بر احتکار و بورس بازی معاملات ملکی که برای کاهش دادن تعداد میلیونرهای یکشنبه و مسدود کردن
شکاف بین ثروتمند و فقیر، زمینه هایی جدی برای سرخوردگی بوجود آورده است (یعنی در میان مالکان
که البته نه همه آنها دارایی خود را از لحاظ مالکیت بر تعداد روستاها بر می شمارند و امیدوارند که املاک
خود را در مقابل پول کافی بفروشند تا بتوانند فرزندان خود را به دانشگاه بفرستند و یا اندوخته ای برای
بازنشستگی خود داشته باشند) در زمانهای دیگر اراده به نوسازی ایران منجر به تصمیماتی شده است
(مثلاً دادن حق رأی به زنان) که معلوم بود در معرض مخالفت قرار می گیرد (یعنی از سوی محافظه کاران
مذهبی).
3 دگرگونی، همواره منافع موجود واگذار شده را در معرض تهدید قرار می دهد ولی از این نمی توان
نتیجه گرفت که تغییراتی که شاه انجام داده است، از قبل تعیین شده بود که درجه ای از مخالفین را نسبت به
فرمانروایی او که اکنون در میان جمعیت های ایرانی آشکار است بوجود خواهد آورد. بلکه بیشتر چنین به
نظر می رسد که طرز اعمال این تغییرات اغلب بیش از خود این تغییرات یک عامل اساسی تر در واکنش
نسبت به آنها بوده است، ایرانیان ظاهرا در اینکه عملاً از همه تصمیمات سیاسی 15 سال اخیر خارج از
میدان گذاشته شده اند شدیدا اظهار انزجار می نمایند. همان طوری که یک ایرانی میانسال، که می گفت
خوب یاد دارد اوضاع در دوران مصدق چگونه بود، اظهار داشته این که حکومت یک عوارض خروجی بر
ایرانیانی که قصد ترک کشور را دارند تحمیل کرده است، کمتر باعث دردسر من است تا اینکه داریوش
همایون وزیر اطلاعات سابق بدون اینکه زحمت مشورت با مجلس را که اعضای آن طبق قانون اساسی
باید حافظ منافع من باشند، به خود بدهد، آن تصمیم را اعلام کند. یک ایرانی دیگر که بازرگانان است
ضمن اشاره به مداخله حکومت در ساعات بازو بسته بودن مغازه ها گفت: «ما ایرانی ها اغلب دارای این
روحیه هستیم که (امروز کار کنیم و امروز هم بخوریم) و این میراث زمانی است که ایران هنوز یک کشور
فقیر بود، دکانداران کوچک بدین ترتیب تمایل دارند که ساعت های مناسب برای کدبانوها که عادات آنها
تابع شرایط حافظه یک روز قبل است که ممکن است هنگام ظهر برای خرید نان ناهار، ندانند پولی را که
برای خرید مواد لازم برای شام مورد احتیاج است از کجا خواهد آمد، به کار مشغول شوند. در عمل ما
ممکن است همان هفته ای چهل ساعت را که در غرب متداول است کار کنیم ولی ما خوشمان نمی آید که از
بوروکراتهای فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد که فکر می کنند بهتر از ما می دانند بشنویم که چه چیزی
برای ما بهترین است و چگونه و چه هنگامی باید کار کنیم.»
4 ایرانیان در جنوب ایران علاوه بر عدم رضایت های مشترکی که آنها از حکومت خود دارند در مورد
بیشتر مسایل دیگر، دارای نظریات مختلفی هستند. مثلاً روستاییان در حالی که عمیقا مذهبی هستند
به طور کلی در شور و هیجانی که برای بازگشت آیت اللّه خمینی که در اغلب مناطق شهری روی داده است
به طور کلی بی علاقه هستند آنها متمایل هستند که این مسئله را به نگرانی های اصلی خودشان از قبیل هوا
و قابل دسترس بودن آب و قیمت گندم و غیره نامربوط بدانند از سوی دیگر و علیرغم مواضع فکری
خویشاوندان روستایی اشخاصی که اخیرا از روستاها به شهرهایی وارد می شوند که در آنجا التهابات
مذهبی روی داده اغلب در این گونه فعالیت ها چهره برجسته ای نشان داده اند. توضیح این تضاد ظاهری
چنین به نظر می رسد که نتیجه بیمارگونه ای باشد که این روستاییان در کوشش برای هماهنگ کردن خود با
زندگی شهری دستخوش آن می شوند. اغلب مذهب آنها تنها نهادی است که در محیط جدید آنها، برای آنها
آشنا است و آنها بدین ترتیب بشدت تحت تأثیر عوامل مذهبی قرار می گیرند که آرمانی مانند آرمان
خمینی را در برگرفته است.
5 جامعه بازرگانان نیز درباره مسئله مذهب دچار تفرقه است. آنهایی که حرارت بیشتری از خود
نشان می دهند، در اعتراض به حکومت و در عزای مرگ شهدا داوطلبانه مغازه های خود را می بندد که
اغلب باعث خسارات مالی فراوان آنها می شود. دیگران نیز معمولاً مغازه های خود را می بندند، ولی بیشتر
از ترس عملیات تلافی جویانه به خاطر نبستن است نه اینکه به خاطر همدردی با آرمانهایی که علما در
پیش گرفته اند. آنها ممکن است مذهب را بسیار جدی بگیرند و از رژیم به همان اندازه متعصبین بدشان
بیاید.ولی آنها همچنین نگران کار و کسب خود نیز هستند و از برهم خوردگی هایی که تعطیل کار و کسب
بوجود می آورد منزجرند.
6 در میان اغلب اعضای نوگرای جامعه در جنوب ایران، نفرت نسبت به بنیادگرایان اسلامی شاید
عمیق تر از مخالفت با رژیم باشد یک بانکدار اهوازی آنهایی را که در تظاهرات مذهبی شرکت کرده اند (و
همچنین عده ای از پس مانده های بانک) را در آن شهر قلمداد که به عقل خود تحت نفوذ رهبران مذهبی که
کمتر از خودشان سواد دارند حکم مرخصی داده اند، قلمداد کرد. یک افسر ارشد نظامی در شیراز
روحانیون را به طور کلی بدترین عنصر در جامعه ایران معرفی کرد و بدست و پاهای تنبل که تنها به خاطر
اجتناب از نظام وظیفه وارد مدارس مذهبی شده اند معرفی کرد، یک مهندس تربیت شده در آمریکا در
صنایع الکترونیک ایران در شیراز در مقایسه رضاشاه (که او را تحسین می کند) با آتاتورک یک رهبر
بزرگتری بود برای این که او از همه علما در ترکیه خلاص شده است در حالی که رضاشاه مرتکب این
اشتباه شده است که بعضی از آنها را زنده گذاشته است. البته تسلط او بر واقعیات تاریخی ممکن است بسیار
متزلزل باشد ولی او شکی باقی نگذارده است که در مورد مسایل مذهبی در چه موقعیتی قرار گرفته است.
7 عدم اتفاق آراء درباره موقعیت و مقام اسلام به موازات عدم اتفاق در مورد مسایل سیاسی غیر
مذهبی قرار گرفته است. به جز آنهایی که خواستار بیرون راندن شاه و برقراری یک جمهوری بوده اند (و
این نظریه ای است که هنوز محدود به عده کوچکی از اقلیت ها در گروههای چپ افراطی و راست افراطی
در جنوب ایران است). ایرانیان کمتری به نظر می رسد که راه دیگری نسبت به رهبری شاه در نظر داشته
باشند.
انتقادات معمولاً محدود به نکاتی است که شاه در مورد آنها شکست خورده است و کمتر توجهی به این
موضع کرده است که چگونه نارسایی های گذشته باید اصلاح شود. به طور کلی یک اجماع آراء وجود دارد
که مجلس کنونی و آنهایی که ظرف 15 سال اخیر در خدمت دولت بوده اند بی اعتبار هستند و بنابراین
انتخابات هر چه زودتر، آزاد از دستکاری های دولت، اغلب مورد تقاضا است.
8 معذالک ایرانیان فکور اذعان دارند که هنوز انضباط مورد لزوم برای انتخابات با نظم در کشور کمتر
وجود دارد اغلب احزاب و گروه بندیهای سیاسی که در هفته های اخیر بوجود آمده اند تنها در سایه
شخصیت رهبران آنها به یکدیگر چسبانده شده اند. باتوجه به این اوضاع و احوال این ایرانیان اذعان دارند
که انتخابات بدون محدودیت ها درباره اینکه چه کسی می تواند در انتخابات شرکت کند و اندازه احزابی که
می توانند نامزدهای قابلی به مجلس بفرستند کدام خواهد بود احتمالاً مجلسی بوجود می آید که اعضای
آن مجموعه ای از احزاب کوچک و ناتوان به وحدت بخشیدن درباره هرگونه مسئله ای غیر از بی کفایتی
حکومت های گذشته می توان گفت که این راه دیگری به جای شاه است.
9 خلاصه، ایران با یک دو راهی دشواری مواجه شده است. اگر جنوب ایران به عنوان نماینده بقیه
کشور به عنوان نمونه فرض شود اغلب ایرانیان از ماهیت رهبری که آنها دارند ناراضیند ولی آنها نمی توانند
درباره آنچه که می خواهند به جای آن باشد با یکدیگر به توافق برسند. علاوه بر این به جز راه یک انقلاب
خشونت بار و تحمیل رژیمی که به احتمال قوی به همان اندازه رژیم شاه خودکامه خواهد بود ایرانیان به
نظر نمی رسد که در چنین لحظه ای انضباط شخصی کافی برای پیدا کردن راه چاره ای از وضع کنونی
خودشان داشته باشند. بدین ترتیب چنین به نظر می رسد که باتوجه به این کمبود شاه همچنان داور نهایی
آینده سیاسی ایران خواهد بود.
خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی
سند شماره 1 سند شماره 61
محرمانه
خلاصه مذاکرات هیئت مسایل مملکتی
4 اکتبر 1978 12 مهر 1357
سفیر با دادن دیدگاههای خودش از صحنه سیاسی داخلی جلسه را شروع کرد، این هفته به خاطر 3
حادثه بزرگ، دولت با یک جو سیاسی متشنج روبرو شد. عکس العمل هایی در قبال محاصره خانه خمینی
در عراق، افزایش اخیر اعتصابات صنعتی و تظاهرات در مناطقی که در آن حکومت نظامی نبود. سفیر در
این هفته دو بار نخست وزیر را دیده و در این دیدارها این حوادث مورد بحث بوده اند. سفیر، سولیوان
پیش بینی می کند که موقعیت هایی برای ناآرامیهای بیشتر در هفته آینده وجود دارد، زیرا مجلس روز
جمعه باز می شود و کلاس های دانشگاهها به طور آزمایشی دوباره شروع می شود. سفیر با هر دو نفر
آقایان انصاری و هویدا ملاقات خواهد کرد و جویای نظریات آنها در مورد سیاست های جاری ایران
خواهد شد. سپس سفیر چند نتیجه از ارتباطات اخیر را عنوان کرد.
... وزیر امورخارجه ونس ملاقات خوبی با وزیر امورخارجه ایران افشار، داشت. آقای افشار در
نیویورک با عراقی ها صحبت کرده و به نظر می آید که روابط ایران با عراق به طور قابل توجهی
مسالمت آمیز شده.
... سفیر شنیده که نروژیها از معامله گاز خارج شده اند، بخش اقتصادی در این مورد تحقیق خواهد
کرد.
... سفیر تا حدی در مورد قوانین ما در مورد فروش ماشین های خصوصی نگران است. اداره شما را در
جریان قوانین موجود علیه سودجویی در فروش ماشین های خصوصی قرار خواهد داد.
... تعداد زیادی از ملاقات کنندگان ما با ندادن توضیحات کافی در مورد سفرشان و برنامه ریزیشان ما
را همچنان در بلاتکلیفی نگه می دارند. سپس رؤسای بخش ها خبرهای خود را در مورد عملیاتشان
گزارش دادند.
آقای شلنبرگر گفت که ثبت نام برای کلاسهای زبان IAS بیشتر از حدی بود که حتی آنها می توانستند
خوابش را ببینند (یا خواب وحشتناک!). در نتیجه مشکل کمبود معلم بدتر شده، نمایشگاه هنری تهران 78
و نمایشگاه دکوننیک منتفی شده اند.
ژنرال گست، ژنرال استون رئیس جدید ارتش را معرفی کرد. ژنرال گست گزارشی داد که مشمولین وظیفه
در گارد شاهنشاهی خدمت نمی کنند، ولی ممکن است در تیپ لجستیکی خدمت کنند.
... آقای جان میلز درباره اعتصابات اخیر گزارش داد، بانک ملی و شرکت تلفن آرام و مستقر شده اند.
ولی هنوز به شرکت ملی نفت ایران اطمینانی نیست، آقای میلز این طور پیش بینی کرد که آرام کردن
اعتصابات با وعده های مالی گرانقیمت مطمئنا نتایج بسیار بد اقتصادی به دنبال خواهد داشت زیرا که
منافع حقوق های جدید به تمام کارمندان دولت اضافه می شود.
آقای رینو اشاره کرد که رقم های تقریبی نهایی در نمایشگاه کالاهای تجارتی کاملاً رضایتبخش
است. اکثر شرکت کنندگان امریکایی در نمایشگاه کالاهای تجارتی متوجه شده اند که شرکت شان سودآور
بوده.
آقای لمبراکیس در مورد وضعیت سیاسی بحث نمود. او اشاره کرد که تعداد زیادی احزاب جدید
سیاسی تشکیل شده اند. یک ناشر جدید در روزنامه فارسی زبان کیهان سرکار آمده. به نظر می آید که ناشر
قبلی به خاطر طرز برخورد و اهمیتی که کیهان به وضعیت خمینی در عراق داده از کارش برکنار شده.
آقای نیلی گزارش داد که نگرانی ها و بحث های زیادی در حوزه های کشاورزی، در مورد افزایش
قیمت های مواد غذایی وجود دارد.
آقای آلدر اظهار داشت که قصد دارد با یک تیم کمک های عمومی دولت ایالات متحده سفری به
منطقه طبس بنمایند. گروهی سعی دارد که یک هلیکوپتر تأمین کند تا قدرت نظاره کردن بر زلزله را داشته
باشد.
بدبینی در مورد ثبات ایران
سند شماره 62
وزارت امورخارجه
محرمانه
تاریخ: 4 اکتبر 1978 12 مهر 1357
یادداشت
از: تئودور. اچ. موردن (مشاور هیئت برنامه ریزی سیاسی)
به: آقای پاول کریسبرگ
آقای آرنولد رافل
آقای پتر ویلسون
آقای فیلیپ کاپلان
موضوع: بدبینی در مورد ثبات ایران
خلاصه: یک مقام جوان و... ایرانی (رجوع شود به ورقه جدا شده) که اخیرا از تهران بازگشت تصویر
شومی از عدم ثبات در این کشور به دنبال تصویب حکومت نظامی و آتش سوزی سینما ترسیم کرده است.
این مرد که معمولاً رو به ترقی به نظر می رسید، به طور روشنی از شکننده بودن رژیم تکان خورده بود در
زیر ملاحظات و تجزیه و تحلیل او از اینکه چه نوع سیاست هایی برای برقراری ثبات در میان مدت، لازم
است ارائه می شود.
1 شکننده بودن رژیم در ایران در مطبوعات غربی و از سوی مقامات ارشد آمریکایی به طور
چشمگیری... گرفته شده است (نمونه ها ذکر شده است) نیاز غرب به شاه نیروی آمریکاییها را در مقابل
این واقعیت که سیستم ایران با وزارتخانه عریض و طویل و تسلیحات مدرن و صنایع نمایشی یک صدف
توخالی است، نابینا کرده است.
2 در پایان ماه اوت و دو هفته... ماه سپتامبر بلندمرتبه ترین اعضای حکومت ایران (در سطح کابینه و
بالاتر از آن) کاملاً فلج شده و در پشت پنجره های کرکره دار قدم می زدند، گویی مانند اعیان و اشراف در
انتظار احضار یک روبسپیر ناشناس برای رفتن به سوی گیوتین بودند.
3 همه اشخاص در تهران به حالت عصبی از یک کودتای ارتشی صحبت می کنند. معذالک خطر
فوری از یک فرقه تازه به دوران رسیده در دستگاه ارتش نیست بلکه از، از دست رفتن مشروعیت تمامی
رژیم سرچشمه می گیرد که سربازان وفادار به آن از شلیک به سوی مردم عادی که در حال تظاهرات آیاتی
از قرآن را تلاوت می کنند خودداری می کنند و یا قاطعانه علیه چنین دستوری عمل می کنند. این امر نفوذ و
اعتبار شاه را با قاطعیت بیشتری از توطئه های سرهنگ ها، از میان می برد و (برخلاف سرهنگ ها) حفاظی
برابر خود ندارد و در مقابل آن نمی توان نقشه ای طرح کرد.
4 فشارهایی که ایران دچار آن است ناشی از تکان شدید فرهنگی نوسازی و انتظارات غلوآمیز
درباره رشد اقتصادی و واقعیت زیربنای ناچیز اجتماعی است، نزدیک ترین علت آشوب های ایران، ناشی
از هجوم سیل وار مهاجرین از دهات به حومه های پر جمعیت شهرها است.
طریقه کوتاه مدت پاسخگویی به شکوه های مردم این بوده است که وعده های بیشتری بدهند (مثلاً
وزیر آموزش و پرورش و عده 18000 خانه برای معلمین داده است). این بدترین نتیجه قابل تصور
می باشد زیرا (الف) برای تحقق امکان پذیر نیست و (ب) خواست های دیگران را باشکوه بر می انگیزد.
6 هرگونه برنامه واقعی دراز مدت جهت ثبات در ایران باید خودخواهی ها و ساخت قدرت اسلام
سنتی را تسکین دهد زیرا اسلام سنتی به خواستهای واقعی (غربی) جهت فاضلاب و راهها و خانه ها و
خدمات پاسخ می گوید و همچنین جریان هجوم سیل آسای مهاجرین به شهرها را مهار کند (محدودیت
اخیر مالیات بر تولیدات کشاورزی گامی در جهت درست بود) و همچنین باید یک حزب سیاسی برای
پشتیبانی از سوی گروههای طبقه متوسط پایین تر که از برنامه های دولت سود می برند ایجاد کند. در حال
حاضر آن طوری که اوضاع و احوال نشان می دهد اشخاصی که از شاه پشتیبانی می کنند به هیچ وجه قادر
به اقدام نیستند. در واقع نگاهی به گذشته نشان می دهد که شکست در سرو صورت دادن به حزب رستاخیز
بزرگترین شکست شاه به شمار می رود.
7 ناپدید شدن شاه فاجعه بزرگی خواهد بود، نه تنها بدان علت که یک نفر مانند قذافی ممکن است
قدرت را بدست گرفته و یک حکومت رادیکال منسجم سازمان دهد، بلکه بدان علت که رهبر دیگری با
نیروی جاذبه یا قدرت سبع حیوان صفتانه که بتواند ایران را به نحو منسجمی اداره کند وجود نخواهد
داشت. ایران بدون شاه شاید شاهد کودتا پس از کودتا باشد و امواج ناآرامی، نیروی کشور را به زوال
بکشاند و ظرفیت کشو را برای هرگونه منطقه ای از میان ببرد.
دولت شریف امامی، تحلیل و طرح
شماره 63
تاریخ: 16 اکتبر 1978 24 مهر 1357
شماره: 10061
طبقه بندی: محرمانه
از: سفارت آمریکا در تهران
به: وزارت امورخارجه واشنگتن
موضوع: دولت شریف امامی، تحلیل و طرح
خلاصه: این اولین برگ از سری تلگرافهایی است که عوامل مهم مرتبط با وضع داخلی ایران را تحلیل
می کند. دولت آشتی شریف امامی با مواجه با محذور حکومت نظامی کار خود شروع کرد و هنوز در تقلای
حل مشکلات ناآرامی های داخلی است که با هدایت رهبران مذهبی ایران و همکاری گروه گسترده ای از
شاکیان سیاسی اقتصادی جریان دارد. این دولت با تهیه پیش نویس قوانین آزادی مطبوعات، اداره
دانشگاهها و اجتماع که بلافاصله با انتقاد شدید روبرو گشت که این قوانین از قوانین مشمول اصلاح قبل
بدتر هستند، بدجوری ضربه خورد. معهذا، دولت می خواهد پایداری کند و امتیازاتی به رهبران مذهبی که
(فعلاً سعی در مذاکره با ایشان دارد) داده است، افزایش دستمزد را برای آرامش کارکنان داخلی و دولتی
تأیید نموده، فشار مبارز ضد فساد را براساس درخواست مجلس و مردم برای تنبیه سودجویان به عمل
آورده است.
شکست مذاکرات با رهبران مذهبی محققا به سقوط زودرس دولت می انجامد و حتی وصول توافقی
در این مورد تضمینی برای ادامه حکومت نیست. ضعف آشکار شده دولت ایران در آینده نگری به اضافه
مسایل خدمت به یک آقای سخت گیر به صورت شاه و هماهنگ کردن خود با مدیریت جداگانه حکومت
نظامی باعث ایجاد مسایل فرعی زیادی گردیده است. ادامه وضع منجر به تولید ناآرامی که در حد کنترل
رهبران مذهبی نیست می گردد. هرگونه تلاش که به درگیریهای خونین بیانجامد، امکان دارد رهبران
مذهبی را وادار به نقض مصالح نماید. پایان خلاصه
1 در مواجهه با اعتراضات به مقیاس وسیع به رهبری محافظه کاران مذهبی، شاه دولت تکنوکرات
آموزگار را برکنار کرد (27 اوت) و دولت جدید شریف امامی تشکیل شد. مأموریتش آرام کردن و
همکاری با مذهبیون و عوامل دیگر مردمی که در تظاهرات وسیع دست دارند بود. کابینه جدید ترکیبی از
مهارت و تجربه است. سن متوسط هیئت دولت نسبت به قبل بیشتر بوده و کمتر تحصیل کرده آمریکا
هستند.
برخی سابقه عضویت حزب توده دارند. شریف امامی قبلاً خود نخست وزیر بوده و شش تن از
وزیرانش در زمینه اقتصادی از کابینه قبلی منتقل شده اند. دیگران سیاستمداران مسن تری هستند که به
مسایل مردم بیشتر توجه دارند. به عنوان یک برخورد سمبلیک وزیر امور زنان حذف شده. سازمان اوقاف
تحت ریاست کنی که بین عناصر مذهبی خیلی شناخته شده است، به سطح وزارت ارتقاء داده شده است.
شریف امامی خود از خانواده ای مذهبی بوده و همانند آزمون وزیر امور اجرایی وابستگی مذهبی
دارد. آنها با تمام احوال به شاه وفادار بوده و نخست وزیر شخصا تقرب خاصی به شاه دارد. هر چند اعتبار
مذهبی شریف امامی و آزمون بین مجامع روحانیت مبارز مورد سؤال بوده و معتقدند که رفتار غیر مذهبی