ترور واقع گردد. همین امر می تواند موجب بروز جنگی بین جناح خمینی و جناح مخالف آن یعنی چپگرایان مادیگرا بشود. گریوز
حرکت های اخیر علیه مطبوعات ایرانی
سند شماره 310
محرمانه26 اوت 1979 4 شهریور 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 9446به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
مرجع: تهران 9258 (کتبی)
موضوع: حرکت های اخیر علیه مطبوعات ایرانی
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه: مقامات ایرانی در مورد تعطیل و متوقف ساختن کار بسیاری از روزنامه ها و مجله های تهران و استانها گامهایی برداشته اند. دادستان انقلاب تهران و وزارت ارشاد با انتشار فهرستی اسامی روزنامه هایی را که کار آنها متوقف خواهد شد اعلام کرده است. گرچه بین فهرست های ارائه شده تفاوتهایی وجود دارد و علل ارائه شده در توجیه بستن روزنامه ها نیز متنوع است ولی اهداف اصلی همان است. دیگر نشریات نیز در دست بررسی است تا در صورت امکان کارشان متوقف گردد. اگر بسته شدن روزنامه ها تحقق یابد، انتقاد رسانه ها از مقامات کنونی به طرز مؤثری کاهش خواهد یافت. در این رابطه، دولت هیچ گونه اقدامی به عمل نمی آورد و فقط به مقامات انقلابی اجازه می دهد ابتکار عمل را در دست داشته باشند. پایان خلاصه.
3- به دنبال انتشار قانون مطبوعات در تاریخ 20 مرداد، مقامات اقداماتی علیه بخش اعظم مطبوعات ایرانی به عمل آورده اند، که از زمان بروز انقلاب در بهمن ماه این اقدامات نسبتاً عاری از هرگونه محدودیت ادامه داشته است. گرچه از هم پاشیدگی سازمانی دولت این اقدامات ضدمطبوعاتی را نیز فاقد پیوستگی کرده است، مقامات به وضوح سعی دارند انتشاراتی را که طرفدار آیت الله خمینی و هم پیمانانش نیستند تعطیل نمایند.
4- در تاریخ 29 مردادماه، دادستان دادگاه انقلاب تهران، احمد آذری قمی با انتشار بیانیه ای اعلام داشت که به بیست و شش روزنامه و مجله دستور داده شده که کار خود را متوقف سازند. عصر همان روز در مصاحبه با تلویزیون ایران آذری قمی گفت که این روزنامه ها به خاطر توطئه گری علیه انقلاب و واژگون نشان دادن حقایق و واقعیت ها تحریم و تعطیل شده اند. وی گفت دادگاههای انقلاب در حال بررسی وضع روزنامه های دیگر بوده و ممکن است نشریات دیگری نیز کارشان به تعطیل کشانده شود.
5- روز بعد روزنامه فارسی زبان اطلاعات گزارش داد که وزارت ارشاد ملی دو فهرست از 42 نشریه موجود در تهران و استانها را تهیه کرده است که باید کارشان متوقف گردد. در فهرست اول اسامی روزنامه هایی آمده که برطبق بند 2 قانون مطبوعاتی جدید که تصریح کرده
است مقامات و یا وابستگان رژیم پیشین اجازه انتشار ندارند، تعطیل خواهند شد. فهرست ثانی وزارتخانه اسامی روزنامه هایی را اعلام می کند که بر طبق پاورقی 1 بند 2 همان قانون، تعطیل خواهند شد... یعنی این پاورقی مربوط است به جبران مادی روزنامه هایی که در زمان سلطنت تعطیل شده بودند. چند نشریه مهم مانند تهران مصور و فردوسی نیز در این فهرست واقع شده اند. هجده روزنامه استانی نیز بنا بدلایل نامعلوم تحریم شده اند. میناچی وزیر ارشاد به گزارشگر تلویزیون گفته است از آنجا که روزنامه ها و نشریات تحریم شده از شرایط صریح قانون جدید مطبوعات سرپیچی کرده اند، امکان ندارد تصمیم وزارتخانه در مورد آنها تغییر یابد.
6- این اقدامات کمی پس از تعطیل چاپخانه آیندگان صورت گرفت. بسته شدن همین محل سبب متوقف شدن کار چند روزنامه از قبیل مجله فکاهی مردمی آهنگ شده که علت نیز محرومیت از این تأسیسات چاپی بوده است. ممکن است تعطیل این روزنامه ها اتفاقی بوده باشد، لیکن همین تصادف و اتفاق سبب خاموش شدن انتقاد صریح از سیاستها و شخصیتهای رژیم گردیده است.
7- نشریات مهمی که با این اقدامات اخیر تعطیل شده اند عبارتند از مجله فردوسی، جوانان، سپید و سیاه، امید ایران و تهران مصور. علاوه بر آهنگ که قبلاً تعطیل شده بود، مجله های فکاهی دیگری از قبیل بهلول و حاجی بابا نیز کارشان متوقف شد. اکثر این انتشارات از سیاستهای غیرمارکسیستی غیرمذهبی حمایت می کردند و شدیداً طرفدار آزادی مطبوعات به حساب می آمدند. سیاستهای نشریاتی آنها نیز به طور کلی به ترتیب ذیل بوده است:
الف) انتقاد شدید از اشخاص دولتی چون قطب زاده، یزدی و میناچی. انتقاد توأم با اعتدال از بازرگان.
ب) گزارش مفصل در مورد رویدادهای زمان دکتر مصدق و فعالیتهای جبهه ملی در اوایل دهه 30.
ج) عدم اعتماد کامل به سیاستهای آمریکا در ایران همراه با بیان این عقیده که یزدی عامل آمریکا می باشد.
د) انتقاد از نقش شوروی در افغانستان و پرورش دادن این عقیده که انقلابیون ممکن است از جمله ارتجاعیون فئودال باشند.
ه ) انتقاد از آخوندبازی، مداخله مذهبی در امور غیرمذهبی. سمبل اینگونه مداخلات نیز چماق گروههای خیابانی و تسبیح کسانی است که این گروهها را تحت کنترل دارند.
8- علیرغم اعلام تعطیل این روزنامه ها، در تاریخ 1 شهریور مجله های سپید و سیاه و جوانان در روزنامه فروشی ها توزیع می گردید. ولی همه می گویند احتمالاً این شماره ها آخرین شماره های منتشر شده این مجلات خواهند بود.
9- اگر همه این نشریات از صحنه خارج شوند، مطبوعات ایرانی که از اوان انقلاب درخشش خاصی یافته بودند، ممکن است مجبور شوند همان نقشی را که در زمان سلطنت
داشتند ایفا کنند یعنی تنها بیانیه های رسمی را منتشر کرده و از ارائه تفسیر و اظهارنظر پیرامون مسایل خودداری ورزند. دورنمای موجود در برابر خواننده تیزهوش ایرانی تیره و تار است. زیرا روزنامه هایی که برای وی باقیمانده به شرح ذیل هستند:
الف) کیهان و اطلاعات مهم ترین روزنامه های عصر باقیمانده از رژیم گذشته. این روزنامه ها اخیراً هیچ چیزی منتشر نکرده اند مگر اعلامیه های دولتی، بیانیه های مقامات متعدد، و مطالب یا اخبار بین المللی. آنها اخیراً از درج مطالبی چون سرمقالات و اظهارنظر نویسندگان نیز خودداری ورزیده اند.
ب) جمهوری اسلامی، ارگان حزب جمهوری اسلامی، که وسیله دکتر بهشتی رهبر حزب و وابسته نزدیک خمینی منتشر می گردد.
ج) انقلاب اسلامی که وسیله حسن بنی صدر از نزدیکان خمینی و تئوریسین اقتصاد اسلامی منتشر می شود.
د) بامداد، که از جمله میانه روترین روزنامه هاست. ولی این روزنامه نیز تا به حال دو اخطاریه از دفتر دادستان انقلاب دریافت کرده است تا یا از درج عناوین کاذب خودداری ورزد و یا تعطیل گردد.
10- در ایران انقلابی آزادی مطبوعاتی با آینده مبهمی روبرو است. گرچه آشفتگی و عدم هماهنگی موجود میان گروههای متعدد قدرتمند ممکن است سبب بروز انتشاراتی شود که از اذیت و آزار رسمی بدور بمانند، لیکن مقامات و بخصوص رهبران بسیار نزدیک به آیت الله خمینی ظاهراً تصمیم گرفته اند نارضایتی عمومی را در برابر نظرات خود خاموش سازند.
11- جالب توجه این است که مقامات انقلابی علی الخصوص دادستان تهران ابتکار عمل را علیه مطبوعات به دست گرفته است. در همین رابطه وزارت ارشاد ملی نیز از این نهاد پیروی کرده است، گرچه به سختی نشان داد که این وزارتخانه نیز پاسخگوی تمایلات امام می باشد. ارائه دلایل بیشتر ممکن است ضروری نباشد، ولی مبارزات ضدمطبوعاتی نشان می دهد که وزراء دولت نیز هنگامی که کاری از دستشان برنیاید می گویند «من هم همینطور» آنهم در زمانی که قدرتهای واقعی در میان مقامات مذهبی تصمیم خود را گرفته باشند.
تامست
سوءقصد به مدیر روزنامه
سند شماره 311
محرمانه27 اوت 1979 5 شهریور 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 9502به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی.
موضوع: سوءقصد به مدیر روزنامه
1- (بدون طبقه بندی) حمله ای که در 26 اوت بر علیه مدیران روزنامه کیهان صورت گرفت باعث زخمی شدن حسین مهدیان ناشر و مرگ حاج مهدی عراقی مدیر امور مالی و
پسر دومش محمد[حسام] عراقی گردید. مهدیان اینک در بیمارستان به سر می برد و حال او را رضایت بخش توصیف کرده اند. به نقل از روزنامه های محلی گروه فرقان مسئولیت ترور را به عهده داشته است.
2- (بدون طبقه بندی) حسین مهدیان یکی از تجار متمول بازار می باشد که اخیراً مؤسسه کیهان را خریده بود. روزنامه کیهان تحت مالکیت او سیاست حمایت از رهبری مذهبی را کاملاً تعقیب می کند. او مؤسسه کیهان را زمانی خریداری نمود که مؤسسه با مشکلات داخلی و جناح بندیهایی در میان کارمندان خود مواجه بود و تعدادی از کارمندان آن برای ایجاد و انتشار روزنامه خودشان موسوم به «کیهان آزاد» آن مؤسسه را ترک کرده بودند. این روزنامه که بعدها به نام روزنامه آزاد معروف گردید یکی از روزنامه هایی بود که همزمان با توقیف آیندگان تعطیل شد.
3- (بدون طبقه بندی) عراقی، علیرغم عنوان ساده مدیر امور مالی، شخصیت بسیار برجسته و مهم تری بود. مرگ او باعث تعطیل شدن بازار تهران شد و دیروز 26 اوت تشییع جنازه عظیمی در قم، برگزار شد. عراقی که یکی از دوستان نزدیک خمینی بود، در گروهی فعالیت داشت که 15 سال قبل نخست وزیر، محمدعلی منصور را ترور کردند. طبق گزارشات مطبوعاتی او بیش از 15 سال به خاطر نقشی که در آن ترور به عهده داشت در زندان به سر برده است.
4- (محرمانه) نظریه: نظرات مختلفی درباره ترور عراقی ابراز می شود. آیا همانطور که شایع است او واقعاً عضوی از شورای انقلاب بود؟ بدون شک هدف از ترور او را می توان ضربه ای علیه مسئولان انقلاب تلقی کرد و یا اینکه مشاجرات اخیر در کیهان انگیزه ترور وی بوده است. به هر حال ترور وی می تواند به مرحله جدیدی در سرکوب ضدانقلاب منجر شود، یعنی دستگیریهای بیشتر و سرکوب بیشتر هرگونه انتقاد از فعالیتهای شورای انقلاب و دادگاههای انقلاب است. تامست
بهزادنیا بر مطبوعات خارجی فشار بیشتری وارد می کند
سند شماره 312
محرمانه28 اوت 1979 6 شهریور 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 9514به: سازمان ارتباط بین المللی، واشنگتن دی. سی
موضوع: بهزادنیا بر مطبوعات خارجی فشار بیشتری وارد می کند
علی بهزادنیا، معاون وزیر در امور مطبوعات خارجی در وزارت ارشاد ملی نمایندگان آسوشیتدپرس و رویترز را امروز به دفتر خود فراخواند تا نارضایتی دولت خود را از نحوه پوشش این آژانس های خبری در رابطه با کردستان و به خصوص محاصره سقز ابراز دارد. فردانیز نوبت آژانس خبری فرانسه است. از آنجا که یونایتدپرس خبرنگار خود را به کردستان اعزام نکرده بود این آژانس خبری احضار نخواهد شد. بنا به گفته فیل دوپولوس سرپرست
دفتر آسوشیتدپرس، بهزادنیا گفته است که وی از سفارت آمریکا در واشنگتن شکوائیه ای دریافت داشته است که در آن گفته شده که خبرگزاریهای بین المللی «کردستان را شعله ور» توصیف کرده اند. بنا به گفته دوپولوس بهزادنیا افزود «من دوست ندارم شما را مورد تهدید قراردهم تا ایران را ترک گویید.» دوپولوس در پاسخ گفت «ما رویداد را مسئولانه گزارش کرده ایم.» به طور مثال، گزارشگران ما دیده بودند که هلی کوپترها سقز را گلوله باران می کردند و موضوع نیز از همین قرار بود.» در رابطه با پارس که آژانس خبری دولتی است، دوپولوس ترجمه های اخبار گزارش شده توسط آژانس های بین المللی توسط پارس را ضعیف و گمراه کننده عنوان کرد. بهزاد نیا از آسوشیتدپرس خواست که یک نسخه از این گزارشات را به دفتر وی ارسال دارد، لیکن دوپولوس پاسخ داد که «از آنجا که دفتر شما آبونه گزارشات ماست، شما به آن دسترسی دارید.» وی به بهزادنیا گفت که وضع ارتباطی بین وزارت ارشاد ملی و سرویس های خبری ضعیف است و تقاضای دریافت یک نسخه از قوانین جدید مطبوعاتی را نمود ولی هیچ گونه نسخه رسمی در اختیار آنها گذاشته نشده است.
بهزادنیا گفت «تا به حال این مقررات منتشر نشده ولی گذشته از آن، این مسئله یک سیاست داخلی است.» و پس از آن وی به دوپولوس گفت که میناچی وزیر ارشاد ملی در هفته آینده برای روزنامه نگاران خارجی سخنرانی خواهد کرد و احتمالاً نسخه ای از این قوانین و مقررات را در اختیار آنها قرار خواهد داد. گریوز
مسایل حقوق بشر
سند شماره 313
محرمانه29 اوت 1979 7 شهریور 1358
از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی 227480به: سفارت آمریکا، تهران
موضوع: مسایل حقوق بشر
1- (محرمانه تمام متن)
2- دفتر وزارت امور خارجه آمریکا آقا زاده کاردار سفارت ایران در آمریکا را در بیست و نهم اوت احضار کرد تا مسایلی را که در زمینه حقوق بشر موجب نگرانیهایی در میان دوستان ایران در این کشور شده است با وی در میان بگذارد.
3- اولین موضوع به اعمال گروههای مسلح ناشناس مربوط می شود که اسناد و اموال کلیساهای مسیحی و بیمارستانهای وابسته به کلیسا را در تهران و اصفهان ضبط کرده اند. و در همین رابطه اطلاعاتی از کلیساها دریافت کرده ایم. به نظر ما دولت موقت بایستی اقدامات عاجلی جهت رفع این مشکلات به عمل آورد. آقازاده گفت یک نامه (احتمالاً از شورای ملی کلیساها) داشته و آن را سریعاً به تهران مخابره کرده است. او گفت که اطمینان واثق دارد که دولت موقت در امتداد سیاستهای اعلام شده اش ملزم به رعایت و حمایت از حقوق اقلیت ها می باشد. اگر اخیراً از طرف وزارت خارجه با او تماس گرفته نشده بود او به یزدی تلفن می زد.
اما او توجه یزدی را نسبت به نگرانی اخیر ما جلب خواهد کرد.
4- دومین مسئله حکم دستگیری متین دفتری بود. وزارت خارجه آمریکا گفت متین دفتری در آمریکا خصوصاً در میان گروههای آزادیخواه طرفدار انقلاب دوستان بسیار بانفوذی دارد. همچنین وزارت خارجه آمریکا به آقازاده گفت که متین دفتری در سالهای قبل از انقلاب چهره شناخته شده و سخنگویی با نفوذ برای مخالفان رژیم گذشته بوده است. دوستان متین دفتری از جمله رامزی کلارک در آمریکا نگران سلامتی او هستند و واکنش ایشان نسبت به رفتار دولت موقت با متین دفتری می تواند به اعتبار انقلاب ایران لطمه وارد کرده و منافع ایران را به مخاطره افکند. آقازاده گفت این موضوع پیچیده و مشکلی است و تنها افزود که خواه جاه طلبیهای وی جنبه اجتماعی داشته باشد یا فردی، به نظر می رسد که مطابق با امیال توده های مردم ایران نبوده است. آقازاده خاطرنشان کرد که اظهار علاقه ما را نسبت به تهران گزارش خواهد کرد.
5- در خاتمه مأمور وزارت خارجه توجه ها را به عکس روی جلد اعدام کرد ه ها جلب کرد و اشاره نمود که این نوع وقایع موجب بروز مشکلات جدی برای ایران در این کشور خواهد شد. موضوع روشن بود و آقازاده اظهارنظری نکرد. ونس
بختیار در پاریس
سند شماره 314
محرمانه30 اوت 1979 8 شهریور 1358
از: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی 9035به: سفارت آمریکا، تهران
موضوع: بختیار در پاریس
مأمور سفارت در فرانسه می گوید دولت موقت ایران هیچ گونه اعتراضی به دولت فرانسه در خصوص فعالیتهای بختیار در این کشور نکرده است. با توجه به سابقه اقامت خمینی در فرانسه و رویه فرانسویها در این مورد هیچ گونه اعتراضی قابل انتظار نیست. مأمور سفارت گفت ارزیابی دولت فرانسه از آینده سیاسی بختیار شبیه ماست یعنی اینکه فعالیت او محدود به طبقات متوسط و بالاست و امید کمی برای جذب هواداران زیاد وجود دارد. ونس
بازگشت کیهان اینترنشنال
سند شماره 315
استفاده محدود اداری2 سپتامبر 1979 11 شهریور 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 9719
به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی.سی
موضوع: بازگشت کیهان اینترنشنال
1- پس از پنج ماه غیبت، کیهان اینترنشنال انگلیسی زبان بار دیگر منتشر شده است. این نشریه چهار صفحه ای روز شنبه مورخ اول سپتامبر در خیابانها سر در آورد و بار دیگر تحت
کنترل و نظارت سردبیر رام نشدنی آن یعنی کاظم زرنگار به کار خود ادامه می دهد.
2- زرنگار در سرمقاله انتشار مجدد خود می گوید «این سیاست نبود که انتشار ما را متوقف ساخت و دوباره ما را بازگرداند.» بنا به گفته زرنگار مشکلات اقتصادی چون از دست رفتن درآمد تبلیغاتی، خروج خوانندگان خارجی و هزینه سرسام آور افزایش کارمند، روزنامه را فلج نمود.»
وی می افزاید، بازگشت روزنامه بدین معنی نیست که این مشکلات از بین رفته اند، بلکه بدین معنی است که با کاهش کارمند و امید به بهبود وضع اقتصادی شاید بتوانیم به کار خود ادامه دهیم.
3- زرنگار که به خوبی از محدودیت های اجرایی به خاطر وابستگی روزنامه با علما از طریق مهدیان بازاری و به خاطر تأمین هزینه های آن از طریق بنیاد مستضعفان آگاه است، در مورد صحنه مطبوعاتی چنین می نگارد: «ما به این نتیجه رسیدیم که اظهارنظر بیش از حد و گزارش عینی بسیار ناچیز بود... به گزارش و تحلیل اخبار به نحو مستقل، مورد اعتماد و خالی از تعصب و غرض ورزی نیاز شدیدی وجود دارد.»
زرنگار انقلاب اسلامی را «بر پایه تعهدات اجتماعی و عدالت اقتصادی، دموکراسی سیاسی و تضمین آزادیهای اساسی» عنوان می کند. وی با تأکید می گوید که ایران دیگر از نظر اقتصادی به خارجیها وابسته نیست لیکن یادآور می گردد که «اقتصاد و بازار پول آن را نمی توان از اقتصاد بین المللی جدا ساخت.»
4- نظریه: زرنگار یکی از افرادی است که جان سالم بدر برده و سعی دارد از این اوضاع پرتلاطم حداکثر استفاده را نصیب خود سازد. زرنگار که از وابستگان نزدیک مالک قبلی روزنامه کیهان یعنی مصباح زاده است، سعی داشته است با دریافت حقوق بازنشستگی کافی از کار در این سازمان خودداری کند.
مدیرکل مهدیان پیشنهاد زرنگار را نپذیرفته و اخیراً مانع از کار مستقلانه وی با یکی از روزنامه های انگلیسی زبان شد که چاپخانه های کیهان را اجاره کرده و حدود شصت نفر چاپچی و اعضای پیشین کیهان اینترنشنال از بخش آگهی ها نیز حقوق خود را از این روزنامه دریافت می داشتند. مهدیان نتوانست این گروه را که نیمی از آنها کارمندان اصلی کیهان اینترنشنال بودند اخراج نماید، چون می ترسید که با چاپچی های حزب اللهی نشریه فارسی کیهان در ارتباط باشند. زرنگار نیز یکی از مهره های همین کارگران به حساب می آید چون او را فردی می دانند که می تواند به طور کامل موجب استخدام آنها بشود.
علاوه بر این به زرنگار دستور داده شده که از کشور خارج نشود ولی او نمی گوید که چه کسی این دستور را به وی داده است. بنابراین وی چاره ای ندارد مگر آن که وقت خود را با بازیچه ای چون کیهان اینترنشنال بگذراند، که قادر نیست بیش از شش هزار خواننده را دربر گیرد. گریوز
گزارش وضعیت ماهانه مربوط به ماه اوت
سند شماره 316
محرمانه2 سپتامبر 1979 11 شهریور 1358
از: سفارت آمریکا، تهرانبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
موضوع: گزارش وضعیت ماهانه مربوط به ماه اوت
I. تهدیدات
ارزیابی:
الف- هنوز میزان خشونت بالقوه در ایران زیاد است. موارد زیادی از بی بند و باری در نتیجه انقلاب وجود دارد و این موضوع در تمام سطوح جامعه به چشم می خورد. بیکاری شدید یک مسئله است و تضادهای عقیدتی، اجتماعی و نژادی به چشم می خورد. اگرچه گفته می شود این مسایل همیشه در ایران وجود داشته ولی عدم وجود یک قدرت مرکزی مؤثر که بتواند این مسایل را حل کند یک اشکال است.
دولت ایران به نخست وزیری بازرگان هنوز کنترل کامل اوضاع مملکت را به دست نیاورده است و مرتباً به وسیله دولت سایه به رهبری آیت الله روح الله خمینی عقب زده می شود، و این موضوع اغلب برای حل مسایلی که در اثر انقلاب ظاهر شده است، تولید اشکال و حتی گاهی حل آن را غیرممکن می سازد. اعضاء کابینه دولت به دفعات به علت مخالفت یا مداخله شوراها و کمیته های انقلابی و در نتیجه عدم توانایی در انجام وظایف محوله استعفای خود را تقدیم کرده اند.
مراکز امنیت محلی و سازمانهای قانونی (مانند پلیس و ژاندارمری) به عنوان واحدهای پابرجا وجود ندارد. ارتش که در امنیت داخلی نقشی نداشته عملاً غیرفعال است. این نیروها برای شرکت در فعالیتها که ممکن است سرکوبی دیگر ایرانی ها باشد به شدت بی میل هستند. محاکمه و اعدام (تاکنون بیش از 400 مورد) همچنان بر علیه پلیس، ژاندارمری و پرسنل ارتش که قبل از انقلاب در قسمتهای امنیتی بوده اند ادامه دارد و این یک عامل تضعیف روحیه در این دستگاهها و همچنین باعث بی میلی پرسنل برای وارد شدن به عملیات امنیتی می شود. یک نمونه جالب از این احساس ترس گفتگویی است که اخیراً بین یک کارمند سفارت و یک مقام عالی رتبه پلیس ایران اتفاق افتاد. (مربوط به RSO بوده.)
افسر پلیس می گفت او امکانات و اجازه آرام کردن هر اغتشاش بزرگ را حتی اگر لازم باشد با توسل به زور، دارد.
او می گفت که اگر این قدر احمق باشد که چنین دستوری را بدهد باز هم زیردستانش از او اطاعت نمی کنند. ثانیاً او از این جور دستورات نخواهد داد زیرا ممکن است در آینده تلافی کنند. به نظر نمی رسد که این نیروها در امنیت داخلی کشور نقشی داشته باشند مگر اینکه یک دولت مرکزی نیرومند با سابقه پاک و حمایت عمومی وجود داشته باشد.
با وجود عدم فعالیت پلیس، ژاندارمری و ارتش، خلأ تأمین امنیت خواه ناخواه به وسیله