قراردادهای امضاء شده با شرکت مخابراتی آمریکایی بل، لغو شده اند.
(2) روزنامه اطلاعات در شماره روز 16 آوریل خود گزارش داد که 55 نفر دیگر از عوامل رژیم گذشته دستگیر شده اند. تیمسار فتحی امین، فرمانده سابق تیپ همدان، نیز در میان دستگیرشدگان است.
(3) آقای حسن پور، رئیس پالایشگاه ماهشهر گفت که ظرفیت تولید گاز مایع در ماهشهر به 30000 بشکه در روز رسیده است و ابراز امیدواری کرد که این ظرفیت در آینده نزدیک به 57000 بشکه در روز برسد. او همچنین گفت که تولید گاز در تأسیسات گاز اهواز و آقاجان برای مصرف داخلی کافی است.
(4) روزنامه ها گزارش می دهند که خمینی دو عضو هیأت منصفه دادگاه انقلاب اسلامی را به دلیل «تلاش برای غصب قدرت» و «اقدام برخلاف مصالح دادگاه» از کار برکنار کرده است.
اطلاعاتی درباره پلیس ملی ایران اسلامی و نیروهای نظامی
سند شماره 152
محرمانه18 آوریل 1979 29 فروردین 1358
از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهران 4052
به: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی.سی.
منابع: مقام سفارت آمریکا
تهیه کننده گزارش: ای.بی. گرازینی، متخصص امور اطلاعاتی
مقام تأییدکننده گزارش: سرهنگ تی.ای.شافر، وابسته دفاعی
موضوع: اطلاعاتی درباره پلیس ملی ایران اسلامی و نیروهای نظامی
16- خلاصه: (محرمانه- غیرقابل رؤیت برای بیگانگان) این گزارش مربوط به اطلاعاتی است که منبع خبری در روز 3 آوریل در ضیافت شام مردانه یکی از دوستان که در وزارت دادگستری مشغول به کار است، به دست آورده است. موضوع گزارش عبارت است از اطلاعاتی در مورد نیروی پلیس ایران، قتل عام پلیس در سنقر، انضباط در نیروی دریایی ایران، نظر دیگران در مورد همافرها، و اثبات دست نشاندگی خمینی از سوی آمریکا.
17- از 17 تا 21 حذف شده است.
22- جزییات (محرمانه- غیرقابل رؤیت برای بیگانگان): اطلاعات ذیل از سوی منبع خبری در اختیار تهیه کننده گزارش قرار گرفت و در ضیافت شام مردانه یکی از دوستان که در وزارت دادگستری مشغول به کار است، در روز 3 آوریل به دست آمد. میهمانان دیگر این ضیافت مردانه، یک تاجر تهرانی، دو ستوان و یک سروان پلیس و یک سرگرد نیروی دریایی بودند. علاوه بر مسایل کلی و سیاسی، در مورد موضوعات زیر نیز صحبت شد:
الف- نیروی پلیس در ایران: به نظر می رسد که نظم و انضباط و سازمان پلیس هیچ بهبودی حاصل نکرده است. سه پلیس حاضر در میهمانی به اداره راهنمایی و رانندگی منتقل شده اند که
ظاهراً نسبت به اداره های دیگر پلیس وضعیت بهتری دارد. هنوز اسلحه ای به آنها تحویل نشده است و معلوم نیست که چه زمانی و آیا اصلاً دوباره رولوری به آنها تحویل خواهد شد یا خیر. یکی از ستوان های پلیس گفت «وقتی همه مردم در خیابان ژ3 دارند، داشتن رولور چه فایده ای دارد!» نظم و انضباط حتی در اداره آنها نیز چندان سفت و محکم نیست و هیچ کس در صدد کنترل واقعی اوضاع برنیامده است. به نظر می رسد که نیروی پلیس هنوز بلاتکلیف و در پی التیام زخم هایش است.
ب- قتل عام پلیس در سنقر (استان کرمانشاه): یکی از ستوان های پلیس تازه از تعطیلات نوروزی در زادگاهش برگشته بود و قتل عام نیروهای پلیس در این شهر را تأیید کرد. حادثه اینطور اتفاق افتاده بود: در طول دوره نخست وزیری بختیار، یک افسر ژاندارمری در پاسگاه جاده سنقر- کرمانشاه مسافران سنقر را با نحوه تفتیش، و فحاشی و گاه ضرب و شتم، و همچنین رفتارش با مسافران زن بسیار ناراحت کرده بود. یکبار زنی را که سوار بر یک مینی بوس بود، مجبور کرد تا برای او و زیردستانش در جاده برقصد، و کلاً حضور او در آن پاسگاه ژاندارمری برای مردم سنقر عذاب آور بود. کمی بعد از تغییر دولت، همان افسر ژاندارمری به شهر سنقر آمد و چند نفر که مورد توهین او قرار گرفته بودند او را شناختند و به دنبالش افتادند. افسر مزبور پا به فرار گذاشت و به کلانتری محل پناه برد. خیلی زود جمعیتی خشمگین و مسلح در مقابل ساختمان کلانتری جمع شد و از کلانتری خواست تا او را تحویل مردم بدهد. رئیس کلانتری به جمعیت گفت که افسر ژاندارمری را به کمیته محل تحویل می دهد تا مجازات شود، ولی معاونش که آنجا ایستاده بود با او حرفش شد و جلوی چشم جمعیت با رولورش رئیس کلانتری را هدف قرار داد. جمعیت خشمگین با دیدن این واقعه از خود بی خود شد و به ساختمان کلانتری حمله برد و هر پلیسی را که در ساختمان بود به قتل رساند. مردم سپس برای یافتن پلیس های دیگر دست به جستجوی خانه به خانه زدند و حتی یک پلیس را که به خاطر جراحت گلوله در بیمارستان بستری بود، بیرون کشیدند. وقتی غائله خوابید، مردم همه پلیس های شهر را کشته و جسد اکثر آنها را تکه و پاره کرده بودند.
نظریات تهیه کننده گزارش (محرمانه- غیرقابل رؤیت برای بیگانگان): منبع خبری ابراز داشت شرح ماجرایی که این ستوان پلیس گفته است دقیقاً مشابه همان چیزی است که سه نفر دیگر از منابع خبریش، که دو نفرشان در زمان وقوع کشتار در سنقر حضور داشتند و یکی از آنها تازه از سنقر به تهران برگشته است، به او اطلاع داده بودند. منبع می گوید به همان ستوان پلیسی که این ماجرا را تعریف کرد دوبار پیشنهاد شده است که رئیس پلیس شهر شود، ولی او می گوید با اتفاقی که در شهر افتاده است، حتی فکر رئیس پلیس شدن را هم نمی کند.
ج- نظم و انضباط در نیروی دریایی: سرگرد نیروی هوایی به تفصیل در مورد مشکلات سازمانش صحبت کرد و مدعی شد که سلسله مراتب فرماندهی در نیروی دریایی تقریباً از بین
رفته است. او گفت که چندی پیش یک سرهنگ نیروی دریایی تعداد زیادی از نیروها را جمع کرد تا برای آنها سخنرانی کند و بگوید موقع آن رسیده است که آستین ها را بالا بزنیم و کار را شروع کنیم. در پایان سخنان پر شور سرهنگ در مورد لزوم نظم و انضباط و وطن پرستی، یک گروهبان فریاد زد:«قبول است سرهنگ، اگر می خواهی دستور بدهی، اول خودت یک جارو بردار و پادگان را جارو کن تا ما هم پشت سرت راه بیافتیم.» طبق گفته این سرگرد، همه آنها پراکنده شدند و تا به حال هیچ کاری انجام نشده است.
د- نظر دیگران در مورد «همافران»: همه میهمانان حاضر در ضیافت فرصت را غنیمت شمردند و از «همافران» نیروی هوایی بد گفتند، و آنها را به دلیل حقوق بالا و امتیازات بسیار زیادشان «لوس ترین» گروه نظامی در ایران توصیف کردند و توانایی و مهارت همافرها را زیر سئوال بردند. آنها مدعی بودند که همافرها فقط وانمود می کنند طرفدار انقلاب هستند ولی در واقع اصلاً انقلابی نیستند، و دلیل اصلی پیوستن آنها به جریان انقلاب عقب نماندن از قافله و گرفتن پُست و مقام و بهبود وضعیت و امنیت شخصی بعد از انقلاب بود. آنها می گفتند که همافرها به دلیل اینکه افسران نیروی هوایی اصلاً قبولشان نداشتند و هیچکس آنها را یک نظامی حرفه ای نمی دانست، دارای عقده روانی هستند. آنها مدعی بودند که همافری در آینده منحل خواهد شد، زیرا همافران نشان دادند که نه از لحاظ حرفه نظامی لیاقت دارند و نه از لحاظ سیاسی قابل اعتماد هستند. چون وفاداری همافرها فقط به خودشان است، هیچ دولتی در آینده آنها را نخواهد خواست.
ه- اثبات دست نشاندگی خمینی از سوی آمریکا: در میان داستان های متعددی که منبع خبری راجع به «مسئولیت آمریکا در قبال مشکلات ایران» شنیده است، این استدلال هم از دهان سرگرد پلیس بیرون آمد: او همیشه به این فکر می کرد که چطور سازمان سیا می تواند اقدامات جنایتکاران و یا تروریست ها را به این خوبی پیش بینی کند و تمامی اطلاعاتی که سیا به پلیس ایران می داد، صد در صد درست از آب در می آمد. با توجه به این مسئله و مهارت سیا در ترور شخصیت ها، سرگرد مزبور به این نتیجه رسیده بود که اگر دولت آمریکا واقعاً طرفدار شاه بود، حتماً خمینی را ترور می کرد. چون خمینی توانست انقلاب را از پاریس رهبری کند و هنوز هم زنده است، پس حتماً آمریکا به طور پنهانی از او حمایت می کند.
نظریات مرکز تهیه گزارش (محرمانه- غیرقابل رؤیت برای بیگانگان): منبع خبری یکی از کارمندان با تجربه سرویس خارجی است که فارسی را عالی صحبت می کند و روابط نزدیکی با ایرانی ها دارد و تا همین اواخر سر کنسول آمریکا در تبریز بود. تهیه کننده گزارش اطلاعاتی را که در این گزارش در مورد نیروی دریایی ایران ذکر شده از طریق یک منبع دیگر نیز به دست آورده است.
همین منبع اخیراً به تهیه کننده گزارش گفت که نیروی دریایی اسلامی ملی ایران مسئولیت حفظ سپاه دریایی ایران را قبول نمی کند و به وزیر دفاع گفته است که هر چه سریعتر این سپاه
را منحل کند. تهیه کننده گزارش سعی می کند اطلاعات بیشتری در مورد این مسئله به دست آورد که به محض کسب اطلاعات جدید آن را گزارش خواهد داد. تهیه کننده گزارش این منبع را B3 تلقی می کند.
سندرم آمریکاستیزی307
سند شماره 153
محرمانه 18 آوریل 1979 29 فروردین 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 4069به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: سندرم آمریکاستیزی
1- (محرمانه تمام متن- تلگرام گزارشی- هیچ اقدامی نیاز نیست)
2- خلاصه: در طول دو هفته گذشته «سندرم آمریکاستیزی» (البته با عرض معذرت از جین فوندا) هم در مطبوعات و هم در بیانیه های سیاسی نمایان تر شده است. ریشه این آمریکاستیزی، پارانویای ضدغربی خمینی است و غرب ستیزی فداییان که تحت تأثیر سازمان آزادیبخش فلسطین هستند و گروههای دیگر نیز به آن شدت می بخشد. این ویروس «ضد» چیزی بیشتر از یک شعار معمولی انقلابی است، و هر چند اکثر ایرانی ها نسبت به آن بی اعتنا هستند، ولی تلاش های تبلیغاتی دارد به تدریج بر مردم، به ویژه بر جوان ها، تأثیر می گذارد. آمریکا باید فعلاً شکیبایی به خرج دهد. پایان خلاصه.
3- سفارت قصد ندارد بی جهت بر این موضوع تأکید کند، بلکه هدفش آشنا ساختن مخاطبان با افزایش چشمگیر روند آمریکاستیزی است که از حدود 1 آوریل آغاز شد و به تدریج، خصوصاً در طول چهار روز گذشته، افزایش یافت. افزایش این تلاش های ضد آمریکایی کیفیتی تقریباً جهان سومی دارد و مستقیماً از ایدئولوژی انقلاب اسلامی و حب و بغض های شخصی آیت الله خمینی و برخی از حامیان نزدیک او از یک طرف و گروههای متعدد چپگرا، از جمله فداییان که تحت تأثیر سازمان آزادیبخش فلسطین هستند، از طرف دیگر ریشه می گیرد.
4- ظواهر نمایان این روند عبارتند از اظهارات ضدآمریکایی رو به رشد در روزنامه های فارسی زبان (که تنها رسانه چاپی بعد از تعطیلی تمام روزنامه های خارجی زبان در تاریخ 27 مارس هستند)، استفاده از برنامه های متعلق به شوروی و بلوک های دیگر در تلویزیون، و اعترافات مقامات رژیم گذشته در محاکمه ها مبنی بر اینکه با سازمان سیا و یا ژنرال هایزر همکاری داشته اند نگاه کنید به گزارش 14 تا 17 آوریل ایران پول (IRAN POOL) که توسط پاوچ ارسال شد). سپهبد ربیعی و برنجیان در جلسه محاکمه شان به مأموریت ژنرال هایزر و آنچه پایگاه جاسوسی آمریکا می خواندند، اشاره کردند. دفاعیات صادقانه آنها هم در روزنامه ها چاپ شد و هم در تلویزیون پخش شد. کارمند ارشد ایرانی بخش اقتصادی سفارت را به هنگام دیدار منظمش از بانک مرکزی در روز 9 آوریل از بانک بیرون انداختند و بلافاصله
نوشتند «عامل امپریالیسم را بیرون انداختیم.» کارمند ارشد ایرانی سازمان ارتباطات بین المللی هنوز به دلیل اتهامات نامشخص که احتمالاً به کارش در سفارت مربوط می شود در کمیته خمینی تهران بازداشت است. شهروندان آمریکایی که برای بخش خصوصی کار می کنند و هنوز در ایران هستند، همینطور اروپایی ها، می گویند که مردم در خیابان ها خصمانه تر از یک ماه پیش به ما نگاه می کنند (و فریاد سرمان می کشند).
5- شخص خمینی در روز 16 آوریل خطاب به پاسداران انقلاب در قم خواستار «قطع دستان آمریکایی های شیطان صفت شد» (که اطلاعات نیز این عبارت را در تیتر اول خود چاپ کرد.) آنهایی که خمینی را می شناسند، حتی دستیاران متجددترش، می گویند که او نسبت به آمریکا دچار پارانویاست و اکثر مشکلات دوران شاه را به آمریکا نسبت می دهد. از سخنان و رفتار آیت الله خمینی چنین بر می آید که او قصد دارد آخرین مظاهر نفوذ آمریکا در ایران را نیز از بین ببرد. بازجویان و قضات دادگاههای انقلاب اسلامی مدام متهمان را وادار می کنند تا روابط خود را با آنچه آنها امپریالیسم غرب می نامند، توضیح دهند و یا به دنبال کشف رابطه رژیم گذشته و سازمان سیا و یا سازمان های دیگری (نظیر سازمان روتاری اینترنشنال، فراماسونری و غیره) می گردند که بتواند چهره آمریکا را خدشه دار سازد.
6- چندین منبع دانشگاهی که تا پنج هفته پیش نسبتاً خیال راحتی داشتند حالا گزارش می دهند که تعدادی از همکارانشان را که در آمریکا تحصیل کرده بودند بدون اخطار قبلی در خیابان دستگیر کرده اند. در برخی موارد، آنها را به کمیته های انقلاب برده اند، و در یک مورد هم به اتهام «کمک به آمریکایی ها» در یک دادگاه پایین تر محاکمه کردند (ظاهراً این امر دارد در ایران انقلابی به یک جرم، حداقل یک اقدام مشکوک، تبدیل می شود). یک رابط و دوست صمیمی ریچارد کاتم به مقام سفارت گفت که تعدادی از دانشگاهیان در حال حاضر بدون هیچگونه جرم مشخصی در زندان به سر می برند و مقامات سفارت بهتر است سعی نکنند، تکرار می کنم سعی نکنند، مستقیماً با دوستان دانشگاهی شان تماس بگیرند زیرا ممکن است این مسئله «بد تعبیر» شود. تعدادی از رابطان غیر دانشگاهی سفارت نیز «تا زمانی که اوضاع آرام نشود» تمایلی به ملاقات در اماکن عمومی ندارند و تعدادی از آنها اصلاً تمایلی به ملاقات با مقامات سفارت نشان نمی دهند. مسئول امور مطبوعاتی نیز مشکل مشابهی با تعداد زیادی از خبرنگاران پیدا کرده است. فضای حاکم بر روابط مطبوعاتی نیز از دو هفته گذشته سنگین تر شده است.
7- افرادی که می شناسیم و به هر طریقی با فداییان و سایر گروههای چپگرا رابطه ای دارند به ما گفته اند که تلاش های ضد آمریکایی از حمایت و مساعدت کامل جناح چپ برخوردار است. نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین در ایران علناً به تلاش های صلح خاورمیانه و ایالات متحده تاخته و استفاده از عباراتی نظیر امپریالیسم و استعمارستیزی را در سخنرانی ها و مطالب دیگر تشویق کرده است. اگر حرف برخی عناصر چپگرا را باور کنیم باید انقلاب ایران را صرفاً
حرکتی برای رها شدن از بند امپریالیسم بدانیم که نقشه های شیطانی برای کل منطقه دارد. البته ایستگاههای رادیویی شوروی نیز چنین حرف هایی می زنند ولی به اعتقاد ما ایران بیشتر سبک و سیاق جهان سومی سازمان آزادیبخش فلسطین را می پسندد. تمایل شدید ایرانی ها برای پیدا کردن توطئه در هر وضعیت سیاسی نیز به این مسئله کمک کرده است: مثلاً یکی از شایعاتی که در محافل ایرانی های تحصیلکرده دهان به دهان می چرخد این است: آمریکا تصمیم گرفته است که از خمینی حمایت کند تا سدی در مقابل کمونیسم باشد. اگر اینطور نبود، پس چرا سازمان سیا وقتی می توانست خمینی را ترور نکرد؟ بنابراین نفوذ آمریکا در ایران هم قوی تر و هم ظریفتر از گذشته است. بسته به نظر شخصی افراد، نتیجه این است که یا باید الف) با تلاش ابرقدرت [آمریکا] برای ثبات بخشیدن به ایران همراهی کرد و یا ب) سخت تر از گذشته سعی کرد تا ارزش های شیطانی غرب و امپریالیسم آمریکا را ریشه کن کرد.
8- مثال بالا نشان می دهد که حتی انقلابیون مسلمان نیز ممکن است گاه به خاطر باور نداشتن موفقیتی که خود به دست آورده اند چه حرف هایی بزنند. بنابراین، بخش اعظم جمعیت ایران، حداقل در تهران، تا به حال تحت تأثیر این نوع آمریکاستیزی قرار نگرفته اند، ولی نباید از تأثیر تدریجی تبلیغات غافل بود، به ویژه بر دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان که چیزی برای ارزیابی این تبلیغات و راهنمایی تاریخی برای آشنا شدن با وجهه مثبت [آمریکا] ندارند.
[9]- پس چه باید کرد؟ سفارت در حالت بلاتکلیفی به سر می برد و تا حدود زیادی همه همینطور هستند، بنابراین، هر چه بی سر و صداتر باشیم بهتر است، و شکیبایی ظاهراً بهترین کاری است که می توان انجام داد. البته دیپلماسی صبورانه و بی سر و صدا با رهبران می تواند به مرور زمان از سفت و سختی [آمریکاستیزی] بکاهد. معرفی سفیر جدید احتمالاً بهترین فرصتی است که می توان از آن برای ارائه یک وجهه مثبت جهت کاهش آمریکاستیزی بدون وخیم تر کردن اوضاع استفاده کرد. ناس
گزارش وضعیت ایران، 19 18 آوریل 1979
سند شماره 154
محرمانه 19 آوریل 1979 30 فروردین 1358
از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهران 4129
به: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی.سی.
منابع: روزنامه های فارسی زبان، وابستگان نظامی خارجی، مقامات سفارت آمریکا، منبع 68460008
تهیه کننده گزارش: سرهنگ تی.ای.شافر، وابسته دفاعی
مقام تأییدکننده گزارش: سرهنگ تی.ای.شافر، وابسته دفاعی
موضوع: گزارش وضعیت ایران، 19 18 آوریل 1979
16- خلاصه: (محرمانه) این گزارش وقایع 24 ساعت گذشته از ساعت 12:00 روز 18
آوریل تا ساعت 12:00 روز 19 آوریل 1979 را پوشش می دهد: اعدام های بیشتر. ادامه مشکلات در سنندج. ادامه تظاهرات در حمایت از طالقانی. اولین بیانیه شورای انقلاب. پاسداران انقلاب باید تحت نظر طالقانی باشند. رژه بی نظم روز ارتش. معرفی رئیس پلیس تهران. گفتگوی سفیر شوروی با سلامتیان. معرفی نماینده وزارت دفاع در نیروی زمینی. و اخبار متفرقه.
17- از 17 تا 21 حذف شده است.
22- جزییات: (محرمانه) الف- ادامه اعدام ها: شش نیروی گارد سلطنتی در اوایل صبح روز چهارشنبه 18 آوریل اعدام شدند. سرهنگ پرویز شمیرانی، دو ستوان و سه گروهبان که متهم به شرکت در کشتار میدان ژاله در 8 سپتامبر بودند، تیرباران شدند. بر اساس گزارش کیهان، 138 نفر دیگر از نیروهای گارد سلطنتی به اتهام شرکت در کشتار میدان ژاله در زندان به سر می برند.
نظریات تهیه کننده گزارش (محرمانه): هنوز اعدام ها خاتمه نیافته است، ولی اشخاصی که اخیراً اعدام شده اند مستقیماً در کشتار مردم دست داشته اند. شاید این مسئله نشانه خوبی برای بی گناهانی نظیر سرتیپ پرورش و آنهای دیگری باشد که تنها جرمشان خدمت در رژیم گذشته است.
ب- ادامه مشکلات در سنندج: اگرچه شمارش نهایی آراءِ مربوط به انتخابات شورای شهر در سنندج پایان یافته است ولی نام برندگان هنوز اعلام نشده و تا بهبود یافتن اوضاع شهر اعلام نخواهد شد. گروهی که نماینده رهبر شیعه کُرد، احمد مفتی زاده، هستند در مسجد شهر تحصن کرده و خواستار باطل شدن انتخابات شده اند. روزنامه آیندگان نیز گزارش داده است که فداییان محل که از یک جناح مذهبی رقیب مفتی زاده حمایت می کنند، اشغال ایستگاه رادیو به دست گروههای حامی مفتی زاده را محکوم کرده اند.
نظریات تهیه کننده گزارش (محرمانه): شوق کردها برای خودمختاری آتش جدایی طلبی را در ایران شعله ور می سازد. حل و فصل صلح آمیز این نوع مشکلات در آینده نزدیک بعید به نظر می رسد، زیرا هنوز پیش بینی می کنیم که تظاهرات و شورش های جدایی طلبانه بیشتری رخ خواهد داد.
ج- تظاهرات در حمایت از طالقانی: برای چهارمین روز پیاپی تظاهراتی در تهران و استان های دیگر در حمایت از آیت الله طالقانی برگزار شد. دانشجویان صبح زود کلاس ها را ترک کردند تا به تظاهرکنندگان بپیوندند و ترافیکی را که به خاطر رژه روز ارتش سنگین شده بود، سنگین تر کنند.
روز گذشته دفتر طالقانی در تهران بازگشایی شد و در همین حال طالقانی به قم سفر کرد و دیداری خصوصی با خمینی داشت. اگر چه خبری از گفتگوی آنها پخش نشده است، ولی روزنامه آیندگان گزارش می دهد که احتمالاً گفتگوی آنها در مورد تغییرات عمده در نحوه اداره
کشور بوده است.
نظریات مرکز تهیه گزارش (محرمانه): صرف همین مسئله که آیت الله شماره یک و دوی کشور با یکدیگر ملاقات کرده اند، نشانه خوبی است. شکاف عمده بین این دو رهبر با نفوذ شیعه فقط به طولانی تر شدن روند استقرار یک کشور اسلامی جدید خواهد انجامید- گفتگوهای جامع و جدی بین خمینی مصالحه کار و طالقانی با ذکاوت و میانه رو، که محبوبیتش در چند روز اخیر بسیار افزایش یافته است، می تواند موجب تحکیم دولت موقت ایران و کاهش تأثیر و نفوذ شوراها و کمیته های انقلاب شود که تا به حال مانع بزرگی بر سر راه دولت بوده اند.
د- انتشار اولین بیانیه شورای انقلاب: شورای انقلاب برای اولین بار بیانیه ای رسمی صادر کرد. این بیانیه طولانی شامل تمجید و تحسین طالقانی و دادن این اطمینان به ملت بود. شورای انقلاب دستور رسیدگی به این مسئله را صادر کرده است. همچنین در ادامه این بیانیه آمده بود که «شورای انقلاب نسبت به فعالیت های غیرقانونی بی اعتنا نخواهد بود» و اینکه «اجازه بازگشت رژیم گذشته را به کشور نخواهد داد.»
نظریات مرکز تهیه گزارش (محرمانه): محل استقرار شورای انقلاب و منشور آن برای سفارت و بسیاری از ایرانی ها یک راز است. آنها در واقع «گروهی» ناشناخته اند که تحقیق می کنند، متهم می کنند، مجوز صادر می کنند، لغو می کنند، و تصویب می کنند و کلاً مسئول بیشتر چیزهایی هستند که خارج از حیطه فعالیت دولت موقت اتفاق می افتند.
ه- پاسداران باید تحت کنترل طالقانی باشند. روزنامه اطلاعات در روز 18 آوریل گزارش داد که چریک های سازمان مجاهدین خلق درخواست کرده است که پاسداران کمیته های انقلاب تحت کنترل طالقانی باشند. آنها گفته اند که تحت رهبری طالقانی، پاسداران انقلاب کارایی بیشتری در خدمت به خلق و جلوگیری از بازگشت استعمار و استبداد به کشور خواهند داشت. آنها همچنین درخواست کرده اند که وظایف و اختیارات شورای انقلاب علنی شود و رابطه آن با دولت کاملاً مشخص گردد. آنها گفته اند که نخست وزیر بازرگان باید دارای اختیارات کافی برای اداره دولت باشد و هیچ مرجع دیگری نباید در امور دولت دخالت کند.
نظریات مرکز تهیه گزارش (محرمانه): دنبال کردن بازیگران اصلی و نقشی که در حمایت از جمهوری اسلامی ایفا می کنند هر روز مشکل تر می شود. هنوز نتوانسته ایم سر از این پازل جدید ایرانی در بیاوریم و یا دشوارتر از آن، معنای طیف وسیع رنگ های صورتی و قرمزی را که در زمینه آن است بفهمیم. حداقل آنچه مسلم است اینکه برخی مجاهدین شدیداً از طالقانی حمایت می کنند، برخی از فداییان مشغول فعالیت های زیرزمینی شده اند، حزب توده دوباره سر برآورده است، اتحادیه آزادی خود را حزب اعلام کرده است (آنها قبلاً یک کانون بودند)، سازمان آزادیبخش فلسطین در جبهه ملی نفوذ کرده است، جبهه دموکراتیک ملی با هشدار در مورد تهدیدهایی که متوجه آزادی های دموکراتیک است ابراز وجود کرده است، و خمینی بار