CSI F 52-6 ذیلاً طرح پیشنهاد عملیاتی تسلیم می شود:
الف) هدف: ساختمان موردنظر نزدیک دروازه پارکینگ موتوری (موتور پل) در محوطه سفارتخانه واقع شده است و کاشانی از آن به عنوان دفتر استفاده می کند. دقیق تر می توان گفت که آنجا یک پاسدارخانه کوچک است. این مکان دو شماره تلفن دارد خط داخلی 11236 از تلفنخانه سفارت می گذرد و دیگری 837132 که خط مستقیم به خارج از سفارت است. صفر این شماره تلفن خاص بسته شده است یعنی از این خط نمی توان مکالمه راه دور داشت. چون گزارش شده که شخص موردنظر مکالمات راه دور دارد پیشنهاد می کنیم که ابتدا خط داخلی 1236 را هدف کار خود قرار دهیم. برای آوردن شماره دیگر به کنترل پست استراق سمع نیز طرح ریزی خواهد شد. اما در این مرحله تمرکز کار روی خط داخلی 1236 است.
ب) پست استراق سمع:(1)
بازدید از مؤسسه تلویزیون و سینما
سند شماره 275
محرمانه26 ژوئیه 1979 4 مرداد 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 7852به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.
مرجع: تهران 7630
موضوع: بازدید از مؤسسه تلویزیون و سینما
1- وابسته مطبوعاتی، روزن، در تاریخ 25 ژوئیه به وزارت ارشاد ملی نزد بهزادنیا رفت تا از جزییات مقررات مربوط به خبرنگاران خارجی مطلع شود. بهزادنیا با خوشرویی روزن را پذیرفت، ولی اظهار داشت چون مقررات به تازگی تسلیم شورای انقلاب شده است، او نمی تواند کتباً مطلبی در اختیار وی بگذارد. با وجود این تأکید کرد که صدور اعتبارنامه و نظارت بر خبرنگاران خارجی در حوزه مسئولیت سفارتخانه های ایران در کشوری است که خبرنگار تقاضای ویزا می کند. اعتبارنامه خبرنگاران خارجی هر سه ماه یک بار تمدید خواهد شد که طی آن اخبار ارسالی خبرنگار مزبور مورد بررسی قرار خواهد گرفت. چنانچه شواهدی دال بر نادرستی و یا تحریف اخبار ارسالی رؤیت شود، اعتبارنامه آنها لغو خواهد شد. خبرنگاران خارجی باید در هنگام مصاحبه با ایرانی ها راهنما یا مترجم منتخب وزارت ارشاد را به همراه داشته باشند.
2- بهزادنیا با حمله به اعتراض انجمن خبرنگاران خارجی به محدودیت های مطبوعاتی در ایران گفت: «همه آنها را بیرون می اندازم.» او گفت کلایبورن یکی از همین روزنامه نگاران غیرمسئول است چون سخنان شریعتمداری را «تحریف» کرده است، و می گوید به جزیره مینو رفته در حالی که در مورد آن منطقه «هیچ چیز نمی داند» و هر وقت که بخواهد سرش را پایین
1- مابقی سند درباره خصوصیات فنی طرح استراق سمع بود که ترجمه نشد. م.
می اندازد «و به دیدن من» می آید. او درباره ابراهیم گفت که «اسرار عمیقی» در ارتباط با او وجود دارد. او «شانس آورده» که می تواند از ایران برود. بهزادنیا با خاطرنشان ساختن کنوانسیون ژنو گفت این کنوانسیون به ایران اجازه می دهد که بعضی خبرنگاران را بپذیرد و بعضی دیگر را نپذیرد. بهزادنیا درباره آینده خودش گفت که موقتاً در این مقام انجام وظیفه می کند و چون یک جراح لثه است، مایل است به حوزه پزشکی بازگردد. لینگن
گزارش وضعیت ایران
سند شماره 276
محرمانه 26 ژوئیه 1979 4 مرداد 1358
از: دفتر وابسته دفاعی آمریکا، تهران 7879
به: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی. سی
منابع: رسانه های خبری داخلی، مقامات سفارت، پرسنل دفتر وابسته دفاعی
تهیه کننده گزارش: سروان اچ.اف.جانسون، وابسته نیروی هوایی
مقام تأیید کننده گزارش: سرهنگ تی.ای.شافر، وابسته دفاعی
موضوع: گزارش وضعیت ایران
16- خلاصه (محرمانه): این گزارش اطلاعاتی درباره مطالب زیر ارائه می دهد، شامل: اعتصاب کارکنان خطوط هواپیمایی غیرنظامی. آرامش در آذربایجان غربی.
17- از 17 تا 21 حذف شده است.
22- جزییات: (محرمانه)
الف- (محرمانه) اعتصاب کارکنان خطوط هواپیمایی غیرنظامی. کارکنان بخش ارتباطات سازمان هواپیمایی غیرنظامی برای افزایش حقوق شان دست به اعتصاب زده اند. شکایاتی که سخنگوی کارکنان مطرح ساخت ماهیتی کاملاً اقتصادی داشت و به هیچوجه جهت گیری سیاسی در آن مشهود نبود. این اعتصاب به منظور رفع اختلاف فاحشی انجام شده است که بین حقوق کارکنان بخش ارتباطات و برج های مراقبت وجود دارد. کارکنان برج های مراقبت ماهیانه 70000 ریال پاداش دارند در حالی که کارکنان بخش ارتباطات، که به زعم خودشان، همان کار را انجام می دهند فقط 20000 ریال پاداش می گیرند. سخنگوی کارمندان به مردم اطمینان داد که اعتصاب آنها فعلاً تاثیری بر پروازها نخواهد داشت، ولی اگر چهار یا پنج روز دیگر طول بکشد همه فرودگاههای ایران مجبور می شوند فعالیت خود را تعطیل کنند.
ب- (محرمانه) آرامش در آذربایجان غربی: گزارش های مطبوعاتی از آذربایجان غربی حکایت از حکفرما شدن آرامشی توأم با اضطراب بر این استان دارد. روز گذشته وقتی که سرلشگر فلاحی، فرمانده کل ارتش، از شاهپور و مناطق دیگر در حوالی ارومیه بازدید کرد تا شخصاً وضعیت پرتنش و بی ثبات منطقه را ارزیابی کند، استاندار آذربایجان غربی با انتشار بیانیه ای اظهار داشت که مقامات محلی و رؤسای قبایل به تفاهم دست یافته اند
اخراج خبرنگار نیویورک تایمز و روابط ایران و آمریکا
سند شماره 277
محرمانه27 ژوئیه 1979 5 مرداد 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 7909به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری
موضوع: اخراج خبرنگار نیویورک تایمز و روابط ایران و آمریکا
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه: کاردار در ملاقات 3 مردادماه خود با وزیر خارجه یزدی مسایل متعددی را از قبیل اخراج خبرنگار نیویورک تایمز یعنی یوسف ابراهیم مطرح کرد که بر روابط دو جانبه مان سایه افکنده است. یزدی در پاسخ بیشتر به مسئله اخراج ابراهیم و موضع آمریکا در قبال خلیج فارس پرداخت. در انجام این کار یزدی یکی از جنبه های پنهانی شخصیت خود را نشان داد که نشانگر موانع عظیمی است که باید در رابطه با نظام جدید ایران با آن سر و کار داشت. پایان خلاصه.
3- کاردار در آغاز گفتگو اظهار داشت که همانطور که قبلاً گفته است روند بازسازی روابط دو جانبه باید توسط طرفین مربوطه صورت گیرد و علاوه بر این طرفین باید خودداری و تفاهم بیشتری از خود نشان دهند. وی گفت در همین رابطه آراء عمومی آمریکا و ایران حائز اهمیت بسیار است. وی گفت ما سعی کرده ایم نشان دهیم که می خواهیم واقعیت های جدید ایران را بپذیریم، و یادآور شد که خود او در مصاحبه با نمایندگان مطبوعات آمریکا در ایران همین موضوع را عنوان کرده است. وی یادآور شد که ما بازرگانان را ترغیب کرده ایم تا به ایران بازگردند، و هر کاری انجام داده ایم تا تمامیت صندوق مالی ایران با در نظر گرفتن نقش مشروع کنگره و طرز تفکر آن در رابطه با کمک نظامی به ایران حفظ شود، و قوانین خود را تا حد امکان آن قدر تغییر داده ایم تا ناراحتیهای ایرانیان در نتیجه تعطیل یک بخش کنسولی در تهران و سه کنسولگری در خارج از پایتخت کاهش یابد. خلاصه اینکه ما از هیچ اقدامی فروگذار نکرده ایم تا صداقت خود را نسبت به ایران نشان داده باشیم.
4- وی در ادامه گفت، لیکن بعضی از اقدامات ایرانیها بر روابط دوجانبه ما سایه افکنده است. این مشکلات عبارتند از عدم دسترسی به سوابق موجود در بخش خلیج، تجهیزات ارتباطی همان منطقه و حتی شیشه حفاظ موردنیاز برای بخش کنسولی جدید که متعلق به خودمان می باشد؛ عدم دسترسی کنسولگری به جیمز شری؛ اخراج یک خبرنگار آمریکایی دیگر و افزایش تعداد اعدامیها درست پس از انتشار اعلامیه عفو عمومی؛ و اتهامات دیگر عنوان شده از طرف خمینی مبنی بر اینکه آمریکا محصولات زراعی ایران را به آتش می کشد تا بتواند مواد غذایی بیشتری را به ایران بفروشد؛ اشغال مداوم محوطه سفارت توسط نیروهای امنیتی عادی که برای حراست از ما تعیین شده اند؛ و حتی مسایل کوچکی از قبیل عدم توانایی دولت ایران در پرداخت حقوق معلمین. تای. و همه اینها ماحصل چهره سیاسی ایران در آمریکاست. وی در خاتمه گفت که علت اینکه این مسایل را مطرح می کند این است که یزدی
بداند ما چگونه بر مسایل تأثیرگذار بر روابط خود می نگریم.
5- یزدی در پاسخ گفت که ما تنها یک جنبه روابط را می بینیم. با اشاره به بیانات ژنرال راجر در مورد طرح نیروهای اضطراری و نیروی ضربتی 110000 نفره، یزدی گفت ابراز اینگونه نظرات آنهم از طرف مقامات مسئول آمریکایی حیثیت خوبی برای آمریکا در ایران پدید نمی آورد. تنها در دو یا سه روز گذشته، یکی از مقامات دیگر که احتمالاً وزیر دفاع براون بود گفته است که آمریکا آماده کاربرد نیرو در خلیج فارس به منظور حفاظت از منافع خود می باشد.
6- یزدی اخراج ابراهیم را به اخراج «هزاران دانشجوی ایرانی که برای گذرانیدن تعطیلات تابستانی به ایران آمده و اکنون نمی توانند به آمریکا برگردند و نه می توانند در اروپا ویزا بگیرند ربط داد. وی گفت ابراهیم حتی روادید لازم را بمحض ورود به تهران نداشت، لیکن یزدی شخصاً مداخله کرده بود تا وی پذیرفته شود. پس از آن، علیرغم میهمان دولتی ایران، ابراهیم گزارشات خصمانه ای نسبت به ایران ارسال داشته بود. و می گفت «ما گمان نمی کنیم که این کار با اصول جریان آزاد اخبار ایران مطابقت داشته باشد»، «بنابراین ما باید تأثیر منفی کسانی را که واقعیت را گزارش نکرده و در مورد ایران شایعه پراکنی می کنند، متعادل سازیم.» به عنوان مثال بدجلوه سازی اخبار، وی در مورد یهودیان شیراز سخن گفت که بنا به اظهارات مطبوعات آمریکایی بنا بدلایل مذهبی به قتل رسیده اند. او شخصاً در این مورد تحقیق کرده و دریافته بود که یهودی مزبور در یک سانحه اتومبیل کشته شده است. واضح است که این گزارش مطبوعات آمریکایی یک توطئه صهیونیستی بود تا آراء یهودیان آمریکایی نسبت به ایران توأم با نگرانی شود. در این رابطه یک الگوی متداول وجود دارد. ایران یک جامعه دموکراتیک بود، لیکن نمی تواند به مطبوعات آمریکایی اجازه دهد واقعیت ها را به این ترتیب دگرگون جلوه دهند.
7- یزدی در ادامه گفت که مطبوعات آمریکا هرگز با اسلام منصفانه برخورد نکرده اند. هنگام اقامت وی در آمریکا دو گروه ایرانی که یکی از آنها اسلامی و دیگری مارکسیست بود در خارج از سفارت ایران در واشنگتن با یکدیگر درگیر شده بودند. مطبوعات گزارش کردند که مارکسیست ها با شاه ظالم مخالف هستند لیکن اسلامی ها می خواهند زنان را چادر به سر کنند. در موقعیتی دیگر هنگامی که وی با خمینی در پاریس به سر می برد، نیوزویک یک مقاله ای نگاشته و خمینی را مارکسیست خوانده بود. او نامه ای به این مجله ارسال داشته بود تا این اتهام را رد نماید ولی مجله از چاپ آن خودداری کرده بود اما یکی از افراد آن در پاسخ نامه ای نوشته و گفته بود که نیوزویک براساس دلایلی که دارد می تواند ادعای خود را ثابت کند. در اسفندماه سال جاری وی به گرگوری روز اجازه مصاحبه داده بود. و روز نیز با یزدی و خمینی مصاحبه کرده و ماحصل مصاحبه را به مجله پنت هاوس فروخته بود. یزدی گفت مهم نیست که صحت مطالب گفته شده به روز حفظ شده است. ولی وی نمی خواهد که پیامش در مجله ای چون پنت هاوس منعکس شود. این کار یک عمل شیطانی است و اگر روز تصمیم بگیرد که بار دیگر به ایران بیاید وی شخصاً او را بیرون خواهد انداخت.
8- کاردار گفت مطبوعات آزاد خطراتی نیز دارد ولی بدتر از همه داشتن مطبوعات تحت کنترل است. وی همچنین این اتهام مطرح شده توسط یزدی را رد کرد و گفت که در آمریکا قرار نیست که مطبوعات طی یک تلاش هماهنگ انقلاب ایران را فاقد اعتبار نمایند. وی گفت بر اساس آنچه که در گزارشات آمریکایی پیرامون ایران دیده می تواند بگوید که صحنه تصویر شده کاملاً عینی بوده و فاقد هم دردی نیست. او گفت اگر ایران فکر می کند که با تحمیل محدودیت ها می تواند رفتار منصفانه تری را جلب نماید مانعی ندارد، ولی ایران باید کیفرهای ناشی از آن را نیز مدنظر قرار دهد. ایران نیز حیثیتی دارد که باید برای آن مبارزه گردد.
9- نظریه: عکس العمل یزدی نسبت به اظهار نگرانی کاردار در مورد مسایلی که تأثیر منفی بر روابط دوجانبه می گذارد به خصوص وحشت وی از مطبوعات آمریکایی یک جنبه غیرمنطقی در شخصیت وی را آشکار ساخت که قبلاً به آن پی نبرده بودیم. در حقیقت، در گفتگوهای پیشین خودداری وی از مسایل عاطفی چشمگیر بود. در مورد مسئله کمک های مالی و فروشهای نظامی، به طور مثال او ظرفیت جذب اطلاعات و جرح و تعدیل نظرات خود را نشان می داد، و همین کیفیت سبب شد که ما امیدوار شویم که خواهیم توانست بسیاری از مشکلات را مرتفع سازیم.
10- در مورد رفتار مطبوعات با ایران، از بیانیه های وی چنین برمی آید که علی رغم اقامت طویل المدتش در آمریکا هنوز فلسفه حاکم بر اصول مطبوعات آزاد را درک نکرده است. او نه پیشنهاد مربوط به خوب بودن طبیعت آزادانه جریان اخبار را می پذیرد و نه اینکه ایران قادر نیست مطالب منتشره راجع به خود را تحت کنترل درآورد. علاوه بر این یزدی نمی تواند واقعیت را دگرگون جلوه ندهد. آن هم در صورتی که متوجه شود که این کار برای او سودمند است. برخلاف ادعای وی، ابراهیم هنگام ورود به ایران دارای روادید معتبر بود؛ او در فرودگاه متوقف شد چون نام او و یا نامی مشابه با نام او در فهرست سیاه قرار داشت. علاوه بر این یهودی مقتول در شیراز نیز در سانحه اتومبیل کشته نشده بود؛ او (خانم دلرحیم) در جریان یک سرقت به قتل رسیده و قاتلین سعی داشتند سر وی را از تن جدا سازند که این وضع ابتدا مورد توجه نشریات فارسی زبان قرار گرفت و بعدها مورد توجه مطبوعات بین المللی واقع گردید. عدم صحت بیانات یزدی در تاریخ 4 مرداد به اطلاع بایندر در اداره چهارم سیاسی رسانیده شد. بایندر از طرف مافوق خود عذرخواهی کرد. (و بعداً نیز به اصرار مشاور سیاسی که خواستار دریافت جزئیات بیشتری در مورد مقام مسئول آمریکایی که گفته بود به کاربرد نیرو در خلیج فارس متوسل خواهد شد، همین کار را کرد) ولی نسبتاً واضح است که یزدی تنها بر اساس اطلاعات نادرست دریافت شده سخن نمی گوید بلکه شایعه پراکنی می کند.
11- این جنبه از شخصیت یزدی در میان ایرانیها بسیار دیده می شود و به خصوص در میان انقلابیهای اسلامی که نسبت به مقاصد آمریکا در رابطه با ایران دچار تردید بوده و درک صحیحی از اساس فلسفی جامعه آمریکا ندارند رایج است. در این رابطه ما شاهد موانع عظیمی
هستیم که در مورد نظام جدید باید با آنها دست و پنجه نرم کرد. لینگن
تهیه گزارشهای سیاسی
سند شماره 278
محرمانه29 ژوئیه 1979 7 مرداد 1358
از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی 196929به: سفارت آمریکا، تهران
مرجع: تهران 7537
موضوع: تهیه گزارشهای سیاسی
1- گزارش سیاسی ارائه شده از جانب سفارت در خصوص برنامه ریزیهای سال آتی تقریباً دربرگیرنده تمامی موضوعاتی می باشد که می بایستی به صورت یک گزارش، جدای از گزارشهای روزانه بررسی شود. دو مورد دیگر نیز به ذهنمان می رسد:
- قانون اساسی جدید و مطالب مربوط به آن: در هفته های آینده در مورد کلیه حوادثی که در امور ایران بیش از همه جنبه های ساختاری دارد باید قانون اساسی جدید را کانون توجهات قرار داد. در نظر گرفتن حقایق، عملکرد شخصیتها و برنامه های کلیدی در حال حاضر حائز اهمیت است، به طوری که گرایشهای مهم بر پایه مدت زمانی بیشتر، اهمیت خواهد داشت.
- گروه های چپ: ضرورت اساسی در اینجا ترکیب گروههای چپ، اهدافشان، تواناییهای بالقوه آنها، ارتباطات خارجی و قدرتشان می باشد. احتمالاً سفارت قصد دارد این موضوع را ضمن پیشنهاد خودش درباره احزاب و جنبش های سیاسی ایران مطرح کند. ما اعتقاد داریم که این موضوع آن قدر مهم است که باید گزارش جداگانه ای به آن اختصاص داد.
2- ما وضعیت فوق العاده مشکل و استثنایی در مورد گزارش سیاسی از ایران را کاملاً درک می کنیم و از مساعی سفارت برای حفظ امانت و تلاشهای ویژه در تهیه گزارشهای اصلی سپاسگزاریم. ونس
نظرات مهدی حائری یزدی
سند شماره 279
محرمانه29 ژوئیه 1979 7 مرداد 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 7977به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
[موضوع: نظرات مهدی حائری یزدی]
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه: مهدی حائری یزدی که یک ملا و دارای تحصیلات فلسفه غرب نیز می باشد در 25 ژوئیه به مشاور سیاسی گفت که پر کردن شکاف ارتباطی بین رهبری اسلامی ایران و غرب آسان نخواهد بود. پایان خلاصه.
3- در 25 ژوئیه مشاور سیاسی با دکتر مهدی حائری یزدی که یک ملای 60 ساله و استاد فلسفه دانشگاه تهران است ملاقات کرد. او دو سال تحصیلی گذشته را با استفاده از بورسیه در
دانشگاه جرج تاون مؤسسه اخلاقیات کندی گذرانده است. حائری در مدرسه فیضیه قم درس خوانده که بنیانگذار آن پدرش بوده و پس از او آیت الله خمینی در آن تدریس کرده است. حائری در اوایل دوران چهل سالگی خود به آمریکای شمالی رفت تا فلسفه غرب را مطالعه کند. او به دانشگاه مک گیل رفت و از دانشگاه میشیگان یک فوق لیسانس و از دانشگاه تورنتو یک دکتری دریافت نمود.
4- مشاور سیاسی مذاکره را با اظهار این نکته شروع کرد که هیأت نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در تهران بیشتر این موضع را داشت که برقراری تماسهای خود را به مقامات دولتی و ایرانیانی که سوابق تحصیلی به سبک غربی داشتند، محدود کند و این بی مبالاتی بوده است. بنابراین، نظر این هیأت درباره مرکزیت دائمی اسلام در زندگانی بسیاری از ایرانیانی که از این دایره برگزیده، بیرون بودند به خطا بود. او گفت که هیأت سعی دارد که از آن اشتباه درس بگیرد و بنابراین از حائری خواست که قبل از بازگشت به آمریکا جهت از سرگیری بورسیه خود در جرج تاون افرادی را از میان گروه رهبری دینی توصیه کند که ممکن است حاضر باشند با مقامات سفارتخانه ملاقات کنند به قصد اینکه در موضوع اسلام و نهضت خمینی آنها را روشن نمایند.
5- حائری گفت که باید درباره این درخواست بیشتر تأمل نماید زیرا که تعداد خیلی کمی هستند که هم در سیستمهای فکری اسلام و هم غرب وارد باشند و به این ترتیب بتوانند این شکاف ارتباطی را پر کنند. او گفت که نمی خواهد اهمیت ادراکات غلط آمریکا را کوچک نشان دهد اما افزود که مهم است که به خاطر داشته باشیم که در طرف ایران نیز جهات عظیمی بوده و هست. او متذکر شد که خمینی در سنت اسلامی طلبگی دارای سابقه ای قوی است اما از جهان غیراسلامی تقریباً چیزی نمی داند. حائری گفت که او غرب را درک نمی کند و با ترسی که از چیز ناشناخته دارد از آن متنفر است. و با این وجود، خمینی در مقایسه با اکثر روحانیونی که او را دوره کرده اند و به او توصیه می کنند ذهنش نسبتاً بازتر است.
6- حائری مسئله پر کردن شکاف ارتباطی را مسئله ساده ای تلقی نکرد. او گفت که جمع آوری اطلاعات پراکنده کار چندان مفیدی نیست. روند یادگیری ادراک باید با مبانی سیستم فکری شروع شود. دانش سطحی استفاده کمی دارد و این دقیقاً به دلیل آن است که با تغییر اوضاع ربط خود را به موضوع از دست می دهد. نگاه کنید به اکثریت عظیم ایرانیانی که در خارج تحصیل می کنند. اما هنگامی که به ایران بازمی گردند و با اوضاعی متفاوت از آنچه که به محل تحصیلشان ربط داشت مواجه می شوند قادر نیستند دانش خود را به کار بندند. اگر آنها واقعاً می خواهند که سیستم فکری فرهنگی را که در آن مطالعه می کند فراگیرند امکان دارد با مسایلی که متعاقباً در ایران پیش روی خواهند داشت به طرز عقلی، منطقی و سیستماتیک برخورد کنند و به این ترتیب با آنها بسر کنند. اما از آنجایی که عده کمی یاد می گیرند که چگونه یاد گیرند، دانش سطحی آنها عمدتاً در ایران به هدر می رود، به همین ترتیب، محققین
غربی اسلام نیز اغلب با مسایل خود از یک دید غربی به جای دید یک محقق اسلامی برخورد می کنند. نتیجه کار «(1)WESLAM» می شود که آن هم به نوبه خود فقط یک دانش سطحی است که درک حقیقی از اسلام ندارد.
7- حائری یادآور شد جهان هر روز کوچک تر می شود و ایران نمی تواند بی توجه به اموری باشد که در یک کشور عظیم و ابرقدرت اقتصادی مثل آمریکا روی می دهد، گرچه آن ابرقدرت در آن سوی کره زمین باشد. همان طور که آمریکا نیز نمی تواند از منطقه ای که کشورهای صنعتی شدیداً جهت تأمین انرژی خود متکی می باشند صرفنظر کند. نکته مرموز و مبهم برای هر دو درک یکدیگر و زحمت بزرگ لازم برای حصول تفاهم اصیل است. پاسخ او این بود که محققین حقیقی تبادلگَرََند، افرادی که حاضر باشند همه چیز را دوباره با یک اسلوب فکری متفاوت و بر مبنای معیار رشد یابنده یاد بگیرند. در همان حال تأیید کرد که آگاهی ناقص در صورتیکه بر یک مبنای سیستماتیک حاصل شود از عدم آگاهی بهتر خواهد بود. لینگن
نشریه بورس یوسف رحمتی
سند شماره 280
استفاده محدود اداری30 ژوئیه 1979 8 مرداد 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 8066به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی
موضوع: نشریه بورس یوسف رحمتی
خلاصه: وابسته مطبوعاتی، یوسف رحمتی سردبیر و ناشر روزنامه های مالی بورس تماس گرفت، حتی سیاست آمریکا در ایران و منطقه را مورد انتقاد قرار داد و گفت این سیاست به هیچ وجه پاسخگوی آرمانهای ملی نمی باشد، طبق پیش بینی وی رابطه جدید و متعادلی بین ایران و آمریکا برقرار خواهد شد و توصیه کرد آمریکا هر چه زودتر سفیری به ایران ارسال نماید.
1- روز یکشنبه 7 مردادماه با دکتر یوسف رحمتی ناشر و سردبیر تنها روزنامه مالی ایران یعنی بورس ملاقات کردم. رحمتی که از دیرباز روزنامه نگار بوده است این حرفه را 19 سال پیش آغاز نمود. در حال حاضر 12 گزارشگر در تهران و پایتخت و چهل حروفچین، چاپچی و یک مدیر در استخدام خود دارد. رحمتی گفت که تیراژ نشریه اش دوازده هزار است و معمولاً در اختیار بانکها و دفاتر دولتی قرار داده می شود.
2- رحمتی گفت نشریه اش سعی داشته در گزارش مسایل سیاسی و اقتصادی نقش بی طرفانه ای داشته باشد و به همین علت یکی از معدود روزنامه هایی بود که طی اعتصاب مطبوعاتی شصت روزه پائیز 1357 به کار خود ادامه داد. وی خود را فردی ناسیونالیست، معتقد به رهبریت آیت الله خمینی توصیف کرد و در مورد نتایج ملی شدن بانکها و صنایع ابراز بدبینی کرد. وی معتقد است که آیت الله خمینی نوعی غرور ملی را پدید می آورد و به سرمقاله
1- م. احتمالاً منظور نویسنده، ترکیبی از « اسلام غربی » به معنی .Islam و Wesاست.