سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل این استخوان بندی را نسبتا بدون تغییری، در طی جنگهای
اعراب و اسرائیل در اکتبر و نوامبر 1956، جنگ 6 روزه در ژوئن 67، و جنگ «یوم کیپور» در اکتبر 73،
حفظ نمودند. به هرحال، در طی اوایل و اواسط دهه 1960، دولت اسرائیل تغییراتی را در ساختمان و
وظایف هر یک از سرویسهای جامعه امنیت و اطلاعات در نظر گرفته بود. علیرغم دوباره سازی اولیه
«شیلوا»، اغلب آنچه که در سرویسهای امنیتی در این دوره اتفاق افتاد، بستگی به روابط شخصی بین «بن
گوریان» و رؤسا و مدیران جامعه بود. در اوایل 1963، درست قبل از بازنشستگی و کناره گیری وی، بن
گوریان کمیته ای را برای بررسی اوضاع، تعیین و انتخاب نمود. او نگران آن بود که تأسیسات و تشکیلات
امنیتی و اطلاعاتی که به سبب نقش او به عنوان نخست وزیر و وزیر دفاع، معمولاً رضایت بخش عمل
می نمود، با کناره گیری وی رو به زوال رود. طبق گزارشات، او نیز از عدم صراحت و روشنی در زنجیر
فرماندهی و عملیات این جامعه، ناراضی بود و به کمیته مزبور دستور داد تا وظایف چگونگی وابستگی هر
یک از سرویسها را تعریف و معین نماید.
در ژوئیه 1963، کمیته گزارش خود را تسلیم نخست وزیر جدید، لوی اشکول (Levi Eshkol)فقید
نمود. کمیته چنین عنوان نمود که در حالی که وظایف نخست وزیر و وزیر دفاع الزاما نباید در دست یک
فرد متمرکز شود. معهذا نخست وزیر باید از همه فعالیتهای «اطلاعات و امنیت ملی» هر یک از سرویسها
مطلع گردد و «ارزیابیهای منتقدانه اطلاعاتی» به توسط و براساس نقطه نظرهای مختلفی که از منابع
گوناگون به دست می آید، متعادل و تصحیح شود. به منظور نیل به این اهداف، کمیته توصیه نمود که «بخش
تحقیقات» وزارت امور خارجه تقویت شود. که توانایی ارائه «ارزیابیهای سیاسی مستقل» درباره مسایل
خاورمیانه و موضوعات سیاسی دیگر را داشته باشد.
با رشد کیفی و تقویت بخش تحقیقات، کمیته معتقد بود که بدین نحو، «تعادل و توازن مشخصی» برای
ارزیابیهای امنیتی و سیاسی، که تقریبا تا آن زمان،تنها توسط «اداره تولیدات» سرویس اطلاعات نظامی
تهیه می شد، به وجود آید. همچنین کمیته مشاهده نمود که وجود «موساد» که کنترل «جمع آوری مواد
اطلاعاتی سری» را به عهده داشت، بتواند تا حدودی واحد ارزیابی مستقل دیگری را تسهیل و احتمالاً
تشکیل دهد. کمیته انتخاب «مشاور مخصوصی» را که تنها وابسته به نخست وزیر باشد، نیز امری مهم و
حیاتی تلقی نمود. مشاور باید شخصیتی با صلاحیت و کارایی عالی باشد که نخست وزیر را در حفظ
تماس و کنترل فعالیتهای مختلف سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی یاری دهد. توصیه های اساسی کمیته، در
این زمان تکمیل و به کار برده نشد و تنها به وجود پست «مشاورت» و جا به جایی اختیار و مسئولیت «شین
بث» از وزیر دفاع به نخست وزیر، جامه عمل پوشانده شد. در فاصله کوتاه زمانی، بین سپتامبر 65 تا ژوئیه
66، ایزر هارل (Isser Harel) رئیس قبلی «وعدت» و رئیس «موساد» به عنوان مشاور مخصوص نخست
وزیر «اشکول» در مسایل امنیتی و اطلاعاتی انجام وظیفه نمود. هارل در اثر مشاجراتی درباره رویه ها و
سیاستهای داخلی جامعه استعفاء نمود و در این زمان جانشینی دیگر به جای او انتخاب نگشت.
به دنبال شکست و افت اطلاعاتی عنوان شده در جنگ «یوم کیپور»، دولت اسرائیل در نوامبر 1973،
«کمیسیون آگرانت» (Agranat) را برای تحقیق مسایلی که مرتبط به «عملیات جنگی» و «اجراء»
سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی بود، تعیین کرد. کمیسیون در گزارش کوتاه و مقدماتی خود در آوریل 197،
سه پیشنهاد تقویت و فعال نمودن پست «مشاورت مخصوص نخست وزیر» را در امور امنیت و اطلاعات
مطرح نمود. کمیسیون همچنین تغییراتی در نیروهای امنیت و اطلاعاتی را از طریق تأسیس یک واحد
«تحقیقات و ارزیابی» و در «موساد» و ارتقاء و توسعه «بخش تحقیقات» و در وزارت امور خارجه،
پیشنهاد نمود. هدف این اصلاحات و تغییرات دوری نمودن از اعتماد و اتکاء «فوق العاده و منحصرانه» به
اطلاعات نظامی، در ارزیابیها و تخمینهای گسترده و اساسی بود. کمیسیون همچنین، نیاز به هماهنگی
عملیاتی بهتری در زمینه «جمع آوری اطلاعات» در بین سرویسها را تأکید نمود، ولی مخالف هماهنگی در
قضاوتهای «اطلاعات تکمیلی نهایی» بود. گزارش کامل و نهایی کمیسیون، البته اگر تهیه و انتشار یافته
باشد، هیچ گاه به طور عمومی مطرح نشد.
از سال 1974 تا1976، توصیه های گزارش مقدماتی کمیسیون آگرانت، اعمال شد. نخست وزیر،
ارتشبد مخصوص «رهاوم زیوی» (Rahavam Zeevi)، را به عنوان مشاور مخصوص خود برگزید. پستی
که کاملاً جنبه مشورتی داشت و هیچ گونه قدرت و مسئولیت اجرائی در بر نداشت. «زیوی» متصورا این
شغل جدید را علاوه بر نقش مشاورت نخست وزیر در مسایل «ضدتروریسم» در اختیار داشت. «زیوی»
همچنین وابسته نخست وزیر در «اطلاعات نظامی» بود و نیز نخست وزیر را از اختلاف نظرات میان
سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی، با خبر می ساخت.
به هر حال، در اکتبر 1976، «زیوی» از این پست استعفا داد و سرتیپ بازنشسته، و رئیس قبلی
«اطلاعات نظامی»، «یهوشافت هرکبی» (Yehoshafat Harkabi)، جانشین وی شد. در ژانویه 1975،
مرکز «تحقیقات و طرح ریزی سیاسی» وزارت امور خارجه، شروع به کار و فعالیت نمود. تغییراتی در
ساختمان «اطلاعات نظامی» صورت گرفت و واحد جدید «تحقیقات و ارزیابی» برای بررسی و ارزیابی
اطلاعات و اخبار، در داخل موساد تأسیس شد. منصوبین جدیدی برای اکثر سرویسها و واحدهای امنیت
و اطلاعات تعیین شدند، و در ژوئن 1977، دولت اسرائیل یک کمیته اجرائی در «امور امنیتی» را تأسیس
نمود.
2 اهداف و ساختمان
2 اهداف و ساختمان:
اهداف و مقاصد اساسی سرویسهای اطلاعات و امنیت اسرائیل عبارتند از: (1) کشورهای عربی
توانایی و قدرت آنها، مقاصد و نظریاتشان درباره اسرائیل، روابط آنها با شوروی و سایر قدرتها، تأسیسات
رسمی و نمایندگان آنها در سرتاسر جهان، رهبران، سیاستهای داخلی و سیاستهای بین اعراب،
خصوصیات اجتماعی و نظامی، آمادگی نظامی و دیگر امورات جنگی، (2) جمع آوری اطلاعات درباره
سیاستهای سری ایالات متحده و یا تصمیمات آن، در صورتی که درباره اسرائیل باشد، (3) جمع آوری
اطلاعات علمی در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته، (4) تصمیمات و سیاستهای دولت شوروی و
کشورهای اروپای شرقی در قبال اسرائیل و مسایل و مشکلات مهاجرت یهودیان از این مناطق، (5)
نظارت و تعقیب نزدیک از همه فعالیتهای ضد صهیونیستی در سرتاسر جهان و (6) جمع آوری اطلاعات
سیاسی و اقتصادی در همه مناطق مورد توجه و علاقه خود، نظیر آفریقا. سرویسهای اسرائیل همچنین
کوششهای ویژه ای را بر علیه تبلیغات اعراب و خنثی نمودن فعالیتهای ضدصهیونیستی به عمل می آورند.
در سالهای اخیر، اسرائیل بسیاری از فعالیتهای عملیاتی خود را مصروف ستیزه جویی و مبارزه بر علیه
تروریسم عرب نمود. تروریسم در سالهای متمادی، توسط فداییان فلسطینی که به حملات پرجرأت و
مرگ آور، از طریق «مناطق بین مرزی مجزا شده» دست زده، و یا اغلب در سطح بین المللی بر علیه پرسنل
و اموال اسرائیل اقدام نموده اند، رشد و گسترش یافته است. اسرائیلیها در مقیاس جهانی، برنامه های
عملیاتی گسترده سری «اقتصاد، سیاسی و شبه نظامی» را نیز، به خصوص در آفریقا، برعهده دارند.
اجازه و اختیار تشکیلات اطلاعات خارجی و امنیت داخلی، در حالی که به وسیله دستور و قانون به
خصوصی تشریح نشده است، تلویحا در قانون اسرائیل قرار دارد. بند 29 از قوانین کشوری می گوید:
«دولت موظف و مجاز است، به خاطر مصالح کشور، مطابق هر قانون، هر عملی که کاربرد آن قانونا به هیچ
مسئول و عامل دیگری تعلق نگیرد را اعمال نماید.» این قانون تلویحا مدیریت امورات اطلاعات و امنیت
کشور را به عهده دولت می گذارد، زیرا که عامل و مسئول مجاز دیگری اجازه عمل در این حوزه را، طبق
قانون دیگری دارا نمی باشد. کوششهایی در طی سالها توسط مسئولین دولتی و جامعه اطلاعات و امنیت
برای تصویب قانونی که وضعیت و عملیات سازمانهای اطلاعات خارجی و امنیت را تعریف کند، به عمل
آمده، ولی تاکنون نتیجه ای از این تلاشها حاصل نشده است.
از طرف دیگر، امنیت داخلی مشخص تر در قانون تعریف شده است. قوانین دفاع (اضطراری) 1945
که (در زمان قیمومیت انگلستان وضع شده است.) قانون نظامی در 21 ژوئن 1955 و قانون تجدید نظر
جزائی (امنیت کشور) در 31 ژوئیه 1957، که معادل احکام رسمی سری انگلستان می بود، همگی درباره
امنیت داخلی می باشد. قوانین اضطراری 1945، به اداره ارتش قدرت دستگیری و تبعید عوامل مزاحم و
مخرب و اینکه مناطق مخصوصی را به عنوان «مناطق محصور غیرقابل عبور» مشخص و علامت گذاری
نماید و از ساکنین محلی تقاضای اجازه عبور و مرور از این مناطق را بکند، داده است. در حالی که این
قوانین در اصل درباره یهودیان و اعراب موجود در فلسطین، تعیین و به اجراء گذاشته شده است، ولی در
حال حاضر در سطح وسیعی جامعه عرب را در اسرائیل کنترل و محدود می کند. اجراء قوانین از ارتش به
پلیس در سال 1966 محول شده است و طبق گزارشات، ارگانهای امنیت داخلی، فعالیت عناصر خود را
برای انجام و تقبل این مسئولیت افزایش داده اند.
قوانین اسرائیل تنبیه و مجازات سختی را از مجازات اعدام یا زندان ابد، برای خیانت یا همکاری با
دشمن، تا زندان 3 تا 15 ساله برای جاسوسی و تماس با عمال خارجی، و همکاری و دستیاری در خیانت
بر علیه کشور و افشای غیر مجاز اطلاعات، توسط کارمندان و پرسنل عمومی را مقرر نموده است.
هیچگونه وضعیت و تعیین زمان و محدودیت جزائی در رابطه با افشاء غیرمجاز اطلاعات طبقه بندی شده،
وجود ندارد.
تشکیلات مرکزی جامعه اطلاعات و امنیت اسرائیل «وعدت» است، که وظیفه اصلی و اولیه آن
هماهنگی کلیه فعالیتهای امنیتی و اطلاعاتی در داخل و خارج اسرائیل می باشد. «وعدت» شامل رئیس
موساد، رئیس اطلاعات نظامی، رئیس شین بث، رئیس کل بازرسی، مدیر کل وزارت امور خارجه، رئیس
مرکز تحقیقات و طرح ریزی سیاسی وزارت امور خارجه، و مشاورین سیاسی، نظامی، اطلاعاتی، و
ضدتروریستی نخست وزیر می باشد. رئیس بخش «وظایف ویژه» در اداره بازرسی پلیس نیز، گاهی در
نشستهای «وعدت» شرکت می کند و یا به جای رئیس کل بازرسی پلیس در جلسه حضور می یابد.
نشستها هر دو هفته یک بار برگزار می شود، ولی می تواند بیش از این تعداد تشکیل گردد. در این جلسات
رؤسای هر سرویس، معمولاً خلاصه ای از فعالیتهای مهم سرویس خود را در دو هفته گذشته ارائه می کند.
رئیس موساد ریاست «وعدت» را به عهده دارد، و به همین اندازه، در برابر نخست وزیر مستقیما مسئول
می باشد. اعضاء «وعدت» دارای موقعیت و مقام «نسبتا مساوی» می باشند و واژه «ممیون» (Memune) به
رئیس موساد که عنوان ریاست «وعدت» را دارد، به عنوان یک نوع برتری و مقام عالیرتبه در برابر بقیه، به
نام او الحاق شده است؛ هر چند که در حقیقت، ریاست اطلاعات نظامی، هم اکنون ریاست موساد را از
جهت قدرت و اهمیت تحت الشعاع قرار داده است. این پیشرفت و تحولات منتج از ادامه اعتماد و تکیه
اسرائیل به آمادگی ارتش، در حفظ بقای ملی می باشد.
موساد مسئول جمع آوری اطلاعات خارجی و اجراء و اداره برنامه های عملیات مخفی در خارج از
اسرائیل می باشد. شین بث مسئول ضداطلاعات و امنیت داخلی است، و به عنوان مسئول مجاز دولتی در
مسایل امنیت پرسنل دولتی، انجام وظیفه می کند. شین بث مسئول و مأمور امنیت فیزیکی بنادر،
فرودگاهها و تأسیسات حیاتی نظامی اقتصادی داخل اسرائیل و حفاظت هیئتهای اسرائیل و عملیات
ال عال در خارج از اسرائیل می باشد. شین بث قدرت دستگیری و بازداشت ندارد. این وظیفه توسط بخش
«وظایف ویژه» در اداره بازرسی پلیس که در رابطه و همکاری نزدیکی با شین بث عمل می کند، صورت
می پذیرد.
در مناطق و سرزمینهای اشغالی که تحت حیطه و کنترل نیروهای ارتش اسرائیل می باشد، شین بث
تعهد دستگیری و جستجو، را به ارتش واگذار کرده، و از آنان مسئولیت می خواهد. یکی از واحدهای
مخصوص که تحت اداره «بازرسی کل پلیس» می باشد، گارد مرزی است که مأموریت آن حراست از
خطوط آتش بس در برابر نفوذ اعراب و کشف و شناسایی تروریستهای فدایی می باشد. در سالهای اخیر،
واحدهای گارد مرزی به طور فزاینده ای در کنترل و سرکوب اغتشاشات و تظاهرات منطقه کرانه غربی به
کار گرفته شده اند.
سرویس اطلاعات نظامی، علاوه بر مسئولیت کسب اطلاعات تاکتیکی و استراتژیک، بررسی و
تخمینهای اطلاعات ملی، و ارزیابی تمامی اخبار مرتبط به اعراب را تهیه می کند. همچنین مسئول تولید،
توسعه و تعمیم، و حفاظت کدهای ارتباطاتی و روشهای نوشتارها و شماره های سری ارتباطاتی، برای
تمامی سرویسها، از جمله وزارت امور خارجه و نیز برای دستگاههای ارتباطاتی می باشد.
مرکز تحقیقات و طرح ریزی سیاسی، که قبلاً بخش تحقیقات وزارت امور خارجه بوده آنالیز مواد خام
اطلاعاتی به دست آمده از منابع مختلف را، برای مسئولین و مقامات رسمی کشور، در سطح تعیین خط
مشی سیاسی تهیه می نماید.
سایر سازمانهای دولتی که حمایت و پشتیبانی از جامعه اطلاعات و امنیت را فراهم می آورند،
وزارتخانه دارایی و امورات مالی (گمرکات و مالیات، سرمایه گذاری و اوراق بهادار) و وزارتخانه
جهانگردی، خطوط هواپیمایی ملی، ال عال (ELAL)، و خط کشتیرانی ملی، زیم (ZIM) می باشد. در
مواقع لزوم، سازمانهای غیر رسمی صهیونیستی که مستقر در اسرائیل بوده و محافل یهودی در سرتاسر
جهان، به عملیات و فعالیت اسرائیلی ها کمک و یاری می دهند.
حدود 1500 تا 2000 نفر پرسنل، که تقریبا 500 نفر از آنان افسر می باشند، در موساد کار می نمایند.
شین بث حدود 1000 پرسنل دارد که 550 نفر از آنها درجات نظامی دارند. در اطلاعات نظامی حدود
7000 پرسنل فعالیت دارد که 450 نفر از آنان افسران و بقیه به عنوان شاغلین و کارمندان غیرنظامی
رده بندی شده اند.
تعداد کارمندان رسمی مرکز تحقیقات و طرح ریزی سیاسی وزارت امور خارجه، بین 75 تا 100 نفر
می باشد. افراد پلیس 12 هزار تن بوده و گارد مرزی حدود 6 هزار نفر می باشد.
از آنجایی که بودجه و وضع مالی سرویسهای اطلاعات و امنیت، بسیار سری نگاهداشته می شود،
بسیار دشوار است که اطلاعات صحیح و دقیقی درباره مجموع مبالغ و مخارج و هزینه های در این راه
صرف شده، به دست آید. مقدار بودجه اختصاص داده شده، در بودجه نظامی نهفته شده است و تنها نخست
وزیر، وزیر دفاع، یک یا دو نفر از دستیاران عالیرتبه، وزیر دارایی، حسابرسی کشور و بازرسان دفاعی
وی، از مبلغ آن آگاهی دارند. حسابرسی کشور مستقیما با رؤسای سرویسها، که درخواست بودجه در اول
سال مالی در ماه آوریل می نمایند، در تماس است. حدود و تخمین مخارج به توسط رؤسای سرویسها که
به درستی و امانت مشهورند، معمولاً به عنوان نقطه آغاز «مذاکرات بودجه» قابل قبول می باشد. وزارت
دارایی، تصویر و ارقام ده ساله از مخارج مالی را لازم می داند (عمل غیرممکنی که چندان جدی گرفته
نشده است.) (احتمالاً هم در گذشته، و هم در آینده منظور می باشد. م) حسابرسی کل، نشستهایی را با
سران سرویسها و کادر اداری آنان، برای بررسی و بازبینی برنامه های مفصل آنها، تا حد جزئیات برگزار
می کند. این نشستها در طول ماه مه ادامه می یابد و منتج به تعریف کامل و مشخصات دقیقی، از کلیه
کوششها و مخارج سرویسها می گردد. در اکتبر، تصمیمات درباره، مقدار مشخص بودجه مورد نیاز،
براساس آنالیز برنامه های تکمیلی در ماه می، اتخاذ می شود. سپس این بودجه برای تصویب مقامات
عالیرتبه ارسال می گردد و دقیقا بودجه بندی و طرح ریزیها، براساس بودجه، توأما برای آغاز دوره جدید
کامل می شود.
اغلب کمکها و پشتیبانی اداری سرویسها، توسط وزارت دفاع بر آورده می شود. انواع گوناگون پوشش
و حفاظت توسط نیروهای ارتش اسرائیل (IDF)، تهیه گردیده و مخارجش را خود می پردازد. همکاری
نزدیک حرفه ای بین سرویسهای امنیت و اطلاعات غیرنظامی و اطلاعات نظامی وجود دارد. همه این
سرویسها نظیر ادارات و بخشهای دولتی تحت بازرسی دفتر حسابرسی کشور می باشند. معاون مدیر کل
حسابرسی کشور، مسئول بازرسی سرویسهای دفاع و امنیت، پلیس و وزارت امور خارجه می باشد.
بازرسی سالانه شامل حسابرسی، مدیریت مالی و نحوه اداره تشکیلات اداری است. حسابرسی کشور
موظف است، که مقرون به صرفه بودن عملیات سرویسها، و مؤثر بودن آنها و اینکه آیا بااخلاق و غیرقابل
سرزنش و انتقاد عمل کرده اند را، مشخص نماید. بخشها و دوایر و دفاتر دولتی اسرائیل، به طور مداوم،
پول، پرسنل، تجهیزات و وسایل از یکدیگر قرض می نمایند و حقوق توسط دفتری که شخص مربوطه
بدانجا منتقل شده است، پرداخت می شود. یک افسر اطلاعاتی و یا کارمند رسمی وزارت امور خارجه که
در نیویورک مستقر است و به آژانس یهود فرستاده می شود، حقوق و مزایای خود را از آژانس دریافت
می کند. ولی موقعیت بازنشستگی و رتبه خود را در حین این گونه خدمات و وظایف از دست می دهند.
3 جنبه های سیاسی
3 جنبه های سیاسی
یک روابط و مناسبات بین دولت و سرویسها: جامعه اطلاعات و امنیت، از موقعیت مستحکمی در
دولت برخوردار است، و فعالیتهای آنها به خوبی به شکل عملیات نسبتا عمومی درآمده است. اعضای
نسلی که برای تأسیس کشور اسرائیل تلاش نمودند، همراه و یاور طولانی سربازان اولیه ای، که برای
تأسیس این کشور، فعالیتهایی نظیر مهاجرت غیرقانونی و قاچاق اسلحه نمودند، می باشند. بسیاری از
رهبران فعلی، از میان نظامیان عالیرتبه، که در سلسله جنگهای با اعراب شرکت داشته، و وابسته به یکی از
احزاب مهم سیاسی اسرائیل بودند، انتخاب شده اند. همه آنها تجاربی در مسایل پنهانی داشته و شخصا به
سبب دروس سختی که درباره ارزش فوق العاده امنیت و اطلاعات گرفته اند، به آن متقاعد و معتقد شده اند.
سرویسهای اطلاعات و امنیت کمک و حمایت فوق العاده ای را از وزارت امور خارجه دریافت
می دارند. بسیاری از دیپلماتهای عالیرتبه قبلاً از افسران اطلاعاتی بوده اند و بنابراین با مسایل و عملیات
اطلاعاتی به خوبی آشنایی دارند. اینها با مشاهدات تجربی و استعدادهای سرشار و متعدد خود،
دستیارهای ذیقیمتی برای همکاران سری سرویسها می باشند؛ که با پوششهای بسیار مناسب دیپلماتیک
توسط فعالیتهای مداوم وزارت امور خارجه حفظ می شوند. علاوه بر این، تقریبا هر دیپلمات اسرائیلی در
خارج از کشور، زبان خارجی را به خوبی صحبت می کند و دارای دانش و بینش، از حوزه تحت فعالیت
خود می باشد. به علاوه دارای تخصص و خصوصیاتی بوده که فعالیت گسترده تر اجتماعی را برای آنان
فراهم می سازد و نتیجتا تماسها و آشنایان فراوانی می یابند که قابل مقایسه با سرویسهای خارجی دیگر
نیست. در خیلی از موارد، افسران سفارت، از جمله رؤسای هیئتهای دیپلماتیک، قبلاً تبعه کشورهایی که
بدان مأمور شده اند، بوده اند. اطلاعات و اخبار به دست آمده توسط دیپلماتهای اسرائیلی در اختیار جامعه
امنیت و اطلاعات برای بهره برداری فوری در عملیات اطلاعاتی یا لیست برداری و طبقه بندی آرشیوی
گذارده می شود، برای آخرین توجه و امکان در پوشش پرسنل اطلاعاتی، زندگی متعادل دیپلماتیکی
متنوع و متعددی، با ظرافت خاص در خارج از مکان کار او تهیه می شود که معمولاً امکان کشف و کنترل
افسران اطلاعاتی را به سبب پیچیدگی، توسط کشور میزبان به سختی دشوار می کند. نظیر این گونه حمایت
مؤثر در، قبال فعالیتهای عملیاتی توسط وزارت دفاع و آژانس یهود، تأمین می شود.
سرویسهای امنیت و اطلاعات اسرائیل نقش مهمی را در داخل دولت و بخشهای خصوصی بازی
می کنند. بسیاری از رهبران چه در خدمات شهری و یا صنعتی، زمانی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با
جامعه اطلاعاتی همکاری می نمودند. وظایف و مأموریتهای اطلاعاتی، به عنوان شغل نهایی تلقی
نمی شود و غالبا افرادی با سوابق امنیتی و اطلاعاتی برای مشاغل دولتی برگزیده می شوند. بدین طریق،
سرویسها فعالیتهای خود را توسط افرادی که آشنا و ادامه دهنده روابط و مأموریتهای خود در مسئولیتهای
اطلاعاتی و امنیتی می باشند و در پستهای عالیرتبه، در بخشهای خصوصی و دولتی قرار می گیرند، تکمیل
می کنند. به طور رسمی، کلیه سرویسها جنبه غیرسیاسی داشته و اعضاء جامعه برای عضویت در احزاب و
یا درگیری در فعالیتهای سیاسی ترغیب نمی شوند. کمیته امورات دفاعی و خارجه مجلس اسرائیل
«کنست» (Knesset)معمولاً مکان دولت، برای بحث و بررسی، بازبینی و تحلیل سیاستها و فعالیتهای
حساس خود می باشد. رئیس موساد و رئیس شین بث، اغلب در نشستهایی که به آنان مربوط شده و یا
مورد توجهشان است، شرکت می کنند.
دو روابط و مناسبات بین مردم و سرویسها: موقعیت و کیفیت فعلی روابط بین سرویسها و مردم، البته
به خاطر شرایط کنونی سرویسها که حافظین کشور و مردم اسرائیل بوده و در پیشاپیش جبهه مبارزه بر
علیه تروریسم عرب و نیروهای نظامی اعراب عمل می کنند، خوب است. اکثر اسرائیلیها، هوشیارانه از این
موقعیت آگاهی داشته و بنابراین از سرویسها و عملیاتشان حمایت می کنند. پیشرفت و ترقی تاریخی
اسرائیل و مبارزه طولانی و مداوم بر علیه اعراب، چنین جو هماهنگ و یکنواختی را ایجاد کرده است.
در زمانهای گذشته، به علت رقابتها و درگیریهای سیاسی و اختلاف نظرهایی که در مورد جریاناتی که
باید در اسرائیل حاکم باشد، وجود داشت، گاهی منتج به حملات لفظی و مطبوعاتی بر علیه سرویسها، به
عنوان ابزار یک رژیم پلیسی می گشت. در چندین مورد برای نمونه، به ناچار نمایندگان سرویسها، در
نشستهای دربسته و غیرعلنی دادگاه برای دفاع از جامعه امنیت و اطلاعات و پاسخگویی بر علیه اتهاماتی
نظیر وحشیگری، اعمال غیرقانونی و آدم ربایی حضور یافته اند. اگر چه مباحثات و مشاجرات مجلس
«کنست» گاهی احتمالاً فعالیتها و روش های غیرقانونی سرویسها را منعکس می کند، ولی جامعه
اطلاعات و امنیت، کاملاً وفادار است و اگر دولت درخواست انجام وظایف مشخصی، چه قانونی و یا
غیرقانونی را بنماید، مطمئنا اجراء خواهد شد.
اطمینان و اعتماد به جامعه اطلاعات و امنیت، بعد از جنگ 6 روزه 1967 افزایش یافت و توجهاتی را
به خود معطوف داشت. قسمتی که به وسیله اطلاعات نظامی، شین بث و نیروهای پلیس، در مشارکت،
پیروزی و کنترل مناطق جدید اشغالی اعراب به توسط اسرائیل اجرا شد، مورد احترام و افتخار فوق العاده
در همه رسانه های عمومی اسرائیل قرار گرفت، به هر صورت آنچه که به نام «شکست اطلاعاتی» در
جنگ یوم کیپور سال 1973 مشهور شد، سبب تضعیف اعتماد عمومی به سرویسها گردید. فعالیت
بلافاصله کمیسیون اگرانت، که مسئولیت ارزیابی جامعه و شناسایی کمبودها و نواقص، و بهبودی روابط و
همکاری بین اعضاء جامعه را به عهده داشت، نسبتا موجب اعتماد جدیدی در جامعه شد. ادامه مبارزه
سرویسها بر علیه تروریسم نیز وفاداری اسرائیلیها را به جامعه حفظ نمود. حمله «انتبه» (Entebbe) در
ژوئیه 1976، که منتج به نجات گروگانهای ربوده شده اسرائیلی شد، یکی از عملیات چند سال اخیر بود که
تخیلات عمومی جامعه را برانگیخت و به عنوان مثالی از عملیات سرویسها، که بسیار خوب طراحی،
هماهنگ و عمل شده است، به یاری جامعه آمد. این حمله موفقیت آمیز نظیر هیچ مسئله دیگری در
سالهای اخیر، سبب حفظ اعتماد اسرائیلیها نشده است و مطمئنا نماینده شایستگی و اوج جامعه اطلاعات
و امنیت اسرائیل می باشد.
4 معیارهای حرفه ای
4 معیارهای حرفه ای
1 درستی و تمامیت: رؤسا و کارمندان عالیرتبه جامعه امنیت و اطلاعات دارای عالیترین معیارهای
حرفه ای در درستی و امانت داری بوده و این گونه استانداردها را بر اعضای زیر دست خود اعمال
می دارند. اختلافات نسبتا ناچیزی بین حقوق اولیه کارمندان جدید و کارمندانی که از رتبه های عالی
برخوردارند، وجود دارد. تفاوت ناچیزی که می باشد حاصل از اعطای موقعیتهای «جبران مادی» و
امتیازاتی نظیر حسابهای قابل بهره برداری و خرج، خرید اجناس خارجی که به کشور وارد می شود، از
طریق کانالهای فرعی که مالیاتی بدان تعلق نمی گیرد و لغت اعجازانگیزی در اسرائیل به نام «پروتکتسیا»
وجود دارد، که به معنای فردی است که می تواند اجناس، امتیازات و خانه را از طریق روابط با نفوذ دولتی،
با قیمت نازلی به دست آورد. به هر صورت، این یک عمل معمول در تمامی تأسیسات دولتی است. از آنجا
که سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی، مخصوصا «شین بث» پوششهای سختی را در داخل جامعه خود برقرار
کرده اند، اطلاعات پرسنلی، بودجه و حسابها تنها توسط تعداد قلیلی از مقامات عالیرتبه دولتی حفظ
می گردد و مشمول کنترل، بازبینی و دوباره خوانی گسترده بوروکراتیک نمی گردد. مقامات عالیرتبه
خارجی که توسط مقامات زیردست مصرف می شود، را کنترل می کنند و در صورتی که اختلاس و
نادرستی مالی کشف شود، با فرد مقصر و خاطی، برخوردی بسیار سخت خواهد شد.
2 کارایی: سرویسهای امنیت و اطلاعات اسرائیل از بهترین نوع خود در جهان می باشند. پرسنل ماهر
و تکنیکهای پیچیده، این سرویسها را از تأثیر فوق العاده ای برخوردار کرده است. این سرویسها توانایی
برجسته ای در زمینه های تشکیلاتی، جلوگیری از خرابکاری سیاسی و ضدجاسوسی و ارزیابی
اطلاعاتی، که از پرسنل و عمال تازه کار یا محافل یهودی و دیگر منابع در سرتاسر جهان به دست می آورند،
دارند. توانایی اطلاعاتی، امتیاز برجسته و تفوق فوق العاده ای را به اسرائیل، نسبت به دولتهای عرب داده
است. امتیازی که عامل مهمی در جنگ 1967 بود.
اعضائی از جامعه اطلاعات و امنیت کشور، که سابقا در سرویس اخبار (اطلاعات) عضویت داشته اند،
و دیگر بخشهای «هاگانا» (نیروی مقاومت زیرزمینی)، که در قبل و ضمن جنگ جهانی دوم، فعالیت
داشته اند، عامل ترقی و کسب استانداردهای عالی و کارایی مؤثر بوده اند. تشکیلات این جامعه، از آغاز
تأسیس کشور اسرائیل، در جذب مجموعه تیمی توانا و پرسنلی بسیار تحصیلکرده و باسواد، از اروپا و
خاورمیانه کاملاً موفق بوده است. افرادی که بدون آنکه سخنی از چگونگی جذب آنان نماییم، پیدا نمودن
نظایر آنان مشکل است. برای مثال پرسنل «گارد کهنه» کاملاً به چهار یا پنج زبان خارجه مسلطند؛
خصوصیتی که به تنهایی معدل کل شایستگی عملیاتی آنان را بالا می برد. نسل جوانتر تعلیمات و تمرینات
سختی را دیده، از جمله برای کمک در کسب این گونه ملاکها و لیاقتها، در خارج از اسرائیل به تحصیل
می پردازند. برای این دانشجویان درگیری در عملیات سری، حین ادامه دروس، امری غیرعادی
نمی باشد. موفقیتهای سیستم ارسال و دریافت علائم اطلاعاتی، بر علیه اعراب در گذشته از آنچنان
سطحی برخوردار بود که همزمان نیازی به عملیات عالی عمال انسانی بر علیه دشمن، وجود نداشت.
جزئی از این موفقیت به سبب ضعف امنیت ارتباطات و مخابرات اعراب بود. اسرائیلیها هم اکنون با
مشکلاتی به سبب بهبود تدریجی امنیت ارتباطاتی اعراب، روبرو شده اند. «شکست اطلاعاتی» جنگ یوم
کیپور، مثالی از کمبود و نقص تواناییهای ارتباطات و مخابرات اطلاعاتی در آن زمان بوده است. در
سالهای اخیر نیز غیر از اطلاعات مخابراتی، علائمی از نقصهای کیفی اطلاعاتی درباره اعراب و عدم
موفقیت در عملیات عمال انسانی وجود داشته است.
یکی از ضعفهای اساسی، در سیستم اطلاعات و امنیت اسرائیل، حاصل از تولید اکثر ارزیابی های ملی
و تهیه گزارشات نهایی اطلاعاتی، تنها به توسط سرویس «اطلاعات نظامی» بود، تا آنکه به دست یک
سرویس مستقل فراهم شود. خطر بالقوه ای، در اینگونه ترتیبات تشکیلاتی وجود دارد، زیرا که
سرویسهای نظامی نمی توانند در مشاهده و گزارش تحولات خارجی و تهیه ارزیابی های اطلاعات ملی،
به اندازه کافی منتقدانه و رک عمل نمایند، این مسئله مشکل اساسی در جنگ «یوم کیپور» بود. از سویی
علاقه و توجه بالقوه ای در سرویسهای نظامی برای انجام عملیات نظامی وجود دارد که در ارزیابی های
اطلاعاتی آنان اثر خواهد گذاشت. کمیسیون آگرانت این مشکل را تشخیص، و تغییرات لازمه را توصیه
نمود.