بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 656

بایگانی و سیستم مدیریت که در نتیجه حمله 14 فوریه 1979 از بین رفته است یاری دهد.

- متخصص امنیتی چاک سوپر برای اداره کار در قسمت امنیت و تقویت آن خواهد آمد.

- ادامه مذاکره بانیروی امنیتی منظم برای حفاظت از سفارت.

- انتظار می رود که ساختمان جدید کنسولی در سپتامبر باز شود.

- در طول ماه سپتامبر مقامات مربوطه (ناظر امنیتی منطقه ای) سفارت را بازرسی می کنند.

- وابسته دفاعی، هالند پس از بازدید در 3 سپتامبر بازخواهد گشت.

- S/A مک کارتی در سوم سپتامبر به آمریکا می رود.

IV. غفلت و کوتاهی

- هیچ.

V. تفنگداران دریایی و متخصص

- در 14 اوت قسمت تفنگداران دریایی به عنوان یک واحد قابل تقدیر عمل نمود.

- در 8 اوت 4 تفنگدار دریایی وارد سفارت شدند.

- در 16 اوت 2 تفنگدار دریایی از سفارت خارج شدند.

- قسمت تفنگداران دریایی در T/04 باقی ماند.

- در 20 اوت گالوگوس به درجه سروانی ارتقاء یافت.

حمله به دفاتر لاکهید در تهران

سند شماره 317

محرمانه2 سپتامبر 1979 11 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهرانبه: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: حمله به دفاتر لاکهید در تهران

1- (محرمانه تمام متن)

2- نماینده لاکهید در تهران شروگز در تاریخ 2 سپتامبر به سفارت اطلاع داد که دفاتر قبلی او در اول سپتامبر غارت شده اند. شروگز به سفارت گفت که کارکنان تلفنهایی در طول روزهای گذشته دریافت کرده بودند که گفته شده بود این دفاتر به زودی مورد حمله قرار خواهند گرفت. از آنجایی که شروگز در نظر داشت که به دفاتر جدید اسباب کشی کند، این اسباب کشی را زودتر انجام داد و قبل از اینکه دفاتر مورد غارت و چپاول قرار گیرد از آنجا رفته بود. هیچ کس در این حادثه آسیب ندید.

3- سفارت از جزئیات حادثه و اینکه چه کسانی ممکن است این کار را کرده باشند اطلاعی ندارد. ما در حال تحقیق هستیم و به محض دریافت هرگونه اطلاعات گزارش خواهیم کرد. تامست

«سانسور» سخنرانی نخست وزیر


صفحه 657

سند شماره 318

استفاده محدود اداری5 سپتامبر 1979 14 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9816

به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: «سانسور» سخنرانی نخست وزیر

1- رادیو و تلویزیون دولتی ایران چندین بار پخش سخنرانی نخست وزیر بازرگان را به تأخیر انداخته است. پس از اعمال فشار، رادیو و تلویزیون ملی ایران توضیح داد که سخنرانی ضبط شده بنا به درخواست بازرگان پس از آنکه یکی از ناظران فنی «مشکلات» موجود در ضبط آن را گوشزد نمود، تصحیح شده است. متن تصحیح شده سخنرانی سرانجام در آخر شب روز 31 اوت (9 شهریور) پخش شد و نشان داد که بازرگان در پاسخ به انتقادهای انجام شده از دولت خود شرح داده است که دولت موقت ایران فاقد قدرت واقعی می باشد. بازرگان فاش ساخت که یک بار دیگر از خمینی خواسته است که وی را از مسئولیت نخست وزیری معاف دارد.

2- شایع شده است که مرد نیرومند رادیو و تلویزیون ایران یعنی قطب زاده مستقیماً در «تحریف» سخنرانی بازرگان دست داشته و عباراتی را که نشان دهنده نارضایتی بازرگان از خمینی و افراط گری های انقلاب است یعنی قضاوت دادگاههای انقلابی، تخلف از قوانین بین المللی قضایی در کردستان، حذف کرده است. منابع اظهار داشته اند که پنج نکته ذیل از سخنرانی بازرگان حذف گردیده است.

الف) پاسخ تند نخست وزیر به خمینی که در آن وی نخست وزیر را «لاک پشت» خوانده است؛

ب) نکته دیگری مبنی براینکه «اگر من به قدر کافی انقلابی بودم نمی گذاشتم قطب زاده تلویزیون را تحت کنترل درآورده و به من حمله ور شود»؛

ج) اظهارنظر در مورد ملاقات نخست وزیر با آیت الله شریعتمداری که طی آن آیت الله پیشنهاد کرده بود که بازرگان باید مسلمان بودن خود را ثابت کرده و از مقام خود استعفا نماید؛

د) اشاره به مقصود خمینی مبنی بر اینکه وی می خواهد رسماً کنترل دولت را به عهده گیرد؛

ه ( پاسخ شدید دیگری به اتهام مطرح شده از سوی خمینی مبنی بر پارتی بازی توسط بازرگان. گریوز

راهپیمایی آرام به مناسبت 17 شهریور

سند شماره 319

محرمانه9 سپتامبر 1979 18 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9901به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: راهپیمایی آرام به مناسبت 17 شهریور

1- (محرمانه تمام متن)


صفحه 658

2- راهپیمایی ها و سخنرانی ها به مناسبت سالگرد کشتار میدان ژاله در 17 شهریور (9 سپتامبر 1978) بدون هیچ حادثه ای و آرام برگزار شد. راهپیمایان از نقاط معین شهر به سمت میدان شهدا برای شنیدن سخنرانی حرکت کردند. به نظر می رسید راهپیمایان که دیپلماتهای مختلف شاهد آنها بودند و از تلویزیون نیز تصویرشان پخش می شد بسیار خوب سازماندهی شده بودند و اوضاع تا حدی شبیه حالت تعطیلات بود. یک شاهد عینی اظهار داشت که راهپیمایان فاقد خودجوشی تظاهرکنندگان اوایل سال بودند. در سخنرانی های راهپیمایی به طور معمول امپریالیسم و صهیونیسم محکوم می شد اما در گزارشات مطبوعات از ایالات متحده به عنوان یک هدف مشخص ذکری به میان نیامده بود. تامست

درگذشت طالقانی

سند شماره 320

محرمانه11 سپتامبر 1979 20 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 9968به: وزارت امورخارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: درگذشت طالقانی

1- (محرمانه تمام متن)

2- درگذشت آیت الله طالقانی موجب برانگیختگی عظیم اندوه عمومی در تهران و استانهای دیگر شد. دیروز جمعیت عظیمی در تهران مانع برگزاری مراسم تدفین شدند که تا ساعت 6:30 صبح امروز (11 سپتامبر) ادامه داشت. حدود یک میلیون نفر شب را در گورستان بهشت زهرا در انتظار مراسم تدفین طالقانی سپری کردند.

رادیو و تلویزیون برنامه های عادی خود را برای 3 روز متوالی قطع کرده و عزای عمومی اعلام شده است. جمعیت عزادار در سراسر مملکت شعار می دادند «مطهری: برایت مهمان رسیده» و «طالقانی: شهادتت مبارک»

3- این ابراز اندوه بیانگر محبوبیت طالقانی در میان تقریباً همه طبقات مردم ایران است. دلایل محبوبیت وی به طور خلاصه شامل موارد زیر است:

الف) او به هیچ طبقه یا ناحیه خاصی تعلق نداشت و بیشتر به مثابه یک آشتی دهنده و راهنما در مشاجرات میان طبقات اجتماعی و گروههای قومی مختلف عمل می کرد. وی در ماه مارس در حل منازعات سنندج اقدام کرده بود و مناقشات تُرک و کُرد در نقده را میانجیگری کرده است.

ب) شخصاً، او خود را رئوف و گاهی اوقات از نظر سختگیری برخلاف خمینی نشان داد. خیلی ها به خاطر دارند که چطور او علیرغم وضعیت نامساعد جسمی ساعتها در زیر آفتاب جهت اجرای مراسم نماز جمعه می ایستاد. او در سخنرانی هایش جنبه های رأفت آمیز از اسلام را حمایت می کرد که تا حدودی با نظرات تند خمینی علیه اقدامات غرب مغایرت داشت.

ج) خیلی از لیبرالها، گروههای غرب گرا و چپ های مارکسیست، به طالقانی به عنوان یک


صفحه 659

حامی و پشتیبان نگاه می کردند. طالقانی به مثابه سپری در مقابل تندرویهای حاکمیت مذهبی تلقی می شد.

د) مخالفت درازمدت او با رژیم شاه که برایش چیزی به جز زندان، تبعید و شکنجه به همراه نداشت، اعتماد خیلی از افرادی را که مورد تعقیب و آزار رژیم سلطنتی قرار گرفته بودند جلب کرد. او از لحاظ شخصیتی مثل خمینی شریف بود و تحت حمایت قدرتهای خارجی قرار نداشت.

4- محبوبیت طالقانی در خلال زندگیش، بیشتر به واسطه تصدی مقام امامت جمعه تهران آشکار شد. نمازهای هفتگی اش در دانشگاه تهران (و آخرینش در بهشت زهرا در 7 سپتامبر) حدود 2 میلیون نفر را پشت سرش جهت ادای نماز جمع می کرد. انتخاب دانشگاه تهران به عنوان محل نماز جمعه عمدتاً به واسطه نقش طالقانی به مثابه میانجی بین طبقات مذهبی و روشنفکران غیرمذهبی بود. نماز جماعت پشت سر او برای مسلمانان ایران، صریح ترین راه بیان اعتمادی بود که طالقانی می توانست نشان دهد. (تحت رژیم سلطنت، برگزاری نماز جمعه بی مصرف بود زیرا هیچ کس پشت سر امامی که توسط شاه تعیین می شد نماز نمی خواند).

5- اعلام وفات طالقانی در دهم سپتامبر آشکار ساخت که او ریاست شورای انقلاب را به عهده داشته است. این اعلامیه اولین پذیرش رسمی عهده دار بودن چنین پستی از سوی طالقانی محسوب می شد.

6- طی بیانیه ای که در دهم سپتامبر توسط دفتر امام خمینی منتشر شد آیت الله حسینعلی منتظری به عنوان امام جمعه تهران معرفی گردید. در این بیانیه هیچ ذکری از جانشین طالقانی به عنوان رئیس شورای انقلاب نشده است.

جالب توجه خواهد بود که ببینیم آیا منتظری که خیلی با خمینی نزدیک است، به اندازه طالقانی برای نمازهای جمعه اش پیرو خواهد داشت و یا اینکه آیا نماز جماعت کماکان در دانشگاه تهران برپا خواهد شد یا نه؟

7- طالقانی به گروههای لیبرال و چپ رادیکال که اخیراً مورد حمله خمینی و متحدینش قرار گرفته اند نزدیک بوده است. مجاهدین خلق به او به عنوان یک رهبر و حامی نگاه می کردند. او همچنین از نزدیک با نهضت آزادی ایران وابسته به نخست وزیر بازرگان رابطه داشت. در عین حال طی هفته های قبل از مرگش طالقانی موضع سخت تری علیه کمونیستها و حزب دموکرات کردستان که آنها را متهم به داشتن حمایت شوروی می کرد، اتخاذ نمود. خطبه 24 اوت او حاوی مطالب شدیدی علیه کمونیستها و متحدینشان بود.

8- گرچه طالقانی حملات اخیر خمینی راجع به تأثیرات غربی در زندگی ایرانی را تکرار نکرد، ولی ظاهراً هرگونه اختلافی را با امام حل کرده بود. احتمالاً طالقانی احساس کرده بود که او تدریجاً به کانونی برای گروههای مخالف تبدیل می شد که هدفشان ضدیت با انقلاب اسلامی بود. این ترس به همراه اعتقاد عمیق طالقانی نسبت به ضرورت رهبری متحد منجر به


صفحه 660

مسکوت گذاردن اختلافاتش با رهبری خمینی شده بود.

اگرچه بدگمانان ممکن است بگویند که طالقانی با انتصابش به عنوان امام جمعه سازش کرد، اما بیشتر محتمل است که او نگران این موضوع بود که مخالفت هایش موجب ترغیب کسانی شود که اساساً با انقلاب دشمن هستند.

9- طالقانی هیچ سازمان یا میراث سیاسی به جا نگذاشته است. وفاداری توده های مذهبی، لیبرالها و چپ ها به او شدیداً جنبه شخصی داشت. مثلاً آیت الله شریعتمداری از این اندازه جاذبه و یا هواداری شدیدی در میان گروههای مختلف برخوردار نمی باشد. ما نمی دانیم برای آن گروههایی که طالقانی را به عنوان حامی نهایی خود می دیدند چه اتفاقی خواهد افتاد اما در حال حاضر هیچ کس نیست که به عنوان تعدیل کننده و سازش دهنده جای او را بگیرد.

ممکن است زمانی این گروهها که به استثنای یک احساس عمیق نسبت به طالقانی وجه مشترک دیگری نداشته اند، بتوانند شخص دیگری پیدا کنند که طرفداری شان را بر روی او متمرکز سازند. ضمناً ما می توانیم انتظار تضعیف بیشتر جنبش غیرمذهبی را داشته باشیم که با وفات طالقانی یک حامی قدرتمند خود را از دست داده است.

در عین حال خمینی بدون تردید از فقدان یک واسطه با گروههایی که با بعضی از عقاید مذهبی افراطی وی مخالف هستند، زیان خواهد دید. لینگن

مسکو در مراسم سالگرد جمعه سیاه در ایران

سند شماره 321

12 سپتامبر 79 21 شهریور 1358

از: دفتر رسیدگی کشورهای مشترک المنافع، نیکوزیا 2342

به: دفتر رسیدگی کشورهای مشترک المنافع، واشنگتن دی. سی

موضوع: مسکو در مراسم سالگرد جمعه سیاه در ایران

(موارد برگزیده) شنوندگان عزیز، یک سال پیش در 17 شهریور (23 اوت-22 سپتامبر)، بنا به دستور شاه قاتل، سربازان به طرف مردم که در میدان ژاله اجتماع کرده بودند که اکنون به نام میدان شهدا خوانده می شود آتش گشودند و باعث جاری شدن خون شد.

در میدان ژاله هزاران نفر از مردم بی گناه به وسیله تیراندازی یا زیر چرخ های تانک از بین رفتند. این روز به عنوان جمعه سیاه نامگذاری شد. این روز به عنوان صفحه ای از تاریخ نبرد ملت ایران و هم چنین روزی که یادآور قربانی کردن جانها به خاطر آزادی بود، ثبت شد.

چند روز پیش فیلمی تحت عنوان آزادی ایرانیان در فستیوال فیلمهای مسکو به نمایش گذاشته شد. در این فیلم دورنمای حقیقی انقلاب ضبط شده بود. این فیلم حاوی مناظری از قبیل گورستان جایی که تعداد بی شماری سنگ قبرهای تازه، گل های سرخ که شبیه خون می باشند، و زنهای گریان که موهای خود را می کندند و بچه ها به خاطر آنهایی که جان خود را به خاطر استقلال مملکت پس از سالهای سال از دست داده بودند گریه می کردند.


صفحه 661

گزارشها از شهرهای مختلف بود. زنان و مردانی که می گفتند مرگ بر شاه، استقلال، خارجی گورتو گم کن و مناظر دیگری که برای نسل های آینده ضبط شده بود. شاه با چشمانی وحشت زده و ترس از انتقام نشان داده شده بود. که اطراف او را مردان درباری که وفاداری خود را با بوسیدن دست او نشان می دادند، دست کسی که مسئول کشتار دهها هزار نفر از بهترین دختران و پسران ملت ایران می باشد، بعد از دیدن این فیلم، می خواستیم اطمینان بدهیم که از دست دادن این همه قربانی کاری عبث و بیهوده نبوده است. این ملت یک انقلاب جهانی و یک انقلاب ضدامپریالیستی انجام داده.

ملتی که به خاطر آزادی در گذشته تعداد بی شماری قربانی و ناقص العضو داده، شایسته بهترین سرنوشت می باشد. فیلم برای آزادی که حوادث دوران انقلاب را نشان می داد نمی شد بدون درد و هیجان به تماشایش نشست. بیشتر کسانی که فیلم را می دیدند نمی توانستند جلوی گریه خود را بگیرند و در عین حال یک احساس دوستی صمیمانه و همبستگی و احترام برای ایران و تلاشش در راه عدالت در خود می یافتند. ولی در دل کسانی که خود در جریان حوادث بوده و نقش آفرینان حماسه هایی بودند که فیلم آنها را بازگو می کرد چه می گذشت و چه احساسی بود. هنوز امپریالیستهای داخلی و ارتجاعیون دست از سنگرهای خود نکشیده اند و آنها از هیچ کوششی برای دست یافتن به راه و طریقی برای جلوگیری از ساختن ایرانی آباد و آزاد دریغ نخواهند نمود. ایجاد برخورد ملی و مذهبی بین گروههای مختلف مردم و کوشش برای دامن زدن و گسترده نمودن احساسات ضدکمونیستی و ضدروسی از روشهای آنهاست. اما مهم نیست که تا چه اندازه کوشش می کنند مهم این است که آنها قادر به برگرداندن چرخهای تاریخ نخواهند بود.

17 شهریور در ایران روز عزای ملی اعلام شده اجازه ندهید که روزی دیگر شبیه آن در تاریخ ایران پیدا شود و اجازه ندهید جمعه سیاه تکرار گردد.

انجمن ایران و آمریکا در شیراز

سند شماره 322

استفاده محدود اداری13 سپتامبر 1979 22 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10040به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: انجمن ایران و آمریکا در شیراز

1- وابسته مطبوعاتی و مأمور منطقه ای مک گافی در روزهای 8/9 و 9/9 از شیراز بازدید به عمل آوردند تا مشکلات مربوط به انجمن ایران- آمریکا در شیراز را بررسی نمایند. مشاهدات و پیشنهادات ما ذیلاً ارائه می شود:

2- ساختمان انجمن ایران و آمریکا در شیراز هم اکنون و از ماههای قبل، توسط مجاهدین خلق تصرف شده است و هنوز در اختیار آنان است. مجاهدین خلق که یک گروه چپگرا هستند از این ساختمان به عنوان ستاد خود در شیراز استفاده می نمایند. قبل از تصرف کامل آن،


صفحه 662

ساختمان چندین بار مورد تهاجم قرار گرفته بود و خسارات اساسی به طبقات اول و دوم آن وارد آمده بود. مخارج تعمیرات اولیه حدود 60000 دلار تخمین زده شده بود، ولی ما دریافته ایم که مجاهدین تعمیراتی در ساختمان به عمل آورده اند. ما ارزیابی روشنی از میزان وسائل و تجهیزات باقی مانده در ساختمان نداریم ولی مقداری از تجهیزات توسط مجاهدین به محل دیگری برده شده اند. ضبط صوت ها و مقداری از تجهیزات کلاس ها قبل از تصرف ساختمان به انبار منزل یکی از کارکنان انجمن در شیراز برده شده و در آنجا نگهداری می شوند.

3- کارمندان انجمن ایران- آمریکا (که کلیه آنها بیکار هستند) به وزیران کار و دادگستری شکایت کرده اند تا حقوق عقب مانده و حقوق بازخریدی خود را دریافت نمایند. ظن زیادی می رود که وزیر دادگستری تصمیم بگیرد (در صورتی که راه حل دیگری یا دادخواست متقابلی وجود نداشته باشد) ساختمان را برای پرداخت مطالبات کارکنان به فروش رساند. انتظار می رود که یک تا دو هفته دیگر حکم صادر شود.

4- هیأت مدیره انجمن ایران و آمریکا در حال حاضر وجود ندارد و مدیر دروس (از سوی رئیس هیأت مدیره) تقریباً با وجهه قانونی عمل می کند و مسئولیت های انجمن را، به عهده دارد. در غیاب هیأت مدیره و مدیر اجرایی قانونی، حساب بانکی انجمن غیرقابل استفاده است. این موضوع، ظاهراً نمی تواند مانعی در مقابل اختیارات وزیران در فروش ساختمان و زمین آن شود (که تقریباً کاملاً بهای آن معادل صدها هزار دلار پرداخت شده است).

5- وابسته مطبوعاتی و مأمور ما در منطقه با کارکنان و یک وکیل در شیراز به طور غیررسمی ملاقات نموده اند (که یکی از اعضای رسمی هیأت مدیره بود). آنها ابتدا مأیوس بودند، ولی خیلی سریع با این تصور که به زودی کارهای انجمن از سر گرفته خواهد شد، به هیجان آمدند و به مسئله علاقه مند گردیدند. ما خطوط کلی خط مشی برای از سر گرفتن فعالیت مجدد انجمن را که مورد قبول کارمندان بود، مشخص نمودیم. کارمندان پیشنهاد نمودند که در صورت امکان از سر گرفتن مجدد کارشان در انجمن ایران- آمریکا، دادخواست اعلام خسارت خود را پس خواهند گرفت.

6- پیشنهاد ما شامل تشکیل سریع هیأت مدیره و انتصاب یک مدیر اجرایی ایرانی (که احتمالاً همان مدیر دروس فعلی خواهد بود) می گردید. استفاده از مدیر اجرایی موجب صرفه جویی در پرداخت یک حقوق اضافی دیگر می گردد. همچنین این امتیاز را دارد که در جوّ موجود و طبیعت جامعه ایرانی، یک نماینده رسمی ایرانی از سوی انجمن، می تواند بسیار کارساز باشد. هم زمان با آن موضع یک مدیر اجرایی آمریکایی را در آینده و شرایط مناسب، حفظ خواهد نمود.

7- ما بعداً پیشنهاد کردیم که وکیل دائمی ما در تهران (و هیأت مدیره انجمن ایران و آمریکا) به شیراز پرواز نمایند تا مشکلات حقوقی را حل کنند، به آنها در بازسازی انجمن


صفحه 663

کمک نمایند و مطمئن شوند که دادخواست حقوقی در مورد واگذاری مجدد ساختمان به آنها به جریان نیفتد. (قسمتی از نابسامانی کنونی به علت عدم حضور یک هیأت مدیره قانونی یا مدیر انجمن ایران و آمریکا در محل است که ساختمان به وی تحویل گردد.)

8- اگر ساختمان در مدت زمان کوتاه تحویل نشود (این مسئله جداگانه ای بین دولت و چپی ها است)، برنامه این خواهد بود که از تسهیلات استیجاری استفاده شود. از آنجایی که انجمن ایران و آمریکا دارای اعتبار است و بازار تدریس زبان انگلیسی امیدوار کننده است، لذا تصور می رود که انجمن ایران و آمریکای شیراز بتواند درآمد لازم برای شروع کار مجدد را تأمین نماید. علاوه بر این انجمن در حساب بانکی بلااستفاده خود مبالغی دارد که اگر کارکنان آن دادخواست اعلام خسارت خود را پس بگیرند، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

9- سازمان ارتباطات بین المللی در تهران مبلغ 8500 دلار در سال 1979 به صورت اعتبار مالی برای انجمن ایران و آمریکا در شیراز در بانک دارد که هنوز برداشت نشده است. در غیاب هیأت مدیره قانونی در محل تصمیم داشتیم که آن را به انجمن ایران- آمریکا در تهران اختصاص دهیم. این مبلغ توسط انجمن تهران برای حسابهای قانونی انجمن ایران و آمریکا در شیراز حواله خواهد شد تا آنها برای مخارج اولیه، وسائل آموزشی و تجهیزات لازم از آن استفاده نمایند.

10- شیراز یک شهر بسیار مهم است، و ما معتقدیم ادامه فعالیت انجمن ایران و آمریکا در شیراز می تواند نقش مؤثری در بازسازی روابط بین ایالات متحده- ایران ایفاء نماید. انجمن بازده بسیار خوبی در مدت بیست سال خدمت خود داشته و در سالهای آخر کاملاً خودکفا بوده است.

مسایل و مشکلات جاری می تواند توسط ایرانیان حل شود، ولی حضور مستقیم ایالات متحده در پشت صحنه و کمک و مشاورت به آنها حیاتی و سرنوشت ساز است.

11- با فرض اینکه انجمن ایران و آمریکا در شیراز کارهای خود را از سر گیرد، ما می دانیم که نقش USICA در ادامه تأمین کمکهای مالی (به طور رسمی 17000 دلار در سال) برای حقوق مدیر اجرایی، لازم خواهد بود. این کار ما را به صورت همکاران قابل اطمینان معرفی می کند و موجب نفوذ ما می گردد (خارج از آن قسمت از درگیری مستقیم ما که خیلی کم خواهد بود) و به ما این اطمینان را می دهد که مدیر اجرایی همواره یک آمریکایی باقی خواهد ماند. ما همچنین آماده خواهیم بود که در مورد تأمین وسائل کمک آموزشی به آنها کمک و مشاوره بدهیم. ما برای امور مشورتی یک متخصص الکترونیک به انجمن ایران و آمریکا در تهران مأمور خواهیم نمود.

12- هیأت مدیره انجمن ایران- آمریکا اکنون کاملاً توجیه شده اند و مشتاق کمک به سازمان مشابه خود در شیراز هستند.

13- تقاضای موافقت داریم. گریوز

مشکلات بازگشایی دانشگاه ها