سند شماره 12شنبه 8 / دی / 58 جلسه هشتم
موضوع: پرسش از تام آهرن
به من گفته شده بود که دولت آمریکا به طور اعم و سیا به طور اخص، درنظر دارند که اگر امکاناتی
موجود باشد، با افرادی که در انقلاب ایران می توانند نقشی داشته باشند تماس برقرار شود. لذا زمانی که
امام در فرانسه بود یک افسر بازنشسته سیا مأمور شد که به فرانسه رفته و با آقای بنی صدر تماس برقرار
نماید. ایشان خود را به عنوان نماینده یک کمپانی معرفی کرده و اظهار داشته است که نسبت به آینده
اقتصادی ایران و ارتباط آن با دنیای غرب مخصوصاً آمریکا علاقه مند به صحبت با بنی صدر می باشد؛ بنی
صدر نیز با این مسئله موافقت داشت. زمان این ملاقات اولیه، کمی قبل از مراجعت امام به تهران است که در
فرانسه قرار شده بود. زمانی که من به ایران آمدم، ستاد مرکزی هنوز علاقه مند به دنبال نمودن این مسئله
بوده و در این ارتباط از من خواسته شد که نسبت به این مسئله کار نمایم. آن مرد در حوالی 29 مرداد به
تهران آمده و مدت سه هفته در ایران اقامت نمود، با بنی صدر حداقل 3 بار و شاید حتی 5 بار در این مدت
ملاقات نموده است.
هدف نهایی ما: به استخدام درآوردن بنی صدر.
برنامه مرحله ای: در این مرحله تمامی مسایل رو نشود و صرفاً در این مرحله از وی به عنوان یک
مشاور اقتصادی قابل اطمینان این کمپانی که نسبت به مسایل اقتصادی و همچنین مسایل سیاسی مربوط
به امور اقتصادی و همچنین مسایل سیاسی اعم اظهارنظر می کند استفاده شود.
گامهای بعد: ملاقاتهای بعدی با وی در تهران و یا در پاریس (فرانسه) می تواند قدری بیشتر پیشروی
نموده و نسبت به یک سری مسایل مهم سیاسی از وی سؤالاتی شود. در آخرین جلسه بنی صدر موافقت
نموده که به عنوان مشاور اقتصادی قابل اطمینان این کمپانی فعالیت نماید و پیشنهاد حقوق ماهیانه 1000
دلار را نیز پذیرفت.
سؤال: آیا بنی صدر می دانست که طرف مقابل وی یک مأمور سیا است؟
جواب: قرار نبوده که به بنی صدر در این مرحله گفته شود که طرف مقابل سیا می باشد لذا به وی گفته
نشده بود. اما یک مسئله بود که می تواند به وی این برداشت را داده باشد که عبارت است از نحوه پیشنهاد
ماهیانه 1000 دلار که بدون این ترتیبات معمولی تجاری انجام پذیرفته باشد مورد پیشنهاد و همچنین
توافق قرار گرفت و این می تواند بیانگر حداقل باشد که این مسئله به این سادگی ها نیست.
مسئله دوم اینکه نسبت به زمینه سؤالات راجع به مسایل اقتصادی، سؤالاتی مطرح شده بود. در رابطه
با مسایل سیاسی که تا حدود زیادی ربطی به مسایل اقتصادی نداشته است و این مسئله هم می توانسته
است به وی برداشت دیگری بدهد. یک نکته قابل ذکر هم اینکه تا به حال پولی به ایشان پرداخت نگردیده
است.
نام فرد ملاقات کننده: ویلیام فاستر
البته این اسم حقیقی نبوده ولی پاسپورت و دیگر وسایل شخصی وی با این اسم بوده است، اسم رمز
وی در تلگرافها ما کاسئلون(1)می باشد.(2)
کتاب دهم
ملاقات
1- لازم به توضیح است که نام رمز این جاسوس سیا در اسناد راترفورد می باشدو آهرن این مسئله را اشتباه کرده است. 2- نوار ضبط صوت این گفتگو در دست می باشد.
ملاقات
معرفی کتاب
معرفی کتاب
«این ننگ را ما به کجا ببریم که برخی از اهالی مملکت حالا که آمریکا را ملت شکست داده است باز
روابط با آمریکا دارند.»
«امام خمینی»
انقلاب اسلامی ایران در حقیقت تجلی شکوهمند یک تغییر است. پاسخی خونین به دعوت الهی برای
تغییر انسان. ان اللّه لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. امت به پا خاسته ما با دل و جان پذیرای این تغییر و
تحول شدند و بر این سبیل به یاری خدا تا امروز استوار مانده اند و خواهند ماند، ان الذین قالوا ربنااللّه ثم
استقاموا. این تغییر حکایت از گرایش یک امت به سمت اللّه و گسستن او از طاغوت است در تمامی مظاهر
آن و طبیعی است که در مسیر این تغییر با تمامی موانعی که بخواهند راه او را سد کنند به مقابله برخواهد
خاست و به اتکای نیروی لایزال الهی به پیش خواهد رفت. قویترین عامل تسریع و هدایت این تغییر،
رهبری نهضت و انقلاب بوده است، رهبری که دقیقاً با عنایت خدای تعالی و بر اساس سنت او توسط مردم
کشف می شود و این انقلاب جوشیده از متن مردم را به سمت قله فلاح رهنمون می شود. انقلاب اسلامی
ایران یادآور نهضت صدر اسلام به رهبری پیامبر عظیم الشأن است که در چهارچوب هماهنگ مبانی و
بنیادها، شکل گرفت و به ثمر رسید و شاید به جرأت بتوان گفت که پس از صدر اسلام، هرگز چنین حرکتی
اصیل که ریشه در عمق مکتب دارد به خود صورت واقع نپذیرفته باشد. البته طبیعی است که در کنار این
حرکت شکوهمند جریانهای انحرافی بسیاری با ظواهر گوناگون رشد کرد، ولی سیر انقلاب او را سرانجام
به انزوا کشاند. این مجموعه حکایت جریانی است که از سرگیری فعالیت سیاسیش با تغییر رئیس جمهور
آمریکا و طرح سیاست حقوق بشر آغاز می شود، حکایت جریانی است که با امید و الهام از سوی شیطان
بزرگ به مبارزه با شاه برمی خیزد. آن هم نه مبارزه با شاه که با استبداد و خفقان!! و حتی در مقطعی از
مبارزه ضد استبدادی خود راضی به ماندن نظام شاهنشاهی هم می شود.
حکایت جریانی است که با مشورت و توصیه های شیطان بزرگ گام به گام به خیال خود نهضت را به
پیش می برد و از ترس اینکه مبادا انقلاب اسلامی در دامن شرق تجاوزگر بیفتد، به دامن غرب جنایتکار
پناه می برد و در این راه به تبادل اطلاعاتی بسیار وسیعی می پردازد و بسیار سخاوتمندانه اطلاعاتی را که از
درون نهضت اسلامی دارد در اختیار جاسوسان شیطان بزرگ می گذارد.
حکایت جریانی است که بیگانه از ماهیت انقلاب اسلامی که هیچ مأمن و پناهگاهی جز خدا ندارد، با
مذاکرات و نشست و برخاستهای مداوم با ایادی شیطان بزرگ، در کمال ساده اندیشی معتقد است که
خروج شاه و در نهایت پیروزی انقلاب ثمره این مذاکرات است. حکایت جریانی است که حتی پس از
پیروزی انقلاب نیز دست از امدادهای پنهانی شیطان نمی شوید و با جدیت هرچه تمامتر، همکاری،
نزدیکی و روابط حسنه بیشتر طلب می کند و گویی با وجودی که همواره شعار خود را استقلال قرار داده،
هیچگاه عملاً به استقلال نیندیشیده و همراه دیگر نیروهای مترقی مردمی را که آمریکای جنایتکار و
شوروی تجاوزگر را به اتکاء خدا از خود طرد می کنند محکوم می کند و بالاخره حکایت جریانی است که
پس از مراودت پیگیر برجسته ترین چهره آن صاحب عنوان [SDPLOD](1)می شود.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
گزارش مجدد از ریچارد کاتم
1- حروف رمزی است از طرف سازمان سیا برای معرفی امیر انتظام در اسناد به کار می رفت. SDPLOD]
شماره : 4510
از: وزارت امور خارجه واشنگتن تاریخ: 8 ژانویه 79محرمانه
به: سفارت آمریکا در تهران فوری 18/10/57
موضوع: گزارش مجدد از ریچارد کاتم
1 کارشناس وزارتخانه 7 ژانویه برای گزارش تکمیلی تلگراف مرجع با کاتم تماس گرفت. کاتم تأکید
کرد که اطرافیان خمینی و مخالفان در تهران از یک کودتای ارتش که به یک اختناق خونین بینجامد،
می ترسند.
او گفت که در روزهای آخرش در تهران 3 2 ژانویه مخالفین در اطلاعاتشان در مورد کودتا خیلی
خیلی مطمئن بودند. آنها اسامی شش ژنرال، در میان آنها اویسی، ربیعی، خسروداد و سه تای دیگر را که
کاتم به یاد نمی آورد، از رهبران اصلی ارتش گفته بودند. نقشه های کودتا در ساختمانی متعلق به
«ساختمان تحقیقات» خیابان شاه عباس کشیده می شد. مخالفین می گویند برنامه ریزها، تهران را به شش
منطقه تقسیم کرده اند؛ هرکدام تحت نظر یک ژنرال. اعمال قوانین شدید نظامی و دستگیریها با یک اشاره
علامت شروع خواهند شد. خیلیها از مخالفین (رژیم) می ترسیدند که آمریکا از چنین کودتایی پشتیبانی
کند.
2 علیرغم کینه ای که نسبت به آمریکا در میان توده مردم دیده می شود، کاتم فکر می کرد که اطرافیان
خمینی و مخالفین رژیم در تهران آماده اند تا در مواضع پیچیده و مفصلی در مورد روابط آینده با آمریکا
فکر کنند. او آنها را این طور توصیف می کرد که از شوروی می ترسند و خواهان این هستند که برای امنیت،
ایران به آمریکا متکی باشد. آنها خواستار روابط دفاعی رسمی نبودند ولی می خواستند تا آمریکا در مقابل
تهدید شوروی از ایران پشتیبانی کند. پیروان خمینی معتقد هستند که مسکو از وجود دولتی در ایران تحت
رهبری افرادی که می خواهند نفوذ خودشان را در وراء مرزها منجمله مسلمانان شوروی گسترش دهند،
ناراحت است.
3 کاتم در مورد امیرانتظام، یک تاجر ایرانی این طور گفته است:
احتمالاً یک رهبر خیلی مهمی از جناح خمینی است. امیرانتظام به کاتم گفت که می خواهد با سفارت در
تماس باشد. کاتم ظاهراً او را در این جهت تشویق کرده است.
4 مخالفین میانه رو به قول کاتم بختیار را تا زمانی که حرکت ضد شاه جریان داشته باشد، تحمل
خواهند کرد و وقتی احساس کنند که تظاهرکنندگان دارند مأیوس می شوند، حملات خودشان را علیه
بختیار آغاز خواهند کرد. از بختیار به عنوان یک شخصیت متزلزل که نتوانسته در برابر پیشنهاد شاه برای
نخست وزیری مقاومت کند، حالا هر چند به سود ایران تمام شود، یاد می کنند.
5 کاتم به طور مفصلتری مسئله شورای سلطنت (در پاراگراف 4 تلگراف مرجع) را توضیح داد. شورا
متشکل خواهد بود از یک ژنرال منتخب شاه، علی امینی (که شاه معتقد است که به او وفادار است ولی در
واقع از مخالفین طرفداری می کند) بهشتی (سرهنگ اصلی خمینی در تهران) وکیل مترقی، نزیه و برای
شکستن آراء مساوی فرح، سنجابی نخست وزیر می بود مجلس منحل می شد و انتخابات اعلام می شد و
مجلس جدید احتمالاً قانون اساسی را تصریح می کند تا شاه را از آن حذف کند.
6 بالاخره کاتم در مورد گفتگویی با یک (سرهنگ) بازنشسته توضیح داد و گفت که تمام سرهنگهای
بازنشسته (اخراج شده توسط شاه) انقلابی بودند، چون سواد (آگاهی) داشتند. بیشتر ژنرالها بی سواد بودند
و به همین دلیل بود که شاه آنها را ارتقاء مقام می داد. ژنرالها وفادار خواهند ماند، ولی سرهنگها دیگر بیشتر
از این نمی توانند فشار را تحمل کنند. می گویند تعداد زیادی از سرهنگها و افسرهای رتبه های پایین در
تشکیلات خمینی همکاری می کنند. گروه خمینی تازگی به ارتش توجه و اهمیت بیشتر می داد.
محرمانه
ونس
نظرات دو گروه از مخالفین عقب نشینی