توقف می نمودند تا مشتها را بلند کرده و شعارهای ضدآمریکا- ضدکارتری خود را سر دهند. میتینگ و راهپیمایی با نظم برگزار شد و هیچ گزارشی از درگیری نرسیده است. طبق نظر بعضی از منابع این تظاهرات توسط سازمان آزادیبخش فلسطین هدایت می شد. ما فقط می توانیم حمایت احتمالی شوروی در پشت صحنه را حدس بزنیم.
4- صبح روز 14 مارس یک تظاهرات دو هزار نفری که عمدتاً از دانشجویان تشکیل می شد، مجموعه سفارت انگلیس را محاصره و شعارهای ضدامپریالیستی سر دادند که این شعارها به اعتراض علیه سیاست مهاجرتی انگلیس، که بنا به ادعای دانشجویان در مورد ایرانیان تبعیض آمیز است، مبدل گردید. تظاهرکنندگان وارد املاک سفارت نشدند و پس از آنکه سفیر با تنی چند از نمایندگان آنها صحبت کرد، به آرامی متفرق شدند.
5- روزنامه ها اعدام دوازده نفر که نخستین نفراتش در رابطه با جرایم «صرفاً سیاسی» بودند، را در تیترهای مورخه 13 مارس خود اعلام کرده اند. در میان آنهایی که به دلایل سیاسی در مقابل جوخه آتش قرار گرفتند، عبارت بودند از محمود جعفریان رئیس سابق خبرگزاری پارس و معاون رادیو تلویزیون ملی ایران؛ پرویز نیکخواه مدیر خبری سابق رادیو تلویزیون ملی ایران؛ غلامحسین دانشی نماینده آبادان در آخرین دوره مجلس سابق و سپهبد نادر جهانبانی رئیس سابق سازمان تربیت بدنی ایران و معاون سابق ستاد طرح و برنامه نیروی هوایی. دیگر افراد اعدامی نیز عبارت بودند از: تیمسار ولی الله زند کریمی رئیس سابق زندانها و رئیس سابق ساواک تهران؛ ستوان منوچهر وثوقی افسر گارد سابق شاهنشاهی؛ محمد نوید که از او به عنوان «شکنجه گر» ساواک نامبرده شد؛ امیراحمد کوچصفهانی بازجوی ساواک؛ ستوان دوم حسین شاه کمان افسر ضدشورش؛ سرگرد منوچهر قشقایی فرمانده نیروی ضدشورش؛ حسین فرزین سردسته «چماقداران»؛ آقاحسینی گروهبان پلیس قم. بر طبق یک گزارش، با اعدام های دیروز مجموع احکام اعدامی که تاکنون توسط دادگاههای انقلاب اعلام و اجرا گردیده به 63 مورد می رسد. احتمالاً رقم واقعی بیشتر است.
5- در یک مصاحبه مطبوعاتی در روز 13 مارس، انتظام معاون نخست وزیر به مجله تایم که طبق اظهار او مرتباً از شاه به طور مخفیانه پول دریافت می نمود، حمله کرد. انتظام مدعی شد که مدارکی مبنی بر واریز چکهایی به حساب «شرکت تایم» در دست دارد و «تایم» را به انتشار گزارش های مغرضانه در طی انقلاب متهم نمود.(1)
آنچه موجب حمله انتظام به «تایم» گردیده، مقاله ای است که اخیراً جیمز بیل نوشته و در آن مدعی است که انتظام «تا حدی که بتواند آمریکایی است» و چندین مقام عالیرتبه ایرانی پیوندهای نزدیکی با آمریکا دارند. انتظام توضیحات نقل شده از «تایم» را تکذیب کرد. گزارشگر تایم در کنفرانس مطبوعاتی به مقابله با انتظام برخاست و از او خواست تا اتهام
1- در اصل سند، شماره ( 5)، دوبار آمده است. م.
رشوه گیری او و «تایم» را اثبات نماید. سخنگوی «تایم» دان. ام. ویلسون دیروز بیانیه ای انتشار داد و اتهامات انتظام مبنی بر رشوه دهی پهلوی به «تایم» را تماماً نادرست نامید.
6- دولت تصمیم گرفته است که از خمینی درخواست نماید تا برای کلیه مربوطین به رژیم سابق که علیه آنها مدرک جرمی وجود ندارد، عفو عمومی اعلام نماید. با ارائه دلایلی مشابه آنچه که بازرگان در دفاع خود از ارتش در سخنرانی تلویزیونی دو هفته قبل خود به کار برد، مدنی وزیری دفاع تصمیم کابینه مبنی بر درخواست عفو عمومی برای کسانی که در دوره پهلوی در خدمت ارتش یا کارهای دولتی بوده اند را اعلام کرد.
7- هفتاد و پنج نفر دیگر از کارکنان رادیو تلویزیون ملی ایران به عنوان ادامه پاکسازی کسانی که «در خدمت رژیم سابق بوده اند یا درحیف و میل اموال عمومی شرکت داشته اند» اخراج شدند و مجموع کارکنان اخراجی از رادیو و تلویزیون ملی ایران به 125 نفر رسید. رادیو تلویزیون ملی ایران همچنین لغو یکصد و شصت بورس اهدایی برای تحصیل در خارج را اعلام کرد.
8- دیروز بیش از یک هزار نفر که «دانشجوی مذهبی» توصیف می شدند، بر علیه روزنامه کیهان اعتراض کرده و از روزنامه خواستند که مواضع خود را در مقابل انقلاب مشخص نماید. این جمعیت بویژه به تجدید چاپ آن بخش از مقاله جیمز بیل در مجله تایم مبنی بر «آمریکایی بودن» اعضای دولت جدید، معترض بودند.
9- طبق گزارش مطبوعات فارسی زبان، دیروز سه نفر بازرس صلیب سرخ که از سوئیس آمده اند از زندان قصر بازدید کردند و در حدود دویست نامه از زندانیان آنجا دریافت داشتند تا به خانواده های آنها تحویل دهند. این تیم بازرسی از زندانهای دیگر در تهران بازدید خواهد کرد و سپس به شهرستانها خواهد رفت. انتظار می رود که کریم لاهیجی حقوقدان برجسته و عضو «کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر» امروز از زندان قصر بازدید نماید.
10- علی اصغر امیرانی سردبیر مشهور مجله خواندنیها دیروز دستگیر شد. هنوز اتهامات او افشا نشده است.
11- به دستور قطب زاده رئیس رادیو تلویزیون ملی ایران، کلیه برنامه های کردی زبان ایستگاههای رادیویی کرمانشاه و قصرشیرین قطع شده است. برنامه های رادیویی فوق قریب یک سال قبل شروع شد و معمولاً نه ساعت در روز پخش می شد.
12- یک هیأت سه نفره هندی به ریاست آشوک مه تا، دیروز وارد تهران شد و طی دیداری با بازرگان رسماً حسن نیت دولت خویش را به وی اعلام کرد. انتظار می رود که این هیأت امروز در قم با خمینی دیدار کند.
13- طبق گفته ابوجعفر نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین که در حال حاضر از اهواز دیدار می کند، سازمان آزادیبخش فلسطین به زودی دفتری در اهواز افتتاح خواهد کرد.
13- گزارش مطبوعات در مورد سخنرانی 11 مارس متین دفتری در میتینگ زنان در
دانشگاه تهران از قول او نقل می کند که ادعا کرده است جنبش مشروطه خواهی 1906 به علت اینکه حامیان آن فوراً خلع سلاح شدند و ارتجاعیون کنترل آن را به دست گرفتند، یک شکست بوده است. رهبر «جبهه دموکراتیک ملی» در سخنان دیگری، نسبت به پیشنهادهای جدا کردن زنان و مردان در میادین ورزشی و بی عدالتی رادیو تلویزیون ملی ایران به خاطر ندادن فرصت به مخالفین برای ابراز نظراتشان، اعتراض کرد.(1)
سولیوان
اتهام ارتباط مجله تایم با خاندان پهلوی
سند شماره 104
محرمانه15 مارس 1979 24 اسفند 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 2978به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.
موضوع: اتهام ارتباط مجله تایم با خاندان پهلوی
1- یک روز پس از انتشار گزارش اظهارات جیمز بیل در مورد یزدی و انتظام در سمیناری که به دعوت مجله تایم برگزار شده بود، انتظام در یک مصاحبه ی مطبوعاتی مجله تایم را به گرفتن رشوه از شاه متهم ساخت. انتظام سمیناری را نیز که جیمز بیل در آن صحبت کرده بود، از همین قماش خواند. خبرنگار تایم که در مصاحبه حضور داشت بلافاصله این اتهام را بی پایه و اساس خواند. دان ویلسون، معاون شرکت تایم، تکذیب نامه رسمی آن شرکت را مبنی بر اینکه تایم هیچ پولی از شاه یا دولت ایران دریافت نکرده است روز بعد منتشر ساخت.
2- هر چند ممکن است مجله تایم هیچ پول «سرّی» از شاه یا دولت ایران دریافت نکرده باشد، بخش تدوین زندگی نامه های تایم در اینجا فعال بوده و در انتشار چندین کتاب در مورد شاه و خاندان پهلوی مشارکت داشته (که احتمالاً از بابت آن پولی هم دریافت کرده است) و با انتشارات «دانش ِنو» که از حمایت خاندان پهلوی برخوردار بود نیز همکاری می کرد. شاید واقعاً چک های باطل شده ای باشد که نشان می دهد تایم از این بابت از خاندان پهلوی پولی دریافت کرده است. سولیوان
گزارش وضعیت ایران، 15 مارس 1979
سند شماره 105
محرمانه15 مارس 1979 24 اسفند 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 2995به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.
موضوع: گزارش وضعیت ایران، 15 مارس 1979
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه: بازرگان در پیام ویژه ای که به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز به مردم می دهد،
1- در اصل سند، شماره ( 13 ، دوبار آمده است. م.
به منتقدان از جمله خمینی اخطار می کند که دست از سر دولتش بردارند. او همچنین از نحوه کار دادگاههای انقلاب انتقاد می کند. شریعتمداری از مردم می خواهد که به حزب سیاسی مورد علاقه و انتخاب خود بپیوندند. خمینی شدیداً به شیاطین خارجی حمله می کند. پنج نفر دیگر روبروی جوخه های اعدام قرار گرفتند. دادگاه هویدا آغاز می شود و فعالان حقوق بشر در زندان با او ملاقات می کنند. تشکیل گارد ملی شبه نظامی ادامه می یابد. فداییان با صدور بیانیه ای از دولت موقت حمایت می کنند. وزارت کشور برنامه های خود را برای برگزاری رفراندوم اعلام می کند. داشتن حجاب همچنان مسئله ای بحث انگیز است. پایان خلاصه.
3- نخست وزیر بازرگان در پیام ویژه ای که به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز به مردم داد، مشکلاتی را که دولتش در طول یک ماه تصدی امور مملکت با آن مواجه بود، بر شمرد. او حتی رهبر معظم انقلاب، آیت الله خمینی، را نیز از نیش انتقادات خود مصون نداشت و گفت که هر چند «او انسان با احساس، مهربان و خوش قلبی است و می خواهد به پابرهنگان کمک کند» ولی غالباً «مجبور می شود بیانیه ها و یا دستوراتی صادر کند که دولت را به مشکل می اندازد.» بازرگان گفت «مردم به او حرف هایی می زنند و او هم به دولت دستور می دهد که از فروش گوشت یخی جلوگیری کند و یا به آب و برق و اتوبوس اقشار محروم برسد.» بازرگان گفت هفته گذشته که با تعدادی از اعضای هیئت دولت به دیدار خمینی در قم رفته بودم به او گفتم که اگر می خواهد دولت موقت مؤثر و کارآمد باشد باید پیش از اینکه دستوری صادر کند ابتدا با دولت مشورت نماید. بازرگان گفت که انتقاد از دولت هم هیچ دردی را دوا نمی کند. بازرگان گفت که مردم به خمینی می گویند که نخست وزیر مرسدس بنز سوار می شود و طوری جلوه می دهند که انگار مقامات دولت طلا می خورند و هر کدام یک زن لخت کنارش دارد، «ولی با این حرف ها فقط عِرض خود می برند و زحمت ما می دارند.»
4- بازرگان از دادگاههای انقلاب نیز شدیداً انتقاد کرد و گفت اعدام های بدون محاکمه «شکوه انقلاب را لکه دار کرده است». او گفت که سفیر یکی از کشورهای خارجی به درستی به او گفته است که وقتی یک نهضت انقلابی که ادعای احیای آرمان های مذهبی را دارد محاکمات را پشت در های بسته انجام می دهد این شبهه به وجود می آید که این نوع عدالت نیز ملهم از مذهب است. بازرگان خاطرنشان ساخت که نهادهای بین المللی حمایت از حقوق بشر که در زمان رژیم گذشته موارد نقض حقوق بشر را گزارش می کردند نقش مهمی در سرنگونی نهایی رژیم شاه داشتند، و حالا همان نهادها از نحوه شرم آور اجرای عدالت در ایران به دولت او شکایت کرده اند.
5- نکات دیگری که بازرگان در نطق خود به آنها اشاره کرد: وضعیت اقتصاد (او گفت که کشور ورشکسته است) و مطالبات غیرمعقول گروههای مختلف از اقشار محروم روستایی تا کارگران. او خاطرنشان کرد که دولتش صرفاً یک دولت موقت است، و حتی اگر هم یک دولت موقت نبود نمی توانست یک شبه مطالبات همه مردم را برآورده سازد. او از هموطنان
خود به دلیل اینکه هر اتفاقی را حمل بر وجود توطئه خارجیان می کنند شدیداً انتقاد کرد. بازرگان گفت: «در حال حاضر، هیچ خطر خارجی ما را تهدید نمی کند.» کشورهای دیگر آنقدر سرشان به پاییدن یکدیگر گرم است که دیگر فرصت نمی کنند در امور ایران دخالت کنند. او گفت: «اگر چیزی هم باشد از همین داخل مملکت است، چون عده ای هستند که می خواهند نظام قدیمی را باز گردانند.» بازرگان برای حفظ یکپارچگی و تمامیت کشور بر وحدت ملی تأکید کرد. او گفت که نشانه های امیدوارکننده ای می بیند از جمله تمایل سازمان مجاهدین خلق اسلامی به تعدیل برخی مطالبات افراطی اش و ابراز حمایت سازمان مارکسیستی فداییان خلق از دولت.
6- توضیح: صداقت و عقلانیتی که بازرگان در پیامش بروز داد نوعی حس آشنا را در انسان به وجود می آورد. همین چند هفته پیش بود که بختیار همین صفات را از خود بروز داد- و نهایتاً هم هیچ فایده ای نداشت. پایان.
7- شریعتمداری نیز خیلی معقول سخن می گوید، هر چند در ارتباط با او هم این سئوال مطرح است که این همه چه فایده ای دارد. او در روز 14 مارس گفت که همه ایرانی ها باید با پیوستن به احزاب سیاسی مورد علاقه خود نقش فعالی در امور مملکت ایفا کنند. او به مطبوعات گفت که «وظیفه ملی و دینی» ایرانی هاست که در سیاست مشارکت داشته باشند، و باید از آزادی نویافته خود برای بررسی برنامه های احزاب مختلف استفاده و حزبی را انتخاب کنند که نماینده نظرات آنهاست.
8- اما خمینی به کارگران شرکت مخابرات هشدار داد که «هنوز سایه ی خیانکاران و آدم کشان از سر ملت کوتاه نشده است و جنایتکاران خارجی و انگل های نفتی دست از تلاش برنداشته اند.» او گفت که «امپریالیست ها با از دست دادن ایران زخم برداشته اند و خطرناکتر از قبل شده اند.» خمینی گفت که «هم اکنون استراتژی آنها این است که گروههای مختلف را به جان یکدیگر بیندازند» و به مخاطبانش هشدار داد که «هوشیار باشند و قربانی دسیسه های دشمن نشوند. آنها می خواهند یک جمهوری ایجاد کنند که اسلامی نیست، یک جمهوری دموکراتیک، یا یک جمهوری دموکراتیک اسلامی با آب و رنگ غربی.»
9- در جبهه دادگاههای انقلاب نیز 5 اعدام دیگر صورت گرفت. اعدام شدگان از پرسنل پلیس بودند که در میان آنها یک تیمسار نیز دیده می شد که در روز14 مارس در استان خوزستان در برابر جوخه های اعدام قرار گرفت. مطبوعات همچنین گزارش دادند که «محاکمه ی مقدماتی» هویدا، نخست وزیر پیشین، از روز 13 مارس در برابر «دادگاه انقلاب اسلامی» در محلی مخفی آغاز شده است. کریم لاهیجی، وکیل و عضو کمیته دفاع از حقوق بشر و آزادی، روز 14 مارس از زندان قصر بازدید و با هویدا و چند زندانی دیگر از جمله یک تاجر به نام رحیم علی خرّم، وزیر سابق بهداشت شجاع الدین شیخ الاسلام زاده، و حسن پاکروان که زمانی رئیس ساواک بود و اخیراً نیز معاون وزیر دربار شده بود، دیدار کرد.
بر اساس گزارش کیهان اینترنشنال همه زندانی ها به کریم لاهیجی گفته اند که در زندان با آنها بدرفتاری نشده است. گفته می شود که هویدا رضایت خود را از جریان محاکمات ابراز داشته است، هر چند ظاهراً هنوز اجازه داشتن وکیل و مشاور را به او نداده اند.
10- به نظر می رسد که در تشکیل یک «گارد ملی» شبه نظامی پیشرفت هایی حاصل شده باشد. صدور کارت های شناسایی برای این افراد از روز 14 مارس آغاز شده است. بر اساس گزارش ها، شورایی متشکل از نمایندگان وزارت کشور و دادگستری، ارتش و روحانیان نظارت بر این نیرو را بر عهده خواهد داشت. وظایف فرماندهی نیز بر عهده ستادی است که تحت نظر ابراهیم یزدی، معاون نخست وزیر، انجام وظیفه می کند. تصور می شود که یزدی که تقریباً به قدرتمندترین شخصیت دولت موقت مبدل شده است قصد دارد از گارد فوق به عنوان نیروهای شبه نظامی تحت امر خویش استفاده کند.
11- سازمان فداییان خلق در نامه ی سرگشاده و مفصلی که روز 14 مارس خطاب به نخست وزیر منتشرساخت بر حمایت خود از دولت موقت تأکید کرد ولی هشدار داد که اختیارات کمیته های انقلاب باید محدود شود. در این نامه آمده است: «فداییان به خوبی آگاه هستند که ... تضعیف حکومت مرکزی و دادن کنترل به کمیته های مختلف فقط به رویارویی نهضت های ملی و جنگ داخلی ناخواسته منجر خواهد شد و همین امر فقط بر غلبه جناح راست خواهد افزود.» هر چند بازرگان در پیام نوروزی خود در روز 14 مارس از این ابراز حمایت استقبال کرد ولی احتمالاً نامه فوق بیشتر از آن جهت اهمیت دارد که ارزیابی فداییان خلق را انعکاس می دهد؛ بدین معنی که فداییان از کمیته های قوی انقلابی بیشتر از یک دولت موقت ضعیف و بی خاصیت می ترسند.
12- وزارت کشور اعلام کرده است که حداقل سن رأی دهندگان در رفراندوم 30 مارس 18 سال خواهد بود و نه 16 سال. وزارت کشور همچنین اعلام کرد که به استانداران و فرمانداران سراسر کشور دستور داده است تا برای نظارت بر مراحل رأی گیری با همکاری کمیته های انقلاب دست به تشکیل شوراهای محلی بزنند. با توجه به اینکه فقط دو هفته به تاریخ برگزاری رفراندوم باقی مانده و بیشتر این وقت در تعطیلات نوروز هدر می رود، واقعاً بعید است که دولت بتواند برمشکلات لجستیکی موجود فایق بیاید. بنابراین، چشم انداز رفراندوم را اینگونه ارزیابی می کنیم: یا برگزاری این رفراندوم در آخرین لحظات به تعویق می افتد و یا چنان ضعیف برگزار می شود که بسیار بحث انگیز خواهد بود.
13- صحبت های خمینی در مورد لزوم پوشیدن چادر همچنان بحث انگیز است. مجاهدین با انتشار بیانیه ای گفته اند که در حال حاضر مسایل بسیار مهمتر دیگری در مملکت وجود دارد و مطرح ساختن مسئله حجاب فقط به نفع ضدانقلابیونی تمام می شود که قصد ایجاد هرج و مرج را دارند. صادق قطب زاده، رئیس سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران نیز تقریباً همین حرف را زده و مدعی شده است که گفته های خمینی را بد تفسیر کرده اند. در عین حال، زنانی
که طرفدار پوشیدن چادر هستند قرار است در روز 16 مارس در مقابل ساختمان رادیو و تلویزیون ملی ایران تظاهرات کنند. سولیوان
گزارش وضعیت سیاسی 17 مارس
سند شماره 106
محرمانه17 مارس 1979 26 اسفند 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 3017به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.
موضوع: گزارش وضعیت سیاسی 17 مارس
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه: هویدا محاکمه می شود. بازرگان خمینی را متقاعد می کند که دادگاههای انقلاب باید تحت کنترل درآیند. سخنگویان دولت موقت اظهارات ضد و نقیضی درباره سانسور مطبوعات ایراد می کنند. حمایت حزب توده از استقرار جمهوری اسلامی. تظاهرکنندگان از قطب زاده رئیس رادیو و تلویزیون ملی ایران حمایت می کنند. پایان خلاصه.
3- چنانکه قبلاً گزارش شد، محاکمه نخست وزیر سابق، هویدا، روز 15 مارس در «دادگاه انقلاب» در تهران آغاز شد. بر اساس گزارش روزنامه ها، در همان روز 17 اتهام به او وارد شد:
الف- مفسد فی الارض.
ب- محارب با خدا و خلق خدا.
ج- توطئه بر ضد امنیت و استقلال ایران با تشکیل کابینه ای تحت نفوذ آمریکا و بریتانیا و حامی منافع امپریالیسم در ایران.
د- توطئه بر ضد حاکمیت ملی با دخالت در روند انتخابات مجلس و انتصاب و عزل وزرا به دستور سفارتخانه های خارجی در ایران.
ه- بذل و بخشش منابع معدنی کشور از قبیل مس و اورانیوم.
و- کمک به گسترش فعالیت های امپریالیستی در ایران، به ویژه فعالیت ایالات متحده و متحدان اروپایی اش، و تبدیل کشور به بازاری برای این قدرت ها.
ز- دادن درآمدهای نفتی به شاه، فرح و کشورهای مرتبط با غرب و سپس تقاضای وام از آنها و پرداخت بهره های سنگین بابت همان وام ها.
ح- نابودی کشاورزی و جنگل های کشور.
ط- مشارکت مستقیم در فعالیت های جاسوسی برای غرب و صهیونیسم.
ی- مشارکت در سازمان های توطئه گری نظیر سنتو و ناتو به منظور محو کردن مردم ویتنام، فلسطین و ایران از روی زمین.
ک- عضویت در سازمان فراماسونری ایران.
ل- مشارکت در سیاست های ظالمانه نظیر کشتن و مجروح کردن، و توطئه برای محدود ساختن آزادی ها با سانسور روزنامه ها، مجلات و کتاب ها.
م- تأسیس و سپس احراز پست دبیرکلی حزب رستاخیز.
ن- گسترش فساد فرهنگی و اخلاقی، مشارکت در تحکیم پایه های استعمار، از جمله مشارکت در احیای «کاپیتولاسیون» که حق محاکمه اتباع آمریکایی را به آمریکا می داد.
س- همدستی مستقیم در قاچاق هروئین به همکاری نخستوزیر سابق، منصور، در فرانسه.
ع- تهیه گزارش های کذب، نشر اکاذیب از طریق انتشار روزنامه های سرسپرده، و انتصاب سردبیران حلقه به گوش، و اعمال سانسور شدید، همگی با هدف نگاه داشتن شاه که تحت حمایت دولت های خارجی بود در قدرت. طبق گزارش 17 مارس روزنامه هایی که ظاهراً خبرنگارانشان در جلسه دادگاه حاضر بودند، هویدا به محدودیت هایی که در تهیه دفاعیه خود داشت، و همچنین کلی بودن اتهامات اعتراض کرده است.
4- محاکمه هویدا، که جدیدترین مایه شرمندگی قضایی دولت موقت را فراهم آورده است، نخست وزیر بازرگان را بر آن داشت تا اواخر همین روز شتابزده به قم سفر کند و در آنجا خمینی را متقاعد سازد که فعالیت دادگاههای انقلاب باید تا حدودی تحت کنترل درآید. خمینی نیز بیانه زیر را صادر کرده است: «محاکمات و اجرای احکامی که به متهمان ابلاغ شده بسیار شتابزده بوده است. بنابراین، از این پس تمامی محاکمات کان لم یکن تلقی می گردد. شورای انقلاب موظف به تهیه و تصویب آیین نامه جدیدی شده است.» اگر دولت موقت واقعاً بتواند کنترل دادگستری را از دست کمیته انقلاب خارج کند، پیروزی بزرگی برای بازرگان رقم خواهد خورد. اگر چه به نظر می رسد که بیانیه خمینی فعلاً صدور شتابزده حکم اعدام برای هویدا را متوقف ساخته است، ولی باید دید که آیا به اجرای عدالت از سوی دادگاههای انقلاب نیز پایان داده است یا خیر. نمونه ای از مشکلات دولت موقت در این ارتباط اظهارات انتظام، معاون نخست وزیر در روز 15 مارس بود. او اذعان داشت که از تعداد دقیق زندانیان زندان قصر اطلاعی ندارد زیرا نمایندگان دولت به این زندان دسترسی نداشته اند.
5- سخنگویان دولت موقت سخنان ضد و نقیضی درباره سانسور اخبار ایراد کرده اند. ناصر میناچی، وزیر اطلاعات، در روز 15 مارس به خبرنگاران خارجی گفت که آنها مورد هیچگونه سانسوری قرار نخواهند گرفت، و تقریباً در همان زمان انتظام، معاون نخست وزیر، تأیید کرد که عکس ها و فیلم ها پیش از خروج از ایران بازرسی می شوند.
6- حزب توده از اعضایش خواست تا در رفراندوم ماه مارس با انداختن رأی «آری» در صندوق به استقرار جمهوری اسلامی کمک کنند.
7- عده زیادی از مردم، که اکثراً زنان چادرپوش بودند، روز 16 مارس در مقابل ساختمان رادیو و تلویزیون ملی ایران و در حمایت از رئیس این سازمان، صادق قطب زاده، تظاهرات کردند. قطب زاده، در نطق خود خطاب به جمعیت از مطبوعات خارجی انتقاد کرد و گفت آنها فقط از دانشگاه تهران بازدید کرده و توده های واقعی ملت را ملاقات نکرده اند و به همین دلیل تصویر مخدوشی از انقلاب ایران ارائه داده اند.