بعضی از مقامات دولت ایران و حزب رستاخیز معتقد هستند که سرانجام بعضی از مخالفین در رابطه با
حزب رستاخیز به فعالیت خواهند پرداخت. ولی در حال حاضر این موضوع رؤیایی بیش نیست.
آنهایی که احتمالاً این رویه را در پیش خواهند گرفت مخالفین سرسختی که در بالا از آنها یاد شده
نمی توانند باشند بلکه از جمله کسانی خواهند بود که در نظام سیاسی ایران هیچ گونه شرکت فعالانه ای
نداشته اند ؛ یعنی طبقه متوسط نو ظهور ایرانی. یقینا می توان گفت که مبارزه ماهها و سالهای آینده بین
دولت ایران و مخالفین در جهت به تبعیت در آوردن اکثریت عظیم ایرانیانی است که در زمره گروههای
مروزی شده قرار می گیرند. اگر دولت بتواند با این گروه متحد شده خود را تقویت کند می توان گفت که
مخالفین وجهه چندانی را در صحنه ملی به دست نخواهند آورد. بر عکس اگر مخالفین بتوانند به بسیاری
از افراد واقع در این طبقه اجتماعی بپیوندند، راه برای یک تجزیه شدید مشابه آنچه که در سال 1963 اتفاق
افتاد بخصوص با نیروی اختناق جنون آمیز داخلی مشابه، هموار خواهد گشت.
امکان افزایش احساسات ضد آمریکایی
امکان افزایش احساسات ضد آمریکایی
تا سال 1977 فعالیت فزاینده مخالفین منجر به پیدایش احساسات ضد آمریکایی شدید نشده بود.
ولی از دسامبر به این طرف، اعلامیه هایی چه از طرف مارکسیستهای چپ و چه از طرف مذهب گرایان
راست طیف، به وضوح و آشکارا احساسات و بیانات ضد آمریکایی را به همراه داشته است و بر میزان این
گونه اعلامیه ها نیز در ماه گذشته افزوده شده است. با وجود تداخل آمریکا در همه سطوح ایران و
اصطکاک ناشی از تماس دو فرهنگ، حدود و میزان خودداری از ابراز احساسات ضد آمریکایی به این
نحو آشکار بسیار عجیب به نظر می رسد. یکی از دلایل اساسی توافق مخالفین بر این مسئله است که (گر
چه علت آن را نمی دانیم) که دولت آمریکا با نفوذ عمده و قدرت خود در ایران قادر است شاه را وادار به
بازسازی نظام سیاسی بنماید. به همین علت مخالفین نارضایتی خود را از آنچه که به نظر «حمایت»
آمریکا از شاه است کمتر اعلام کرده، از مخالفین مذهبی نیز خواسته اند احساسات ضد خارجی خود را
کمتر بروز دهند.
اگر عناصر مخالف همان طور که بسیاری از افراطیون تاکنون فهمیده اند. فکر کنند که آمریکا
نمی خواهد و یا نمی تواند به عنوان واسطه ای برای ورود مخالفین به نظام سیاسی عمل کند، احساسات ضد
آمریکایی خفته می تواند به صورت آشکار و فزاینده ای تجلی یابد. سفارت درباره این پدیده در متون
دیگر به اظهار نظر بیشتر خواهد پرداخت.
ایران، بررسی نهضت تشیع (مسلمانان شیعی مذهب)
سند شماره (9)
از : سفارت آمریکا در تهران تاریخ : 3 فوریه 197814 بهمن 1356
به : وزیر خارجه، واشنگتن، دی سی. دارای حق تقدم 3659
طبقه بندی : محرمانه
تهیه کننده گزارش : لمبراکیس تهران 1/1691
موضوع : ایران، بررسی نهضت تشیع (مسلمانان شیعی مذهب)
1 (محرمانه تمام متن)
2 خلاصه: گر چه اطلاعات موجود در این زمینه کافی نیست، ولی آنچه که می توان تا این تاریخ گفت
این است که نهضت شیعی مذهبها به رهبری آیت اللّه خمینی از سازمان یافتگی بهتری برخوردار است و
برخلاف آنچه که دشمنان این نهضت بیان می دارند، اینان با داشتن زمینه فکری خاص قادر به مقاومت در
برابر کمونیسم هستند. این امر در افکار مردم ایران ریشه ای عمیقتر از ایدئولوژیهای غربی و حتی کمونیسم
دارد. لکن رویه های حاکم جایی برای فشارهای روشنفکرانه ضد روحانیت که در صف مخالف وجود
دارد ایجاد کند. که بیش از آنچه به نظر می رسد منجر به چیزی شبیه به جریانات دمکراتیک غربی شود.
3 همان طور که وزارت امور خارجه و دیگر مخاطبین آگاهند، مدتهاست در تلاش هستیم تا وسعت و
عمق این نهضت نوظهور شیعی اسلامی ایران را درک کنیم تا بتوانیم در تحلیلها و اتخاذ روشهایمان در
آینده استفاده نمائیم. ولی مطالعات ما هنوز به مرحله نتیجه گیری و پایانی نرسیده است. اما خالی از فایده
نیست اگر بتوانیم درباره این انقلاب در حال پیشرفت در ایران، در این مرحله بحرانی قضاوتی آزمایشی
بکنیم.
4 ابتدا توانسته ایم تا این تاریخ مدارک کافی گردآوریم که منطقا مطمئن باشیم که نهضت اسلامی در
رأس انقلاب ایران قرار گرفته و رهبر فردی و سمبلیک آن آیت اللّه خمینی و سازمانهای مرتبطی که از او
حمایت می کنند، می باشد. سخنگویان حکومت ایران مدتهاست که پیروان خمینی را کمونیست یا
چپ گرایانی از تیره مارکسیستها می خوانده اند. دیگر ایرانیان مطلع از قبیل روزنامه نگاران، تجار و
کارمندان دولتی نیز در این باره هم عقیده اند. اینان ادعا می کنند که از سالها قبل جوانان کمونیست در
مدارس مذهبی رخنه کرده و امروز به صورت ملاها و دیگر سازمان دهندگان نهضت اسلامی عمل می کنند
و دلیل این ادعای ایشان نیز این است که مذهبی های ایران به خصوص و مردم ایران به طور کلی از
تشکیلات و سازماندهی سر در نیاورده و نمی توانند یک چنین نهضتی را انسجام بخشند. مگر اینکه تنها
گروه سازمان یافته در ایران یعنی حزب توده آنان را در این راه یاری داده باشد.
5 این مخالفان به نظر می رسد که در نادیده گرفتن نهضت اسلامی در بعضی موارد بیش از ناظران
غربی تلاش می کنند. در زمان دو شاه پهلوی، غربگرایی مشروعیت و مقامی کسب کرده بود و توانسته بود
خاطرات گذشته اسلامی را از اذهان بسیاری از افرادی که به مدارس غربی شده می رفتند و یا تحصیلات
عالیه خود را در خارج از کشور می گذرانیدند، عملاً بزداید. پس از کمال آتاتورک در ترکیه و بعد از جنگ
جهانی دوم، شاهان پهلوی دائم در تلاش بودند که نهادهای اسلامی را به عنوان بقایای ارتجاعی گذشته ای
که دیگر مناسب زمان حال نبوده مطرود است به مردم بشناسانند. برای اینکه این پیشگوییشان باور مردم
شود، در این زمینه و جهت گامهایی نیز برداشتند. مثلاً حکومت سعی می کرد که از کمکهای مالی مستقیم
مردم به ملاها جلوگیری کرده و آنان را متکی به مستمریهای دولتی نماید. به وسیله دورکردن و جداسازی
ملاها تا حد امکان از انظار عموم، به تمسخر گرفتنشان، به بند کشیدن بسیاری از رهبرانشان در زندانهای
ساواک، و اصرار بر این که ایران باید آینده ای غیر مذهبی داشته باشد، شاهان ایران سعی داشتند که ایران را
به اجبار از طریق یک مرحله غربی شدن که شامل جدایی حکومت از مذهب باشد که در اروپا طی طریقی
چند صد ساله داشت، بگذارنند
6 معذالک، بر همه روشن است که اسلام عمیقا در زندگی اکثریت وسیعی از مردم ایران ریشه دارد و به
صورت تشیع، قرنها است که ناسیونالیسم ایرانی نام گرفته، قبل از آنکه حتی پای ناسیونالیسم امروزی به
شرق رسیده باشد. خاندان پهلوی سعی داشت ناسیونالیسمی امروزی تر بر اساس بازگشت به سنتها،
افسانه ها و عظمت قبل از اسلام را جانشین این ناسیونالیسم کهنسال نماید. البته اگر این تلاش به مدت چند
دهه یا چند قرن بی رقیب می ماند، حتما موفق می شد. این موفقیت نیز تنها از طریق ایجاد نهادهایی که
بتوانند در میان مردم ریشه دوانده و به رقابت با اصول تشیع اسلامی برخیزند به وجود می آمد.
7 ولی خاندان سلطنتی پهلوی رفرمیست از همان اوان با مقاومت یک ایدئولوژی غربی دیگر یعنی
کمونیسم نیز روبرو شدند. پارلمان نوپا و دیگر نهادهای حکومتی در اواخر سالهای 1940 و اوائل دهه
1950 تقریبا تحت تأثیر غربی سازی به روش کمونیسم قرار گرفتند. مبارزه توأم با موفقیت شاه فعلی علیه
آن مقاومت و مجذوب شدن وی در ایجاد ایرانی مدرن، غیر مذهبی و صنعتی او را در مورد مقاومت دیر
پای اسلام و تأثیر آن بر مردم کور کرده بود. در حالیکه تمام تلاشهای او شخصا متوجه تأسیس یک
ایدئولوژی ایرانی بر اساس 2500 سال شاهنشاهی ایرانی «و رسیدن به تمدن بزرگ» شده بود و به نظر
می رسید که کمی هم پیشرفت کرده باشد، ولی امروز به وضوح می توان دریافت که تمام این اعمال باعث
عمیق شدن تنفر مسلمانان شیعه و گسترش مخالفت طبقات مختلف مردم نسبت به رژیم گشته بود. امروزه
حتی فارسی سخن گفتن شاه نیز به مسخره گرفته می شود.
چون شاه هنگام کاربرد کلمات فارسی دچار اشتباه می شود و این نیز در نظر مردم دلیلی دیگر
می شود، برای اینکه بگویند که او عامل و حافظ منافع خارجیها است، نه مردم.
8 از نظر تاریخی، علمای اسلامی پیدایش تشیع را به مقاومت در برابر حکام در چند مرحله زمانی نسبت
می دهند. تشیع ابتدا نشانه مقاومت پارسیها علیه مهاجمین عرب و مغول بود و به تدریج تشیع ایرانی جدا
گردیده و قسمت اعظم آن بعد از آنکه حکام صفوی تشیع را مذهب رسمی دربار خواندند مخفی شد و به
کارهای «زیرزمینی» اشتغال ورزید. بنابه گفته دانشمندان ایرانی این حکام نیرومند پارسی بعدا تشیع را به
صورت نوعی تسنن در آوردند. یعنی از بعضی از نهادهای شیعی درخواست پیروی از شاه را نمودند. به
عبارت دیگر قرار بر این شد که در غیاب امام دوازدهم شاه تصمیمات عرفی و غیر روحانی را اتخاذ نماید.
همزمان با این نیروی رسمی (صفوی) نیروی مقاوم غیر رسمی دیگری (علوی) به وجود آمد که متکی بر
اصل اختفای تشیع کهن بود و اعلام مخالفت و نبرد علیه حکام ظالم و فاسد را نمود.
9 نشانه بارز وجودی این دو نیرو را در ایجاد دو نوع مسجد و مقبره در بسیاری از شهرهای ایران، به
خصوص از زمان فتحعلیشاه قاجار، یعنی آنها که توسط شاه ساخته و حمایت می شدند و آنها که مردم
می ساختند و در آنها برای انجام فرایض دینی حاضر می شدند، می توان مشاهده کرد. ائمه جمعه ای که
توسط شاه برگزیده می شدند، تا بر مساجد شاه نظارت داشته باشند، مورد بی احترامی مؤمنینی واقع
می شدند که خود به دنبال ملا و مجتهد خود می رفتند و از آنها پیروی کرده و زکوه خود را نیز تنها به آنها
می پرداختند. همین مقاومت «علوی» مخفیانه سرانجام در قرن 19 به صورت نهضت تنباکو که نمایانگر
مخالفت شدید مردم تحت رهبری روحانیت علیه اعطای امتیاز تنباکو که توسط شاه وقت به انگلیس بود،
به صورت عصیانی آشکار پا به عرصه گذاشت و عامل اصلی نهضتی بود که در ابتدای قرن منجر به وضع
قانون اساسی در سالهای 1906 و 1907 گردید. با وجود اینکه شاهان پهلوی سعی داشتند از آن یک
عامل غیر فعال بسازند، ولی تشیع علوی قلب انقلاب امروزی است.
10 در ایران امروز به دنبال سازمانهای سیاسی بودن کاری است بیهوده. دموکراسی پارلمانی مدرن
در مدت کوتاهی که در ایران عرضه شد، موقعیت چندانی را در این جهت به دست نیاورد و باید اضافه کرد
که تنها حزب سیاسی نسبتاً موفق در گذشته این کشور حزب کمونیست یا حزب توده بوده است و بس.
اشخاص مهم و نیرومند از قبیل ملاها در پارلمان، نمایندگانی که حافظ منافع شخصی آنها باشند نیز
داشتند. که گاهگاهی با یکدیگر پیمانهای موقتی می بندند، ولی کارهای با ارزشی در جهت توسعه و
پیشبرد حکومت دمکراتیک به مفهوم غربی انجام نداده اند. مصدق تنها نخست وزیری که توانست میزان
قابل توجهی قدرت به دست آورد و رقیبی برای شاه شناخته شود نیز شخصا بصورت خود مختار عمل
می کرد. وی یک خاطره و میراث سیاسی در ایران به جای گذاشت، ولی سازمان سیاسی و یا نویدی برای
شکل گرفتن این حرکت در آینده به چشم نمی خورد. خلاصه اینکه، برای حکومت بر ایران نیرویی تمرکز
یافته که مسلط بر مردم نیز باشد همواره برای حکمروایی در ایران ضرورت داشته است.
11 نهاد اسلامی از طریق بسیاری از وسایل آموزشی و سوادآموزی که قسمت اعظم جمعیت ایران را
در طول چهار، پنج دهه گذشته تغییر داده، تجدید قوا نموده است. رهبران مسلمان می توانند بسیاری از
جوانان مسلمان تحصیلکرده را که ذفن تبلیغ و سازماندهی را در دانشگاههای اروپایی و آمریکایی
فراگرفته اند، به سوی خود فراخوانند. حرکت اسلامی که در ابتدا مورد حمله کمونیسم قرار گرفته بود در
طول دو یا سه دهه گذشته تا آنجا پیش رفت که می توان گفت در برابر این ایدئولوژی غربی مصونیت یافته
است و در همان حال سعی بر آن داشته تا بسیاری از فرایض خود را به صورت امروزی تر و مناسب جهان
حال امروزی در آورده، نقش تشیع را در حکومت ایران مشخص سازد.
12 بنابه توضیحات رسیده از طرف دانشمندان اینجا، مروجین شیعی اسلامی، نه تنها بر ارزشهای
تغییرناپذیر قرآن و سنت (گفتار و کردار پیغمبر) پافشاری می کنند، بلکه معتقدند که باید تعبیر و تفسیری نو
از آنها داده شود که مطابق تغییرات زمانی نیز باشد.
آن دسته از اصول اسلامی که به نظر می رسد در این زمینه پویایی داشته باشند، عبارتند از «اجتهاد» یا
تعبیر و تفسیر فلسفی حقایق جاودانی و «اجماع» یا توافق عام یعنی اینکه بعضی از تعبیر و تفسیرهای
جدید از طریق توافق رهبران مذهبی قانونی شناخته شده و می توانند به صورت قانون در آیند. به این
ترتیب می توان گفت که نتیجه تسلط نظام روحانی به مردم ایران حداقل تا حدی مدرن ساز است و از منابع
مالی خود نیز تغذیه می گردد و می تواند کانالهای ارتباطی مخصوص به خودش را نیز بین مؤمنین برقرار
سازد .دیگر شکی نیست که گروهی از تجار بازار حمایت خویش را از رهبر مذهبی به وسیله پرداخت
هزینه های مکرر و متوالی اعلام می دارند. هر هفته میلیونها دلار میان آیت اللّه ها دست به دست می گردد.
این منابع صرف بسیاری از کارهای شایسته و حمایت از نهضت می شود.
13 نمونه ای از سازمانهای مربوطه یک نظام مدرسه مذهبی است که 32 سال قبل توسط یک آیت اللّه
که هنوز هم زنده است پایه گذاری گردید و رفته رفته تبدیل به 1500 مدرسه از این نوع در سراسر ایران
گردید. از نظر مادی این گونه مدارس کاملاً به وسیله بازاریان حمایت می شود. دانش آموزانی که از
خانواده های مهم مذهبی، بازاری و غیره هستند، در این گونه مدارس نه تنها دروسی که در مدارس دولتی
تدریس می شود، بلکه دروس ممنوع اعلام شده از طرف دولت را نیز فرا می گیرند. تلاش دولت نیز باری
تصرف این مدارس آخرین بار توسط مقاومت شدید مذهبیون و بازاریان کاملاً درهم شکست. اساتید
دانشگاهی و افراد تحصیلکرده بسیاری داوطلبانه در اینگونه مدارس خدمت می کنند تا دانش آموزان علم
و دانش کافی برای راه یافتن به دانشگاه کسب کنند. کتابها و کتابچه های بسیاری را که برای استفاده در این
گونه مدارس تولید شده بارها دیده ایم که خود نشان دهنده پیشرفت این سازمان در جامعه مسلمان ایران
است.
14 برای اثبات این ادعا که شبه نظامیان مذهبی همان کمونیستهای لباس عوض کرده هستند، دلیل
کافی در دست نیست، ولی می توان گفت که شاید کمونیستها در رده های پایینی اردوی خمینی رخنه کرده
باشند. نهضت اسلامی آن طور که حکومت شاه و دیگر ناظرین غربی اعلام می کنند، نه ضعیف است و نه
کور. تسلط آن بر احساس مردم و پول بازاریان بسیار قویتر از هر گروه دیگر است. از بسیاری از جهات
ایران اصلاح یافته و سنت گرایی را که اسلام نوید می دهد، ایرانیان جالب تر و جاذب تر از نمونه های روسی
و چپی می یابند.
15 از طرف دیگر هیچ گونه تضمینی وجود ندارد که عملکرد (حکومت اسلامی مترجم) بر اساس
دموکراسی پارلمانی به مفهوم ما غربیها باشد. در حقیقت عقیده «تقوی سالاری» در روش آن به چشم
می خورد. به نظر می رسد که قدرت نیز در اختیار جمع باشد (همچنان که از اجماع بر می آید) تا اینکه دست
فرد. یعنی حتی امام خمینی نیز نمی تواند خود در دست گیرنده قدرت باشد. بسیاری از اختیارات به وسیله
یک شورای اسلامی اعمال خواهد شد، ولی از ساخت آن هیچ گونه اطلاعی در دست نیست. رهبران
سیاسی احتمالاً بیش از ملاها در برنامه های انقلاب تعیین خط مشی کرده و در اجرای آنها نقش خواهند
داشت. به قولی پیشنهاد شده است که متخصص باید مورد قضاوت و داوری رهبران مذهبی قرار گیرد، تا
بتواند تخصص خود را در بخشهای مختلفه اقتصادی به کار بندد. بنابراین با یک نظر اجمالی چنین فهمیده
می شود که مفهوم احزاب سیاسی در پارلمان غربی برداشته شده و جای آن را چند گروه گرفته است که از
طریق تصمیم گیری غیر رسمی و سنتی به توافق عمومی دست می یابند.
16 تمام آنچه متذکر شدیم در حال حاضر مبهم است و احتمال می دهیم که نهضت اسلامی نتواند به
طور کلی در تشکیل حکومت خود از بسیاری از عقاید غربی که در بین جناحهای مخالف نیز جریان دارد
دوری ورزد. برای اثبات این موضوع نیز زمانی طولانی تر لازم است و در زمانی کوتاه نمی توان چنین
نتیجه ای گرفت. در همان حال می توان انتظار داشت که یک نهضت از مرز انقلابی گذشته تشیع اسلامی
بتواند مورد حمایت بسیار مردم قرار گیرد. و احتمالاً بنای مخالفت را با کمونیسم به عنوان یک واردات
خارجی و با بسیاری از جنبه های غربگرایی، با تمام قوا بگذارد.سولیوان
سند شماره (10)
تاریخ : 5 فوریه 1978 16 بهمن 1356
آقای : ویکتور تامست (مایکل مترینکو، دیویدمک گافی)
کنسولگری آمریکا شیراز (اصفهان، تبریز)
طبقه بندی : سری غیر قابل رؤیت برای خارجیها
ویکتور (مایکل، دیوید) عزیز:
ضمیمه این نامه راهنماییهایی جهت گزارش اقتصادی و سیاسی از حوزه مأموریت شما در سال آینده
است. طبیعتا ما نمی خواهیم شما را که در متن اوضاع محل هستید در تهیه گزارش از محل مأموریت خود
محدود کنیم. ما میل داریم این خطوط راهنما را به منظور آگاه کردن شما از عناوین و موضوعاتی که ما در
تهران فکر می کنیم اهمیت بیشتری را داراست و آنها را که اطلاعات بیشتری را در موردشان می خواهیم به
شما بدهیم. در مجموع من فکر می کنم گزارشات از آن ناحیه ایران عالی بوده است اما این احساس را هم
دارم که می تواند بهتر شود و یا شاید گزارشات دقیقتر توضیح داده شود. همچنین میل دارم نظرات شما را
در مورد ضمیمه این نامه بدانم که آیا با قسمتی از آن مخالفت شدید دارید یا نه؟
من همچنین درک می کنم که این ضمیمه خیلی جامع است و ما نمی توانیم همه چیز را فورا انتظار داشته
باشیم. معهذا امیدوارم که سودمند باشد.
همان طور که همه شما درخواست کرده اید ما ملاقاتهای بیشتری بین کارمندان عالی خواهیم داشت و
با امیدواری باید گفت که ملاقات بعدی اواخر مارس یا اوائل آوریل باشد. موضوعات اولیه مسایل
کنسولی و اداری خواهد بود و همچنین می توانیم در مورد راهنمای گزارش نویسی سیاسی اقتصادی
دقیقتر بحث کنیم.
با بهترین آرزوها
جک سی میکلوس
این نامه برای: مایکل مترینکو، ویکتور تامست و دیوید مک گافی، کنسولهای آمریکا در تبریز، شیراز و
اصفهان فرستاده شده است.
نکات راهنمای گزارش نویسی سیاسی اقتصادی برای اصفهان
سری غیر قابل رؤیت برای اتباع خارجی
نکات راهنمای گزارش نویسی سیاسی اقتصادی برای اصفهان
سیاسی
اصفهان به چند دلیل مورد خاصی محسوب می شود؛ اما در رابطه با گزارش نویسی، دلیل اصلی این
است که از آغاز بازگشایی کنسولگری در سال 1975 تعداد گزارشات جامعی که از آنجا فرستاده شده
است زیاد نبوده است. دلایلی برای آن وجود داشت. اما اینک در رابطه با اطلاعات عمومی زمینه کار، ما
نیازمند دو تحلیل طولانی تر می باشیم که ساخت اساسی قدرت در شهر و استان و وضع اجتماعی،
اقتصادی و سیاسی را نشان دهد. در عین حالی که در ایران تصمیمات عمده در مرکز اتخاذ می شوند. این
امر در حوزه اقتصادی و حتی سیاست عدم تمرکز و تشکیلات حزبی مصداق کمتری دارد. اصفهان و دیگر
کنسولگریها نمودارهای خوبی فراهم می آورند تا با استفاده از آنها پیشرفت یا عدم پیشرفت کار تهران و
ادعای (حزب) رستاخیزیان معلوم گردد. به ما گفته شده آموزگار قصد دارد به کار حزبی اصرار بیشتری
ورزد و می خواهد کار گروهی بر مبنای علاقه و فعالیت در زمینه تخصیص منابع حداقل گردآوری در
امور اولویت دار را در مجامع حزب تشویق نماید. دریافت نظرات شما در این مورد، تا نوروز حداقل به
شکلی مقدماتی سودمند خواهد بود. مشابه آن، سیاست عدم تمرکز لااقل در حرف مورد توجه قرار گرفته
است. عکس العمل «زاد» فرماندار آنجا نسبت به این تلاش اخیر آموزنده خواهد بود. در این رابطه اگر
بتوانید تناسب بین فعالیت سیاسی و سیاست عمرانی رانشان دهید سودمند خواهد بود.
از آنجایی که اصفهان از شهرهای مقدس است، ما هم به شما بیش از دیگر کنسولگریها توجه داریم تا
درباره جامعه مذهبی و به طور کلی فعالیتهای مذهبی، خصوصا آنهایی که در خود نوعی نارضایتی یا
مخالفت احتمالی نهفته دارند یا نهایتا به آنجا منتهی می شوند، بینشی به دست آوریم. شاید مسلمانان
متعصب تر اصفهان واقعا بخش برجسته ای از ساخت آنجا باشند، زیرا در دیگر نقاط ایران چنین نیست.
در حالیکه دیدار امیدوار کننده کارتر یک مقداری از حالت دستور فوری مساله حقوق بشر کاسته
است، اما هنوز موضوع عمده ای است که بخش سیاسی با داشتن موضعی که بزحمت می تواند آن را موضع
سیاسی دانست با آن سر و کار دارد. اطلاعات درباره این موضوع همیشه مفید است. ما همچنان از
گزارشان تلفنی شما استقبال می کنیم و با خوشحالی آنها را با مال خودمان یکی خواهیم کرد، همان طور که
طی سال گذشته در چندین مورد این کار با موفقیت انجام شده اگر آن دوستانی که به تلفنها گوش می دهند،
بفهمند که ما توجهمان جلب این موضوع است. البته اگر گزارشها صرفا شرح ماوقع باشند یا بتوان جنبه
حساس آنها را حذف کرد، من شخصا اهمیتی نمی دهم که دوستان با گوش دادن به تلفن ما بفهمند که ما
همچنان به این موضوع توجه داریم).
موضوع دیگر در این رابطه، جوّهای بحرانی است که بر اثر توسعه صنعتی به وجود می آیند و همیشه
خواندنی هستند؛ مخصوصا اگر مقداری از وقتتان را صرف تهیه یک گزارش منسجم از نظریاتتان پیرامون
حوادثی از قبیل اعتصاب چند روز پیش کارخانه آرد و دیگر ناآرامیهای کارگران آمریکایی یا جهان
سومی بکنید.
با گذشت مدتی از سال، تجدید کردن نامه جین درباره جماعت آمریکایی اصفهان و مشکلات و آینده
و امور دیگر ایشان یک متن خواندنی به دست خواهد داد. (اگر مسئله فوری یا در شرف وقوعی در رابطه با
ما وجود داشته باشد زود مشغول شوید و برای نوشتن متن طولانی معطل نمانید.)
باز هم به عنوان نمودار، اطلاعات درباره فعالیتهای دانشگاهی، که به حرکتهای احتمالی مخالف
مربوط می شوند و مواضع کلی دانشجویان، بدرد می خورد. در بخش آموزش ناآرامی وجود دارد و
همان طور که در گذشته اتفاق افتاده است، ممکن است دوباره شرکت کنندگان و تحریکات آن از جانب
اصفهان باشد.
از آنجایی که یک کنسولگری شوروی هم با شما مقیم آنجاست، ما امیدواریم حداقل چند نوشته از
طرز برخوردهای آن کنسولگری را برای گزارش CERP-2در مورد روابط با کشورهای کمونیست گرد
آورید.
مهلت گزارش تا 15 نوامبر است، ما در صورت امکان مایلیم گزارش شما را یک ماه قبل از آن موعد در
دست داشته باشیم.
سیاسی نظامی :
واضح است که در زمینه سیاسی نظامی اگر نه همه امور، ولی بیشتر آنها(منجمله گزارش نویسی) که
مربوط به کوششهای مصروف نوسازی ارتش ایران و برنامه یاری امنیتی ما است، بوسیله بخش سیاسی
نظامی سفارت و هیئت مستشاری نظامی آمریکا در ایران انجام می شود. در برنامه اجرای امور عملیات
روزمره بخشهای وسیعتر سیاسی نظامی، بر عهده بخش سیاسی نظامی و اداره رایزنی نظامی است. با
این همه هنوز مفیدترین گزارشها، توضیحات و حتی تحلیلها در زمینه سیاسی نظامی، باید توسط
کنسولها نوشته شود. برای نمونه، در حوزه های کنسولی همه شما تأسیسات و پایگاههای نظامی دایر
هست. بسیار مفید است که شما در اصفهان، شیراز، و تبریز و مسافرت در حوزه های خود، اثر چنین
پایگاهها و تأسیسات (افراد آنها نیز) را در مناطقی که قرار دارند به نظر بیاورید. باید بتوانید، حداقل به
مرور زمان، این تشخیص را به دست آورید که آیا پایگاهها و تأسیسات باعث توسعه بخش خصوصی
هستند، با اینکه جریان به عکس است، یا اینکه این دو رابطه متقابل با یکدیگر دارند. به عبارت دیگر در
نتیجه واقع بودن پایگاه در آن منطقه، ممکن است جاده ها و مدارس جدید، یا امکانات دیگر مراکز
آبرسانی و برق دهی ساخته شده باشد. حتی شاید مراکز بازرگانی کوچک، مغازه و دیگر فعالیتهای
تجارتی نیز به دنبال ساختن یا فعالیت پایگاه (هر کجا که باشد) پدید آمده باشد.
امیدواریم که استاندار منطقه طرحهای پایگاهها و تأسیسات جدید را جزئی از برنامه عمرانی کلی منطقه
خود حساب کند. در این رابطه به دست آوردن مقداری اطلاعات باید امکان پذیر باشد به علاوه علاقمندیم
که از طرز فکر ارتشیانی که در هر منطقه مشخص زندگی می کنند بهتر آگاهی داشته باشیم.
آیا آنها از مشاغل ارتشی خود راضیند ؟
آیا وظایف خود را خو ب انجام می دهند؟
آیا پایگاه یا تأسیسات مورد نظر کارآیی دارد؟
به طور کلی تلقی شان از شاه و نحوه پیشرفت عمرانی در ایران چیست؟ نظر شخصی ایشان چیست؟
همچنین دانستن اینکه افراد ارتش، خود را تا چه میزان وقف شغلشان می کنند، جالب خواهد بود. مثلاً آیا
در خیلی از آنها این تمایل وجود دارد که در پایان مأموریت خود در پایگاه مورد نظر، خدمت خود را ترک