6 کوشش های دولت برای اجتناب از برخورد اقتصادی به علت ایجاد اعتصابات کارکنان دولت،
مناطق نفتی، و دیگر کارگران صنعتی بدفرجام بود و با روحیه اصلاح طلبانه ای، دولت به سرعت
خواسته های اقتصادی را به صورت مضاعف کردن دستمزد کارگران انجام داد که منجر به اعتصاب
کارکنان بخش خصوصی برای خواسته های مشابهی گردید. این عمل نیز احتمالاً منتهی به افزایش حقوق
کارکنان شرکت های شخصی خواهد گردید و بدین ترتیب علیرغم نتیجه ای که دولت از تقلیل بودجه
دفاعی و دست زدن به برنامه های اقتصادی وسیع مانند توقف خریدهای آتی راکتورهای اتمی برای
کاستن بخشی از تورم دارد، یک دور تورم آمیز آغاز شده است.
7 تمام این پس رفتن ها و خطاها همراه با انتقاد پارلمان و مردم طبعا باعث درگیری در کابینه که خود
یک مجمع فاقد امید شده است، علیرغم ناخشنودی مسئولین وزارتخانه های اقتصادی و دیگر
خصومت های شخصی فقط دو استعفا انجام شده، یکی وزیر بهداری که بلافاصله تعویض شد، و دیگر وزیر
علوم و آموزش عالی (که استعفا او هنوز بر ملا نشده) امکان استعفاهای دیگر را نمی توان نفی کرد.
خصوصا باتوجه به انتقادات پراکنده پارلمانی و دیگران که اتهامات ایراد شده آنها مبنی بر بی کفایتی و
فساد می تواند به مصادر حاضر امر نیز مانند بسیاری از اسلاف آنها نسبت پیدا کند. ولی شاه مصمم به
تغییراتی در نخست وزیر نبوده و ما در انتظار کوشش های جدی برای مسکوت گذاردن درگیریهای کابینه
هستیم.
8 مشکل جدی دولت اینک در اواسط اکتبر خاتمه دادن به بی نظمی توسعه یافته در شهرها و دهات
ایران است که باعث تلفاتی از متظاهرین و نیروی پلیس شده است. یک عامل مهم ناآرامی گسترده
دانشجویان که اغلب حمایت اعضای دانشکده ها را نیز با خود دارد و اخیرا به دبیرستانها و معلمین سرایت
کرده است. خط مشی دولت مذاکره آرام با رهبران مذهبی و سیاسیون مخالف در عین حال و کنترل نمودن
اغتشاش بوده و به این امید که باعث انزوای اخلال گران که وابسته به گروههای افراطی هستند بشود.
کوشش هایی غیرمستقیم برای قانع کردن خمینی صورت می پذیرد. در صورت موفقیت این کوشش ها راه
درازی را برای تفاهم با مشکلات مشابه دولت با دانشگاهها و گروههای دانشجویی وجود دارد. واضح
است که هدف دولت اجتناب از گسترش حکومت نظامی و در واقع پایان دادن هر چه زودتر آن قبل از
انتخابات تابستان سال آینده است.
9 پس از گذشت دو ماه از تصدی امر در دوران اغتشاشات ناگهانی، دولت شریف امامی عملکرد
اشتباهی ارائه داده و گرچه ظاهرا می خواهد او را برای آینده نزدیک بر سر کار نگهدارد ولی هنوز به
صورت عامل انتقالی مختصری به آن نگاه می کند. ملت در ماههای گذشته از ریشه تکان خورد و هیچ
دولت دوره جدید خاطره ای از مشکلات چنین پیچیده و انفجاری نداشته است، به علاوه نخست وزیر
مجبور بوده که در داخل دستگاه خود با یک شاه خودنگر، دور از وقایع و اغلب خود رأی و همچنین
فرماندهی عالی نظامی خشمگین، بی قرار و گاهگاه خشن وفق دهد. محدودیت حوزه عمل او در وضعیت
کنونی بسیار آشکار است.
10 اگر شریف امامی به حصول تفاهم با رهبران مذهبی در جریان مذاکرات نایل شود، یک قدم بزرگ
در جهت سکون سیاسی برداشته است. واضح است که این کوشش می بایست برای او در درجه اول قرار
گیرد. ولی دولت او با قصور در توجه به عواقب اقدامات شتابزده و ناگهانیش خود را انگشت نما کرده است.
با کوشش در جهت جلب رضایت اقشار گوناگون مردم توسط رشدهای سریع (از قبیل بالا بردن فوق العاده
دستمزدها، ارائه مواد نامناسب به مقننه و غیره)
دولت ایران سهوا به ایجاد عکس العمل های خشمگینانه دیگر مدد رسانه است. این اعمال به مشکل بزرگ
دولت در هماهنگ کردن خود با احوال شاه و اقدامات ارتش افزوده می شوند و می توانند به تضعیف اثر
موفقیت های احتمالی دولت در مذاکراتش با رهبران مذهبی کمک نمایند.
11 سؤال دیگر این است که آیا رهبران مذهبی قادر به کنترل مهار یا اداره کامل بی نظمی های گسترده
هستند؟ ایشان امسال رهبری ناآرامی ها را داشتند و باید دید که آیا باتوجه به عناصر متعدد مستقل
جمعیت که اینک در پی منافع خود آشوب ایجاد می کنند آنها می توانند جهت جریان را دگرگون سازند. اگر
رهبران مذهبی نتوانند در این جهات کاملاً مؤثر واقع شوند، دولت مجبور خواهد شد که با اغتششات
مقابله کند و سرکوب شدید آنها می تواند باعث خونریزی شود و لذا رهبران مذهبی را دوباره به خاطر حفظ
وجهه شان در میان مردم به میدان جنگ بکشاند.
سولیوان
ارزیابی اطلاعاتی درباره ایران
سند شماره 64
طبقه بندی: سری
ارزیابی اطلاعاتی درباره ایران
فهرست مطالب
1 زمینه نا آرامی کنونی
ناهنجاری های اجتماعی
دشواریهای اقتصادی
بن بست سیاسی.
2 چشم انداز کوتاه مدت
تحمیل حکومت نظامی
آرام کردن مخالفین
اثر بر روی سیاست خارجی و دفاعی
3 مشکلات دراز مدت
اقتصاد و نفت
تشنجات داخلی
نقش منطقه ای
جهت گیری بین الملل
4 چشم انداز تا آخر سال 1985
فرمانروایی پهلوی
حکومت نظامی
کنترل غیر نظامی
سری غیر قابل دسترسی برای خارجیان
بحث
1 زمینه ناآرامی کنونی
1 زمینه ناآرامی کنونی
ایران در سال 1978 دچار آشوب سیاسی و ناآرامی های داخلی جدی تری از هر زمانی در دوران
سلطنت 37 ساله محمد رضاشاه پهلوی است. آنچه طنزآمیز به نظر می رسد این است که ناآرامی که
موقعیت شاه را تهدید می کند به اندازه زیادی ناشی از موفقیت او در پیشبرد تغییرات اجتماعی و رشد
اقتصادی در جامعه سنت گرای ایران بوده است.
این تغییر به اندازه ای سریع بود، که از توانایی نهادهای اجتماعی اقتصادی و سیاسی کشور برای انطباق
خود با آن پیشی جسته است. اثر جمیع مشکلات جدی ناشی از هر یک از این زمینه ها بوده است که
تصاعد تظاهرات خیابانی را که منجر به اعلام حکومت نظامی در سپتامبر 1978 تسریع کرده و می توان
گفت که یک تحول ناهنجار که مخالف میل مردم بوده باعث بوجود آمدن آن شده است. علیرغم حکومت
نظامی ناآرامی عمومی ادامه یافته و در واقع مشکل های جدیدی از قبیل متوقف شدن وسیع کار و
تحریم های دانشجویی و دانش آموزی به خود گرفته است.
بدبختی های اجتماعی
بدبختی های اجتماعی
مدرنیزه شدن سریع جامعه ایران در 15 سال اخیر منافع قابل ملاحظه ای برای جمعیت ایران آورده
است چه در زمینه تعلیم و تربیت و چه در خدمات پزشکی ولی در عین حال باعث شده است که
اختلال هایی جدی بوجود آورد که به طور مستقیم به ناآرامی های داخلی کمک کرده اند. انقلاب سفید شاه
که رسما از سال 1963 آغاز شد و بعدا نام انقلاب شاه و ملت را گرفت تغییرات اساسی ولی ناقص در
قشرهای پایه ای جامعه ایران ایجاد کرد که از جمله آنها مالکیت زمین، رشد زندگی روستایی و توزیع آب و
سیستم دادگاهها و تعلیم و تربیت و خدمات پزشکی و نقش روحانیون و زنان بوده است. اثرات اجتماعی
صنعتی کردن سریع و در واقع اجباری و ظهور تسریع شده یک طبقه متوسط مدرن و جریان فزاینده سریع
شهرنشینی را باید به اثرات بر هم زننده این اصلاحات افزود.
آنهایی که اکنون شاه را به مبارزه طلبیده و درپی آنند تا نظام سیای ایران را اصلاح یا جایگزین کنند از
گروهی برخاستند که از دگرگونی جامعه و به ویژه تعداد فزاینده جوانان تحصیلکرده سود برده اند و
همچنین از میان گروهایی که فاقد هرگونه امتیازی بوده و به ویژه مهاجرین بدون مهارت به مناطق شهری
تشکیل شده اند. هر دو مقوله حتی اگر به نظر بگیریم که تنها در معرض تأثیر رسانه های گروهی قرار
گرفته اند تا اندازه ای اندیشه ها و ارزش های مدرن و غیر مذهبی را از آن خود کرده اند و این امر آنها را برای
زندگی در یک محیط خشن غیر مشخص شهری عاجز ساخته است و آنها را برآن داشته است تا هرگونه
حاکمیت و اعتباری را از جمله حاکمیت شاه یا اسلام سنتی را به مبارزه بطلبند این تحول اخیر وسیله ای
بوده است تا تمایل نیرومند رهبران با نفوذ مذهبی را برای مخالفت با نوسازی تقویت کند.
دشواریهای اقتصادی
دشواریهای اقتصادی
تا اواخر رشد مداوم و سریع، اقتصاد ایران ظاهرا قادر به نظر می رسید تا پیشرفت مادی کافی را برای
غلبه بر اثرات سوء مشکلات فزاینده اجتماعی تأمین کند. ولی اکنون حکومت و مردم ایران آگاهند که
منافع بدست آورده اقتصادی به خوبی توزیع نشده است و این که سودهای آینده به این آسانی سرازیر
نخواهند شد و اینکه کیفیت همگانی زندگی ممکن است بهبود نیابد و حتی در زمینه هایی که اقتصاد سیار
سریع رشد کرده است. به دلیل اینکه آرزوهای واقعی همه طبقات از امتیازات مادی که بدست آورده اند
فراتر رفته است و علاوه بر این اثرات سیاسی اوضاع اقتصادی بیش از خود واقعیت اقتصادی که عبارت از
این است که این واقعیت که یک نفر ایرانی نمونه اکنون از یک سطح زندگی بالاتری از هر زمانی در گذشت
برخوردار است، آشوب انگیزتر است. موارد گله ها درباره تورم، فساد و توزیع فزاینده نابرابر ثروت و
هم چنین نیازهای مشخصی مانند مسکن، غذا، حمل و نقل، کار و خدمات اساسی عمومی دور می زند.
دشواریهای اقتصادی که به ناآرامی کنونی کمک کرده است در درجه اول ناشی از طرح های جاه طلبانه
صنعتی کردن کشور در اوایل و اواسط دهه 1970 بوده است. مثلاً برنامه سرمایه گذاری 5 ساله سالهای 78
1973 که براساس درآمدهای پیش بینش شده نفتی تنظیم شده بود( باتوجه به این که در سالهای 74
1973 قیمت های نفت چهار برابر شده بود) شامل 70 میلیارد دلار سرمایه گذاری در طرح های رشد
اقتصادی بوده است. در دوران 76 1970 ایران از نرخ رشد تولید ناخالصی ملی سالیانه 10% برخوردار
بود ولی در عین حال دچار مشکلات مربوط به آن نیز شده بود که عبارتند از کمبود کارگر ماهر و بعضی
کالاها، انبارها، بنادر و تأسیسات توزیع داخل پیش از اندازه انباشته شده و تأخیرهای جدی ناشی از
دیوانسالاری و تورم فزاینده (24 درصد در سال 1977) و غفلت نسبی در زمینه کشاورزی و بخش
خصوصی. این موج فراوانی در سال 1977 متوقف شد و در آن هنگام نرخ رشد متوسط تولید ناخالص
ملی به کمتر از 3% رسید و هدف های محقرانه تری در نظر گرفته شد ولی زیان سیاسی به ویژه در میان
کارگران شهری و پیشه وران خرده پا و صنعتگران کار خود را کرده بود.
بن بست سیاسی
بن بست سیاسی
نظام سیاسی ایران نتوانسته است بنحو مؤثری به هجوم تقاضاهایی که ناشی از مشکلات متعدد
اجتماعی و اقتصادی کشور بود، پاسخ مثبتی بدهد. آنچه موجب تضادهای ضد و نقیض می شود این است
که شاه و حکومت اکنون دستخوش عواقب فرمانروایی درازمدت خودکامانه او شده اند که کمتر فرصت
برای مشارکت عموم داده است و همچنین شاه دستخوش لبیرالیزه کردن سیاسی شده است که تظلمات
بیان شود و این امر به ناآرامی های جدی منجر شده است، برنامه لیبرالیزه کردنی که شاه در سال گذشته
آغاز کرده در واقع به مطبوعات آزادی قابل ملاحظه ای داده است و اجازه تشکیل احزاب سیاسی را غیر از
حزب رسمی رستاخیز و وعده انتخابات آزاد در سال 1979 داده است.
علاوه براین این برنامه همراه با کاهش محسوسی در بکار بردن روش های پلیسی ساواک و سایر
بنگاهها برای خبرگیری و کنترل فعالیت های سیاسی بوده است. در نتیجه این برچیده شدن مهارها و
محدودیت ها، بیان سیاسی از سوی گروههای وسیعی از مردم اعم از وفادار یا مخالف مانند قارچ روئیده و
بطوری که ورای توانایی نهادهای رسمی تضعیف شده کشور و برای مقابله با آن شده است. نه دولت هنوز
آن آمادگی را که برای پذیرفتن وظایف و مسئولیت های یک نظام سیاسی دمکراتیک لازم است، ندارند.
حزب رستاخیز عملاً در میان این آشوب از هم متلاشی شده است و مجلس هر چند به عنوان یک
تریبون بحث در اطراف مشکلات کشور بیشتر از هر زمانی از سالهای 1950 فعال تر بوده است و بنابراین
به عنوان یک سوپاپ اطمینان مورد استفاده قرار گرفته، نتوانسته است راه حل های مؤثری برای رهایی از
این بلاتکلیفی سیاسی یا رهبری در مقابله با آن فراهم کند بنابراین بار سنگین تماما بر روی شاه (و بر روی
حکومت جدید و به طور کلی ضعیف، جعفر شریف امامی نخست وزیر) برای متعادل کردن لزوم نظم عمومی
با ضرورت یک راه حل سیاسی افتاده است. رهبران ارشد نظامی برای شق اول اصرار دارند در حالی که
مخالفین غیرنظامی خواستار شق اخیر هستند.
مخالفین غیرنظامی که علم مبارزه را بر افراشته اند دارای دو عنصر اساسی هستند یعنی جانشینان
دست چپی جبهه ملی سالهای 1950 که اکنون تا میزان محدودی تحت نام نهضت آزادی ایران فعالیت
می کنند و جامعه محافظه کار مذهبی شیعه میلیون نیروی خود را از روشنفکران طبقه متوسط طبقه بالای
شهرها کسب می کنند و به طور کلی با حکومت خودکامه مخالفند. در حالی که مخالفان مذهبی از طبقات
پایین و پایین متوسط برخوردارند و در درجه اول با سیاست های اصلاح طلبانه شاه که وضع مذهب را در
کشور تهدید می کند مخالفند، علاوه اینها مخالفین سازمان یافته شامل مجاهدین خلق که عضویت خود را
از میان مخالفان مذهبی تکمیل می کند و چریک های فدایی خلق که دارای گرایش چپ است و از میان
دانشجویان دانشگاه سربازگیری می کند و همچنین حزب توده (کمونیست). رهبران مذهبی، به ویژه
چهره هایی مانند آیت اللّه روح اللّه خمینی تبعید شده و آیت اللّه شریعتمداری از شهر قم نفوذ بزرگی بر روی
توده ها دارند و به سرعت می توانند آنها را بسیج کنند ولی در گذشته آنها توانایی محدودی برای سازمان
دادن خود و پیروان خویش نشان داده اند. احزاب چپ گرا و گروههای تروریستی بهتر سازمان یافته اند ولی
پیروان کمتری دارند. رهبران چندین گروه مخالف لزوم تشریک مساعی با یکدیگر را احساس می کنند
ولی تاکتیک ها و اهداف متفاوت آنها که در زیر درباره آنها بحث خواهد شد همکاری مؤثر را غیرممکن
ساخته است.
2 چشم انداز کوتاه مدت
2 چشم انداز کوتاه مدت
دورانی که به اواسط سال 1979 ختم می شود احتمالاً، در تعیین توانایی شاه به حفظ قدرت و
اختیارات سلسله پهلوی و نظام موجود سیاسی ایران، در یک شکل تضعیف شده که بتواند مانند گذشته
انجام وظیفه کنند، دوران بحرانی خواهد بود شاه در این چهارچوب زمانی، ضرورتا باید قدرت تصمیم و
توانایی خود را برای حفظ نظم کشور نشان دهد زیرا هرچند حکومت نظامی را می توان به ماورای تاریخ
انقضای آن در مارس 1979 تمدید کرد چنین کاری موضع شاه را باز هم بیشتر تضعیف خواهد کرد و این
منزله آن خواهد بود که شاه به طور ضمنی به ناتوانی خود برای برقراری مجدد ثبات و اعتماد اعتراف کرده
است. علاوه بر این شاه وعده داده است که انتخابات چهار ساله مجلس که تاریخ آن تابستان 1979 است
انجام خواهد گرفت و آزاد خواهد بود، وفا کردن به این تعهد مستلزم دادن امتیازات بی سابقه ای چه از
جانب شاه و چه از جانب مخالفین عمده او خواهد بود. اگر شاه بتواند پاسخگوی این... مبارزه جویی باشد
مهلتی برای خویش بدست خواهد آورد ولی اگر موفق نشود موقعیت او به تدریج و بنحو متصاعدی متزلزل
خواهد شد.
تحمیل حکومت نظامی
تحمیل حکومت نظامی
شاه و حکومت در کوشش برای حفظ نظم مدنی در ماههای آینده حتی در شرایط حکومت نظامی با
دشواریهای بزرگی مواجه خواهد شد، هر چند ثبات نسبی از ماه سپتامبر در تهران و یازده شهر دیگری که
حکومت نظامی در آن برقرار شده به چشم می خورد، معذالک آشوب های داخلی و حوادث تروریستی در
سراسر کشور توسعه یافته و دست کشیدن از کار باعث تعطیل شدن مؤسسات متعدد دولتی و بعضی از
مؤسسات شخصی شده است و تحریم کلاس ها از سوی دانشجویان، گشایش بیشتر دانشگاهها را به تأخیر
انداخته است. آنچه مضحک به نظر می رسد این است که موقعیت حکومت در برقراری مجدد نظم در این
اوضاع و احوال بنحو فزاینده ای در ادامه آمادگی مخالفان اعتدالی تر اثر خواهد گذاشت تا به هم مذهبان و
هم مسلکان سیاسی خود توصیه خویشتن داری کنند.
نمایندگان حکومت سرگرم مشورت با رهبران مذهبی برگزیده و سیاست مداران غیرمذهبی هستند و
با اندکی موفقیت می کوشند تا بر علاقه آنها در اجتناب از هرج و مرج و تأمین تغییرات کنترل شده و ثبات
اساسی مداوم فائق شوند. این تاکتیک باعث خاتمه آشوب ها نخواهد شد و انتقادکنندگان را خرسند
نخواهد ساخت ولی ممکن است باعث دفع وقت شده و مانع تحکیم بیشتر مخالفان شود در حالی که
بی نظمی های جدی تری تکرار شود انحصار قدرت در دست نیروهای مسلح و امنیتی ایران از لحاظ نظر و
تئوریکی به آنها قدرت کافی می دهد تا مانع آن شوند که آشوب ها از کنترل آنها خارج شود یا در آینده
بسیار نزدیک یا در سال 1979 اگر تمدید حکومت نظامی ضرورت پیدا کند این نیروها هر چند برای
کنترل اغتشاشات خوب آموزش ندیده اند معذالک دارای تجهیزات ویژه و آموزش محدود اضافی هستند
و قادر خواهند بود رژیم را تحت حمایت خود بگیرند ولی تا زمانی که وفادار باقی بمانند و عزم وفادار
بودن را داشته باشند. نظامیان در حال حاضر از رژیم حمایت می کنند و حاضرند از آن با قوه قهریه دفاع
کنند ولی واضح است که در میان پرسنل آنها درجات مختلفی از وفاداری و پشتیبانی وجود دارد.
افسران ارشد همه چیز خود را از این رژیم دارند و از لحاظ سیاسی از همه محافظه کارترند و تمایل به
حداکثر وفاداری نسبت به شاه را دارند. این افسران ارشد بودند که شاه را متقاعد ساختند تا حکومت
نظامی را اعلان کند معذالک این افسران بیش از همه در اوضاع و احوال افراطی برآن خواهند بود تا
سرخوردگیهای خود را با ناآرامی مداوم جبران کرده و با آشوب های حکومت کشوری خواستار حکومت
نظامی یا کودتا گردند، ما اطلاعات کمتری درباره روش و موضع افسران جزء و سربازان وظیفه داریم ولی
این افسران و سربازان به ویژه مانند خود تظاهرکنندگان، به طور عمده از طبقات محرومتر شهرها و از
طبقات پایین و متوسط پایین تغذیه می شوند، بنابراین اگر امنیت عمومی در هم بریزد کمتر یقین حاصل
است که این عناصر از میان نظامیان به دستور مافوق های خود برای شلیک به طرف تظاهرکنندگان صرفا
به خاطر حمایت از شاه و حکومتی که از طرف وی منسوب شده اطاعت کنند. از میان چندین واحد نظامی
که برای تحمیل حکومت نظامی در دسترس است گارد شاهنشاهی که اکنون در تهران مستقر شده و تیپ
نیروهای ویژه و سربازان هوابرد از طرف حکومت ایران بیش از همه قابل اتکاء تلقی می شوند.
آرام کردن مخالفان
آرام کردن مخالفان
اوضاع امنیتی سرانجام به آرامی ولی تنها پس از اینکه امتیازات مهمی از سوی شاه و حکومت علاوه بر
آنچه تاکنون پیشنهاد کرده اند داده شود. این امتیازات در همه زمینه ها لازم خواهند بود اعم از اجتماعی،
اقتصادی و سیاسی، معذالک حتی امتیازات بسیار وسیعی نیز ادامه آرامش را تأمین نخواهد کرد زیرا در
میان ایرانیان و یقینا در میان مخالفان سیاسی و مذهبی یک گرایش عمومی و همگانی وجود دارد که
هرگونه امتیاز را نشانه ای از ضعف می دانند که بایستی مورد بهره برداری قرار گیرد و آن را عناصر مثبت
یک راه حل سیاسی نمی دانند بنابراین شاه و حکومت لازم است امتیازات به موقع را که به خوبی تشریح
شده است با اعمال عاقلانه حاکمیت کافی و نیروی قهریه توأم نمایند تا آنهایی را که ارفاق را با ضعف
یکسان می دانند و بازهم بیشتر رژیم را به مبارزه خواهند طلبید بترسانند. تقاضاهایی که از طرف چندین
گروه مخالفین عنوان می شود از لحاظ محتوا و روح عنوان شدن و احتمال پذیرفته شدن به وسیله رژیم
بسیار متفاوت است. روحانیون شیعه که مؤثرترین گروه مخالفان را تشکیل می دهند همچنین در میان خود
با یکدیگر متفاوتند. بانفوذترین رهبر آنها آیت اللّه خمینی که سالها تبعید شده خواستار سرنگون کردن شاه
و برقراری یک حکومت الهی بوده است. و بنابراین عملاً هیچ شانسی نیست که شاه یا هرگونه حکومت غیر
مذهبی با او به یک راه حلی برسد. چهره های مترقی تر مذهبی در ایران از جمله آیت اللّه شریعتمداری
روحانی سرشناس خواستار نقش کاهش یافته تری برای شاه و اجرای نظارت بر قوانین از سوی یک کمیته
روحانیون هستند که تطبیق قوانین را با تعالیم اسلامی تشخیص دهد. این ماده در قانون اساسی وجود دارد
ولی تاکنون اجرا نشده است. هر چند شانسی نیست که یک چنین هیاتی اجازه حق وتو داشته باشد
معذالک شاید فرجه ای برای یک راه حل آشتی بین طرفین وجود داشته باشد. رهبران مذهبی شیعه
صرفنظر از رقابت های شخصی و اختلاف بر سر هدف های نهایی در تقاضاهای خود مبنی بر اینکه شاه
برنامه های نوسازی اجتماعی خود را متوقف سازد با یکدیگر وحدت دارند و آنها معتقدند که این برنامه ها
اثرات فاسدکننده و دنیوی کننده ای بر روی جامعه سنتی اسلامی داشته است.
سیاستمداران و به ویژه آنهایی که با جبهه ملی وابستگی دارند و همچنین آنهایی که رهبری احزاب
کوچک مستقل را که به پیش بینی انتخابات سال 1979 تشکیل شده است، به عهده دارند، اکثرا تقاضا
دارند که نقش شاه بنحو محسوسی کاسته شود و یک سلطنت مشروطه با یک نخست وزیر مستقل از شاه
برقرار شود. این سیاستمداران که گرایش به چپ دارند خواستار حقوق وسیع تر مدنی و پایان دادن به فساد
و امتیازات و یک سیاست خارجی مستقل از جمله شل تر شدن پیوندهای ایران با ایالات متحده امریکا
هستند. این گروه از سوی بخش مهمی از طبقه متوسط مدرن پشتیبانی می شود ولی از داشتن پیروان وسیع
متعصب ملاها برخوردار نیست این ملغمه از مخالفان غیرنظامی از لحاظ اصولی با برنامه شاه درباره
مدرنیزه کردن جامعه و اقتصاد ایران مخالفتی ندارد و از هرگونه توسعه آزادیهای سیاسی بیشتری استفاده
را می برد بنابراین شاه و حکومت شانس بهتری از سازش با این گروه را دارد تا با هرگونه عنصر دیگری از
مخالفان هیچ گونه احتمالی نیست که رژیم کنونی بتواند زمینه مشترکی با دو گروه تروریستی کشور یا با
حزب توده پیدا کند همه اینها می خواهند شاه را سرنگون کنند. کمونیست ها و چریک های فدایی خلق یک
حکومت غیرمذهبی مارکسیستی برقرار می کردند (اگر پیروز می شدند) و مجاهدین خلق ظاهرا از
حکومت الهی که مورد تقاضای رهبران شیعه محافظه کار ریشه ای است پشتیبانی می کنند. دستگاههای
امنیتی ایران ظرف سالهای گذشته مؤثر بودن این گروههای رادیکال را بنحو محسوسی محدود کرده است
و نتیجه این شده است که آنها نتوانسته اند یک حمله هماهنگی علیه رژیم برپا دارند حتی هر چند که آنها با
یکدیگر در تماسند و عضویت بعضی از آنها درهم آمیخته است. این گروهها سازمانهای مخفی و زیرزمینی
دارند که ممکن است آنها را قادر سازد که در آینده نقش مؤثرتری در بی نظمی داخلی به ویژه از طریق
کاربرد تروریسم داشته باشند. شاه تاکنون در کوشش خود برای پایان دادن به ناآرامی داخلی و اعلام
تحمل رهبران میانه رو مذهبی و سیاسی یک سلسله امتیازاتی داده است. در زمینه جامعه و مذهب
نخست وزیری (شریف امامی) منصوب کرده است که دارای روابط حسنه با رهبران شیعه است و بعضی از
کارمندان دولت را که اعضای فرقه بهایی بوده اند و از طرف شیعیان جزو گروه بدعت گذاران به شمار
می آیند از کار برکنار کرده و پست وزارتی امور زنان را در کابینه حذف کرده و مسئولیت اداره اوقاف را به
سطح وزارت رسانده و کازینوهای قمار را تعطیل کرده و از تقویم به اصطلاح پهلوی به تقویم اسلامی
رجعت کرده و مذاکرات خصوصی را با رهبران مذهبی آغاز کرده است برای رفع تقاضاهای اقتصادی
حکومت کوشیده است تا اعتصابات متعدد را در بخش مؤسسات دولت با شرایط سخاوت مندانه از قبیل
اضافه دستمزد، هزینه مسکن، حق بازنشستگی و غیره حل وفصل کند و قصد خود را برای کاهش
هزینه های هسته ای به نفع طرح هایی که مستقیما در زندگی توده های مردم تأثیر دارد از جمله درباره