تیراندازی، اکثر آنها به گنبد مخابرات و سپس به منتهی الیه CRU و TCU رفتند. تعدادی از آنها خود را به تلفن ها رساندند و درخواست کمک کردند. با شدت گرفتن حملات، بیشتر آنها به گنبد مخابرات آمدند و در چند مرحله تجهیزات مخابراتی را معدوم کردند.
(ج) در دفتر جلویی، سفیر و معاون زیر میز دراز کشیده بودند، و سفیر با بی سیم دستورات لازم را به تفنگداران دریایی می داد. تا زمانی که همه تفنگداران دریایی تسلیم شوند، آنها همانجا ماندند و سپس به گنبد مخابرات آمدند.
(د) در طبقه پایین، در ضلع شرقی، ریک تامس، هری جانسون و جیم رابرتز پشت درها را مسدود کردند و میزها را پشت پنجره ها گذاشتند، و آماده دفاع از آن قسمت شدند. وقتی هیل، موتن و اَوری به درب شرقی رسیدند، داخل ساختمان شدند و به آنها پیوستند. زمانی که مهاجمان از فاصله نزدیک شروع به تیراندازی به سوی درب شرقی کردند، رابرتز با بی سیم از سفیر کسب تکلیف کرد و سفیر گفت اگر می توانند، خود را تسلیم کنند. آنها سپس اجازه خواستند از گاز اشک آور استفاده کنند. سفیر به آنها اجازه این کار را داد، و آنها قسمت هال را پر از گاز اشک آور کردند و به طبقه بالا درون گنبد مخابرات رفتند.
(ه ) مهاجمین از بال غربی و در، وارد بال شرقی مرکز اطلاعات شدند و بال غربی به راحتی با هُل دادن پانل چوبی باز شد و داخل شدن و دسترسی به بار امکان پذیر گردید.
(و) در طبقه دوم همه جمع بودند به غیر از سرهنگ هالند و ال جردن که یک کارمند ایرانی و مترجم هالند بود. ریک تامس که یک کپسول گاز اشک آور اتفاقاً به گردنش اصابت کرده و او را شدیداً دچار سوختگی کرده بود، در هال افتاده بود و از درد به خود می پیچید.
(ز) در درون گنبد، تلفن ها و برق اصلی قطع بود (و از برق اضطراری استفاده می شد)، و گاز اشک آور داشت به تدریج وارد گنبد می شد. تمامی تجهیزات رمز گذاری پیام ها معدوم شد. (توضیح: سفارت دارای یک ژنراتور برق مستقل است. در طول حمله یک نفر که از کارکرد ژنراتور اطلاع کافی داشت آن را از کار انداخت.)
(ح) در همین اثنا، ژنرال استون که در کنار سفیر بود از لبه پنجره مشرف به شمال نگاهی به بیرون انداخت و تعدادی از خبرنگاران آمریکایی را در محوطه پارکینگ دید. خیلی زود شایع شد که آدم های خوب به پارک موتوری رسیده اند. هیچکس نمی دانست معنی این حرف چیست، ولی تقریباً در همان حدود بود که تیراندازی ها هم متوقف شد.
(ط) در همین حال، هالند یک عرقگیر و دستمال سفید را روی بالکن طبقه دوم انداخت و به پشت در فولادی برگشت. او و جردن صدای پای مردان مسلح را شنیدند که داشتند از پله ها بالا می آمدند، و فریاد زدند «تسلیم». سپس آنها درب ها را باز کردند و وارد هال شدند و راه پله مملو از مردان مسلح شد.
(ی) این مردان مسلح وارد گنبد شدند و دستور دادند که همه دستهایشان را روی سرشان بگذارند و از گنبد خارج شوند. حدود پنجاه نفر آمریکایی را در راهرو تاریک به صف کردند
و به طرف دفتر جلویی حرکت دادند. چریک ها خیلی عصبی بودند و به یکدیگر فریاد می زدند که مواظب باشید چون می ترسیدند بعضی از آمریکایی ها مسلح باشند.
(ک) وقتی که همه را دردفتر جلویی جمع کردند، اُسرا چند لحظه پرالتهاب را پشت سر گذاشتند زیرا چریک ها با فریاد به یکدیگر دستوراتی می دادند. برخی از آنها آمریکایی ها را دست می انداختند، و برخی دیگر توضیح می دادند که با مردم آمریکا هیچ دشمنی ندارند و فقط دشمن دولت آمریکا هستند که امپریالیست است. سه نفر هم لوله تفنگ خود را به سوی گردن سفیر گرفته بودند.
(ل) ناگهان افرادی که بیرون ساختمان بودند شروع به تیراندازی به درون ساختمان کردند. همه، هم چریک ها و هم اُسرا، خود را روی زمین انداختند و تیراندازی چند لحظه ادامه داشت. سپس یکی از چریک ها به افراد بیرون ساختمان فریاد زد که تیراندازی نکنند، و یکی از آنها که خیلی خشمگین بود سر پا ایستاد و مسلسلش را به سوی آمریکایی هایی که روی زمین دراز کشیده بودند، گرفت و فریاد زد «چه کسی اسلحه دارد؟» سپس قدری آرام شد و مهاجمان تصمیم گرفتند که اُسرا را از ساختمان بیرون ببرند. آمریکایی هایی که فارسی بلد بودند شروع به صحبت با مردان مسلح کردند، و به آنها توصیه کردند که چشمانشان را به خاطر سوزش با گاز اشک آور با دست نمالند و سپس در طول بقیه ماجرا نقش مترجم را بازی کردند. چریک ها هر آمریکایی را که از اتاق خارج می شد تفتیش می کردند.
(م) سفیر سولیوان و اسکیپ بویس که نقش مترجم او را ایفا می کرد در اتاق ماندند. چریک ها برای آنکه مطمئن شوند او واقعاً سفیر است از سولیوان خواستند که کارت شناسایی اش را نشان بدهد. پس از آنکه از این مسئله اطمینان یافتند، آنها را از ساختمان سفارت خارج کردند و به محوطه پارک موتوری بردند. آمریکایی های دیگر را نیز از ساختمان کنسولی و غذاخوری به آنجا آورده بودند.
7- بعد از ماجرا
(الف) دکتر یزدی، سرهنگ توکلی و حداقل یک ملا با گروهی از مأموران کمیته به سفارت آمده بودند. وقتی سفیر سولیوان را به پارک موتوری آوردند، یزدی روی یک خودرو ایستاده بود و داشت با بلندگو چیز هایی می گفت. محوطه پارک موتوری مملو از چریک های مسلح بود. چریک های مسلح بر روی دیوارهای اطراف پارک موتوری ایستاده بودند، و می شد سایه روشن چریک هایی را که بالای ساختمان مشرف به خیابان تخت جمشید ایستاده بودند را دید. خیابان های اطراف سفارت مملو از جمعیت بود، و به خاطر ازدحام جمعیت، ترافیک گره خورده بود.
(ب) یزدی از حمله ای که صورت گرفته بود بسیار عذرخواهی کرد و گفت که در هر انقلابی، گروههای تندرو روند انقلاب را مختل می کنند. یکبار یک ملا با بلندگو اعلام کرد مردان مسلحی که کارت کمیته ندارند، می توانند آنجا را ترک کنند. تقریباً 12 نفر از چریک ها
به طرف دروازه پارک موتوری به راه افتادند. یکی از آنها برگشت و با فریاد به مأموران کمیته گفت که آنها را از پشت نزنند. بعد از آن تصمیم گرفتند که آمریکایی ها را از درون محوطه سفارت به محل اقامت سفیر ببرند. ابتدا گفتند که آمریکایی ها را با اتوبوس به آن محل ببرند (یک اتوبوس در کنار سفارت پارک بود) ولی نهایتاً همه پای پیاده راه افتادند. وقتی که این گروه از پشت سفارت حرکت می کرد، گروه دیگری از آمریکایی ها را دیدند که به سمت مخالف اسکورت می شوند. این گروه در تمام مدت حمله در محل دفتر وابسته نظامی در ضلع شرقی سفارت مستقر بودند، و فقط وقتی چریک ها از در شرقی وارد شدند، از محل خود بیرون آمده بودند. حالا همگی به هم ملحق شدند و به سمت محل اقامت سفیر حرکت کردند.
(ج) بیرون از محل اقامت سفیر همگی منتظر ماندند تا جیم کانینگهام تعدادی از «آدم های خوب» را به داخل ساختمان هدایت کند تا مطمئن شوند هیچ «آدم بدی» درون ساختمان نیست. در همین اثنا، بویس با بلندگو در اطراف ساختمان کنسولی قدم زد و اعلام کرد که اگر کسی هنوز در ساختمان است، از آن خارج شود، ولی ظاهراً ساختمان کاملاً خالی بود.
(د) سپس همه را به داخل اتاق نشیمن سفیر بردند و یزدی از همه عذرخواهی کرد و توضیح داد که از این به بعد مأموران او از سفارت محافظت خواهند کرد. کانینگهام و بویس دو گروه از محافظان را در اطراف سفارت چرخاندند تا اگر کسی هنوز در آنجا پنهان شده است، پیدا کنند. تعداد کمی در ساختمان های فرعی پنهان شده بودند، و عده زیادی نیز در زیر زمین انبار بودند.
(ه ) اوضاع آرامتر شد، و مردم به تدریج به پاسیوی محل اقامت سفیر رفتند. تنش ها به قدری کاهش یافت که گویی جمعیت حاضر در سفارت در یک میهمانی فضای باز شرکت کرده اند. همه در آفتاب ایستاده بودند و با یکدیگر صحبت می کردند. درست در همین موقع، گلوله ای از تفنگ یکی از مجاهدین شلیک شد و به بالکن طبقه دوم ساختمان در بالای سر جمعیت اصابت کرد، و همه خود را روی زمین انداختند، تا آنکه مشخص شد چه اتفاقی افتاده است. بعد از آن تذکر دادند که جمعیت حاضر هدف آسانی برای تیراندازان است و تصمیم گرفتند که آنها را به غذاخوری ببرند. همه به غیر از سفیر، ژنرال گست، هوراس فلدمن، اسکیپ بویس و یک محافظ از محل اقامت سفیر خارج شدند.
(و) یک ساعت نگذشته بود که سه ملا، که از شاگردان خمینی در قم بودند، وارد محل اقامت سفیر شدند. آنها آمده بودند تا به خاطر حمله ای که صورت گرفته بود عذرخواهی کنند و قول دادند که متخلفین را دستگیر خواهند کرد.
(ز) تا اواخر بعد از ظهر، اکثر آنهایی که در غذاخوری بودند اجازه یافتند به خانه هایشان بروند، و سفارت اولین شب خود را در حفاظت نیروهای مجاهد آرام گرفت.
8- در کمیته
(الف) باید چند نکته را در مورد کمیته مرکزی انقلاب که تفنگداران دریایی به آنجا انتقال
یافته بودند، توضیح بدهم. داخل ساختمان یک زرادخانه واقعی بود. مقدار زیادی آر.پ.جی. تفنگ، سلاح کمری، و نارنجک در آنجا دیده می شد. ساختمان کمیته احتمالاً متعلق به یک مسجد قدیمی بود. زندانی ها را در یک اتاق کوچک حبس کرده بودند، رفتار خوبی با آنها داشتند و پیش از آزاد کردنشان، دوباره به آنها غذا داده بودند. در خارج از ساختمان حداقل یک خبرنگار غربی و یک تیم فیلمبرداری را می شد دید.
(ب) مقامات کمیته خیلی مایل بودند که تفنگداران دریایی با مطبوعات مصاحبه کنند، ولی تفنگداران از این کار خودداری کردند. ظاهراً مأموران کمیته می خواستند به مطبوعات نشان بدهند که کارمندان سفارت را نجات داده اند.
(ج) این گروه را همان شب ساعت 09:00 با اتوبوس به سفارت برگرداندند. مأموران کمیته از مقام سفارت که به استقبال آزادشدگان رفته بود، خواستند تا رسیدی را مبنی بر تحویل گرفتن تفنگداران امضا کند.
(د) گروهی را که به دانشگاه تهران انتقال یافته بودند، و شرح ماجرای آنها در قسمت 4ث آمد، نیز صبح روز بعد به سفارت برگرداندند و بعد از گرفتن رسید آنها را به مقامات سفارت تحویل دادند. سولیوان
ادعای گروگانگیری یک خانواده آمریکایی
سند شماره 83
محرمانه5 مارس 1979 14 اسفند 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 2717به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.
موضوع: ادعای گروگانگیری یک خانواده آمریکایی
1- (محرمانه - تمام متن)
2- یک مرد ایرانی در ساعت 04:10 دقیقه بعد از ظهر به وقت محلی با بخش سیاسی سفارت تماس گرفت و به یکی از مسئولان این بخش به نام پترسن گفت که گروه او به تلافی دستگیری گروهی از دانشجویان ایرانی در نیویورک، یک خانواده آمریکایی را به گروگان گرفته است. این شخص گفت اگر دانشجویان ایرانی تا فردا آزاد نشوند خانواده آمریکایی را خواهد کشت. فرد مزبور در پاسخ به سئوال پترسن مدعی شد که یکی از اعضای سازمان چریک های فدایی خلق است. وقتی پترسن از او پرسید که چرا فکر می کند ایرانی ها را در آمریکا دستگیر کرده اند، گفت که «چون برادرم یکی از آنهاست.» او از ذکر نام خانواده آمریکایی خودداری کرد و فقط گفت که بهتر است سفارت خودش بررسی کند و ببیند از کدام خانواده خبری نیست. مسئول بخش سیاسی توضیح داد که تا نام خانواده را ندانیم نمی توانیم مطمئن شویم که او راست می گوید علاوه بر اینکه هیچ راهی برای فهمیدن اینکه کدام خانواده گم شده است، نداریم. در این زمان شخص مزبور تماس را قطع کرد.
2- این حقیقت که شخص مزبور تا زمانی که از او سئوال نشد نام گروه خود را فاش نکرد
و همچنین از افشای نام خانواده آمریکایی و یا حتی ترتیب دادن تماس های بعدی خودداری کرد ما را در مورد صدق گفته هایش به شک انداخته است. گمان می کنیم دانشجویانی که این شخص می گوید در نیویورک دستگیر شده اند همان هایی باشند که از آنها خواسته شده مدارک لازم را جهت ادامه اقامت خود در آمریکا ارائه دهند. لطفاً هرگونه اطلاعاتی مربوط به این دانشجویان دارید برایمان ارسال کنید.(1)
گزارش وضعیت ایران، 5 4 مارس 1979
سند شماره 84
محرمانه5 مارس 1979 14 اسفند 1357
از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهران 2729
به : سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی.سی.
منابع: رسانه های خبری داخلی، مقامات سفارت، مبنع 68460008
تهیه کننده گزارش: ای.بی.گرازینی، متخصص امور اطلاعاتی
مقام تأیید کننده گزارش: تی.ای. شافر، وابسته دفاعی
موضوع: گزارش وضعیت ایران، 5 4 مارس 1979
16- خلاصه: (بدون طبقه بندی) این گزارش وقایع 24 ساعت گذشته را، از ساعت 12:00 روز 4 مارس تا ساعت 12:00 روز 5 مارس 1979، پوشش می دهد، شامل: ادامه تیراندازی ها در تهران از جمله تیراندازی به سفارت. بازنشستگی های بیشتر، اولین صادرات نفت و نام نفت کش، آموزش نظامی دانش آموزان، تشکیل سپاه پاسداران انقلاب، خروج آخرین پیمانکاران نظامی بریتانیا از ایران، نطق انتظام، معاون نخست وزیر، درباره ارتش.
17- از 17 تا 21 حذف شده است.
22- جزییات: (محرمانه)
الف- تهیه کننده گزارش و سایر کارمندان سفارت شب گذشته نیز صدای تیراندازی هایی را در تهران شنیدند. در حدود ساعت 23:45 تفنگداری که در ورودی پشت مجتمع نگهبانی می داد به دلیل تیراندازی به آن نقطه از محافظان کمیته ای سفارت کمک خواست. هیچ مجروحی گزارش نشده است.
ب- طبق گزارش های خبری، پاکسازی ارتش و پلیس ادامه دارد و 52 نفر دیگر از افسران بازنشست شده اند. هنوز نام آنها فاش نشده است.
ج- اولین محموله نفت صادراتی پس از انقلاب و ملی شدن مجدد صنعت نفت ایران با قیمت «بالای 20 دلار در هر بشکه» به ژاپن ارسال خواهد شد. نفت کش «ورلد کمندر» امروز بارگیری تقریباً 1/5 میلیون بشکه نفت را در ترمینال دریایی خارک در خلیج فارس شروع
1- در اصل سند، شماره ( 2) دوبار آمده است. م.
می کند. نفت مذکور را شرکت میتسویی که مشتری دایم شرکت ملی نفت ایران است، خریداری کرده است. دومین محموله روز چهارشنبه (7 مارس ) به شرکت نفت اشلند در ایالات متحده فروخته خواهد شد. میزان نفت و نام نفت کش ذکر نشده است.
د- دانش آموزان تعلیمات نظامی می بینند. دانش آموزان عادی و دبیرستانی آموزش نظامی خواهند دید. هیأت نظام وظیفه عمومی اخیراً این طرح را تهیه کرده است. این دانش آموزان پاسداران ارتش انقلابی را تشکیل می دهند و به مدت یک تا دو ماه آموزش استفاده از اسلحه و غیره را خواهند دید و بعد از تکمیل دوره به کلانتری های محل مأمور خواهند شد. طرح جدید برای تصویب به وزیر دفاع ملی تسلیم شده است.
ه ) آیت الله لاهوتی مأمور تشکیل سپاه پاسداران انقلاب شده است. او در یک مصاحبه خبری اظهار داشت که «سازمان جدید به منظور دفاع از انقلاب در برابر ضد انقلابیون تشکیل می شود.این سازمان ستون فقرات و حافظ انقلاب اسلامی خواهد بود. تمامی گروههای سیاسی که به اسلام و رهبری بلامنازع امام خمینی اعتقاد دارند، می توانند به این سپاه بپیوندند.» وقتی از او سئوال شد که آیا می توان ارتش را که به مدت چندین سال متأثر از ایدئولوژی فاشیستی بوده است، بدون مشکل به یک ارتش انقلابی تبدیل کرد یا خیر، آیت الله لاهوتی اظهار داشت «کشور به ارتش نیاز دارد و در عین حال کسانی که در طول انقلاب به ارتش حمله کردند، گناهی مرتکب نشده اند.»
و- تمامی بریتانیایی هایی که در چارچوب قراردادهای دفاعی در ایران مشغول به کار بودند، از ایران خارج شده اند، و بدین ترتیب بزرگترین بازار صادرات نظامی بریتانیا بسته شده است. آخرین بریتانیایی هایی که برای وزارت دفاع بریتانیا کار می کردند نیز هفته گذشته ایران را ترک کردند. طبق گزارش منبع اطلاعاتی (68460008)، تعداد کارکنان بریتانیایی در ایران نزدیک به چند صد نفر بود.
ز- امیرانتظام، معاون نخست وزیر، فهرست دیگری از نام افرادی که حق خروج از ایران را ندارند به اداره گذرنامه و پاسگاههای مرزی تسلیم خواهد کرد. نخست وزیر اعلام کرد که زنان ایرانی دیگر به سربازی نخواهند رفت و مدت خدمت اجباری نظام وظیفه برای مردان از دو سال به یک سال کاهش یافته است. شورای انقلاب این تصمیم را اتخاذ کرده است. نخست وزیر در مصاحبه ای، با اشاره به این مطلب که بازنشستگی فرماندهان با تجربه ارتش و جایگزینی آنها با فرماندهان جوان ممکن است به ارتش لطمه بزند، اظهار داشت «بازنشستگی فرماندهان ارتش به خواست مردم صورت می گیرد. بدیهی است که تعدادی از آنها واقعاً به انقلاب اسلامی ایمان دارند، که بعد از تحقیقات لازم دوباره به خدمت فراخوانده خواهند شد.»
نظریات مرکز تهیه گزارش: (محرمانه) تهیه کننده گزارش معتقد است که تصمیم ایران برای کاهش مدت خدمت نظام وظیفه برای مردان و معافیت زنان از خدمت اجباری از اقداماتی است که ایران در جهت کاهش نقش ژاندارمی اش در منطقه خلیج فارس بر می دارد. اطلاعات
بیشتری حاکی از خروج نیروهای ایرانی از عمان، که روز گذشته در گزارش وضعیت ایران ذکر شد، به دست نیاورده ایم. در مقاله ای کوچک ذکر شده بود که دولت انقلابی ایران روابط دیپلماتیک خود را با آفریقای جنوبی قطع کرده است. آفریقای جنوبی بعد از اسرائیل دومین کشوری است که ایران روابط خود را با آن قطع می کند. تهیه کننده گزارش تنها نام نفت کش «ورلد کمندر» را در گزارش های خبری دیده است. اگر نام نفت کش دیگری ذکر شد حتماً به اطلاع خواهد رسید.
تحصیلات و ناآرامی ها
سند شماره 85
محرمانه6 مارس 1979 15 اسفند 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 2748به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری
موضوع: تحصیلات و ناآرامی ها
1- (محرمانه تمام متن).
2- خلاصه: صحنه تحصیلات در ایران از ناآرامی های عمیق و شدید متأثر شده است. دبیرستانها سریع تر از دانشگاهها شکل می پذیرند. خطابه های انقلابی به وفور ایراد می شوند. پایان خلاصه.
3- تعدادی از اساتیدی که همچنان مایلند با کارمندان سفارت (که تا حد قابل ملاحظه ای کاهش یافته اند) گفتگو نمایند در مورد ناآرامیهایی که در حال حاضر بر صحنه دانشگاههای ایران مسئول شده است اظهارنظر نموده اند. تا صبح 6 مارس تا جایی که ما خبر داریم تنها هیأتهای علمی که سر کار حاضر بوده و به تدریس پرداخته اند دانشکده امور اداری دانشگاه تهران، دانشکده داروسازی دانشگاه پهلوی شیراز و کالج آر. سی. دی. در تهران (که نیمی از دانشجویان آن ترک و پاکستانی هستند) می باشند. هیأتهای علمی دیگر تا حدی مشغول هستند، بعضی ها تدریس می کنند ولی اکثریت آنها از چنین موقعیتی برای ایراد سخنرانی های سیاسی استفاده می کنند.
4- جنگ برای تحت کنترل درآوردن دانشگاهها و جلب هواداری دانشجویان بین فداییان و گروههای مارکسیست کوچک در یک طرف و مجاهدین متحدین آنها در نهضت اسلامی از طرف دیگر همچنان ادامه دارد. اکثر احزاب به نوعی سازمان فعالی در محوطه دانشگاه تهران که سنگر انقلاب محسوب می شود دارند. در سایر مراکز تحصیلی مانند دانشکده فنی تهران، دانشکده علوم و تکنولوژی و دانشگاه ملی شاهد گروههایی هستند که فقط برای چند روزی بر صحنه دانشگاه ظاهر شده و سپس جای خود را به دیگری می دهند.
5- یکی از جناحهای دانشگاهی یعنی سازمان ملی اساتید دانشگاه خواستار مداخله بیشتر دانشگاهیان در انتخاب رؤسا و مقامات عالیرتبه دانشگاهی شده است. این گروه خواستار آن است که یک شورای خاص به انجام این انتخابات بپردازد و از بازرگان به دلیل معرفی محمد
ملکی به عنوان رئیس دانشگاه تهران در 22 فوریه که بدون مشورت با این شورا صورت گرفت انتقاد کرده است.
چند تن از اعضای هیأتهای علمی اظهار می کنند که مباحثات هیأتهای علمی به بروز ناآرامیهایی منجر شده است. ظاهراً به نظر می رسد این اساتید کمتر از دانشجویان بالغ شده اند. اجلاسیه ها به ندرت به نتیجه می رسد و انشعاب کردن به صورت یک قانون روزمره درآمده است. یکی از این اساتید گفت که در گردهمایی اعضای هیأت علمی دانشگاه ملی بیشتر از 5 گروه اصلی حضور داشتند که به شدت بر اظهار عقاید کاملاً مختلف خود در مورد موضوعات کوچکی در زمینه ترتیبات اداری دانشگاه تأکید می کردند.
6- اکثریت اعضای هیأت علمی معتقدند که باید در امور دولتی به کار گرفته شوند اما به ندرت روحیه سازش از خود نشان می دهند. دو تن از اساتید زیرک تر که در مورد مشکلات دانشگاهی اظهارنظر می کردند گفتند تحصیلات دانشگاهی تا فرا رسیدن تعطیلات سال جدید ایرانی (21 مارس) به صورت نیم بند ادامه خواهد داشت و در طول تعطیلات افراد سازمان یافته تر در بین اعضای هیأت علمی این موقعیت را خواهند داشت تا نظامی که به وجود خواهد آمد یا حداقل همین نظام آموزشی را نسبتاً فعال کنند.
7- در طول این مدت بسیاری از اعضای هیأت علمی تدریس نخواهند کرد بلکه از تشکیل کلاسهای دوره ای (اگر کلاسی تشکیل شود) برای انجام سخنرانی در مورد فلسفه انقلاب و اشاعه دیدگاههای خود استفاده خواهند کرد. آنچه که قابل توجه است از دست رفتن کامل تخصص گرایی می باشد، مباحثات در مورد ایدئولوژی انقلاب صورت می گیرد نه اعاده مجدد استانداردهای علمی مناسب. اساتید قدیمی تر که می توانند قوام روحیه شورانگیز جوان فعلی باشند به دلیل همکاری با رژیم گذشته اعتبار خود را از دست داده اند. بسیاری از اساتید جوانتر که تحصیلات آمریکایی دارند و مایلند در سطوح تخصصی خود مشغول باشند به اتهام ارتباط با سازمان سیا سرگردان هستند و سایرین که شاهد شعارنویسی بر روی دیوارها بودند بیش از انقلابیون، انقلابی شده اند. نمونه خوب این مدعا احمد داوران استاد ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران می باشد که در دانشگاه برکلی کالیفرنیا تحصیل و چند سالی تدریس کرده است. داوران حدود چهار سال قبل به ایران مراجعت کرد. در طول 8 تا 10 ماه گذشته وی از یک روشنفکر نسبتاً میانه رو که سرگرم امور دانشگاهی است به یکی از اعضای پیشرو سازمان ملی اساتید دانشگاهی تبدیل شده است و ارتباطات گسترده ای با فداییان دارد. افراد دیگری نیز مانند وی هستند.
8 - یکی از ویژگیهای برجسته نظام جدید آموزش ایران منع عملی اساتید خارجی از تدریس در دانشگاهها می باشد. به تعدادی از اساتید آمریکایی منجمله اساتید برنامه دولتی فولبرایت گفته شده است که دیگر نیازی به خدمات آنها وجود ندارد. حتی در دانشکده های کوچکتر همسران اتباع آمریکایی که چهارچوب اصلی بخش تدریس زبان انگلیس در پنج یا