سند شماره 9
از: تهران 54165(1)18 شهریور 1358 اعضاء سرّی
به: رئیس رونوشت برای فرانتک
اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور
عطف به: تهران 54154 (که مورد نیاز فرانتک نیست)
1 راترفورد در ملاقات مختصری که در تاریخ 18 شهریور درون اتومبیل انجام شد، گزارش داد که
وی قادر نبوده روز قبل س، د، لور 1 (ل 1) را ببیند. به او گفته شده که ل 1 خارج شهر است، علتش را
هم احتمالاً می توان اعلام روز 17 شهریور به عنوان تعطیل مخصوص کشوری دانست.(2)
2 راترفورد سعی می کند ل 1 را امروز یا یک وقتی در 19 شهریور ببیند، اگر او این کار را بکند و
حداقل مقصود ما برآورده شود، یعنی علاقه ل 1 به وضوح نسبت به شغل مشاورت جلب شود، راترفورد
تصمیم خواهد گرفت که در تاریخ 20 شهریور از طریق پرواز شماره 601 لوفت هانزا(3)راهی فرانکفورت
شود تا در ساعت 30/12 به وقت محلی به آنجا برسد. اگر این حداقل مقصود برآورده نشد ولی امکان نیل
بدان در طول این سفر باقی بماند، عزیمت راترفورد به تأخیر می افتد. در این مورد ممکن است از او
خواسته شود از مسیری غیر مستقیم برگردد، تا از تأخیر بیش از حد به واسطه رزرو بلیط جلوگیری شود.(4)
3 پرونده 959289 201 تا 18 شهریور در بایگانی حفظ شود.تماماً سرّی سرّی
1- این تلگراف که سند حاضر پیرو آن می باشد در دست نیست. با توجه به اسناد نزدیک به سند تهران 54154 که در دسترس هستند مشخص می شود که تاریخ این سند 17 شهریور می باشد. 2- چون در این سند آمده است که راترفورد قادر نبوده در 17 شهریور س ٬ د ٬ لور 1 را ببیند و با مقایسه آن با سند شماره ده که ملاقات 14 شهریور باس ٬ د ٬ لور 1 است و نیز سند شماره یازده که تحلیل 16 شهریور راترفورد ازس ٬ د ٬ لور 1 می باشد مشخص می گردد که قاعدتاً این سند باید بعد از سند شماره یازده آورده شود. اما علت اینکه این تلگراف در اینجا آمده است ٬ این است که تمامی تلگرافهای این مجموعه به ترتیب تاریخ و شماره تلگراف تنظیم شده اند و خود قرار در تهران این تلگراف را با وجود تأخر زمانیش نسبت به اسناد شماره دو و یازده زودتر مخابره نموده است. علت این امر هم این است که مواقع که مسئله ای نسبت به مسایل دیگر جنبه فوریت دارد زودتر مخابره می شود ٬ در این سند به مسئله احتمال تأخیر در عزیمت راترفورد مطرح است که نسبت به مسایل دیگر اولویت دارد. 3- این عبارت نشان می دهد که راترفورد پرواز شماره 601 لوفت هانزا به مقصد فرانکفورت در تاریخ 20 شهریور را رزرو کرده است. آن طور که از یکی از اسناد ناقص که هنوز رشته های آن به طور کامل پیدا نشده است و به همین دلیل در این مجموعه اسناد آورده نشده فهمیده می شود راترفورد در این تاریخ از ایران رفته است. یادآوری می شود که راترفورد تمامی مدارکش را با نام جعلی ویلیام ٬ ا ٬ فاستر تهیه کرده است. این دیگر به عهده کارکنان مسلمان و متعهد هواپیمایی و سایر ارگانهای مربوطه است که مشخص نمایند آیا این جاسوس کارکشته سازماان سیا در ادامه مأموریتش برای جلب همکاری آقای بنی صدر باز هم به ایران آمده است؟ مخصوصاً بعد از اشغال لانه جاسوسی. 4- منظور از عبارت مسیر غیر مستقیم این است که: در صورتی که راترفورد چند روزی بیشتر در تهران بماند بلیطی را که رزرو کرده از دست می دهد و اگر هم بخواهد دوباره بلیطی به مقصد فرانکفورت رزرو نماید به علت شلوغی پروازها مدت زیادی معطل می شود. بنابراین به جای اینکه مستقیماً راهی فرانکفورت شود می تواند با هر پروازی به مقصد خارج مثلاً رم ٬ پاریس٬ لندن و غیره که جا داشته باشد راهی خارج و بعداً از آنجا به فرانکفورت برود.
سند شماره 10
از: تهران 54173 18 شهریور 1358 ساعت 32/14 دقیقه اعضاءسرّی
به: رئیس
اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور
مطالب زیر گزارش راترفورد از ملاقات 14 شهریور با س، د، لور 1 می باشد.
1 راترفورد در شب چهاردهم شهریور برای سومین بار با س، د، لور 1 به مدت یک ساعت و نیم در
محل مسکونی ملاقات نمود. تقریباً 10 نفر از اعضای خانواده و دوستانش در بخش عمده آن است حضور
داشتند. یکی از دوستانش که نامش را شندر (با این تلفظ)(1)بیان می کرد مدیریت بازرگانی در دانشگاه
کالیفرنیا خوانده و چهار ماه پیش به ایران آمده است. او و ل 1 اهل یک شهر (همدان) بوده و از قدیم الایام
دوستان خانوادگی بوده اند. چون ل 1 او را دعوت کرد که به ملاقات خصوصی ما در اتاق بپیوندد، من
مجبور بودم که اغلب اوقات روی مسایل اقتصادی تاکید کنم، (طی آن شب معلوم شد که شندر مدیریت
بازرگانی خوانده و امیدوار است که وارد کار تجارت شود.)
2 در بدو ورود به خانه برای ملاقات، راترفورد در آن طرف خیابان چند مرد مسلح دید و حدس زد که
محافظان ل 1 باشند. تا خواست زنگ بزند پنج نفر از آن محافظان مسلح به طرف راترفورد یورش بردند
و از وی پرسیدند چه می خواهد. خوشبختانه یکی از آنها راترفورد را از ملاقات اولش می شناخت بعد از
اینکه محرز شد ل 1 منتظر یک ملاقات کننده است راترفورد تا طبقه دوم ساختمان اسکورت شد.
3 در حالی که شندر حضور داشت چشم انداز ارز خارجی ایران مورد بحث قرار گرفت، ل 1 گفت
هرگونه محدودیتهایی که بر روی ارز خارجی اعمال شود بدان منظور خواهد بود که اطمینان حاصل شود
که هرگونه سوءاستفاده های واقعی یا محتمل یا راه گریزهایی که در دوران رژیم گذشته تشویق یا اغماض
می شد، اجازه داده نخواهد شد که در رژیم انقلاب اتفاق بیفتد. ل 1 گفت که در حال حاضر درباره مقررات
ارز خارجی هیچگونه تغییرات عمده ای در نظر گرفته نشده است.
4 در مورد مسایل مربوط به تعرفه، ل 1 گفت که هیچ اقدامی در مرحله کنونی برای بالا بردن جداول
تعرفه ای در مورد کالای وارداتی مد نظر نیست، علاوه بر این قصد رژیم جدید این خواهد بود که زمینه
مساعدی برای پایین آوردن تعرفه های اقلام و کالاهای ضروری به منظور تخفیف بار هزینه زندگی
توده ها، فراهم کند. از سوی دیگر تعرفه کالای تجملاتی احتمالاً افزایش خواهد یافت.
5 درباره ملی کردن، ل 1 گفت که حکومت وی قصدی برای آغاز برنامه ملی کردن به مقیاس بزرگ
ندارد. او استدلال کرد تنها علت ملی شدن بانکها این بود که آنها به واسطه عرفهای بانکی و
سوءاستفاده های تحت رژیم سابق، ناسالم تشخیص داده شده بودند. اقدام ملی کردن بانکها بیانگر
کوششی برای اعاده اطمینان (مردم) به سیستم بانکی بود. او هرگونه احتمالی را در این مورد که دولت قصد
دارد اقداماتی در مورد ملی کردن تجارتهای کوچک انجام دهد رد کرد.
(نظریه راترفورد: بعد از نوشتن این مطلب راترفورد شماره اخیر مجله «ایرانیان» را دید که از قول ل 1
گزارش کرده اقدامات بیشتری برای ملی کردن در پیش است. ل 1 در ملاقات 14 شهریور خلاف این را
گفته است. همچنین طی تماس تلفنی تحت «پوشش نماینده کمپانی» با سیروس ابراهیم زاده معاون وزارت
1- منظور این است که املای دقیق نام وی را نمی دانیم ولی نامش چیزی شبیه شندر بود.
اقتصاد و امور دارایی در تاریخ 12 شهریور به راترفورد اطمینان داده شد که دولت هیچ گونه طرحی برای
گسترش برنامه های ملی کردن ندارد و در حقیقت از سرمایه گذاریهای مؤسسات تجارتی خصوصی
خارجی استقبال می کند.)
6 راجع به امکانات فعالیت در بخش خصوصی فرد مورد نظر تأکید کرد که دولت همچنان مصمم
است سرمایه گذاران داخلی و خارجی هر دو را به فعالیت در تجارت خصوصی تشویق کند. به منظور
تشویق سرمایه گذاران وامهای به مقیاس کوچک هم اکنون نیز در اختیار افراد قرار داده می شود. شرایط،
ملزومات و امتیازات بر پایه توافق مورد به مورد قابل مذاکره می باشند. به طور خلاصه، برای شرکتهای
خارجی علاقه مند به رفع نیازهای اولویت دار و مهم ایران، دولت مایل است بیشترین امتیازات و تشریفات
را اعطاء کند.
7 در مورد اسلحه، ل 1 گفت که ایران فعلاً علاقه ای به تهیه اسلحه اضافی ندارد. در حال حاضر دولت
در وهله اول علاقه مند به تهیه لوازم یدکی برای تجهیزاتی است که قبلاً از آمریکا خریداری کرده است.
8 نظریه راترفورد: در یک جا شندر از راترفورد پرسید که او در دولت است یا در تجارت. به او
اطمینان داده شد که در دومی است. هرچند ل 1 ممکن است این سؤال را قبل از ورود راترفورد پیش
کشیده باشد، راترفورد بیشتر عقیده اش بر این است که یک سؤال عادی بوده است.(1)
1- این سند کامل به دست نیامده است و احتمالاً یک صفحه دیگر دارد.
سند شماره 11
از: تهران 54174 قسمت اول از دو قسمت(1)18 شهریور 1358 اعضاءسرّی
به: رئیس
اخطار جاسوسی پخش محدود ال، پی، گامین س، د، لور
آنچه در زیر می آید تحلیل و ارزیابی راترفورد در 16 شهریور از قضیه س، د، لور 1 می باشد:
1 با در نظر گرفتن مقامی که س، د، لور 1 در رژیم جدید دارد (یعنی عضو شورای انقلاب، عضو
مجلس خبرگان، سرپرست بانکهای ملی شده و ناشر) این طور به نظر راترفورد می آید که فعالیتها برای
جلب همکاریش باید ادامه یابد. یک فرد با امکاناتی که او از آن بهره مند است باید قادر باشد اطلاعات با
ارزشی را در دوره ای که در پیش است در اختیار گذارد. حتی از این مهم تر «ر»(2)همچنان ل 1 را به عنوان
فردی که آینده سیاسی درخشانی خواهد داشت به حساب می آورد. به نظر می رسد ل 1 که فردی
جاه طلب و از لحاظ سیاسی زیرک است نقش خود را محتاطانه با چشم داشت به روزی که خمینی از
صحنه کنار رود بازی می کند.
2 جای تعجب نیست که ل 1 در تهران تصویری از خود بروز می دهد که تا حدی با آنچه در پاریس
قبل از بازگشتنش داشت متفاوت است. در پاریس او یک توطئه گر (طراح) بود و تمامی وقت خود را به
تنظیم نقشه هایی برای چگونگی از میدان به در کردن رژیم بر سر قدرت در آن زمان اختصاص می داد. او
در خارج در بین روشنفکرانی که به او چشم داشتند و به وی احترام می گذاشتند، حاضر بود برای تحقق
اهداف گروهش به هرگونه فداکاری دست بزند. او که زرنگ و باهوش بود و شبانه روز با استراحت کمی
کار می کرد، به نظر می رسید که از مبارزه لذت می برد و به راحتی مخاطراتی را که درگیر این گونه فعالیتهای
جسورانه است می پذیرفت.
3 بر اساس سه ملاقات ما در تهران، روشن می شود که شخص مورد نظر همان طور که قابل پیش بینی
بود از وقتی که مقامات مسئولیت آوری را در رژیم تازه تأسیس پذیرفته فرق کرده است. هنوز شبانه روز
کار می کند اما به گونه ای دیگر. اگر چه در پاریس او یک انقلابی بود که با ظاهر امور سرو کار داشت، اکنون
او خودش را درگیر مسایل ظریف اداره یک مملکت می بیند. سعی او اکنون بر این است که وضع موجود را
حفظ و پایه های آن را تحکیم نماید. او همچنان از مبارزه صحبت می کند. کاملاً واقف است که در بخش
معتنابهی از مردم چندان اشتیاقی نسبت به تغییر رژیمها وجود ندارد و به نظر می رسد که اهمیت کاری را که
در پیش است درک می کند. هرچند او همچنان خود را انقلابی می داند و به نظر می آید که از تبلیغات
مقتضای مقامش در نهضت و مزایای قدرت (یعنی محافظانی که به عنوان یک عضو شورای انقلاب برایش
گمارده شده اند) لذت می برد. در واقع امر به نظر می آید که او بیشتر یک دیوانسالار (بوروکرات) است تا
یک انقلابی، هرچند او همواره روشنفکری ملایم طبع بوده. با وجود این حالا که در تهران جای گرفته به
نظر می رسد دارد جا می افتد. او کمی شکم آورده، لباسهای کاملاً اندازه سفارشی می پوشد و ساعت طلای
جدیدش را که ظاهری گرانقیمت دارد به رخ می کشد. دیگر به نظر نمی رسد که گروهی دانشجوی ژولیده
مانند آن روزها در پاریس، در خانه اش باشند. اینک او می تواند این گونه افراد را در دفترش در ساعات
1- این تلگراف دارای دو قسمت است که تا به حال فقط قسمت اول آن پیدا شده است. 2- ”ر“ مخفف راترفورد است.
«عادی» کار بپذیرد. اکنون منزلش برای استفاده از اوقات فراغت و ملاقات افراد به دقت انتخاب شده
است.
مطالب فوق بدان معنی نیست که فرد مزبور قدرت تحرک خود را به عنوان یک اصلاحگر (رفرمیست)
از دست داده است، برای توجه به این است که هر روزی که می گذرد به نظر می رسد که او بیشتر و بیشتر در
دیوانسالاری (بوروکراسی) انقلابی که به موفقیت رسیده، فرو رفته است و اکنون وی با مبارزه ای برای به
جریان انداختن امور حکومت به نحوی هموار مواجه است.
4 در ارزیابی فرد مورد نظر، در رابطه با تمایل وی در همکاری با ما، «ر» ملاحظات مثبت و منفی زیر
را خاطر نشان می سازد:
الف مثبت(1)
(1) چون او یک توطئه گر (طراح) کهنه کار است، اگر احساس کند که رژیم از اهداف انقلابی خود دور
می شود یا اینکه به نفع خودش خواهد بود، ممکن است در آینده برای توطئه علیه رژیم مانعی سر راه خود
نبیند.
(2) : اگرچه او احتمالاً در حال حاضر هیچ مشکل مالی ندارد، اما باید در نظر داشته باشد که ممکن
است با یک تذکر کوتاه به خارج تبعید شود و در آن زمان می تواند از کمک مالی ما استفاده نماید.
(3) : به عنوان یک روشنفکر او ترجیح می دهد که خودش تصمیم بگیرد تا اینکه کورکورانه از فرد
دیگری پیروی کند.
(4) : اگر چه او به خمینی احترام می گذارد، اما او را مصون از خطا نمی داند.
(5) : او آگاه است که دار و دسته هایی در داخل رژیم در شرف تکوین است، و شاید آگاه است که باید در
رفتار با اطرافیانش احتیاط کند. به عنوان مثال او گفت که تمام اعضای شورای انقلاب دارای صلاحیت
یکسانی نیستند اما او مجبور است که سر کند و با آنها سرو کار داشته باشد، احتمالاً این عدم اعتماد
مجبورش می کند که درهایی را باز بگذارد.
(6) : او جاه طلبی سیاسی دارد. او احتمالاً روزنامه اش را به این منظور ایجاد کرده که از آن به عنوان
پایگاه قدرتی جهت مقاصد سیاسی آینده اش استفاده نماید.
(7) : هرچند در دوره های پرمشغله در پاریس و تهران از نظر وقت در مضیقه بود، برنامه خود را کنار
گذاشته تا با ما ملاقات نماید. (نظریه «ر» : امید است توجه شود که دسترسی به وی از نقطه نظر ما همچنان
یک مشکل است.)
1- دقت در موارد مثبتی که راترفورد از شخص س ٬ د ٬ لور 1 تحلیل کرده است ٬ مشخص می کند که افراد مورد توجه سازمان سیا برای به قدرت رسیدن و کنترل حکومت در ایران ٬ چه کسانی می باشند. اگرچه فعلاً ملت مسلمان و متعهد ایران به طور کامل آقای ابوالحسن بنی صدر را شناخته اند و کاملاً به خصوصیات وی آگاه گشته اند و حتی نقاط ضعف بزرگتری از آنچه در این اسناد مذکور است از وی بروز کرده است با این حال با توجه به اینکه این تحلیل مربوط به 16 شهریور 1358 و ماهها قبل از انتخاب آقای بنی صدر به ریاست جمهوری است قابل توجه و تعمق می باشد و با در نظر گرفتن اینکه آمریکا از شهریور 1358 می دانسته که نامبرده فردی است که درصورت لزوم حتی علیه رژیم جمهوری اسلامی توطئه هم می کند ٬ فردی است که احتمال دارد تبعید شود و در تبعید به کمک مالی نیاز دارد ٬ فردیست که معتقد به ولایت فقیه نیست ٬ روشنفکر به مفهوم آمریکایی اش است... و بالاخره جاه طلب است. بسیاری از توطئه ها و حرکتهای آمریکا و عمال داخلی و خارجیش علیه امام خمینی و جمهوری اسلامی ایران معنی دار می شود.
ب منفی
(1) : چون موقعیت خود را در رژیم کنونی محکم کرده است شخص مزبور در حال حاضر واقعاً به ما
احتیاج ندارد.
(2) : افشا شدن روابط مخفیانه اش با ما احتمالاً به زندگی حرفه ای سیاسی فرد مزبور خاتمه خواهد
داد، یقین است که او این نکته را از نظر دور نخواهد داشت.
(3) : تجربه سالیان دراز بر این نکته تأکید دارد که ناشرین روزنامه به خودخواهی متمایلند و اغلب
غیرقابل اعتماد هستند.
تصمیم او که یک روزنامه راه بیندازد شاید حاکی از این باشد که ل 1 تنها به آینده سیاسی خودش
علاقه مند است و قصد ندارد با ما در خطهایی که ما درنظر داریم همکاری کند.
(4) : هرچند اظهارات شخص مورد نظر علیه شرکتهای آمریکایی که در امور داخلی ایران دخالت
می کنند، ممکن است نشانه این باشد که او نمی خواهد کاری به کار دولت ایالات متحده داشته باشد، اما
«ر» مایل است طور دیگری فکر کند.
(5) : بر اساس این فرض که ما همچنان به استخدام ل 1 علاقه مند هستیم. مطالب زیر خلاصه نظریات
«ر» دوگونه روش نزدیک شدن به ل 1 می باشد.
الف تحت پوشش غیر رسمی: یک شخص در پوشش غیر رسمی که به تهران مأمور شود، دو تا سه ماه بعد
از ملاقات «ر» می تواند با شخص مورد نظر تماس بگیرد و (با استفاده از کارت پوششی کمپانی «ر») پختن
وی را در شرایط راحت تری از سرگیرد. پنج یا شش ملاقات ظرف یک یا دو ماه احتمالاً فرد مأمور را قادر
خواهد ساخت تا فرد مورد نظر را جهت نزدیکی و تماس به طور گام به گام در خطر قرار دهد.
ب تحت پوشش رسمی: «ر» بیشتر عقیده اش بر این است طی این سفر می تواند ترتیب معرفی یک مأمور
با پوشش رسمی را با فرد مورد نظر بدهد. ترجیحاً بنا به دلایل امنیتی این مأمور نباید در عملیات حساس
دیگری دست داشته باشد. اگر بنا به دلایلی چنین مأموری در حال حاضر در دسترس نباشد او می تواند
یکی از کارتهای ویزیت «ر» را در یک تاریخ بعدی به کار برد.
6 بعد از سومین ملاقات راترفورد توصیه می کند که تماس تحت پوشش غیر رسمی صورت گیرد تا
قرارگاه محفوظ بماند، از سوی دیگر اگر تأخیر عملی نباشد ادامه پختن توسط یک مأمور با پوشش رسمی
بجا خواهد بود.
7 پرونده 959289 201 تا 18 شهریور 1378 در بایگانی حفظ شود. تماماً سرّی
سرّی
پرسش از تام آهرن
سند شماره 12شنبه 8 / دی / 58 جلسه هشتم
موضوع: پرسش از تام آهرن
به من گفته شده بود که دولت آمریکا به طور اعم و سیا به طور اخص، درنظر دارند که اگر امکاناتی
موجود باشد، با افرادی که در انقلاب ایران می توانند نقشی داشته باشند تماس برقرار شود. لذا زمانی که
امام در فرانسه بود یک افسر بازنشسته سیا مأمور شد که به فرانسه رفته و با آقای بنی صدر تماس برقرار
نماید. ایشان خود را به عنوان نماینده یک کمپانی معرفی کرده و اظهار داشته است که نسبت به آینده
اقتصادی ایران و ارتباط آن با دنیای غرب مخصوصاً آمریکا علاقه مند به صحبت با بنی صدر می باشد؛ بنی
صدر نیز با این مسئله موافقت داشت. زمان این ملاقات اولیه، کمی قبل از مراجعت امام به تهران است که در
فرانسه قرار شده بود. زمانی که من به ایران آمدم، ستاد مرکزی هنوز علاقه مند به دنبال نمودن این مسئله
بوده و در این ارتباط از من خواسته شد که نسبت به این مسئله کار نمایم. آن مرد در حوالی 29 مرداد به
تهران آمده و مدت سه هفته در ایران اقامت نمود، با بنی صدر حداقل 3 بار و شاید حتی 5 بار در این مدت
ملاقات نموده است.
هدف نهایی ما: به استخدام درآوردن بنی صدر.
برنامه مرحله ای: در این مرحله تمامی مسایل رو نشود و صرفاً در این مرحله از وی به عنوان یک
مشاور اقتصادی قابل اطمینان این کمپانی که نسبت به مسایل اقتصادی و همچنین مسایل سیاسی مربوط
به امور اقتصادی و همچنین مسایل سیاسی اعم اظهارنظر می کند استفاده شود.
گامهای بعد: ملاقاتهای بعدی با وی در تهران و یا در پاریس (فرانسه) می تواند قدری بیشتر پیشروی
نموده و نسبت به یک سری مسایل مهم سیاسی از وی سؤالاتی شود. در آخرین جلسه بنی صدر موافقت
نموده که به عنوان مشاور اقتصادی قابل اطمینان این کمپانی فعالیت نماید و پیشنهاد حقوق ماهیانه 1000
دلار را نیز پذیرفت.
سؤال: آیا بنی صدر می دانست که طرف مقابل وی یک مأمور سیا است؟
جواب: قرار نبوده که به بنی صدر در این مرحله گفته شود که طرف مقابل سیا می باشد لذا به وی گفته
نشده بود. اما یک مسئله بود که می تواند به وی این برداشت را داده باشد که عبارت است از نحوه پیشنهاد
ماهیانه 1000 دلار که بدون این ترتیبات معمولی تجاری انجام پذیرفته باشد مورد پیشنهاد و همچنین
توافق قرار گرفت و این می تواند بیانگر حداقل باشد که این مسئله به این سادگی ها نیست.
مسئله دوم اینکه نسبت به زمینه سؤالات راجع به مسایل اقتصادی، سؤالاتی مطرح شده بود. در رابطه
با مسایل سیاسی که تا حدود زیادی ربطی به مسایل اقتصادی نداشته است و این مسئله هم می توانسته
است به وی برداشت دیگری بدهد. یک نکته قابل ذکر هم اینکه تا به حال پولی به ایشان پرداخت نگردیده
است.
نام فرد ملاقات کننده: ویلیام فاستر
البته این اسم حقیقی نبوده ولی پاسپورت و دیگر وسایل شخصی وی با این اسم بوده است، اسم رمز
وی در تلگرافها ما کاسئلون(1)می باشد.(2)
کتاب دهم
ملاقات
1- لازم به توضیح است که نام رمز این جاسوس سیا در اسناد راترفورد می باشدو آهرن این مسئله را اشتباه کرده است. 2- نوار ضبط صوت این گفتگو در دست می باشد.