بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 374

واقعی برای روزنامه مردمی آیندگان به نام بامداد (صبح) در خیابانها ظاهر شده، همراه با مقالات بعدی در خلال هفته، قول می داد از منافع ایران و انقلاب اسلامی محافظت نماید و عمیقاً بی طرفی را رعایت کند ولی در محدوده مسئولیت واقعی اش هیچ گونه بهانه ای نیاورد. روزن وابسته مطبوعاتی، روز چهارشنبه 9 می، منصور رهبانی سردبیر بامداد را در ساختمان سه طبقه جدیدالاجاره ای ملاقات نمود و با یک جلسه گرم و تاجرمآبانه از وی پذیرایی شد. رهبانی سابقاً معاون سردبیر روزنامه بدنام و مرده رستاخیز، تصدیق کرد که او می خواسته به خوانندگانش بگوید که روزنامه اساساً از کارکنان سابق رستاخیز تشکیل یافته، اما به خاطر یک شروع بدون پیش داوری، دریک جلسه عمومی تصمیم بر این شد که گفتن این حقیقت را دو هفته ای به تعویق بیندازد. رهبانی که از پاییز گذشته که رستاخیز منحل شده بود بیکار بود، با تشکیل یک بنگاه و کمک گرفتن از متجاوز از چند صد نفر پخش کنندگان رستاخیز و کارکنان شعب سراسر کشور روزنامه را دوباره به راه انداخت. او گفت که برای ادامه کار روزنامه به مدت سه ماه پول دارد اما احساس می کند که برای سود بردن باید تیراژ روزنامه اش به 150000 نسخه برسد و حداقل دو صفحه کامل آگهی داشته باشد. در این شرایط اگر چه برای قضاوت زود است ولی تیراژ روزنامه حدوداً 100000 می باشد و هنوز میزان آگهی ها به مقدار مطلوب نرسیده است. رهبانی گفت که بامداد باید سیستم توزیعش را درست کند، گزارشاتی که از شهرستانها می رسند حاکی از آن است که بامداد بهتر از روزنامه چپی آیندگان به فروش می رسد و این به علت خط مشی صریحش در مورد وقایع و موضع میانه روانه اش می باشد. رهبانی تأکید کرد که بیش از شصت نفر نویسنده و مقاله نویس و علاوه بر آن حدود چهل نفر از کارکنانش، خوب به وسیله وی تصفیه شده بودند و او کاملاً برای آنها روشن کرده بود که می داند که نظرات سیاسی آنها یک طیف وسیع را تشکیل می دهد اما روزنامه بامداد، به یک چارچوب ایدئولوژیک تن درنخواهد داد. رهبانی در حاشیه اضافه نمود از آنجا که بامداد با استفاده از امکانات روزنامه اطلاعات چاپ می شود، روزنامه اش از مشکلات مقابله با یک اتحادیه فعال کارگران چاپ معاف می باشد.

2- رهبانی علاقه اش را مبنی بر دریافت مقالات توضیحی از جانب وابسته مطبوعاتی اظهار داشت و علیرغم حساسیت روابط ایران و آمریکا وی روزن را مطمئن ساخت که بامداد برای بالا بردن تیراژش هیچ چیزی را که مستقیماً علیه منافع آمریکا باشد، چاپ نخواهد کرد. رهبانی یک بیوگرافی توضیحی در مورد کاتلر که به عنوان سفیر نامزده شده، داشت و مخصوصاً به هر نوع تغییری در مورد شرایط ویزا دادن علاقه مند بود و برای مواقعی که تماس فوری ضرورت داشته باشد، شماره تلفن خانه و شماره تلفن مستقیم دفترش را به وابسته مطبوعاتی داد.

3- در روز دوشنبه، 5 می، تهران تایمز، تنها روزنامه انگلیسی زبان در چهار صفحه تحت نظارت عرفان پرویز و مصطفی جعفری که تبعه ایران شده اند، شروع به انتشار کرد. پرویز گزارشگر قبلی تهران ژورنال اسماً سردبیر است حال آنکه جعفری، گزارشگر سابق روزنامه


صفحه 375

اطلاعات و مقاله نویس رادیو صدای آمریکا، در حقیقت گرداننده تشکیلات است. تهران تایمز خودش را «روزنامه ای لیبرال که هدف اولیه اش آگاه نگه داشتن خوانندگان انگلیسی زبان از تمامی اخبار و جریانات داخلی و خارجی از طریق گزارشهای بی طرفانه، منصفانه و واقع بینانه می باشد» خواند.

در صحبت با پرویز و جعفری، وابسته مطبوعاتی دریافت که پنج سرمایه گذار که نامشان برده نشده، مخارج روزنامه را تقبل کرده اند و با ذکر افزایش آگهی های روزنامه و تیراژی در حدود 9000 نسخه، آینده تهران تایمز خوب به نظر می رسد. جعفری گفت که انتظار دارد در طی یک هفته، روزنامه صفحاتش را به هشت صفحه همراه با دو صفحه اخبار داخلی به جای یک صفحه ناقص افزایش دهد. جعفری هیچ گونه سانسوری را از جانب دولت موقت احساس نمی کند اما دکتر ممکن، معاون وزارت اطلاعات از وی خواسته که خط مشی ایدئولوژیک روزنامه را ذکر کند. جعفری پذیرفته که فقط قصدش فروش روزنامه بوده اما کاملاً آماده است که از انقلاب حمایت کند. شلنبرگر

اوضاع شیراز

سند شماره 174

محرمانه14 می 1979 24 اردیبهشت 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 4954به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.

موضوع: اوضاع شیراز

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه گزارش: مأمور سفارت سرگرم دیدار از شیراز است. شهر آرام و مرتب است. دولت محلی (وضع استانداری و غیره) مرتب و منظم است. انجمن ایران و آمریکا هنوز در اشغال مجاهدین [خلق] است. دانشگاه باز است و جوّ آن جوّ درس و آموزش است. یأس و ناامیدی از انقلاب. اعتقاد بر این است که ایالات متحده، ایران را تحت نفوذ مؤثر دارد. مغازه ها باز و کارخانجات بسته اند. بیکاری بالا است. صنایع الکتریکی ایران باز است. پایگاههای نظامی آرام و غیرفعالند.

3- مأمور سفارت جهت نظارت بر کار بسته بندی اسباب و لوازم خانواده کارمندان سابق کنسولگری به شیراز رفته است. خانه و اسباب و اثاثیه به جای گذاشته شده در اواخر فوریه دست نخورده باقی بود. کنسولگری نیز که تحت مراقبت نیروهای محلی قراردادی می باشد، تخریب نشده و کمیته محل وارد و حتی نزدیک آن هم نشده است. تنها مراجعین کنسولگری متقاضیان همیشه امیدوار ویزا بودند.

4- شهر آرام است. شیراز که آرام ترین شهر ایران در دوران انقلاب بود، همچنان آرام است. از راه بندان ها و بازرسیهای آخر شب و تیراندازیهای شبانه آنچنانی که در شهرهای دیگر ایران وجود دارد خبری نیست. جوانان مسلح در حال گشت زنی در خیابانها مشاهده نمی شوند. تنها


صفحه 376

افرادی که علناً اسلحه حمل می کنند، کسانی اند که در سمت های رسمی (کمیته های حفاظتی متشکل از نیروهای شهربانی و ارتش) کار می کنند و اغلب ملبس به یونیفورم اند. نیروهای نظامی شهربانی که یونیفورم به تن دارند ترافیک شهر را کنترل می کنند و حضور نیروهای نامنظم مشهود نیست اگر چه گفته می شود که این نیروها فعال بوده و طرح هایی در دست اجراست که با نیروهای انتظامی شهر ادغام شوند.

5- کارمند سفارت اگر نه به صورت گسترده ولی بسیار دوستانه توسط معاون استاندار (احمد مقصودی، کارمند سابق وزارت کشور) مورد استقبال قرار گرفت. خط مشی اداری وی آن است که سعی دارد از نقش کمیته در استان فارس چشم پوشی کند و مستقل از آنها عمل نماید. شیراز تنها یک کمیته شهری دارد و علی الظاهر توسط دو نفر از روحانیون محلی، آیت الله حائری شیرازی و دستغیب سرپرستی می شود. کمیته شیراز یقیناً فعال است. اما برخلاف کمیته های دیگر چنین به نظر می رسد که کار خویش را به مصالح اصیل شهری منحصر و محدود کرده است.

6- انجمن ایران و آمریکا تبدیل به ستاد محلی مجاهدین [خلق] شده است. آنها علاوه بر سنگربندی و کشیدن سیم خاردار در این ساختمان که طی چندین حمله سوخته و خسارت دیده است، مجدداً آن را نقاشی و سیم کشی برق کرده اند. گروه دیگری از چریکها که کنسولگری انگلیس را اشغال کرده بودند، اخیراً آن را تخلیه کرده اند. قرار است این کنسولگری در پاییز بازگشایی شود. مرکز فرهنگی فرانسه باز و در حال فعالیت است.

7- دانشگاه شیراز یا پهلوی سابق بازگشایی شده و علی الظاهر فقط بر فعالیتهای آموزشی تأکید دارد. دانشجویان به منظور جبران وقت درسی از بین رفته در دوران فعالیتهای انقلابی، می توانند 21ساعت درس در هفته داشته باشند (ضعف ساعات درسی یک نیم سال معمولی). خروج استادان خارجی، کادر علمی و آموزشی دانشگاه را 25 درصد کاهش داده است. در نتیجه بار آموزشی محول شده بر دوش استادان باقیمانده تقریباً دوبرابر شده است. یک پژوهشگر آمریکایی که بر اساس طرح فول برایت در دانشگاه شیراز تدریس می کند گفت: «این دانشجویان باید غیرسیاسی ترین دانشجویان در سراسر کشور باشند.» وی گفت که یقیناً بحث سیاسی قسمت اعظم زندگی دانشجویی را تشکیل می دهد اما زنگ کلاس که نواخته می شود، این بحث ها معمولاً فقط در کلاسهای درسی علوم سیاسی پیدا می شود. او خاطرنشان ساخت که شیوع نظریه جدایی دین از سیاست به طرز فزاینده ای شروع شده است لیکن این امر مشکل واقعی دانشجویان محافظه کارتر است.

8- در ماه فوریه فرد آمریکایی موردنظر با دشمنی و خصومت ضدآمریکایی مواجه بوده و نیز به عنوان عامل سیا مورد اتهام واقع شده بود اما در این اواخر با چنین مواردی برخورد نداشته است. اخیراً دانشگاه تصمیم گرفته است که زبان انگلیسی را همچنان به عنوان زبان آموزشی دانشگاه حفظ نماید.


صفحه 377

9- در روحیه جوانان و تحصیل کرده ها ناامیدی و یأس شدیدی نسبت به انقلاب یا آن طور که یک پزشک اشاره کرد «انقلاب نیم بند ما» وجود دارد. اکثر آنها احساس می کنند که امیدهایشان در مورد قوانین و نهادهای آزادمنشانه، توسط گروه مذهبیون محافظه کاری که در رأس قدرت قرار دارند، از بین رفته است. بسیاری از آنها نیز احساس می کنند که انقلاب ایران توسط قدرتهای خارجی که به زعم آنها سیاست و اقتصاد ایران را در کنترل خود دارند، در نطفه خفه شده است. آنها به صنایع ایران و طرح های توسعه که به کمکهای فنی غرب وابسته اند و خیل عظیم بیکارانی که برای شرکتهای غربی- که ایران را ترک کرده اند-کار می کردند، اشاره می کنند. بعضی معتقدند که ایالات متحده آمریکا به این دلیل از رژیم فعلی طرفدار آمریکا در ایران حمایت می کند که ترتیبی اتخاذ نماید تا «ایران تحت سیطره امپریالیزم آمریکا قرار گرفته و اجازه دهد تا آمریکا بتواند به قیمت غارت کارگران ایرانی رشد کند». ناظران سیاسی معتدل تر معتقدند که ایالات متحده آمریکا حکومت فعلی ایران را روی کار آورد تا بتواند قیمت های نفت و موادخام موردنظر خود را بر آن دیکته کند و یا اینکه به عنوان قوی ترین سد موجود در مقابل تهدید شوروی عمل نماید.

10- اعتقاد به این مسئله که ایالات متحده به درگیریها و تیراندازیها در ایران دامن می زند، قویاً و در سطح گسترده پذیرفته شده است و هرگونه اعتراض و اقامه دلیل بر علیه این عقیده نادیده گرفته می شود. اعتقاد بر این است که مقامات ارشد دولت (یزدی، قطب زاده، بنی صدر و امیرانتظام) عروسکهای ما (آمریکا) هستند و در این حال بعضی ها معتقدند که خود آیت الله خمینی همدست و شریک ناآگاه آنهاست.

11- می توان نارضایتی از انقلاب را در میان تمام اقشار و طبقات مردم مشاهده نمود. در حالی که اکثر مردم معتقدند که خمینی هنوز نزدیک ترین فرد به خداست، جذبه و اقتدارش به طرز قابل ملاحظه ای افت کرده است. مردم عدم خوشحالی خود را از جوّ محدودکننده، انحراف مطبوعات (رادیو و تلویزیون قطب زاده مورد انتقاد شدیدی واقع شد) و تداوم محاکمات و اعدامهای سریع ابراز داشتند. چندین نفر در ترور مطهری ابراز رضایت کردند و اعتقاد داشتند که وی مکافات عمل خویش را دید. جامعه یهودی ایران به نحو فزاینده ای متشنج است. یک خاخام یهودی محلی یک تور گروهی را جهت دریافت ویزای تجارتی سازمان داده است. سفارت آمریکا در رُم توقفگاه مناسبی برای مسافران شده است.

12- خیابانهای شیراز که همواره مشهور به آرامش بخش، نشاط آور و دوست داشتنی بودند، هم اکنون در اوائل شب خالی هستند. اگر چه جوّ این شهر خوشایندتر از هرجای دیگر ایران است اما جای پیک نیک ها و پارتی های آخر شب آن خالی است. باد سرد اخیر شیراز که تاکستانهای انگور را سرمازده کرده و کارگاههای مشروب سازی خانگی را از کار انداخت، نگرانی در مورد ممنوعیت مصرف الکل را افزایش داده است.

13- تمام مغازه و بازار شهر باز و فعال بودند. با توجه به اینکه شیراز یک منطقه کشاورزی


صفحه 378

است، میزان بیکاری در آن به اندازه مناطق صنعتی تر نیست. با این حال مردم زیادی بیکارند که این امر منجر به تقلای زیاد برای دریافت مزایای بیکاری از اداره کار می شود. بعضی اقدامات انجام شده است، حداقل در صنایع وابسته به نفت تمهیداتی انجام شده که کارگران بیکار را در تشکیلاتی جهت برآوردن خواسته های اقتصادی شان متشکل نمایند. رهبری ایدئولوژیکی این جریان سوسیالیستی است.

14- مصداق مشکلات بیشتر شرکت ها از قبیل همان هایی است که کارخانه جدید پلاستیک سازی واقع در حومه شهر شیراز با آنها درگیر است. پیمانکاران خارجی قبل از تکمیل کارخانه، ایران را ترک کرده اند. تکنسینهای خارجی (اسرائیلی) که می بایست نظارت بر آن را به عهده داشته باشند مراجعت نخواهند کرد. موادخام نیز در دسترس نیست. صاحب کارخانه مزبور درگیر مسایل و مشکلات کارگری و سرمایه در گردش یا «هزینه های جاری» است که علی الظاهر مشکلی برای افراد و شرکت شده است.

15- کارخانه کود شیمیایی محل، که جزئی از طرح ملی پتروشیمی است، سعی دارد حداقل قسمتی از برنامه طرح توسعه خود را اجرا نماید. بخش هایی از این پروژه که طرف قرارداد آن شرکت انگلیسی انرژی گاز دیوی است، در حال فعالیت اجرا توسط پیمانکاران محلی و مهندسین شرکت پتروشیمی ایران است. پیشرفت کار خوب نیست.

16- صنایع الکترونیک ایران هنوز دایر است و کارکنان آن مشغول به کارند اما نه به صورت خیلی جدی. بیشتر ادارات آن فقط به صورت نیمه وقت کار می کنند که مدت زیادی از آن را هم به گفتگو و نوشیدن چای می گذرانند. مشاغل قدیمی مانند مونتاژ اجزاء موشکهای تاو به کار خود ادامه می دهند، اما ارزش آن در ایران جدید مورد سئوال است. گفتگوهایی در مورد یافتن طرحهای مناسب تری در جریان است اما تاکنون فقط در حد حرف بوده است.

تعدادی از خارجیان که مستقیماً استخدام شده بودند، باقی مانده اند. از این افراد اتباع کشورهای غربی طی همین ماه ایران را ترک خواهند کرد و تعدادی از کارکنان هندی باقی خواهند ماند. گفته می شود یک نماینده از شرکت «هرمان بلوم» برای همکاری با صنایع الکترونیک ایران بازگشته است و همینطور شرکت صنایع الکترونیک ایران در تلاش برای وادار کردن شرکت کانتیننتال مکانیکال به بازگشت می باشد. عقیده بر این است که هر دو شرکت فوق، قراردادهایی در زمینه مدیریت امور با شرکت الکترونیک ایران دارند.

17- تأسیسات نظامی شیراز اگرچه نسبتاً فعال نیستند اما مرتب به نظر می رسند. هواپیماهای اف-14 مستقر در پایگاه نیروی هوایی در روی پایگاه دیده می شوند و پرواز نمی کنند. گزارش شده بود که هواپیماهای اف-14 هر هفته به پرواز درمی آیند.

18- کارمند سفارت با یک ستوان از مرکز زرهی گفتگو کرد. وی به وضوح از اینکه در حال گفتگو با یک فرد خارجی دیده می شود هراسان بود. او گزارش داد که تانکهای چیفتن هر چند روز یک بار روشن می شوند و این تنها کار در مورد آنهاست. ظاهراً مرکز زرهی مایل


صفحه 379

است بعضی تکنسینها برای تعمیرات و کمک در کار تانکها مجدداً بازگردند. مأمور سفارت چنین احساس کرد که اکثر درجه داران برگشته اند و کار آموزش ادامه دارد. افسران در مورد آنچه در ارتش اتفاق افتاده است، خوشحال نیستند و در مورد آینده خود نگرانند.

19- هم نظم و هم سلسله مراتب از بین رفته است. افسر ارتش گفت که دستورات روزمره «به مدت یک یا دو روز» پیگیری و اطاعت می شود اما برقراری و پیشبرد هر کاری ناامید کننده است. به تعدادی از واحدهای ارتش در شیراز دستور داده شده در خلال درگیریهای سنندج به آن مناطق اعزام شوند اما آنها از رفتن امتناع کرده اند. نظر آنها این بود که «قبلاً نیز چنین دستوری به ما داده بودند ولی بعد متهم به برادرکشی شدیم. چرا باید حالا مجدداً دست به چنین کاری بزنیم؟» ناس

گزارشات اجتماعی از اصفهان

سند شماره 175

محرمانه14 می 1979 24 اردیبهشت 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 4969به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.

موضوع: گزارشات اجتماعی از اصفهان

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: خشونت های خیابانی در خیابانهای اصفهان تمام شده است اما جمعیت ایران با توجه به رقابت های مذهبی- سیاسی متشنج می باشد. جمعیت کوچک خارجی فراموش شده است. مدارس و دانشگاهها باز هستند اما فعالیت آنها پراکنده است. موقعیت شغلی تعدادی از افراد تغییر کرده است. پایان خلاصه.

3- از هنگام مراجعت من به تهران، روزانه با دوستان و آشنایان تماس تلفنی داشته ام. همه آنها تصدیق می کنند که طی هفته های اخیر هیچ خشونت خیابانی روی نداده و اکثراً معتقدند احتمال کمی برای از سرگیری درگیریهای خیابانی وجود دارد. دستگیریها ادامه دارد، معمولاً به صورت اقدامات مخفی در نیمه شب و ناپدید شدن افراد که گمان می رود دستگیر شده باشند. ارزیابیها متفاوت است، طی ماه گذشته حداکثر حدود 700 مورد دستگیری رخ داد. بیشتر دستگیریها و یا ناپدید شدن مربوط به بهاییان و یهودیان است اما به قول یک مرتبط بیشتر از نیمی از دستگیریها شامل ساواکی ها است. یعنی افرادی که ثروتمند بوده و از فرد نادرستی حمایت کرده یا دشمنانی داشته به علاوه افرادی که برای رژیم سابق کار می کردند. بنابراین وضعیت عمومی در اصفهان غم انگیز است. اقتصاد در حالت تعطیلی قرار دارد. علیرغم گزارشات رسمی برعکس، هیچ یک از صنایع بزرگ مشغول فعالیت نمی باشند (ذوب آهن، پالایشگاه، کارخانجات نساجی). بازار باز است اما تجار خبر از کسادی کسب و کار می دهند و هیچ پروژه عمومی فعال نبوده و حتی در حال حاضر طرح ریزی نشده اند. بیشتر کارکنان حقوق دریافت می کنند بدون آنکه کار کنند اما بیشترشان اعتقاد دارند که این کار به زودی متوقف


صفحه 380

خواهد شد. اصفهان غمگین است.

4- دلیل اصلی ناراحتی رقابت مستمر میان آیت الله خادمی سالخورده و محترم، کسی که مردم برای وساطت در مورد مسئولین به او مراجعه می کنند و آیت الله طاهری جوان تندرو و تازه به دوران رسیده است که قهرمان اقدام مستقیم می باشد. به نظر می رسد نفوذ طاهری در وهله اول به خاطر داشتن پشتوانه حمایتی در میان نیروهای امنیتی (ارتش، نیروی هوایی و همافران و نیروهای خودش) در حال افزایش است. او کنترل مؤثری بر نیمی از شهر دارد (جنوب رودخانه)؛ گزارش می شود او مسئول بیشتر دستگیریهاست؛ او از اجازه دادن به پلیس برای مسلح شدن امتناع کرده و به نظر می رسد روابط خوبی با استاندار جدید دارد، در حالیکه استاندار قبلی از متحدان آیت الله خادمی بود. گزارش می شود، نفوذ اخیر طاهری بیشتر از یک راهپیمایی مسلحانه به قم با 2000 نیرو ناشی می شود که در آنجا تأیید خمینی را به دست آورد. از آنجا که او خیلی جوان و تندرو است و بنابراین قابل پیش بینی نیست، نفوذ روزافزون او باعث افزایش تشنج در شهر می شود.

6- خارجیان تا حدود زیادی فراموش شده اند. اخیراً حوادثی بر علیه خارجیان روی نداده است و بازاریان مشتاق بازگشت خارجیان هستند (آشکارا) اما حضور و یا غیبت آنها دیگر مسئله ای به حساب نمی آید. در اصفهان پلیس و اداره کار چند ماه پیش به همه کارکنان اطلاع دادند که همه مجوزهای کار و اقامت برای خارجیان تا پایان خرداد(21 ژوئن) باطل خواهد شد مگر آنکه معافیت مخصوص به طور انفرادی از تهران دریافت گردد. در حالیکه اکثر کارکنان با این موضوع، موافقت کرده اند، انجمن ایران و آمریکا تقاضای تعدادی برگ معافیت کرده و به انجمن گفته شده شانس معلمان در این باره خوب است.(1)

6- دو دانشگاه اصلی اصفهان و صنعتی شریف (دانش مقدس، آریامهر سابق)، باز هستند و برخی دانشکده ها به واسطه امتحانات، سخت مشغول کارند اما اکثر دانشجویان وقت خود را صرف بحث های سیاسی می کنند. دانشگاه صنعتی شریف اعلام کرده کلیه استادان خارجی در پایان این ترم خواهند رفت و اینکه هیچ درسی به زبان انگلیسی تدریس نخواهد شد اما مشخص نکرده چگونه و از کجا متون فارسی برای دروس فنی تهیه می شود. خیلی ها انتظار دارند (دانشگاه) اصفهان بسته شود. دانش آموزان دبیرستان در تلاش برای جبران وقت از دست رفته در انقلاب حجم درسها را به صورت دوبرابر می گذرانند، به استثنای برخی مدارس که طاهری قول داده «ناظرانی را برای حصول اطمینان از صحت امتحانات» اعزام خواهد کرد. در این مدارس دانش آموزان سرگرم اثبات اعتبار انقلابی خویش هستند.

6- مطالب ذیل گزارشهای بیوگرافی درباره افرادی است که در گزارش قبلی بدانها اشاره گردید:

1- در اصل سند، شماره ( 6) سه بار آمده است. م.


صفحه 381

- استاندار قبلی، حقدان. وی در اوایل مارس برکنار شد، با آیت الله خادمی ملاقات کرد و نسبت به سوء عملکرد در اصفهان تبرئه گردید، بی سر و صدا در تهران بازنشسته شد اما گزارش شد که در 3 می در تهران دستگیر گشت.

- دکتر محمدعلی واعظی استاندار سابق ، پزشک شخصی آیت الله خمینی که به عنوان جانشین دکتر حقدان منصوب شد. مردی مسن و دانشمند اسلامی معروف و دوست خوب آیت الله خادمی و مورد احترام اصفهانی ها بوده اما از سلامتی جسمی خوبی برخوردار نیست. او از خمینی تقاضای بازنشستگی کرد و در 11 می برکنار گردید.

- محمدکاظم بجنوردی استاندار. وی ماه گذشته توسط دادگاه اسلامی و پس از 13 سال حبس در زندان، آزاد گردید. او مؤسس حزب ملل اسلامی در سال 1962 بود که توسط رژیم شاه به عنوان یک حزب تروریستی ممنوع اعلام شد. در سال 1966 دستگیر و محکوم به مرگ گردید و سپس مجازات وی به حبس ابد تقلیل یافت (پس از آنکه بنا به شایعات اصفهانی ها اسامی همکارانش را ارائه داد). پدر وی یک آیت الله معروف است که اکنون فوت کرده است. هنگام ورود به اصفهان وی از طرف آیت الله طاهری به مردم معرفی گردید. تصور می رود وی یک تندرو بوده و بیشتر به طاهری نزدیک باشد تا خادمی. بنابراین انتظار می رود دستگیریها در زمان وی ادامه یافته و شدت بگیرد.

- مهندس میرمحمد صادقی، کسی که برای من و پناهنده BHI (صنایع هلی کوپترسازی بل) در ژانویه و بعداً برای فرماندار نظامی ژنرال غفاری در پی تلاش برای قتل وی، محل امن تهیه کرد. گزارش می شود وی کشور را ترک کرده است. در زمان انقلاب وی دستیار اصلی آیت الله خادمی، اولین رئیس کمیته مرکزی و چهره اصلی غیرمذهبی در اصفهان بود. او یکی از مخالفین طاهری بود و آشکارا با دادن عنوان آیت الله به وی مخالفت ورزید. طبق گزارش او همچنین به یکی از دو معاونین ساواک در اصفهان از طریق یک فرد پناه داد (بعداً هر دو توسط مردم کشته شدند)؛ و طاهری شروع به متهم کردن وی به داشتن ارتباطات با ساواک نمود. او برای خادمی به صورت یک دردسر درآمد و در اواخر مارس از شغل خود استعفا داده و متعاقباً گزارش شد که در اوایل می ایران را به قصد آمریکا ترک کرد. (او تلاش کرد با من تماس بگیرد و به غلط به او گفته شد من در واشنگتن هستم بنابراین او ممکن است با میز ایران تماس بگیرد). او یک مهندس شهری است که به خوبی به انگلیسی صحبت می کند و یک انقلابی مخلص است اگرچه یک میانه رو. من تردید دارم که وی به سادگی جدایی دائمی از سیاست های ایران را بپذیرد.

- آقای پرورش، یک دستیار سطح پایین خادمی در زمان نجات من توسط خادمی. وی رئیس کمیته آموزش کمیته مرکزی شد و اکنون یکی از اعضای برجسته کمیته اجرایی است. او معلم دبیرستان بود و در اعتصابات دانش آموزی و درگیریها نفوذ محوری داشت.

- آقای مشرف، معلم دیگر و همراه پرورش در گروه خادمی. او دستیار ویژه واعظی