حضور آمریکا و سیاستهایش در ایران آنها را وامی داشته که به سفارت آمده و اطلاعات خود را
بدهند.سفارت به منابع خبری و افراد مهمی در این زمینه برمی خورده است.
9 میانه روها از تیپ های مختلف سیاسی ایران بوده اند که بیشتر از روشنفکران غربزده و سیاسیون
کهنه کاری که نتوانسته اند خود را با جریانات متحول انقلاب اسلامی وفق دهند و همچنین بعضی از
روحانیون محافظه کار.
جریانات اقتصادی (سرمایه داران)
جریانات اقتصادی (سرمایه داران)
بخش 5
خانواده روغنی مدت 27 سال آینده، فروش ماشینهای کارخانه فورد را در ایران پیش خرید کرده اند.
در اکتبر، در جریان ملاقاتی در لندن توافقی شد که کارخانه فورد تعهد کرده است برای تمام ماشینهایی که
در خارج از ایران خریداری می شوند و بعدا به ایران آورده می شوند میزان چهار درصد کمیسیون به آقای
روغنی تعلق بگیرد. بعد از این توافق شرکت فورد خواستار اطلاعاتی در مورد ماشینهای داخل کشور شد.
گفته می شود تمامی این اطلاعات در اختیار آنان گذاشته شده بود و دو مرتبه توسط نماینده های فورد
بررسی شد؛ در حدود 500 ماشین مطرح است. و با روغنی در مورد مبلغ پرداختی به توافق رسیده. حالا
آقای روغنی می خواهد بداند که چه موقع کمپانی فورد این پول را می خواهد به او بدهد.»
در سفری که روغنی به آمریکا کرده است نظر ناس راجع به او چنین است:
«روغنی مایل است که با پرشت صحبت کند و ممکن است به گفتگو محرمانه با دیگران نیز اظهار تمایل
کند. وی به علت رابطه اش با امام خمینی، می تواند منبع اطلاعاتی مفیدی از اطرافیان خمینی باشد.»
(ناس)
«نامه سولیوان به وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن:
مبلغ پولی که او (روغنی) فکر می کند طلبکار است، باید برای او جبران شود. این مشکل ظاهرا به
حدود چهار سال پیش برمی گردد و هنوز حل نشده. از هر اطلاعاتی که شما می توانید در مورد موضع
شرکت فورد و آمادگی آنها برای انجام پرداخت تهیه کنید، قدردانی می شود.»
سولیوان
(افشاگری شماره 19)
سولیوان در حین انقلاب اسلامی
سولیوان در حین انقلاب اسلامی
«سولیوان می گوید: زاهدی درصدد است که عده ای از بازاریان که منافعشان از بسته بودن بازار به هم
خورده بود، به پاریس بفرستد تا خمینی از موضعش صرف نظر کند. او می گوید: اینها مردان قابل
ملاحظه ای هستند که از اقتصاد هرج و مرج زده فعلی صدمه دیده اند.»
«مأمور سیاسی سفارت با جمشید ایرانپور که یکی از منابع خبری نزدیک در اصفهان است، یک
ملاقات طولانی داشت. ایرانپور که در روزهای قبل از انقلاب روابط خوبی با دولت، ساواک، احزاب
مذهبی، انقلابیون و با سفارت آمریکا داشته است، یک کنتراتچی وارد کننده و صادر کننده ثروتمند
می باشد و در آینده نزدیک به آمریکا مهاجرت می نماید.»
نامه ناس به وزارت امور خارجه واشنگتن
نامه ناس به وزارت امور خارجه واشنگتن
«یکی از کارمندان قسمت اقتصادی که چهار سال تجربه کاری دارد می گوید: خیلی از ایرانیانی که قبلاً
با او در اداره شان قرار ملاقات می گذاشتند و یا تلفنی به تقاضاهایش پاسخ می دادند حالا حداکثر می توانیم
از ایشان ملاقات خصوصی و یا مکالمه تلفنی در شب بکنیم. اگر چه تعدادی از آنها به واسطه روابط گرم با
ما خجالت می کشند که قرار ملاقاتهای تجارتی معمولی را رد کنند، بنابراین مدام آن را به عقب می اندازند.»
(افشاگری شماره 16)
«هوشنگ رام رئیس بانک عمران در گفت وگو با سولیوان سفیر کبیر آمریکا در ایران:
1 هوشنگ رام رییس بانک عمران و معتمد شاه در سیزدهم دسامبر به دیدن من آمد. او می خواست به
من اطلاع دهد که گروهی از روشنفکران جوان را سازمان داده است که هدف آنها معرفی و طرح زمینه های
تازه ای در بحثهای سیاسی است، که بین طبقه متوسط ایرانیان در جریان است. او تمایل داشت بداند که این
عمل می تواند به هر طریقی برای ما مثمر ثمر باشد.
من گفتم که مایلیم با هر گروهی از این قبیل در تماس باشیم و امیدواریم که اینها بتوانند در اعتدال
بخشیدن به صحنه سیاسی ایران سودمند باشند. با وجود این متذکر شدم که به نظر من مردم دقت زیادی
برای بررسی مسایل سیاسی ندارند و این در حالی است که اقتصاد کشور در حال سقوط است. رام
بلافاصله نظریه مرا مورد تأیید قرار داد و شرح مبسوطی راجع به مسایلی که بانکش با بانک مرکزی و ملی
داشته است تعریف کرد.» سولیوان
(افشاگری شماره 21)»
سیاست آمریکا در قبال سرمایه داران ایرانی
سیاست آمریکا در قبال سرمایه داران ایرانی
سرمایه داران وابسته ای که به سبب وابستگی شریان اقتصادیشان به آمریکای جنایتکار، متمایل به
غرب و طرفدار حضور آمریکا در ایران هستند، به تبع اینان در خدمت سیاست حضور آمریکا در ایران
قرار می گیرند و به راحتی منبع اطلاعاتی و جاسوسی و تحلیلگر سفارت و CIA می شوند.
حتی حرکات اینان برای آمریکا حجت است؛ چنان که گرفتن کارت اقامت دائم و یا ویزای تجارتی
افرادی مثل مهدی روغنی برای آمریکا، نشان از خرابی اوضاع و یا بهبود وضع سیاسی تلقی می شود:
«شاید تقاضای روغنی برای ویزای تجارتی به آمریکا نشانگر بهتری از ارزیابی شخص وی برای دراز
مدت باشد.
وقتی که در ماه مه فقط برای چهار یا 6 هفته رفت او در مورد وضع قم اظهار نگرانی و ناراحتی می کرد و
در فکر این بود که کجای کار انقلاب خراب شده است. اگر وضع برگشته باشد گرین کارد به چه درد او
می خورد؟ ما در یکی از روزنامه های فارسی زبان به مطلبی برخوردیم که یک ماه پیش از کشور فرار کرده
است.»(افشاگری شماره 19)
همچنین کمک آمریکا برای حل مسایل اقتصادی و حقوقی این افراد با کمپانیهای آمریکایی برای
خوش خدمتی و مدیون کردن آنها به خودشان تا بتوانند در موضع یک دوست خوب و یک منبع اطلاعاتی
و جاسوسی برای سفارت به خوبی انجام وظیفه نمایند:
«علاوه بر مشکل کمیسیون، روغنی یک اختلاف نظر دومی هم با شرکت فورد دارد که در مورد فروش 60
دستگاه کامیونهای سنگین به شرکت ملی نفت ایران است. ادعای او این است که تفاوت بین قیمت صدور
شرکت فولاد و قیمت فروش به شرکت نفت حق اوست که واسطه می باشد. شرکت نفت پول فورد را
مستقیما داده است. مبلغ پولی که او فکر می کند طلبکار است، باید برای او جبران شود. این مشکل ظاهرا
به حدود چهار سال پیش برمی گردد و هنوز حل نشده. از هر اطلاعاتی که شما می توانید در مورد وضع
شرکت فورد و آمادگی آنها برای انجام پرداخت تهیه کنید، قدردانی می شود». (سولیوان)
(افشاگری شماره 19)
«روغنی مایل است که با پرشت صحبت کند و ممکن است به گفتگوهای محرمانه با دیگران نیز تمایل
داشته باشد. وی به علت رابطه اش با امام خمینی می تواند منبع اطلاعاتی مفیدی از اطرافیان خمینی
باشد.»
(افشاگری شماره 19
با توجه به خاصیت فوق و منبع جاسوسی بودن برای آمریکا علت کمکهای اقتصادی و رفع کردن
اختلافات روغنی با کمپانیهای آمریکایی کاملاً روشن می گردد.
آمریکا قبل از انقلاب با تطمیع و وعده به بعضی از بازاریان ثروتمند، آنها را وادار می کرده که به نفع
دستگاه و رژیم سابق ایران نزد امام خمینی بروند و او را از عواقب بسته شدن بازار که عمدتا منافع آنها را به
خطر می اندازد، هشدار دهند. این عمل به وسیله اردشیر زاهدی عنصر پلید و خائن شاه نزد CIA آمریکا
صورت می گرفت.
بسیاری از منابع خبری سفارت سرمایه دارانی بوده اند که شریان اقتصادی و حیاتی آنها به نحوی به
کمپانیهای چپاولگر آمریکایی متصل بوده است و به خاطر منافع نزدیکی در معاملات اقتصادی و اعتقاد به
حضور آمریکا در ایران که منجر به تأمین و تداوم سود و منافع سرمایه داران بزرگ می شد با سرویسهای
سیاسی و اطلاعاتی سفارت همکاری می کرده و اطلاعات خود را در اختیار آنها قرار می داده اند که
بعد از انقلاب سفارت از عدم همکاری بعضی از آنها که از ترس افشا شدن دیگر با سفارت تماس
نمی گرفتند، می نالد:
«هوشنگ رام رئیس بانک عمران و معتمد شاه در سیزدهم دسامبر (22 آذر 57) به دیدن من آمد. او
می خواست به من اطلاع دهد که گروهی از روشنفکران جوان را سازمان داده است که هدف آنها معرفی و
طرح زمینه های تازه ای در بحثهای سیاسی است که بین طبقات متوسط ایرانیان در جریان است. او تمایل
داشت بداند که این عمل می تواند به هر طریقی برای ما مثمر ثمر باشد.
من گفتم که البته که ما مایلیم با هر گروهی از این قبیل در تماس باشیم و امیدواریم که اینها بتوانند در
اعتدال بخشیدن به صحنه سیاسی ایران سودمند باشند.» (سولیوان)
از سفارت به وزارت خارجه آمریکا 22 آذر 57 محرمانه تهران 12163
به خوبی روشن می گردد که آمریکا از پایگاه معروف خود یعنی چپاولگران سرمایه داری که به خودش
وابسته اند و در استثمار منابع ملی و دسترنج مردم ایران شریک هستند برای مقاصد سیاسی و معتدل کردن
جو انقلابی و ضد رژیم خائن شاه و آمریکا استفاده می کند و با گروههای ساختگی سیاسی که عمدتا به
سرمایه داران چپاولگر و هدفهای آنها وابسته است، سعی در به انحراف کشیدن جهت راستین انقلاب
اسلامی می نمایند. حال که هدف مهم آمریکا معتدل کردن و میانه رو کردن انقلاب به نفع شیطان بزرگ
است، این گونه عناصر یعنی سرمایه داران بزرگ، بهترین وسیله برای اجرای این سیاست هاست.
همچنین از افرادی مثل جمشید ایرانپور که از سرمایه دارانی است که وابسته به آمریکا است، جهت
نفوذ در کمیته ها و ارگانهای انقلابی استفاده می نموده اند. ایرانپور که عضو کمیته مرکزی اصفهان بوده است،
منبع خبری سفارت و در نتیجه در خدمت امپریالیسم بوده و آمریکا به خوبی به وسیله ایشان از جریاناتی
که در اصفهان می گذرد خبردار می شده است. در حقیقت آمریکا از این پایگاهش یعنی سرمایه داران بزرگ
و وابسته به عنوان جاسوس خبرچین و تحلیلگر اوضاع ایران انقلابی استفاده می نموده است.
همچنین گزارش سفارت در مورد ایرج کی نژاد، مدیر عامل کمپانی سرمایه گذاری ایرانی که وی در
مورد وضعیت اقتصادی ایران و درصد اشتغال و مسایل اقتصادی دیگر، گزارشاتی به سفارت می دهد.
نکته مهم اینکه در سند این شخص با خط نامرئی این جمله نوشته شده است.
(حالا زمانی است که انسانهای خوب برای کمک به کشورشان برگردند)
با توجه به تاریخ سند که نوامبر 79 بعد از انقلاب را نشان می دهد، این مسئله برای آمریکا مطرح است
که سرمایه داران و افراد وابسته به آنها که عمدتا می توانند برای اجرای مقاصدشان خوب باشند (و همانند
شاه و رژیم خائن او) به زعم آمریکا به کشورشان خدمت کنند، باید به ایران بازگشته و کارشان را که بر
علیه انقلاب است شروع نمایند. البته آقای ایرج کی نژاد درصدد بوده است که با گرفتن ویزا 30 میلیون
تومان سرمایه خود را در ایران و به کمک سفارت خارج نماید.
قسمتی از توصیه لینگن کاردار به وزارت امور خارجه آمریکا
قسمتی از توصیه لینگن کاردار به وزارت امور خارجه آمریکا:
«17 در زمینه اقتصادی همپیمانان طبیعی با نیروهای غیر مذهبی و غیر چپی هستند که در دنیای
سیاست فعالند. باید تجار آمریکایی که تصفیه نگردیده اند محکم به کارشان بچسبند و خود را هماهنگ
نشان بدهند.»
از لینگن به وزارت امور خارجه آمریکا 29 مرداد 58
در سند فوق اهمیت افرادی را که می توانند در جهت منافع اقتصادی آمریکا عمل نمایند مشخص
می کنند و از آنجایی که وابستگی تجاری این افراد به آمریکا توسط شرکتها و تجار آمریکایی است که از
لیست معاملات ایران حذف نشده اند کاردار توصیه می کند که تجار آمریکایی روابط تجاری و اقتصادی
خود را محکم کرده و رابطه وابستگی سرمایه داران ایرانی به آمریکا را هم چنان برقرار نگه دارند تا
سفارت بتواند در سایه این وابستگی استفاده سیاسی خود را از این عناصر بنماید.
کلاً سیاست آمریکا در قبال سرمایه داران وابسته سرمایه داران بزرگ چنین است.
1 استفاده از آنها برای راه انداختن جریانات سیاسی معتدل و میانه رو اعم از حزب و گروه و منحرف کردن
حرکت انقلابی امام خمینی.
2 با توجه به ارتباط با کمپانیهای خارجی و آمریکا و سفارت آمریکا از آنها چه در قبل از انقلاب و چه بعد
از انقلاب به عنوان منابع مهم خبری و جاسوسی استفاده می نموده است.
3 ایجاد کردن تسهیلات و کمکهای مادی و حقوقی برای سرمایه داران جهت جذب آنها و فرستادن آنها به
ارگانهای انقلابی که احیانا می توانند در آنها نفوذ کنند.
4 استفاده از سرمایه داران در به اعتصاب کشاندن کارگران نخریدن قطعات یدکی کارخانجات،
سوءمدیریت و بخش و مصرف و احتکار مصنوعی مسایلی است که کاملاً معمول و رایج است و در
بسیاری از کشورها نظیر شیلی و دیگر کشورهای زیر سلطه و در حال انقلاب عمل شده است، ولی
متأسفانه در اینجا سندهای لازم که بتواند این اعمال را نشان دهد وجود ندارد.
5 آمریکا درصدد است که سرمایه داران وابسته و عناصر وابسته به خود را که با لفظ (خوب) و خدمت به
کشورشان مشخص می کند از تبعید اجباری به ایران بازگرداند و سیاستهای سلطه گرانه خود را به وسیله
آنها به اجرا گذارد.
منابع و شبکه های جاسوسی آمریکا در ایران
منابع و شبکه های جاسوسی آمریکا در ایران
بخش 6
منابع و شبکه های آمریکا در ایران
منابع و شبکه های آمریکا در ایران
«عواقب نامطلوب تیره شدن روابط ایران و آمریکا خیلی از منابع اطلاعاتی خوب ما را از بین برده
است و بی علاقه بودن عده ای از ایرانیان در برخورد و صحبت کردن با کارمندان سفارت آمریکا را افزایش
داده است. این عکس العملها از زمان تصمیم 17 ماه مه سنای آمریکا (محکوم کردن اعدامهای دادگاههای
انقلاب) شروع شد و سپس با تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا در تاریخ 24 و 26 ماه مه و آن گاه نظرات
یزدی در مورد (کاتلر) در مطبوعات و حمله شدید رسانه های گروهی اوج گرفت. این عمل موقعیت ما را به
طور قابل ملاحظه ای متزلزل کرده است، حتی بدتر از اوائل انقلاب.
بعضی از منابع خبری در تهران اشاره کرده اند به اینکه سوءظن همکاران و دوستانشان نسبت به آنان
رو به افزایش است. این حالت مخصوصا در دانشگاهها به شکل حادش بروز کرده است؛ جایی که
افراطیون روشنفکران را از مواضع ضد آمریکایی مورد حمله قرار می دهند. آن طور که یکی از منابع خبری
گزارش می دهد حتی کسانی که بیشتر در جریان کار قرار دارند با این موج از بین می روند.
(محرمانه از سفارت به واشنگتن امضاء ناس)
(افشاگری شماره 16)
«مهدی روغنی مایل است که با پرشت صحبت کند و ممکن است به گفتگوهای محرمانه با دیگران نیز
تمایل داشته باشد وی به علت رابطه اش با امام خمینی می تواند منبع اطلاعاتی مفیدی از اطرافیان خمینی
باشد.»
(محرمانه ماه مه 79) (ناس)»
(افشاگری شماره 19)
افرادی مثل مقدم مراغه ای و درخشش منابع اطلاعاتی خوبی برای سفارت می باشند که با
خوش خدمتی های خود توانسته اند خدمات ارزنده ای در جهت اطلاعات و تحلیل وقایع روز به
امپریالیسم بنمایند:
«شک نیست زمینه ای که در جریان این وقایع شکل می گیرد، به دست آوردن اطلاعات لازم و مورد
نیاز ما را بسیار مشکل می کند؛ گرچه هنوز شرایط به سطح بعضی از کشورهای جهان سوم که آنها روابط
کارکنان سفارت و مردم محلی را شدیدا تحت کنترل دارند نرسیده است؛ ولی فشارهای چند هفته اخیر،
ایران را به سوی چنان موقعیتی سوق می دهد».(ناس)
(افشاگری شماره 16)
اطلاعات زیر توسط یک منبع به Ro رسیده است که از یک میهمانی شام که توسط دوستش از وزارت
دادگستری در روز 3 آوریل برگزار شد کسب شده است. مهمانان غیر از منبع یک تاجر ایرانی دو ستوان
پلیس، یک سروان پلیس و یک سرگرد دریابی بوده اند. همراه صحبت زیادی در مورد مسایل کلی و
سیاسی، صحبت و بحث در مواردی که در مورد پلیس و نظم در ارتش است شد و مسایل دیگر ...».
(محرمانه شماره 460160 تاریخ 4 آوریل 79)
و ادامه می دهند:
«این گزارش منطبق با گزارشاتی است که 3 منبع دیگر به ما گزارش داده اند که در محل بوده اند (در
میهمانی)»
در حقیقت در آن میهمانی 4 منبع سفارت و در خدمت امپریالیسم و شیطان بزرگ وجود داشته است که
هر کدام جداگانه بدون اطلاع یکدیگر گزارشات خود را به سفارت داده اند.
«اظهار نظر: منبع یک افسر سرویس خارجی با تجربه است؛ خیلی خوب فارسی صحبت می کند و با
ایرانیان تماس دارد، وی تا به حال کنسول سفارت در تبریز بوده است.» (سند فوق)
سفارت با ترتیب دادن انواع میهمانیها و یا فرستادن مأموران سیاسی خود به میهمانیهای رسمی و غیر
رسمی سعی در صحبت با افراد لشکری و کشوری می کند و راجع به موقعیتهای سیاسی و نظامی بحث
می نمایند و اطلاعات را به سفارت می دهند. واقعه فوق یک میهمانی بوده است و 4 نفر از شرکت کنندگان
افسران سیاسی سفارت بوده اند، که یکی از آنها Metrinco افسر سیاسی سفارت و کنسول تبریز است. وی
به زبانهای فارسی عربی اردو ترکی تسلط کامل داشته و وارد به آداب و رسوم ایرانی است و جزو
گروگانهای ملت ایران است و عامل ترتیب دادن منابع جاسوس ایرانی و کسب اطلاعات از آنهاست.
نظر سفارت در 11 ژانویه 78 در زمان قیامهای قم و حکومت دکتر آموزگار خائن.
«... برای آمریکا امتیازی در ایران در مورد جمع آوری اطلاعات (جاسوسی) به دست آورید و
پشتیبانی برای Proquoliasionquid را در پاسخ به این امتیازات ادامه دهید. هر پیشنهاد را برای امتیازی
جدید به دقت سبک و سنگین کنید تا مطمئن شوید که باعث در خطر انداختن پیشرویهای موجود نباشند.»
(11 ژانویه 78 محرمانه از سفارت به وزارت دفاع واشنگتن)
(افشاگری شماره 10)
در مورد منابع و شبکه های جاسوسی آمریکا در ایران
در مورد منابع و شبکه های جاسوسی آمریکا در ایران
سیاست آمریکا
(سیاست آمریکا)
سیاست آمریکا بعد از انقلاب دستیابی دوباره به اوضاع سیاسی اقتصادی ایران است. بنابراین
طرحهای خود را باید براساس یک سری اطلاعات دقیق استوار کند.
شبکه ها و منابع خبری و اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا در ایران، در زمان انقلاب ضربه دیده است و
بعد از انقلاب هم بسیاری از این شبکه ها و منابع از هم پاشیده است.
سازماندهی دوباره کشف منابع جدید جاسوسی از هدفهای بخش سفارت است.
بنابراین به غیر از شیوه های فوق، افسران سفارت برای ملاقاتها و صحبت به افراد با سازمانهای دولتی
و به میهمانیهای رسمی و غیر رسمی فرستاده می شدند و با طرح سؤالاتی که جهت و هدف آن از قبل
مشخص است، سعی در کشیدن اطلاعات دست اول و مفید می نمایند.
ولی شبکه جاسوسی آمریکا در حال حاضر کاملاً کار می کند و دلیل آن هم اطلاعات دقیقی است که از
اوضاع مملکت در سفارت موجود است و همچنین قرار دادن مهره های جدید در سازمانهای انقلابی که
بعد از انقلاب تأسیس شده از هدفهای سفارت آمریکا بوده است.
آنها احتیاج داشته اند که منابع و افرادشان از تأمین حقوقی برخوردار باشند. ادامه کارهای دادگاههای
انقلاب، تصفیه ادارات و بسیاری از حرکات انقلابی، مانع وجود افراد و شبکه های جاسوسی امپریالیسم
در ایران است. اطلاعات دقیق از ارتش نیز حاکی از داشتن شبکه های جاسوسی و منابع اطلاعاتی در
ارتش است: «ما می خواهیم مسئولانه بر روی مسایل نظامی کار کنیم تا اینکه به دولت بازرگان قدرت
دهیم و مطمئن باشیم که برای اوضاع آینده سیاسی مملکت دوستانی در ارتش داریم که ممکن است در
معضلات سیاسی مملکت راهگشا باشند.
... ما همچنین خواهان یک رفتار مطلوب و مساوی برای طرفداران خصوصی مان در ایران هستیم.»
(محرمانه 14 شهریور 58 از هارولد ساندرز به نیوسام)
همچنین سفارت جهت تأمین و کشف منابع جاسوسی جدید از جریمه استفاده می کند و در قبال دادن
ویزا به افراد مورد احتیاجش که اطلاعات ارزنده ای داشته باشند برایشان ویزای مسافرت به آمریکا صادر
می کند:
«از سرهنگ شیفر وابسته نظامی دفاعی در نیروی هوایی به تمام وابسته های دفاعی آمریکا در تهران
و به مورفیلد سرکنسول آمریکا در تهران.
... وابسته های نظامی آمریکا درباره فامیل درجه یک افراد زیر می توانند رأی صدور ویزا توصیه
نمایند:
الف: افراد ارتش، ژاندارمری و شهربانی ایران که از سرگرد به بالا باشند.
ب: افراد هواپیمای کشوری.
ج: افراد دیپلمات درجه یک ایرانی یا خارجی که با دفتر وابستگان نظامی آمریکا همکاری مستقیم
داشته باشند.
توصیه: صدور ویزا تنها برای افرادی پذیرفته می شود که اطلاعات جاسوسی مفیدی برای آمریکا
داشته باشند. متقاضیانی که مشخصات بالا را نداشته باشند اما دارای موقعیتهای فوق العاده ای باشند
(مانند همافرانی که اطلاعات باارزشی برای ما تهیه نموده اند) باید توسط سرهنگ شیفر تأیید شوند.
... بخش صدور ویزا می تواند به عنوان وسیله ای برای جمع آوری اطلاعات جاسوسی مورد استفاده
قرار گیرد. اطلاعاتی که معمولاً دسترسی به آن از راههای دیگر امکان پذیر نیست و باید توجه داشت که
صدور ویزا مورد استفاده شخصی افراد قرار نگیرد. افراد تنها وقتی برای ما مهم هستند که اطلاعات
جاسوسی باارزش فراهم نمایند و یا راهی برای رسیدن به این اطلاعات ارائه دهند.
من در این معامله پایاپای (گرفتن اطلاعات در مقابل ویزا) انتظار دارم گزارشهای مفیدی به دست
آید.»
(18 سپتامبر 79 شهریور 58 محرمانه)(افشاگری شماره 17)
همچنین سفارت در نظر دارد علاوه بر استفاده از عناصر سرسپرده خود در ارتش و تشکیلات کشوری
از عناصر خائن ساواک که آزاد شده اند استفاده نماید و در شبکه های خبرگیری و جاسوسی و عملیات
تخریب در آینده استفاده کند:
«... بسیاری از کارشناسان ساواک که با نظارت کنندگان سفارتخانه های خارجی همکاری می کردند،
توانستند کار آنها را در دست بگیرند و این موضوع می تواند به ما فرصتی بدهد تا بتوانیم از آن در
موقعیتهای آرامتر استفاده کنیم. تمام این کارشناسان در آمریکا بوده اند.»
(از نامه لینگن به زوبیک مورخ 6 آبان 58)
دید آمریکا راجع به ارتش ایران
دید آمریکا راجع به ارتش ایران
بخش 7
مستشاری مهمترین حضور نظامی آمریکا در ایران است. هدفش بالا بردن کارآیی نیروهای نظامی
ایران به منظور مقاومت در مقابل تجاوز و ادامه و حفظ منافع آمریکا در ایران است.
این ارتش (ارتش ایران) در 1941 به وجود آمد و در 1943 و 1947 تجدید سازمان یافت (قرارداد
آمریکا و ارتش ایران). توافق اساسی بین حکومت آمریکا و دولت ایران این بود که نظارت و کمک ارتش
آمریکا به ارتش ایران (زمینی و هوایی و دریایی) ادامه یابد. از 1950 قرار داد کمک دفاعی مشترک بین
دولت ایران و دولت آمریکا در سه زمینه منعقد گردید.