بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 826

بمب های هدایت شونده بوسیله لیزر و موشک های هدایت شونده بوسیله تلویزیون که در دسترس عراق

نیست برخوردار است. نیروی دریایی ایران نیز به مراتب برتر از نیروی دریایی عراق است و می تواند به

آسانی خلیج فارس را برای کشتیرانی عراق ببندد و می تواند بکوشد در عملیات آب خشکی به مقیاس

کوچک شرکت داشته باشد. نیروهای زمینی دو کشور بیشتر نسبت به یکدیگر تعادل دارند و هریک از

طرفین دارای امتیازات گوناگونی از لحاظ تجهیزات بوده و قادر است به سرزمین دیگری رخنه کند.

آرایش نیروهای زمینی و قابلیت بیشتر تحرک نیروهای عراق می تواند در واقع به بغداد یک برتری و

امتیاز از لحاظ تعداد در امتداد مرز در مراحل اولیه یک حمله بدهد.

برنامه توسعه نیروی دریایی که در شرف اجرا است اگر تا سالهای دهه 1980 ادامه یابد توانایی ایران را

برای ارائه نیروهای خود فراتر از خلیج فارس و به سوی اقیانوس هند و به طرف شبه جزیره عربستان

تقویت می کند. معذلک علیرغم این افزایش قدرت نظامی، ما معتقدیم که ایران بر طبق سیاست کنونی خود

بنحو خویشتندارانه ای عمل خواهد کرد. ایران احتمالاً تحت هر حکومت آینده قابل پیش بینی، برای

کنترل مشکلات امنیتی در میان کشورهای کوچکتر شبه جزیره عربستان تنها در صورتی مداخله خواهد

کرد که از آن دعوت شده باشد که چنین کند یا اینکه این مداخله به وسیله کشورهای محافظه کار عربی به

ویژه عربستان سعودی بدون سروصدا مورد تصویب قرار گیرد کما اینکه ایران در جنگ ظفار در عمان در

اواسط دهه 1970 شرکت کرد. همچنین ایران تنها در پاسخ به تهدید مستقیم به امنیت خویش برای بدست

گرفتن و کنترل مسیرهای کشتیرانی اقدام خواهد کرد.

عدم اعتمادی که مشخص کننده مناسبات بین ایران و افغانستان است عملاً و یقینا ظرف چند سال

آینده در نتیجه آن چیزی که ایران تلقی می کند که تره کی رئیس جمهور افغانستان با حرکت مداوم به سوی

مناسبات نزدیکتری با اتحاد جماهیر شوروی پیش می رود عمیق تر خواهد شد. یا شاه و یا یک دولت

نظامی برای گروههای مخالف افغان پشتیبانی مخفیانه ای فراهم خواهند کرد، اگر آنها به این نتیجه برسند

که فرصتی برای برهم زدن حکومت چپگرا در افغانستان پیش آمده است ولی به علت مشکلات داخلی

ایران و بیم از عکس العمل احتمالی شوروی احتمال نمی رود که ایران بطور آشکار یا مستقیم دست به

مداخله بزند. در سطح دپیلماتیک تهران در پی روابط صحیح با کابل خواهد بود به این امید که رشد نفوذ

شوروی را در افغانستان مهار کند. معذالک ایران برای اینکه خود را در مقابل وخیم تر شدن دراز مدت

اوضاع در افغانستان یا پاکستان مصون بدارد در چند سال آینده خواهد کوشید تا موقع نظامی خود را در

منطقه مرزهای شرقی بهبود بخشد. نیروهای محدود ایران در شرق در حال حاضر برای دفاع از هرگونه

تهدید نظامی کافی است ولی این نیروها توانایی بیشتری برای فراتر رفتن از مرزهای ایران ندارند.

جهت گیری بین المللی

جهت گیری بین المللی

به استثنای رادیکال ترین چپ گراها و یا تروریست ها، رهبران همه گروههای ایران درباره موقعیت

ژئوپلتیک ایران بیم دارند. آنها چنین می بینند که ایران به وسیله کشورهای اساسا غیردوست و غیرقابل

اتکا محاصره شده است و علاوه براین در محاصره یک ابر قدرت که روسیه باشد قرار گرفته است که مصمم

است در درازمدت نفوذ منطقه ای ایران و ثبات داخلی آن را برهم زند. در نتیجه این درک و پیوندهای

وسیع که ایران به همین جهت با ایالات متحده برقرار کرده است هیچ گونه جهت گرایی محسوس در


صفحه 827

سیاست ایران نسبت به ابرقدرتها احتمال نمی رود که در اواسط دهه 1980 پیش آید.

تمایل ضد کمونیستی شدید شاه و اغلب رهبران سیاسی و نظامی از اشغال ایران در جریان جنگ

جهانی دوم و بعد از آن و سالهای اولیه دشوار سلطنت شاه منشأ می گیرد. یعنی شورویها به عنوان تهدید

اصلی به نقش شاه و تمامیت ارضی کشور تلقی می شدند. ترس از مقاصد مسکو در سالهای بعد در نتیجه

درک ایران از علاقه روسیه به دسترسی به بنادر آبهای گرم در این منطقه و در سالهای بعد از آن نیز براثر

نشانه های کمبود آینده نفت در اتحاد شوروی همچنان حفظ شد. ایران در اواخر دهه 1970 نگران

فعالیت های شوروی در آفریقا و جمهوری دمکراتیک خلق یمن و افغانستان است و از آن بیم دارد که این

«محاصره» ایران با کوشش هایی برای برهم زدن امنیت پاکستان، همسایه ایران و یا خود ایران ادامه خواهد

یافت.

ایران در چند سال آینده اقداماتی در حد امکان برای مقابله با نفوذ شوروی در این منطقه به عمل

خواهد آورد ولی برای آنکه منافع خود را نیز حفظ کند در پی آن خواهد بود تا مناسبات عادی هر چند

محتاطانه دوجانبه با اتحاد شوروی ادامه یابد. شاه هم اکنون نیز با توسعه دادوستد و خرید اسلحه از اتحاد

شوروی و با ادامه مبادلات سیاسی در سطح بالا مشوق های نیرومندی برای همکاری با اتحاد شوروی

فراهم کرده است. معذالک برای متعادل ساختن این مناسبات، ایران همچنین خواهد کوشید تا مناسبات

حسنه دوجانبه خود را با چین حفظ کند. ایران در سال 1971 حکومت پکن را به رسمیت شناخت.

شاه و رهبران نظامی ایران اتحاد جماهیر شوروی را بزرگترین تهدید نظامی درازمدت برای ایران

می دانند هر چند نه آنها و نه ما اوضاع و احوالی را پیش بینی نمی کنیم که در آن خصومتی بین ایران و

شوروی روی دهد. جهت گیری تنها یکی از هفت لشکر ایران به سوی مرز شوروی بیان کننده این موضوع

است که رهبران ایران پی برده اند که نیروهای ایران نمی توانند بدون مساعدت خارجی، هم اکنون یا در

آینده حمله شوروی را مهار کنند. یک دفاع قابل اعتماد ایران مستلزم آن خواهد بود که نیروهای زمینی

ایران مورد یک تجدید آرایش به سوی شمال قرار گیرند و این ابتکاری است که برای عملی کردن آن

چندین هفته وقت لازم خواهد بود و توانایی ایران را در مقابل عراق از بین خواهد برد. در چنین اوضاع و

احوالی استراتژی ایران عبارت خواهد بود از استراتژی بازدارندگی، ایران در پی آن است که نیروهای

کافی آرایش دهد. برای این منظور که هرگونه اقدام نظامی شوروی را به اندازه غیرقابل قبولی پرخرج

سازد و پیوندهای نزدیک خود با ایالات متحده را حفظ کند تا احتمال پاسخ عملی و شدید غرب افزایش

یابد.

تمایل شاه به مناسبات نزدیک به ایالات متحده در درجه اول ناشی از پشتیبانی آمریکا در سالهای

اولیه سلطنت او و نگرانی های امنیتی در مورد اتحاد جماهیر شوروی است. معذالک بر مبنای همین عوامل

شبکه ای از پیوندها که شامل مطالبی فراتر از فروش تجهیزات نظامی یا سازمان پیمان مرکزی است ایجاد

شده است. مثلاً بیشتر تکنولوژی و کالاهای سرمایه ای و قسمت بزرگی از واردات مواد غذایی و مساعدت

از لحاظ نیروی انسانی، از کشورهای صنعتی غرب و در درجه اول ایالات متحده تأمین می شود. علاوه

براین تعداد زیادی از ایرانیان در ایالات متحده آمریکا تحصیل کرده و یک نوع نزدیکی فرهنگی نسبت به

غرب احساس می کنند. غرب به نوبه خود خریدار قسمت اعظم نفت ایران است. هر چند بسیاری از

رهبران مخالف غیرنظامی در ایران هواخواه یک سیاست خارجی متعادلتر هستند اهمیت اساسی این


صفحه 828

مناسبات به احتمال قوی به غیر از یک حکومت رادیکال چپ گرا همه حکومت های دیگر را از اعمال

تغییرات ناگهانی مناسبات ایران و آمریکا منصرف خواهد کرد.

منافع ایالات متحده ظرف چند سال آینده بدون شک در نتیجه کوشش های ایران برای بدست آوردن

قیمت های بالاتر واقعی نفت تحت تأثیر خواهد گرفت. باتوجه به پایین تر رفتن سطح تولید در سالهای

1980 هر حکومتی به درآمدهای بیشتر ناشی از قیمت های بالاتر نفت نیاز خواهد داشت. معذالک در

نتیجه آگاهی ایران در مورد پیوندهای وسیع این کشور با کشورهای صنعتی در همه زمینه ها و در نتیجه

سیاست های معتدلتر بعضی از اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) این هدف با شدت

محدودی دنبال خواهد شد. این عوامل پیچیده ترکننده ممکن است در ایران یک نوع پذیرش نسبت به

میانه روی در افزایش قیمت نفت ایجاد کند به ویژه اگر رکود و انحطاط جدی در اقتصاد غرب احتمالی به

نظر رسد.

ایالات متحده همچنان فراهم کننده عمده تجهیزات پیچیده نظامی و نیروی انسانی آموزش دیده برای

ایران برای چند سال بعد باقی خواهد ماند مگر اینکه تغییرات انقلابی و غیر محتمل در جهت گیری کشور

نسبت به ابرقدرتها پیش آید. ایالات متحده مدتی است عرضه کننده عمده اسلحه برای ایران است و باتوجه

به اینکه معادل چندین میلیارد تجهیزات هنوز باقی مانده که باید تحویل شود ایالات متحده در سراسر

دوران اواسط دهه 1980 عرضه کننده عمده اسلحه به ایران باقی خواهد ماند به ویژه برنامه های نیروی

هوایی و دفاع هوایی تقریبا تماما متکی به ایالات متحده است و در اواسط سال 1978 تقریبا 9500

آمریکایی در ایران در بخش دفاعی کار می کردند. اتکای نظامی ایران به ایالات متحده در واقع به اندازه ای

حساس است که اگر پشتیبانی ایالات متحده پس گرفته شود نیروهای مسلح ایران احتمالاً قادر نخواهند

بود در مقابل عملیات خصمانه تمام عیار بیش از دو هفته دوام بیاورند.

ایران می کوشد از طریق متنوع کردن منابع تهیه اسلحه از اتکای خود به ایالات متحده بکاهد و به تولید

سلاح ها در داخل کشور توسعه بخشد و برای فراهم کردن نیروی انسانی ماهر برنامه های جاه طلبانه

آموزشی به راه بیندازند. هر چند در همه این زمینه ها پیشرفت هایی حاصل می شود، پیچیده تر شدن

فزاینده سلاح های مدرن و تقاضای سریعا رشد یابنده ای برای نیروی انسانی در اقتصاد و امور نظامی

باعث خواهد شد که این مشکلات لااقل تا چند سال دیگر هم و غم عمده ایران را در تنظیم سیاست دفاعی

و خارجی تشکیل دهند. معذالک نقش ایالات متحده در امور نظامی و اقتصادی ایران ممکن است سریعتر

از نقش سیاست خارجی آن به طور کلی رو به انحطاط برود و این در نتیجه تعیین حداکثر فروش اسلحه از

سوی ایالات متحده و کوشش های حکومت ایران برای کاهش دادن یک مسئله جذاب سیاسی برای

مخالفان خواهد بود.

4 چشم انداز برای سالهای 1980

4 چشم انداز برای سالهای 1980

اگرچه رهبران ایران ظرف چند سال آینده با مشکلاتی مواجه خواهند شد که توسط فشار داخلی و

خارجی بر روی ایران اعمال می شود و این مشکلات بوجودآورنده حدودی کلی خواهند بود که

سیاست های ایران باید در داخل آن تدوین شود، اما در مورد نوع رژیمی که ممکن است به قدرت برسد و

همچنین در مورد پاسخ گویی های احتمالی آنها نسبت به مشکلات ایران اختلاف هایی وجود دارد. اگر شاه


صفحه 829

و جانشینان منتخب او باقی بمانند ما شاهد یک نظام سیاسی خواهیم بود که در نتیجه حوادث سال 1978

تزکیه شده و تغییر یافته ولی در جهت همان هدف های اساسی علیرغم سرعت کاهش یافته آن، باتوجه

بیشتر نسبت به مشکلات سر رسنده و تقاضاهای عموم و خلق کار می کنند. اگر شاه بر مسند قدرت باقی

نماند ما شاهد یک یا چند رژیم دیگر خواهیم بود که به احتمال قوی یک هیئت حاکمه نظامی دست راستی

ولی شاید همچنین یک حکومت غیرنظامی با تسلط رهبران مذهبی شیعه یا چپ گرایان میانه رو

غیرمذهبی خواهیم بود. ما تصور می کنیم که یک رژیم رادیکال چپ گرا کمتر احتمال دارد. هرچند همه این

رژیم ها ممکن است احتمالاً بکوشند تا پیوندهای ایران را با ایالات متحده به نفع، مقتضیات سیاسی

ملی گرایانه ایران شل تر کنند معذالک تنوع وسیعی در سیاست های داخلی و اولویت های خارجی آنها

وجود خواهد داشت.

فرمانروایی پهلوی

فرمانروایی پهلوی

ما کمتر احتمال آن را می بینیم که شاه داوطلبانه قبل از اواسط سال 1980 استعفا دهد. نظر به اینکه او

سالهای سال سرنوشت خود را با سرنوشت ایران یکی قلمداد کرده است، بی ثباتی سیاسی کنونی احتمالاً

تصمیم شاه را برای برقراری مجدد نظم و کار در راه جانشینی منظم به پسرش رضا ولیعهد 18 ساله تقویت

خواهد کرده ولی شاه نرمش ناپذیر نیست او آمادگی برای دادن امتیاز به مخالفین با مسئولیت نشان داده

است و ممکن است به این نتیجه برسد که نقش خود او و همچنین نقش پسرش بایستی کاهش یابد. برنامه

لیبرالیزه کردن سیاسی در واقع از سوی شاه بیشتر به عنوان وسیله ای برای مشارکت وسیع تر (مردم) در

فراگرد سیاسی ابداع شده است و او چنین گامی را برای تأمین ثبات در دوران بعد از جانشینی اش لازم

تشخیص داده است.

اگر شاه و وارثان منصوب او (ترتیبات کنونی نشان می دهد که یک شورای نیابت تحت ریاست شهبانو

فرح در صورتی که خود او که در نهایت سلامتی است، قبل از سال 1980 هنگامی که ولیعهد 20 ساله باشد

بمیرد، تعیین می شود) بر مسند قدرت باقی بمانند ما پیش بینی می کنیم که آنها در چند سال آینده در پی

ثبات سیاسی از طریق موازنه امتیازات محدود از لحاظ برنامه لیبرالیزه کردن و نیروی قهریه از جمله

حکومت نظامی اگر لازم باشد خواهند بود. علاوه بر این اگر خاندان سلطنتی بر مسند قدرت باقی بماند ما

پیش بینی می کنیم که عناصر اصلی سیاست های کنونی شاه درباره نوسازی اجتماعی و عمران و رشد

اقتصادی ادامه یابد. این سیاست ها معذالک با شدت و سرعت کمتری از گذشته تعقیب خواهند شد و این

در نتیجه مشکلات سیاسی و اقتصادی است که در سال 1978 ظاهر شده اند. شاه رضا یا یک شورای

نیابت تحت ریاست فرح به احتمال قوی خواهد کوشید تا یک چهره لیبرال تری از شاه کنونی برای خود

بسازد و حساسیت آنها در مقابل حملاتی به روش فرمانروایی شاه آنها را وادار خواهد کرد تا کمتر

خودکامه بوده و نسبت به نگرانی های عمومی پاسخگویی بیشتری داشته باشند. ما کمتر احتمال می دهیم

که تحت فرمانروایی پهلوی سیاست داخلی در خط تبلیغ شده بوسیله رهبران مذهبی شیعه تغییر جهت

دهد.

عناصر اساسی سیاست خارجی و دفاعی ایران نیز بنحو اساسی تحت رژیم سلسله پهلوی تغییر نیافته

خواهد ماند. خاندان سلطنتی و ساختار قدرت که از آن حمایت می کند از قبیل اشخاص متنفذ در کابینه


صفحه 830

پارلمان، دیوانسالاری، نیروهای امنیتی و جامعه بازرگانان همگی درباره جهان و منافع ایران یک نظر

مشترک دارند این نظر متوجه لزوم تقویت برتری ایران در خلیج فارس بدست آوردن حداکثر درآمد از

نفت، مقابله با نفوذ رادیکالهای عرب و شوروی در منطقه به حداقل رساندن بی ثباتی در شبه قاره هند و

حمایت از مناسبات ایران با ایالات متحده است. معذالک ممکن است بین شاه و وارثان او درباره اجرای

سیاست، اختلاف مهمی وجود داشته باشد.

وارثان او یقینا در ابتدا اعتماد شاه و تجربه او را نخواهند داشت و آنها احتمالاً گستاخی کمتری در

پیشنهاد کردن ابتکارات خارجی خواهند داشت و تمایل بیشتر خواهند داشت تا نظریات مشاوران

کشوری و لشکری خود و وزارت امور خارجه و مجلس را سبک و سنگین کنند. این فراگرد احتمالاً منجر

به اقدام کندتر و قاطعیت کمتر خواهد شد.

دولت نظامی

دولت نظامی

ناآرامی سیاسی که در جریان سال 1978 رخ داده برای نخستین بار بعد از سالها این امکان را بوجود

آورده است که شاه ممکن است در زمانی قبل از اینکه به نفع پسر خود کناره گیری کند، قدرتش را از دست

بدهد. همچنین بلاتکلیفیهای جدید احتمال آن را که در صورت مرگ شاه جانشینی طبق برنامه صورت

خواهد گرفت کاهش داده است. جانشینان به نحو گریزناپذیری ضعیف تر از خود او خواهند بود و در ابتدا

اگر چهره های با نفوذ سیاسی و نظامی آغاز به مانور برای رسیدن به قدرت در نتیجه کوتاهی های رژیم

جدید در تحکیم سریع مواضع قدرت خود بنمایند آنگاه خطر فراخواهد رسید. اگر ولیعهد رضا با شهبانو

نتوانند کنترل خود را برقرار کنند سلسله پهلوی به پایان خواهد رسید. علی پسر دوم شاه که 12 ساله است

پایگاه مستقل قدرت ندارد هر چند ممکن است دیگران برای اینکه بدست گرفتن قدرت خود را قانونی

جلوه دهنده از او استفاده کنند. اگر سلسله پهلوی در معرض فشار قرار گیرد تا در قدرت با دیگران سهیم

باشد یا اینکه از مسند قدرت کنار گذاشته شود تنها احتمال منحصر به فرد این خواهد بود که نظامیان کنترل

را بدست خواهند گرفت هر چند در حال حاضر معلوم نیست که عناصری در میان نظامیان علیه شاه توطئه

می چینند. افسران ارشد در سپتامبر 1978 انگیزه تصمیم برای تحمیل حکومت نظامی بوده اند و ما

معتقدیم که در اوضاع و احوال دشوارتر آنها خواهان یک دولت نظامی شده یا در به راه انداختن یک کودتا

خواهند کوشید. اگر یک دولت نظامی در دوران بقای شاه ادامه یابد چنین دولتی یقینا در همه زمینه ها به

وسیله افسران ارشد با نظریاتی مشابه نظریات شاه رهبری خواهد شد. اگر نظامیان کودتای موفقی به راه

بیندازند (و ما در این باره اساس درستی در دست نداریم که برآن مبنا پیشگویی کنیم که کدام واحدها یا

افراد ممکن است چنین کوشش بنمایند) امکان دارد که افسران جوانتر با نظریاتی که کمتر قابل پیش بینی

است به قدرت خواهند رسید.

بیشتر افسران ارشد متوسط ظاهرا بر روی هدف های کلی برنامه های رشد اقتصادی و نوسازی

اجتماعی شاه و همچنین کوشش های او برای توسعه و بهبود نیروهای مسلح صحه می گذارند. در مورد

مسایل داخلی یک رژیم نظامی از دادن امتیازات سیاسی و غیره که مورد تقاضای رهبران مذهبی است،

خودداری خواهد کرد. دیدگاه سیاسی نظامیان که عموما محافظه کارانه است و درباره لیبرالیزه کردن

سیاسی، شوقی از خود نشان نداده است، باعث خواهد شد که با گروههای مخالف چپگرا سازش نکند. به


صفحه 831

احتمال قوی بیشتر دولت های نظامی بیش از شاه برای سرکوبی ناآرامی هایی مانند ناآرامی های سال

1978 از قوه قهریه استفاده خواهند کرد و ممکن است بار دیگر کنترل های سرکوب گرایانه از نوعی که قبل

از برنامه لیبرالیزه کردن از سوی شاه و برطرف کردن محسوس ترین نقض حقوق بشر، به مورد اجرا گذاشته

می شد، اجرا شود.

یک رژیم نظامی در چند سال آینده احتمالاً همان هدف های شاه را در سیاست خارجی و دفاعی

دنبال خواهد کرد ولی باتوجه به آن که فاقد تجربه او است و نسبت به شاه در اواسط دهه 1970، از منابع

مالی کمتری برخوردار است با احتیاط بیشتر و سرعتی کمتر عمل خواهد کرد. این امر در یک برنامه

محدودتر مانند توسعه نیروی دریایی به سوی اقیانوس هند تجلی خواهد کرد. به قدرت رسیدن رهبران

نظامی ممکن است همچنین باعث سؤظن متقابل بیشتری در روابط بین عراق و ایران و اتحاد شوروی و

عربستان سعودی بشود. روابط حسنه ایران با این کشورها به طور عمده بستگی به تفاهم مساعد رهبران

دیگر درباره رهبری شخصی و هدف های شاه داشته است و هریک از آنها از روی کار آمدن یک دولت

نظامی در تهران بیمناک خواهند بود.

آگاهی در میان نظامیان ایران درباره آسیب پذیری ژئوپلتیک کشور و مناسبات نظامی گذشته آن با

ایالات متحده شاید حفاظی در مقابل چرخش اساسی در مناسبات با ایالات متحده باشد. علاوه بر این

به علت اینکه یک رژیم نظامی در درجه اول مورد سوءظن بیشتر همسایگان ایران قرار خواهد گرفت

احتمالاً اگر به قدرت برسد در پی داشتن پیوندهای رضایت بخش با ایالات متحده خواهد بود. سیاست

قیمت گذاری نفت یک رژیم نظامی تابع همان ملاحظاتی خواهد بود که شاه را تحت تأثیر قرار می دهد و

هیچ گونه تغییر مهمی در این زمینه احتمال نخواهد داشت. معذالک ممکن است مشکلاتی بین ایالات

متحده و یک رژیم نظامی در مورد حقوق بشر پیش آید.

ما کمتر احتمال می دهیم که یک افسر نظامی دست چپی افراطی یا ناسیونالیست یا یک گروه مشابهی

بخواهد ظرف چند سال آینده کودتای موفقی به راه بیندازد. معذالک اگر چنین رویدادی پیش آید نتیجه

اجرای یک سیاست خارجی خواهد بود که در درجه اول بی طرف یا ضد بیگانه خواهد بود ولی منجر به

فرسودگی تدریجی پیوندهای نزدیک و همکاری با ایالات متحده و غرب می شود. رهبران یک چنین

رژیمی به احتمال قویتر از میان عناصر جوان افسران ارتش برخواهند خواست و پیوندهایی با گروههای

مخالف غیرنظامی از جمله افراطیون خواهند داشت. سازش با چنین گروههایی غیر محتمل به نظر

نمی رسد ولی ماهیت یک چنین مناسباتی و دامنه مشارکت این گروهها در دولت تماما وظیفه ایدئولوژی و

شخصیت یک رهبر جوان خواهد بود.

کنترل غیر نظامی

کنترل غیر نظامی

رهبران برگزیده غیرنظامی کنونی یعنی سیاستمداران دیوانسالاران، بازرگانان و روحانیون و سایر

اهل حرفه ها موقعیت خوبی برای بدست گرفتن قدرت ندارند مگر اینکه آنها از پشتیبانی شاه یا نظامیان

برخوردار باشند. کوشش های گذشته برای پیشبرد فعالیت سیاسی با مسئولیت، از سوی حکومت یا

مخالفان موفق از آب در نیامده است و نتیجه آن شده است که هیچ حزب سیاسی که خوب سازمان یافته

باشد و بتواند رهبری واجد شرایط یا خلقی را به عنوان راه دیگری در برابر شاه و نظامیان تشکیل دهد،


صفحه 832

بوجود نیامده است. جامعه مذهبی یک رهبری بهتر شناخته شده و بیشتر مورد قبول دارد ولی اندیشه به

قدرت رسیدن آن بنحو شدیدی مورد مخالفت عملاً همه گروههای نیرومند است. جبهه ملی نزدیکترین

چیزی است که در ایران معاصر به یک حزب سیاسی شباهت دارد ولی به سختی می تواند گفت که این جبهه

به عنوان یک موجودیت سازمان یافته وجود دارد. جبهه ملی در درجه اول مرکب از گروهی از

پشتیبانی های پا به سن گذاشته مصدق نخست وزیر پیشین می باشد که سرشناس ترین آنها در اواخر دهه

1970 کریم سنجابی و مهدی بازرگان بوده اند. معذالک اگر این گروه خود را احیا کند و در ظرف چند سال

آینده به قدرت برسد احتمالاً در پی اجرای تقاضاهای دائمی خویش برای اصلاحات اجتماعی، اقتصادی

و اداری در داخل و یک سیاست مستقل خارجی با پیوندهای ضعیف تری با ایالات متحده خواهد بود.

سایر سیاستمداران مستقل از این هم پیروان کمتر و سازمان ضعیف تری دارند ولی این سیاستمداران

مستقل با اعضای جبهه ملی نظرگاههای مشترک دست چپی دارند. ما هیچ گونه شواهدی از اینکه هر یک

از این سیاستمداران غیرنظامی قادر باشند ظرف چند سال آینده یک رهبری جایگزین نیرومند مؤثر

داشته باشند در دست نداریم. عنصر رهبری غیرنظامی که دارای وسیع ترین پیروان خلقی است و بیش از

همه مورد سؤظن سایر رهبران است تا چند سال دیگر روحانیون شیعه خواهند بود. چهره هایی مانند

آیت اللّه خمینی و شریعتمداری هم اکنون نفوذ نیرومندی را بر دولت اعمال می کنند و هرکس دیگری که بر

مسند قدرت باشد برآنها نیز اعمال خواهند کرد، ولی آنها کمتر شانس آن را دارند که پیروان وسیع خود

برای بدست گرفتن کنترل دولت برای خودشان بهره گیری کنند. با وجود این نفوذ نیرومند آنها برای مدت

زیادی بر جهت گیری سیاست های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که حکومت های غیرمذهبی یا

غیرنظامی یا نظامی از آن پیروی می کنند ادامه خواهد یافت.

توضیح: نسخه پاکنویس شده این سند در لانه جاسوسی بدست نیامده است و این ترجمه از روی

پیش نویس سند به زبان انگلیسی ترجمه شده است.

گردهمایی پیش آهنگی


صفحه 833

سند شماره 65

تاریخ : 17 اکتبر 1978 25 مهر 1357

شماره سند: 14950

طبقه بندی : محرمانه

از : وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی محرمانه

به : سفارت آمریکا در تهران فوری

موضوع : گردهمایی پیش آهنگی.

1 نمایندگان برجسته پیشاهنگان آمریکا با اداره امنیت وزارت خارجه و بخش خاور نزدیک ایران

ملاقات و موضوع گردهم آیی در نیشابور را بررسی کردند. طبق برنامه 2500 پیش آهنگ آمریکایی قصد

شرکت دارند، گرچه به دلیل مخارج زیاد و عدم ثبات وضع ایران، نیمی ثبت نام نکرده و پیش آهنگی

آمریکا نیز معتقد نیست که می تواند به اهداف خود برسد.

2 شورای پیش آهنگی آمریکا در مورد مشارکت آمریکا در گردهم آیی بحث کرده بود در صورت

عدم شرکت آمریکا، گردهمایی احتمالاً تشکیل نمی شود. شورای پیش آهنگی آمریکا نگران وضع داخلی

ایران در آن موقع بوده و کمی هم انتقادهای گروه های حقوق بشر و مشکل ترتیب اجازه هواپیما را مد نظر

دارد (ناس وزیر مختار آشنایی دارد) شورای پیش آهنگی آمریکا برای ترتیبات سفر باید ظرف چند

هفته تعهداتی را برعهده بگیرد و در صورت بطلان گردهمایی 200 هزار دلار از دست رفته، که از هیچ

شرکت بین المللی بیمه ابطال را نخواهد توانست بدست آورد.

3 مأمور وزارتی در مورد سوالات خلاصه اوضاع سیاسی ایران حوادث مهم آتی مثل: محرم، پایان

حکومت نظامی و انتخابات را بیان کرد. بنظر او پیش آهنگان آمریکایی با وضع امنیتی خطرناک مواجه

نخواهند شد و عناصر مخالف حتی تروریستها، گروههای ضربه پذیری مثل پیشاهنگان آمریکایی را هدف

قرار نداده بودند. بعلاوه دولت ایران مطمئنا برای تهیه ترتیبات مؤثر محکم همه گونه کوشش را بعمل

خواهد آورد. معهذا وزارت تضمین صددرصدی در مورد ابطال گردهمایی در آینده از سوی دولت ایران یا

اجرای مراسم بدون مشکلاتی را نمی دهد. به نظر ما این کار مثل جشن هنر شیراز نیست.

4 در خاتمه قرار شد سنجشها و توصیه های احتمالی سفارت خواسته و براساس آنها اقدام شود. قرار

شد سفارت با دکتر حسین بنایی مسئول گردهمایی از سوی ایران برای کسب نظراتش تماس بگیرد و

نمایندگان شورای پیش آهنگی آمریکا از ما خواستند از طریقه توصیه به انجمن بین المللی پیش آهنگی

نسبت به تعویق آن به سال 83 عمل شود تا دولت ایران بتواند بدون آبروریزی خود پیشقدم برای تعویق

گردهمایی شود. گردهمایی می تواند سال آینده در سوئد تشکیل و با این شرایط سفارت با بنایی تماس

نگیرد تا تصور فشار آمریکا پیش نیاید. قول تماس داده شد و متأسفانه به علت کمی وقت مجبور به

نصیحت شورای پیش آهنگی آمریکا پیش اطلاعات 19 اکتبر شده ایم.

کریستوفر

گردهمایی پیش آهنگی