بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 468

سایر مدارک جعلی را نیز به همین نام برایش تهیه می نماید و وی را آماده سفر به ایران می نماید.

در این سند به ایستگاه تهران اطلاع داده می شود که راترفورد برای اینکه سوءظن کسی را برنیانگیزد،

باید از نزدیک شدن به سفارت خودداری کند و در انتها انتقادات ایستگاه تهران را در مورد این برنامه جویا

می شود.

توضیح سند چهارم و پنجم

بین سند سوم و چهارم باید اسناد دیگری هم موجود باشند، ولی ما تا به حال آنها را پیدا نکرده ایم،

شاید در آینده در میان اسنادی که خرد شده (رشته شده) یافت شوند. قاعدتاً در طی این اسناد برنامه سفر

راترفورد با توجه به انتقادات ایستگاه تهران تکمیل می شود.

چون در سند دوم تذکر داده شده که باید راترفورد از نزدیک شدن به سفارت اجتناب نماید و همچنین

از طرفی لازم است که گزارش کارش را از طریق ایستگاه تهران به مرکز بفرستد و دستورات لازم را در

مورد ادامه نحوه کار و انتقادات و پیشنهادات مرکز را دریافت کند، بنابراین برنامه ای ریخته می شود که در

طی آن در تاریخ معینی در محلی خارج از سفارت رئیس ایستگاه تهران را ببیند، البته آنها قبلا همدیگر را

ندیده بودند. جزئیات این ملاقات را ایستگاه تهران مشخص کرده و از طریق دستگاههای مخابراتی به

آمریکا مخابره می کنند، تا به راترفورد اطلاع داده شود.

توضیح سند ششم و هفتم

مرکز در این سند که به تهران ارسال شده اظهار می دارد که راترفورد به این جهت که باید عادی جلوه

نماید، مطالب مربوط به تجارت را هم از طریق تلکس به شرکت تجاری اطلاع می دهد. همچنین یک

برنامه تماس اضطراری با ایستگاه تهران هم ریخته شده است، در زمانی که تغییراتی یا اشکالاتی در برنامه

یا سفر یا ادامه کار راترفورد پیش بیاید.

توضیح سند هشتم

این سند مربوط به اولین ملاقات راترفورد با س، د، لور 1 در اقامتگاه س، د، لور 1 می باشد. در

قسمتی از این سند می خوانیم «ل 1 تأکید کرد که وی جزء 15 نفر اعضای شورای انقلاب هست» و کلاً جوّ

این ملاقات به نحوی بوده که راترفورد در انتها می گوید:

«هرچند ملاقات مختصر بود، اما شواهدی به اندازه کافی وجود داشت که حاکی از این باشد که احتمالاً

راهی برای جلب همکاری وی وجود دارد».

توضیح سند نهم

مرجع این سند تلگراف تهران 54154 می باشد که ما آن را نداریم، شاید بعدها در میان رشته ها سندش

به دست آید، و این نشان می دهد که بین سند هشتم و نهم لااقل یک سند پیدا نشده است.

اما می توان حدس زد که این سند باید مربوط به دومین ملاقات راترفورد با س، د، لور 1 باشد.

سند شماره نهم ملاقاتی است که طبق برنامه ای که در سندهای چهارم و پنجم ذکر شده است بین


صفحه 469

راترفورد و آهرن رئیس قرارگاه سیا، درون اتومبیل انجام می گیرد. طی این ملاقات راترفورد می گوید

چون س، د، لور 1 در 17 شهریور به خاطر تعطیلی خارج شهر بوده نتوانسته وی را ملاقات نماید. در این

سند تأکید می شود که راترفورد بتواند حداقل مقصود یعنی استخدام س، د، لور 1 به عنوان مشاور شرکت

را برآورد، راهی فرانکفورت می شود و الا سفرش را تا نیل بدین مقصود به تأخیر می اندازد.

توضیح سند دهم

این سند گزارشی است که راترفورد از سومین ملاقاتش با س، د، لور 1 به تام آهرن (رئیس قرارگاه

سیا در لانه جاسوسی) داده و آهرن طی این تلگراف به مرکز مخابره کرده است. اکثر مسایل مطروحه در

این ملاقات مربوط به مسایل اقتصادی ایران می باشد. در این ملاقات یکی از دوستان س، د، لور 1 به نام

شندر نیز حضور دارد.

توضیح سند یازدهم

بعد از سومین ملاقات با س، د، لور 1، راترفورد گزارشی می نویسد و طی آن به تحلیل و ارزیابی س،

د، لور 1 می پردازد و طی همین تلگراف پیشنهاداتی در مورد روش ادامه تماس با وی را تا رسیدن به

مقصود ارائه می نماید (البته این سند هم با استفاده از نظرات راترفورد به وسیله تام آهرن نوشته شده است.)

در ابتدای سند راترفورد می گوید چون که وی مقامهای مهمی در رژیم کنونی دارد باید تماس با وی

ادامه یابد و سپس اضافه می کند که وی آینده سیاسی درخشانی هم خواهد داشت. بعد می گوید که وی از

وقتی به ایران آمده و عهده دار مسئولیتهایی شده است فرق کرده و سپس مواردی از این تغییر را ذکر

می نماید.

سپس راترفورد 7 جنبه مثبتی را که در وی وجود دارد می گوید (البته این 7 مورد به نظر سازمان سیا،

جنبه مثبت می باشد) و بعد هم 5 جنبه منفی وی را ذکر می کند:

در قسمتی از این سند آمده است:

«چون او یک توطئه گر (طراح) کهنه کار است، اگر احساس کند که رژیم از اهداف انقلابی خود دور می شود

یا اینکه به نفع خودش خواهد بود، ممکن است در آینده برای توطئه علیه رژیم مانعی سر راه خود نبیند.»

«اگر چه او احتمالاً در حال حاضر هیچ مشکل مالی ندارد، اما باید در نظر داشته باشد که ممکن است با

یک تذکر کوتاه به خارج تبعید شود و در آن زمان می تواند از کمک مالی ما استفاده کند.»

توضیح سند دوازدهم

این سند متن گفتگویی است که با تام آهرن در تاریخ 8 دیماه 1358 انجام گرفته است. وی در این

گفتگو می گوید راترفورد حدود 29 مرداد 1358 به تهران آمد و حدود سه هفته در تهران اقامت نمود و

حداقل سه و شاید 5 بار با س، د، لور 1 ملاقات کرد.

در آخرین جلسه بنی صدر موافقت کرده که به عنوان مشاور اقتصادی این کمپانی فعالیت نماید و

پیشنهاد حقوق ماهانه 1000 دلار هم پذیرفته است.


صفحه 470

این بود کل اسناد سازمان سیا که در مورد بنی صدر فعلاً در اختیار ماست. آیا بعد از پیشنهادات مطرح

شده در سند یازدهم در تاریخ 18 شهریور تا زمان اشغال لانه جاسوسی (13 آبان 1358) ملاقاتی صورت

گرفته یا نه؟ نمی دانیم، آیا این جاسوس سیا یعنی راترفورد بعد از اشغال لانه جاسوسی باز هم برای ادامه

تماس و جلب همکاری آقای بنی صدر به ایران آمده است؟ این را هم نمی دانیم، اما اگر تا زمان اشغال لانه

جاسوسی ملاقات دیگری صورت گرفته باشد، احتمالاً اسنادش در باقیمانده رشته ها یافت می شود.

والسلام

واللّه اعلم بحقایق الامور


صفحه 471

سند شماره 1

از: تهران 53365 (به کفالت گلگروف)(1)17 خرداد 1358 اعضاءسرّی

به: رئیس

اخطار جاسوسی پخش محدود س، د، لور س، د، داتر(2)

عطف به: الف رئیس 446752 ب تهران 53260(3)

1 س، د، راتر 4 (ر4) تأیید می کند که س، د، لور 1، (ل 1) و خانواده اش در تهران اقامت دارند،

تلفن خانه او 850806(4)می باشد. ر 4 گفت که (ل 1) با پسر عموی(5)من در 10 خرداد شام خورده است و

از فعالیتهای قطب زاده و یزدی به تلخی گله کرده است، او حالا خودش را در رده مقابل آنها قرار می دهد. ر

4، گفت که ل 1 فرد جاه طلبی می باشد که هنوز فکر می کند اگر شایسته ریاست جمهوری نباشد، حداقل

شایستگی وزارت را خواهد داشت.

2 در ملاقات 12 خرداد ر 4 اتفاقاً موضوع ل 1 را مطرح کرد. ر 4 دوباره اصرار کرد که اگر بعد از

اولین جلسه ملاقات در پاریس ما هنوز با ل 1 تماس برقرار نکرده ایم، این کار را انجام دهیم.

3 پرونده 063527201 و 959289 201(6)تا 17 خرداد 1378 در بایگانی حفظ شود.

تماماً سرّی سرّی

1- هرگاه به عللی رئیس قرارگاه در قرارگاه نباشد مثلاً مسافرت رفته باشد معاون وی کفیل وی می باشد. در اینجا هم گلگروف که نام رمز یکی از جاسوسان است در غیاب رئیس قرارگاه وظایف وی را انجام می داده است. 2- س ٬ د ٬ راتر 4 اسم رمز یکی از عوامل سیا در ایران به نام خسرو قشقایی می باشد. 3- دو تلگراف (الف) و (ب) که عطف به این تلگراف می باشند هنوز پیدا نشده اند. 4- این شماره تلفن منزل س ٬ د ٬ لور 1 است که توسط قشقایی به سیا داده شده است. 5- ترجمه این لغت شامل پسر عمه و پسر خاله هم می شود. 6- این دو شماره به ترتیب شماره پرونده های خسرو قشقایی و ابوالحسن بنی صدر در سیا می باشد.


صفحه 472

سند شماره 2

از: رئیس 481971 قسمت اول از دو قسمت(1)2 خرداد 1358 اعضاءسرّی

به: تهران با حق تقدم

اخطار جاسوسی بخش محدود س، د، لور

عطف به: رئیس 459158(2)

1 آنچه که در زیر می آید طرح ریزی مجددی است که برای عملیات س، د، لور 1. سفر «گای، دبلیو،

راترفورد» (هویت الف)(3)به تهران برای نزدیک شدن به س، د، لور 1 انجام شده است. ما به طور آزمایشی

در نظر داریم که سفر راترفورد به ایران را برای چهارمین هفته مرداد یا هفته اول شهریورماه برنامه ریزی

کنیم. برای اینکه موضوع را در ذهن قرارگاه تهران در مورد این عملیات که مدت زیادی به تأخیر افتاده،

تازه کنیم به اطلاع می رسانیم که راترفورد برای اولین بار (در دیماه 1357) در پاریس به س، د، لور 1

نزدیک شد که در آن موقع نامبرده در جمع اطرافیان خمینی فعالیت می کرد. راترفورد دو مرتبه با ل 1

ملاقات نمود و اگرچه ملاقاتها به واسطه حضور دانشجویان، روزنامه نگاران و بیکاران از همه نوع، درهم و

برهم بودند ولی به نظر می رسد که راترفورد توانسته باشد زمینه یک ارتباط محرمانه ای بین خودش و او

بچیند. راترفورد بدون اینکه جزئیات یا اسامی واقعی را ذکر کند به س، د، لور 1 گفت که او یک تاجر

آمریکایی است که مرکز تجاریش در اروپاست و تماسهایی در سطح بالا با بخشهای بازرگانی و حکومتی

آمریکا، هر دو، دارد. ظاهراً ل 1 به قدر کافی مجذوب راترفورد شده بود تا با درخواست ملاقات

خصوصی راترفورد، در صورت عبور وی از ایران، طی مسافرت تجاری آینده اش به خاور دور، موافقت

نماید. راترفورد به او گفت که حدس می زند این مسافرت در اوایل بهار 1358 صورت پذیرد.

2 به علت تأخیرات متعدد ناشی از تحول اوضاع ایران، مسافرتهای خود ل 1 و مسئله پوشش

مسافرت راترفورد به ایران، تا تاریخ 22 خرداد 1358 هیچ تماسی بین این دو نفر برقرار نشد. در این

تاریخ راترفورد (در حالی که تظاهر می کرد در بروکسل است) با وی تماس تلفنی گرفت که مفاد آن طی

تلگرام مرجع(4)گزارش شد. (طی این تماس راترفورد گفت درنظر دارد تقریباً سر راه خود به اروپا هنگام

بازگشت از سفر هند سری هم به ایران بزند و از ل 1 پرسید آیا در آن هنگام می تواند او را ببیند. ل 1 با

این ملاقات موافقت نمود و راترفورد وعده کرد که با نزدیکتر شدن زمان ورودش به او تلفن کرده و موعد

دقیق آمدنش را بگوید.)

3 ضرورت تهیه پوششی مطمئن و غیرقابل تردید برای راترفورد در مدت اقامتش در تهران از آنجا

ناشی می شود که تجار و دیپلماتهای خارجی در معرض خطر دستگیری هستند. برای تهیه آن چنان

پوششی که راترفورد بتواند کاملاً نقش خود را ایفا کند، ستاد مرکزی تصمیم گرفت تا «امکانات جعل شده»

1- این عبارت نشان می دهد که تلگراف شامل دو قسمت است که فقط قسمت اول آن به دست ما افتاده است. 2- این تلگراف که تلگراف حاضر به آن عطف شده است در دست نیست. 3- در اسناد مربوط به سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی اسامی واقعی ٬ شماره تلفنها و سایر مشخصات حساسی که بوسیله آن می توان جاسوسان را شناسایی کرد در متن تلگراف اصلی به کار نمی رود. در این گونه موارد تلگراف دیگری که فقط و فقط شامل همین اسامی واقعی و شماره تلفن است به تلگراف اصلی عطف می شود. در اینجا هم که نام رمزی واقعی آقای گای ٬ دبلیو ٬ راترفورد ٬ ورنون کاسین می باشد. 4- منظور از تلگرام مرجع همان تلگرامی است که در قسمت (عطف به) آمده یعنی (رئیس 459158 ). همان طور که قبلاً تذکر داده شد این تلگرام در دسترس نیست.


صفحه 473

پوششی را با یک پوشش زنده مجسم عوض نماید.(1)این پوشش به نحوی طرح ریزی گشته که توضیحات

دقیق و موجه را برای حضور و فعالیتهای راترفورد در اختیارش قرار می دهد تا در صورت نیاز در شرایط

مختلف از آنها استفاده نماید. مثلاً موقعی که شک ل 1 را برانگیزد یا موقعی که یک کمیته محلی او را

بازداشت یا زندانی کند، یا اینکه در جریان دیدارش از وزارتخانه های مختلف در هتل یا خیابان مورد

سؤال یا ایذاء کسی قرار گیرد. این پوشش که جزئیات آن در زیر می آید زمینه آن کاملاً محکم کاری شده

است و شامل یک شماره تلفن اضطراری می باشد که راترفورد می تواند 24 ساعته از آن استفاده نماید.

4 جزئیات عملی تهیه این مجموعه پوشش اواسط خرداد با همکاری «دان میدز» مورد بررسی قرار

گرفت. آقای دان میدز، یک بازرگان سرشناس آمریکایی است که چندین سال است در این زمینه سیا(2)را

یاری می دهد. سابقه فعالیتهای تجاری آقای میدز گوناگون بوده و از جمله شامل تعدادی تجارب

بین المللی است که احتمالاً با نوع تجارتی که مورد توجه دولت موقت ایران است سازگاری دارد، مانند

سیستم برق رسانی به روستاها، تجهیزات کشاورزی، ماشینهای خیاطی و غیره. ما معتقدیم با استفاده از

این نوع پوشش راترفورد قادر خواهد بود علاوه بر نیل به پروردن و پختن ل 1 و تحویل نامبرده به مأمور

سفارت، یک مأموریت اصیل بازرگانی را نیز به انجام برساند. میدز موافقت کرده برای راترفورد نوعی

اشتغال واقعی فراهم نماید که مستلزم دیدار راترفورد از وزارتخانه ها و بانکها، تماس با افراد و نوشتن

گزارش (و تلکس آنها به دفتر مرکزی میدز در پنسیلوانیا) باشد.

همچنین اگر راترفورد پول کم بیاورد می تواند با تلگراف از میدز وجوهات اضافی درخواست کند تا

بدین ترتیب احتیاج به قرارگاه تهران در این زمینه منتفی گردد.

5 راترفورد حامل نامه ای خواهد بود که وی را مشاور شرکت میدز «کارور اسوشیتز» معرفی می کند.

این نامه مشتمل است بر مجوز مسافرت و شرح و نوع و مدت کاری که وی در ایران یا هندوستان یا هر دو

انجام می دهد. اطلاعات مندرج در نامه برای اینکه راترفورد بتواند رویدادهای لازم برای ورود را حاصل

کند، کفایت خواهند کرد. مثلاً یک ضمانت نامه مالی به دولت میزبان از جانب شرکت اصلی را در بردارد.

طی هفته اول مردادماه راترفورد به دفاتر میدز در نزدیکی فیلادلفیا خواهد رفت تا با ماهیت کار شرکتش و

نیز سابقه افراد و مکانهایی که به داستان پوششی شکل می دهند آشنا شود (در حال حاضر مشغول ارزیابی

1- برای اینکه عبارات ”امکانات جعل شده پوششی“ و ”پوشش زنده مجسم“ روشن شود توضیح می دهیم که گویا در ابتدا قرار بود مدارکی را جعل نمایند که بر طبق آن آقای راترفورد نماینده یک شرکت آمریکایی می باشد ٬ واضح است که چون این مدارک جعلی هستند ٬ وقتی که راترفورد به عنوان مظنون مورد بازجویی قرار می گیرد با پیگیری شرکت آمریکایی مشخص می شود که یا شرکتی با این نام وجود ندارد و یا اینکه بر فرض وجود ٬ نماینده ای با مشخصات راترفورد ندارد. اینجاست که مشخص می شود که مدارک جعلی بوده و دست راترفورد رو می شود. این بود مفهوم ”امکانات جعل شده پوششی“. اما برای اینکه سازمان سیا در چنین مواردی با این مشکلات مواجه نشود ابتدا با بعضی شرکتها که همکاری فعال با سیا دارند وارد مذاکره شده و با اطلاع رئیس شرکت برای جاسوسان خود مدارک نمایندگی و غیره تهیه می کند. این گونه پوششها برای مأموران سیا ”زنده مجسم“ هستند است چرا که در صورت پیگیری و مراجعه به آن شرکت هم مشخص می شود که این فرد نماینده آن است. بدین ترتیب این پوشش کاملاً طبیعی و مستند جلوه می کند. 2- در اسناد سازمان سیا هیچ وقت نام سیا به کار نمی رود. همواره نام رمز آن که ”آر ٬ تی ٬ اکشن“ است به کار می رود. شاید علتش این باشد که در صورت افشای این گونه اسناد در وهله اول مشخص نشود اسناد مربوط به سازمان سیا می باشد.


صفحه 474

سفر واقعی راترفورد به هندوستان بر مبنای یک مأموریت فرضی و بازگشت وی از طریق تهران همراه با

توضیحات مناسب در مورد عدم تکمیل آن هستیم. بدین طریق راترفورد در پاسپورت خود ورودیهای

تازه خواهد داشت که به اعتبار توجیه پوشش وی خواهد افزود، علاوه بر آن او یک دستورالعمل برای کار

ظاهریش در هندوستان خواهد داشت).(1)

6 قرار است راترفورد در تاریخ 18 مرداد 1358 به نام «هویت (ب)»(2)پاسپورت عادی و جعلی

ایالات متحده را دریافت کند. در مدتی که راترفورد در ستاد است اسناد کمکی از قبیل کارتهای اعتبار،

خورده اشیاء جیبی و دفترچه واکسیناسیون و غیره برای وی تهیه خواهد شد، و نیز پیشنهاد می شود که

راترفورد از طریق آتن (که وی آن را خوب می شناسد) به ایران یا هندوستان مسافرت نموده تا از این طریق

ویزای تجاری را به عوض گرفتن در واشنگتن در آنجا بگیرد. ما در نظر داریم که راترفورد حداکثر دو هفته

در تهران اقامت نماید، این عامل کنترلی بر چگونگی برقراری موازنه بین کسب حداکثر مصاحبت با ل 1 و

در عین حال احتراز از برانگیختن ظن او به اینکه راترفورد «در این حول و حوش می پلکد» خواهد بود،

پیش بینی شده که 60 درصد وقت راترفورد در ایران صرف کار پوششی وی می شود که فکر می کنیم به قدر

کافی وقت برای ملاقات وی با ل 1 باقی می گذارد.

7 توصیه می شود که راترفورد از نزدیک شدن به سفارت آمریکا خودداری کند، ولی اتخاذ تصمیم

برای شیوه های ارتباطی را به قرارگاه وا می گذاریم. برنامه ریزی نزدیک قرارگاه و راترفورد در این قضیه

حکم تعیین کننده خواهد داشت، چرا که پیش بینی اینکه عبور از مرحله دوباره تا برقراری مجدد رابطه

محرمانه استوار چه سرعتی ممکن است به خود بگیرد امری است دشوار، این دیگر به شعور راترفورد

بستگی دارد که تصمیم بگیرد با چه شدتی و برای مقاصد چقدر دست بالایی، جدیت به خرج دهد.

در نظر داشته باشید که برنامه قبلی برای این قضیه بر این فرض استوار بود که ل 1 را از راههای

معمولی نمی توان به استخدام درآورد و اینکه هدف ما به این صورت درآمده که ل 1 را تشویق کنیم تا

محتاطانه با یک دوست مورد اطمینان در سفارت آمریکا که به مسایل اقتصادی علاقه مند است رابطه

محرمانه داشته باشد. تصمیمات مهم مشخصی مانند چگونگی تماس ل 1 با مأمور سفارت (چگونگی

تماس مأمور سفارت با وی) و نیز زمان بندی چنین تماسی در رابطه با عزیمت راترفورد از ایران،

مخصوصاً مستلزم طرح ریزی دقیق و مشترک خواهد بود.

8 از قرارگاه تقاضا می کنیم در مورد طرحی که رئوسش در بالا آمده و اینکه آیا زمان بندی مسافرت

پیشنهادی راترفورد به ایران برای قرارگاه مناسب هست، نظریاتش را ابراز دارد. هرگونه تحول دیگری را

به اطلاع شما خواهیم رساند.

9 پرونده 959289 201، تا 2 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود.تماماً سرّی

1- بحث بر سر این است که برای اینکه داستان پوششی راترفورد کاملاً طبیعی جلوه کند ٬ وی را به هند هم بفرستند که بعد از آن به ایران بیاید و مدارکی هم برایش تهیه کنند که نشان دهد راترفورد در هند به کار تجاری مشغول بوده ٬ و بدین ترتیب در صورتی که وی توسط کمیته بازداشت شود ٬ داستان وی خیلی طبیعی تر جلوه می کند چرا که پاسپورتش ورودی و خروجی هند را هم دارد. 2- با مراجعه به ( هویت ب) مشخص می شود که راترفورد تمام مدارکش را با نام ویلیام ا. فاستر تهیه کرده است. بنابراین هر تماسی که وی در ایران داشته است و هر نشانه ای که از خود به جا گذاشته است با نام ویلیام ا. فاستر می باشد. برای جلوگیری از اشتباه تذکر می دهیم که نام حقیقی وی همان طور که در (هویت الف) آمده است ورنون کاسین می باشد و نیز راترفورد نام رمز نامبرده است که در مدارک سیا به کار رفته است.


صفحه 475

سند شماره 3

از: رئیس 481988 3 مرداد 1358 اعضاء سرّی

به: تهران با حق تقدم

اخطار جاسوسی پخش محدود س، د، لور

عطف به: رئیس 481971(1)

1 هویت الف... ورنون کاسین(2)

هویت ب .... ویلیام، ا، فاستر(3)

2 پرونده 959289 201 تا 2 مرداد 1378 در بایگانی حفظ شود. تماماً سرّیسرّی

سند شماره 4

از: تهران 53894 20 مرداد 1358 اعضاءسرّی

به: فوری فرانتک، رونوشت فوری برای رئیس، بن، آلمان دیرتک(4)

اخطار جاسوسی پخش محدود ل، پ، گامین س، د، لور

عطف به رئیس(5)492219

1 ترتیبات تماسها به قرار زیر می باشند:

الف راترفورد در یکی از روزهای هفته قبل از ساعت 13 به یکی از شماره های «هویت الف» تلفن

می کند و یکی از شماره های داخلی «هویت ب» را می خواهد (تماس تلفنی نباید از اتاق هتل انجام گیرد).

خود را به نام «هویت ج» معرفی می کند و سراغ «هویت د» را می گیرد.(6)فردی که تلفن را جواب می دهد

می گوید که «هویت د» در اداره نیست و قرار است در یک ساعت معینی به اداره برگردد. ساعات معینی که

گفته می شود روز ملاقات را تعیین می کند. بدین ترتیب که ساعت یک یعنی ملاقات در همان روز و ساعت

دو یعنی ملاقات در روز بعد.

ب علائم راهنمایی دیگر در خیابانهای اطراف هتل اینترکنتینانتال وجود ندارد، بنابراین راترفورد

برای رسیدن به محلی که ماشین او را سوار می کند باید طبق برنامه زیر عمل کند:

هتل را ترک کند، به سمت چپ پیچیده (در امتداد خیابان آریامهر سابق) به طرف غرب برود تا به اولین

چهارراه برسد سپس به سمت چپ پیچیده و از سمت چپ خیابان امیرآباد سابق) به طرف جنوب برود.

1- این تلگراف عطف به تلگراف قبلی می باشد. 2- ورنون کاسین نام حقیقی آقای راترفورد می باشد. 3- ویلیام ٬ ا ٬ فاستر نامی است که آقای راترفورد تمامی مدارکش را با آن تهیه نموده است. 4- فرانتک و دیرتک از اداره های فنی سازمان سیا هستند که اولی به احتمال قوی در فرانسه می باشد. 5- این تلگراف که تلگراف حاضر پیرو آن می باشد در دست نیست. 6- با مراجعه به سندی که این هویتها را مشخص می کند روشن می شود که ”هویت الف“ شماره های تلفن سفارت و ”هویت ب“ شماره های داخلی مربوط به قرارگاه سیا می باشد ٬ ”هویت ج“ جورج جانسون می باشد یعنی وقتی راترفورد تماس گرفت باید خود را جورج جانسون معرفی کند و سراغ ”هویت د“ یعنی آقای آهرن را بگیرد که رئیس قرارگاه سیا در تهران است. علت اینکه راترفورد خود را به نام جورج جانسون معرفی می کند این است که اگر تلفن سفارت کنترل بشود مشخص نگردد که چه کسی تماس گرفته است و همان طور هم که در ادامه سند ذکر شده است هیچ وقت ساعت و روز تماس به وسیله تلفن گفته نمی شود و این مسئله خود از شگردهای جاسوسی می باشد.