بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 459

خارجی را نسبت به سرنوشت آنهایی که به کشتن آیت اللّه شمس آبادی متهم شده بودند علاقه مند کنند، بر

این اساس که آنها شهدای مذهبی بودند. این کار به نظر می رسد که موفق نبوده است بجز به مقدار خیلی

کمی در بریتانیای کبیر، ولی اشاره هایی هست که علیرغم تعصب دست راستیشان بعضی از امامها و

آیت اللّه های محافظه کار اصولی تر، می خواهند که از حقوق بشر برای اتحاد با آنهایی که در جناح چپ قرار

دارند و علایق مشترک برای تطابق می تواند به وجود آید، استفاده کنند. علائم رقابت با رژیم از این بخش

عمدتا فرعی و ثانویه هستند. افزایش استفاده از چادر در میان زنان با تحصیلات دانشگاهی یک نشانه از

مخالفت با دولت است، مقاومت در مقابل قانون حقوق زنان (تقریبا معادل تحمیل گری گروه فشار) و

انتشار شوخیهای بی تملق درباره شاه.

سرکشی مذهبی به وسیله تجدید حیات طالعهای سیاسی اسلامی در صحنه های سیاسی همسایه

تصویب شده است. پاکستان، جایی که مخالفت مذهبی حداقل تعادل قوایی را به نظر می رسد که از پارلمان

جدید در دست داشته باشند، و عربستان سعودی جایی که شاه حقوق فناتیک اسلامی را به عنوان

مشکلات جدی برای هر سلطان سعودی که حکومت می کند، می بیند. شاه و دولت قدمهای با احتیاط و از

روی دوراندیشی برداشته اند که این نوع مخالفت پنهانی را در کنترل نگهدارند. علاوه بر مواظبت عادی که

از فرقه های مذهبی می شود، شاه بالاخره سفری به مشهد برای زیارت بارگاه امام رضا در ماه می انجام داد

و با رهبران مذهبی ملاقات کرد و در گفتارش گفت که مسلمان مؤمن نباید به وسیله فریب توسط گروههای

خرابکار به تروریسم کشیده شود. نخست وزیر و فرح در سفرهایشان به استانهای مختلف زمانی را به ایراد

نطق و خطابه اختصاص دادند، برای اینکه مؤمنین را آرامش دهند و آنها را به آشتی و حمایت از دولت

بکشانند. یک عضو باهوش و حساس دفتر مخصوص فرح اظهار می دارد که خانواده سلطنتی به دقت

موقعیت مذهبی را مراقبت می کنند و تلاشهای بیشتری را به سوی تجددگرایی به وسیله مشارکت وسیع تر

در پروژه های دنیوی بکشاند.

دولت چه خواهد کرد؟

دولت چه خواهد کرد؟

دولت ایران و حزب رستاخیز در حال همسان (یکسان)سازی این صعود ناگهانی انتقاد و مخالفت

محدود هستند که به وسیله یک مجموعه از سیاستهای خود دولت و شرایط به ظهور رسیده است. در کوتاه

مدت سه راه حل به نظر می رسد (یا مجموعه ای از روشها):

1 دولت ممکن است با به وجود آوردن انگیزه و فشار تلاش کند که عملیات این مخالفین را زیر چتر

حزب رستاخیز بیاورد، از انتقادکنندگان بخواهد که در حزب فعال شوند و یا انتقادهایشان را به واحدهای

حزب ارائه دهند. دولت ایران می تواند مخالفت در حال پیدایش را به طور کامل در داخل سیستم سیاسی

فعالی در بر بگیرد. این کار کاملاً امکان پذیر نخواهد بود چون سازمانهای دیگر مثل کمیسیون سلطنتی،

گروه مطالعه مسایل ایران و سازمان بازرسی شاهنشاهی هستند که در این زمینه نقشی به عهده دارند. با

معرفی بعضی از انتقادکننده ها از طریق امضاهایشان در نامه ها، ممکن است از این افراد خواسته شود که در

حزب نقشی به عهده داشته باشند. بعضی ممکن است توجه کنند ولی احتمالاً اغلب آنها نخواهند کرد و

همین طور که تلاش می کنند امتناع خودشان را از مشارکت به وسیله حمله به سیستم و شخص شاه توجیه

کنند، این کار نهایتا آنها را به اختلاف و کشاکش با خود سیستم می کشاند.


صفحه 460

2 هم شاه و هم دولت ممکن است به سادگی عقب بنشینند و به انتقاد بیشتری به عنوان بهای باز کردن

سیستم سیاسی اجازه بدهند. این کار فقط در صورتی عملی می باشد که این نوع مخالفت به صورت امنی

قابل اداره (در غالب عبارات امنیتی) باشد و دیگر اینکه سیستم به اندازه کافی باثبات باشد که بتواند

چیزی را که شاه «تجملات مخالفین» می خواند تحمل کند. هر اشاره ای از حمایت خارجی و یا حتی

حمایت عمومی برای گروههای مخالف از هر قسمتی احتمالاً یک شکست تند و تیز (شاید پیچیده) به

دنبال خواهد داشت.

3 دولت ممکن است به سادگی چنان انتقاداتی را سرکوب کند و یا آن را بر اساس ارجحیت امنیت

کشوری محدود کند. این یک راه حل غیر محتمل به نظر می رسد، چون که هدف بازگشودن سیستم سیاسی

را شکست می دهد. بدون شک شاه این روش را در پیش خواهد گرفت، خصوصا اگر که انتقادات از کنترل

خارج بشود و یا از حد مجاز افزایش پیدا کند و با اساس منظمی به شاه، قانون اساسی و یا انقلاب شاه و

مردم حمله شود. حالت اخیر هویدا اشاره می کند که انتقاداتی که این بنیادهای اساسی را به سؤال می کشند

مجاز نخواهند بود و یا انتقادکنندگان محکوم به سرکوبی و اذیت و محدود شدن خواهند شد.

در مقام علم، دولت ایران احتمالاً هر سه این راهها را (تحمل برای خارج کردن انتقاد، کوشش برای

اینکه آن را به سمت حزب راهنمایی کند، و فرمهایی از کنترل برای حفظ آن از بی ثبات کردن سیستم

سیاسی رو به رشد ایران) در شرایط مقتضی استفاده خواهد نمود. درجه سرکوبی بستگی دارد به ماهیت

پیام انتقاد کننده.

اگر انتقاد مخالف در مورد مسایلی که برای 10 7 سال گذشته (مثل انتقاد از حقایق فعلی زندگی)

باشد، ممکن است که در یک حد نسبتا بالای توبیخ قابل تحمل باشد. اگر انتقاد به منطقه ممنوعه (شاه،

انقلاب شاه و مردم یا قانون اساسی) تجاوز کند، رژیم احساس اجبار و قید خواهد کرد که آن را قطع نماید.

البته هر انتقاد جدی باید که با یکی از ممنوعه ها ارتباط داشته باشد و تا این درجه فحوای انتقاد محکم

خواهد بود. خود شاه ممکن است که برایش مشکل نباشد که به انتقاداتی که در مورد تعادل قانون اساسی و

شاه می شود (اگر با یک طرح سازندگی انجام شود) تن در بدهد.

4 طرز برخورد ایالات متحده

ایالات متحده در مراحل این افزایش انتقاد مستقیما مداخله ندارد و نباید داشته باشد. انتقادکنندگان از

دولت ایران ممکن است از سمبلهایی استفاده کنند که خیلی از آمریکاییها با آن همدردی کنند. ایالات

متحده ممکن است به خاطر آن روابط نزدیک سنتی در زمان سلسله پهلوی با ایران زیر آتش قرار بگیرد.

در هر دو مورد ما باید با مراحل انتقاد به عنوان یک موضوع داخلی ایران روبرو شویم. در مواقع بجا و در

مکانهای صحیح به طور خصوصی برای ما ضرری نخواهد داشت که تأیید خودمان را در مورد باز کردن

سیستم سیاسی ابراز داریم و فکری را که بدان منجر شده تقویت کنیم. به عبارت دیگر، ایالات متحده باید

از اغوای انتشار اعلامیه رسمی در مورد این موضوع که ممکن است به وسیله انتقادکنندگان و یا حامیان

رژیم فعلی و یا هر دو بد تعبیر شود خودداری کند.

با در نظر داشتن اختلافات فرهنگی و دیدگاههای سیاسی بین نخبگان (دولتمردان) و اشخاص عادی

در هر دو کشور و همچنین تاریخ طولانی ارتباط بین دسیسه های خارجی و مخالفت در ایران آمریکا هر

چه کمتر در این جریانات ظاهر شود، بهتر است.(سولیوان)

کتاب نهم

بنی صدر


صفحه 461

صفحه 462

بنی صدر


صفحه 463

صفحه 464

لهذا دیدید که آن روزی که این جوانهای بیدار عزیز ما این لانه

جاسوسی را گرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند، یکی

گفت که اینها خط شیطان هستند و به دنبال این کردند که ما

الآن اسیر آمریکا هستیم، نه اینکه نمی فهمیدند که نه اسیر

آمریکا نیستیم. می خواستند ما را از استقلال بیرون بیاورند و

به دامن آمریکا بیندازند و قضیه گرفتن این محل جاسوسخانه

ناگوار بود برای آنها، برای اینکه پرونده های اینها ظاهر

می شد، پیدا می شد، این پرونده ها، این همه کوشش برای اینکه

اینها را رها کنید بروند، ما در گرو آمریکا هستیم، اینها را

بگذارید بروند. اینها، این جوانهای عزیز ما که می گفتند ما در

خط اسلام هستیم، می گفتند بهشان که شما در خط شیطان

هستید.

از بیانات امام خمینی با خانواده شهدای

جنایت آمریکا در هفتم تیرماه 1360

مجموعه اسنادی که طی این جزوه در اختیار ملت مسلمان و متعهد ایران قرار می گیرد، مربوط به آقای

ابوالحسن بنی صدر می باشد.

قبل از اینکه به خود اسناد بپردازیم، لازم است نکاتی چند پیرامون زمان دستیابی به این اسناد و اینکه

چرا هم اکنون به اطلاع ملت غیور می رسد، را به اطلاع برسانیم:

الف: اسناد اول تا هفتم این مجموعه در حدود دیماه 1358 به دست آمد، یعنی قبل از انتخابات ریاست

جمهوری. در آن زمان نتیجه ترجمه و بررسی ما این بود، که هفت سند اول بر این معنی دلالت دارد که

سازمان سیا با توجه به جنبه هایی که در آقای بنی صدر دیده است، در وی طمع کرده و در پاریس یکی از

جاسوسان برجسته سیا به عنوان یک تاجر آمریکایی با وی ملاقات نموده است و سپس قرار بر این شده که

این جاسوس سیا به بهانه تجارت به ایران آمده و در ایران ملاقات با آقای بنی صدر را ادامه دهد. حداقل

مقصود و هدف سازمان سیا در این موقع این بوده که رضایت نامبرده را برای مشاورت یک شرکت

آمریکایی جلب نماید و بعد تحت این پوشش تماسها را با وی دنبال کند.

اینها مجموعه اسنادی بودند که تا آن زمان از آقای بنی صدر به دست آمده بود. در آن موقع استدلال ما

درباره آقای بنی صدر این بود که علیرغم اینکه سازمان سیا در وی طمع کرده است، ما از اینکه آقای

راترفورد به ایران آمده باشد و توانسته باشد نظر آقای بنی صدر را جلب کند، مطمئن نیستیم. از سوی دیگر

در پرسشی که از تام آهرن رئیس ایستگاه سیا در تهران آمده است و با آقای بنی صدر ملاقات کرده و وی را

با حقوق ماهیانه 1000 دلار به عنوان مشاور شرکت آمریکایی استخدام کرده است.

لیکن از آنجایی که آهرن از کاندیداتوری آقای بنی صدر برای ریاست جمهوری مطلع بود، ما در یک

چنین امر حساسی نمی توانستیم به گفته های وی استناد کنیم، از طرف دیگر صحت گفته های آهرن زمانی


صفحه 465

به ثبوت می رسید که اسنادی که توسط خود وی در لحظه اشغال لانه جاسوسی به صورت رشته شده

درآمده بود، به همت برادران و خواهران ما درست می شد، لذا ما ناچار باید منتظر می ماندیم که همین طور

که به تدریج این اسناد درست می شدند، اسناد مربوط به ملاقات آقای بنی صدر و راترفورد به دست آید.

هرچند که در همان زمان نیز این فکر بود که اسناد به همین صورت، بدون کم و کاست به اطلاع امام برسد،

که در آن زمان حجت الاسلام آقای موسوی خوئینی ها به لحاظ فقدان دلایل کافی این امر را صلاح

ندانستند.

ناگفته نماند که دانشجویان علیرغم مخالفتهای بی وقفه و اتهامات و دشنامهای فراوان آقای بنی صدر

به دانشجویان و کل حرکت اشغال لانه جاسوسی، هیچ گاه نخواستند از مسئله اسناد، به گونه ای انحرافی در

مقابل آقای بنی صدر استفاده کنند، همچنان که پس از انتخاب آقای بنی صدر به عنوان رئیس جمهور،

تعداد محدودی از برادران که از موضوع این اسناد اطلاع داشتند، از طرح کوچکترین مسئله ای در این

رابطه منع شدند، مبادا که با پخش شایعه ای مبنی بر اینکه از آقای بنی صدر در رابطه با لانه جاسوسی

اسنادی موجود است، به مقام ریاست جمهوری و به تبع آن به کل جمهوری اسلامی صدمه و زیانی وارد

آید. این مسئله مسکوت ماند تا اینکه در اوایل اردیبهشت ماه 1360 اسناد شماره 8 و 9 و 10 و 11 از میان

اسناد رشته شده به دست آمد و البته با توجه به شواهد موجود در همین اسناد، اسناد دیگری نیز باید در

همین رابطه وجود داشته باشد، که هنوز آنها را به دست نیاورده ایم.

با به دست آمدن این اسناد و با توجه به عملکردها و سخنان آقای بنی صدر، لازم بود که امام امت در

جریان امر قرار بگیرند، این اسناد به اطلاع ایشان رسید و ایشان فرمودند که اسناد فعلاً محفوظ بماند و

همچنان مطابق امر امام عمل شد.

بعد از اینکه مسئله عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر در مجلس مطرح شد، طی تماسی که با امام امت

گرفته شد دیگر از جانب ایشان اصراری برای حفظ اسناد در میان نبود و اسناد برای طرح در مجلس در

اختیار موسوی خوئینی ها قرار گرفت، لیکن متأسفانه به علت کمی وقت، اسناد مورد بحث آن چنان که

باید و شاید مطرح نشد. لذا همان طور که در مجلس قول داده شده، ما این اسناد را برای اطلاع امت

قهرمانمان در اختیار روزنامه ها قرار می دهیم و در آینده طی جزوه مستقلی جداگانه آن را به انتشار

خواهیم رساند. باشد که مردم مسلمان و مبارز ایران از سیاستها و توطئه هایی که برای نابودی انقلاب

اسلامی صورت می گیرد از زبان اسناد خود این آمریکای جهانخوار مطلع گردند.

توضیح: (س، د، لور 1)، اسم رمز آقای ابوالحسن بنی صدر می باشد که در اسناد سیا به کار رفته است.

این مسئله با توجه به شواهدی که در اسناد است فهمیده می شود، از جمله در سند شماره 1 تلفن منزل وی

ذکر شده است و در سند شماره هشت می گوید وی ناشر روزنامه انقلاب اسلامی است و همچنین در سند

شماره 11 می گوید که وی عضو شورای انقلاب عضو مجلس خبرگان، سرپرست بانکهای ملی شده و ناشر

روزنامه می باشد و این مطلب در پرسشی که از تام آهرن رئیس قرارگاه سیا انجام گرفته نیز تأیید شده است

که نوار فیلم آن موجود است

مقدمه و معرفی اسناد


صفحه 466

مقدمه و معرفی اسناد

به منظور اینکه سیر اسناد مربوط به (س، د، لور 1) مشخص شود توضیحات زیر ارائه می شود:

1 جمع آوری اطلاعات

1 جمع آوری اطلاعات

آمریکا برای اینکه سلطه خویش را بر مناطق و کشورهای مختلف حفظ نماید، قبل از شروع هر عملی

احتیاج به اطلاعات دقیق نسبت به آن کشورها و مناطق دارد. این اطلاعات از معادن آن کشورها گرفته تا

تاریخ و فرهنگ و مذهب و ... همه را شامل می شود. شاید میزان تحقیقات و اطلاعات اینان از کشور ما از

خود ما در طول سیصد سال اخیر بیشتر باشد. از موارد دیگر جمع آوری اطلاعات که شاید از موارد قبلی

مهمتر باشد، جمع آوری اطلاعات در مورد گروههای سیاسی مختلف یک کشور مخصوصاً گروههای

مخالف رژیم می باشد. حتی اینها اطلاعات زیادی از گروههای موافق با خودشان نیز جمع آوری

می کرده اند، چرا که می دانند آنچه در مواضع رسمی و سخنرانیهای رسمی بیان می شود با آنچه در پنهان

مطرح است تفاوت دارد و این نکته را هم از رموز سیاست می دانند، چه بسیار افرادی که در رژیم شاه

معدوم هرچند کل رژیم وابسته بود اطلاعات سرّی مملکت را به آنها می فروختند. جمع آوری اطلاعات

و به خصوص اطلاعاتی که در پشت پرده سیاست می گذرد، امروزه یکی از پایه های تسلط ابرقدرتها بر

مستضعفین می باشد، چرا که این اطلاعات هستند که آنها را قادر به انتخاب عمل می نمایند.

2 وزارت امور خارجه آمریکا و سیا

2 وزارت امور خارجه آمریکا و سیا

این دو سازمان هر دو کار جمع آوری اطلاعات را به عهده دارند، ولی با این تفاوت که وزارت امور

خارجه مصونیت سیاسی دارد. در واقع شکل رسمی دارد و افراد مشخصی دارد. بنابراین نمی تواند دست

به هر کاری بزند و دامنه فعالیت محدودی دارد. اینها بیشتر کارشان مربوط به جمع آوری اطلاعات و

تحقیقات در مورد مسایلی است که در خود جامعه مطرح است و اغلب این اطلاعات را از مهمانیهای

رسمی و ملاقاتهای رسمی به دست می آورند. اما سازمان سیا که وظیفه جداگانه ای بر عهده دارد کارش

بیشتر جمع آوری اطلاعات سرّی مملکت می باشد و این کار را با تعبیه جاسوسانی در مواضع حساس

انجام می دهد، یا اینکه به افرادی که در مواضع حساس هستند نزدیک شده و با استفاده از نقاط ضعفشان

آنها را به دام اندازد.

این سازمان مانند شیطان عمل می کند، و اگر در افراد مستعدی طمع نمود، با لطایف الحیل به آنها

نزدیک شده تا آنها را به دام بیندازد، این شیطان در این هدف از هیچ کاری فروگذار نمی کند و تمامی اسباب

فریب را آماده می نماید، حالا یا موفق می شود و آنها را با پول می خرد و یا با وعده مقام و پشتیبانی و غیره

می خرد و اگر دید نمی تواند آنها را بخرد، اهداف خودش را در آنها القاء می کند، و اگر دید که فرد محکم

است و آگاه، مجبور است رهایش کند.

3 آمریکا و انقلاب اسلامی

3 آمریکا و انقلاب اسلامی

در زمانی که انقلاب اسلامی در حال پیروزی بود، آمریکا دریافت که دیگر رژیم شاه رفتنی است و باید

رژیم جدید را به خود متمایل سازد. چون از رژیم نو بنیاد اطلاعات زیادی نداشت، اولین پله، لزوم نزدیکی