خوبی نشان می دهد که آمریکا از هر واحد و ارگان مردمی و انقلابی بشدت وحشت دارد.
سیاست آمریکا در مقابل این واحد، نفوذ در آن، داشتن افرادی که بتوانند اطلاعات لازم را به سفارت
برسانند و کنترل این واحد است.
«سیاست ما در مقابل ایران طوری بوده است که ما در چشم ایرانیها و حتی آمریکائیها و دیگر ملیتها
ضعیف به نظر می رسد و این پاسداران دولت موقت بودند که در 24 ماه مه پرچم آمریکا را در سفارت پایین
کشیدند و به تظاهر کنندگان برای آتش زدن دادند، این بی حرمتی ها و نپذیرفتن کاردار اینها ضعف ما را
نشان می دهد نه صبوری ما را»
(از تحلیل نقش آمریکا در ایران از استمپل به وزارت امور خارجه آمریکا)
افشاگری شماره 5 ما که نشان دهنده یک برآورد دقیق از تشکیلات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در
شهرستانها و تهران است نشان دهنده حساسیت بیش از حد آمریکا از سپاه است چارت سازمانی تعداد
افراد نظامی، فرمانده ها و نوع روابط آن مورد نظر بوده است.
سیاست آمریکا در قبال کمیته های انقلاب اسلامی
سیاست آمریکا در قبال کمیته های انقلاب اسلامی
از آنجا که تحلیل کاملاً مشخصی راجع به کمیته ها در دسترس نیست، ولی از کل تحلیل ها و اسناد
چنین بر می آید که با توجه به شناختی که سفارت از ماهیت کمیته ها دارد سعی دارد به وسیله فشار روی
سیاسیون وابسته به سفارت به تعطیل کمیته ها کمک کند و کلاً هدف سفارت منحل شدن و نابود شدن
کمیته ها بوده است؛ زیرا در عملیات جاسوسی و بسیاری از زد و بندهایی که با سیاسیون و عوامل خود
انجام می داده اند، در عمل به وسیله افراد کمیته های مختلف در سراسر ایران خنثی می شده است، این امر در
اوایل انقلاب که عملیات کمیته ها تعیین کننده تر از این اواخر بوده بشدت مشهود است.
همچنین آمریکا سعی دارد، منابع جاسوسی خود را در کمیته ها مستقر کرده و از افراد ایرانی سرسپرده
امپریالیسم استفاده کرده و اطلاعات کسب کرده و یا در مواردی وارد عمل شود.
وجود جمشید ایرانپور در کمیته انقلاب اسلامی اصفهان دال بر این قضیه است، همچنین مهدی روغنی
که دارای نفوذی در کمیته ها بوده است.
«بنا به گفته یک منبع نزدیک به کمیته انقلاب، توضیح مختصری در مورد وحشیگری جاری مربوط
می شود به این حقیقت، که تقریبا همه روحانیونِ مسئولِ محاکمهِ افراد دولت سابق، افسران نظامی و پلیس
که دستگیر شده اند خودشان تحت بدرفتاری بوده اند، بنابراین طرز تلقی آنها عموما انتقام جویانه
می باشد.»
طبیعی است که بعضی از برداشتهای منابع و سفارت با اندک توجهی غیر واقع بودنش به خوبی
مشخص و هویدا می شود از جمله ادعای فوق به خوبی نشان دهنده دید غلط سفارت و منابع از عمل
انقلابی و اسلامی دادگاههای انقلاب است که مورد تأیید قاطعانه امام خمینی و ملت مسلمان بوده است.
اطرافیان خمینی
اطرافیان خمینی
«ساخت قدرت در ایران بعد از انقلاب، خمینی و دیگر آیت اللّه ها را در رأس می گذارد و به همراه
روحانیون شیعه که برای مجلسی انتخاب شده اند که اکنون در حال تدوین قانون اساسی است، سپس نوبت
ملاها می رسد که در داخل دولت موقّت، که دادگاههای انقلاب، کمیته ها و تشکیلات شبه نظامی رخنه
کرده اند، در درجه سوم سیاستمداران را جای می دهم، مثل بازرگان ... در درجه چهارم دزدان دریایی که
فرماندهی گروههای شبه نظامی (پاسداران) و کمیته های انقلاب را به عهده گرفته اند می باشد و در پایان
ملاهای ساده جای می گیرند که به توده های در دهات خدمت می کنند که پشتیبانی متعصبانه آنها بزرگترین
منبع قدرت خمینی و آیت اللّه ها می باشد.
(از نامه به تد کوران به وسیله جان گریوز و ساندرز مورخ 12 مهر 58)
نظرگاه آمریکا در مورد دولت موقت
نظرگاه آمریکا در مورد دولت موقت
بخش 2
نظرگاه آمریکا در مورد دولت موقت
بخش 2
نظرگاه آمریکا در مورد دولت موقت
1 در مورد اطلاعات در مورد عراق من راهنمایی وزارت را در این مورد خواستارم. از نقطه نظر منافع ما،
در اینجا جواب مثبت می تواند عواقب سودمندی داشته باشد. سهیم کردن دولت موقت در ارزیابی های
ما از دولت عراق می تواند معرف این باشد که آمریکا توجه زیادی به ثبات در منطقه خلیج فارس دارد.
فرض کنیم که آنچه را ما به دولت موقت می دهیم معرف این باشد که دولت عراق قصد جنگ ندارد. این
ممکن است از بعضی نظرات به ما کمک کند. در مورد روابط دوجانبه ما با دولت موقت، پذیرش این
موضوع می تواند در جلب اطمینان دولت موقت و تمایل ما برای همکاریهای سودمند متقابل مفید واقع
شود.
2 ما فکر می کنیم که در ملاقاتهای اولیه تا جائی که ممکن است باید به دولت موقت تأکید کنیم که خطرات
داخلی ایران کاملاً از پشتیبانی کشورهای خارجی برخوردار است و طوری وانمود کنیم که ما را از
آشوبهای داخلی دولتی و کشوری ایران مبرا سازد؛ البته این کارِ مشکلی خواهد بود؛ ولی باید با یک
تلاش مداوم پیگیری شود. احتمالاً شروع کار مشکل خواهد بود، ولی ما باید سعی کنیم در این آزمایش
بعضی از اطلاعات نیز، در عوض به آمریکا داده شود. مثال: روش دولت موقت نسبت به عراق، پشتیبانی
ایران از شورشیان افغانستان، روش روسیه در روابط مستقیم با دولت موقت، حزب توده...
3 کاردار امیدوار است که به وسیله انتظام کاری کند که روزنامه ها حملاتشان را نسبت به آمریکا کاهش
دهند.
4 در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند.
5 ما با دولتی که بی تجربه است و هدفهایش نامعلوم است سرکار داریم.(از تحلیل قوه ابتکار سیاسی
شماره 20313 تاریخ مهر 58).
6 عقاید وابستگی به آمریکا بین دولت موقت و خمینی متفاوت است. (از تحلیل نقش آمریکا در ایران
استمپل به وزارت خارجه)
7 هر دولتی که در ایران بر سر کار آید، چه طرفدار شوروی باشد و چه طرفدار سرمایه داری، مایل خواهد
بود که دسترسی به تکنولوژی آمریکا و مقداری کمکهای نظامی و مواد غذائی داشته باشد، که بدون
احترام به آمریکا این موارد جزئی در اختیار آنها قرار نخواهد گرفت. بنابراین باید دولت موقت، خمینی
را در جریان اینکه سیاست ایران برای ما غیرقابل قبول است قرار دهد. (از تحلیل نقش آمریکا در ایران
از استمپل به وزارت امور خارجه)
سیاست آمریکا در قبال دولت موقت
سیاست آمریکا در قبال دولت موقت
دولت آمریکا روابط تازه ای را بر اساس ضوابط دولت موقت برقرار کرده که مثل گذشته استوار و
محکم، نیست ولی دوستانه و همکاری طلبانه است؛ مادامی که دولت موقت به اهمیت روابط با آمریکا پی
برده است. (از تحلیل نقش آمریکا در ایران از استمپل به وزارت امور خارجه آمریکا)
با توجه به احتیاج ایران به قطعات یدکی و احتیاط سوءظن ایران در ایران در مورد سپرده های
فروشهای نظامی آمریکا ما باید مسئولانه عمل کرده و بازرگان را قدرت بدهیم و مطمئن باشیم که در آینده
در ارتش دوستانی خواهیم داشت که می توانند معضلات سیاسی مملکت را راهگشا باشند. (از ساندرز به
نیوسام شهریور 58 سرّی)
ما آماده ایم که قدمها را فراتر نهیم اگر ایران مایل باشد. ما آمادگی داریم که ایران هر چه بخواهد
همکاری کنیم؛ برای مثال تبادلات خبری، توسعه کشاورزی کنترل مواد مخدر، به وجود آوردن کار و
استخدام آنها، مدیریت منافع نفتی.
حتی ما به باقی ماندن سایت های خبری برای تحقیقات سالت (Salt) و سودی که این موضوع برای
صلح جهانی دارد علاقمند هستیم و در یک موقعیت مناسب، آماده هستیم که در این مورد با ایرانیها بحث
کرده و اجازه دهیم که ایرانیها سایت ها را اداره کنند. ما امیدواریم که ایران این حرکات را حرکات
خالصانه ای تلقی کند. (نامه ای از هنری پرشت به لینگن واشنگتن B.D.C 13 سپتامبر 79)
چگونه می توانیم مانع بحث و مشاجره بین ایران و کمپانیهای خصوصی شویم؟
ایران شروع به پرداخت بعضی از صورتحسابها کرده است و بعضی از قراردادها را دوباره به کار گرفته،
مثل قرارداد 50 میلیون دلاری گندم، پروژه پالایشگاه اصفهان و همچنین 20 میلیون دلار به Amc
پرداخت شده، برای شروع بهره برداری از ماشینهای جیپ همچنین Gte و با شرکت هلی کوپترسازی بل
(BHI) در حال گفت و گو است.
توصیه: به اتاق بازرگانی خصوصی ایران آمریکا توصیه شود که در جهت حل مسئله به ما کمک کند و
باید یک هیئت تبلیغی فعال برای این موضوع به تهران فرستاد.
به شرکتهای آمریکایی اطمینان می دهیم که کمک ما به آنها فقط در رابطه با ایرانیان است و موفقیت
خود ماست که شروع می شود. (از ساندرز به نیوسام شهریور 58)
آیا ما باید فعالیتهای سیستمهای خبری خود را توسعه دهیم؟ ما اطلاعات کمی درباره گروهها داریم و
گروههای کمی به نظر می رسند که دارای یک پیوستگی و قدرت باشند. ما احتیاج داریم که در این باره
بیشتر بدانیم. یک افسر مفسر سیاسی سیا (CIA) خبرهای مختصرِ خوبی به بازرگان یزدی امیر انتظام
در روز 21 اوت داد. ایرانیها بیشتر علاقه مندند که در مورد اوضاع عراق فلسطین افغانستان و خطری
که شوروی برای دولت موقت دارد مطالبی بدانند. آنها تقاضا کردند که این گزارش مختصر تا دو ماه دیگر
تکرار شود و دوباره داده شود. ما باید به ادامه تبادلات اطلاعاتی خود با ایرانیان ادامه دهیم. زمانی که این
تبادلات عملی شد جستجو را برای به کار گرفتن افسران نظامی ایران برای داخل شدن در یک امتحان از
تهدید نظامی آغاز کنید. (سند فوق)
در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند، پس باید از در
مسالمت آمیز با ایران درآمد و به گسترش کارهای عملی کمک نمود. (از تحلیل قوه ابتکار سیاسی شماره
20313 مهر 58)
جلب اعتماد رژیم در جهت کاهش عکس العملها که در آینده به نوبه خود در ثبات مؤثر خواهد بود.
در ماههای اخیر آمریکا قدمهای محدودی برای یک روابط جدید برداشته است:
واگذاری قطعات یدکی لوله های نفتی، شروع مجدد خرید قطعات یدکی از طریق ایرانیان، فروش نفت
چراغ و نفت گرم کننده، هماهنگ کردن کوشش اداره ایالتی برای حل مشکلات تجاری.
کوشش صبورانه ای برای بستن برنامه خریدهای ارتشی ایران در وضعی که نشانگر حمایت ایران و
نقطه نظر آمریکا باشد، می شود. ما باید به موقعیتهایی که باعث تحکیم روابط و اعتبارات ما با دولت موقت
می شود جواب مثبت بدهیم ولی نباید زیاد خود را جلو بیندازیم.(سند فوق)
طرح کلی سیاست آمریکا در قبال دولت موقت و انقلاب، طی دو برنامه کوتاه مدت و بلند مدت
برنامه ریزی شده است.
سیاست کوتاه مدت
سیاست کوتاه مدت:
در مدت زمان کوتاه (تا قبل از تشکیلات یک دولت جدید) ما می خواهیم تمام مسایل گذشته حل شود
و از بیان هر گونه بحث و مجادله دوری شود. در طول این ماهها ما اساس معامله با دولت جدیدی که
امیدواریم دارای قدرت مؤثر بیشتری باشد طرح ریزی کنیم.
برنامه بلندمدت
برنامه بلندمدت:
ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف مذهب تسلط بیشتری
در اداره مملکت داشته باشند. در ضمن تا قبل از استقرار دولت جدید، ما می توانیم طریق نفوذ در ایران را
امتحان کنیم. بایستی یک موقعیت توأم با اطمینان و احترام در ایران رواج دهیم، ما معتقدیم که بایستی
حالا شروع به رفع مسایل دو طرف بکنیم و پیشنهادهای زیر را ارائه می دهیم:
1 فرستادن سفیری به ایران بازرگان و همکارانش امیدوارند ما بدون معطلی یک فرد غمخوار و دلسوز به
انقلاب ایران را انتخاب کنیم.
2 تماس با امام.
3 روابط نظامی را توسعه دهیم.
4 جلوگیری از بحث و مجادله بین دولت ایران و کمپانی های آمریکایی
5 چگونه می توانیم دستگاههای خبری پایگاههایمان را به کار اندازیم؟
6 چگونه می توانیم از ادامه تهیه نفت در ایران مطمئن شویم؟
7 توسعه کارهای کنسولگری و ویرانی.
8 توسعه فعالیتهای خبری و اطلاعاتی.
9 چگونگی فعالیتهای حقوق بشر
10 تصحیح نظر و اعمال ایرانیان راجع به آمریکا
هر دولتی که در ایران بر سر کار بیاید، چه طرفدار شوروی و چه طرفدار سرمایه داری، مایل خواهد
بود که دسترسی به تکنولوژی آمریکا و مقداری کمکهای نظامی و مواد غذایی داشته باشد. بدون احترام به
آمریکا این موارد جزئی در اختیار آنها قرار نخواهد گرفت، بنابراین باید دولت موقت و خمینی را در این
جریان که این سیاست ایران برای ما غیرقابل قبول است قرار دهیم. (از ساندرز به نیوسام شهریور 58)
دولت قبول نموده که روابط دو جانبه براساس احترام متقابل با ما داشته باشد، ولی هنوز در سطح عموم
مطرح نگردیده.
از نامه لینگن به وزارت امور خارجه 29 مرداد 58
خطوط اصلی سیاست آمریکا در مورد دولت موقت
خطوط اصلی سیاست آمریکا در مورد دولت موقت
1 با توجه به عدم توانایی در سرنگون کردن دولت و حکومت راه مسالمت را برگزیده اند.
2 رفع سوءظن ها نسبت به آمریکا و ایجاد تفاهم و حسن نیت کمک و مساعدت و غمخواری برای ایران.
3 دولت موقت به اهمیت روابط با آمریکا واقف است و این زیر بنای سیاست آمریکا و زمینه سیاست
اوست.
4 تکیه آمریکا بر روی میانه روی دولت موقت و انتخاب دولت موقت به جای جریان خمینی که سرسخت
و ضد آمریکایی است؛ برای اجرای سیاستهای خود.
5 همکاری در جهت تحکیم دولت موقت به عنوان یک نهاد در مقابل دیگر جریانات ضد آمریکا.
6 همکاری اقتصادی اطلاعاتی نظامی سیاسی برای قدم جلو گذاشتن و نفوذ در اقتصاد و سیاست
ایران و خوشبین کردن دولت موقت به کمک آمریکا، نسبت به انقلاب اسلامی و رفع سوءظن ها و وابسته
کردن دوباره دولت موقت به کمکهای حساس آمریکا نظیر دادن اطلاعات مهم سیاسی.
7 آمریکا می خواهد تا قبل از تعیین رئیس جمهور و حکومت رسمی کشور با استفاده از دولت موقت در
ارگانها نفوذ کرده و عملیات سیاسی و نفوذ خود را امتحان کند.
8 در حقیقت سیاست آمریکا در مورد دولت موقت برنامه ریزی حرکات آینده آمریکا است. نفوذ و
استفاده از عناصر خود در ارتش رفع اختلاف با کمپانیهای غارتگر بین المللی با امید منافع سرشار در
آینده. ریسک در مورد دادن قطعات یدکی و معاملات کم سود و دادن اطلاعات جاسوسی مهم به دولت
موقت، برای جا باز نمودن و وابسته کردن ماشین نظامی اطلاعاتی و اقتصادی به آمریکا در آینده ای
نزدیک.
9 استفاده از شیوه های فرهنگی بوسیله ICA در جهت افکار عمومی و با استفاده از کارهای فرهنگی،
علمی و ... و حقوق بشر آمریکایی برای رفع جو ضد آمریکا در انقلاب و مردم و رهبران مذهبی انقلاب.
10 برنامه ریزیهای مختلف، برای شکست انقلاب در آینده به وسیله انواع و اقسام شیوه ها که در اصل در
صورت نرم نشدن انقلاب به سوی آمریکا بتواند از آن استفاده کند. در حقیقت این سیاست اصلی آمریکا
است، منتهی به خاطر مساعد بودن شرایط که عمدتا به آمریکا تحمیل شده است. و موقتا راه مسالمت را
برگزیده است.
سیاست آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران
سیاست آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران
بخش 3
منافع آمریکا در ایران
1 با توجه به تحلیل از انقلاب اسلامی ایران و تشریح نیروها و جریانات موجود در ایرانِ بعد از انقلاب،
سیاست آمریکا در قبال منافعش در ایران مشخص می گردد.
منافع آمریکا در ایران
«اهداف ما در ایران دسترسی به نفت، رد نفوذ شوروی، ارتقاء دوستی و غیر متعهد بودن و بالاخره
برپایی یک دولت میانه رو.
سیاست آمریکا در قبال ایران
سیاست آمریکا در قبال ایران
1 ما احتیاجی نداریم که روی مسئله اهمیت ایران برای غرب ایستادگی کنیم، کافی است بگوییم استقلال و
ثبات ایران از هر چیز دیگری، حالا برای ما از زمان شاه بیشتر ارزش دارد.
2 ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف روحانیت، تسلط
بیشتری در اداره مملکت، داشته باشند و در ضمن تا قبل از استقرار دولت جدید ما می توانیم طریق نفوذ
در ایران را امتحان کنیم. بایستی موقعیت توأم با اطمینان و احترام در ایران رواج دهیم. ما معتقدیم که
بایستی حالا شروع به رفع مسایل دو طرف بکنیم و پیشنهادهای زیر را ارائه دهیم. (از ساندرز به نیوسام
شهریور 58)
3 مادامی که جهت سیاسی دقیق ایران اتخاذ نشده و مادامی که قدرت روحانیت توسط دیگر گروهها کم
نشده، ما باید طوری رفتار کنیم که با جناح روی کار آمده، بتوانیم سازش کنیم و این در حالی است که
یک پیوند محکم بتوانیم با دیگر گروههای مخالف سیاسی برقرار کنیم.
4 در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند. پس باید از در
مسالمت آمیز با ایران در آمد و به گسترش کارهای عملی کمک نمود. جلب عناصری در ارتش و
گروههای میانه رو مذهبی که در آینده نقش حساسی خواهند داشت و جلب اعتماد رژیم در جهت
کاهش عکس العملهایی که در آینده به نوبه خود در ثبات مؤثر خواهد بود.
5 در مدت زمان کوتاه می خواهیم همه مسایل گذشته حل شود و از هر گونه مجادله دوری شود. در این
مدت ما یک معامله را با دولت موقت جدیدی که امیدواریم دارای قدرت مؤثر بیشتری شود خواهیم
ریخت. ما می خواهیم در عرض این مدت سوءظن رهبران را برطرف و تا جایی که ممکن است با آنها
طرح دوستی بریزیم.
با توجه به مشکلاتی که آمریکا در ایران دارد و شناخت موضع امام خمینی و مردم در مقابل آمریکا و
استحکام انقلاب، به این نتیجه می رسد که این حکومت را نمی تواند از طریق معمول و آنچه که در
کشورهای دیگر از طریق اشغال و کودتا عمل می نموده اند سرنگون کند. لذا دست به طرح یک سیاست
بلند مدت می زند تا بعد از چند سال بتواند دوباره سلطه سیاسی اقتصادی خود را بر ایران حاکم کند.
6 مسایل مورد علاقه ما در ایران عبارت است از حفظ تمامیت ارضی ایران و استقلالش؛ دوم، حفظ و اداره
کار صنعت نفت ایران؛ سوم، سیاست خارجی ایران که مانع از نزدیک شدن زیاد ایران به عناصر رادیکال
غیر متعهدها می شود. (از نامه لینگن به وزارت امور خارجه 29 مرداد 58)
آمریکا درصدد است که اهداف خود را در ایران بشمارد و تکیه بر منافعی می کند که طی 25 سال از این
خوان گسترده برداشت نموده و لزوم و حیاتی بودن این منافع را تجربه کرده است؛ این است که فقط منافع
خود را آن هم به طور اختصار بر می شمارد:
دسترسی به نفت برای ماشین اقتصادی امپریالیسم بسیار حیاتی و مهم است. و می تواند با قطع خود
شریانهای اقتصادی صنعتی اروپا آمریکا ژاپن و دیگر اقمار امپریالیست ها را بخشکاند.
«نفوذ شوروی که می تواند موقعیت ایران را از نظر سیاسی و موقعیت استراتژیک و سوق الجیشی مورد
اهمیت قرار دهد. و رقابت آمریکا و شوروی را در مورد ایران از نظر منافع اقتصادی و سیاسی و رسیدن به
آبهای گرم خلیج فارس نشان دهد.
ایجاد یک دولت با ایران که به ظاهر غیر متعهدانه نسبت به آمریکا باشد. به طوری که ایرانیها فکر نکنند
که آمریکا دوباره قصد تسلط و تعهد امپریالیستی نسبت به ایران دارد. در حقیقت می خواهد با یک فریب
سیاسی و بلند مدت با ایران از در دوستی درآمده تا ارگانها و نهادهای خود را دوباره محکم کرده و شروع
به نفوذ و حمله نماید. و بالاخره برپایی یک دولت میانه رو.
در حقیقت آمریکا به خوبی دریافته است که جریانِ امام تسلیم ناپذیر و ضد آمریکا و ضد استبداد است
و هرگز سازش نخواهد کرد و جریان کلی انقلاب را به حالت افراطی خواهد کشاند و تنها میانه روی و
محافظه کاری است که می تواند این حالت انقلابی را که در آن جایی برای آمریکا و نفوذ جهنمی آن وجود
ندارد متلاشی کند و به نفع آمریکا به عقب براند.
طبیعی است که آمریکا این نیت خود را در جای به خصوصی جستجو می کند که عمدتا پایگاه آن تفکر
و خواست آمریکا خواهد بود. محافظه کاران، میانه روها، و ... پایگاه این خواست آمریکا در ایران است.
حال سیاست آمریکا با توجه به اهداف و شناخت او از انقلاب اسلامی چنین ترسیم می شود.
1 باید از در مسالمت آمیز با ایران درآمد و در بعضی کارها کمکش نمود و جلب اعتماد رژیم ایران.
2 در مدت زمان کوتاه تمام سوءتفاهمات و همه اعمالی که طی سالها در ایران انجام شده باید برطرف شود
و رفع سوءظن نسبت به آمریکا.
3 باید قدرت دولت موقت را تقویت نمود. زیرا ثبات ایران به نفع ماست (کلاً در این وضع).
4 کلاً جریان انقلاب را به میانه روی کشاند و ناسیونالیست ها از مذهبیون قدرتشان بیشتر شود.
5 در یک مدت کوتاه معامله ای با دولت موقت بنماییم.
6 ما باید طرح نفوذ در ایران را تا قبل از استقرار حکومت رسمی در ایران امتحان کنیم.
7 ما آماده ایم که مدتها را فراتر نهیم. اگر ایران مایل باشد ما آمادگی داریم که ایران هر چه بخواهد همکاری
کنیم، برای مثال مبادلات خبری توسعه کشاورزی کنترل مواد مخدر به وجود آوردن کار و استخدام،
مدیریت منابع نفتی؛ حتی ما موافقیم که سایت های خبری برای تحقیقات سالت (Salt) و سودی که این
موضوع برای صلح جهانی دارد علاقه مند هستیم در یک موقعیت مناسب، آماده هستیم که در این مورد
با ایرانیها بحث کرده و اجازه دهیم که ایرانیها سایت ها را اداره کنند. ما امیدواریم که ایران این حرکات را
خالصانه تلقی کند.
8 همچنین تا زمانی که اهداف سیاسی رژیم ایران روشن نیست و روحانیت به وسیله دیگر گروهها کنار
زده نشده است، ما باید دوستی و ارتباط خود را با دیگر گروههای مخالف سیاسی نگه داریم تا در
صورت به قدرت رسیدن آنها بتوانیم به راحتی با آنها سازش کنیم.
حال آمریکا با این تحلیل از قضایای ایران و با توجه به خط مشی اساسی خود وارد انقلاب ایران
می شود و در قبال هر یک از نیروهای انقلاب و جریانات اجتماعی سیاسی یک نوع سیاست اتخاذ می کند
و در نهایت به وسیله فعالیت فرهنگی گسترده خود می خواهد در توده های مردم نفوذ کرده و سلطه
فرهنگی خود و در نهایت منافع خود را در ایران دوباره زنده کند. در این قسمت فعالیتهای آمریکا در بخش
فرهنگی مهمترین فعالیت آمریکا در ایران است.
با اندکی توجه دقیق به مطالب ارائه شده از اسناد و تحلیلهای آمریکاییان در می یابیم که این سیاست
مسالمت آمیز دقیقا به خاطر عدم توانایی آمریکا و دوستانش در سرنگون کردن رژیم ایران است والا این
هدف در صدر اهداف آمریکا در ایران بعد از انقلاب می باشد.
در حقیقت سیاست اصلی آمریکا که سرنگونی رژیم ایران است و شکست انقلاب اسلامی است که از
نقاط زیر به خوبی استنباط می گردد.
1 ما باید به ادامه تبادلات اطلاعاتی خود با ایرانیان ادامه دهیم؛ زمانی که این تبادلات عملی شد جستجو
را برای به کار گرفتن افسران نظامی ایران برای داخل شدن در یک امتحان از تهدید نظامی آغاز کند.
2 با توجه به احتیاج ایران به قطعات یدکی و احتیاط سوءظن دار ایران در مورد سپرده های فروشهای
نظامی در آمریکا ما باید مسئولانه عمل کرده و بازرگان را قدرت بدهیم و مطمئن باشیم که در آینده در
ارتش دوستانی خواهیم داشت که می توانند معضلات سیاسی مملکت را راهگشا باشند.
3 ... اجازه دهید که به یک موضوع در این خصوص اشاره کنم. از نظر ما، چنانچه محدوده ای وسیع تر از
آنچه لازم است پی به اعمال ما در مناطق دارای اقلیتها ببرند خواستهای ما به مخاطره خواهد افتاد...
از نامه لینگن به زبیگنبو برژینسکی مورخ اکتبر 28/1979 مطابق 6 آبان 58
4 ... در این رابطه باید متذکر شد که به تازگی برنامه های خارجی رادیو، شنوندگان بسیار زیادی پیدا کرده
است. کسانی که با خمینی می جنگند و طرفداران آنها می خواهند خبرها را از صدای آمریکا (VOA)
کسب کنند. شما می توانید از نفوذ خود در رادیو صدای آمریکا استفاده کرده و از راه تأکید بیشتر بر روی
مشکلات مهم آنها و بازگو کردن علل آن عکس العمل سریعتری بر روی اعمال مقاوم و متقابل نشان
دهید. من می دانم این صدا کاری ناچیز است، ولی اثر روانشناسی فوق العاده ای دارد و بسیاری از افراد
مقاوم به میزان همدردی و همفکری ما از طریق این صدا پی می برند. (از نامه لینگن به برژینسکی) (نامه
فوق)
5 در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند پس باید از در