بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 633

سند شماره (7)

سفارت آمریکا تل آویو تاریخ : 30 آوریل 1976 10/2/1355

محرمانه آقای هاوتورن میلز کنسول امور سیاسی سفارت آمریکا تهران

هاوک عزیز :

من درباره یک اسرائیلی که به مدت نامعلومی برای اقامت به تهران می آید و در اینجا در سفارت نسبت

به ما دوستانه و سودمند بوده است، مطلب می نویسم.

او ادیا دانون دستیار مخصوص کمیسیونر ملی پلیس برای امور مناطق اشغالی از سال 1968 به

اینطرف بوده است. در آن مقام، او یک رابط عادی قسمت سیاسی بوده است و در تهیه اطلاعات در رابطه با

سیاستها و فعالیتهای اسرائیل در ساحل غربی خیلی مورد استفاده بوده است. او یک یهودی زاده مصری

است.

او در آینده نزدیک برای یک مأموریت در رابطه با سازمان یهودیان به تهران می آید. او به ما گفته است

که رهبران اسرائیلی کمی راجع به جامعه یهودیان در ایران نگرانند، وی آن جامعه را برای ما ثروتمند، ولی

تا درجه زیادی در حال ایرانی شدن، توصیف کرد. جامعه به طور کلی حامی اسرائیل بوده است ولی نه به

حدی سودمند که مطلوب باشد. شغل دانون آنطوری که خود او آن را برای ما توصیف نمود با امور فرهنگی

و سنن یهودیان مرتبط است، ولی ما معتقدیم که قصد اولیه وی انجام هرآنچه که می تواند، برای مستحکم

کردن روابط بین جامعه یهودیان و اسرائیل، می باشد. برای اطلاع شما ما همچنین معتقدیم که وی ممکن

است قدری در فعالیتهای جاسوسی اسرائیل شرکت داشته باشد.

شماره این هفته مجله نیوزویک دارای یک مقاله راجع به راهپیمایی عید پسه در مناطق اشغالی ساحل

غربی به وسیله متعصبین گروه گوش امونیم می باشد؛ شما در آن یک نقل قول جالب از دانون پیدا خواهید

کرد.

با بهترین آرزوها، دوستدار شما

جان ای. کرومپ کنسول سیاسی

موضوعات سیاسی ایران


صفحه 634

سند شماره (8)

صورت مذاکرات محرمانه

تاریخ سند : 6 مارس 1977 15 اسفند 55

شرکت کنندگان : یورام شانی، دبیر اول هیئت نمایندگی اسرائیل ایران، جان دی استمپل، سفارت

آمریکا، تهران زمان و مکان : محل اقامت شانی، 6 مارس 1977

موضوع : موضوعات سیاسی ایران

شانی من و همسرم را برای گفتگو درباره سفر آینده مان به اسرائیل برای شام دعوت کرده بود. در خلال

میهمانی موضوعات قابل توجه زیر مطرح شد.

1 طبق گفته منابع شانی، در حدود سه یا چهار ماه قبل ساواک در یک یورش به تروریستها خانه ای را

اشتباهی محاصره نمود. او نمی توانست دقیقاً زمان آن را مشخص کند. ولی ظاهراً قبل یا در طول

دستگیریهای نوامبر دسامبر 1976 بود. ساواک به طور نسبتاً بد و وحشیانه ای به طرف خانه آتش گشود

و همه ساکنان را کشت که از پس آن تروریستها از یک ساختمان در نزدیکی (احتمالاً خانه بغلی) ظاهر

شدند و در یک تیراندازی تمام عیار با نیروهای امنیتی که منجر به مرگ تمام تروریستها و دو یا سه مأمور

امنیتی شد، درگیر شدند. شانی گفت این واقعه تنها اشتباه بزرگ در شناسایی است که او از آن با اطلاع

می باشند و منجر به مرگ غیر ضروری "چندین" غیر نظامی شد.

2 فریبرز عطاپور، یک روزنامه نگار برجسته ایرانی، مرد بدذات مورد توجه هیئت نمایندگی اسرائیل

است. در حدود 18 ماه قبل شانی یکسری از نوشته های ضد اسرائیلی عطاپور را جمع آوری کرد و به

وزارت خارجه شکایت نمود. آنها قول دادند که جلوی عطاپور را بگیرند، و تا زمانی که شانی برای سه

ماهه گذشته تقاضایش را هر دو هفته یک بار تکرار نکرده بود این کار را انجام ندادند. در طی عمل شانی

فهمید که عطاپور مبلغ قابل ملاحظه ای پول از دولت سوریه دریافت کرده و در حقیقت به وسیله دوستانش

به عنوان یک مرد خیلی فرصت طلب نگریسته می شد. شانی گفت از میان تمام روزنامه نگارانی که او

ملاقات کرده است، فقط عطاپور به طور غیر معمولی خشن و گستاخ بوده است.

3 شانی گفت که او در طول دو سال و اندی که در ایران بوده است به مقدار زیادی مسافرت کرده ولی

همیشه در هتلها خود را به عنوان یک استرالیایی معرفی نموده که از آبروریزی برای دولت ایران اجتناب

ورزیده باشند. این به بحث روی روابط اساسی ایران و اسرائیل منجر شد. شانی گفت این روابط در بیشتر

سطوح خیلی آزاد و آشکار بوده است. در جواب به سئوال بدون مقدمه درباره روابطش با جامعه محلی

یهودیان، او گفت تلاشهای به خصوص انجام نپذیرفته. به هر حال، در بحثها درباره ایران آشکار بود که

تماسهایش در جامعه یهودی ایرانی عالی هستند. خود شانی 38 سال دارد و در حدود 12 تا 14 سال در

وزارت خارجه بوده است. او در اورشلیم خدمت کرده است و یک تور 4 ساله را در سیدنی گذرانده است.

فارسی او متوسط رو به خوب است و خودش را به عنوان مأمور سیاسی هیئت نمایندگی (اسرائیل) معرفی

می کند. او می گوید که اغلب تماسها با بخش هشتم سیاسی وزارت خارجه را او انجام می دهد.

رایا، زن او، یک مورخ هنری جذاب 30 ساله می باشد که برای گرفتن یک PHD در هنرهای اسلامی

در دانشگاه هیبرو کار می کند. آنها یکدیگر را در اورشلیم حدود 4 سال پیش کمی قبل از آمدن به ایران

ملاقات کردند. هردو آنها انگلیسی را عالی ولی با لهجه صحبت می کنند. آنها هیچ فرزندی ندارند.

تروریستها در ایران و (مطالب) متفرقه


صفحه 635

سند شماره (9)

سری غیرقابل رؤیت برای بیگانگان صورت مذاکرات

شرکت کنندگان : جان دی. استمپل، مأمور سیاسی، سفارت آمریکا، یوارم شانی، دبیر اول اسرائیل

(سفارت)

موضوع : تروریستها در ایران و (مطالب) متفرقه

زمان و مکان : 8 می 1977 28/2/56، رستوران گرانادا تهران

من شانی را در مورد سفر ونس، وزیر خارجه، توجه نمودم و اشاره کردم که سفر خیلی خوب انجام

شده. شانی گفت که او شنیده است که نگرانیهایی در مورد اظهارنظر ونس، که به این اشاره می کند که ایران و

ایالات متحده در مورد همه چیز موافقت نداشته اند، وجود داشته است. من پیشنهاد کردم که نسخه ای از

مصاحبه مطبوعاتی، برای نشان دادن اینکه این نگرانی لزومی ندارد، برای او فراهم نمایم.

فعالیت منتسب تروریستی در سازمان مهاجرت یهودیان

شانی گفت گزارشات روزنامه در مورد تلاش دو تروریست برای وارد شدن به سازمان یهودیان به

وسیله تیراندازی فقط نیمی از حقیقت بوده اند. دونفر در این کار شرکت داشته اند و هر دو کشته شدند.

اگرچه یکی از آنها یک دوره محکومیت به زندان را، به خاطر جرائم منتسب بر علیه کشور، طی نموده، و

لیکن آنها هیچ ارتباطی با جنبشهای شناخته شده تروریستی نداشته اند. شانی گفت حتی روشن نبود که

این زوج قصد حمله به سازمان یهودیان را داشتند. پلیس آنها را در خیابان متوقف نمود، آنها به طرف

پلیس آتش گشودند و در تیراندازی که به دنبال آن صورت گرفت یک تروریست به داخل سازمان یهودیان

پناهنده شد، که در آنجا کشته شد. ایرانیها معتقدند که آن دو نفر مسلمانهای متعصب دست راستی بوده اند

که ممکن است سازمان یهودیان را برای عملیات آینده درنظر داشته اند.

یک نبرد تروریستی دوم؟

شانی گفت که دوستان او گزارش کرده اند که یک درگیری مسلحانه در 16 می در جایی در تهران وقتی

که پلیس گروهی را در دو خانه تیمی محاصره کرده بود، صورت گرفت. نبرد دو ساعت به طول انجامید به

طوری که گزارش شده نیروهای امنیتی 7 نفر را از دست دادند و چندین نفر از تروریستها کشته شدند، اما

اشاره کرد که دوست او گفت که تمام کسانی که در تیراندازی درگیر بودند، سرانجام مورد اصابت تیر قرار

گرفتند.

تعبیر محلی جدید از قتل (کارکنان) راک ول

شانی گفت که یک دوست نزدیک او، که گفته است که با یک عضو ثانوی گروه تروریستی که سه کارمند

راک ول را در اوت 1976، مضروب ساخت، صحبت کرد. داستان زیر را که به وسیله گروه تروریستی شایع

گردیده برای او نقل نمود: گروه تروریستی حقیقتاً به دنبال فقط یک نفر از افراد بوده است یک سرگرد

CIAکه حدود 14 ساعت قبل از قتل، ظاهراً با یک طرح کامل برای کنترل سری خطوط تلفنی تهران به

ایران وارد شده بود، دو نفر دیگری که کشته شدند به خاطر این بوده که هفت تیر کشیده اند، ولی هدف اصلی


صفحه 636

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 637

عملیات سرگرد CIA بود. (نظریه: تمام کارمندانی که کشته شدند برای مدتی در ایران زندگی می کردند،

اگرچه یکی از آنها شب قبل تازه از مرخصی بازگشته بود، هیچ کدام اسلحه حمل نمی کردند. عیوب این

داستان اشاره بر یک تلاش تبلیغاتی آشکار دارد.)

انتخابات اسرائیل

انتخابات اسرائیل

در جواب پرسش من، شانی گفت وضعیت در اسرائیل کاملاً درهم ریخته است. پیروزی بگین همه را

در هیئت نمایندگی اسرائیل حیرت زده کرد و مردم تازه شروع به دسته بندی کردن مفاهیم اولین تغییر، در

دولت از زمان استقلال نموده اند.

ناصر عصار

ناصر عصار

شانی گفت: یک نفر نزدیک به عصار گفت که عصار از مرخص شدنش پس از مصاحبه مطبوعاتی

اخیرش، که به طوری که گزارش شده شاه را آزرده خاطر گردانید، خیلی خشمگین بود. طبق گفته دوست

وی، عصار، خلعتبری وزیر خارجه، و شاه مصاحبه مطبوعاتی را قبلاً مورد بحث قرار دادند و عصار

موافقت شاه را برای مطرح کردن تمام موضوعاتی که او بدانها اشاره کرد دریافت کرده بود. ظاهراً، عصار

برای تسکین آزردگیش به سمت سفیر ایران در پاریس منصوب خواهد شد.

سابقه اطلاعاتی در مورد هیئت بازرگانی اسرائیل تهران


صفحه 638

سند شماره (10)

یادداشت شماره 117 (سیا) SRF سری

21 جون 1977 مصادف با 30/4/56

موضوع : سابقه اطلاعاتی در مورد هیئت بازرگانی اسرائیل تهران

مطالب زیرین پیگیری های ستاد SRF (سیا) در مورد اعضای هیئت بازرگانی اسرائیل می باشد:

1 اوریل لوبرانی، در 7 اکتبر 1926، متولد شد و از ژوئن 1973 تاکنون سفیر غیر رسمی در ایران بوده

است. درجه لیسانس علوم انسانی (افتخاری) از دانشگاه لندن دریافت کرده است. در نیروهای دفاعی

اسرائیل و هاگانا (مقاومت) از 1944 تا 1948 خدمت کرده است. در 1950 به وزارت خارجه وارد شد و

اول بار در قسمت خاورمیانه، و سپس به عنوان دبیر خصوصی شارت، وزیر امورخارجه، از 1951 تا

1953 خدمت نمود. از 1952 تا 56 به مأموریت در لندن گمارده شد. از 1957 تا 61 دستیار مشاور، و

سپس مشاور بن گورین (نخست وزیر) در امور اعراب بود. (در طول این دوره، گرایش غیر دوستانه اش

(ناموافقش در جهت اعراب حداقل دوبار انتقاد مطبوعات اسرائیل را درپی داشت.) وقتی که بن گورین در

1963 استعفا نمود، به عنوان سفیر در برمه منصوب شد، ولی هرگز پستش را در دست نگرفت. به عنوان

دبیر سیا و رئیس دفتر خصوصی اشکول، نخست وزیر، باقی ماند. از 1965 تا 68 سفیر اسرائیل در اوگاندا،

رواندا، و بروندی بود که در طول آن زمان برنامه کمک اسرائیل را، که مشاورانی در ارتش نیروی هوایی و

پلیس اوگاندا قرار داد، اجرا نمود؛ این روابط او را به یکی از مطلع ترین اشخاص در اوگاندا تبدیل نمود و

سفارت ایالات متحده او را دوستی با ارزش و همیاری کننده یافت. از 1968 تا 71 سفیر اسرائیل در

اتیوپی بود. از 1971 تا 73 در هیئت مدیریت صنایع کور (KOOR) به عنوان رئیس پروژه ها و تشکیلات

اقتصادی مشترک در خارج بود، این هیئت سیاست اساسی صنایع کور، بزرگترین شرکت صنعتی اسرائیل

را تعیین می کند. با سارا نی لوی ازدواج کرد و دارای 4 فرزند است. گفته می شود که یک کارمند لایق

دولت، ولی یک شخص نسبتاً بی مزه (کودن و بی محتوا) می باشد.

2 آریه لوین، که قبلاً لوا لوین نامیده می شد، در حدود سال 1927 در ایران متولد شد، و گمان می رود

که مأمور اطلاعاتی باشد. ظاهراً افسر سابق نیروهای دفاعی اسرائیل (سرهنگ دوم) که به وزارت خارجه

عاریه داده شده است. از 1963 تا 65 دبیر اول در آدیس آبابا بود. از 1966 تا تاریخی نامشخص کاردار

در کیگالی و رواندا بود. از 1965 تاکنون افسر رابط ارشد خارجی بوده است (یک آریه لوین، احتمالاً

مشابه،

از 1968 تا 1969 رئیس سانسور ارتش، و رئیس اطلاعات نیروهای دفاعی اسرائیل بود.) از سال

1969 تا 1970 کنسول، در پاریس بود. به عنوان متخصص در مورد ایران، جایی که بزرگ شده است

توصیف شده. در مدارس میسیون پروتستان ایالات متحده تحصیل کرده است. به روسی (زمینه یهودی

روسی دارد)، فرانسه، انگلیسی، عبری، و عربی سلیس صحبت می کند. به طوری که گزارش شده در

ایالات متحده مسافرت و زندگی کرده است. (تاریخی در دست نیست). خیلی آشکار طرفدار ایالات

متحده است. زمانی که در رواندا بود، موضوع مورد علاقه روسها بود.

3 یورام شانی، در حدود سال 1939 متولد شده است، از 1973 دبیر اول (اسرائیل) در تهران بوده

است. از حدود 1965 در وزارت خارجه بوده است. در اورشلیم (که تاریخ آن نامعلوم است) و به عنوان


صفحه 639

معاون کنسول در سیدنی، و استرالیا برای چهار سال خدمت کرده است (در حدود سال 1969).

4 الیزر یوتوات (یا یوتواث) در کنسولگری اسرائیل در نیویورک به عنوان مسئول آرشیو و پیکهای

دیپلماتیک از 1960 تا 1961 خدمت نمود. بین 1968 تا 1972 دبیر دوم (سفارت اسرائیل) در رم بود. در

1970 یک کلنل یوتوات (Milatt) وابسته نظامی در توکیو، به طوری که گزارش شده به تایوان سفر نمود تا

خریدهای جنگ افزار اسرائیل را مورد گفتگو قرار دهد.

5 آبراهام لونز، اکارمی لونز (یا لونتز) در فوریه 1931 در تبریاس، اسرائیل، متولد شد و از 1975

تاکنون در تهران Milat (وابسته نظامی) بوده است. قبل از این مأموریت، رئیس اطلاعات نیروی دریایی،

نیروهای دفاع اسرائیل (از 1971 به بعد) بوده است. به عنوان یک افسر خیلی لایق و باهوش توصیف شده

است و ظاهراً هیچ آموزش اطلاعاتی رسمی نداشته است. در الکترونیک و فرماندهی دریایی با تجربه

است. به عنوان فرمانده قایق مأمور تعقیب زیردریایی (در 1964) و به عنوان قائم مقام فرمانده پایگاه

دریایی حیفا (در 1971) خدمت کرده است. آموزش افسری را در مدرسه نیروهای دریایی فرانسه، در

برست فرانسه، از 1950 تا 1953 دیده است و مدرسه هدایت و دریانوردی نیروی دریایی سلطنتی را

ساوث ویک، انگلیس، را در 1962 دیده است. به انگلیسی و فرانسه خوب، و احتمالاً کمی عربی، صحبت

می کند. همسرش آدا، در سال 1932 در حیفا متولد شد، و قبلاً (قبل از 1963) در نیروی دفاعی اسرائیل

نرس بوده است. برادر زنش (شوهر خواهرش) سروان امانوئل کلمپرر، قائم مقام کمیسیونر کشتیرانی در

سال 1969 بود. لونز و قائم مقامش، موشه موسی لوی، هردو شخصاً و به طور حرفه ای از نظر دفتر وابسته

دفاعی در تل آویو در سال 1975 به عنوان افسران اطلاعاتی برجسته شناخته شده بودند.

6 (سرهنگ دوم) موشه موسی لوی قبل از مأموریتش در تهران 1974 افسر رابط خارجی در ستاد

نیروهای دفاعی اسرائیل بود. در اوت 1966 یک سرگرد لوی (احتمالاً قابل تشخیص) به طوری که

گزارش شده، با استاد ایرانی در مدرسه اطلاعاتی تازه تأسیس همکاری می کرد؛ ظاهراً کمک نمود که

برنامه های آموزشی را مرتب کنند و مواد درسی را سازماندهی نمایند. این شخص، که در ایران به عنوان

کمکی کار می کرد، بعداً فرمانده "سازمان جمع آوری (اطلاعات) سری مستقیم" در مرز اسرائیل اردن

بود.

سرهنگ دوم لوی، یک کارشناس چند زبانه (به عربی، فرانسه، انگلیسی، عبری صحبت می کند و

فارسی را دارد یاد می گیرد) به طوری که گزارش شده در ابتدا وقتی که مقام جاریش را به دست گرفت، به

خاطر کمبود کار ناراضی بود. به هر حال، او خیلی زود برای خودش وظایفی به وجود آورد. منجمله

اطلاعاتی در مورد آرایش جنگی ایران و بهتر کردن افسران ایرانی، همسرش سکرتر سفیر و همچنین چند

زبانه است. هر دو به عنوان اشخاص با شخصیت (جذاب) و ماهر در به وجود آوردن ارتباط میان محفلهای

نظامی خارجی، منجمله پرسنل نظامی ایالات متحده توصیف شده اند.


صفحه 640

سند شماره (11)

سری تهران 19 فوریه 1978 20 بهمن 1357

آقای وزیر عزیز:

پیوست گزارش خلاصه ای از نتایج سفر اخیر وزیر خارجه دایان به واشنگتن است، که من از رسانیدن

آن به نظر شاهنشاه به توسط شما و در اولین فرصت قدردانی می کنم. من تهران را به قصد واشنگتن در صبح

روز 20 فوریه برای شرکت در جلسه کمیسیون مشترک ایران و ایالات متحده ترک خواهم نمود. اگر شما

یا اعلیحضرت سؤالی درباره پیوست داشته باشید، و یا هر نظریه ای که می خواهید به واشنگتن رسانیده

شود، معاون من، جک میکلوس، که در غیاب من متصدی خواهد بود، در جریان می باشد و البته در اختیار

شما خواهد بود. ما از اعلیحضرت برای ادامه تبادل نظر راجع به این موضوع قدردانی می کنیم و منتظر

شنیدن نتایج ملاقات اعلیحضرت با میهمان مهم این هفته می باشیم.

با احترامات فائقه و درودهای گرم شخصی

ارادتمند، ویلیام اچ. سولیوان سفیر کبیر

جناب امیر عباس هویدا وزیر دربار تهران

جناب امیر عباس هویدا وزیر دربار تهران

سرّی

سفر کوتاه دایان به واشنگتن هیچ تحولی مهمی را در پی نداشت، او معتقد است که به تلاشها برای

موافقت بر یک بیانیه اصول مشترک با سادات باید ادامه داد، ولی به بحث راجع به محتوای اعلامیه در

زمانی که در اینجا بود علاقه مند نبود. او از ما برای از سرگیری جلسات کمیته سیاسی، بر این اساس که

عدم تقارنهای نامطلوبی در جلسات مستمر کمیته امنیتی در قاهره هنگامی که کمیته سیاسی به حالت

تعلیق درآمده بود، وجود داشت؛ تقاضای کمک نمود. ما تقبل کردیم که این را با مصریها مطرح کنیم ولی

اشاره کردیم که فکر نمی کنیم او تا بیانیه اصول مشترک مورد موافقت قرار نگرفته، جوابگو باشد. دایان

همچنین، نگرانی اسرائیل را از فروش هواپیما به عربستان سعودی ابزار نمود (مقدار خیلی کمی راجع به

فروش پیشنهادی به مصر گفته شد).

اسرائیلیها نسبت به اشاره ما به تخلیه تمام جبهه ها تحت قطعنامه 242 سازمان ملل اظهار ناخشنودی

کردند. وزیر (خارجه آمریکا) به دایان برای قبول اسرائیلیها در این باب فشار آورد که قطعنامه 242

مستلزم تخلیه از تمام جبهه ها می باشد، و تصور می شود که موافقتهایی در مورد تعدیلات مرزی، ترتیبات

امنیتی و رابطه سیاسی در ساحل غربی با اردن می تواند بدست آید. دایان از پاسخ مستقیم اجتناب ورزید و

فقط این را گفت که اسرائیلیها برنامه خودشان «برنامه بگین» را برای ساحل غربی دارند. از تبادل نظرهای

اخیر ما با اسرائیلیها، آشکار است که بگین هنوز آماده قبول اصول تخلیه از ساحل غربی نیست، که از نظر

تعهدات ایدئولوژیکی که به مدت طولانی به آنها معتقد بوده قابل فهم است؛ ولی اگر قرار است که راه حل

موفقیت آمیز برای مشکل و جنبه های آتی استقرار صلح باشد، از اهمیت قاطعی برخوردار است.

ما معتقدیم که این مشکلترین تصمیم برای اسرائیلیها در هفته های آینده است. ما مطمئن هستیم که

اعلیحضرت اهمیت این نکته به خصوص را تشخیص می دهند.