سرنگونی شاه سرتاسر ایران را فرا گرفت خیلی زود جای خود را به این حقیقت خواهد داد که کشور هیچ نظام سیاسی مستقری ندارد، اقتصاد توان برآوردن نیازهای روزمره و جاه طلبی های ملت را ندارد، و هیچ ارتش یا نیروی پلیس مؤثری نیست که امنیت کشور را تأمین کند.
گزارش وضعیت سیاسی، 20 مارس
سند شماره 114
محرمانه 20 مارس 1979 29 اسفند 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 3134به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: گزارش وضعیت سیاسی، 20 مارس
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه: درگیری کردها با نیروهای انقلاب. رژه ارتش و پلیس در حمایت از انقلاب. اعلام راهپیمایی ها و رژه های دیگر. ایران اتهام دخالت در امور داخلی دولت کابل را رد می کند. جبهه دموکراتیک ملی و فداییان با رفراندوم مخالفت می کنند. پان ایرانیست ها از نظام جمهوری اسلامی حمایت می کنند. ادامه آشوب ها در شهرهای ایران. انتصاب های جدید. اخراج کارگران خارجی. اداره گذرنامه علیرغم اعلام دولت همچنان بسته است. پایان خلاصه.
3- درگیری ها در منطقه کردنشین ایران ادامه دارد و آتش بسی که 24 ساعت بعد از شروع خشونت ها مورد توافق قرار گرفته بود، نقض شده است. (تلگرام جداگانه)
4- در روز 19 مارس نیروهای ارتش و پلیس در حمایت از انقلاب در خیابان های سرتاسر کشور راهپیمایی کردند و رژه رفتند. اگر چه روزنامه ها گزارش داده اند که مردم تهران «با شور و هیجان» از «هزاران» سرباز و پلیس استقبال کردند، ولی گزارش منابع دیگر حکایت از آن دارد که استقبال مردم از این راهپیمایی و رژه چندان هم «با شور و هیجان» نبوده است. کارمند سیاسی که خود شاهد عبور چند کامیون پر از سربازانی بود که به محل راهپیمایی می رفتند، می گوید به رغم تعداد زیاد پوسترهای خمینی و شاخه گل هایی که در دست سربازان بود، و همچنین شعار ها و مشت گره کردن های پرشور سربازان، ظاهراً مردم کوچه و خیابان چندان توجهی به آنها نداشتند. این راهپیمایی و راهپیمایی های دیگر به خوبی «خردک موج های پس از موج بزرگ» توصیف شده اند. راهپیمایی های بزرگداشت دیگری را برای روز 20 مارس در میدان شهدا (ژاله سابق) و 21 مارس در بهشت زهرا ترتیب داده اند. در هر دو راهپیمایی آیت الله نوری سخنرانی خواهد کرد. آیت الله طالقانی، نخست وزیر بازرگان و اعضای کابینه اش برای گروه زیادی از مردم که در مراسم نوروز در استادیوم آریامهر (نام جدیدی برای آن انتخاب نشده است) جمع خواهند شد، سخنرانی می کنند. حزب جمهوری اسلامی نیز مردم را به راهپیمایی در روز 22 مارس در سراسر ایران دعوت کرده است.
5- دولت ایران به اتهام وارده از سوی افغانستان مبنی بر دخالت ارتش این کشور در درگیری های افغانستان، شدیداً اعتراض کرد. در همین حال، روحانیان قم در یک راهپیمایی با
شرکت 10000 دانش آموز و پناهنده افغان، کشتارهای افغانستان را محکوم کردند. راهپیمایی مشابهی در شهر ساحلی ساری برگزار شد. مطبوعات ایران همچنان پوشش خبری گسترده ای به درگیری های افغانستان می دهند، از جمله حمله لفظی پراودا به ایران و به ویژه آیت الله شریعتمداری. در عین حال، دفتر وزارت امور خارجه گزارشی از ایزوستیا (که از شبکه بی.بی.سی. پخش شد) را مشاهده کردند که در آن ایالات متحده و بریتانیا به دخالت در شورش های افغانستان متهم شده بودند. رایزن سیاسی به وزارت امور خارجه گفت که ظاهراً این گزارش ما و جمهوری اسلامی موقت را در یک گروه قرار داده است.
6- بر اساس گزارش مطبوعات، حزب دموکراتیک ملی تصمیم گرفته است طی بیانیه ای که قرار است امروز از سوی متین دفتری صادر شود، رفراندوم آتی را تحریم کند. جبهه دموکراتیک ملی خواهان آن است که رفراندوم آتی به مسئله جایگزینی نظام جمهوری بجای نظام سلطنتی محدود شود، و سپس رفراندوم دیگری برای تعیین نوع جمهوری برگزار گردد. فداییان خلق نیز علناً با رفراندوم پیشنهادی مخالفت کرده و مدعی اند که فضای رأی گیری «جانبدارانه و غیردموکراتیک» است، قانون اساسی باید قبل از رأی گیری منتشر شود تا مردم از ماهیت جمهوری اسلامی مطلع شوند، و اینکه رأی دهندگان باید حق انتخاب بیشتری داشته باشند. فداییان همچنین مخالفت خود را با طرح دولت بازرگان برای عفو کسانی که در خدمت رژیم سابق بودند، ابراز داشته است. با وجود این، بازرگان قبلاً به ما گفته است که انتظار دارد رفراندوم طبق برنامه در روز 30 مارس برگزار شود.
7- محسن پزشک پور، رهبر حزب پان ایرانیست، از اعضای حزب خواسته است تا در رفراندوم آتی به نظام جمهوری اسلامی رأی آری بدهند، و از همه ایرانی ها خواسته است تا در این همه پرسی شرکت کنند زیرا این امر یک وظیفه «ملی» است. پزشک پور پس از «معالجات پزشکی» در خارج از کشور، تازه به کشور بازگشته است.
8- طبق گزارش روزنامه ها، در درگیری بر سر کنترل یک پاسگاه ژاندرمری در جزیره قشم در خلیج فارس (نزدیک بندرعباس) 4 نفر کشته و تعداد زیادی مجروح شدند. نیروهای «ضدانقلاب» به این پاسگاه حمله و آن را اشغال کرده بودند، ولی شبه نظامیان انقلابی آن را از دست ضدانقلابیون آزاد کردند. روزنامه ها همچنین خبر از درگیری در بهبهان (بین شیراز و اهواز) دادند. درگیری کردستان نیز در تلگرام جداگانه گزارش شده است.
9- وزارت کشور اعلام کرد که سید احمد طباطبایی به سمت استاندار استان مازندران، و علی اصغر معنوی به سمت استاندار استان لرستان منصوب شده اند.
10- وزارت کار و امور اجتماعی اعلام کرد که پروانه کار کارگران خارجی غیرماهر (نظیر راننده ها و کارگران ساده) و آنهایی که در سطوح پایین سرپرستی مشغول به کار هستند فقط تا 21 آوریل اعتبار دارد، و پروانه کار کارگران سطوح بالاتر سرپرستی (نظیر مهندسان، مدیران، و معلمان) نیز فقط تا 21 ژوئن اعتبار خواهد داشت. اگر به نیروی کار خارجی نیاز مبرم باشد،
پس از این تاریخ ها درباره آن تصمیم گیری خواهد شد. هنوز نمی دانیم که این تصمیم چه تأثیری بر سرنوشت کارمندان و سرایداران کشور ثالث در سفارت خواهد داشت، ولی این مسئله را به محض بازگشایی وزارت کار از آنها خواهیم پرسید.
11- علیرغم اطلاعیه دولت در رسانه های خبری مبنی بر آمادگی اداره گذرنامه برای رسیدگی به تقاضای صدور مجوز خروج از کشور برای مردان ایرانی بالای 18 سال در روز 19 مارس، روز گذشته جمعیتی زیادی که مقابل اداره گذرنامه جمع شده بودند به بهانه نبود فرم های لازم باز گردانده شدند.
13- در طول تعطیلات نوروزی فقط در روزهایی گزارش مخابره می کنیم که حجم اخبار کافی باشد.(1)سولیوان
شب عید نوروز در تهران
سند شماره 115
محرمانه 20 مارس 1979 29 اسفند 1357
از: سفارت آمریکا، تهران 3140به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: شب عید نوروز در تهران
1- (محرمانه تمام متن)
2- این روزها فضای عجیبی بر ایران حاکم است. فصل نوروز است و بهار با شکوه تمام به تهران قدم گذاشته است. آسمان آبی است و برف هنوز بر قله های رشته کوه البرز رخ می نماید، و درختان شکوفه داده اند. ترافیک در خیابان ها گره خورده است، بازار گرم است، و چهره شهر تقریباً عادی به نظر می رسد.
3- در ستون های خبری مطبوعات، ظاهراً اخبار آزادانه انتشار می یابد و روزنامه های فارسی و غیر فارسی زبان بحث سیاسی داغی به راه انداخته اند. وزارتخانه های دولت اطلاعیه صادر می کنند و وانمود می کنند که دارند کشور را از لحاظ سیاسی و اقتصادی به پیش می برند. توجهات بیشتر معطوف رفراندومی است که قرار است در روز 30 مارس برای انتخاب جمهوری اسلامی برگزار شود.
4- رادیو و تلویزیون عامه مردم را زیر بمباران خطابه های بی پایان آیت الله ها و ملاها و شاعران و اهل جدلی گرفته اند که انقلاب و اصول اسلام را می ستایند. اگر چه خطابه هایشان با لحنی موقر ایراد می شود، ولی محتوای آن چیزی جز مسایل کلی و کسالت آور نیست.
5- البته اتفاقاتی نیز می افتد که روال عادی را بر هم می زند، مثلاً جار و جنجال 4 روزه بر سر چادر. به نظر می رسد که آیت الله ها فعلاً در مقابل زنان کوتاه آمده باشند، ولی هنوز آینده زنها در ابهام است. گاه درگیری مسلحانه ناگهان در یک گوشه شهر شروع می شود، مثل وقتی
1- در اصل سند، شماره ( 12 ) نیامده است. م.
که گروهی از زندانیان در روز 18 مارس قصد فرار از زندانی در مرکز شهر را داشتند. شبها هنوز صدای تیراندازی های پراکنده می آید، و هوا که تاریک می شود ایست های بازرسی ترافیک را مختل می کند.
6- با وجود این، مهمترین حقیقتی که زندگی بسیاری از ایرانی ها را متأثر ساخته، وجود «کمیته ها» است. هر محله ای، هر مسجدی، هر اداره ای، هر کارخانه ای یک کمیته دارد. هر چند درست معلوم نیست چه کسی و یا چه چیزی وجود این گروهها را مجاز ساخته است، ولی اعتبار کمیته ها بیشتر به سلاحهای کشنده آنهاست؛ معمولاً مسلسل ژ-3 که دست هر کسی دیده می شود. این گروهها سعی دارند تمامی زوایای زندگی مردمی را که در حوزه فعالیت شان زندگی می کنند، تنظیم کنند.
7- در وزارتخانه ها، این کمیته ها هستند که تصمیم می گیرند دولت چه کاری می تواند انجام دهد؛ البته اگر اصلاً کاری از دستش بر بیاید. از آنجایی که معمولاً با هم توافق نظر ندارند، معمولاً هم هیچ کاری انجام نمی شود. در نیروهای مسلح نیز آنها تصمیم می گیرند چه کسی باید فرمانده باشد و روال چیست. در محله ها هم تردد مردم را زیر نظر دارند، از بقایای رژیم گذشته بازجویی می کنند، و پلیس اخلاق هستند.
8- اگر کسی زندگی آرام و مرفهی داشته باشد و به دنبال کارهای روزمره اش برود، به خصوص در حومه شمال تهران، شاید بتواند این حقیقت انقلاب را نادیده بگیرد. چیز زیادی نسبت به آن روزهای بد گذشته تغییر نکرده است. ولی اگر کسی بخواهد خانه اش را جابجا کند، کار بانکی داشته باشد، از کشور خارج شود، و یا به هر ترتیب روال عادی را نقض کند، آنوقت باید با یک عالمه کمیته طرف شود. اگر یک کمیته راضی شود، که معمولاً با نامه یک وزیر یا یک آیت الله ممکن است، یک کمیته دیگر با وظایفی مشترک پیدا می شود که دوباره مانع تراشی کند. در این هزار تو، هر تلاشی بی ثمر است.
9- ولی از طرف دیگر، اگر یکی از این انقلابیون فکر کند که شخصی یا خانواده ای طاغوتی بوده است، آنوقت انقلاب می شود حکومت ترس و وحشت. کمیته شخصی را که فکر می کند مجرم است دستگیر می کند و به زندان انفرادی می اندازد، جایی که هیچ تماسی با دنیای خارج ندارد. هیچ، تکرار می کنم، هیچ امکاناتی که شایسته یک انسان باشد غیر از آنچه کمیته در اختیار او می گذارد، ندارد، و اگر تا همین هفته پیش به زندان می افتاد ممکن بود از بد حادثه گیر یکی از «دادگاههای اسلامی» بیفتد و بدون تشریفات قانونی به دست جوخه های مرگ سپرده شود. به نظر می رسد که با توافق بازرگان و خمینی این رویه جابرانه دادگاهی متوقف شده باشد، ولی هیچ کس به یقین نمی داند.
10- وقتی که این مجرم دارد در زندان می پوسد، کمیته های دیگر به خانه اش هجوم می برند و هر چه به دستشان بیاید غارت می کنند. شاید از خانواده اش بازجویی کنند، کسب و کار و دارایی های دیگرش را مصادره کنند و نهایتاً به خاک سیاهش بنشانند. به همین دلیل، بسیاری از
بازرگانان موفق در رژیم گذشته ترجیح داده اند در خارج کشور بمانند تا اینکه خطر بازگشتن را به جان بخرند.
11- هرج و مرج حاکم بر کمیته ها بازتاب هرج و مرج گسترده تر حاکم بر کل ملت است. انقلابی که توانست طومار رژیم شاه را در هم بپیچد، برای این هدف منفی از حمایت قاطع مردم برخوردار بود، ولی هیچ گونه توافق نظر واقعی درباره آینده وجود ندارد. در بحبوحه این روند، خمینی در نقش رهبر واقعی انقلابیون ظهور کرد، ولی سلطه او بر گروههای مختلف با ایدئولوژی های متفاوتی که دارند به هیچوجه تضمین شده نیست. بازرگان نیز که سعی دارد اراده انقلاب را اجرا کند، موفقیت کمتری در ابراز و یا کنترل مجموعه هماهنگی از سیاست ها داشته است.
12- تقاضا برای انجام رفراندوم، به مثابه عامل سازماندهنده ای در تغییر خواست انقلابی، افزایش یافته است. برخی گروهها اعلام کرده اند که رفراندوم را تحریم می کنند، و برخی دیگر خواهان تغییر شکل و محتوای آن هستند. با وجود این، به طور کلی، بیشتر مردم اذعان دارند که رفراندوم برگزار خواهد شد و نتیجه آن هم رأی قاطع به یک جمهوری اسلامی است. تنها پس از حل این مسئله است که شاید فعالیت سیاسی قدری جدی تر شود.
13- مسئله دیگری که باید در آینده حل شود، مسئله قانون اساسی است، و اینکه آیا قانون اساسی جدید محصول یک فرایند شکل گیری تدریجی خواهد بود و یا اینکه مثل رفراندوم به حلق ملت فرو می شود. یک مسئله دیگر مسئله انتخابات عمومی است، اینکه اصلاً باید انتخاباتی صورت بگیرد و چه وقت. در این صحنه نبرد، نامعقول نیست اگر انتظار داشته باشیم که گروههای سیاسی متشکل تری ظهور کنند و به مبارزه با یکدیگر ادامه دهند. این تشکل ها، در کنار ارگانهای دیگری که قصد و نیت شوم تری دارند، از هم اینک در حال شکل گیری هستند.
14- با وجود این، نباید توقع داشت که مبارزات سیاسی آتی به شیوه رایج در هاید پارک و انتخابات آمریکا انجام شود. گروههایی که تعداد زیادی اسلحه در دست دارند و عادت کرده اند برای رسیدن به اهداف خود از آنها استفاده کنند، مسلماً تمایلی به بحث و استدلال های شیرین برای جلب نظر سیاسی دیگران نخواهند داشت. در عوض، این گروههای مسلح در مبارزات آتی خواهان بیشتری دارند، زیرا رهبران سیاسی به دنبال جلب حمایت آنهایی خواهند بود که بیشترین قدرت آتش و بی رحمترین رهبران را داشته باشد. می توان انتظار نوعی جنگ سالاری را داشت. از آنجایی که نیروهای امنیت ملی از هم پاشیده و ضعیف هستند، نمی توان توقع داشت که بتوانند این تمایل را مهار کنند.
15- صحنه سیاست ایران در آینده نزدیک بسیار پرجنب و جوش خواهد بود، ولی لزوماً این جنب و جوش رضایت بخش نخواهد بود.
سولیوان
مسایل اجتماعی بعد از انقلاب در تهران
سند شماره 116
محرمانه 22 مارس 1979 2 فروردین 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 3169به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: مسایل اجتماعی بعد از انقلاب در تهران
1- (محرمانه تمام متن)
2- در روزهای 20 و 21 مارس، اولین دعوت های رسمی به دو مراسم پس از انقلاب در تهران را پذیرفتم. اولین مراسم در روز 20 مارس و از طرف شرکت ملی نفت ایران به مناسبت سالروز ملی شدن صنعت نفت در سال 1951 برگزار می شد. دومین مراسم، در روز 21 مارس، همان مراسم سنتی دیدار هیأت های دیپلماتیک با شاه در نوروز بود. به پیشنهاد سفیر بلغارستان، که مسن ترین سفیر در ایران بود، مراسم فوق برای نخست وزیر بازرگان اجرا شد، که در جشن شرکت نفت میهمان افتخاری مراسم بود.
3- در مراسم شرکت نفت، از دیدن برخی چهره های آشنا نظیر برادر جوانتر فلاح و تعدادی از بازرگانان سرشناس رژیم گذشته تعجب کردم. همگی قدری عصبی بودند. تعداد زیادی از اعضای هیأت های دیپلماتیک در این مراسم شرکت کرده بودند.
4- پذیرایی نسبتاً ساده بود، و شربت پرتقال، کوکا کولا و چای سرو می شد. بر روی میزها شیرینی های زیادی چیده بودند که هیچکس نخورد. چند نفر ریشو، از نوع انقلابیون، در اطراف سالن ایستاده بودند.
5- چند دقیقه فرصت کردم با دکتر نزیه، مدیرعامل شرکت ملی نفت صحبت کنم. از او پرسیدم آیا حقیقت دارد که او پیش نویس قانون اساسی جدید را که قرار است در آینده نزدیک منتشر شود، تهیه کرده است. او گفت چون حقوقدان قانون اساسی هستم به پاریس دعوت شده بودم تا پیش از بازگشت خمینی به تهران، قانون اساسی جدید را «مرور» کنم. چند روزی را در هتل محل اقامتم ماندم تا نسخه ای از پیش نویس قانون اساسی به دستم برسد، ولی نهایتاً ناامید شدم و بدون اینکه سند را دیده باشم پاریس را ترک کردم. بنابراین اصلاً نمی دانم که در قانون اساسی جدید چه چیزی مطرح شده است.
6- مهمترین بخش مراسم ورود بازرگان، انتظام، و یزدی بود. بعد از ورود آنها سه نطق ایراد شد. اول نزیه، دوم بازرگان، و سوم یک « کارگر» به ایراد نطق پرداختند. سخنان دو سخنران اول ملایم بود و یکی از مترجمان شرکت ملی نفت ایران آن را برای حضار به انگلیسی ترجمه می کرد. ولی سومی دکلمه ای آتشین بود که یک جوان ریشوی بدون کراوات که معلوم بود تحصیلکرده است، آن را با صدای بلند خواند. یک دوست ایرانی که کنارم بود سخنان پر شور او را اینگونه ترجمه کرد که او سوگند یاد می کند تا آخرین قطره خونش از تأسیسات نفتی در مقابل تمایل امپریالیسم برای تسخیر مجدد آنها دفاع کند. هیچ ترجمه رسمی از این خطابه ارائه نشد.
7- در مراسم دیدار با نخست وزیر، بازرگان، سنجابی، سحابی و انتظام در یک صف به استقبال میهمانان می آمدند. رئیس تشریفات نیز در مراسم حضور داشت. یزدی دیرتر به مراسم آمد. مراسم نخست وزیری نیز همانند جشن شرکت نفت ساده بود و همان چیزها سرو می شد. به محض اینکه صف استقبال کنندگان از هم جدا شد، سنجابی مراسم را ترک کرد.
8- سفیر بلغارستان خیلی کوتاه سال نو را از طرف هیأت های دیپلماتیک تبریک گفت. بازرگان مؤدبانه و با قدردانی به او پاسخ داد و یزدی سخنانش را برای حضار ترجمه کرد. پس از خاتمه این مراسم، بازرگان نزد سُفرا رفت تا شخصاً با آنها صحبت کند، و این کار را با من شروع کرد که قدری عجیب بود. سپس با سفیر فرانسه شروع به صحبت کرد.
9- جای سفیر شوروی بسیار خالی بود. او به قم رفته بود تا پیام تبریک سال نوی رهبر شوروی را شخصاً تسلیم خمینی کند، و بدین ترتیب نظرش را در مورد سلسله مراتب رهبری در ایران عملاً نشان بدهد. رئیس تشریفات به من گفت که این مراسم، از جمله فهرست میهمانان، را تماماً سفیر بلغارستان ترتیب داده و تهیه کرده است. در نتیجه، جالب بود که نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین در مراسم حضور نداشت. سولیوان
گزارش وضعیت سیاسی، 25 مارس
سند شماره 117
محرمانه 25 مارس 1979 5 فروردین 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 3218به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: گزارش وضعیت سیاسی، 25 مارس
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه: کردستان همچنان آرام است. بختیار ایران را ترک می کند و سخن می گوید. نخست وزیر از خوزستان دیدار می کند. خمینی از همه می خواهد در رفراندوم شرکت کنند. هیأت اعزامی سازمان آزادیبخش فلسطین از مشهد دیدار می کند. تظاهرات بر ضد پیمان صلح مصر و اسرائیل، که خمینی آن را «خیانت به اسلام» نامیده است. پایان خلاصه.
3- آتش بس موقت در کردستان همچنان برقرار است. (تلگرام جداگانه).
4- در روز 24 مارس، پیامی که روی نوار ضبط شده بود و گفته می شود متعلق به بختیار، نخست وزیر سابق، باشد تحویل دفتر خبرگزاری فرانس پرس در تهران شد. نوار مذکور به همراه یادداشت دست نویسی که بر روی سربرگ هتل کلاریج لندن نوشته شده بود، به خبرگزاری مذکور تحویل شد. فرانس پرس می گوید که صدای ضبط شده واقعاً صدای بختیار است.
5- بختیار در این پیام می گوید «آنچه هم اینک در افق می بینم به هیچوجه شباهتی به آزادی، دموکراسی، پیشرفت اقتصادی و گسترش فرهنگ ملی ندارد.» بلکه بالعکس «ما یک حکومت استبدادی پیر و فاسد را برداشتیم و یک دیکتاتوری همراه با هرج و مرج را جایگزین
آن کردیم- فقط به امید ایجاد یک جمهوری اسلامی.» بختیار گفت که به این جمهوری رأی نخواهد داد زیرا «آن را مانعی بر سر راه پیشرفت جامعه، عظمت ملت، شکوفایی اقتصاد، و حقوق بشر می دانم.» او مصرانه خواست تا قدرت از دست فاسدان گرفته شود، حقوق فردی و اجتماعی تضمین شود، قوانین ضداسلامی لغو شود، و سیاست مستقل ایران تداوم یابد. او گفت «این برنامه ایست که می توان بر مبنای آن وحدت ایجاد کرد، بر خلاف رفتار دولتی که خود را ناتوان حس می کند و حقیقتاً هم ناتوان است.»
6- انتقاد بختیار از دولت موقت، و به طور ضمنی، از خمینی، مسلماً بر دل آنهایی که از وقایع بعد از انقلاب شدیداً مضطرب هستند، خواهد نشست. توده ملت هنوز به خمینی وفادار است، ولی در میان نخبگان تجدد طلب بسیارند کسانی که نخست وزیری بختیار را صبح کوتاه و نویدبخش سیاسی پیش از حاکم شدن دوباره سیاهی استبداد، می دانند. البته سخنان بختیار برای همقطاران سابق او در جبهه ملی که هم اینک در دولت موقت خدمت می کنند و از لحاظ فنی مسئول استبداد آیت الله و افراط گرایی پیروانش هستند، طعنه آمیز بود.
7- گویی دولت موقت به اندازه کافی مشکل نداشت که استقبال متفاوت از نخست وزیر بازرگان، معاونش عباس امیرانتظام، و وزیر دفاعش مدنی طی دیدار روز گذشته شان، 24 مارس، از خوزستان نیز به آنها اضافه شد. در خرمشهر، جمعیت خشمگینی بیرون از خانه آیت الله طاهر خاقانی تجمع کرده بود، و برای اینکه بازرگان و همراهانش بتوانند وارد خانه شوند، مجبور شدند با تیراندازی هوایی مردم را متفرق کنند. بازرگان و انتظام هر دو در مصاحبه هایشان گفتند که خواست اقلیت های قومی، از جمله مردم عرب زبان خوزستان، را درک می کنند. در خرمشهر مردم از بازرگان و هیأت همراهش تقاضا داشتند که سهم بیشتری از درآمد نفت که عمدتاً از خوزستان استخراج می شود، برای توسعه این استان اختصاص یابد. بازرگان و هیأت همراهش امروز 25 مارس در تبریز به سر می برند.
8- خمینی با صدور بیانیه ای از تمام ایرانی ها، اعم از مرد و زن، خواسته است تا از حق رأی خود در رفراندوم جمهوری اسلامی استفاده کنند. به نظر می رسد که دولت بدون اعتنا به اعتراضاتی که به شکل رفراندوم و مسئله امکان برگزاری زودهنگام آن مطرح شده است، قصد دارد رفراندوم را در زمان مقرر برگزار کند. اخبار شبانه 25 مارس به رأی دهندگان احتمالی اطمینان داد که نباید نگران عضویت خود در حزب منحله رستاخیز باشند. نگرانی مردم از آنجا ناشی می شود که عضویت آنها در حزب رستاخیز در شناسنامه هایشان ثبت شده است و به هنگام رأی گیری باید شناسنامه خود را در محل رأی گیری ارائه دهند. همچنین اعلام شد که یک بار دیگر حداقل سن رأی دهندگان به 16 سال تمام کاهش یافته است، که موجب بهم ریختن بیشتر اوضاع شد.
9- برخلاف آن که انتظار می رفت به مناسبت نوروز زندانیان از جمله حداقل صدها نفر زندانی سیاسی که هم اینک در حبس به سر می برند، مورد عفو قرار بگیرند، در طول تعطیلات