بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 801

مادونها متزلزل شود. این خصوصیت بوروکراسی ایران سایر جنبه ها را تقویت می کند از قبیل درجه عالی

تمرکز که منجر به تأخیر می شود و باعث شده است که شهرت بوروکراسی برای عدم پاسخ گویی افزایش

یابد.

10 بالاخره خود مردم ایران نیز به خاطر دریافت خدمات نامناسب از بوروکراتهای خود از این لحاظ

قابل سرزنش هستند که هر سازمانی به طور نهایی منعکس کننده ماهیت جامعه ای است که آن را بوجود

آورده است. از این لحاظ یک خصوصیت رفتار ایرانی حائز اهمیت به نظر می رسد. چنین به نظر می رسد

که کمتر فرد ایرانی اهمیت روندهای معقول را که در قوانین و مقررات تعریف شده است مورد قدردانی قرار

می دهد. همان طوری که یک کارمند دولت تربیت یافته در غرب گفته است بیشتر ایرانیان معتقدند که

می توانند همواره راه خودشان را پیش ببرند اگر به اندازه و به مدت کافی زوزه بکشند. اگر تقاضاکنندگان

روادید نمونه های نماینده معقول جامعه ایران به حساب آینده این یک نظریه ای است که مأمورین

کنسولگری در اینجا می توانند روی آن صحه بگذارند. اغلب مردم در اینجا ظاهرا این اعتقاد را دارند که با

کشیدن نخ صحیح یا با از بدر بردن فرد صحیح برای آنکه شخصا مراجعه کنند یا به طور ساده شخصا با

شور و هیجان تقاضای کاری کنند هر چیزی را که از بوروکراسی ناشی می شود می توانند بدست بیاورند.

مایه تعجب نیست که کارمندان دولت ایران به همان اندازه مأموران کنسولگری در معرض وسوسه توسل به

بدعنقی در مقابل بی انضباطی عموم قرار گیرند و از پذیرفتن جواب هایی را که نمی خواهند بشوند

خودداری کنند.

11 در چنین اوضاع و احوالی علیرغم وعده اخیر منوچهر آزمون وزیر مشاور درباره اینکه «پس از

سالها بدبختی و ناخرسندی (مردم ایران) می توانند در انتظار بر طرف شدن صحیح بدبختی باشند» بهبود

پرمعنا در بوروکراسی ایران یک شبه حاصل نخواهد شد. نه تنها خود بوروکراتها باید روش های ریشه ای

متفاوتی از آنچه که تاکنون به آنها تعلق داشت برای خود بپرورانند، بلکه مردم ایران نیز باید مقدار زیادی

درباره هدف قوانین و مقررات و محدودیت هایی که این قوانین و مقررات چه بر بوروکراتهایی که آنها را به

مورد اجرا می گذارد و چه عموم که در معرض آن قرار گرفته تحمیل می کند، بیاموزند.

در ضمن عدم پاسخگویی بوروکراتیک احتمالاً به عنوان منبع عدم رضایت عمومی همچنان ادامه

خواهد داشت و بنابراین در بافت اجتماعی و سیاسی ایران یک نقطه ضعف خواهد بود.

تامست

روش ها و موضع های سیاسی در جنوب ایران


صفحه 802

سند شماره 60

تاریخ: 22 سپتامبر 1978 اول مهر 1357

طبقه بندی: محرمانه

از: کنسولگری آمریکا در شیراز

به: وزارت امورخارجه

موضوع: روش ها و موضع های سیاسی در جنوب ایران

خلاصه و مقدمه: گفتگوهای اخیر با عده مختلفی از مردم در جنوب ایران یک صدایی قابل ملاحظه ای

را مورد نفرت نسبت به رژیم که در رأس آن شاه قرار گرفته آشکار ساخته است ولی در مورد مسایل دیگر

از جمله مقام اسلام، وحدت کمتری نشان داده شده است. عدم رضایت بدون شک عمیق است ولی به غیر

از دانشجویان رادیکال چپ و متعصبین مذهبی رادیکال راست که از سرنگونی شاه و برقراری یک

حکومت سخن می گویند، کمتر مردمی می توانند درباره یک راه سازنده دیگر برای حکومتی که ظرف 15

سال گذشته بر سر کار بوده است با یکدیگر توافق کنند. اغلب برای انتخاباتی که آزاد از دست کاریها بوده و

هر چه زودتر انجام شود تقاضا می شود. معذالک ایرانیان فکور حتی آنهایی که از رژیم کنونی شدیدا

متنفرند اذعان می دارند که در غیاب فشار درباره اینکه چه کسی و تحت چه شرایطی باید انتخابات را

انجام دهد، و اینکه انتخابات احتمالاً مجلسی بوجود خواهد آورد که اعضای آن قادر نخواهند بود درباره

هر مسئله ای به جز تظلمات خود از حکومت های گذشته وحدت ایجاد کنند. باتوجه به چنین اوضاع و

احوالی به نظر می رسد که شاه ناگزیر است که علیرغم فقدان شوق برای رهبریش به عنوان فیصله دهنده

نهایی ایران همچنان به کار ادامه دهد

پایان خلاصه و مقدمه

1 در روزهای اخیر در جنوب ایران پیدا کردن شخصی که کلمه خوبی برای شاه داشته باشد بسیار

دشوار است. نمای جمعیت ایران نشان می دهد که چرا، تقریبا نیمی از همه ایرانیان از سال 1963 به بعد

بدنیا آمده اند و این آخرین باری بود که کشور با یک بحران سیاسی و اقتصادی مهم روبرو شده بود.

تقریبا32 جمعیت ایران از سال 1953 به بعد به دنیا آمده اند و این آخرین زمانی بود که ناچارا حکومت شاه

به طور جدی یک چیز امکان پذیر بود. کمتر کسی از میان این گروه از مقایسه آن زمان و این زمان تحت

تأثیر قرار می گیرد در حالی که این مقایسه برای کسی که شاهد این تحول ایران از یک کشور فقر زده که

حاکمیت آن از سوی کشورهای ثروتمند و با نفوذتر نادیده گرفته شده بود و نقش کلیدی را در آن تحول

داشتند، بوده است، معنی عمیقی دارد. به نسلی که بعد از سال 1953 بدنیا آمد وعده هزاره داده شده است و

مقایسه آن با این معیارها صورت می گیرد.

2 حتی آنهایی که سنشان می رسد که آن روزگار بد سالهای 1953 و قبل از آن را به یاد داشته باشند،

تظلماتی نسبت به رژیم دارند. این تظلمات از غیر مذهبی کردن دولت تا رخوت کارمندان عالیرتبه دولت و

فرو ریختن بازار مستغلات و فساد و ادامه (و رشد) نابرابریها در جامعه ایران، دامنه دارد. شاه و

مشاورینش از منابع عدم رضایت از آن نوعی که در فوق بر شمرده شد بی اطلاع نبودند و معمولاً نسبت به

آنها واکنش نشان می دادند. معذالک اقداماتی که برای رفع فشار در یک زمینه به عمل می آمد، مانند کنترلها


صفحه 803

بر احتکار و بورس بازی معاملات ملکی که برای کاهش دادن تعداد میلیونرهای یکشنبه و مسدود کردن

شکاف بین ثروتمند و فقیر، زمینه هایی جدی برای سرخوردگی بوجود آورده است (یعنی در میان مالکان

که البته نه همه آنها دارایی خود را از لحاظ مالکیت بر تعداد روستاها بر می شمارند و امیدوارند که املاک

خود را در مقابل پول کافی بفروشند تا بتوانند فرزندان خود را به دانشگاه بفرستند و یا اندوخته ای برای

بازنشستگی خود داشته باشند) در زمانهای دیگر اراده به نوسازی ایران منجر به تصمیماتی شده است

(مثلاً دادن حق رأی به زنان) که معلوم بود در معرض مخالفت قرار می گیرد (یعنی از سوی محافظه کاران

مذهبی).

3 دگرگونی، همواره منافع موجود واگذار شده را در معرض تهدید قرار می دهد ولی از این نمی توان

نتیجه گرفت که تغییراتی که شاه انجام داده است، از قبل تعیین شده بود که درجه ای از مخالفین را نسبت به

فرمانروایی او که اکنون در میان جمعیت های ایرانی آشکار است بوجود خواهد آورد. بلکه بیشتر چنین به

نظر می رسد که طرز اعمال این تغییرات اغلب بیش از خود این تغییرات یک عامل اساسی تر در واکنش

نسبت به آنها بوده است، ایرانیان ظاهرا در اینکه عملاً از همه تصمیمات سیاسی 15 سال اخیر خارج از

میدان گذاشته شده اند شدیدا اظهار انزجار می نمایند. همان طوری که یک ایرانی میانسال، که می گفت

خوب یاد دارد اوضاع در دوران مصدق چگونه بود، اظهار داشته این که حکومت یک عوارض خروجی بر

ایرانیانی که قصد ترک کشور را دارند تحمیل کرده است، کمتر باعث دردسر من است تا اینکه داریوش

همایون وزیر اطلاعات سابق بدون اینکه زحمت مشورت با مجلس را که اعضای آن طبق قانون اساسی

باید حافظ منافع من باشند، به خود بدهد، آن تصمیم را اعلام کند. یک ایرانی دیگر که بازرگانان است

ضمن اشاره به مداخله حکومت در ساعات بازو بسته بودن مغازه ها گفت: «ما ایرانی ها اغلب دارای این

روحیه هستیم که (امروز کار کنیم و امروز هم بخوریم) و این میراث زمانی است که ایران هنوز یک کشور

فقیر بود، دکانداران کوچک بدین ترتیب تمایل دارند که ساعت های مناسب برای کدبانوها که عادات آنها

تابع شرایط حافظه یک روز قبل است که ممکن است هنگام ظهر برای خرید نان ناهار، ندانند پولی را که

برای خرید مواد لازم برای شام مورد احتیاج است از کجا خواهد آمد، به کار مشغول شوند. در عمل ما

ممکن است همان هفته ای چهل ساعت را که در غرب متداول است کار کنیم ولی ما خوشمان نمی آید که از

بوروکراتهای فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد که فکر می کنند بهتر از ما می دانند بشنویم که چه چیزی

برای ما بهترین است و چگونه و چه هنگامی باید کار کنیم.»

4 ایرانیان در جنوب ایران علاوه بر عدم رضایت های مشترکی که آنها از حکومت خود دارند در مورد

بیشتر مسایل دیگر، دارای نظریات مختلفی هستند. مثلاً روستاییان در حالی که عمیقا مذهبی هستند

به طور کلی در شور و هیجانی که برای بازگشت آیت اللّه خمینی که در اغلب مناطق شهری روی داده است

به طور کلی بی علاقه هستند آنها متمایل هستند که این مسئله را به نگرانی های اصلی خودشان از قبیل هوا

و قابل دسترس بودن آب و قیمت گندم و غیره نامربوط بدانند از سوی دیگر و علیرغم مواضع فکری

خویشاوندان روستایی اشخاصی که اخیرا از روستاها به شهرهایی وارد می شوند که در آنجا التهابات

مذهبی روی داده اغلب در این گونه فعالیت ها چهره برجسته ای نشان داده اند. توضیح این تضاد ظاهری

چنین به نظر می رسد که نتیجه بیمارگونه ای باشد که این روستاییان در کوشش برای هماهنگ کردن خود با

زندگی شهری دستخوش آن می شوند. اغلب مذهب آنها تنها نهادی است که در محیط جدید آنها، برای آنها


صفحه 804

آشنا است و آنها بدین ترتیب بشدت تحت تأثیر عوامل مذهبی قرار می گیرند که آرمانی مانند آرمان

خمینی را در برگرفته است.

5 جامعه بازرگانان نیز درباره مسئله مذهب دچار تفرقه است. آنهایی که حرارت بیشتری از خود

نشان می دهند، در اعتراض به حکومت و در عزای مرگ شهدا داوطلبانه مغازه های خود را می بندد که

اغلب باعث خسارات مالی فراوان آنها می شود. دیگران نیز معمولاً مغازه های خود را می بندند، ولی بیشتر

از ترس عملیات تلافی جویانه به خاطر نبستن است نه اینکه به خاطر همدردی با آرمانهایی که علما در

پیش گرفته اند. آنها ممکن است مذهب را بسیار جدی بگیرند و از رژیم به همان اندازه متعصبین بدشان

بیاید.ولی آنها همچنین نگران کار و کسب خود نیز هستند و از برهم خوردگی هایی که تعطیل کار و کسب

بوجود می آورد منزجرند.

6 در میان اغلب اعضای نوگرای جامعه در جنوب ایران، نفرت نسبت به بنیادگرایان اسلامی شاید

عمیق تر از مخالفت با رژیم باشد یک بانکدار اهوازی آنهایی را که در تظاهرات مذهبی شرکت کرده اند (و

همچنین عده ای از پس مانده های بانک) را در آن شهر قلمداد که به عقل خود تحت نفوذ رهبران مذهبی که

کمتر از خودشان سواد دارند حکم مرخصی داده اند، قلمداد کرد. یک افسر ارشد نظامی در شیراز

روحانیون را به طور کلی بدترین عنصر در جامعه ایران معرفی کرد و بدست و پاهای تنبل که تنها به خاطر

اجتناب از نظام وظیفه وارد مدارس مذهبی شده اند معرفی کرد، یک مهندس تربیت شده در آمریکا در

صنایع الکترونیک ایران در شیراز در مقایسه رضاشاه (که او را تحسین می کند) با آتاتورک یک رهبر

بزرگتری بود برای این که او از همه علما در ترکیه خلاص شده است در حالی که رضاشاه مرتکب این

اشتباه شده است که بعضی از آنها را زنده گذاشته است. البته تسلط او بر واقعیات تاریخی ممکن است بسیار

متزلزل باشد ولی او شکی باقی نگذارده است که در مورد مسایل مذهبی در چه موقعیتی قرار گرفته است.

7 عدم اتفاق آراء درباره موقعیت و مقام اسلام به موازات عدم اتفاق در مورد مسایل سیاسی غیر

مذهبی قرار گرفته است. به جز آنهایی که خواستار بیرون راندن شاه و برقراری یک جمهوری بوده اند (و

این نظریه ای است که هنوز محدود به عده کوچکی از اقلیت ها در گروههای چپ افراطی و راست افراطی

در جنوب ایران است). ایرانیان کمتری به نظر می رسد که راه دیگری نسبت به رهبری شاه در نظر داشته

باشند.

انتقادات معمولاً محدود به نکاتی است که شاه در مورد آنها شکست خورده است و کمتر توجهی به این

موضع کرده است که چگونه نارسایی های گذشته باید اصلاح شود. به طور کلی یک اجماع آراء وجود دارد

که مجلس کنونی و آنهایی که ظرف 15 سال اخیر در خدمت دولت بوده اند بی اعتبار هستند و بنابراین

انتخابات هر چه زودتر، آزاد از دستکاری های دولت، اغلب مورد تقاضا است.

8 معذالک ایرانیان فکور اذعان دارند که هنوز انضباط مورد لزوم برای انتخابات با نظم در کشور کمتر

وجود دارد اغلب احزاب و گروه بندیهای سیاسی که در هفته های اخیر بوجود آمده اند تنها در سایه

شخصیت رهبران آنها به یکدیگر چسبانده شده اند. باتوجه به این اوضاع و احوال این ایرانیان اذعان دارند

که انتخابات بدون محدودیت ها درباره اینکه چه کسی می تواند در انتخابات شرکت کند و اندازه احزابی که

می توانند نامزدهای قابلی به مجلس بفرستند کدام خواهد بود احتمالاً مجلسی بوجود می آید که اعضای

آن مجموعه ای از احزاب کوچک و ناتوان به وحدت بخشیدن درباره هرگونه مسئله ای غیر از بی کفایتی


صفحه 805

حکومت های گذشته می توان گفت که این راه دیگری به جای شاه است.

9 خلاصه، ایران با یک دو راهی دشواری مواجه شده است. اگر جنوب ایران به عنوان نماینده بقیه

کشور به عنوان نمونه فرض شود اغلب ایرانیان از ماهیت رهبری که آنها دارند ناراضیند ولی آنها نمی توانند

درباره آنچه که می خواهند به جای آن باشد با یکدیگر به توافق برسند. علاوه بر این به جز راه یک انقلاب

خشونت بار و تحمیل رژیمی که به احتمال قوی به همان اندازه رژیم شاه خودکامه خواهد بود ایرانیان به

نظر نمی رسد که در چنین لحظه ای انضباط شخصی کافی برای پیدا کردن راه چاره ای از وضع کنونی

خودشان داشته باشند. بدین ترتیب چنین به نظر می رسد که باتوجه به این کمبود شاه همچنان داور نهایی

آینده سیاسی ایران خواهد بود.

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی


صفحه 806

سند شماره 1 سند شماره 61

محرمانه

خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی

4 اکتبر 1978 12 مهر 1357

سفیر با دادن دیدگاههای خودش از صحنه سیاسی داخلی جلسه را شروع کرد، این هفته به خاطر 3

حادثه بزرگ، دولت با یک جو سیاسی متشنج روبرو شد. عکس العمل هایی در قبال محاصره خانه خمینی

در عراق، افزایش اخیر اعتصابات صنعتی و تظاهرات در مناطقی که در آن حکومت نظامی نبود. سفیر در

این هفته دو بار نخست وزیر را دیده و در این دیدارها این حوادث مورد بحث بوده اند. سفیر، سولیوان

پیش بینی می کند که موقعیت هایی برای ناآرامیهای بیشتر در هفته آینده وجود دارد، زیرا مجلس روز

جمعه باز می شود و کلاس های دانشگاهها به طور آزمایشی دوباره شروع می شود. سفیر با هر دو نفر

آقایان انصاری و هویدا ملاقات خواهد کرد و جویای نظریات آنها در مورد سیاست های جاری ایران

خواهد شد. سپس سفیر چند نتیجه از ارتباطات اخیر را عنوان کرد.

... وزیر امورخارجه ونس ملاقات خوبی با وزیر امورخارجه ایران افشار، داشت. آقای افشار در

نیویورک با عراقی ها صحبت کرده و به نظر می آید که روابط ایران با عراق به طور قابل توجهی

مسالمت آمیز شده.

... سفیر شنیده که نروژیها از معامله گاز خارج شده اند، بخش اقتصادی در این مورد تحقیق خواهد

کرد.

... سفیر تا حدی در مورد قوانین ما در مورد فروش ماشین های خصوصی نگران است. اداره شما را در

جریان قوانین موجود علیه سودجویی در فروش ماشین های خصوصی قرار خواهد داد.

... تعداد زیادی از ملاقات کنندگان ما با ندادن توضیحات کافی در مورد سفرشان و برنامه ریزیشان ما

را همچنان در بلاتکلیفی نگه می دارند. سپس رؤسای بخش ها خبرهای خود را در مورد عملیاتشان

گزارش دادند.

آقای شلنبرگر گفت که ثبت نام برای کلاسهای زبان IAS بیشتر از حدی بود که حتی آنها می توانستند

خوابش را ببینند (یا خواب وحشتناک!). در نتیجه مشکل کمبود معلم بدتر شده، نمایشگاه هنری تهران 78

و نمایشگاه دکوننیک منتفی شده اند.

ژنرال گست، ژنرال استون رئیس جدید ارتش را معرفی کرد. ژنرال گست گزارشی داد که مشمولین وظیفه

در گارد شاهنشاهی خدمت نمی کنند، ولی ممکن است در تیپ لجستیکی خدمت کنند.

... آقای جان میلز درباره اعتصابات اخیر گزارش داد، بانک ملی و شرکت تلفن آرام و مستقر شده اند.

ولی هنوز به شرکت ملی نفت ایران اطمینانی نیست، آقای میلز این طور پیش بینی کرد که آرام کردن

اعتصابات با وعده های مالی گرانقیمت مطمئنا نتایج بسیار بد اقتصادی به دنبال خواهد داشت زیرا که

منافع حقوق های جدید به تمام کارمندان دولت اضافه می شود.

آقای رینو اشاره کرد که رقم های تقریبی نهایی در نمایشگاه کالاهای تجارتی کاملاً رضایتبخش

است. اکثر شرکت کنندگان امریکایی در نمایشگاه کالاهای تجارتی متوجه شده اند که شرکت شان سودآور

بوده.


صفحه 807

آقای لمبراکیس در مورد وضعیت سیاسی بحث نمود. او اشاره کرد که تعداد زیادی احزاب جدید

سیاسی تشکیل شده اند. یک ناشر جدید در روزنامه فارسی زبان کیهان سرکار آمده. به نظر می آید که ناشر

قبلی به خاطر طرز برخورد و اهمیتی که کیهان به وضعیت خمینی در عراق داده از کارش برکنار شده.

آقای نیلی گزارش داد که نگرانی ها و بحث های زیادی در حوزه های کشاورزی، در مورد افزایش

قیمت های مواد غذایی وجود دارد.

آقای آلدر اظهار داشت که قصد دارد با یک تیم کمک های عمومی دولت ایالات متحده سفری به

منطقه طبس بنمایند. گروهی سعی دارد که یک هلیکوپتر تأمین کند تا قدرت نظاره کردن بر زلزله را داشته

باشد.

بدبینی در مورد ثبات ایران


صفحه 808

سند شماره 62

وزارت امورخارجه

محرمانه

تاریخ: 4 اکتبر 1978 12 مهر 1357

یادداشت

از: تئودور. اچ. موردن (مشاور هیئت برنامه ریزی سیاسی)

به: آقای پاول کریسبرگ

آقای آرنولد رافل

آقای پتر ویلسون

آقای فیلیپ کاپلان

موضوع: بدبینی در مورد ثبات ایران

خلاصه: یک مقام جوان و... ایرانی (رجوع شود به ورقه جدا شده) که اخیرا از تهران بازگشت تصویر

شومی از عدم ثبات در این کشور به دنبال تصویب حکومت نظامی و آتش سوزی سینما ترسیم کرده است.

این مرد که معمولاً رو به ترقی به نظر می رسید، به طور روشنی از شکننده بودن رژیم تکان خورده بود در

زیر ملاحظات و تجزیه و تحلیل او از اینکه چه نوع سیاست هایی برای برقراری ثبات در میان مدت، لازم

است ارائه می شود.

1 شکننده بودن رژیم در ایران در مطبوعات غربی و از سوی مقامات ارشد آمریکایی به طور

چشمگیری... گرفته شده است (نمونه ها ذکر شده است) نیاز غرب به شاه نیروی آمریکاییها را در مقابل

این واقعیت که سیستم ایران با وزارتخانه عریض و طویل و تسلیحات مدرن و صنایع نمایشی یک صدف

توخالی است، نابینا کرده است.

2 در پایان ماه اوت و دو هفته... ماه سپتامبر بلندمرتبه ترین اعضای حکومت ایران (در سطح کابینه و

بالاتر از آن) کاملاً فلج شده و در پشت پنجره های کرکره دار قدم می زدند، گویی مانند اعیان و اشراف در

انتظار احضار یک روبسپیر ناشناس برای رفتن به سوی گیوتین بودند.

3 همه اشخاص در تهران به حالت عصبی از یک کودتای ارتشی صحبت می کنند. معذالک خطر

فوری از یک فرقه تازه به دوران رسیده در دستگاه ارتش نیست بلکه از، از دست رفتن مشروعیت تمامی

رژیم سرچشمه می گیرد که سربازان وفادار به آن از شلیک به سوی مردم عادی که در حال تظاهرات آیاتی

از قرآن را تلاوت می کنند خودداری می کنند و یا قاطعانه علیه چنین دستوری عمل می کنند. این امر نفوذ و

اعتبار شاه را با قاطعیت بیشتری از توطئه های سرهنگ ها، از میان می برد و (برخلاف سرهنگ ها) حفاظی

برابر خود ندارد و در مقابل آن نمی توان نقشه ای طرح کرد.

4 فشارهایی که ایران دچار آن است ناشی از تکان شدید فرهنگی نوسازی و انتظارات غلوآمیز

درباره رشد اقتصادی و واقعیت زیربنای ناچیز اجتماعی است، نزدیک ترین علت آشوب های ایران، ناشی

از هجوم سیل وار مهاجرین از دهات به حومه های پر جمعیت شهرها است.

طریقه کوتاه مدت پاسخگویی به شکوه های مردم این بوده است که وعده های بیشتری بدهند (مثلاً

وزیر آموزش و پرورش و عده 18000 خانه برای معلمین داده است). این بدترین نتیجه قابل تصور