غربی اسلام نیز اغلب با مسایل خود از یک دید غربی به جای دید یک محقق اسلامی برخورد می کنند. نتیجه کار «(1)WESLAM» می شود که آن هم به نوبه خود فقط یک دانش سطحی است که درک حقیقی از اسلام ندارد.
7- حائری یادآور شد جهان هر روز کوچک تر می شود و ایران نمی تواند بی توجه به اموری باشد که در یک کشور عظیم و ابرقدرت اقتصادی مثل آمریکا روی می دهد، گرچه آن ابرقدرت در آن سوی کره زمین باشد. همان طور که آمریکا نیز نمی تواند از منطقه ای که کشورهای صنعتی شدیداً جهت تأمین انرژی خود متکی می باشند صرفنظر کند. نکته مرموز و مبهم برای هر دو درک یکدیگر و زحمت بزرگ لازم برای حصول تفاهم اصیل است. پاسخ او این بود که محققین حقیقی تبادلگَرََند، افرادی که حاضر باشند همه چیز را دوباره با یک اسلوب فکری متفاوت و بر مبنای معیار رشد یابنده یاد بگیرند. در همان حال تأیید کرد که آگاهی ناقص در صورتیکه بر یک مبنای سیستماتیک حاصل شود از عدم آگاهی بهتر خواهد بود. لینگن
نشریه بورس یوسف رحمتی
سند شماره 280
استفاده محدود اداری30 ژوئیه 1979 8 مرداد 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 8066به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی
موضوع: نشریه بورس یوسف رحمتی
خلاصه: وابسته مطبوعاتی، یوسف رحمتی سردبیر و ناشر روزنامه های مالی بورس تماس گرفت، حتی سیاست آمریکا در ایران و منطقه را مورد انتقاد قرار داد و گفت این سیاست به هیچ وجه پاسخگوی آرمانهای ملی نمی باشد، طبق پیش بینی وی رابطه جدید و متعادلی بین ایران و آمریکا برقرار خواهد شد و توصیه کرد آمریکا هر چه زودتر سفیری به ایران ارسال نماید.
1- روز یکشنبه 7 مردادماه با دکتر یوسف رحمتی ناشر و سردبیر تنها روزنامه مالی ایران یعنی بورس ملاقات کردم. رحمتی که از دیرباز روزنامه نگار بوده است این حرفه را 19 سال پیش آغاز نمود. در حال حاضر 12 گزارشگر در تهران و پایتخت و چهل حروفچین، چاپچی و یک مدیر در استخدام خود دارد. رحمتی گفت که تیراژ نشریه اش دوازده هزار است و معمولاً در اختیار بانکها و دفاتر دولتی قرار داده می شود.
2- رحمتی گفت نشریه اش سعی داشته در گزارش مسایل سیاسی و اقتصادی نقش بی طرفانه ای داشته باشد و به همین علت یکی از معدود روزنامه هایی بود که طی اعتصاب مطبوعاتی شصت روزه پائیز 1357 به کار خود ادامه داد. وی خود را فردی ناسیونالیست، معتقد به رهبریت آیت الله خمینی توصیف کرد و در مورد نتایج ملی شدن بانکها و صنایع ابراز بدبینی کرد. وی معتقد است که آیت الله خمینی نوعی غرور ملی را پدید می آورد و به سرمقاله
1- م. احتمالاً منظور نویسنده، ترکیبی از « اسلام غربی » به معنی .Islam و Wesاست.
مورخ 1 مرداد خود تحت عنوان «امنیت تنگه هرمز به آمریکا ربطی ندارد» اشاره کرد که انگیزه ای برای این سفر من بود، و آن را بیانیه ای شدید علیه آنچه که او آن را خطر نظامی آمریکا علیه منافع بلاتردید کشورهای خاورمیانه می داند عنوان کرد. من به بیانیه وزیر دفاع براون در آمریکا اشاره کرده و گفتم که وی اظهار داشته است که آمریکا در منطقه دخالت نخواهد کرد و فقط به درخواستهای احتمالی کمک پاسخ خواهد داد. وی در پاسخ گفت آمریکا باید از «آرمانهای ملل منطقه و نه صرفاً از آرمانهای دولت ها» مطمئن گردد، چون همین امر یعنی اطمینان از آرمانهای دولت خطایی بود که آمریکا در رابطه خود با ایران در زمان شاه مرتکب شده بود.
3- رحمتی تبلیغات ضدآمریکایی رسانه ها را توطئه ای برای بالا بردن تیراژ بعضی ها می داند، لیکن اگر سوابق آمریکا در نظر گرفته شود این امر طبیعی به نظر خواهد رسید. وی توصیه کرد که ما بردباری بیشتری نشان داده و هرچه زودتر سفیری به ایران ارسال داریم تا انعطاف پذیری مان نشان داده شود و گفت که یک رابطه جدید استوار بر تساوی بین آمریکا و ایران ایجاد خواهد شد.
4- من به رحمتی گفتم که بایگانی بیسیم ما به زودی کار خود را آغاز خواهد کرد و نیازهای وی برآورده خواهد شد. وی گفت او از این پیشنهاد متشکر بوده و امیدوار است که به زودی شاهد تحقق آنها باشد. روزن
ملاقات با مقام مطبوعاتی سفارت ایران
سند شماره 281
استفاده محدود اداری30 ژوئیه 1979 8 مرداد 1358
از: بخش امور خاور نزدیک ایران، برادهانسونبه: بایگانی
موضوع: ملاقات با مقام مطبوعاتی سفارت ایران
کارآموز تابستانی (براد هانسون) با ساسان اردلان که یکی از مقامات سفارت ایران است و در بخش مطبوعات و روابط عمومی مسئولیت انتشار هفته نامه انگلیسی زبان ندای ایران (ایران وُیس) را به عهده دارد به بهانه تحقیق و نگارش رساله ای در مورد علی شریعتی ملاقات کرد. آقای شفیق، وابسته مطبوعاتی نیز گهگاه در این گفتگو شرکت می جست. ملاقات چند دقیقه ای به تأخیر افتاد تا آقای اردلان که یک جوان ریشوست که اخیراً از دانشگاه نیویورک در (رشته مهندسی الکترونیک) فارغ التحصیل شده بتواند، نماز بخواند. چند سالی است که آقای اردلان به ایران بازنگشته است. گفتگوی دو ساعته که در آن به مسایل متنوع و نیز شریعتی پرداخته شد و بخشی از آن نیز به زبان فارسی صورت گرفت توأم با خوش برخوردی و لطیفه پرانی بود.
مسایل مربوط به مطبوعات دائماً تکرار می شد. هر دو مقام سفارت ایران معتقد بودند که مطبوعات ایران از زمان مصدق بیشترین مقدار آزادی را به دست آورده اند، و در این رابطه از پیدایش 150روزنامه از زمان پیروزی انقلاب سخن گفتند که تمام عقاید سیاسی از قبیل راست،
چپ، اسلامی، مادی و نژادی را با محتوای سنگین ایدئولوژیکی دربر می گیرند. گفتگو به اخراج دو گزارشگر آمریکایی یعنی یوسف ابراهیم (نیویورک تایمز) و دیوید لمب (لس آنجلس تایمز) کشیده شد. هر دو مقام مذکور اعتراف کردند که گذشته از دلایل ارائه شده توسط دولت ایران در تهران، علت اصلی اخراج آنها احتمالاً گزارش مغرضانه بوده است. کارآموز تابستانی گفت اینگونه اخراجها مطبوعات غربی را نسبت به ایران بیشتر عصبانی خواهد کرد. اردلان اعتراف کرد که اخراج های مذکور وجهه ایران را در خارج آسیب پذیر خواهد ساخت؛ لیکن این مسایل از نظر «مردم» ایران «فاقد اهمیت» است و تنها مشکلاتی است که سفارتهای ایران باید در برخورد با مطبوعات خارجی به حل و فصل آنها بپردازند. اردلان افزود که نداشتن گزارش بهتر از ارسال گزارشات مغرضانه به غرب است. به دنبال پرس و جو در مورد غرض ورزیهای گزارشگر آمریکایی، اردلان نمونه های بسیاری را با استفاده از نقل قول گوشزد کرد که نشانگر «عدم همدردی با انقلاب»، کم اهمیت جلوه دادن رویدادها و منابع خبری دست دوم و درجه دو می باشد. وی معتقد است که گفته های خمینی علی الخصوص به صورت مقطعی مطرح می گردند، و به عنوان نمونه سخنان وی را در رابطه با «تحریم موسیقی» و «قانون پیشنهادی مطبوعات» یادآور شد. خمینی به طور مستقیم و با قدرت سخن می گوید. توده های مردمی هوادارش به سادگی سخنان وی را درک می نمایند، لیکن سخنان وی را نباید مقطعی گرفت چون همیشه نکاتی را مطرح می سازد که تشریح و توضیح عنوانهای مطلب است. در رابطه با اتهام مربوط به «فقدان هواداری»، اردلان از گزارشات هفته های اخیر یاد کرد که در آنها دولت کنونی و نه رژیم شاه را مسئول تمام دشواریهای اقتصادی کشور دانسته اند (که کلاً همین طور است). «هر دانش آموز دبیرستانی ایران نیز می توانست وضع اقتصادی ایران را پس از انقلاب پیش بینی کند.» مشکلات اقتصادی ناشی از رژیم گذشته است که بیش از حد به وابستگی به خارجیها و تکنولوژی خارجی در بخش صنعتی، کنترل کارخانه های ملت توسط چند خانواده بسیار ثروتمند، (و فاسد)، غفلت از کشاورزی، و بروز اعتصابات طولانی و مکرر و قطع درآمد نفتی و غیره می پرداخت. طبیعتاً پس از انقلاب با خروج خارجیها و پس از «پاکسازی» و یا فرار بسیاری از مدیران و یا صنعتگران (که اکثر این «دزدها» به «سرزمین دزدها» یعنی آمریکا آمده اند) اوضاع اقتصادی سیر نزولی در پیش خواهد گرفت، و کارگران ستم کشیده بالاخره باید بتوانند نقش خود را در کار و زندگی خود ایفا نمایند. به نظر اردلان رویدادهای مهمی چون تظاهرات روز وحدت در تهران و یا برگزاری نماز جمعه توسط طالقانی در دانشگاه تهران (به پیشنهاد خمینی) در اوایل ماه رمضان دائماً توسط مطبوعات آمریکایی درست تفسیر نمی شد و یا کم اهمیت جلوه داده می شد. یا تعداد شرکت کنندگان کم نشان داده می شد که به نظر اردلان حدود یک میلیون نفر در دانشگاه تهران و محوطه های اطراف گرد آمده بودند و فرش نماز خود را همراه داشتند که مهمترین و بزرگترین تجمع تاریخی بود. و یا مقایسه های دروغینی در هنگام بازگشت خمینی به ایران در رابطه با توده
مردم انجام می گرفت تا نشان داده شود که حمایت از وی کاهش یافته است. بالاخره اردلان گفت که یکی از علل «گزارشهای مغرضانه» ارسال گزارشگران موقت و غیرفارسی زبان است که اکثراً با فرهنگ ایرانی آشنا نبوده و به نوبه خود متکی بر منابع محدود افراد خارجی مقیم و یا ایرانیهای آشنا با زبان انگلیسی محدود به منطقه تهران می باشند. گذشته از آن در رابطه با مطبوعات، پیرامون مقررات مطبوعاتی پیشنهادی گفتگو شد. اردلان گفت که این قانون در حال حاضر در حد پیش نویس است (و گویا متن نهایی انعطاف پذیری بیشتری خواهد داشت)، و با همکاری گزارشگران و ناشران تهیه شده، تا شکاف موجود در نتیجه قوانین نامربوط پر شود. انتقاد از وزراء دولت باید ادامه داشته باشد، ولی نباید حاوی جعلیات مغرضانه چون عکس جعلی که نشان می دهد یزدی دست شاه را می بوسد، باشد. انتقاد از مراجع تقلید (راهنمایان عالیرتبه مذهبی که خمینی در میان آنها بی رقیب است) مانند درج مقاله ای کوتاه مبنی بر حمله به شریعتمداری و به خیابان کشیدن بیش از نیمی از آذربایجانیها در دفاع از او قابل قبول نیست چون این گونه امور نشانگر بی احترامی و حمله به «مردمی» است که این افراد را به عنوان راهنمایان معنوی خود برگزیده اند. به هر حال، اردلان گفت که قبل از انتخابات مجلس شورای ملی (پارلمان) قانون مطبوعاتی باید از ماهیت مشروطی برخوردار باشد تا بتوانند قوانین پیشین را رد یا جرح و تعدیل نماید. مطالب دیگری که علاوه بر مطبوعات مورد بحث قرار گرفتند عبارت بودند از کمیته ها و گرایشات ضدآمریکایی موجود در ایران. به نظر اردلان «همه به لزوم وجود کمیته ها واقف و معترفند» تا پس از انقلاب نظم و قانون برقرار گردد، و جامعه را از بدترین نتایج رژیم منسوخ گذشته پاک سازد و راهی را برای مشارکت مردم در امور محلی باز نماید. ولی بعضی از کمیته ها در رابطه با بعضی رویدادها از حدود کنترل خارج شده اند. اردلان گفت که بین دولت ایران و کمیته ها و میان خود کمیته ها در مورد اختیارات تضادی در گرفته است، لیکن وی معتقد است که به محض روی کار آمدن یک دولت مشروع- دولت منتخب- کمیته ها به تدریج از بین خواهند رفت. وی گفت اعضای «زرنگ» کمیته ها، در شوراهای محلی در سطح روستاها، شهرها و بخشها به کار مشغول خواهند شد و یا «به جهنم خواهند رفت» هنگام مطرح شدن گرایشات ضدآمریکایی به ایران و امکان سفر آمریکاییها در ایران، اردلان گفت این گرایشات شدیداً کاهش یافته است و به هر صورت منظور افراد آمریکایی نبوده اند بلکه ضدیت متوجه و علیه دولت آمریکاست. پس از بازگشت خمینی به ایران، گروگانگیری 7000 آمریکایی موجود در ایران کار ساده ای بود. اما این کار صورت نگرفت. اکنون اردلان معتقد است که آمریکاییهای روشنفکر می توانند به ایران سفر کرده و تغییرات بعد از انقلاب را مشاهده نمایند. اردلان افزود که بازدیدکنندگان غیردولتی آمریکا نباید از دوستان ایرانی خود به خاطر اینگونه ارتباطها ترسی به دل راه دهند. ایرانیها به طور کلی به آمریکاییها صرفاً به عنوان فرد احترام می گذارند. در رابطه با عملیات سفارت در واشنگتن، با کارآموز تابستانی مطرح شد که حدود دویست نفر در اینجا به کار مشغولند که از این تعداد حدود ده تا دوازده زن
روسری دار و بدون روسری در انتشار نشریه انگلیسی زبان ندای ایران (ایران وُیس) و فارسی زبان شاهد کار می کنند. سفارت قادر نیست مرتباً از وزارت خارجه روزنامه های ایرانی را به دست بیاورد، که نشانگر از هم پاشیدگی سازمانی دولت ایران است، و به جای آن به دوستانی متکی است که مستقیماً مطالبی را برای این سفارت ارسال می دارند. آخرین موضوع مورد بحث ارسال یک سفیر آمریکایی به تهران بود. هر دو مقام سفارت می خواستند بدانند که آمریکا در مورد انتصاب سفیر کاتلر تا چه حد پافشاری خواهد کرد. کارآموز تابستانی شخصاً پاسخ داد که این کار احتمالاً تا قبل از انتخاب یک دولت جدید در ایران صورت نخواهد گرفت و ممکن است فرد دیگری برای این کار نامزد شود. گفتگو با تبادل هدایایی چون هفته نامه های پیشین سفارت، و کتاب شریعتی که به توسط حامد الگار ترجمه شده، پایان گرفت و سفارت ایران از مقامات وزارت خارجه خواست که با شرکت در سخنرانیها و رؤیت فیلم های سفارت اطلاعات خود را به طور «دست اول» کسب نمایند. اردلان افزود که کارآموز تابستانی باید سخنرانی های مجدداً چاپ شده خمینی، قانون مطبوعاتی پیشنهادی، و قانون اساسی را به طور کامل و به زبان فارسی مطالعه نماید تا متوجه شود که چگونه مطبوعات آمریکایی آنها را نادرست منتشر ساخته اند.
مطالب بیشتر درباره شکار مأموران ساواک از سوی ایران
سند شماره 282
محرمانه30 ژوئیه 1979 8 مرداد 1358
از: سفارت آمریکا، بن 13355به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
مرجع: الف) بن 12990 ب) فرانکفورت 6561 ج) هامبورگ 1401 د) برلین 1607 ه ( دوسلدورف 1688.
موضوع: مطالب بیشتر درباره شکار مأموران ساواک از سوی ایران
1- (محرمانه) وزارت خارجه چیزی درباره دخالت دولت ایران در مبارزه اخیر علیه مأموران ادعایی ساواک سابق کشف نکرده است. به گفته مسئول میز ایران در وزارت خارجه (آلمان) کاردار ایران اطمینان داده است که همه تلاشها را برای تشویق ایرانیان به کار برده است که دولت ایران مرجع صالحی برای برخورد با چنین مسایلی است. کاردار به وزارت خارجه گفت که پاسپورتهای جدید برای ایرانیانی که پاسپورتهایشان توسط مأموران مصادره شده، صادر شده است.
2- (بدون طبقه بندی) کلاوس بولینگ سخنگوی دولت پس [از] جلسه بحث دولت پیرامون مبارزه علیه ساواک اعلام کرد آن دسته از ایرانیانی که می خواهند عدالت را به دست خود اجرا نمایند، باید هر چه زودتر اخراج شوند. به طوری که گفته می شد روز 26 ژوئیه مطبوعات گزارش دادند که 17 ایرانی در سراسر کشور به دلیل نقض قانون دستگیر شده اند.
استوسل
گزارش سیاسی هفتگی
سند شماره 283
محرمانه1 اوت 1979 10 مرداد 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 8192به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: گزارش سیاسی هفتگی
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه- با نزدیک شدن انتخابات سوم اوت برای مجلس خبرگان، چندین حزب انصراف خود را از شرکت در آن اعلام کرده اند، اما اکثریت بیش از یکصد حزب کاندیداهای خود را وارد میدان کرده اند. وعده داده شده که شیوه رأی گیری حساب شده باشد. در چند ناحیه در منطقه کردنشین غرب ایران، ناآرامی ادامه دارد. دولت موقت ایران این پدیده را جدی گرفته است. اما تاکنون هیچ وسیله ای برای مقابله با آن پیدا نکرده است. پایان خلاصه.
3- در 25 ژوئیه، جبهه دموکراتیک ملی متین دفتری اعلام کرد که در انتخابات سوم اوت مجلس خبرگان شرکت نخواهد کرد. جبهه دموکراتیک ملی گفت به منظور اعتراض به عدم توجه رژیم به حقوق ابتدایی بشر، این تصمیم را اتخاذ کرده است. سازمان سیاسی خلق عرب، حزب دمکرات، حزب پان ایرانیست و حزب آزادی هم اعلام کرده اند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد.
با این وجود بیش از یکصد حزب و سازمان سیاسی دیگر منجمله حزب توده، کارگران سوسیالیست و فداییان خلق از جناح چپ و حزب جمهوری اسلامی از جناح راست، کاندیداهای خود را نامزد کرده اند. تا زمان خاتمه ثبت نام کاندیداها در 28 ژوئیه، اسامی بیش از یکهزار نفر برای اشغال 73 کرسی نمایندگی اعلام خواهد شد.
4- مکانیسم های رأ ی گیری قرار است حساب شده باشد. کاغذ رأی گیری از رأی دهندگان می خواهد که نام نمایندگان موردنظر خود را (در تهران تا ده نفر)، بنویسند. بیش از نیمی از افراد 16 سال به بالا بی سواد هستند. شنیده ایم که افرادی در حوزه های رأی گیری جهت کمک به بی سوادان در نوشتن اسامی منتخبین شان حاضر خواهند بود. احتمال دستکاری (در آراء) فکر را به تأمل وامی دارد.
5- استانهای مرکزی کردنشین ایران، همچنان در ناآرامی شدید به سر می برند، و برخوردهای متعددی در طی هفته گذشته گزارش شده است. استاندار کردستان در 22 ژوئیه گفت شهر مریوان در دست شورشیان مسلحی است که مایل به مذاکره با هیچکس به جز یک هیأت نمایندگی اعزامی از تهران نیست. او گزارش داد دو سوم سکنه شهر را ترک کرده اند. ادارات تعطیل و ارتباطات تلفنی قطع شده است. یک هیأت نمایندگی به سرپرستی حجت الاسلام لاهوتی در 24 ژوئیه به مریوان فرستاده شد که دست خالی بازگشت. سرپرست هیأت مدعی شد که اکراد شرایط غیرقابل پذیرشی را مطرح کرده اند. ظاهراً جنگ تازه ای بین پاسداران انقلاب و اکراد مسلح در 27 ژوئیه در مریوان درگرفت که در آن طبق گزارش
مطبوعات یک نفر کشته و دو نفر به شدت زخمی شدند. ظاهراً افراد پاسدار انقلاب کنترل شاهراه منتهی به شهر را در دست دارند و در گزارشاتی ادعا شده که آنها وسایل نقلیه حامل مواد غذایی را متوقف و از رسیدن مواد غذایی به سکنه شهر که در خارج از شهر چادر زده اند، جلوگیری می کنند.
6- در 25 ژوئیه، سنندج شاهد تظاهراتی توسط «هزاران نفر» در اعتراض به حوادث مریوان، «تجاوز به مریوان» توسط پاسداران انقلاب، و تبلیغات رادیو و تلویزیون بر علیه اکراد بود. در همین حین گروهی که به ادعای خود هزاران نفر هستند، متشکل از سکنه سنندج، مهاباد، سقز و بانه برای نشان دادن حمایت خود از سکنه مریوان به سمت آن شهر در حال راهپیمایی هستند. دیگر گزارشهای مطبوعاتی حاکی است که واحدهای تقویتی زرهی ارتش، اعزامی از قهرمانشهر (کرمانشاه سابق) در حوالی سنندج توسط سکنه کردنشین شهر کامیاران متوقف شده است. مردم با محاصره تانکها، آنها را مجبور به توقف نمودند. شیخ عز الدین حسینی یکی از رهبران مذهبی- انقلابی مهاباد، در 28 ژوئیه از بازرگان نخست وزیر درخواست کرد که شخصاً در امور کردستان دخالت کند. حسینی مدعی شد که اگر نیروهای دولت در سنندج یا دیگر شهرهای کردنشین مستقر شوند، احتمال برخوردهای خونین وجود خواهد داشت.
7- جمشید حق گو استاندار آذربایجان غربی مدعی شد «سماجت زمین داران در دفاع از ادعاهای فئودالیشان، عامل اصلی آشوب در این استان است». در 22 ژوئیه نیروهای نظامی ایران یک عملیات بزرگ پاکسازی را علیه اکراد محاصره کننده پاسگاه ژاندارمری سرو واقع در مرز ایران- ترکیه، آغاز کردند. لشکر 64 مستقر در منطقه بیانیه ای منتشر و به مردم اخطار کرد که سلاحهایشان را به زمین بگذارند.
همچنین نیروهای کمکی از زنجان و قزوین جهت تقویت لشکر 64 اعزام شده اند. وقتی که در 24 ژوئیه دسته ای از ژاندارمها و 6 پاسگاه ژاندارمری به دست اکراد شورشی افتاد، آشوبهای بیشتری پدید آمد. نشانه هایی در دست است که این ژاندارمها و ارتشیها امکان ندارد که عملاً با شورشیان بجنگند. حق گو در تلاشی برای توضیح علت خلع سلاح بدون درگیری پاسگاههای ژاندارمری گفت «ظاهراً آنها غافلگیر شده اند». او افزود ارتش به پاسگاههای آشوب زده اعزام شده اما هدف از این کار سرکوب اکراد، و یا شروع یک درگیری جدید نبوده بلکه صرفاً جهت بررسی شرایطی که منجر به ناآرامی شده، می باشد.
8- ناآرامی بیشتر در آذربایجان غربی: ارتباط خط آهن ایران به ترکیه با دستگیری 50 الی 60 نفر از کارگران راه آهن توسط مردان مسلح در «قطار» نزدیک ایستگاه مرزی رازی، قطع شده است.
به نظر می آید که حقگو استاندار نه علت دستگیری (اسارت) کارگران را می داند و نه اطلاعی از هویت گروه مسلح فوق دارد.
گزارش وضعیت کنونی ایران
سند شماره 284
محرمانه 3 اوت 1979 12 مرداد 1358
از: سازمان اطلاعات دفاعی 1116به: مرکز اطلاعات جاری سازمان اطلاعات دفاعی
موضوع: گزارش وضعیت کنونی ایران
1- (محرمانه) اعلامیه 2 اوت دولت مبنی بر حصول توافق بین کُردها و نمایندگان دولت ظاهراً حقیقت نداشته است. همان روز منابع کُرد حصول هر نوع توافقی را شدیداً رد کردند. بر اساس آخرین گزارش ها، نیروهای ارتش و پاسداران انقلاب هنوز در پادگان های خارج از شهر مریوان مستقر هستند.
2- (محرمانه) در رویدادی دیگر، دو حزب بزرگ اعلام کرده اند که انتخابات مجلس خبرگان را که قرار است روز 3 اوت برای انتخاب 75 نماینده جهت بررسی پیش نویس قانون اساسی برگزار شود، تحریم خواهند کرد. بر اساس گزارش ها، حزب جمهوری خلق مسلمان به رهبری آیت الله شریعتمداری و حزب جبهه ملی به رهبری وزیر سابق امور خارجه، سنجابی، دلایل خود را برای تحریم انتخابات «نبود شرایط لازم برای برگزاری انتخابات آزاد» و عدم توفیق دولت در «فائق آمدن بر فضای استبدادی حاکم بر جامعه» ذکر کرده اند. ترک زبانان آذربایجانی و بسیاری از میانه روها عمدتاً از شریعتمداری حمایت می کنند. در طول مبارزه انتخاباتی 6 روزه در ایران، گزارش های زیادی از اینکه طرفداران خمینی پوسترهای متعلق به احزاب فوق و احزاب چپگرا را پاره کرده و هواداران آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده اند، مخابره شده است.
3- (محرمانه): حزب جبهه ملی صحت نتیجه انتخابات را نیز زیر سئوال برده است. دولت فهرست رسمی نامزدها را منتشر نساخته است، و رأی دهندگان- از جمله بخشی از 70 درصد جمعیتی که بی سواد هستند- باید نام نامزدهای مورد علاقه خود را به ترتیب شماره مأخذ در برگه های سفید رأی گیری بنویسند.
4- (محرمانه): با کنار کشیدن 56 نامزد حزب جمهوری خلق مسلمان و 36 نامزد حزب جبهه ملی، فقط نامزدهای حزب جمهوری اسلامی طرفدار خمینی و تعدادی از نامزدهای گروههای چپی در این انتخابات حضور خواهند داشت. حتی پیش از اعلام تحریم انتخابات نیز طبق برآوردها 80 درصد نامزدها ملا (روحانیان مسلمان) بودند و خمینی نیز مکرراً از مردم خواسته است تا به آنها رأی بدهند.
غیبت گروههای اصلی اپوزیسیون و حمایت گسترده از خمینی به این معناست که روحانیان به پیروزی قاطع دست خواهند یافت. همین مسئله موجب نگرانی شدید برخی سازمان های غیرمذهبی شده است. بسیاری از این سازمان ها نقشی فعال در مبارزات انقلابی برای برکناری شاه داشتند ولی حالا با بیشتر سیاست های خمینی مخالفند.
5- (محرمانه): این وضعیت خبر خوشی برای اقلیت های قومی متعدد ایران نیز که در پی