که ناشی از منافع فوق الذکر است، به ترتیب زیر می تواند تنظیم شود:

تقویت و کمک به توانایی و خواست ایران برای داشتن یک نقش با ثبات و مسئولانه در امور بین المللی، به

خصوص در خلیج فارس.

برقراری روابط دو طرفه نزدیک و تعاونی به وسیله ادامه دسترسی دوستانه به تصمیم گیرندگانی که در

مورد منافع آمریکا مؤثرند.

ابقای دسترسی بلا اشکال به کریدور هوایی ایران ترکیه و بنادر ایران.

تأمین برقراری و نگهداری و استفاده بلامانع از تسهیلات اطلاعاتی و نظامی در قلمرو ایران.

تأمین دسترسی به بازار ایران جهت کالاها و خدمات آمریکا و برقراری یک جو مساعد برای

سرمایه گذاریهای بخش خصوصی آمریکا.

تأمین دسترسی قابل اطمینان به نفت و مواد معدنی ایران به قیمتهای قابل تحمل برای خودمان و سایر

اعضای OECO

تشویق ایران به تجدید جریان ازدیاد درآمد حاصل از نفت به نحوی که اثر نامطلوب قیمتهای بالاتر نفت

را در موازنه پرداختهای کشورهای مصرف کننده، منجمله ایالات متحده، به حداقل برساند.

کمک به ثبات داخلی سیاسی ایران در بلند مدت و گسترش رفتار مطبوع میان ایرانیان نسبت به آمریکا.

شرایط ایران به طور اساسی مساعد تعقیب این هدفهای خط مشی می باشد. شاه قویا طالب آن چیزی

است که می خواهد ایران در زمان حیاتش به آن برسد، و این خواست لااقل تا یک اندازه معین متمم

خواست ما است. خواه ایران به موقعیت «قدرت جهانی» که جزء آمال بزرگتر شاه است، برسد یا نرسد.

هدف عمده او یک جامعه با ثبات و متجدد است که چه از نظر نظامی و چه از نظر صنعتی قوی باشد. مهمتر

از همه، واضح است که شاه از آمریکا انتظار دارد که نقش اصلی را در کمک به ایران جهت نیل به هدف،

مخصوصا در زمینه نظامی، بازی کند. به خاطر مطالب فوق الذکر، ما موفق شده ایم که اکثر هدفهای

خط مشی خود را به طور چشمگیری تأمین نماییم. ایران به طور متزایدی یک کشور دینامیک و متکی

بخود و قوی شده است که نسبت به ایالات متحده دوست و در اکثر موارد مفید به منافع ما است. ایران با

قدرت جدیدش به یک دید استقلالی رسیده است که ممکن است منجر به تفاوتهایی بشود، ولی منافع

ژئوپلیتیک ما معمولاً موازی یکدیگر بوده؛ همچنان که نظرات ما در اکثر مسایل مهم منطقه ای و بین المللی

چنین است. روابط ایران و آمریکا عالی است و ما از وضع ممتازی در ایران بر خور داریم. هر چند که این

روابط بدون اشکالات و نگرانیهای خط مشی نیست.

مشکلات و نگرانیهای مربوط به خط مشی

مشکلات و نگرانیهای مربوط به خط مشی

تنها اختلاف مهم در مورد خط مشی میان ایران و ایالات متحده ناشی از دیدگاههای مربوطه ما در


صفحه 401

مورد قیمتهای نفت و عرضه آن می باشد. شاه و دولت او، هر چند که به مقیاس اوپک، میانه روی در بحثها را

قبل از افزایش قیمت در دسامبر 1973 رعایت می کرده و از ناراحتی آمریکا آگاه است، اما نسبت به سطح

قیمت فعلی متعهد است. اختلافات ما در مورد نفت هنوز اثر زیادی در سایر قسمتهای روابط دو جانبه ما

نداشته است. لیکن تأخیر در حل این مسئله، نگرانی را در شاخه اجرائی و کنگره آمریکا افزایش می دهد و

بعضی از اعضای آنها شروع به اظهار عدم رضایت در خصوص فقدان پیشرفت در ترغیب کشورهای

تولیدکننده نفت، منجمله ایران، برای تقلیل قیمتها نموده اند. به علاوه انتقاد ایران از وضع عربستان سعودی

در این مسئله، تلاشهای ما را برای تشویق عربستان در رعایت خط مشی های سازنده تولید نفت دچار

اشکال می کند.

یک مشکل اساسی دراز مدت که در مورد خطی مشی ما راجع به ایران وجود داشته، اتکای روابط

دوستانه ما با ایران روی رفتار و طرز تفکر یک نفر یعنی شاه است، که قبلاً هم به آن اشاره شد. واقعیات

سیستم سیاسی ایران چنان است که در تحلیل نهایی، تنها دیدگاهی که به حساب می آید، نظرات شاه است

که کلیه تصمیمات مهم را خودش می گیرد و خط مشی ما الزاما با این وضع تنظیم می شود. در جامعه

بسته ای مثل ایران، چندان اطلاعی از تفکر مردم در دست نیست، و هیچ راهی برای پیش بینی عواقب مرگ

یا عزل شاه وجود ندارد که بتوان گفت در آن صورت ثبات و رفتار خارجی ایران نسبت به آمریکا چگونه

خواهد بود. خوشبختانه روابط نزدیک ما با ایران برای بیش از دو دهه وجود داشته است و ایرانیان یک

نسل یا بیشتر در رابطه با ما و اتکا به ما خو گرفته اند. دلایلی وجود دارد که بتوان امیدوار بود از اینکه

مقداری از روابط ما با ایران بعد از شاه زیر بار تغییراتی خواهد رفت. سؤال در اینجا است که این تغییرات

چه اندازه و در چه مواردی خواهد بود. سازندگان و مدیران سیاست ایالات متحده نسبت به ایران مواجه با

یک عامل ظریف و نامطمئن می باشند که باید آن را در محاسبات خود به حساب بیاورند.

بعضی از جنبه های روابط ما با ایران با خط مشی های ایالات متحده نسبت به سایر مناطق برخورد

دارد؛ که این امر نگرانیهایی در مورد آثار بلند مدت احتمالی آنها ایجاد می کند. فی المثل، فروش وسایل

نظامی آمریکا و مستشاران فنی تا اندازه زیادی مسئول قدرت مسلط بودن ایران بر خلیج فارس بوده اند. با

توجه به جهت گیری کلی سیاست ایران و وابستگی نزدیک ما، این امر در بیشتر موارد یک توسعه مثبت از

نظر منافع ایالات متحده بوده است. اما قدرت تسلیحاتی ایران یک عدم توازن نظامی میان ایران و سایر

کشورهای خلیج فارس و عمدتا عراق و عربستان، ایجاد می کند. در مورد عربستان سعودی، این وضع

یک مخاطره روزافزونی به وجود می آورد از اینکه عکس العملی باعث به خطر انداختن روابط حسنه ما با

آن کشور (عربستان) بشود. علاوه بر آنکه همکاری ایران و عربستان را، که ما درصدد تشویق آن هستیم تا

یک پایگاه تأمین ثبات و امنیت در خلیج بشود، غیر ممکن می سازد. در مورد عراق، تاریخچه طولانی

برخورد مداخله متقابل میان بغداد و تهران، ممکن است عراق را وادار کند که برای حمایت متقابل بیشتر به

طرف شوروی متمایل شود، و در نتیجه صحنه برای بهبود روابطمان با عراق در اثر عرضه وسایل نظامی به

ایران، دچار اشکال شده است. زیرا عراق آن را در زمینه حوادث اخیر مرزی خود و کمک ایران به

شورشیان کرد، علت تلقی می کند.

ابعاد پیچیدگی روابط ما با ایران، که به طور فزاینده ای در حال گسترش است، یک نگرانی خاص برای

دست اندرکاران خط مشی آمریکا ایجاد می کند. و آن اینکه چگونه در یک موقعیت فوقانی قرار داشته


صفحه 402

باشیم که عکس العملهای ما در قبال مشکلاتی که بروز می کند، با پیشنهادات جدیدی که به عمل می آید

(مخصوصا از طرف شاه) با اطلاع از کلیه عواقب احتمالی آنها باشد. از جمله این عواقب، اثرات ثبات و

پیشرفت داخلی ایران، تقاضا در مورد منابع انسانی و مادی آمریکا، و آثار هدفهای سیاسی آمریکا در

سایر مناطق می باشد. تنها در زمینه نظامی ما به مقدار فوق العاده ای با ایران همکاری می کنیم. از زمان

دستورالعمل 1972 رئیس جمهوری آمریکا در مورد خط مشی اسلحه، که عمدتا تصمیم گیری در مورد

خریداری وسایل نظامی را به دولت ایران واگذار کرد، شاه برای مجموعه وسیعی از اسلحه و مهمات و

تجهیزات و تخصص فنی مربوط به ما روی آورده است، علاقه او نه تنها شامل سیستمهای عمده تسلیحات

است، بلکه شامل سیستمهای پیچیده کنترل و فرمان و رادار و اطلاعات می شود. شاه همچنین علاقه مند

است که ایران بتواند بعضی از اقلام نظامی آمریکا را، منجمله بعضی از انواع موشک را، بسازد و تسهیلات

تعمیراتی وسیعتری برای اقلام دفاعی موجودش فراهم آورد. بعضی از درخواستهای شاه ممکن است در

این مرحله از توسعه ایران، زیادی جاه طلبانه باشد و برای ما انجام آنها مشکل و یا به مصلحت نباشد. این

مسایل مستلزم برخورد محتاطانه است تا از اخلال در روابط ما احتراز شود.

از آغاز سال 1972 تا کنون ما به ایران بیش از 7 میلیارد اسلحه و تجهیزات فروخته ایم که تحویل آنها

تا سال 1978 طول می کشد. ما بر اساس یک باز پرداخت، تیمهای کمکی و فنی وزارت دفاع DODرا

عرضه می داریم که با مأموریت مستشاری ما متفاوت است (ARMISH/MAGG). و این امر برای فراهم

آوردن تخصص فنی جهت تسهیل ادغام این لوازم جدید در نیروهای مسلح ایران است. تعداد زیادی از

پرسنل قراردادی دفاع غیر نظامی آمریکا نیز کمک به امر تلفیق این وسایل و تسهیلات می نمایند. تا کنون

حدود 15000 نفر کارمند غیر نظامی، از این دست در ایران به کار گرفته شده و انتظار می رود که این تعداد

تا سال 1978 به 000/12 نفر افزایش یابد (که علاوه بر آنها شاید 000/30 نفر از بستگانشان نیز باشند) و

این مسئله یک دسته مشکلات از نظر تنظیم فرهنگی و روابط اجتماعی متقابل برمی انگیزد.

علاوه بر این وابستگی های نظامی، ما دارای مناسبات صمیمانه با ایران در چندین دسته از فعالیتهای

اطلاعاتی و امنیتی می باشیم. شرکتهای خصوصی آمریکایی درصدد برقراری سازمانهای مشترک در

زمینه های متعدد صنعتی و بازرگانی با شرکتهای ایرانی می باشند. اخیرا موافقت کرده ایم که اورانیوم تصفیه

شده ای را برای دو ایستگاه اتمی فراهم کنیم، تا شاه بتواند کار یک صنعتی اتمی را راه بیندازد. احتمال دارد

سایر نقل و انتقالات مهارتهای صنعتی و تکنولوژیکی آمریکایی به ایران در آینده نزدیکی دنبال شود.

مشکلات و نگرانیهای ذاتی در خط مشی ما نسبت به ایران دلالت بر نیاز به یک مکانیسم وابسته جهت

نظارت و هماهنگی عوامل مرکب روابط فوق العاده و چند جانبه ما با ایران می کند. آثار و عواقب این امور

برای منافع آمریکا چه در ایران و چه در جاهای دیگر باید درک شود تا بتوانیم یک خط مشی درست اتخاذ

کنیم و تصمیمات عملیاتی بگیریم. به علاوه نیاز به یک بررسی درباره خط مشی های بلندمدت آمریکا

نسبت به ایران وجود دارد تا بشود تحلیل لازم را جهت اخذ تصمیمات خط مشی به دست آورد. دو پیشنهاد

اصلی مطرح شده در قسمت دوم تحت مدیریت، مربوط به این نکات است.

منابع

منابع اختصاص یافته برای حمایت از هدفهای خط مشی آمریکا در ایران به صورتی که در جدول منابع


صفحه 403

در ضمیمه Iمی باشد، به طور دربست کافی نیست. چنانچه بخواهیم که آنها کاملاً جوابگوی احتیاجات

خط مشی باشند، بعضی از رده ها باید به طور عمودی اصلاح شود.

نیاز مبرمی به افزودن دو بخش به ساختمان موجود سفارت وجود دارد. این بخشها جای مناسب را

برای قسمت کنسولگری که شدیدا مورد احتیاج بوده و میزان کارش از حدود ستادهای موجودش فزونی

گرفته است و نیز جهت قسمت اقتصادی و وابسته های دفاعی که کارشان شلوغ شده است، فراهم خواهد

آورد. علاوه بر آن، بودجه ای جهت ساختن یک پاویون بازرگانی در محوطه سفارت لازم است تا بتوان

فعالیتهای دفتر تجاری و مرکز بازرگانی را از نظر محل در یک جا گرد آورد. (رجوع شود به یادداشتهای

بازرسان در مورد امور اقتصادی و بازرگانی و درباره عرصه و اعیان).

وابستگی های روزافزون ایران و آمریکا در خصوص طیف وسیعی از فعالیتها منجر به هجوم وسیعی از

آمریکاییها به تعدادی از استانها می شود که شاه می خواهد در آن محلها تسهیلات دفاعی را افزایش داده و

رشد صنعتی را مورد تأکید قرار دهد. برای ارائه سرویس و حفاظت مناسب به این جماعات متفرق

آمریکایی و جهت تأمین مسئولیتهای تجارتی و گزارشی این مناطق تصمیم گرفته شد که کنسولگری

اصفهان را باز نموده و کنسولگری موجود در خرمشهر را به شیراز متصل نماییم. به علت محدودیتهای

بودجه طرحهای فعلی مستلزم پر کردن اولیه دو پست است که باید با انتقال یک پست تصدی خرمشهر تا

اصفهان و دوتای دیگر به شیراز تکمیل گردد. در عین حال که این ترتیبات سبب عملیاتی شدن پستهای

جدید می شود. برای رسیدگی به کارهای اصفهان و شیراز کافی نخواهد بود.باید مقرر شود که هر چه

زودتر دو متصدی دیگر، یکی برای هر پست، فراهم شود. (رجوع شود به یادداشت بازرس در مورد

پرسنل)

کنسولگری تبریز، که اهمیت آن در گزارش بازرسی قبلی 1972 مطرح شده بود، نمایندگی منبعی را

خواهد داشت که کمک عمده ای می نماید و این کمک کاملاً موجه است. از آن گذشته، باید چنان با دقت

کارمندانش تأمین شود که توانایی بالقوه آن کاملاً تضمین شود. (رجوع شود به یادداشت بازرس در مورد

ادامه کار کنسولگری تبریز)

مرور بر سایر فعالیتهای آمریکا در ایران، این سؤال را مطرح می کند که آیا برنامه های فعلی اداره

اطلاعات آمریکا و سپاه صلح در ایران استفاده احسن را از منابع مورد دسترس خود به دست می آورند، یا

خیر؟ این موضوع پیشنهادات ارائه شده در بخش دوم مدیریت است. سرّی

بخش دوم: مدیریت (پیشنهادات 1 تا 6) تنظیم (صورت بندی) خط مشی

سرّی

بخش دوم: مدیریت (پیشنهادات 1 تا 6) تنظیم (صورت بندی) خط مشی

وابستگی چند جانبه ایران و آمریکا در زمینه های نظامی، اطلاعاتی، تجارتی و فرهنگی در چندین

سال گذشته همراه با جریان تقریباً مداوم بررسی خط مشی بوده است. سفارت و قسمت هدایت کننده کشور

تحت رهبری معاون نخست وزیر در NEAبه طور فعال در این جریان مشارکت داشته اند. این امور برای

نیازهای خط مشی ما در ایران حساسیت آور بوده و اهمیت برقراری تنظیم دقیق منابع را برای خط مشی

ایجاب می نماید. علاوه بر سفارتخانه و قسمت هدایت کننده کشور S/P، PM، EB، SCIدر وزارت امور

خارجه در جریان صورتبندی خط مشی قرار دارند.


صفحه 404

هرچند که تصمیم اصلی برقراری خط مشی تسلیحاتی ما به وسیله رئیس جمهور پس از ملاقات با شاه

در سال 1972 گرفته شد، اما «قسمت هدایت کننده کشور» در تکمیل خط مشی های عملیاتی برای کاربرد

دستورالعمل در ایران معاضدت نموده است. همکاری با PMو (وزارت) دفاع نیز صمیمانه بوده است.

«قسمت هدایت کننده کشور» نقش مهمی در هماهنگی داده های مختلف در جریان صورت بندی

خط مشی دارد. رئیس جدید نشان می دهد که به همان اندازه نسبت به مسایل خط مشی و احتیاج برای

تصمیمات به موقع در مورد مشکلات خط مشی حساس است، که رئیس قبلی. شاهد اقدام «قسمت هدایت

کننده کشور» در این مورد، تهیه یک طرح منسجم تجدید نظر شده بود که شامل مسئله فوت یا عزل شاه

می گردیده و اینکه در صورت وقوع چنین حادثه ای چه اختیاراتی از نظر خط مشی برای آمریکا مطرح

می شود. این نوشته فعلاً تحت بررسی سفارت جهت اظهار نظر و تشریک مساعی است. نمونه دیگر از

همکاری نزدیک سفارت و «هیئت اداره کشور» در تنظیم یک سری مبادله (اطلاعات) است بین آنها، در

خصوص پیشنهاداتی جهت گسترش کمیسیون مشترک برای همکاری با ایران.

تعدادی از مهمترین تصمیماتی که در روابط ما با ایران مؤثر بوده است در رده رئیس جمهوری، مشاور

امنیت کشور و وزیر (امور خارجه) اتخاذ شده است. «قسمت هدایت کننده کشور» در مراحل اولیه این

جریان فعال است، اما مایل است کمی اطلاعات در مورد تصمیمات اتخاذ شده داشته باشد. گذشته از این

امر، ارتباط و هماهنگی میان شرکت کنندگان در تنظیم خط مشی خوب بوده است و اجرای روابط ما را با

ایران برای ادامه کار، به نحوی که به طور مناسب جوابگوی نیازمندیهای کوتاه مدت ما باشد، ممکن

ساخته است. لکن بعضی از کسانی که از واشنگتن در این جریان مشارکت دارند، با توجه به حجم

دائم التزاید وابستگی ما با ایران در زمینه نظامی و اطلاعات، در آثار بلندمدت، که باید چهارچوبی باشد

جهت بررسی و ارزیابی عواقب خط مشی در مورد تصمیماتی که برای اتخاذ آنها احضار شده اند، وجود

ندارد.

پیشنهاد به وزارت (امور خارجه)

پیشنهاد به وزارت (امور خارجه)

1 دایره NEA به گروه هم بسته وزارتی خود دستور دهد که یک بررسی در مورد خط مشی بلندمدت با

توجه به روابط ما با ایران به عمل آورد.

اجرای خط مشی

خط مشی ماهرانه و به طور مؤثر اجرا می شود. در مورد اجرای کلی روابط با ایران یک هماهنگی عالی

میان «قسمت هدایت کننده کشور» و سفارت وجود دارد. این دو دارای کارمندان شایسته و رهبری توانا

می باشند. هماهنگی میان وزارت امور خارجه و سایر وزارتخانه ها و سازمانهای درگیر در اجرای

خط مشی در واشنگتن به طور کلی خوب است اما امکان بهبود نیز هست. خزانه داری مایل است که یک

طرفه و بدون مشورت، مخصوصاً در موضوعات بین المللی نفت، عمل کند. برنامه فروش (مهمات) نظامی

ما به ایران مستلزم رابطه نزدیک میان وزارت امور خارجه و وزارت دفاع است. اما گاهی اوقات امر

مشاوره به خوبی صورت نمی گیرد، چون مکاتبات وزارت دفاع بدون رخصت متناسب از طریق وزارت

امور خارجه به هیئت نظامی آمریکا در ایران ارسال می شود.

سفیر (آمریکا در ایران) می تواند شاه را هر وقت که بخواهد فوراً ببیند و از آن گذشته، گاهی اوقات


صفحه 405

همچنین به وزیر متنفذ دربار، نخست وزیر و سایر مقامات کلیدی نظامی و غیر نظامی دسترسی دارد. وی

آشنایی گسترده ای با سایر مقامات ارشد دولتی، مجلس، تجار عمده، دانشگاهیان و دیگر گروههای

روشنفکر دارد. قائم مقام میسیون، در صورت لزوم دسترسی به افسران نظامی، مقامات زیر کابینه و وزراء

دارد و مستشاران سیاسی و اقتصادی با رده های مناسب دولتی و بخش خصوصی تماس خوبی دارند. به

طور کلی تماسهای میسیون بسیار خوب بوده و حوزه وسیعی از صحنه ایران را فرا می گیرد.

در حال حاضر، هنوز هم دولت ایران در مورد کلیه تصمیماتی که در سطح بالا اتخاذ می شود بسیار

مقتدر است. مسایل اساسی مهم و موضوعات طرفینی در سفیر و شاه با وزارت دربار رسیدگی می شود و

گرایش به نادیده گرفتن وزارت امور خارجه (ایران) دارد. چون تماسها و مذاکرات در چنین سطحی

صورت می گیرد، ناگزیر بسیاری از مکاتبات مربوطه از طبقه بندی فوق العاده برخوردار بوده و به طور

بسیار محدود توزیع می شوند. اما سفیر این نکته را برای خودش محفوظ کرده است که کلیه همکارانش در

مأموریت (میسیون)، که احتیاج داشته باشند، از مسایل مطلع شوند.

رئیس هیئت نظامی آمریکا در ایران، به عنوان مقام ارشد نظامی آمریکا در ایران، کنترل غیر رسمی اما

مؤثری در همه یگانهای آمریکایی که تعدادشان بیش از بیست واحد است و در ایران عمل می کنند، به عمل

می آورد، یکان DAO مستثنی است. او به عنوان نقطه تماس سفیر با فعالیتهای نظامی آمریکا در این کشور

عمل می کند. از یک طرف او کانالی است که سفیر را در جریان امور قرار می دهد و از طرف دیگر وسیله ای

است برای رساندن دستورالعمل های سفیر به هیئت نظامی آمریکا در ایران. با ایفای یک نقش عمده توسط

کارمند امور نظامی و سیاسی سفارت در این جریان، هماهنگی به طور نزدیک و فوری انجام می گیرد.

رئیس هیئت مستشاران نظامی آمریکا در ایران نه تنها با افسران ارشد نظامی ایران به طور مرتب ملاقات

می کند، بلکه به طور متناوب با شاه نیز دیدارهایی دارد. این گونه دیدارها حتماً چه قبل و چه بعد از انجام

آن، با سفیر مورد بررسی قرار می گیرد.

تنها مقام دیگر آمریکایی که گاهگاهی با شاه ملاقات می کند، رئیس سیا (CIA=SRF) است. باز هم

سفیر قبل و بعد از این ملاقاتها به طور کامل در جریان قرار می گیرد. در این مورد موضوعاتی که باید مطرح

به دقت توسط سفیر مورد موشکافی قرار می گیرد. رئیس SRFوظایف نظارتی و هماهنگی چندی در

سایر مقامات کلیدی نظامی و غیر نظامی دسترسی دارد. مورد عملیات امور اطلاعاتی آمریکا در ایران

دارد، به استثنای چند مورد که توسط DATT(وابسته دفاعی) انجام می شود. البته سفیر نیز به طور کامل در

جریان این عملیات اطلاعاتی قرار دارد. اجرای خط مشی و انجام روابط با ایران، به طور کلی به وسیله

ایجاد نوعی مکانیسم سطح بالا با نظارت و هماهنگی در کلیه زمینه های همبستگی آمریکا در ایران در

امور نظامی، اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی و تکنولوژی، تسهیل می شود و این امر توأم با این نظر است که

برای تعیین کنندگان خط مشی و مدیران، روشن ترین تصویر ممکن را در مورد نتیجه روابط مختلف ما و

عواقب آن برای آمریکا در ایران و جاهای دیگر فراهم آورد.

پیشنهاد به وزارتخانه

پیشنهاد به وزارتخانه

2 دایره NEA در مورد مسئله تأمین نظارت و همکاری کافی در سطح بالایی از وابستگی آمریکا در

ایران تحقیق نماید. به عنوان یک احتمال می تواند از امکان معاون وزارت (امور خارجه) بخواهد که گروه


صفحه 406

رابط وزارتخانه ای NEA به این وظیفه بپردازند.

استفاده از منابع برای انجام هدفها

استفاده از منابع برای انجام هدفها

سفیر و قائم مقام میسیون (مأموریت)، رهنمودهای کلی مؤثر و نیرومندی برای مدیریت منابع میسیون

می دهند. آنها همچنین یک رابطه نزدیک و همکاری مؤثر میان سفارتخانه و کنسولگری های تبریز و

خرمشهر ایجاد می نمایند. خرمشهر از راهنمایی و حمایت خوب سفارت برخوردار بود و مسئولان

سفارتخانه تشخیص دادند که بازدیدهای متناوب از پستهای مورد شمول، مطلوب است.

گزارش سیاسی معمولاً از کیفیت عالی و به موقع برخوردار است. اما در پوشش بعضی از عوامل اصلی

وجود دارد که دسترسی به آنان مخصوصاً مشکل است. از جمله رهبران مذهبی، نظامی و مخالفان سیاسی

رژیم؛ چنان که در ذیل آمده است مدیریت ارشد درصدد معاشرت به بخش سیاسی است تا راههایی برای

حل این مشکل پیدا کند. همچنین نیاز برای گزارشات تحلیلی محسوس تر است و در ماههای اخیر بخش

سیاسی تهیه یک سری از گزارشات را بر عهده گرفته است، تا این وضع را چاره کند. هم بخش سیاسی و هم

بخش اقتصادی و بازرگانی از بابت وقتی که توسط ملاقات کنندگان رسمی و خصوصی آنها گرفته می شود،

رنج می برند. بخش اقتصادی و بازرگانی با کیفیت بسیار مؤثری در رویارویی با تقاضاهای بسیار متزاید

در خصوص گزارشات خدمات تجاری و مشاوره بازرگانی ملاقات کنندگان عمل می کنند و علاوه بر آنها

از عهده مسایل مربوط به خط مشی راجع به نفت و امور وابسته بر می آیند. این بخش و در واقع کلیه

مأموران سفارتخانه به خوبی در قبال فرصتهای صادراتی آمریکا و پروژه های سرنوشت ساز و کمکهای

فنی هشیاری به خرج می دهند.

فعالیتهای کنسولی به خوبی اداره می شود و بخش کنسولگری درصدد یافتن راههایی است که عملیات

کنونی مربوط به صدور ویزاها را کم کارتر بسازد، همچنین حجم کار کارمندانش را که سخت در مضیقه

هستند، می توان با انتقال کار اخذ ویزای خروجی ایرانیان به بخش اداری، سبک کرد. کارهای مربوط به

خدمات عمومی در اثر عدم نظارت کافی در مورد فعالیتهای پرسنل آمریکایی و محلی این بخش دچار

اشکال است. فعالیتهای بودجه ای و مالی به طور مؤثر طرح ریزی و اجرا می شوند. هرچند که خالی ماندن

یک پست تکمیلی برای مدتی طولانی این بخش را دچار کمبود پرسنل نموده است. مدیریت کارگزینی با

کفایت است و واحد پرسنل آگاه به نیاز خود برای بهبود وضع استقبال از تازه واردهایی است که محتاج به

کمک برای یافتن خانه بوده تا بتوان آنها را به سرعت به فعالیت واداشت. خدمات کمکی به بخش اداری به

خوبی تقسیم بندی شده و کاملاً مورد قدردانی است. عملیات امنیتی، منجمله فعالیتهای گارد امنیت

دریایی، از ترتیب خوبی برخوردارند. بخش ارتباطات و سوابق به طور مؤثر درصدد تکمیل مأموریت

خود می باشد. قسمت پست (مراسلات)، با وجودی که بسیار شلوغ است، منتهای استفاده را از فضای

موجود می کند. اما شدیداً نیازمند ساختمان یک دفتر کار است. بعضی از اقداماتی را که می توان برای بهبود

این امر نمود در یادداشت مربوط به عملیات کنسولگری پیشنهاد گردیده است. یک عده کارمند مستعد

ایرانی می توانند برای مدیریت مراسلات کمک مؤثری باشند.

مدیریت ارشد پست، در جستجوی راههایی برای به کار گرفتن منابعی جهت استفاده کامل در چندین

بخش مشکل آفرین سیاسی و اطلاعاتی می باشد. جامعه ایرانی به طور عمده جامعه بسته ای است و رخنه


صفحه 407

خارجیان را از یک حد معین مانع می شود. سفیر و مشاوران اصلی او به خوبی از شکاف میان کوششهای

جمع آوری اطلاعات سیاسی آگاه بوده و می دانند که به نسبت اطلاعات در مورد آنچه که تحت روبنا رخ

می دهد چقدر اندک است. تماسهای خارجیان با ناراضیان نه تنها منکوب می شود، بلکه اگر تحت تعقیب

قرار بگیرند، عکس العمل شدیدی را از جانب ساواک، یعنی سرویس امنیتی همه جا حاضر ایران باعث

می گردد.

یک کانون که مشمول نگرانی مداوم است مربوط به اطلاعاتی است که درباره فعالیتها و جهت گیری

سیاسی نیروی نظامی ایران است که بخش بسیار حساسی است. هرچند که تماسهای وسیع با قوای مسلح

ایران از طریق هیئت مستشاران نظامی آمریکا در ایران و تیمهای کمک فنی برقرار است، اما اطلاعات در

خصوص کیفیت و کمیت مطلوب هنوز در دسترس نیست. بدیهی است که این امر باید با نهایت حزم و

احتیاط رسیدگی شود. با راهنمایی سفیر و رئیس هیئت مستشاران نظامی، قرار شده است که یک برنامه

منظم تری از خلاصه گزارشهای پایانی هر دوره فعالیتها با حضور افسران منتخب هیئتهای مستشاری و

فنی اجرا گردد. هنوز زود است که بتوان در تأثیر این روش قضاوت کرد، اما در عین حال سفارتخانه

فعالانه در جستجوی روشهای دیگری برای حل این مشکل می باشد.

حوزه مبهم دیگری که شایسته بررسی دقیق جهت یافتن طرحی برای کاربرد منابع پست به طور

مؤثرتر می باشد، حوزه جوانان است. آنچه که از نارضایتی وجود دارد از سوی جوانان است و پست

تشخیص داده است که تماسهایش با جوانان چندان مطلوب نیست. کمیته جوانان سفارتخانه اوائل امسال

ایجاد یک «مجتمع تفکر جوانان» را که مرکب از کارمندان جوان باشد پیشنهاد نموده است تا بتوان روی

این مسئله که چه کاری باید کرد تا به جوانان ایرانی نزدیکتر شد، فکری نمایند. امور حادتری این گروه را از

تشتت ماه مارس مانع شد و تاکنون گردهم نیامده اند. به نظر می آید که این ایده دارای مزیت قابل

ملاحظه ای باشد و نباید خبرش بدون امتحان کردن آن، به جایی درز کند.

پیش بینی ورود هزاران کارمند آمریکایی شرکتهای خصوصی و خانواده هایشان به ایران طی چند سال

آینده، هیئت اداری کشور و سفارتخانه را وادار به تفکر فوری تر در خصوص اثرات و کاهش اصطکاکهای

احتمالی بین الاجتماعی نموده است و اگر این امر مورد اهمال واقع گردد، ممکن است منجر به بروز

احساسات ضد آمریکایی شود. بسیاری از تازه واردان هرگز خارج از وطن خود نبوده اند و در خصوص

تطبیق و مفاهمه بین الفرهنگی مواجه با مشکلات سخت خواهند بود. افتتاح کنسولگری اصفهان و شیراز

به منظور تسهیل این وضعیت است. اما مشکل در اینجا است که خود شرکتها باید قبلاً در آمریکا توجیه

شوند و بعداً کارمندانشان به ایران فرستاده شوند. چند تا از این شرکتها با قسمت هدایت کننده کشور و یا

سفارتخانه در مورد توجیه کارمندان مشورت به عمل آورده و در حال دریافت راهنمایی و کمک

می باشند. لکن این امر آنقدر جدی است که مستلزم یک روش جامعتر و منظم تر است.

در برنامه های دو سازمان آمریکا، امکان دارد که جایی برای بهبود در نحوه استفاده از منابع وجود

داشته باشد. بعضی از فعالیتهای اداره اطلاعات آمریکا ممکن است همگام با واقعیتهای متحول در ایران و

فرصتهایی که ایجاد می کنند نباشد. (مثلاً) در زمانی که شاه بر عدم تمرکز و توسعه استانها تأکید دارد، اداره

اطلاعات آمریکا همچنان توجه خود را منحصر به پایتخت می نماید. این عقیده موجه است که بعضی از

فعالیتهای این اداره با نظر به ارتباط و فایده بخش بودنشان به نقطه بازده نزولی رسیده است. از سوی دیگر