رویتر گزارش می کند که ویتنام به ازاء وام 70 میلیون دلاری عراق 75 خلبان به عراق خواهد فرستاد.
سفارت آمریکا از صنعا یمن گزارش می کند که تغییرات اخیر در ارتش نشان دهنده این است که پرزیدنت
صالح ممکن است در حال تشکیل دادن یک ارتش جدید برای نگهداشتن خودش در قدرت باشد.
نشانه هایی هست که از مبالغ مهم تجهیزات آمریکایی که در شش ماهه گذشته به یمن منتقل شده در تسلیح
این ارتش استفاده شده است. رویتر به نقل از رئیس سرویس مخفی آلمان گزارش می کند که او اظهار داشته
دولت آلمان نمی تواند از همکاری بیشتر با اطلاعات اسرائیل (سازمان) جلوگیری کند. رویتر همچنین
گزارش می کند که سفرای سوریه، عراق و کویت از وزارت خارجه آلمان تقاضا کردند که راجع به بازجویی
چریکهای زندانی فلسطینی به وسیله مأموران مخفی اسرائیلی گفتگو کنند.
DIA اطلاعات دفاعی اسرائیل تانک جدید
سند شماره (16)
تاریخ سند: 1 نوامبر 1979 10 آبان 1358
طبقه بندی: محرمانه شماره سند: 1437
موضوع: DIA اطلاعات دفاعی اسرائیل تانک جدید
1 در 29 اکتبر نیروی دفاعی اسرائیل (IDF) به طور رسمی تانک مرکاوا را قبول کرد. این پس از
حداقل 6 سال کار برای تهیه یک تانک اصلی جنگی مناسب برای تاکتیکها و دکترینهای اسرائیلی به دست
آمده. اولین گروه 12تایی از تانکهای مرکاوا در بلندیهای جولان برای تیپ هفتم نظامی قسمت سی و ششم
فرستاده شده.
2 در جشنی برای این موضوع سرلشکر، اسرائیل تال طراح و مدیر برنامه تانکهای اسرائیلی به
افسران گفت که مرکاوا تانک خیلی خوبی است.
3 نکات قدرت این تانک عبارتند از: (1) یک توپ اصلی (2) حفاظ خوب برای سرنشینان (3)
مهمات مخصوص (4) خروج و ورود راحت از در عقب (5) پرسنل پیاده نظام را می تواند حمل کند (6)
راندن راحت (7) موتور جلو بودن.
این تانک از نقطه نظرات زیر محدود شده: قدرت موتورش از تانکهای استاندارد کمتر است و (طرح)
نیمرخ نسبتاً بلندی دارد.
تانکهای جدید به اندازه 10تا در ماه تولید می شود و تا 4 الی 5 سال آینده تل آویو دارای 435 مرکاوا
خواهد بود. این مدل جدید قدرت نیروی دفاعی اسرائیل را تا سال 1980 زیاد خواهد کرد.
تانک اسرائیلی 1980 به بعد
تانک اسرائیلی 1980 به بعد
نفرات سرنشین: 4
وزن: 56 MT (بدون بار)
سرعت: 50 کیلومتر در ساعت
محدوده عملیات: 500 کیلومتر تقریباً
موتور: دیزل 900 قوه اسب
کنترل آتش: محدوده یاب لیزر و کامپیوتر بالستیکی
مهمات: توپ 105 میلیمتری
2 عدد مسلسل 62/7 میلیمتری
حفاظ: حفاظ فضادار، هم HOLL هم TURRET
سازنده: HOBRLE، MAJOR آمریکا J31-5
اسرائیل گزارش بیوگرافیک اسحاق رابین نخست وزیر
سند شماره (17)
محرمانه
تاریخ: ژوئن 1974 خرداد 1353
اسرائیل گزارش بیوگرافیک اسحاق رابین نخست وزیر
در 22 آوریل 1974 حزب کارگر اسرائیل اسحاق رابین را نامزد نمود تا به عنوان نخست وزیر بر
گلدامایر پیشی بگیرد. او مسئول تشکیل دولت شد تا جایگزین دولتی شود که ماه قبل وی به عنوان وزیر
کار به آن پیوسته بود. رابین، ناتوان در رسیدن به موافقت با حزب ملی مذهبی، یک شریک ائتلافی سابق،
کابینه ای متشکل از اعضای صف کارگر (ILP و MAPAM حزب کارگران متحد)، حزب مستقل لیبرال و
جنبش حقوق شهروندان (CRM) تشکیل داد. ائتلاف جدید 61 رأی از 120 رأی کنیسه (پارلمان) را به
دولت که آن را در سوم ژوئن تأیید کرد می دهد. مطمئناً رابین بیشتر از خیلی از اعضای ILPخودش با
قراردادن CRMدست چپی در ائتلاف مخالف است و این کار تعدادی از همکاران منجمله نخست وزیر
قبلی گلدامایر را رنجانیده است.
به خاطر اینکه او رئیس ستاد ارتش در جنگ 1967 اعراب و اسرائیل بود، رابین یک شخصیت
محبوب عامه است، ولی قدرت سیاسی او از روابطش با اعضای اصلی نخبگان حاکم ناشی می شود تا از
هر نوع پایگاه قدرت سازمانی، تأیید پینچاز ساپیر وزیر پرقدرت سابق مالیه در انتخاب شدن او اساسی
بود. پس از بازگشت از یک مأموریت 5 ساله به عنوان سفیر اسرائیل در ایالات متحده در اوائل 1973،
رابین روی مبارزه انتخاباتی صف کارگر در 1973 کار کرد. او در ابتدا به نمایندگی در کنیسه در 31
دسامبر 1973 به عنوان عضوی از MAPAI (حزب کارگران اسرائیل)، بزرگترین شاخه ILP انتخاب شد.
به خاطر اینکه او در دولت قبل از اکتبر شرکت نداشت، رابین نمی توانست به خاطر شکستهای دولت در
انجام جنگ اکتبر 1973 در هیچ مسئولیتی شریک شود.
کمیته مرکزی ILP در انتخاب رابین به عنوان رهبرش خواست که تحت تاثیر این اتهامات که رابین در
شب جنگ 1967 در یک حالت اضطراب حاد غش کرد، نباشد. این ادعاها که در یک یادداشت رسمی
بود به وسیله معاون سابق رئیس ستاد او، سرلشکر عزر وایزمن درست قبل از رأی کمیته مرکزی فاش شد
و یک عکس العمل منفی قوی در مدافعین رابین منجمله رهبران بلوک محافظه کار مخالف لیکود (اتحاد) به
وجود آورد. برای چندین سال این سبب از پا درآمدن رابین (غش کردن) در آگاهی عمومی بوده است.
رابین به سادگی قبول می کند که او از وایزمن درخواست کرد که برای 24 ساعت مسئولیت را به عهده
بگیرد، ولی اظهار می دارد که فقط به این خاطر بود که او خسته بود و احتیاج به استراحت داشت.
رابین همچنین متهم شده بود که مبالغی برای حضور پیدا کردن (در مراسم) زمانی که او در ایالات
متحده سفیر کبیر بوده، قبول کرده است. رابین اظهار داشته که این کار کلاً قانونی بوده و او به این خاطر
سخنرانی می کرد که سیاست اسرائیل را تشریح کند و یا به منظور جمع آوری اعانه و بدون دریافت مبلغی
این کار را انجام می داده است.
پسران نسل....
پسران نسل....
رابین نمایانگر یک انقطاع مشخص با نسل گذشته رهبران اسرائیلی می باشد و تغییرات زیادی را که
جامعه مصرانه خواستار آن بوده عینیت می بخشد. او اولین نخست وزیر سابرا (متولد اسرائیل) می باشد و
در 52 سالگی جوانترین است. خود جریان انتخابات مثل جزء جزء شدن سیاست در ILPطوفانی شد
(برای اولین بار ماشین حزب نتیجه را از پیش تعیین نکرد). رابین و مخالفش از RSFI و بعد وزیر اطلاعات
شیمون پرز بر یک اساس شخصی و بدون رجوع به وابستگی فرقه ای شان به ILP، فعالیت نمودند، و
رأی گیری به صورت مخفی بود. رابین در قبول نامزدی گفت، "پسران نسل سر راهی رشد کرده اند و با آنها،
مهاجرینی که از زمان استقلال ملی آمدند .... نسلی که به دنبال استمرار است ولی یگانگی خود را دارا
می باشد."ژنرال مرتب و منظم سابق همچنین قبول کرد که او شخصاً دو سخنرانی آماده کرده بود.
شاهین نظامی فاخته سیاسی
شاهین نظامی فاخته سیاسی
امنیت اسرائیل برای رابین از سند واقعی صلح مهمتر است چون که او به امنیت به عنوان کلیدی برای به
دست آوردن تشخیص رسمیت بدون شرط از جانب اعراب، نظر دارد. به نظر او اسرائیل برای به رسمیت
شناخته شدن به عنوان یک کشور مستقل جنگ می کرده است نه برای قلمرو. نخست وزیر جدید به عنوان
یک شاهین نظامی و یک فاخته سیاسی توصیف شده است (متعهد جستجو برای یک صلح گفتگو شده و
لیکن آماده برای استفاده از زور برای محافظت از امنیت اسرائیل می باشد.) او معتقد است که مذاکرات با
کشورهای عربی زمان می برد و فکر می کند که اسرائیل باید در یک حالت همیشه آماده برای هر نوع
اضطرار نظامی باقی بماند. او واقع بین و کمتر از رهبران قبلی اسرائیل اصولی می باشد. رابین احساس
می کند که دولت باید برای صلح مجالی بدهد و قابلیت انعطاف نشان دهد. رابین توجه کمی به سودمندی
سازمانهای بین المللی در مذاکرات صلح دارد. در ژوئیه 1971 او سازمان ملل را محل عوام فریبی خواند و
آن را متهم نمود که برای 15 سال یک نقش منفی درباره اسرائیل بازی کرده است. پیش از جنگ اکتبر
1973 اعراب و اسرائیل رابین معتقد بود که اسرائیل می تواند بیشتر قلمروهای اشغالی را بازپس دهد و
فقط شرم الشیخ و قسمتهای استراتژیک بلندیهای جولان و ساحل غربی را حفظ کند. از زمان جنگ او به
طور رسمی از جداسازی بلندیهای جولان و سینا به سه منطقه (یکی تحت حاکمیت اسرائیل، یکی با
حضور نظامیان اسرائیل و یکی به صورت غیرنظامی در آمده ولی تحت کنترل اعراب) طرفداری می کرد.
رابین از بازگشت مناطق عرب نشین ساحل غربی به اردن و تجدید اسکان و تجدید استقرار پناهندگان
طرفداری می کند و معتقد است که این اعمال سرانجام به فلسطینی کردن اردن منجر می شود. در عین حال
او معتقد است که استقرار غیرنظامیان در ساحل غربی یک جزء جداناشدنی اسرائیل می باشد.
در خلال یک مصاحبه در مارس 1974 با یک خبرنگار انگلیسی، رابین گفت اسرائیل نمی تواند یک
کشور جداگانه فلسطینی را بپذیرد. بعداً در بین یک مکالمه محرمانه با همان خبرنگار، رابین گفت او
احساس می کند که تاریخ در جهت یک کشور جداگانه حرکت می کند و اسرائیل ممکن است، مجبور باشد
که با آن حرکت کند. رابین متمایل است که به یک توافق با مصر قبل از شروع هر نوع مذاکره ای با اردن
برسد.
ژنرال به عنوان سفیر کبیر
ژنرال به عنوان سفیر کبیر
تنها مأموریت دیپلماتیک رابین یعنی سفیر کبیر در ایالات متحده با یک بهبود بی سابقه در روابط
ایالات متحده اسرائیل و بدتر شدن روابط شخصی او با وزیر خارجه آباابان و سلسله مراتب وزارتخانه
مشخص شد. رابین با روش ساده و بی پرده خود به دنبال هدفهای اولیه اش در ایالات متحده یعنی
تسلیحات و حمایت اقتصادی برای اسرائیل و اطمینان از اینکه ایالات متحده یک بازدارنده اتحاد
شوروی در مدیترانه باقی بماند، بود. رابین احساس می کرد که یک سفیر کبیر باید کمک کند که به سیاست
شکل بدهد نه اینکه فقط دستورات را اجرا نماید. او از نیرنگهای تشریفاتی وزارتخانه انتقاد می کرد. او
اغلب از ابان می گذشت که مستقیماً در مورد موضوعات مهم با نخست وزیر روبرو شود و نخست وزیر به او
به خاطر داشتن درک عمیق سیاستهای آمریکا و فهم خوب روابط اسرائیل ایالات متحده اعتبار می داد.
در ژوئن 1972 رابین با عباراتی به کاندیداهای ریاست جمهوری ایالات متحده رجوع کرد که هیچ
شکی باقی نمی گذاشت که او فکر می کرد، ریچارد نیکسون تا جایی که مربوط به اسرائیل می شود بهترین
رئیس جمهور خواهد بود. ابان حس می کرد که اسرائیل باید خارج از سیاستهای ایالات متحده باقی
بماند. رابین همچنین بعضی اعضای مؤسسه یهودیان آمریکایی را به واسطه امتناع از استفاده از آنها به
عنوان واسطه در رودررویی با دولت آمریکا از خود رنجاند. یک مقام ایالات متحده گفت که رابین
می تواند گاهی اوقات یک S.O.B به نظر آید ولی او یک S.O.B مؤثر می باشد. یک مقام عالی رتبه ایالات
متحده به رابین با نیرومند بودن در مبادلات دو طرفه دیپلماتیک و استاد حقایق بودن اعتبار می دهد، با
استعداد در تحلیل، ماهر در ارائه نظرات و متقاعد کننده در بحث.
قهرمان مهاجرت دسته جمعی
قهرمان مهاجرت دسته جمعی
اسحاق رابین در اول مارس 1922 در اورشلیم متولد شد. او می خواست که یک کشاورز شود.
بنابراین به کالج کادوری که یک مدرسه شبانه روزی کشاورزی است وارد شد. به محض فارغ التحصیل
شدن در سال 1940 رابین یک جایزه بورس از کمیسیونر انگلیسی فلسطین دریافت نمود. بعداً در همان
سال ایگال آلون فرمانده پالماچ (گروه حمله هاگانه، سازمان زیرزمینی یهودی) او را استخدام نمود که به
سازمان ملحق شود. در طول جنگ جهانی دوم جهانی رابین برای انگلیسیها جنگید و در مناطق ویشی
فرانسه در لبنان و سوریه در جنگهایی شرکت کرد.
در 1946 یک بار دیگر با پالماچ او به مدت ششماه به وسیله انگلیسی ها به اتهام قاچاق پناهندگان به
فلسطین زندانی شد. کارهای برجسته او در طول 481946 شامل حملاتی برای آزادی بازداشتیهایی که
به طور غیرقانونی مهاجرت کرده بودند، خیلی از وقایعی را که بعداً لئون اوریس کاراکتر داستانی آری بن
کانن را در کتابش به نام مهاجرت (دسته جمعی یهودیان) توصیف کرد القاء نمود.
در طول جنگ 1948 اعراب اسرائیل رابین فرماندهی یک تیپ که جاده منتهی به اورشلیم را
حفاظت می کرد برعهده داشت. او همچنین افسر اجرائی ستاد برای آلون و بعداً رئیس پالماچ بود. در
زمانی در طول جنگ در نژو، رابین و رئیس جمهور مصر جمال عبدالناصر و بعد یک افسر ارتش ملاقات
کردند و راجع به موقعیت نظامی بحث کردند و ظرف میوه ای را تقسیم نمودند. رابین نماینده ای در
گفتگوهای صلح موقت اعراب و اسرائیل در جزیره رودز در 1949 بود. در آن مناسبت گمان می رود که
اولین باری بود که رابین کراوات می زد.
رابین، جوانترین سرهنگ ارتش اسرائیل به مسئولیت مدرسه آموزش فرماندهان ارتشی گمارده شد،
او همچنین به عنوان رئیس عملیات در ستاد کل ارتش عمل می نمود. پس از حضور در کالج ستاد در
کمبریج انگلستان بین 531952 رابین به عنوان رئیس آموزش نظامی منصوب شد. او به عنوان فرمانده
فرماندهی شمال از 1956 تا 1959 خدمت نمود که در آن موقع او رئیس عملیات ستاد کل شد. او در
1960 قبل از اینکه به اسرائیل بازگردد 2 ماه یک دوره آشنایی با سلاحهای مدرن را در تگزاس گذراند که
پس از آن به قائم مقامی رئیس ستاد منصوب شد. در 1964 رابین به مقام ریاست ستاد نیروهای دفاعی
اسرائیل ترفیع پیدا نمود. او که یک متخصص فنون جنگی با استعداد است مدرنیزه کردن نیروهای دفاعی
اسرائیل را هدایت نمود و استراتژی اساسی که با موفقیت در جنگ 1967 اعراب و اسرائیل به کار گرفته
شد را تهیه نمود.
رابین مردی که بندرت احساسات خود را بروز می دهد عمیقاً به وسیله مسئولیتهایش در 1967 تحت
تأثیر قرار گرفته بود. فشار ناشی از تقاضاهایی که در روزهای سخت پیش از جنگ از او می شد شروع به
ظاهر شدن روی رئیس ستاد کردند: او کم می خوابید و به طور مداوم سیگار می کشید. در 23 می رابین
دیگر قادر به انجام وظایفش نبود (یا به خاطر از حال رفتن و غش کردن که از طرف وایزمن ادعا شد، یا به
خاطر مسمومیت از نیکوتین که به وسیله کارمندان او گزارش شده و یا به خاطر خستگی فوق العاده که به
وسیله خود او قبول شده است و یا مجموعه ای از هر سه) و او از معاون خود خواست که مسئولیت را به
عهده بگیرد. عصر روز بعد رابین فرماندهی را مجدداً از سرگرفت و اعتبار نهائی برای پیروزی اسرائیل در
جنگ ژوئن 1967 به نیروهای نظامی که به وسیله او بنیاد نهاده و هدایت شد داده شده است.
اعتقاد قوی و احتیاط فوق العاده
اعتقاد قوی و احتیاط فوق العاده
شخصیت نخست وزیر به عنوان مجموعه ای از اعتقاد قوی و احتیاط فوق العاده توصیف شده است. او
معروفیتی برای درون گرایی و برای مشاهده یک مشکل به طور دایره وار و برای گرایش به نگران بودن
دارد، ولی برای اقدام به طور مصمم وقتی که تصمیمی گرفته شده است نیز معروف است. رابین که یک فرد
سمج در مورد جزئیات و یک کمال گرای باحافظه ای نظیر دائره المعارف است اصرار دارد وقتیکه متقاعد
می شود که حق با اوست کارها به طریق او انجام شوند و او شخصاً آنها را چنین می بیند (که به طریق او
انجام شوند). در عین حال او حتی از نظر دادن در مورد موضوعاتی که او با آنها آشنا نیست خودداری
می ورزد. رابین در پست جدیدش که تلفن را برای ارتباط ترجیح می دهد، معمولاً در حدود ساعت 7 صبح
به دفترش وارد می شود و یکسره تا ساعت 11 شب کار می کند. رابین که یک درون گراست در اجتماعات
ناراحت است. او در محفلهای اجتماعی کم حرف است و در حرفهای بیهوده مشارکت نمی جوید، اگرچه
در جمع دوستان نزدیک او مرکز توجه، پرحرف و اجتماعی است. وقتی فرزندانش متولد شدند به طوری
که گفته شده، رابین تمام شب را خارج از بیمارستان صبر کرد و خجالت می کشید که وارد شود. او از
تشریفات خوشش نمی آید و پیراهن های یقه باز و سیب خوردن، سمبولهای او به عنوان متصدی ریاست
ستاد شد. رابین از شوخیهای بی مزه متنفر است و مشروبات الکلی نمی خورد. قبلاً یک سیگارکش قهار
بود که تلاش نموده است این عادت را کم کند. او یک عکاس آماتور تربیت شده است و از فیلم های
پرهیجان لذت می برد ولی به ندرت وقت آن را دارد که که فیلم ببیند.
فوراً پس از جنگ 1967 یک دکترای افتخاری از طرف دانشگاه هیبرو به او اعطاء شد. او همچنین 4
درجه افتخاری از مدارس ایالات متحده دریافت کرد. او دوست دارد که شنا کند و تنیس بازی کند. رابین
انگلیسی را بجز مواردی که عصبی است به طور سلیس صحبت می کند.
یک خانواده جنگی (جنگجو)
یک خانواده جنگی (جنگجو)
پدر و مادر رابین در روسیه به دنیا آمدند. پدر او، نهیمیا، قبل از داوطلب شدن برای خدمت در لژیون
یهودیان در فلسطین در زمان جنگ اول جهانی، 15 سال را در ایالات متحده بسر برد. در آنجا او رزا کاهن
دختر یک تاجر ثروتمند چوب را ملاقات کرد و با او ازدواج کرد. هردو آنها در جنبش کارگری یهودیان و
هاگانا فعال بودند. رزا در هاگانا یک فرمانده بود. او که به پرستار رزا معروف بود مقاومت یهودیان را در
طول آشوبهای 1920 اعراب ترغیب نمود و تسلیحاتی به طور قاچاق برای واحدهای دفاع از خود
یهودیان فراهم کرد. او همچنین یکی از بنیانگذاران سیستم بانکی تعاونی بود. اسحاق و خواهرش اغلب به
حال خود تقریباً تا درجه غفلت رها می شدند. ولی با این حال اسحاق مادرش را ستایش می کرد. وقتی او
17 ساله بود مادرش مرد. نهیمیا رابین تا زمان مرگش در سال 1971 با دخترش راشل در کیبوتز مانارا
زندگی کرد.
همسر نخست وزیر، لیه شلاسبرگ نیز در پالماچ فعال بود که او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان
در 1974 به آن پیوسته بود. او در آلمان متولد شد و با خانواده اش در 1933 به فلسطین مهاجرت نمود.
خانم رابین که یک برون گرای فعال است ادعا می کند که هرگز برایش اتفاق نیفتاده که برای خود بترسد. در
زمان مأموریت شوهرش به عنوان سفیر کبیر در ایالات متحده، او فعالیتهای سفارت را از ترس وقایع
احتمالی کم نمی کرد. او می گوید به این خاطر که رضایت دادن به تروریستها برای متوقف کردن کارها
"خیلی زیاد است".
خانم رابین که به طور دلپذیری صریح است در پی حمایت برای خواست اتحاد یهودیان و تضمینهای
اسرائیلی در سراسر ایالات متحده مسافرت نموده است. او اصرار دارد که سخنرانیهایش را خودش
بنویسد. خانم رابین که به بازی تنیس علاقه دارد، می گوید تنها سودی که از آموزشهای سخت پالماچ برای
او مانده است، این است که به او کمک می کند در زمین تنیس راحت نفس بکشد. خانم رابین انگلیسی،
آلمانی و فرانسوی سلیسی را صحبت می کند.
خانواده رابین خیلی به هم نزدیک هستند. آنها دو فرزند دارند (یک دختر، دالیا، که بیست و چند سال
دارد و یک پسر یوال که 19 ساله است. دالیا با یک افسر نیروهای دفاعی اسرائیل ازدواج کرده و انتظار
اولین فرزندش را دارد. یوال درست پیش از جنگ 1973 به خدمت نظام وارد شده و گفته می شود که به
خاطر این که به او به جای یک پست در خط مقدم جبهه، پست نگهبانی داده شده خیلی ناراحت بود.
خواهر خانم رابین آویوا با سرتیپ آوراهام یوفه ازدواج کرده است. یوفه که رئیس امور منابع طبیعی از
سال 1964 بوده است در سال 1973 به نمایندگی کنیسه به عنوان عضوی از گروه لیکود انتخاب شد.
کتاب دوازدهم (1)
دخالتهای آمریکا در ایران (2)