بازرگانان موفق در رژیم گذشته ترجیح داده اند در خارج کشور بمانند تا اینکه خطر بازگشتن را به جان بخرند.
11- هرج و مرج حاکم بر کمیته ها بازتاب هرج و مرج گسترده تر حاکم بر کل ملت است. انقلابی که توانست طومار رژیم شاه را در هم بپیچد، برای این هدف منفی از حمایت قاطع مردم برخوردار بود، ولی هیچ گونه توافق نظر واقعی درباره آینده وجود ندارد. در بحبوحه این روند، خمینی در نقش رهبر واقعی انقلابیون ظهور کرد، ولی سلطه او بر گروههای مختلف با ایدئولوژی های متفاوتی که دارند به هیچوجه تضمین شده نیست. بازرگان نیز که سعی دارد اراده انقلاب را اجرا کند، موفقیت کمتری در ابراز و یا کنترل مجموعه هماهنگی از سیاست ها داشته است.
12- تقاضا برای انجام رفراندوم، به مثابه عامل سازماندهنده ای در تغییر خواست انقلابی، افزایش یافته است. برخی گروهها اعلام کرده اند که رفراندوم را تحریم می کنند، و برخی دیگر خواهان تغییر شکل و محتوای آن هستند. با وجود این، به طور کلی، بیشتر مردم اذعان دارند که رفراندوم برگزار خواهد شد و نتیجه آن هم رأی قاطع به یک جمهوری اسلامی است. تنها پس از حل این مسئله است که شاید فعالیت سیاسی قدری جدی تر شود.
13- مسئله دیگری که باید در آینده حل شود، مسئله قانون اساسی است، و اینکه آیا قانون اساسی جدید محصول یک فرایند شکل گیری تدریجی خواهد بود و یا اینکه مثل رفراندوم به حلق ملت فرو می شود. یک مسئله دیگر مسئله انتخابات عمومی است، اینکه اصلاً باید انتخاباتی صورت بگیرد و چه وقت. در این صحنه نبرد، نامعقول نیست اگر انتظار داشته باشیم که گروههای سیاسی متشکل تری ظهور کنند و به مبارزه با یکدیگر ادامه دهند. این تشکل ها، در کنار ارگانهای دیگری که قصد و نیت شوم تری دارند، از هم اینک در حال شکل گیری هستند.
14- با وجود این، نباید توقع داشت که مبارزات سیاسی آتی به شیوه رایج در هاید پارک و انتخابات آمریکا انجام شود. گروههایی که تعداد زیادی اسلحه در دست دارند و عادت کرده اند برای رسیدن به اهداف خود از آنها استفاده کنند، مسلماً تمایلی به بحث و استدلال های شیرین برای جلب نظر سیاسی دیگران نخواهند داشت. در عوض، این گروههای مسلح در مبارزات آتی خواهان بیشتری دارند، زیرا رهبران سیاسی به دنبال جلب حمایت آنهایی خواهند بود که بیشترین قدرت آتش و بی رحمترین رهبران را داشته باشد. می توان انتظار نوعی جنگ سالاری را داشت. از آنجایی که نیروهای امنیت ملی از هم پاشیده و ضعیف هستند، نمی توان توقع داشت که بتوانند این تمایل را مهار کنند.
15- صحنه سیاست ایران در آینده نزدیک بسیار پرجنب و جوش خواهد بود، ولی لزوماً این جنب و جوش رضایت بخش نخواهد بود.
سولیوان
مسایل اجتماعی بعد از انقلاب در تهران
سند شماره 116
محرمانه 22 مارس 1979 2 فروردین 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 3169به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: مسایل اجتماعی بعد از انقلاب در تهران
1- (محرمانه تمام متن)
2- در روزهای 20 و 21 مارس، اولین دعوت های رسمی به دو مراسم پس از انقلاب در تهران را پذیرفتم. اولین مراسم در روز 20 مارس و از طرف شرکت ملی نفت ایران به مناسبت سالروز ملی شدن صنعت نفت در سال 1951 برگزار می شد. دومین مراسم، در روز 21 مارس، همان مراسم سنتی دیدار هیأت های دیپلماتیک با شاه در نوروز بود. به پیشنهاد سفیر بلغارستان، که مسن ترین سفیر در ایران بود، مراسم فوق برای نخست وزیر بازرگان اجرا شد، که در جشن شرکت نفت میهمان افتخاری مراسم بود.
3- در مراسم شرکت نفت، از دیدن برخی چهره های آشنا نظیر برادر جوانتر فلاح و تعدادی از بازرگانان سرشناس رژیم گذشته تعجب کردم. همگی قدری عصبی بودند. تعداد زیادی از اعضای هیأت های دیپلماتیک در این مراسم شرکت کرده بودند.
4- پذیرایی نسبتاً ساده بود، و شربت پرتقال، کوکا کولا و چای سرو می شد. بر روی میزها شیرینی های زیادی چیده بودند که هیچکس نخورد. چند نفر ریشو، از نوع انقلابیون، در اطراف سالن ایستاده بودند.
5- چند دقیقه فرصت کردم با دکتر نزیه، مدیرعامل شرکت ملی نفت صحبت کنم. از او پرسیدم آیا حقیقت دارد که او پیش نویس قانون اساسی جدید را که قرار است در آینده نزدیک منتشر شود، تهیه کرده است. او گفت چون حقوقدان قانون اساسی هستم به پاریس دعوت شده بودم تا پیش از بازگشت خمینی به تهران، قانون اساسی جدید را «مرور» کنم. چند روزی را در هتل محل اقامتم ماندم تا نسخه ای از پیش نویس قانون اساسی به دستم برسد، ولی نهایتاً ناامید شدم و بدون اینکه سند را دیده باشم پاریس را ترک کردم. بنابراین اصلاً نمی دانم که در قانون اساسی جدید چه چیزی مطرح شده است.
6- مهمترین بخش مراسم ورود بازرگان، انتظام، و یزدی بود. بعد از ورود آنها سه نطق ایراد شد. اول نزیه، دوم بازرگان، و سوم یک « کارگر» به ایراد نطق پرداختند. سخنان دو سخنران اول ملایم بود و یکی از مترجمان شرکت ملی نفت ایران آن را برای حضار به انگلیسی ترجمه می کرد. ولی سومی دکلمه ای آتشین بود که یک جوان ریشوی بدون کراوات که معلوم بود تحصیلکرده است، آن را با صدای بلند خواند. یک دوست ایرانی که کنارم بود سخنان پر شور او را اینگونه ترجمه کرد که او سوگند یاد می کند تا آخرین قطره خونش از تأسیسات نفتی در مقابل تمایل امپریالیسم برای تسخیر مجدد آنها دفاع کند. هیچ ترجمه رسمی از این خطابه ارائه نشد.
7- در مراسم دیدار با نخست وزیر، بازرگان، سنجابی، سحابی و انتظام در یک صف به استقبال میهمانان می آمدند. رئیس تشریفات نیز در مراسم حضور داشت. یزدی دیرتر به مراسم آمد. مراسم نخست وزیری نیز همانند جشن شرکت نفت ساده بود و همان چیزها سرو می شد. به محض اینکه صف استقبال کنندگان از هم جدا شد، سنجابی مراسم را ترک کرد.
8- سفیر بلغارستان خیلی کوتاه سال نو را از طرف هیأت های دیپلماتیک تبریک گفت. بازرگان مؤدبانه و با قدردانی به او پاسخ داد و یزدی سخنانش را برای حضار ترجمه کرد. پس از خاتمه این مراسم، بازرگان نزد سُفرا رفت تا شخصاً با آنها صحبت کند، و این کار را با من شروع کرد که قدری عجیب بود. سپس با سفیر فرانسه شروع به صحبت کرد.
9- جای سفیر شوروی بسیار خالی بود. او به قم رفته بود تا پیام تبریک سال نوی رهبر شوروی را شخصاً تسلیم خمینی کند، و بدین ترتیب نظرش را در مورد سلسله مراتب رهبری در ایران عملاً نشان بدهد. رئیس تشریفات به من گفت که این مراسم، از جمله فهرست میهمانان، را تماماً سفیر بلغارستان ترتیب داده و تهیه کرده است. در نتیجه، جالب بود که نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین در مراسم حضور نداشت. سولیوان
گزارش وضعیت سیاسی، 25 مارس
سند شماره 117
محرمانه 25 مارس 1979 5 فروردین 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 3218به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: گزارش وضعیت سیاسی، 25 مارس
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه: کردستان همچنان آرام است. بختیار ایران را ترک می کند و سخن می گوید. نخست وزیر از خوزستان دیدار می کند. خمینی از همه می خواهد در رفراندوم شرکت کنند. هیأت اعزامی سازمان آزادیبخش فلسطین از مشهد دیدار می کند. تظاهرات بر ضد پیمان صلح مصر و اسرائیل، که خمینی آن را «خیانت به اسلام» نامیده است. پایان خلاصه.
3- آتش بس موقت در کردستان همچنان برقرار است. (تلگرام جداگانه).
4- در روز 24 مارس، پیامی که روی نوار ضبط شده بود و گفته می شود متعلق به بختیار، نخست وزیر سابق، باشد تحویل دفتر خبرگزاری فرانس پرس در تهران شد. نوار مذکور به همراه یادداشت دست نویسی که بر روی سربرگ هتل کلاریج لندن نوشته شده بود، به خبرگزاری مذکور تحویل شد. فرانس پرس می گوید که صدای ضبط شده واقعاً صدای بختیار است.
5- بختیار در این پیام می گوید «آنچه هم اینک در افق می بینم به هیچوجه شباهتی به آزادی، دموکراسی، پیشرفت اقتصادی و گسترش فرهنگ ملی ندارد.» بلکه بالعکس «ما یک حکومت استبدادی پیر و فاسد را برداشتیم و یک دیکتاتوری همراه با هرج و مرج را جایگزین
آن کردیم- فقط به امید ایجاد یک جمهوری اسلامی.» بختیار گفت که به این جمهوری رأی نخواهد داد زیرا «آن را مانعی بر سر راه پیشرفت جامعه، عظمت ملت، شکوفایی اقتصاد، و حقوق بشر می دانم.» او مصرانه خواست تا قدرت از دست فاسدان گرفته شود، حقوق فردی و اجتماعی تضمین شود، قوانین ضداسلامی لغو شود، و سیاست مستقل ایران تداوم یابد. او گفت «این برنامه ایست که می توان بر مبنای آن وحدت ایجاد کرد، بر خلاف رفتار دولتی که خود را ناتوان حس می کند و حقیقتاً هم ناتوان است.»
6- انتقاد بختیار از دولت موقت، و به طور ضمنی، از خمینی، مسلماً بر دل آنهایی که از وقایع بعد از انقلاب شدیداً مضطرب هستند، خواهد نشست. توده ملت هنوز به خمینی وفادار است، ولی در میان نخبگان تجدد طلب بسیارند کسانی که نخست وزیری بختیار را صبح کوتاه و نویدبخش سیاسی پیش از حاکم شدن دوباره سیاهی استبداد، می دانند. البته سخنان بختیار برای همقطاران سابق او در جبهه ملی که هم اینک در دولت موقت خدمت می کنند و از لحاظ فنی مسئول استبداد آیت الله و افراط گرایی پیروانش هستند، طعنه آمیز بود.
7- گویی دولت موقت به اندازه کافی مشکل نداشت که استقبال متفاوت از نخست وزیر بازرگان، معاونش عباس امیرانتظام، و وزیر دفاعش مدنی طی دیدار روز گذشته شان، 24 مارس، از خوزستان نیز به آنها اضافه شد. در خرمشهر، جمعیت خشمگینی بیرون از خانه آیت الله طاهر خاقانی تجمع کرده بود، و برای اینکه بازرگان و همراهانش بتوانند وارد خانه شوند، مجبور شدند با تیراندازی هوایی مردم را متفرق کنند. بازرگان و انتظام هر دو در مصاحبه هایشان گفتند که خواست اقلیت های قومی، از جمله مردم عرب زبان خوزستان، را درک می کنند. در خرمشهر مردم از بازرگان و هیأت همراهش تقاضا داشتند که سهم بیشتری از درآمد نفت که عمدتاً از خوزستان استخراج می شود، برای توسعه این استان اختصاص یابد. بازرگان و هیأت همراهش امروز 25 مارس در تبریز به سر می برند.
8- خمینی با صدور بیانیه ای از تمام ایرانی ها، اعم از مرد و زن، خواسته است تا از حق رأی خود در رفراندوم جمهوری اسلامی استفاده کنند. به نظر می رسد که دولت بدون اعتنا به اعتراضاتی که به شکل رفراندوم و مسئله امکان برگزاری زودهنگام آن مطرح شده است، قصد دارد رفراندوم را در زمان مقرر برگزار کند. اخبار شبانه 25 مارس به رأی دهندگان احتمالی اطمینان داد که نباید نگران عضویت خود در حزب منحله رستاخیز باشند. نگرانی مردم از آنجا ناشی می شود که عضویت آنها در حزب رستاخیز در شناسنامه هایشان ثبت شده است و به هنگام رأی گیری باید شناسنامه خود را در محل رأی گیری ارائه دهند. همچنین اعلام شد که یک بار دیگر حداقل سن رأی دهندگان به 16 سال تمام کاهش یافته است، که موجب بهم ریختن بیشتر اوضاع شد.
9- برخلاف آن که انتظار می رفت به مناسبت نوروز زندانیان از جمله حداقل صدها نفر زندانی سیاسی که هم اینک در حبس به سر می برند، مورد عفو قرار بگیرند، در طول تعطیلات
نوروز چنین عفوی اعلام نشد. ظاهراً پیشنهاد عفو مورد اعتراض چندین محفل سیاسی قرار گرفته است. با وجود این، خمینی اجازه ملاقات 250 زندانی را با خانواده هایشان صادر کرد (چنانکه مطلع شده ایم هر زندانی اجازه داشت فقط با یکی از اعضای خانواده اش آن هم فقط به مدت 5 دقیقه ملاقات کند.) کارمند سیاسی مترینکو در تعطیلات آخر هفته از مقابل زندان قصر عبور کرد و می گوید که منظره آنجا هیچ تغییری نسبت به گذشته نکرده است. هنوز زنان و کودکان زیادی مقابل در زندان منتظرند تا به داخل زندان بروند و شوهر، پدر، برادر و غیره را ملاقات کنند. تنها فرقی که وجود داشت این بود که مردم لباس های بهتری پوشیده بودند.
10- سازمان آزادیبخش فلسطین همچنان فعال است. یک هیات فلسطینی به همراه تعدادی از اعضای کمیته مرکزی انقلاب روز 22 مارس از مشهد دیدار کرد. در ارتباط با همین دیدار اعلام شد که سازمان آزادیبخش فلسطین نیروهای موسوم به سپاه پاسداران انقلاب را که یک نیروی شبه نظامی است، آموزش خواهد داد. سپاه پاسداران تحت نظر ابراهیم یزدی، معاون رئیس جمهور، در حال شکل گیری است.
11- در بعد از ظهر روز 25 مارس، گروه کوچکی از تظاهرکنندگان در اعتراض به امضای پیمان صلح بین مصر و اسرائیل از میدان آزادی (شهیاد سابق) به سمت سفارت مصر راهپیمایی کردند. خمینی این پیمان را «خیانت به اسلام» توصیف کرده است که مسلماً به خشم مردم دامن خواهد زد. گوش بزنگ خواهیم ماند. سولیوان
تلگرام انجمن خدمات خارجی آمریکا
سند شماره 118
استفاده اداری محدود26 مارس 1979 6 فروردین 1358
از: سفارت آمریکا، ایران 3242به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.
موضوع: تلگرام انجمن خدمات خارجی آمریکا
1- خلاصه: در این گزارش توصیفی از زندگی در تهران و برخی شکایات پرسنل باقی مانده در ایران از نظرتان خواهد گذشت. انجمن خدمات خارجی آمریکا در تهران معتقد است که شاید بخشی از این اطلاعات برای آنهایی که در سفارت مسئول بخش ایران هستند مفید یا جالب باشد. لازم به تأکید است که این تلگرام فقط به منظور اطلاع مسئولان وزارت امور خارجه ارسال می گردد و نباید بین سایر ارگانها توزیع گردد. پایان خلاصه.
2- تعدادی از کارمندان سفارت که به منظور نظارت بر ارسال اسباب و اثاثیه منازل، لغو قول نامه ها، جابجایی اموال چه شخصی و چه دولتی، و حل مشکلات پرسنل و تلاش برای بازگرداندن وضعیتی عادی به سفارت در تهران مانده اند، احساس می کنند که در حق شان بی انصافی شده است، به ویژه در مقایسه با آنهایی که در هنگام تخلیه پرسنل از ایران خارج شدند. آنهایی که مسئول نقل و انتقالات مستقیم هستند غالباً باید بدون استراحت و تفریح از نقطه ای به نقطه دیگر سفر کنند. TDY یا دیدار با خانواده هایشان می تواند تأثیر زیادی بر روحیه
آنها بگذارد.
3- این احساس در بین کارمندان وجود دارد که آنهایی که به اروپا پناه برده اند از مزایای بیشتری نسبت به آنهایی که در آمریکا مستقر شده اند، بهره مند هستند. کارمندانی که در اروپا ماندند به مدت یک ماه یا بیشتر از مرخصی اداری یا TDY استفاده کردند، ولی آنهایی که به آمریکا رفتند مجبور بودند از مرخصی های سالیانه شان استفاده کنند. فوق العاده مأموریتی که به کارمندان مستقر در اروپا تعلق می گیرد بسیار بیشتر است، و آنها از امکانات بیشتری برای دیدار با خانواده هایشان نیز برخوردارند. اکثر خانواده هایی که آمریکا را برگزیدند بیشتر به تحصیل فرزندانشان فکر می کردند، ولی از لحاظ مالی امتیازات زیادی را از دست دادند، و فقط در محدوده واشنگتن دی.سی. دستور دریافت می کنند ولی آنهایی که در اروپا مستقر شده اند معمولاً اصالتی غیرآمریکایی دارند و با خانواده هایشان آنجا زندگی می کنند، بنابراین از لحاظ مالی نیز به نفع آنها تمام می شود.
4- هر تلاشی که با هدف تسریع در تفکیک نامه ها در سیستم پُست صورت بگیرد نیز می تواند به بهبود روحیه کارمندان کمک کند. بسیاری از بسته های متعلق به کارمندان گم شده، خیلی از آنها منتظر چک های خود بوده اند، و هنوز نمی دانند آیا چکی که در روز پیش از قوع اتفاقات پست شده بود، به مقصد رسیده است یا خیر. البته می دانیم که کار ساده ای نیست، ولی به هر حال اگر بدانیم که هنوز چیزی از اعتبارمان باقی مانده است، خوشحال می شویم.
5- در زیر شرح کوتاهی در مورد شرایط زندگی در سفارت برایتان می فرستم. شاید بخشی از این اطلاعات قبلاً در تلگرام های ارسالی ذکر شده، و بخشی از آن نیز تازه باشد. به خاطر مسایل امنیتی و همچنین به دلیل اینکه تعداد کارمندان باقی مانده به قدری نیست که از سر گیری کار سرویس های سفارت را توجیه کند، اکثر پرسنل را به یک یا دو ساختمان واقع در پشت سفارت انتقال داده ایم. هنوز دو گروه مستقل از شبه نظامیان (سابق) و تعداد زیادی از پرسنل نیروی هوایی محافظت از ساختمان سفارت را بر عهده دارند. البته این سه گروه همیشه با یکدیگر کنار نمی آیند، هر چند هم اکنون تنش بین آنها خیلی کمتر از روزهای بعد از حمله به سفارت است. دسترسی به ساختمان سفارت برای آنهایی که مایل به ورود به سفارت هستند یک مشکل جدی است و تا بحال چندین بار اتفاق افتاده است که محافظان سفارت محتویات کیف کارمندان را بازرسی کرده اند.
6- حضور این محافظان هیچ کمکی به کارمندانی که در سفارت مشغول به کار هستند، نمی کند، حال می خواهد این کارمندان آمریکایی باشند یا بیگانه و با توجه به گسترش احساسات ضدآمریکایی، باعث می شود که طرف های ایرانی تماس ما حتی دیگر تمایلی به نزدیک شدن به سفارت نداشته باشند.
7- تلاش مدیران سفارت برای بهبود کیفیت محافظان بسیار نتیجه بخش بوده است. حالا متوسط سن پرسنل نیروی هوایی در مقایسه با قبل که 18 سال بود، چیزی نزدیک به 20 تا 25
سال است. ظاهر آنها قابل قبول تر شده و مسئولیت پذیری بیشتری نسبت به گروه قبلی از خود نشان می دهند. با وجود این، محافظان سفارت از ما پتو، بخاری برای پُست های نگهبانی شان، اجاق برای درست کردن چای، فرش و ماشین لباس شویی برای شستن یونیفورم هایشان خواسته اند. البته رد خواسته آنها بسیار مشکل است، زیرا اینها را کسی از ما می خواهد که یک تفنگ ژ-3 روی دوشش انداخته است، هر چند هر وقت یکی از خواسته هایشان را بر آورده می کنیم، فردا توقعشان بیشتر می شود.
8- تیراندازی های شبانه در محوطه سفارت دیگر امری عادی است، هر چند محافظان سفارت اکثر این تیراندازی ها را برای آن انجام می دهند که خوابشان نبرد و یا اینکه مطمئن شوند که تفنگ هایشان هنوز کار می کند. در روز 21 مارس تیراندازی محافظان سفارت تمام کارمندان را سراسیمه کرد، البته این بار تیراندازی استثنائاً به خاطر شروع سال نوی ایرانی بود. هر چند اکثر این تیراندازی ها شخصاً تهدیدی برای کسی نیست، ولی اعصاب انسان را به هم می ریزد، البته اگر از بی خوابی ناشی از آزمایش تفنگ ها آن هم درست زیر پنجره ی اتاق تان در ساعت 3 صبح بگذرید.
9- از تعاونی سفارت تا بحال سه بار سرقت شده است. SY می گوید که این سرقت ها کار خودی هاست. احتمالاً محافظان سفارت که به آنها گفته بودیم نباید در بخش کنسولی بخوابند، از حرف ما ناراحت شده و چند روز پیش درب بخش کنسولی را که موقتاً به اتاق قبلی تفنگداران انتقال یافته، باز کرده و داخل آن شده بودند. سیم تلفن های قطع شده و خسارات جزئی دیگری نیز به آنجا وارد شده بود.
10- با وجود این، چون احتمال حمله مجدد به سفارت بسیار زیاد است، گمان می کنیم که حضور یک نیروی محافظ محلی در سفارت ضروری باشد. سازمان آزادیبخش فلسطین دارد نفوذ زیادی در ایران پیدا می کند و مخالفت آن با پیمان صلح مصر و اسرائیل کاملاً آشکار است. در همین ارتباط، چندی پیش تظاهراتی عظیم، ولی خوشبختانه صلح آمیز، در مقابل سفارت انجام شد.
11- هنوز بقایای گاز اشک آور در ساختمان کنسولی انسان را آزار می دهد، ولی اکثر پنجره ها را عوض کرده و دفاتر را رنگ زده ایم، و اکثر اوقات شرایط کاری قابل تحمل است.
12- امکانات تفریحی عملاً صفر است. درخواست کرده ایم تعدادی از فیلم هایی را که ارتش آمریکا بین پرسنل توزیع می کند به دستمان برسانند، ولی هنوز چیزی دریافت نکرده ایم. البته بعضی رستوران ها باز هستند ولی باید ساعت 10:00 شب در سفارت باشیم زیرا از آن ساعت به بعد گشتی های غیرنظامی به خیابان ها می ریزند و به سوی خودروهایی که رانندگانشان احتمالاً فریاد ایست آنها را نشنیده و به راه خود ادامه داده اند، تیراندازی می کنند. در ماه اخیر هیچ یک از کارمندان آمریکایی جرأت خارج شدن از تهران را به خود نداده است، ولی گزارش روزنامه ها نشان می دهد که وضعیت امنیتی در شهرستان ها نیز بسیار متزلزل است.
غرب ایران، به ویژه کردستان، صحنه درگیری های مداوم است. اخباری از راهزنی در اتوبانها به دستمان رسیده است، و احتمالاً به خاطر وضعیت افغانستان بخش شمال شرقی ایران نیز باید پرتنش باشد. اگر ناآرامی های کردستان به مناطق قبیله نشین دیگر نیز سرایت کند، سفر زمینی در این کشور غیرممکن خواهد شد.
13- اکثر ما هر روز بین 300 تا 600 یارد راه می رویم تا از خانه به سفارت بیاییم و خدا را شکر می کنیم که به قدر کافی کار هست که شش روز هفته سرمان را گرم کند چون واقعاً اینجا هیچ کار دیگری نیست که بتوانیم انجام دهیم.
14- از سوی دیگر، وضعیت امنیتی تهران در ساعات روز عادی شده است. ترافیک واقعاً وحشتناک و گاهی اوقات حتی بدتر از روزهای قبل از انقلاب است (به این معنی که هیچ خودرویی از جایش تکان نمی خورد). اخبار سرقت از منازل کمتر شده است.
15- کاهش شدید پرسنل ایرانی هیأت مستشاری و آژانس های دیگر فشار شدیدی بر روی آنهایی که باید پاسخ شکایت های پرسنل مزبور را بدهند وارد می کند. جلساتی برای رسیدگی به شکایات پرسنل بازخرید شده ایرانی برگزار شد، ولی آنها خواسته های بسیار نامعقولی دارند (خواسته های آنها را در گزارش جداگانه برایتان ارسال کرده ایم). از آنجایی که اکثر خواسته هایشان برآورده نخواهد شد، باید انتظار افزایش سطح خصومت ها را داشت.
16- انتقال اسباب و اثاثیه به خارج از ایران امر بسیار دشواری است. بازرسان غالباً خواستار بازرسی کامیون ها هستند، که تازه این امر بعد از روزها مذاکره برای اخذ مجوز انتقال اسباب و اثاثیه صورت می گیرد. از آنجایی که دولت مرکزی هنوز کنترل کامل اوضاع را در دست ندارد، هیچ مقام واحدی نیست که بتوانیم چنین مشکلاتی را از طریق آنها حل کنیم.
17- بخش کنسولی دارد خدمات مهاجرتی و صدور ویزا را در سطح بسیار محدودی انجام می دهد. صدور ویزا عملاً متوقف شده و احتمالاً در آینده نزدیک باید آن را از سر بگیریم. در دو مورد با زور اسلحه ما را مجبور کردند که ویزا صادر کنیم. قضاوت تحت چنین شرایطی بسیار دشوار است به ویژه با توجه به این حقیقت که اکثر ایرانی ها احتمالاً درباره مهاجرت به آمریکا راستش را نمی گویند. علاوه بر این، چون انتقال ارز لازم برای تأمین هزینه های تحصیل دانشجویان در آمریکا فعلاً بسیار مشکل است، متقاضیان احتمالی شرایط اخذ ویزای دانشجویی را نخواهند داشت.
18- فعالیت در بخش سیاسی و اقتصادی- بازرگانی تقریباً به همان اندازه است، و تنها مانع موجود عدم تمایل مقامات ایرانی به ملاقات با آمریکایی ها و یا ارائه اطلاعات است. یک مشکل دیگر هم پیدا کردن شخص با اطلاع و ذیصلاحی است که بتواند به سئوالات ما پاسخ بدهد و یا خدماتی در اختیارمان بگذارد.
19- حتی با فرض اینکه وضعیت از آن چیزی که هست وخیم تر نشود، احساس می کنیم که صلاح نیست خانواده ی کارمندان سفارت تا حداقل شش ماه دیگر به ایران برگردند. پیمان