کوششهایی برای سرنگون کردن نام کنونی متوسل به تروریسم شده بودند مقابله کند. نشانه هایی از
پشتیبانی بیگانه از این کوششها در دست است. رژیم ایران به این کوششها پاسخ شدید داده است هر چند
همیشه کار او مؤثر نبوده است.
6 موفقیتهای رژیم به طور عمده در سطح سیاسی، خلقی و اقتصادی از طریق برنامه های پیش دستی
کننده و سیاستهایی که هر مخالف قابل تصوری ممکن بود عنوان کند و وارد کردن مخالفین در فعالیتهای
مشروع و قانونی بوده است. آنچه که باقی مانده مخالفینی هستند که فاقد هدفهای سیاسی بوده و تنها میل
دارند جایگزین دستگاه رهبری کنونی بشوند و این موضعی است که در ایران پشتیبانی خلق را
برنمی انگیزد. روش رژیم نسبت به این مخالفین که به عقیده آن دارای جهت گرایی کمونیستی بوده و یا
تحت الهام کمونیستها قرار گرفته اند بسیار خشن است و تابع قوانینی است که نزدیک به قوانینی بود که در
ایالات متحده در سالهای دهه 1950 به مورد اجرا گذارده می شد. علاوه بر این سیستم دادگاههای مدنی
ایران پرپیچ و خم بوده و در معرض انتقادهای زیادی از لحاظ عدم کارآیی قرار گرفته اند، این اوضاع توأم
با مخلوط ناهنجاری از قوانین دوران ناپلئون و قوانین اسلامی منجر به نظامی از روالهای قضایی برای
رسیدگی به مسایل امنیتی شده است که با فرایافت های غربی (یا لااقل انگلوساکسون) کاملاً بیگانه است.
شاید در ایران حدود سه هزار و پانصد «زندانی سیاسی» وجود داشته باشد، هر چند سازمان عفو
بین المللی و گروههای مشابه مدعی هستند تا 000/200 زندانی سیاسی در ایران وجود دارد. در میان این
زندانیان سیاسی اکثریت بزرگی دست به عملیات خشونت آمیز زده یا در آن شرکت داشتند. بنابراین آنچه
که در توصیه به اجرای سیاستهای حقوق بشر، هماهنگ با فرایافت های خودمان مواجه هستیم در
موضعهای قانونی و روشی که مختص رژیم کنونی نبوده و ریشه های عمیقی در سنتهای ایرانی دارد دارای
اختلاف بسیار زیادی است. حکومت کنونی ایران نسبت به نگرانیهای ما بی تفاوت نیست. ما شاهد
اصلاحات جزئی در این زمینه بوده ایم و معتقدیم که می توانیم بیشتر از آن نیز انتظار داشته باشیم اگر به
آرامی تداوم و با صبر و شکیبایی به شکل عدم رویارویی پیش برویم.
7 زمینه دیگر اختلاف مربوط به قیمتهای نفت است ایران به نحو پیگیرانه ای استدلال کرده است که:
الف: افزایشهای قیمت نفت به آن اندازه ای که مفسرین غربی مدعی شده اند به مصیبتهای غرب (یا حتی
کشورهای کم رشد) نیفزوده است.
ب: نفت ماده ای است که باید حفظ شود و قیمتهای بالاتر تهیه منابع انرژی دیگر را تشریح می کنند در
حالی که:
ج: ایران در افزایش قیمتهای صادرات عمده خود با توجه به قیمتهای بالا رونده جهت کالاهای غربی
اعم از نظامی و غیرنظامی کاملاً محقّ است. این موضعی است که استدلالهای غرب موفق نشدند آن را
شکست دهند. تحولات چند سال آینده مانند نزاع دو گروه جداگانه در داخل اوپک ممکن است منجر به
کاهشهای جزیی در تصمیمات ایران بشود. معذالک شاه این موضع را اتخاذ کرده است که سیاست نفتی
یک امر کاملاً اقتصادی است و نباید تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرد. به همین جهت شاه در سال
1973 از الحاق به تحریم نفت اعراب خودداری کرد و همچنان تحویل دهنده عمده نفت به اسرائیل است.
ما می توانیم و باید نقطه نظرهای خود را درباره قیمتهای نفت (و عرضه نفت) براساس منظم ارائه داده و
به گفت و شنودهای مشورتی با ایران ادامه دهیم تا اینکه به مرور زمان بتوانیم آن قسمت از استدلالهای
ایران را که ما، در مقابل آنها استدلال متقابل داریم از میان ببریم. ما باید تمامی مسئله قیمت گذاری را مورد
مطالعه قرار دهیم، زیرا هیچ بعید نیست که این امر به موقع افزایش یکجانبه قیمتهای نفت اوپک یا قیمتهای
آن قسمت از نفت را که در بازار آزاد وجود دارد کاهش دهد. ولی درباره این مسئله و مسئله دیگر در
صورتی که به طریق رویارویی مستقیم عمل کنیم نه تنها نفعی نخواهیم برد بلکه چیز زیادی از دست
خواهیم داد. طریقه بهتر و مؤثرتر آن است که در شرایط دوستانه به استدلال بپردازیم.
به نحو صمیمانه ای اعتقاد دارد که عدم اشاعه سلاحهای هسته ای در مورد ایران صدق می کند. در عین
حال شاه سرمایه گذاریهای سنگینی در پرورش و رشد انرژی هسته ای زمان صلح تقبل کرده و نگران است
که در آینده به اندازه کافی سوخت هسته ای به دست آورد.
ایران از هم اکنون در آفریقای جنوبی و زئیر و جاهای دیگر در جستجوی منابع متنوع برای این گونه
سوخت است. می توان انتظار داشت که ایران همچنان به کارخانجات غنی کردن و تکنولوژی مشابه علاقه
نشان خواهد داد و با توجه به میزان همکاریهای آینده با حکومت آمریکا در زمینه هدفهای جهانی
هسته ای در نتیجه میزان همکاریهای آمریکا، ایران علاقه های خود را برای تأمین عرضه سوخت به دست
می آورد.
9 ایالات متحده آمریکا (از لحاظ حاشیه ای) بزرگترین صادرکننده کالاهای غیرنظامی (نظامی) و
خدمات به ایران است. در سال 1976 معادل 8/2 میلیارد دلار کالای غیرنظامی آمریکایی به ایران صادر
شده که انتظار می رود در سال بعدی به 2/3 میلیارد دلار افزایش یابد و معادل صادراتی قبل از 1975
گردد. ما می توانیم انتظار داشته باشیم که تا چند سال آینده این صادرات در اطراف 3 میلیارد دلار باشد.
10 در مسایل چند جانبه اقتصادی و سیاسی ایران به احتمال قوی بین (الف) احتیاط برای احتراز از
برخورد با منافع کشورهای کم رشد از یک سو و (ب) حساسیت برای حفظ مناسبات خود با کشورهای
رشد یافته در نوسان خواهد بود. در تریبون های تبلیغاتی شمال و جنوب، ایران احتمالاً از نقطه نظر
کشورهای کم رشد پشتیبانی خواهد کرد، ولی شور و ذوق ایران از مسئله ای به مسئله دیگر تفاوت خواهد
داشت.
IFAD وسیله دیگری است که برای سیاست ایران اهمیت خواهد داشت (به ویژه اگر ستاد IFADبه
تهران منتقل شود). در حالی که نقش آن در سازمانها و گروه بندی های قدیمی تر مانند کمیسیون ملل متحد
برای بازرگانی و توسعه و موافقتنامه عمومی درباره تعرفه و بازرگانی و حتی G77 هم چنان در حال
غیرفعال خواهند بود.
11 دانشجویان ایرانی در ایالات متحده شاید بزرگترین رقم دانشجو را نسبت به هر کشوری تشکیل
دهند و می توان انتظار داشت که تعداد آنها که اکنون 30 هزار نفر برآورد می شود افزایش یابد. این امر نظر
تلخ حکومت ایران را درباره فعالیتهای مخالفین ایرانی در ایالات متحده و اروپای غربی تغییر نخواهد داد.
ولی این مسئله باید به نحو معقولی مهار شود زیرا هم ایران و هم ما چشم انداز وسیع تری درباره روابط کلی
بین خود داریم.
12 هدفهای سیاسی دیگری نیز برای حکومت ایالات متحده در ایران وجود دارد. از قبیل جلب
همکاری ایران در یک برنامه مؤثر علیه تولید تریاک در کشورهای همسایه و به دست آوردن آراء ایران در
هیئتهای سازمان ملل متحد برای یک سلسله از مواضع حکومت ایالات متحده و غیره. معذالک اینها
همراه با منافع بزرگتر که قبلاً ذکر شده به طور متقابل به یکدیگر وابسته هستند و از یک جو کلی دوستی و
همکاری ناشی می شوند؛ همان طور که شاه نیز آن را چنین درک می کند.
ج: هدفها، خط مشی ها و مسایل
ج: هدفها، خط مشی ها و مسایل
1 هدفهای ما همان است که در قسمت الف به عنوان منافع ایالات متحده ذکر شده است
خط مشی های عمده ای که در پشتیبانی از این منافع اتخاذ می شود به ترتیب زیر است:
(a) ادامه فروش سلاحهای قراردادی به ایران. (سلاحهای غیر هسته ای) کوشش به متقاعد کردن
سیاستمداران ایران در منافع خودشان به اینکه صاحب گزینش بیشتری باشند و سرعت سیر نوسازی
سلاحها را برای جذب مؤثرتری مشخص کنند. این عمل از طریق مشاورت فنی نزدیکتر بین سازمانهای
دفاعی ایالات متحده و ایران باید صورت بگیرد. تأکید بر روی نفع متقابل ما در یک ایران نیرومند و امن از
طریق مشورتهای نزدیک بین دو حکومت، شامل در معرض قرار دادن شاه و رئیس جمهور و وزیر امور
خارجه و همچنین تماسهای مکرر در سطوح متعدد شامل کارمندان نخبه در واشنگتن و همچنین سفیر و
کارمندان متعدد او در تهران. بایستی در عین حال تعهد اساسی حکومت ایالات متحده نسبت به سطح
پایین تری از تسلیحات در سراسر جهان که ما امیدواریم و انتظار داریم ایران سهم خود را در آن داشته
باشد، توجه کرد. شانسهایی که ما بتوانیم چنین کاهشی در تسلیحات به دست آوریم بستگی به این دارد که
تا چه میزان ما می توانیم 1 ایران را متقاعد کنیم که ما به عنوان تحویل دهنده سلاحهای مورد نیاز و
خدمات فنی همچنان قابل اتکا هستیم. 2 فراهم کردن پشتیبانی وسیع بین المللی (از جمله پشتیبانی
اتحاد شوروی) برای پایین بودن سطح نقل و انتقالات سلاحها و 3 کمک به بهبود اوضاع امنیتی در منطقه
اطراف ایران از قبیل تحولات امکان پذیری نظیر نرخ پایین تر تسلیحات عراق (شاید و البته به حل بحران
اعراب و اسرائیل یا یک نزدیکی پرمعناتری بین هند و پاکستان. (بدین مناسبت لازم است در نظر گرفته
شود که خروج نیروهای ایالات متحده و شوروی از اقیانوس هند به خودی خود نگرانی ایران را درباره
مقاصد آینده همسایگانی نظیر هند یا عراق کاهش نخواهد داد). هیئت مستشاران نظامی آمریکا در ایران
حتی اگر از لحاظ تعداد کاهش یافته است باید همچنان رهبری را در پرسنل فنی متعدد حکومت ایالات
متحده و شرکتهای خصوصی که به نوسازی نظامی ایران از طریق برنامه هایی که تماما به هزینه ایرانیان
صورت می گیرد، در دست داشته باشد. افزایش پرسنل بخش سیاسی نظامی سفارت بایستی برای رهبری
این کوششها کمک کند.
(b) نشان دادن ادامه نگرانی ایالات متحده در امور حقوق بشر در ایران چه از لحاظ چهره عمومی
ایران و چه از لحاظ متفق بالفعل ایالات متحده و به خاطر آینده ثبات خود ایران که در آن ایالات متحده
ذیعلاقه و ذینفع است از محکوم کردنهای ناشی از قدرت یا پشتیبانی بیش از حد حکومت ایالات متحده
در مورد انتقاد از اوضاع مربوط به حقوق بشر اجتناب شود. ولی کار مداوم با سیاستمداران ایران و
بوروکراسی این کشور برای تشخیص هویت مناطقی که در آنها لیبرالیزه کردن قوانین و عرف ایران به
امنیت داخلی ایران صدمه نخواهد زد، بلکه در دراز مدت به آن کمک خواهد کرد، ادامه یابد.
(c) پیشبرد مشورتهای منظم و در واقع گفت و شنود با ایران درباره قیمتهای نفت به ویژه در ارتباط این
قیمتها با قیمتهای واردات از ایالات متحده (استدلالی که شاه خوشش می آید آن را در سر و کار داشتن با
ما به کار ببرد). کوشش به نشان دادن تا آنجایی که ممکن باشد به این که ایرانیان درباره میزان تورم در
اقلامی که از ما خریداری می کنند غلو می کنند (از طریق مقابله با افزایش هزینه جهت تجهیزات و خدمات
نظامی در مقابل قیمتهای حقیرانه واردات غیر نظامی). معذالک ما باید بپذیریم که درباره کوشش ما
حدودی وجود دارد تا زمانی که 1 ایران هم چنان به اینکه نفت را به چه کسی تحویل می دهد تبعیض
سیاسی قائل نیست (مثلاً اسرائیل یا غرب را تحریم نکرده است) و 2 قیمتهای ایران با قیمتهای نفت سایر
جاهای دیگر چنان خارج از حدود تطبیق نیست.
(d) ادامه گفت و گوی خود با ایران برای حفظ تعهد حکومت ایران درباره امور مربوط به عدم اشاعه
سلاحهای هسته ای و جلب مساعدت ایران در این زمینه. باید به نفع ما باشد که به اندازه کافی مقادیر
سوخت برای برنامه های انرژی هسته ای برای مقاصد صلح برای ایران فراهم کنیم. در عوض باید بتوانیم
از ایران بخواهیم که در بازداشتن دیگران در تعقیب برنامه اشاعه سلاحهای هسته ای به ما کمک کند،
چنانچه ایران در گذشته در این زمینه سودمند بوده است (مثلاً نسبت به پاکستان).
(e) ادامه همکاری اطلاعاتی با ایران برای فراهم کردن یک محصول مشترک با رشد مداوم و نشان
دادن علاقه مداوم ما به امنیت ایران در زمانی که ما بخواهیم خرید سلاحهایی بر حسب انتخاب و به مقدار
کم را به ایران توصیه کنیم.
(f) ادامه پشتیبانی نیرومند از صادرات بازرگانی غیر نظامی شرکتهای خصوصی به ایران از طریق
مأمورین بازرگانی سفارت و مرکز بازرگانی ایالات متحده و نمایشگاههای ویژه بازرگانی به پشتیبانی از
برنامه های بازرگانی سراسری ما. ادامه یک سطح گزارشگری مداوم اقتصادی و مالی برای مقابله با
روندهای متغیر در فرایافت ها و رفتارهای اقتصادی ایران (مثلاً علاقه کمپانیهای ایالات متحده به
معاملات پایاپای با استفاده از نفت). حفظ علاقه ما در تولید کشاورزی ایران از طریق نماینده وزارت
کشاورزی آمریکا در اینجا با توجه به این که ادامه بهبود تولید کشاورزی در ایران به فرآیند رشد اجتماعی
و اقتصادی و بالنتیجه ثبات سیاسی مساعدت می کند.
(g) ادامه برنامه مؤثر اداره اطلاعات ایالات متحده در امور فرهنگی به عنوان وسیله دیگری از کمک به
رشد ایران، و نشان دادن علاقه کم نشدنی ایالات متحده نسبت به آینده ایران و ادامه بر قرار کردن پیوندها
با رهبران افکار عمومی در ایران، در زمینه های آموزش و پرورش و اطلاعات (مقصود غیر از اطلاعات
سیاسی یا نظامی است) و زمینه های مربوطه که در دراز مدت باید به انتقال ایران به داشتن یک جو
دمکراتیک تر کمک کند.
(h) همچنین پشتیبانی بیشتری از تماس مردم با مردم از طریق جریان دادن دیدار کنندگان ایرانی از
ایالات متحده و تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی که در آمریکا تحصیل می کنند. خدمات روادیدی در
سفارت آمریکا در ایران باید کادر مناسبی داشته باشد.
(i) به همین ترتیب داشتن کادرها در خدمات آمریکایی و حمایت از شهروندان آمریکا لازم است تا از
حضور فزاینده آمریکا در ایران پشتیبانی کند و از فشار در امر روابط عمومی با مردم اجتناب شود.
(j) از طریق مبادله مکرر دیدارهای مقامات ایرانی از وزارتخانه ها و سازمانهای مختلف و هم چنین
وزارت امور خارجه کوشش شود تا پشتیبانی فزاینده ایران در تریبون های تبلیغاتی بین المللی درباره
مسایل اقتصادی و سیاسی مورد علاقه حکومت آمریکا جلب شود. برای این وظیفه تعداد بیشتری از وقت
مأمورین سفارت آمریکا اختصاص خواهد یافت.
(k) حفظ یک برنامه کافی ضد مواد مخدر در ایران از طریق عملکرد مأمورین مبارزه با مواد مخدر،
چه ساکن ایران و چه دیدار کننده از ایران، برای ادامه جلب همکاری ایران در محدود کردن تولید تریاک در
کشورهای همسایه و عبور ترانزیتی مواد مخدر به ایالات متحده، و همچنین کاهش دادن مسایل و
مشکلات مربوط به مواد مخدر در جامعه آمریکایی (مقیم ایران، مترجم).
2 مسایل
2 مسایل
(a) بحرانی ترین مسئله در روابط دو جانبه ما مربوط به تصمیم واشنگتن درباره ادامه سیاست نقل و
انتقال سلاحهای متعارفی (مقصود غیر هسته ای) به ایران است. این امر در اینجا به عنوان یک میخ مصوری
روش جدید حکومت نسبت به ادامه روابط نزدیک با ایران تلقی خواهد شد. ما توصیه می کنیم این مسئله
مطابق با خط مشی که در بحثهای من روند مذکور در بالا شرح داده شده حل شود.
(b) یک مسئله مربوطه عبارت خواهد بود از دامنه انتقادات واشنگتن از اوضاع حقوق بشر در ایران که
مخالف با برداشت تدریجی گرایانه از تشویق اصلاحات در این زمینه است. ما معتقدیم که حکومت ایران
کوششهای حکومت آمریکا را برای بهتر کردن چهره ایران و کارهای آن تحمل خواهد کرد ولی کوششهای
آمریکا در این رشته باید همیشه به عنوان کوششهای یک دوست علاقمند و نگران درک شود که درباره
هدفهای مشترک تبادل نظر می کند و به هیچ وجه با خاطرات ایرانیان درباره سیاستهای کاپیتولاسیون و
استعماری که به وسیله حکومتهای غرب در گذشته بر ایران تحمیل می شده است مشابهتی ندارد.
(c) توجه زودرس آمریکا به مسئله عرضه کافی سوخت هسته ای قابل اتکاء به کشورهایی مانند ایران
که وارد برنامه های جاه طلبانه پرورش انرژی هسته ای می شوند به خودی خود یک هدف با ارزشی است و
می تواند اثرات جنبی پشتیبانی فعال ایران را برای کوششهای عدم اشاعه سلاحهای هسته ای آمریکا
فراهم کند.
(d) سرانجام یک مسئله نسبتا کوچکتر عبارت است از حل و فصل بدهی معوقه ایران از زمان جنگ
جهانی دوم مربوط به قرارداد وام و اجاره که به مرور تصاعد بهره در حال حاضر به 35 میلیون دلار رسیده
است. ما توصیه می کنیم که این مسئله به نحو بسیار فعالانه حل شود و ایرانیان نیز همین میل را دارند، حتی
اگر این حل و فصل معادل با سازش درباره مبالغ مورد بحث برای حفظ آبرو به طور کلی باشد.
میکلوس
مخالفت مذهبی و روشنفکری در ایران
سند شماره 23
از: سفارت آمریکا تهران محرمانه 25 جولای 1977 3 مرداد 1356
به: وزارت خارجه واشنگتن
گزارشگر: استمپل
موضوع: مخالفت مذهبی و روشنفکری در ایران
تحریکهای مخالف
تحریکهای مخالف
خلاصه: انتقاد از رژیم در روزنامه های خارجی که آزادانه در اینجا منتشر می شوند، اگر چه به سختی
استقبال می شوند ولی به مدت طولانی تحمل شده است. این موضوع در زمینه انتقادات عناصر داخلی
صحت ندارد. در دو سال گذشته طرز برخورد مقامات نسبت به این موضوع آرامتر شده است. در حقیقت
قسمت زیادی از انگیزه از خود شاه ناشی می شود و کمیسیونها و گروههای تحت حمایت دولت برای انتقاد
از سیاست و عمل دولت تشکیل شده است. اخیرا انتقاداتی از طرف گروههایی که با سازمانهای تروریستی
همکاری ندارند و از کانالهای حمایت شده رسمی خارجی نیستند، شده است. آنها با عبارتهایی که نسبتا با
دقت پرداخته شده تقاضا دارند که شاه سلطنت کند نه حکومت و همچنین تقاضای تجدید حیات آزادی
بیان. باید دید آیا چیزهای بیشتری مطرح خواهد شد و دولت در قبال آن چه خواهد کرد. اما در
آزادیخواهی به نظر می رسد که نیمه باز است. در حالی که تأکید مجددمان در مورد حقوق بشر هماهنگ و
پذیرفته شده، ما معتقدیم که باید از هر اظهار نظر رسمی که به صحه گذاشتن بر مفاد انتقاد تعبیر شود
اجتناب کنیم. (پایان خلاصه).
ضمائم:
1 نامه به شاه
2 نامه به نخست وزیر
3 موضوع برای اطلاع شما
سابقه: دوبار در این قرن کوششهایی برای هم چشمی کردن با فرمهای غربی دولت، احزاب سیاسی،
آزادی بیان و حق مخالفت در ایران انجام گرفته و منجر به شکست شده است. این مفاهیم اساسا در این
رژیم سلطنتی غریبه هستند. وفاداریها و علاقه ها و به طور سنتی در مرتبه اولویت به خانواده، قبیله و فقط
به صورت فاصله داری به سلطان و ملت قرار دارد. تشریک مساعی، تلاشهای گروهی و کار در داخل
مؤسسه ها قسمتی از میراث پارسی نیستند، و فقدان آنها بیانگر دلیل اساسی برای شکستهای گذشته در
ریشه گرفتن و روییدن ارزشهای سیاسی غرب می باشد. نارضایتی و مخالفت به طور عمومی به عنوان
کوششهایی برای سرنگون کردن رژیم مستقر و خنثی کردن هدفهای آن دیده شده است. با این حال این
تصور که ایران که سرزمین متکی به خود نیست و باید با نفوذها و عقاید خارجی همسازی داشته باشد در
حال قوت گرفتن است. جواب ما استقبال از انتقاد سازنده بوده است ولی آن را در محدوده های قابل کنترل
باید نگهداشت.
بعضی از محافظه کاران و روشنفکران این موضوع را یک مجرای کافی و شایسته و راضی کننده
نمی دانند. یک هسته از گروههای فناتیک قدیمی و مذهبی هنوز وجود دارند و رژیم شاه به طور دائمی
خود را در رقابت با آنهایی که هنوز عقیده دارند سلسله صفویه (قرن هفدهم) به نقطه اوج توسعه و سازمان
اجتماعی رسیده بود می بیند. مخالفت مذهبی با دولت ادامه یافته است و حتی رشد یافته و این به همان
اندازه که گامهای مدرنیزه کردن از زمان انقلاب سفید (1963) تندتر شده است، می باشد. گروههای
تروریست، احتمالاً در پرتو مجاهدین خلق، شروع به عضوگیری از میان جوانان تأثیرپذیر با زمینه عمیق
(مذهبی) مسلمان کرده است. بیشتر این جوانان به خاطر تنفر از برنامه رفرمی شاه به خصوص اصلاحات
ارضی و اعطای حق رأی به زنان جذب آنان شده اند. دولت ایران بشدت مواظب امامهای رادیکال عمده
است و برنامه هایی را برای بی اعتبار کردن بعضی و مواظبت دیگران شروع کرده. در همین دوره،
19751963 اعضای متمایل به چپ جبهه ملی که خیلی از آنها اعضای حزب توده «کمونیست» بوده اند
از فعالیت دست کشیده اند.
بعضی به همکاری پذیرفته شدند، که تحت تأثیر اقدامات (تلاشهای) انقلابی شاه قرار گرفته اند. حداقل
دو نفر از آنها وزیر شدند. بیشتر آنها به سادگی از سیاست خارج شدند و نسبت به آن بی علاقه شدند.
چندین نفر از آنها استاد دانشگاه باقی ماندند، بعضی به تجارت پرداختند (و همان طور که ثروت ایران به
سرعت در اواخر دهه 60 و 70 افزایش پیدا کرد ثروتمند شدند). خیلی به طور خصوصی منقد شاه، بدبین
نسبت به دولت و بی تمایل نسبت به شرکت در فعالیتهای تحت حمایت دولت از قبیل رستاخیز باقی ماندند.
خیلیها توسعه کشور را پذیرفتند ولی انتقادشان را بر نقصان آزادیهای مدنی و حضور سانسور در
مطبوعات و انتشارات و روش حبس و غیره متمرکز کردند. به علاوه یک جنبش متمایل به چپ فزاینده در
میان روشنفکران و جامعه علمی وجود دارد. نمایندگان این جنبش نه فقط در گروههای دانشجو، بلکه تا
حدی در قسمتهای دیگر جامعه، به خصوص آنهایی که آموزش دانشگاهی خارجی داشته اند وجود دارد.
تجزیه و تحلیل کردن سیستم سیاسی
تجزیه و تحلیل کردن سیستم سیاسی
هم زمان با علاقه فزاینده ایران در مورد وجهه حقوق بشرش که در پاییز 1976 شروع شد، این
تشخیص پیدا شد که مردم نسبت به قدرت دولت در جوابگویی به مسایل اقتصادی و اجتماعی انتقاد
دارند. علاوه بر این بر رهبران ایران آشکار می شد که برای هماهنگ کردن و ادامه دادن رشد اقتصادی
ایران چیزی بیشتر از افزایش تعداد طبقه متوسط لازم بود. به طور خلاصه، شاه و دولت ایران در بهار
1977 شروع به جستجو برای راههای ترغیب حمایت فعال زبده های (دولتمردان) جدید کردند. انتقاد در
داخل حزب رستاخیز، شوراهای شهر و استان و مجلس تحمل شد تا جایی که خیلی از کسانی که مشتاقانه
شرکت می کنند هم اکنون متحیرند که چه نتیجه خوبی گرفته شده است. آیا کسی گوش می دهد؟ برای اینکه
اعتبار بیشتری به این مراحل داده شود، دولت ایران فعالیتهای کمیسیون سلطنتی، سازمان بازرسی
شاهنشاهی و گروه مطالعه مشکلات ایران را احیا کرد. به هر گروه حکم جداگانه ای که گاهی تداخل با هم
پیدا می کنند داده شده است.
کمیسیون سلطنتی روی سرپرستی توسعه اقتصادی، ریشه کن کردن و محو فساد کار می کند. سازمان
بازرسی شاهنشاهی پیشرفت انقلاب اداری و از هفت ژوئن بازرسی اعلام نشده تمام وزارتخانه ها و دفاتر
را مراقبت می کند. تیم مطالعه مشکلات ایران ارزیابی و بحث در مورد سیاستها و مشکلات دولت ایران و
ارسال گزارشات و انتقادهایشان به شاه را به عهده دارد. برای افتتاح مبارزه جدید در ژوئن و جولای
(خرداد تیر مرداد) جلسات کمیسیون از تلویزیون سراسری پخش شده، گزارشات کمیته و شهادتهای
وزارتخانه، بی کفایتیها (ناکارآیی) و کمبودها در برنامه توسعه اقتصادی ملی را آشکار کرد و تعبیر و تفسیر
فراوانی بر روی آن انجام گرفت. خشم کمیسیون در مورد نیرو، کتاب درسی، سیمان، کمبودهای
بیمارستانی بود و هیجانی به وجود آورد.
وزرایی که مورد حمله قرار گرفتند مجبور به دفاع از سیاستهای خود و یا قول برای تغییر شدند. در
جلسه مشابهی در ژوئن که به وسیله گروه مطالعه تشکیل شد، نخست وزیر و دیگر مقامات بالا درباره عدم
اداره صحیح و سَمبَل کاری مورد سؤال قرار گرفتند. بر طبق خلاصه ای که به وسیله یک عضو گروه مطالعه
که در ضمن کارمند محلی خدمات اطلاعاتی ایالات متحده است، تهیه شده، خیلی از اعضا عدم اعتماد و
انزجار عمیقشان را از دولت ایران ابراز کردند. چندین بار در طول جلسه سؤال و جواب محرمانه با نخست
وزیر، امانت و درستی دولت مورد اعتراض واقع شد و عمل آن مورد اعتراض قرار گرفت. در دو ماه گذشته
سازمان بازرسی شاهنشاهی به عنوان سگ مراقب دولت ایران، به منظور رسیدگی به شکایتهای
شهروندان و انجام تحقیقات مستقل و تهیه گزارشات برای شاه از نو طرح ریزی شده است. این سازمان پر
قدرت ترین و مؤثرترین سازمان از سه گروه است و از اعتقاد کامل شاه برخوردار است. سؤالی که باقی
می ماند این است که آیا شاه و نخست وزیر به وعده های خود عمل می کنند؟ و آیا قادر خواهند بود که یک
توده شکاک را قانع سازند که قصد آنها جدی است؟
منابع نزدیک به نخست وزیر ادعا می کنند که این مبارزه ای که به دقت برای گشودن و اجازه دادن به
انتقاد بیشتر از دولت طرح ریزی شده پیشقدمی بخشش شاه و عملیات اخیر نخست وزیر بود که به آن
گزارشها اعتبار بخشید. در یک گفتار برای مطبوعات در پنجم ژوئن و در دوازدهم ژوئن برای I.C. هویدا
گفت که هر ایرانی حق دارد که در تمام امور ملی جز جایی که اساس ملت ایران مطرح است انتقاد کند (به
عنوان مثال: شاه، قانون اساسی، و انقلاب شاه و ملت).
او موقعیت دولت را عنوان کرد: «هیچ دلیلی نیست که چرا کشوری که از ضعف (با رهبری شاه) به
موقعیت استحکام رسیده است از انتقاد هراسان باشد.»
اینکه این موضوع به سرانجام خواهد رسید هنوز معلوم نیست. پس از آنکه مقاله ای در کیهان در تاریخ
ژوئن چاپ شد که از وجود سانسور انتقاد کرده بود،
نخست وزیر به روزنامه کیهان تلفن کرده و آنها را متهم به تندروی کرد، وقتی که آنها انتقاد خود او را در
مورد ترتیبات سانسور فعلی منعکس کرده بودند.
با این حال آشکارا به نظر می رسد که دولت ایران یک موضع قابل تحمل تری از گذشته درباره مخالفت
با سیاستهای دولت گرفته است. حتی شایعه ای وجود داشته مبنی بر اجازه دادن به وجود یک حزب
سیاسی دیگر، ولی تاکنون در حد شایعه باقی مانده است.
تحریک مخالفت
تحریک مخالفت
نشانه های دیگری که از قانون اصلاحی دادگاه نظامی سرچشمه می گیرد و حملات متقابل بر علیه
ادعاهای بین المللی در مورد شکنجه در ایران، بعضی گروهها و اشخاص را که سابقا بی تفاوت بوده اند، به
طور آزمایشی به صحنه سیاسی بازگردانده است. این موضوع به وسیله عقیده آنها در باب اینکه خطر
سرکوبی کمتر است (برای اینکه ایران می خواهد یک ذره فضای سیاسی را باز کند) تقویت شده است و