مهمی وجود دارد، نکته ای که CIA و DIAبر آن توافق دارند احتیاج به اطلاعات بیشتر در مورد
پایگاههای نظامی ایران را تأیید می کند، ولی نیازمندیهای به اطلاعات در مورد این تأسیسات به طور
نامناسب بیان شده. گزارشات بیوگرافی رسیده در مورد ایران 6 درصد مجموع گزارش است (در مقابل
حدود 12 درصد برای تمام گزارشات رسیده DIA). باید تذکر داده شود که منابع تحلیلی ما محدود هستند
و اینکه بیوگرافی در مقابل سایر اهداف از ارجحیت کمتری برخوردار است. هماهنگی نزدیک و مستمری
بین تحلیلگران بیوگرافیک DIA و دفتر مرجع مرکزی CIA (ORC)که دارای اختیار برای استفاده از
سیستم وابسته دفاعی از طریق DIA را دارد، وجود دارد. لازم است که تحلیلگران و کسانی که اطلاعات
جمع می کنند، در ارتباط با گزارش بیوگرافیک تحلیلهای خود را بهبود بخشند. ما این احتیاج را در دیاگرام
15 دسامبر 1976 به جمع آوری کنندگان که بدین وسیله ما از آنها علت اینکه چرا یک گزارش به خصوص
بیوگرافیک تهیه شده و همچنین اطلاعات تقاضا شده قضاوتی در مورد دایره نفوذ و اختیار به وسیله
رهبران نظامی اصلی که گزارش در مورد آنها تهیه شده را خواهیم خواست.
ز. اطلاعات سازمان همکاری امنیتی
ز. اطلاعات سازمان همکاری امنیتی
کمیته فرعی معتقد است که این سازمان رسمی اصلی ایالات متحده در ایران دارای اطلاعات وسیعی
در مورد نیروهای مسلح ایران، پایگاههای نظامی و شخصیتها است (جمع آوری شده در جریان عادی
کارش) که به سهولت در دسترس تحلیلگران در واشنگتن که می توانند از آن استفاده کنند، نمی باشد.
DIA اظهار می دارد که این مشکل اطلاعاتی مستمر را به دفتر وزیر دفاع و دفتر وابسته دفاعی در
تهران ارجاع کرده و پیشرفتهای قابل توجه در رابطه کاری بین مستشاری نظامی و DIO در تهران در
ماههای اخیر رخ داد. این چهارمین بررسی FOCUSاست که کمیته فرعی توجه را به این موضوع جلب
کرد. کمیته فرعی پیشنهاد می کند که ستاد جامعه اطلاعاتی موضوع را بر یک اساس ارجحیت با مقامات
مناسب در سازمان اطلاعاتی دفاعی و وزارت دفاع دنبال کند.
کارمند اضافی. گزارش ارزیابی پیشنهاد می کند که یک مأمور گزارشی اضافی در سفارت آمریکا
تهران احتیاج است. مقامات وزارت خارجه در این موضوع هم عقیده نیستند. وزارت خزانه داری اشاره
می کند که قسمت اقتصادی شایسته است و به طور کامل به کار گرفته می شود ولی بیش از حد توسعه داده
شده. کمیته فرعی با این توصیه موافق نیست. او معتقد است که مدیران جمع آوری (اطلاعات) واشنگتن و
رؤای هیئت نمایندگی مربوطه برای تصمیم گرفتن درباره حوزه ای که قضاوتها و کشفیات را در بردارد،
در این و با دیگر بررسیهای FOCUSهمکاریهای سودمندی در تصمیمات مدیریت با توجه به
کارمندگیری که آنها در موردش مسئول می باشند، خواهد داشت.
راهنمای پی گیری
کمیته فرعی پیشنهاد می کند که کمیته منابع انسانی که با افسر اطلاعات ملی و سیاستمداران واشنگتن
همکاری نزدیکی دارند، یک لیست احتیاجات اطلاعاتی برای انتقال به هیئت تهیه کنند.
دیوید. جی. کارپنتر
وزارت خارجه
رئیس کمیته فرعی ارزیابی
احتیاجات اطلاعاتی واشنگتن
سند شماره 21
از: ادوارد. اس. لیتل سرّی17 می 1977، 27 اردیبهشت 56، دفتر رئیس
به: ویلیام اچ. سولیوان سفیر آمریکا تهران
سرپرست سازمان مرکزی اطلاعات (CIA)، کمیته منابع انسانی،
در موقع ارسال بررسی FOCUS ایران برای جک میکلوس (کاردار) در ژانویه، سرپرست سازمان
مرکزی اطلاعات (CIA) سیا اشاره کرد که یک لیست محدود اولیه با ارجحیت از مسایل اطلاعات ملی
برای سفارت تهیه خواهد شد. ضمیمه، لیست مزبور است که به وسیله کمیته منابع انسانی با نظر مأمور
اطلاعات ملی برای خاور نزدیک و جنوب آسیا تهیه شده است. چون لیست فشرده است ترتیبی برای
ارجحیت منظور نشده است. راهنما جدا از بررسی FOCUSتهیه شده است و در فرم اسکلت وار به نظر
می رسد. ما امیدواریم که این لیست برای شما به عنوان یک نمودار هماهنگ شده بین سازمانی، مهمترین
احتیاجات اطلاعاتی واشنگتن را در برداشته باشد. یک راهنمای مفصل تر براساس منظمی از طریق
کانالهای سازمانی برای شما تهیه شده است.
همچنان که در برنامه FOCUS تجربه کسب می کنیم، امیدواریم که این ارزیابی های گزارشی منبع
انسانی و راهنمای گزارشی که از آنها جریان پیدا می کند کار هیئتهای خارج از کشور را سهل تر و آسان تر
سازد. نظرات شما در مورد این موضوع مایه خوشوقتی من است.سفیر ادوارد لیتل سرّی
سرّی
راهنما: ایران
لیست زیرین سرفصلهای مورد علاقه جوامع اطلاعاتی و امور خارجه می باشد.
1 سیاسی
الف: داخلی.
1 هدفها و سیاستهای درازمدت شاه و مشاورین اصلی او، نظامی و غیرنظامی.
2 تصمیمات اساسی سیاسی، ملی، امنیتی و اقتصادی به وسیله چه کسانی و چگونه گرفته می شود.
3 نقشی که ساواک در دولت بازی می کند.
4 نقش دولت ایران در نقض حقوق بشر.
5 برنامه ریزی های آینده و فعل و انفعالات شخصی که جانشین را تعیین می کند.
ب: خارجی.
1 منابع تهدیدات نظامی خارجی برای ایران.
2 موازنه قدرتها در منطقه به نحوی که ایران را متأثر می سازد.
3 روابط با اتحاد شوروی و کشورهای خلیج فارس، خصوصا عربستان سعودی و عراق.
4 روابط با هند، پاکستان، افغانستان و ترکیه.
2 اقتصادی.
الف: برنامه های رشد اقتصادی، به ویژه استراتژی و سیاستهای فروش شرکت ملی نفت ایران.
ب: طرحهایی که برای توسعه اتمی ریخته شده.
3 قابلیتهای نظامی نیروهای مسلح سلطنتی ایران.
ارزیابی سالیانه درباره سیاست و منابع ایران
سند شماره 22
از: سفارت آمریکا تهران سرّی 5 آوریل 1972، 16 فروردین 1356
برای اقدام: وزیر امور خارجه
موضوع: ارزیابی سالیانه درباره سیاست و منابع ایران
قسمت 1 ارزیابی های سیاسی
قسمت 1 ارزیابی های سیاسی
الف: منافع آمریکا در ایران
الف : منافع آمریکا در ایران
1 ایالات متحده آمریکا و ایران در پایان جنگ جهانی دوم از طریق منافع متقابل در مهار کردن
سیاستهای گسترش طلبانه شوروی به سوی یکدیگر کشانده شدند (در آن زمان شمالغربی ایران در اشغال
اتحاد شوروی بود). مناسبات آمریکا و ایران از این منافع از آن زمان الهام گرفته و تعدادی از ترتیبات
همکاری برای پیشبرد و حفظ این هدف داده شده است. در زمانی که ما از دستمان برمی آمد ما یک سپر
امنیتی در اطراف ایران از طریق یک تعهد دوجانبه برای به کمک دفاعی ایران رسیدن در صورت حمله از
جانب اتحاد جماهیر شوروی، یا متفقان کمونیست آن ایجاد کردیم. ما همچنین خود را با پیمان بغداد (که
بعدا سنتو نامیده شد) جزئا برای همین منظور وابسته کردیم. همزمان ما یک برنامه وسیع شامل
مساعدتهای اقتصادی، فنی و نظامی به عهده گرفتیم تا ایران بتواند از منافع خود دفاع کند و منابع خود را
در محیطی از ثبات داخلی و اصلاح اقتصادی و اجتماعی رشد دهد. بسیاری از این برنامه ها به هدف خود
رسیده و پایان پذیرفته اند. تنها ترتیب مهمی که هنوز ادامه دارد در زمینه مساعدتهای نظامی است که در آن
ایالات متحده اسلحه و پشتیبانی فنی فراهم می کند که بهای آن تماما اکنون از طرف ایران پرداخت
می شود. ایران که در یک موقعیت استراتژیکی قرار گرفته به نوبه خود به ما محلهایی برای اطلاعات با
ارزش که به آسانی قابل جایگزین کردن نیست و تأسیسات مخابراتی فراهم می کند و همچنین حق پرواز
از طریق تنها دالان هوایی قابل دسترس و امن در این قسمت از جهان برا ما تأمین می کند.
2 در ضمن کیفیت و ماهیت مناسبات تحول یافته هر چند، مقصود اصلی آن به طور اساسی همان
است که بود. به همان ترتیبی که ایران رشد می کرد و رونقش فزون می گشت به طوری که در ظرفیتهای خود
جلب اعتماد کرده بود. ایالات متحده انتظار داشت و از ایران خواست تا نقش فعال تری در صحنه های
منطقه ای و بین المللی ایفا کند. تا اندازه زیادی ایران در چهارچوب آنچه که شاه سیاست پرداز عمده ایران
به عنوان یک «روابط ویژه» از بعضی جهات به همان دلایل که قابل مقایسه با مناسبات ایالات متحده با ناتو
و اسرائیل است، به این انتظار آمریکا پاسخ مثبت داده است. به خواهش ما ایران در کمیسیون چهار دولت
در ویتنام شرکت کرد و به متفق ما، ویتنام جنوبی تجهیزات نظامی تحویل داد.
همین اواخر یک واحد نظامی برای نظارت بر متارکه در ارتفاعات جولان فرستاد. به توصیه ما ایران
مساعدت مالی به مصر و عده ای از کشورهای دیگر نیازمند تحویل داد که در این کشورها منافع ما با ایران
مشترک بود. ایران یک کمک دهنده بزرگ به IFAD بوده است و مسئولیت فراهم کردن افزایش مالی که با
شرایط ایالات متحده برای شرکت تطبیق می کرد بوده است. ایران همچنین یک نقش معتدل کننده پشتیبانی
در امور منطقه ای ایفا کرده و اختلافات محلی را به سازش رسانده و به عمان کمک کرده است تا شورش
تحت پشتیبانی کمونیستها را در منطقه جنوب عمان سرکوب کند. خلاصه برحسب توانایی و نفوذ ایران
یک نقش سازنده و کمک کننده در اموری که مستقیما مورد علاقه ایالات متحده بوده، داشته است. ظرف
آینده قابل پیش بینی علایق اصلی ایالات متحده در ایران به ترتیب زیر است:
الف: حفظ یک ایران با ثبات مستقل غیر کمونیست و همکار که نیرو و اراده کافی برای ایستادگی در
مقابل تجاوزگری احتمالی شوروی اعم از مستقیم یا غیرمستقیم دارد و ادامه نقش ایران برای ثبات در
خلیج فارس، خاورمیانه و آسیای جنوبی.
ب: تضمین و حفظ یک منبع قابل اتکاء نفت برای غرب ژاپن و اسرائیل به قیمت حتی الامکان پایین
(یک ملاحظه اولویتی برای سراسر منطقه آسیا خاور نزدیک) با توجه به وزنه محدودی که ما در مواضع
قیمت گذاری ایران داریم.
ج: پرورش پشتیبانی بیشتر ایران در مورد تأکید حکومت کارتر درباره بهبود حقوق بشر، عدم اشاعه
کلاهکهای هسته ای و خویشتن دار نسبت به نقل و انتقال سلاحهای قراردادی (سلاحهای غیرهسته ای).
د: حفظ دستیابی ایالات متحده به سمتی از ایران که دالان هوایی حیاتی ترکیه و ایران را تشکیل
می دهد. ( و دسترسی به بنادر ایران برای کشتیهای آمریکایی) در پشتیبانی از منافع امنیتی مشترک.
ه: حفظ استفاده از سرزمین ایران برای تأسیسات ویژه اطلاعاتی و مخابراتی که بدون از دست دادن
کارآییش نمی توانست در جای دیگری قرار گیرد.
و: حفظ دستیابی به بازارهای سریع الرشد ایران جهت کالا و خدمات آمریکا و همچنین ادامه همکاری
مالی ایالات متحده و ایران.
ز: حفظ گفت و شنود مؤثر و همکاری با ایران درباره تعداد زیادی از مسایل اقتصادی و سیاسی چندین
جانبه از قبیل همکاری اقتصادی شمال و جنوب، مناسبات اعراب و اسرائیل، کنترل سلاحها، مسایل
مربوط به اقیانوس هند و خلیج فارس و قانون دریا.
ح: تشویق همکاری بیشتر ایران در کوششهای ضد مواد مخدر ما که جنبه جهانی دارد.
ب: مرور کلی
ب : مرور کلی
1 دو فقره از سیاستهای پایه ای ایران که به نحو بسیار مستقیمی در نتیجه نزدیکی ایران به اتحاد
شوروی و ارزیابی آن از مقاصد شوروی شکل گرفته عبارتند از برنامه نوسازی نظامی ایران و سرکوبی
فعالیتهای کمونیستی داخلی. این دو سیاست همچنین دو سیاستی است که به احتمال قوی به وسیله تأکید
حکومت آمریکا بر محدود کردن نقل و انتقال سلاحهای قراردادی و حقوق بشر مورد سؤال قرار خواهد
گرفت. عدم حصول توافق در هرکدام از این دو زمینه میزان موفقیت ما را در پیشبرد منافع دیگرمان در
ایران و تا اندازه ای در منطقه در معرض تأثیرات منفی قرار خواهد داد.
2 تعهدات امنیتی رو به فرسایش ما نسبت به ایران دیگر قابل اعتماد نیست و با تشویق ایالات متحده
ایران، تنها راه دیگر قابل دوام خود را در خودکفایی نظامی تشخیص داده است، هر چند ایران خیالبافیهایی
ندارد که بتواند به تنهایی تجاوز مستقیم شوروی را بازدارد. بدین ترتیب ایران دست به برنامه نوسازی
نظامی با مقیاس بزرگ و گرانقیمت و به دست آوردن سلاحهای بسیار پیچیده به ویژه از ایالات متحده زده
است. ایران نیازهای خود را در قبال ارزیابی تهدیدات احتمالی از همسایگانش به ویژه اتحاد جماهیر
شوروی و عراق اندازه می گیرد و نوع دستگاههای نظامی که برای دفاع از مرزهای خود و نزدیکیهای آن
از هریک از جهات مورد توجه قرار می گیرد.
3 مسئله اینکه چه چیزی می تواند تقویت بنیه نظامی ایران را به میزان معتدلی برساند، مسئله اساسی
است. شاه خاطرنشان ساخته است که اگر ایالات متحده عرضه سلاحهای خود را به ایران کاهش دهد او به
منابع دیگر رجوع خواهد کرد. خریدهای مهم اخیر از سایر کشورها از جمله اتحاد شوروی این تصمیم را
معنی دار می کند و بنابراین موفقیت کامل در تدوین برنامه به دست آوردن سلاحهای ایران تنها با قائل شدن
یک مهلت کلی نقل و انتقال اسلحه به منطقه از سوی همه تحویل دهندگان اسلحه تحقق خواهد یافت. بنابه
قضاوت ما کوششهای یک جانبه به چنین مقصودی نخواهد رسید.
4 معذالک در میان دو قطب افراطی قطع کامل و عرضه نامحدود ما معتقدیم که محلی برای مانور
وجود دارد.
نتیجه، تحت تأثیر این اصل قرار خواهد داشت که بدانیم ما تا چه اندازه به نحو مؤثر و متقاعدکننده ای
برای نیل به هدف، توافق متقابل با یاران درباره ماهیت تهدیدهای جاری و آینده علیه آنچه که برای مقابله
با آنها لازم است، حرکت کنیم. از بسیاری جهات این فرا روند مشورت باید نزدیک به الگوی آمریکا و
اسرائیل باشد. برای این منظور این امر نه تنها شامل بررسی تفصیلی محیط سیاسی و نظامی منطقه خواهد
بود بلکه همچنین بررسی منظم نیروهای منابع ملی و انسانی ایران و زیربنای آن و ظرفیت جذب آن نیز
خواهد بود، یک چنین خط مشی برای اقدام نیازمند اختصاص کادرهای واجد شرایطی فنی که در حال
حاضر تعهدی نسبت به واشنگتن و تهران ندارند، خواهد بود. همچنین فرض بر آن است که از جانب ایران
ظرفیت و آمادگی که هنوز مورد آزمایش قرار نگرفته، معلوم گردد. معذالک در صورت فقدان یک چنین
کوششی تصمیمات یکجانبه حکومت ایالات متحده برای خودداری از فراهم کردن اسلحه برای ایران به
عنوان تنزل علاقه ایالات متحده نسبت به ایران و دوستی با آن تعبیر خواهد شد که عواقب آن نیز باید
درنظر گرفته شود.
5 زمینه اختلاف نظر جدی احتمالی دیگر مربوط به حقوق بشر است. به قضاوت ما بین تصویری که
غربیها از ایران زمان حال دارند از یک طرف، و واقعیت ایران از سوی دیگر به اندازه تجارب فرهنگی و
اخلاقی و تاریخی بین غربیها و ایران اختلاف دارد. ایران تاریخی شامل 2500 سال فرمانروایان خودکامه
و اغلب خارجی دارد و تنها به نحو نسبتا محدودی در معرض ارزشهای لیبرال غربی قرار گرفته است.
فرایافت های جریانهای دمکراتیک اساسا برای سنتهای ایران بیگانه است هرچند ایران در صف مقدم
بعضی از انواع حقوق بشر از قبیل آزادی مذهبی قرار گرفته، که این امر در غرب مورد توجه زیاد واقع
می شود.
اصلاحات ارضی و آموزش و پرورش عمومی و حقوق زنان و سایر اصلاحات اجتماعی و اقتصادی
تنها اخیرا (یعنی در سالهای دهه 1960 و دهه 1970) در مقابل مخالفتهای سخت محافظه کارانه وارد
جریان شده اند. شکی نیست که حتی این پیشرفتهای محدود در صورتی که رهبری نیرومند و مصمم شاه و
پدرش قبل از او وجود نمی داشت، تحقق نمی یافت. در جریان همین چند دهه اخیر شاه از سوی
چپ گرایان تحت پشتیبانی کمونیستها و راست گرایان مسلمان محافظه کار زمین دار، در معرض
مبارزه جویی قرار گرفته و چندین بار به لبه پرتگاه رسیده که ممکن بود، احتمالاً باعث معکوس شدن
جهت گیری طرفداری ایران از غرب شود. همین اواخر ایران ناگزیر بود با گروهها و اجتماعات کوچک
ایثارگر که وحدت چندانی بین یکدیگر نداشتند و مخالفین، مارکسیست اسلامی نامیده می شدند و در
کوششهایی برای سرنگون کردن نام کنونی متوسل به تروریسم شده بودند مقابله کند. نشانه هایی از
پشتیبانی بیگانه از این کوششها در دست است. رژیم ایران به این کوششها پاسخ شدید داده است هر چند
همیشه کار او مؤثر نبوده است.
6 موفقیتهای رژیم به طور عمده در سطح سیاسی، خلقی و اقتصادی از طریق برنامه های پیش دستی
کننده و سیاستهایی که هر مخالف قابل تصوری ممکن بود عنوان کند و وارد کردن مخالفین در فعالیتهای
مشروع و قانونی بوده است. آنچه که باقی مانده مخالفینی هستند که فاقد هدفهای سیاسی بوده و تنها میل
دارند جایگزین دستگاه رهبری کنونی بشوند و این موضعی است که در ایران پشتیبانی خلق را
برنمی انگیزد. روش رژیم نسبت به این مخالفین که به عقیده آن دارای جهت گرایی کمونیستی بوده و یا
تحت الهام کمونیستها قرار گرفته اند بسیار خشن است و تابع قوانینی است که نزدیک به قوانینی بود که در
ایالات متحده در سالهای دهه 1950 به مورد اجرا گذارده می شد. علاوه بر این سیستم دادگاههای مدنی
ایران پرپیچ و خم بوده و در معرض انتقادهای زیادی از لحاظ عدم کارآیی قرار گرفته اند، این اوضاع توأم
با مخلوط ناهنجاری از قوانین دوران ناپلئون و قوانین اسلامی منجر به نظامی از روالهای قضایی برای
رسیدگی به مسایل امنیتی شده است که با فرایافت های غربی (یا لااقل انگلوساکسون) کاملاً بیگانه است.
شاید در ایران حدود سه هزار و پانصد «زندانی سیاسی» وجود داشته باشد، هر چند سازمان عفو
بین المللی و گروههای مشابه مدعی هستند تا 000/200 زندانی سیاسی در ایران وجود دارد. در میان این
زندانیان سیاسی اکثریت بزرگی دست به عملیات خشونت آمیز زده یا در آن شرکت داشتند. بنابراین آنچه
که در توصیه به اجرای سیاستهای حقوق بشر، هماهنگ با فرایافت های خودمان مواجه هستیم در
موضعهای قانونی و روشی که مختص رژیم کنونی نبوده و ریشه های عمیقی در سنتهای ایرانی دارد دارای
اختلاف بسیار زیادی است. حکومت کنونی ایران نسبت به نگرانیهای ما بی تفاوت نیست. ما شاهد
اصلاحات جزئی در این زمینه بوده ایم و معتقدیم که می توانیم بیشتر از آن نیز انتظار داشته باشیم اگر به
آرامی تداوم و با صبر و شکیبایی به شکل عدم رویارویی پیش برویم.
7 زمینه دیگر اختلاف مربوط به قیمتهای نفت است ایران به نحو پیگیرانه ای استدلال کرده است که:
الف: افزایشهای قیمت نفت به آن اندازه ای که مفسرین غربی مدعی شده اند به مصیبتهای غرب (یا حتی
کشورهای کم رشد) نیفزوده است.
ب: نفت ماده ای است که باید حفظ شود و قیمتهای بالاتر تهیه منابع انرژی دیگر را تشریح می کنند در
حالی که:
ج: ایران در افزایش قیمتهای صادرات عمده خود با توجه به قیمتهای بالا رونده جهت کالاهای غربی
اعم از نظامی و غیرنظامی کاملاً محقّ است. این موضعی است که استدلالهای غرب موفق نشدند آن را
شکست دهند. تحولات چند سال آینده مانند نزاع دو گروه جداگانه در داخل اوپک ممکن است منجر به
کاهشهای جزیی در تصمیمات ایران بشود. معذالک شاه این موضع را اتخاذ کرده است که سیاست نفتی
یک امر کاملاً اقتصادی است و نباید تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرد. به همین جهت شاه در سال
1973 از الحاق به تحریم نفت اعراب خودداری کرد و همچنان تحویل دهنده عمده نفت به اسرائیل است.
ما می توانیم و باید نقطه نظرهای خود را درباره قیمتهای نفت (و عرضه نفت) براساس منظم ارائه داده و
به گفت و شنودهای مشورتی با ایران ادامه دهیم تا اینکه به مرور زمان بتوانیم آن قسمت از استدلالهای
ایران را که ما، در مقابل آنها استدلال متقابل داریم از میان ببریم. ما باید تمامی مسئله قیمت گذاری را مورد
مطالعه قرار دهیم، زیرا هیچ بعید نیست که این امر به موقع افزایش یکجانبه قیمتهای نفت اوپک یا قیمتهای
آن قسمت از نفت را که در بازار آزاد وجود دارد کاهش دهد. ولی درباره این مسئله و مسئله دیگر در
صورتی که به طریق رویارویی مستقیم عمل کنیم نه تنها نفعی نخواهیم برد بلکه چیز زیادی از دست
خواهیم داد. طریقه بهتر و مؤثرتر آن است که در شرایط دوستانه به استدلال بپردازیم.
به نحو صمیمانه ای اعتقاد دارد که عدم اشاعه سلاحهای هسته ای در مورد ایران صدق می کند. در عین
حال شاه سرمایه گذاریهای سنگینی در پرورش و رشد انرژی هسته ای زمان صلح تقبل کرده و نگران است
که در آینده به اندازه کافی سوخت هسته ای به دست آورد.
ایران از هم اکنون در آفریقای جنوبی و زئیر و جاهای دیگر در جستجوی منابع متنوع برای این گونه
سوخت است. می توان انتظار داشت که ایران همچنان به کارخانجات غنی کردن و تکنولوژی مشابه علاقه
نشان خواهد داد و با توجه به میزان همکاریهای آینده با حکومت آمریکا در زمینه هدفهای جهانی
هسته ای در نتیجه میزان همکاریهای آمریکا، ایران علاقه های خود را برای تأمین عرضه سوخت به دست
می آورد.
9 ایالات متحده آمریکا (از لحاظ حاشیه ای) بزرگترین صادرکننده کالاهای غیرنظامی (نظامی) و
خدمات به ایران است. در سال 1976 معادل 8/2 میلیارد دلار کالای غیرنظامی آمریکایی به ایران صادر
شده که انتظار می رود در سال بعدی به 2/3 میلیارد دلار افزایش یابد و معادل صادراتی قبل از 1975
گردد. ما می توانیم انتظار داشته باشیم که تا چند سال آینده این صادرات در اطراف 3 میلیارد دلار باشد.
10 در مسایل چند جانبه اقتصادی و سیاسی ایران به احتمال قوی بین (الف) احتیاط برای احتراز از
برخورد با منافع کشورهای کم رشد از یک سو و (ب) حساسیت برای حفظ مناسبات خود با کشورهای
رشد یافته در نوسان خواهد بود. در تریبون های تبلیغاتی شمال و جنوب، ایران احتمالاً از نقطه نظر
کشورهای کم رشد پشتیبانی خواهد کرد، ولی شور و ذوق ایران از مسئله ای به مسئله دیگر تفاوت خواهد
داشت.
IFAD وسیله دیگری است که برای سیاست ایران اهمیت خواهد داشت (به ویژه اگر ستاد IFADبه
تهران منتقل شود). در حالی که نقش آن در سازمانها و گروه بندی های قدیمی تر مانند کمیسیون ملل متحد
برای بازرگانی و توسعه و موافقتنامه عمومی درباره تعرفه و بازرگانی و حتی G77 هم چنان در حال
غیرفعال خواهند بود.
11 دانشجویان ایرانی در ایالات متحده شاید بزرگترین رقم دانشجو را نسبت به هر کشوری تشکیل
دهند و می توان انتظار داشت که تعداد آنها که اکنون 30 هزار نفر برآورد می شود افزایش یابد. این امر نظر
تلخ حکومت ایران را درباره فعالیتهای مخالفین ایرانی در ایالات متحده و اروپای غربی تغییر نخواهد داد.
ولی این مسئله باید به نحو معقولی مهار شود زیرا هم ایران و هم ما چشم انداز وسیع تری درباره روابط کلی
بین خود داریم.
12 هدفهای سیاسی دیگری نیز برای حکومت ایالات متحده در ایران وجود دارد. از قبیل جلب
همکاری ایران در یک برنامه مؤثر علیه تولید تریاک در کشورهای همسایه و به دست آوردن آراء ایران در
هیئتهای سازمان ملل متحد برای یک سلسله از مواضع حکومت ایالات متحده و غیره. معذالک اینها
همراه با منافع بزرگتر که قبلاً ذکر شده به طور متقابل به یکدیگر وابسته هستند و از یک جو کلی دوستی و
همکاری ناشی می شوند؛ همان طور که شاه نیز آن را چنین درک می کند.
ج: هدفها، خط مشی ها و مسایل
ج: هدفها، خط مشی ها و مسایل
1 هدفهای ما همان است که در قسمت الف به عنوان منافع ایالات متحده ذکر شده است
خط مشی های عمده ای که در پشتیبانی از این منافع اتخاذ می شود به ترتیب زیر است:
(a) ادامه فروش سلاحهای قراردادی به ایران. (سلاحهای غیر هسته ای) کوشش به متقاعد کردن
سیاستمداران ایران در منافع خودشان به اینکه صاحب گزینش بیشتری باشند و سرعت سیر نوسازی
سلاحها را برای جذب مؤثرتری مشخص کنند. این عمل از طریق مشاورت فنی نزدیکتر بین سازمانهای
دفاعی ایالات متحده و ایران باید صورت بگیرد. تأکید بر روی نفع متقابل ما در یک ایران نیرومند و امن از
طریق مشورتهای نزدیک بین دو حکومت، شامل در معرض قرار دادن شاه و رئیس جمهور و وزیر امور
خارجه و همچنین تماسهای مکرر در سطوح متعدد شامل کارمندان نخبه در واشنگتن و همچنین سفیر و
کارمندان متعدد او در تهران. بایستی در عین حال تعهد اساسی حکومت ایالات متحده نسبت به سطح
پایین تری از تسلیحات در سراسر جهان که ما امیدواریم و انتظار داریم ایران سهم خود را در آن داشته
باشد، توجه کرد. شانسهایی که ما بتوانیم چنین کاهشی در تسلیحات به دست آوریم بستگی به این دارد که
تا چه میزان ما می توانیم 1 ایران را متقاعد کنیم که ما به عنوان تحویل دهنده سلاحهای مورد نیاز و
خدمات فنی همچنان قابل اتکا هستیم. 2 فراهم کردن پشتیبانی وسیع بین المللی (از جمله پشتیبانی
اتحاد شوروی) برای پایین بودن سطح نقل و انتقالات سلاحها و 3 کمک به بهبود اوضاع امنیتی در منطقه
اطراف ایران از قبیل تحولات امکان پذیری نظیر نرخ پایین تر تسلیحات عراق (شاید و البته به حل بحران
اعراب و اسرائیل یا یک نزدیکی پرمعناتری بین هند و پاکستان. (بدین مناسبت لازم است در نظر گرفته
شود که خروج نیروهای ایالات متحده و شوروی از اقیانوس هند به خودی خود نگرانی ایران را درباره
مقاصد آینده همسایگانی نظیر هند یا عراق کاهش نخواهد داد). هیئت مستشاران نظامی آمریکا در ایران
حتی اگر از لحاظ تعداد کاهش یافته است باید همچنان رهبری را در پرسنل فنی متعدد حکومت ایالات
متحده و شرکتهای خصوصی که به نوسازی نظامی ایران از طریق برنامه هایی که تماما به هزینه ایرانیان
صورت می گیرد، در دست داشته باشد. افزایش پرسنل بخش سیاسی نظامی سفارت بایستی برای رهبری
این کوششها کمک کند.
(b) نشان دادن ادامه نگرانی ایالات متحده در امور حقوق بشر در ایران چه از لحاظ چهره عمومی
ایران و چه از لحاظ متفق بالفعل ایالات متحده و به خاطر آینده ثبات خود ایران که در آن ایالات متحده
ذیعلاقه و ذینفع است از محکوم کردنهای ناشی از قدرت یا پشتیبانی بیش از حد حکومت ایالات متحده
در مورد انتقاد از اوضاع مربوط به حقوق بشر اجتناب شود. ولی کار مداوم با سیاستمداران ایران و
بوروکراسی این کشور برای تشخیص هویت مناطقی که در آنها لیبرالیزه کردن قوانین و عرف ایران به
امنیت داخلی ایران صدمه نخواهد زد، بلکه در دراز مدت به آن کمک خواهد کرد، ادامه یابد.
(c) پیشبرد مشورتهای منظم و در واقع گفت و شنود با ایران درباره قیمتهای نفت به ویژه در ارتباط این
قیمتها با قیمتهای واردات از ایالات متحده (استدلالی که شاه خوشش می آید آن را در سر و کار داشتن با