بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 414

در جهت مساعد فعلی خود ادامه داشته باشد، باید خود را از مانورهای سیاسی منطقه ای برکنار داریم، و

در عین حال تولیدکنندگان نفت را تشویق کنیم کشورهای کم سعادت تر، خصوصاً آنها که در آسیای

جنوبی و جهان عرب واقعند را یاری نمایند. ما باید ادغام اقتصادی کشورهای منطقه را در یک واحد مورد

تأیید قرار دهیم، و در ضمن بپذیریم که این احتمالاً به ادغام سیاسی یا نظامی منجر نخواهد شد. ما در

حضور دریایی خود در اقیانوس هند نباید تغییرات حاد ایجاد کنیم، مگر به عنوان عکس العمل مستقیم به

حرکات آشکار شوروی. در درازمدت، ما باید هر آنچه که می توانیم انجام دهیم تا برخوردهای ایران و

هند را به حداقل برسانیم زیرا برخورد این دو ثبات کل منطقه را به مخاطره خواهد انداخت و آمریکا و

شوروی را به رویارویی با یکدیگر دعوت خواهد کرد.

ایران به قدرت می رسد: پیامدهای آن برای سیاست آمریکا


صفحه 415

سند شماره 16

سرّی 24 ژوئن 1974

ایران به قدرت می رسد: پیامدهای آن برای سیاست آمریکا

خلاصه

شاه و ملتش اعتماد به خویشتن را دوباره در سال 1960 به دست آوردند. این اعتماد به نفس با

افزایش منابع برای کسب قدرت ملی در داخل ایران و تغییراتی در محیط خارج از ایران که فرصتهایی را

برای وسعت نفوذ ایران مهیا کرد، همزمان بود. در خلال سالهای 1965 و 1971 ایران مصممانه برای اینکه

خود را بازیگر عمده سیاسی و نظامی در خلیج فارس بسازد اقدام کرد، تا جای بریتانیا را گرفته و دیگر

خارجیان را از رفتن به این منطقه باز دارد. از سال 1971 ایران افقهای سیاسی خود را به وسیله نفت توسعه

داد و از قدرت مالی و نقش خویش و موقعیت ممتازش در خلیج فارس استفاده کرد تا یک نیروی

دیپلماتیک در دنیای عرب و جنوب آسیا بشود.

نقش پیشرو ایران در افزایش قیمت نفت در دسامبر 1973 نه تنها برای پشتیبانی از جاه طلبیهای

منطقه ای خود بود، بلکه بدان منظور بود که ایران را به صورت یک عامل در دنیای سیاسی و اقتصادی و به

صورت رهبر جهان چهارم، و کشوری که نظریاتش بایستی به طور جدی توسط قدرتهای بزرگ مورد نظر

قرار گیرد درآورد.

برای آمریکا، نقش جدید ایران، مسایل فوری و اساسی در قیمت گذاری و سطح تولید نفت و اصل

احتمال دخالت و مسابقات تسلیحاتی در خلیج فارس خشم و غضب عربستان سعودی را پیش آورده

است. در عین حال بیشتر حرکتها و اقدامات اخیر ایران از دیپلماسی ما در خاور نزدیک و جنوب آسیا

حمایت کرده است. ایران به طور کلی از نیروهای میانه روی منطقه حمایت کرده است. در یک دید وسیع

ژئوپلتیک یک اشتراک منافع محدود ولی مهم بین چین، ایران و آمریکا در جنوب و جنوب غربی آسیا

وجود دارد که در آن هر سه کشور خواسته شان محدود کردن نفوذ شوروی می باشد. ایران سنگ کلیدی در

این طاق است. (ایران محور اصلی این مجموعه می باشد) با توجه به گرایشهای در منطقه در حال حاضر،

دورنمای تداوم این مجموعه خوب است، اما امکان دارد به وسیله ماجراجوییهای ایران به خطر بیفتند.

وظیفه مهم سیاست آمریکا این است که دسترسی ایران را به آن هدفهایی که قابل تحقق بدون درگیر کردن

نظامی آمریکا هماهنگ با منافع آمریکا در منطقه دیگر است، محدود کند.

سیر تحول در ایران

سرّی در 31 دسامبر سال 1982 از زمره اسناد طبقه بندی شده خارج می شود.

سیر تحول در ایران

تاریخ احساس حقارت؛ بعد از استقرار صفویه و کشورگشایی نادر شاه ایران به یک دوره انحطاط رو

آورد، که تا دهه اخیر از این وضع کاملاً خارج نشد. نیروهای خارجی در عرض این کشور رژه رفتند و

مقامات خارجی تصمیمات دولتی را تعیین می کردند و می گرفتند. قسمتهای بزرگی از خاک ایران از دست

رفت. گروههای قومی به وسیله نیروهای خارجی ملعبه قرار گرفتند و کشور به منطقه های تحت نفوذ

تقسیم شد. بعد از شکست مشروطه خواهان برای به دست آوردن کنترل قاطع ایران، رضاخان یک

دیکتاتوری جدید از تاج و تخت برقرار کرد و قدرت دولت مرکزی را بر روی قبایل و ایلات اعمال کرده و


صفحه 416

شروع به مدرنیزه اقتصاد و ارتش کرد تا ایران را از مداخلات خارجی آزاد کند. اما او از تاج و تخت توسط

انگلیس و شوروی در سال 1941 برکنار شد و ایران دوباره بیشتر به صورت یک منطقه درآمد تا یک

کشور؛ نیروهای مسلح اش در طول چند ساعت شکست خوردند. سرزمین آن به وسیله کشورهای دیگر

اشغال شده و به عنوان یک راه ترانزیتی به شوروی مورد استفاده قرار گرفت. تنها فشار آمریکا و سازمان

ملل و سیاست مزورانه ایرانیها بود که این نیروهای خارجی را در سال 1946 از ایران بیرون کرد.

عکس العمل این تحقیرها غیرقابل اجتناب بود. جنبش ملی نضج گرفت و موقعیت ممتاز و مخصوص

شرکت نفت ایران و انگلیس را به عنوان سمبلی از استثمار ایران به وسیله بیگانگان هدف قرار داد. جبهه

ملی که شدیداً تحت نفوذ کمونیستها بود با شاه بر سر کنترل دولت و قوای نظامی به مبارزه برخاست و

تقریباً پیروز شد. شاه دوباره به کمک آمریکا به تاج و تخت برگشت. بالاخره قدرت سیاسی خود را اعمال

کرده و قدرت چپی ها را با ارتش آموزش دیده آمریکاییش و نیروهای امنیتی درهم شکست. اما

خاطره هایی که به جای مانده بود بسیار تلخ بود. کنترل صنعت نفت جهانی توسط غرب بعد از ملی شدن

نفت در سال 1951، ایران را تقریباً ورشکسته کرد و بقاء شاه متکی به پشتیبانی خارجی و استقلال و

تمامیت ارضی آن منوط به حضور افراد آمریکایی و موافقتنامه های امنیتی بود. با پذیرش اینکه احتیاج

موقتی به کمکهای نظامی و اقتصادی برای ساختن ایران خودکفا مورد نیاز است شاه در جستجوی راهی

برای متمرکز کردن قدرتش بود تا راههایی برای آزادی ایران از وابستگی به خارج پیدا کند. این نقطه

برگشت در اوایل سال 1960 جامه عمل بخود پوشاند. پس از نابود کردن چپی ها شاه دست راستیها را با

اصلاحات ارضی و مدرنیزه کردن اجتماعی به مبارزه طلبید و با یک درگیری خونین در سال 1963 پیروز

شد. رشد جهانی اقتصاد تقاضا برای نفت ایران را افزایش داد و معاهده کنسرسیوم در سال 1954 باعث

افزایش درآمد ایران از نفت شد و به ایران فرصت داد که هر دو، یعنی رشد اقتصادی و مدرنیزه کردن نظامی،

را از نظر مالی تأمین کند. زمینه برای سیاست خارجی قطعی تر برای ایران فراهم شد.

تغییرات در محیط خارج از ایران

تغییرات در محیط خارج از ایران

شاه از عربهای ملّی گرای رادیکال حداقل بعد از کودتای 1958 عراق و مداخله مصر در جنگ داخلی

یمن که بعد از انقلاب 1962 شکل گرفت هراسناک بود. کوتاهی آمریکا در پشتیبانی از پاکستان در جنگ

1965 با هندوستان شاه را متقاعد کرد که نمی تواند به پشتیبانی نظامی آمریکا در یک برخورد منطقه ای

متکی باشد. این حوادث به او انگیزه بیش از حد کافی داد تا نیروهای نظامیش را بازسازی کرده و منابع

تهیه این وسایل را تنوع بخشد و هرجا که ممکن است، تهدیدها را خنثی کند. در سال 1966 آمریکا

موافقت کرد که فانتوم های F/4(اف 4) به ایران بفروشد و با این کار یک نوع اسلحه جدید به خلیج فارس

فرستاد و به ایران بعد از تحویل این سلاحها در 1968 موقعیت تسلط نظامی بر منطقه را داد. جنگ اعراب

و اسرائیل در سال 1967 احتیاج به یک نیروی نظامی برتر در یک محیط احتمالاً خصمانه عرب را بیشتر

نشان داد. مهمترین تغییرات، قدرتهای بزرگ را درگیر می کرد که مدتها مانع سیاست خارجی ایران بودند.

اعلامیه 1962 ایران مبنی بر اینکه اجازه نخواهد داد پایگاههای موشکهای خارجی در ایران باشد، کافی

بود که روابط ایران و شوروی عادی و نیروهای نظامی ایران از مرزهای شوروی آزاد و در امان باشند.

شاه خروج انگلیسیها را از خلیج فارس پیش بینی کرد و فعالیتهای نظامی دیپلماتیک خود را در منطقه


صفحه 417

چنان جهتی بخشید تا نقش برجسته ای در آنجا به دست آورد. از ادعای ایران نسبت به بحرین به عنوان

یک امر غیر عملی منصرف شد، ولی مذاکرات خود را برای مالکیت بر ابوموسی و تنب ها برقرار کرد. با

افزایش درآمد حیاتی نفت ایران و حمله به یکی از تانکرهای نفتی در باب المندب شاه بیشتر متقاعد شد که

او بایستی از خطوط حیاتی نفتی اش در خارج از خلیج فارس هم حفاظت کند. دکترین نیکسون که ابتدا در

سال 1969 آشکار گشت عقیده شاه را در مورد قدرت نظامی متکی به خود تقویت کرد و در تشنج زدایی

که بعدا به وجود آمد برای شاه چنین به نظر رسید که انرژی شوروی را برای مداخله در خاورمیانه تقویت

کرده است. تمام نشانه ها حاکی از لزوم یک تنش نیرومند و برتر از دیگر کشورهای منطقه بود و این اعتقاد

که ایران نمی تواند بر روی حمایت خارجی حساب کند به چشم می خورد. در عین حال ایران کاری کرد که

تهدید شوروی را به وسیله معاملات پایاپای و مبادله گاز ایران با کمکهای نظامی و اقتصادی شوروی و

تشویق روابط با ثبات بین ایران و شوروی تخفیف دهد.

سال 1971 و بعد از آن

سال 1971 و بعد از آن

تغییرات مهم از سال 1971 به بعد قدرت بالقوه ایران را افزایش داده و راههای اختیاری دیپلماتیک

جدیدی را به وجود آورده است. هنگامی که بریتانیا از خلیج فارس رفت ایران 3 جزیره را اشغال کرد و

نقطه نظر خود را این گونه روشن کرد که کشورهای خارجی از خلیج بایستی به کنار بمانند. با پیشنهاد این

عقیده که کشورهای خلیج مسئول امنیت خلیج می باشند ایران موقعیت برتر خود را تحکیم بخشید. در

حالی که طرح و پیشنهاد ایران برای پیمان امنیت خلیج پیشرفت چندانی به دست نیاورده، موضع ایران

برای امنیت خلیج مورد تأیید آمریکا بوده است و نیروهای ایرانی هم اکنون در عمان مشغول عملیات بوده

و این را می توان نمونه ای از همکاری ایران برای امنیت خلیج دانست.

جنگ هند و پاکستان در سال 1971 پاکستان را به عنوان رقیب سرسخت هندوستان شکست داد و

باعث شد که ایران توجه نظامی و دیپلماتیکش متوجه سمت شرقی شود. ابتدا با ایجاد چتری بر روی

پاکستان و برقراری تأسیسات نظامی در جنوب شرقی و اعلام نقشی برای خود در اقیانوس هند، و بعداً از

طریق روابط نزدیکتر با هندوستان مرگ ناصر و سیاست جدید سادات و اخراج مستشاران شوروی از

مصر و صف بندیهای جدید در جهان عرب که پیش از جنگ اکتبر صورت گرفت علاقه ایران را به پشتیبانی

بیشتر از اعراب جلب کرد. خود جنگ نشانگر آسیب پذیری اسرائیل و کارآیی جدید اعراب بود که ایران به

سرعت حرکت کرد تا که وضع خود را با صف بندی جدید تطبیق دهد. ایران همچنین با سرعت نسبت به

صف بندیهای قدرتهای بزرگ واکنش نشان داد. روابطش را با چین و دیگر کشورهای کمونیستی عادی

کرد. معاهده های شوروی با مصر، هندوستان و عراق و کودتای افغانستان مجدداً باعث شد تا ایران از

اینکه در محاصره قرار گیرد هراسناک شود. اما حوادث بعدی در مصر نگرانی ایران را از آن جهت کاهش

داد و نگرانی ایران در مورد نفوذ شوروی در هندوستان و افغانستان تقلیل پیدا کرد. دیدار پرزیدنت

نیکسون از ایران در ماه مه 1972 ایران را از نظر روانی تقویت کرد و به شوروی گوشزدی بود که آمریکا از

ایران حمایت می کند، و باعث شد که سیاست محدودیت فروش سلاحهای آمریکایی کمتر شود. معاملات

عظیم تسلیحاتی که بعد انجام گرفت به همه نشان داد که ایران قصد دارد در هر وضعیتی برتری نظامی خود

را حفظ کند و نطق شاه درباره باقی گذاشتن زمین سوزان القا کننده این اندیشه بود، که ایران در مقابل حمله


صفحه 418

شوروی با شدت هرچه بیشتر از خود دفاع خواهد کرد.

قدرت نفت

قدرت نفت

ایران ناراحتی خود را از دخالت غرب بر روی کنترل صنعت نفت جهان فراموش نکرده بود. ایران با

استفاده از موضع معامله گری بر اساس ثبات سیاسی و موفقیتهای اقتصادی و اهمیت منطقه ای در سال

1973 آخرین قدم را در راه به دست گرفتن کنترل کامل صنایع نفت خود برداشت و کنسرسیوم را به سطح

یک خریدار تنزل داد. در نتیجه تقاضای نفت و روند قیمتها و تحریم نفت از سوی اعراب و وحدت بیشتر

اوپک افقهای جدیدی گشوده شد. بالا رفتن قیمتهای نفت در دسامبر 1973 که در آن ایران نقش پیشرو را

بازی می کرد نه تنها کوششی بود برای ثروتمند شدن و فرار از عارضه فقر برای همیشه بلکه یک نوع

مبارزه طلبی در قبال قدرت انحصاری اقتصادی و سیاسی جهان به شمار می رفت. ایران که دیگر ایفای

نقش مهم منطقه ای را به دست آورده بود این چنین دید که فرصتی برایش پیش آمده که به صورت عاملی

در دنیای سیاست و رهبر جهان چهارم که تازه به وجود می آمد و همچنین به صورت کشوری که نظریاتش

را قدرتهای بزرگ باید به حساب آورند، درآید.

با این ثروت و قدرت جدید ایران یک فرصت بیسابقه ای یافت که محیط خارجیش را تحت نفوذ خود

درآورد. ایران با به کار بردن پول و نفت خود وارد قراردادهای مهم اقتصادی با هندوستان، پاکستان، مصر

و سوریه شده و قراردادهای کم اهمیت تری با مراکش (مغرب)، اردن، سودان و دیگر کشورها منعقد کرد. از

طریق این معامله ها ایران، عربهای میانه رو را مثل سادات، حسین و حسن حمایت کرده و شکاف بین

سوریه و عراق را ترغیب کرد و نگرانی هندوستان را از اینکه ایران از پاکستان حمایت کند کاهش داده و به

پاکستان یادآوری کرد که مواظب باشد، در حالی که دسترسی به مواد خام و کالاهای مصرفی و نیروی

انسانی ماهر را به دست می آورد ایران را نیز به حساب آورد.

ایران نه تنها به عمان بلکه به اردن و یمن هم کمک نظامی داد. ایران برای اولین بار بعد از دوران

امپراطوریهای باستانی (پادشاهان باستانی) عامل مهم سیاسی در هر دو منطقه خاور نزدیک و جنوب

آسیا شده است. تهدید کننده ترین دشمنان احتمالی ایران یعنی عراق و یمن جنوبی منزوی شدند و رقابت

ایران با هندوستان به حالت انجماد درآمد. در عین حال ایران برای مصر و سوریه و هندوستان اختیاراتی

را فراهم کرد که از اتکاء خودشان به شوروی بکاهند و به تضعیف موضع شوروی در منطقه کمک کرد.

نتایجی برای آمریکا

نتایجی برای آمریکا

بعضی از جنبه های جدید اطمینان و قاطعیت ایران مسایل مهم و فوری برای آمریکا به وجود می آورد،

که واضح ترین آن موضوع قیمت نفت است. ایران برای حفظ و افزایش درآمد خود و قدرت معامله گری

خود که در سایه قیمتهای جدید نفت به دست آمده است بیش از هر صادرکننده نفت دیگری به سختی

خواهد کوشید و مبارزه خواهد کرد. ایران برای پولی که از این بابت به دست می آید هم مصرف داخلی دارد

و هم مصرف خارجی. ایران حتی حاضر خواهد بود میزان تولید نفت را کاهش دهد، تا اینکه کنترل قیمت

نفت را بپذیرد؛ و باید توجه داشت که کاهش قابل ملاحظه تولید نفت ایران ممکن است به زیان ایالات

متحده باشد. برتری نظامی ایران در خلیج فارس و نگرانیش درباره قوای عربهای رادیکال و تندرو و


صفحه 419

شکنندگی سیاسی با بعضی از کشورهای شبه جزیره عربستان، تمایلی در ایران برای مداخله ایجاد کرده که

ممکن است به درگیری بینجامد و به روابط آمریکا و اعراب لطمه بزند.

مسابقه تسلیحاتی در خارج که هم در نتیجه دستاوردهای ایران و هم در نتیجه عوامل دیگر بوده است،

امکان دارد به تصاعد سریع باعث درگیریهای محلی، افزایش مداخلات ابرقدرتها در خلیج فارس و ظهور

اسلحه های جدید در میدان مناقشات اعراب و اسرائیل شود. قدرت نظامی ایران و موضع برتری آن امکان

دارد نگرانی عربستان سعودی را افزایش داده و باعث شود عربستان برای محدود کردن ایران به ما فشار

آورد.

در عین حال، بیشتر اقدامات اخیر ایران در جهت حمایت از دیپلماسی ما در خاور نزدیک و جنوب

آسیا بوده است. کمک ایران به مصر، اردن و سوریه به نزدیکترین موضع آنها علیه عربهای تندرو کمک

کرده و باعث جدا شدن سوریه از عراق می شود. کمک ایران به هندوستان راههای اختیاری به این کشور

در مقابل شوروی می دهد (چیزی که ما می توانیم فقط در یک دامنه محدودی فراهم کنیم) و همچنین کمک

ایران به پاکستان کمک به یکی از متفقین ماست. به طور کلی ایران پول و نقش را برای حمایت از کشورهای

میانه روی منطقه به کار برده و به انزوای کشورهای تندرو کمک کرده است.

از نظر ژئوپلتیک وسیع از سال 1971 اشتراک منافع مهمی در بین چین، ایران و ایالات متحده آمریکا

به وجود آمده که پاکستان نیز یکی از حلقه های زنجیره ای آن است. صحبتهایی از محور پکن اسلام آباد

تهران به میان آمده و اتحاد شوروی از پشتیبانی چین از پیمان سنتو انتقاد کرده و همچنین اتحاد شوروی

طبق معمول از استفاده آمریکا و انگلیس از ایران به عنوان یک مهره انتقاد کرده است. هرچند این محور را

به سختی می توان رسمی یا بدون اصطکاک نامید چین، ایران و آمریکا به وضوح منافع مشترکی در محدود

کردن نفوذ شوروی در منطقه و بقاء پاکستان دارند. همچنین واضح است که ایران سنگ کلیدی این طاق

(مهار کردن) به شمار می آید که بدون ایران موقعیت آمریکا، پاکستان و حتی چین تضعیف خواهد شد. با

توجه به روندها و گرایشهای منطقه چشم انداز ادامه موجودیت این صف بندی به نفع ایالات متحده آمریکا

و به زیان اتحاد شوروی خوب است. معهذا این طاق (مهار کردن) امکان دارد در نتیجه ماجراجوییهای

ایران به خطر بیفتد که ممکن است به یک درگیری ویرانگر محلی با اعراب یا هندوستان منجر شود و باعث

جلب شوروی از سوی دیگر و بالنتیجه تقویت مواضع شوروی بشود. وظیفه مهم سیاست آمریکا در قبال

ایران این است که تمایلات ایران را به مداخله مخصوصاً در موقعیتهایی که باعث کشانده شدن آمریکا و

شوروی به منطقه شود محدود کند و بدین ترتیب عرفی از مشورتهای ایران و آمریکا از چنین اقداماتی

برقرار شود. روند گرایشها در این منطقه در جهت ما، در حرکت است و ایران در این مورد عامل مهمی است

و ما نبایستی این موقعیت را با دادن یک چک سفید (دادن اختیارات تام) به خطر بیندازیم.

(NEA) امور خاور نزدیک

مگ میچ هود

74/24/6

قسمت اول: جهت کلی روابط با ایران


صفحه 420

سند شماره 17

از: هلمز سفیرتاریخ: 27 می 1976 6 خرداد 1355 محرمانه

به: سربازرس هربرت پراپس

قسمت اول: جهت کلی روابط با ایران

علیرغم چند مسئله که در زیر مطرح شده، روابط بین ایران و آمریکا عالی است. بیشتر از دو دهه ما از

یک رابطه مخصوص بر اساس برخورد مشترکمان نسبت به کمونیسم و شوروی، تنفر دوجانبه از عدم

ثبات در خاورمیانه، و تشخیص اینکه روابط نزدیک و مبتنی بر تشریک مساعی به منافع هر دو کشور

خدمت می کند، بهره مند بوده ایم. به نظر شاه آمریکا یک قدرت نیرومند و نسبتاً بی غرض است که ایران را

در برابر شوروی به وسیله تسلیحات خیلی پیچیده و متخصصین برای استفاده و نگهداری آنها و مهارتهای

اقتصادی، فنی و حرفه ای که برای توسعه کشورش مورد نیاز است، حفاظت می کند. منافع ما در ایران

شامل باقی ماندن ایران به صورت یک کشور باثبات و دوست است که نقشی مسئولانه در منطقه به عهده

دارد و به ما اجازه پرواز و اجازه استقرار تسهیلات نظامی و اطلاعاتی در قلمرو آن را می دهد، و همچنین به

ما امکان دسترسی مستمر به بازارهایش و منابع معدنی و نفتی را می دهد، می باشد.

تداوم تلاشهای هیئت (نمایندگی سیاسی) در جهت حصول اطمینان و ارتقاء رابطه دو جانبه سودمند

می باشد. رشد قابل توجه روابط تجاری ما، مشارکت وسیع ما در توسعه داخلی و مدرنیزه کردن ارتش و

ازدیاد آمریکاییهایی که در این کشور زندگی می کنند، مستلزم توسعه سفارت و عوامل وابسته به آن بوده

است که امروز بزرگترین و پیچیده ترین هیئت در امور خاور نزدیک است. علاوه بر ساخت عرفی کنسولی

و دیپلماتیک، ما حضور نظامی بزرگی در ظاهر نماینده وزارت دفاع داریم. مستشاری نظامی و تیمهای

همکاری تکنیکی (TAFT)وابسته دفاعی، یک سپاه صلح موقتی (که در تابستان به طور موقت تعطیل

خواهد شد)، انجمن ایران و آمریکا که بسیار فعال و بزرگ است، نمایندگیهایی از وزارتهای کشاورزی و

بازرگانی، سازمان مبارزه با مواد مخدر و اداره مالیات بردرآمد و حدود 20 واحد جداگانه دیگر که با

فعالیتهای نظامی و اطلاعاتی ما در ایران در ارتباط و پیوستگی هستند.

از نظر سازمانی ما مشکلات مهمی نداریم. اختیار و مسئولیت سفیر برای تمام فعالیتهای رسمی آمریکا

در ایران به وسیله هر زیردستی فهمیده و قبول شده است. کنترل او بر واحدهای نظامی دایر در ایران سال

گذشته به وسیله به وجود آمدن مقام نماینده ارشد دفاعی که هماهنگ کننده تمام تشکیلات نظامی است

مستحکم شد. نماینده دفاعی مستقیماً به سفیر گزارش می دهد و راهنمایی از او می گیرد. تمام نمایندگان

سازمانی دیگر نیز این کار را انجام می دهند. سفیر به طور روزانه با رؤسای قسمتها و به طور هفتگی با تیم

کشور و هر زمان که لازم است با دیگر سازمانها و نمایندگان آمریکایی در هیئت به منظور برقراری

ارتباطات و هماهنگی ملاقات می کند. کار پستهای جزء، از جمله کنسولگریهای جدید در اصفهان و

شیراز به وسیله یک هماهنگ کننده کنسولی که با DCM کار می کند، سرپرستی و هدایت می شود. [قائم

مقام رئیس هیئت (سفارت آمریکا)= ]DCM. مأموران کنسولگری ها به طور متناوب برای مشورتها و

کنفرانسها به تهران می آیند و مأموران سفارت از قسمتهای مختلف به پستهای استان، برای مشاوره و

همکاری با آنها، مسافرت می کنند. ارتباط خوب تلفنی با تمام کنسولگریها، جریان دو طرفه تبادل

اطلاعات بین آنها و سفارت را امکان پذیر می سازد.


صفحه 421

روابط بین سفارت و دولت ایران منعکس کننده رابطه عالی بین دو کشور می باشد. من یک رابطه

دوستانه و نزدیک با شاه و مقامات ارشد دولت ایران دارم و همچنین شاه برای بعضی از دیگر اعضای معین

هیئت قابل دسترسی است. دیگر مقامات سفارت دسترسی خوبی به مقامات دولتی ایران و رهبران مهم در

بخش خصوصی دارند. این روابط همیشه آن طور که ما تمایل داریم سودمند نیست، به خاطر اینکه دولت

ایران و جامعه ایران با تمرکز قدرت ساخته شده است و تمام تصمیمات مهم در بالا گرفته می شود. حتی

اغلب مقامات نسبتاً ارشد به درستی از سیاستهای و برنامه ها مطلع نیستند و تأثیر کمی بر روی آنها دارند.

ما همچنین در مورد توسعه منابع اطلاعاتی درباره مخالفین و حتی درباره گرایشات در میان ارتش

به خاطر حساسیتهای ایرانیان و عدم موافقت دولت ایران در مورد تماسهای خارجی با این گروهها،

مشکلاتی داریم.

قسمت دوم : مسایل و مشکلات

قسمت دوم : مسایل و مشکلات

علاوه بر اختلافات آشکار بین ایران و ایالات متحده در مورد قیمت نفت و مقداری که به دولت ایالات

متحده تعلق می گیرد، چندین مشکل و مشکلات بالقوه دیگری به وجود آمده اند که بایستی به دقت

رسیدگی شوند تا اثرات جمع شونده آنها به رابطه سالم اساسی بین دو کشور و جوی که ما در آن این روابط

را رهبری می کنیم ضرری نرسد. محدودیتهای کنگره در مورد انتقال تجهیزات نظامی تهیه شده به وسیله

آمریکا به یک کشور ثالث و یا دادن امتیاز، بیش از پیش یک مورد آزاردهنده در روابط ماست. ایرانیها

مقررات ما را به عنوان یک محدودیت در توانایی آنها برای ایفا کردن نقشی که آنها به خاطر وضع ثروت،

قدرت و سطح پیشرفت کشور خود در منطقه احساس می کنند، می بینند. در حالی که این مقررات برای

حصول اطمینان از اینکه تسلیحات آمریکا بر علیه منافع آمریکا به کار گرفته نمی شود، می باشد. امکانات

زیادی برای بهبود روش و سرعتی که ما به تقاضاهای ایرانیها پاسخ می گوییم وجود دارد. مشکلات جریان

وجوه نقد (نقدینگی) ایران، به سختگیری بیشتری توسط دولت ایران در مورد هزینه تجهیزات و خدماتی

که از ما خریداری شده منجر شده است. همین طور قیمتها از مقدار مقرر افزایش پیدا می کند. شاه و دولت

ایران اعتمادشان را نسبت به صحت و قابلیت ما به عنوان منبع اصلی لوازم نظامی از دست می دهند. توسعه

سریع در اندازه و گسترش جامعه آمریکایی در ایران (در حال حاضر به 000/25 تخمین زده می شود و

انتظار می رود که تا سال 1980 به دو برابر برسد) در زمانی که غرور و اعتماد به نفس ایرانیها در حال رشد

است اختلافات فزاینده فرهنگی یک تهدید بالقوه می باشد. اخیراً یک نظر خواهی غیر رسمی توسط

سفارت درباره گرایش ایرانیان نسبت به افزایش حضور خارجی به منظور دست یافتن به بینشی که به کم

کردن مشکلات بالقوه کمک کند، انجام شد. مشکلات و عیوب متعددی در زمینه اقتصادی و بازرگانی

وجود دارد که آقای بروین (Brewin) و کارمندانش آماده برای بحث هستند. اولین مشکل عدم توانایی در

دستیابی به یک موافقت با دولت ایران در جهت بازپرداخت بدهی وام و اجاره ایران به مبلغ 35 میلیون دلار

است (علیرغم اقدامات سطح بالا توسط سفارت که به سالهای قبل برمی گردد). انتظار می رود که انتقاد

کنگره از ایران به خاطر پرداخت نکردن این بدهی افزایش یابد و ما متوجه هستیم که فعالیتهای آینده بانک

صادرات واردات ممکن است که با این بدهی ارتباط داشته باشد. فعالیتهای کمیسیون مشترک ایران

آمریکا به سرعت و کیفیتی که ما امیدوار بوده ایم پیشرفت نکرده است. دلایل از این قرار است: