بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 659

حامی و پشتیبان نگاه می کردند. طالقانی به مثابه سپری در مقابل تندرویهای حاکمیت مذهبی تلقی می شد.

د) مخالفت درازمدت او با رژیم شاه که برایش چیزی به جز زندان، تبعید و شکنجه به همراه نداشت، اعتماد خیلی از افرادی را که مورد تعقیب و آزار رژیم سلطنتی قرار گرفته بودند جلب کرد. او از لحاظ شخصیتی مثل خمینی شریف بود و تحت حمایت قدرتهای خارجی قرار نداشت.

4- محبوبیت طالقانی در خلال زندگیش، بیشتر به واسطه تصدی مقام امامت جمعه تهران آشکار شد. نمازهای هفتگی اش در دانشگاه تهران (و آخرینش در بهشت زهرا در 7 سپتامبر) حدود 2 میلیون نفر را پشت سرش جهت ادای نماز جمع می کرد. انتخاب دانشگاه تهران به عنوان محل نماز جمعه عمدتاً به واسطه نقش طالقانی به مثابه میانجی بین طبقات مذهبی و روشنفکران غیرمذهبی بود. نماز جماعت پشت سر او برای مسلمانان ایران، صریح ترین راه بیان اعتمادی بود که طالقانی می توانست نشان دهد. (تحت رژیم سلطنت، برگزاری نماز جمعه بی مصرف بود زیرا هیچ کس پشت سر امامی که توسط شاه تعیین می شد نماز نمی خواند).

5- اعلام وفات طالقانی در دهم سپتامبر آشکار ساخت که او ریاست شورای انقلاب را به عهده داشته است. این اعلامیه اولین پذیرش رسمی عهده دار بودن چنین پستی از سوی طالقانی محسوب می شد.

6- طی بیانیه ای که در دهم سپتامبر توسط دفتر امام خمینی منتشر شد آیت الله حسینعلی منتظری به عنوان امام جمعه تهران معرفی گردید. در این بیانیه هیچ ذکری از جانشین طالقانی به عنوان رئیس شورای انقلاب نشده است.

جالب توجه خواهد بود که ببینیم آیا منتظری که خیلی با خمینی نزدیک است، به اندازه طالقانی برای نمازهای جمعه اش پیرو خواهد داشت و یا اینکه آیا نماز جماعت کماکان در دانشگاه تهران برپا خواهد شد یا نه؟

7- طالقانی به گروههای لیبرال و چپ رادیکال که اخیراً مورد حمله خمینی و متحدینش قرار گرفته اند نزدیک بوده است. مجاهدین خلق به او به عنوان یک رهبر و حامی نگاه می کردند. او همچنین از نزدیک با نهضت آزادی ایران وابسته به نخست وزیر بازرگان رابطه داشت. در عین حال طی هفته های قبل از مرگش طالقانی موضع سخت تری علیه کمونیستها و حزب دموکرات کردستان که آنها را متهم به داشتن حمایت شوروی می کرد، اتخاذ نمود. خطبه 24 اوت او حاوی مطالب شدیدی علیه کمونیستها و متحدینشان بود.

8- گرچه طالقانی حملات اخیر خمینی راجع به تأثیرات غربی در زندگی ایرانی را تکرار نکرد، ولی ظاهراً هرگونه اختلافی را با امام حل کرده بود. احتمالاً طالقانی احساس کرده بود که او تدریجاً به کانونی برای گروههای مخالف تبدیل می شد که هدفشان ضدیت با انقلاب اسلامی بود. این ترس به همراه اعتقاد عمیق طالقانی نسبت به ضرورت رهبری متحد منجر به


صفحه 660

مسکوت گذاردن اختلافاتش با رهبری خمینی شده بود.

اگرچه بدگمانان ممکن است بگویند که طالقانی با انتصابش به عنوان امام جمعه سازش کرد، اما بیشتر محتمل است که او نگران این موضوع بود که مخالفت هایش موجب ترغیب کسانی شود که اساساً با انقلاب دشمن هستند.

9- طالقانی هیچ سازمان یا میراث سیاسی به جا نگذاشته است. وفاداری توده های مذهبی، لیبرالها و چپ ها به او شدیداً جنبه شخصی داشت. مثلاً آیت الله شریعتمداری از این اندازه جاذبه و یا هواداری شدیدی در میان گروههای مختلف برخوردار نمی باشد. ما نمی دانیم برای آن گروههایی که طالقانی را به عنوان حامی نهایی خود می دیدند چه اتفاقی خواهد افتاد اما در حال حاضر هیچ کس نیست که به عنوان تعدیل کننده و سازش دهنده جای او را بگیرد.

ممکن است زمانی این گروهها که به استثنای یک احساس عمیق نسبت به طالقانی وجه مشترک دیگری نداشته اند، بتوانند شخص دیگری پیدا کنند که طرفداری شان را بر روی او متمرکز سازند. ضمناً ما می توانیم انتظار تضعیف بیشتر جنبش غیرمذهبی را داشته باشیم که با وفات طالقانی یک حامی قدرتمند خود را از دست داده است.

در عین حال خمینی بدون تردید از فقدان یک واسطه با گروههایی که با بعضی از عقاید مذهبی افراطی وی مخالف هستند، زیان خواهد دید. لینگن

مسکو در مراسم سالگرد جمعه سیاه در ایران

سند شماره 321

12 سپتامبر 79 21 شهریور 1358

از: دفتر رسیدگی کشورهای مشترک المنافع، نیکوزیا 2342

به: دفتر رسیدگی کشورهای مشترک المنافع، واشنگتن دی. سی

موضوع: مسکو در مراسم سالگرد جمعه سیاه در ایران

(موارد برگزیده) شنوندگان عزیز، یک سال پیش در 17 شهریور (23 اوت-22 سپتامبر)، بنا به دستور شاه قاتل، سربازان به طرف مردم که در میدان ژاله اجتماع کرده بودند که اکنون به نام میدان شهدا خوانده می شود آتش گشودند و باعث جاری شدن خون شد.

در میدان ژاله هزاران نفر از مردم بی گناه به وسیله تیراندازی یا زیر چرخ های تانک از بین رفتند. این روز به عنوان جمعه سیاه نامگذاری شد. این روز به عنوان صفحه ای از تاریخ نبرد ملت ایران و هم چنین روزی که یادآور قربانی کردن جانها به خاطر آزادی بود، ثبت شد.

چند روز پیش فیلمی تحت عنوان آزادی ایرانیان در فستیوال فیلمهای مسکو به نمایش گذاشته شد. در این فیلم دورنمای حقیقی انقلاب ضبط شده بود. این فیلم حاوی مناظری از قبیل گورستان جایی که تعداد بی شماری سنگ قبرهای تازه، گل های سرخ که شبیه خون می باشند، و زنهای گریان که موهای خود را می کندند و بچه ها به خاطر آنهایی که جان خود را به خاطر استقلال مملکت پس از سالهای سال از دست داده بودند گریه می کردند.


صفحه 661

گزارشها از شهرهای مختلف بود. زنان و مردانی که می گفتند مرگ بر شاه، استقلال، خارجی گورتو گم کن و مناظر دیگری که برای نسل های آینده ضبط شده بود. شاه با چشمانی وحشت زده و ترس از انتقام نشان داده شده بود. که اطراف او را مردان درباری که وفاداری خود را با بوسیدن دست او نشان می دادند، دست کسی که مسئول کشتار دهها هزار نفر از بهترین دختران و پسران ملت ایران می باشد، بعد از دیدن این فیلم، می خواستیم اطمینان بدهیم که از دست دادن این همه قربانی کاری عبث و بیهوده نبوده است. این ملت یک انقلاب جهانی و یک انقلاب ضدامپریالیستی انجام داده.

ملتی که به خاطر آزادی در گذشته تعداد بی شماری قربانی و ناقص العضو داده، شایسته بهترین سرنوشت می باشد. فیلم برای آزادی که حوادث دوران انقلاب را نشان می داد نمی شد بدون درد و هیجان به تماشایش نشست. بیشتر کسانی که فیلم را می دیدند نمی توانستند جلوی گریه خود را بگیرند و در عین حال یک احساس دوستی صمیمانه و همبستگی و احترام برای ایران و تلاشش در راه عدالت در خود می یافتند. ولی در دل کسانی که خود در جریان حوادث بوده و نقش آفرینان حماسه هایی بودند که فیلم آنها را بازگو می کرد چه می گذشت و چه احساسی بود. هنوز امپریالیستهای داخلی و ارتجاعیون دست از سنگرهای خود نکشیده اند و آنها از هیچ کوششی برای دست یافتن به راه و طریقی برای جلوگیری از ساختن ایرانی آباد و آزاد دریغ نخواهند نمود. ایجاد برخورد ملی و مذهبی بین گروههای مختلف مردم و کوشش برای دامن زدن و گسترده نمودن احساسات ضدکمونیستی و ضدروسی از روشهای آنهاست. اما مهم نیست که تا چه اندازه کوشش می کنند مهم این است که آنها قادر به برگرداندن چرخهای تاریخ نخواهند بود.

17 شهریور در ایران روز عزای ملی اعلام شده اجازه ندهید که روزی دیگر شبیه آن در تاریخ ایران پیدا شود و اجازه ندهید جمعه سیاه تکرار گردد.

انجمن ایران و آمریکا در شیراز

سند شماره 322

استفاده محدود اداری13 سپتامبر 1979 22 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10040به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی

موضوع: انجمن ایران و آمریکا در شیراز

1- وابسته مطبوعاتی و مأمور منطقه ای مک گافی در روزهای 8/9 و 9/9 از شیراز بازدید به عمل آوردند تا مشکلات مربوط به انجمن ایران- آمریکا در شیراز را بررسی نمایند. مشاهدات و پیشنهادات ما ذیلاً ارائه می شود:

2- ساختمان انجمن ایران و آمریکا در شیراز هم اکنون و از ماههای قبل، توسط مجاهدین خلق تصرف شده است و هنوز در اختیار آنان است. مجاهدین خلق که یک گروه چپگرا هستند از این ساختمان به عنوان ستاد خود در شیراز استفاده می نمایند. قبل از تصرف کامل آن،


صفحه 662

ساختمان چندین بار مورد تهاجم قرار گرفته بود و خسارات اساسی به طبقات اول و دوم آن وارد آمده بود. مخارج تعمیرات اولیه حدود 60000 دلار تخمین زده شده بود، ولی ما دریافته ایم که مجاهدین تعمیراتی در ساختمان به عمل آورده اند. ما ارزیابی روشنی از میزان وسائل و تجهیزات باقی مانده در ساختمان نداریم ولی مقداری از تجهیزات توسط مجاهدین به محل دیگری برده شده اند. ضبط صوت ها و مقداری از تجهیزات کلاس ها قبل از تصرف ساختمان به انبار منزل یکی از کارکنان انجمن در شیراز برده شده و در آنجا نگهداری می شوند.

3- کارمندان انجمن ایران- آمریکا (که کلیه آنها بیکار هستند) به وزیران کار و دادگستری شکایت کرده اند تا حقوق عقب مانده و حقوق بازخریدی خود را دریافت نمایند. ظن زیادی می رود که وزیر دادگستری تصمیم بگیرد (در صورتی که راه حل دیگری یا دادخواست متقابلی وجود نداشته باشد) ساختمان را برای پرداخت مطالبات کارکنان به فروش رساند. انتظار می رود که یک تا دو هفته دیگر حکم صادر شود.

4- هیأت مدیره انجمن ایران و آمریکا در حال حاضر وجود ندارد و مدیر دروس (از سوی رئیس هیأت مدیره) تقریباً با وجهه قانونی عمل می کند و مسئولیت های انجمن را، به عهده دارد. در غیاب هیأت مدیره و مدیر اجرایی قانونی، حساب بانکی انجمن غیرقابل استفاده است. این موضوع، ظاهراً نمی تواند مانعی در مقابل اختیارات وزیران در فروش ساختمان و زمین آن شود (که تقریباً کاملاً بهای آن معادل صدها هزار دلار پرداخت شده است).

5- وابسته مطبوعاتی و مأمور ما در منطقه با کارکنان و یک وکیل در شیراز به طور غیررسمی ملاقات نموده اند (که یکی از اعضای رسمی هیأت مدیره بود). آنها ابتدا مأیوس بودند، ولی خیلی سریع با این تصور که به زودی کارهای انجمن از سر گرفته خواهد شد، به هیجان آمدند و به مسئله علاقه مند گردیدند. ما خطوط کلی خط مشی برای از سر گرفتن فعالیت مجدد انجمن را که مورد قبول کارمندان بود، مشخص نمودیم. کارمندان پیشنهاد نمودند که در صورت امکان از سر گرفتن مجدد کارشان در انجمن ایران- آمریکا، دادخواست اعلام خسارت خود را پس خواهند گرفت.

6- پیشنهاد ما شامل تشکیل سریع هیأت مدیره و انتصاب یک مدیر اجرایی ایرانی (که احتمالاً همان مدیر دروس فعلی خواهد بود) می گردید. استفاده از مدیر اجرایی موجب صرفه جویی در پرداخت یک حقوق اضافی دیگر می گردد. همچنین این امتیاز را دارد که در جوّ موجود و طبیعت جامعه ایرانی، یک نماینده رسمی ایرانی از سوی انجمن، می تواند بسیار کارساز باشد. هم زمان با آن موضع یک مدیر اجرایی آمریکایی را در آینده و شرایط مناسب، حفظ خواهد نمود.

7- ما بعداً پیشنهاد کردیم که وکیل دائمی ما در تهران (و هیأت مدیره انجمن ایران و آمریکا) به شیراز پرواز نمایند تا مشکلات حقوقی را حل کنند، به آنها در بازسازی انجمن


صفحه 663

کمک نمایند و مطمئن شوند که دادخواست حقوقی در مورد واگذاری مجدد ساختمان به آنها به جریان نیفتد. (قسمتی از نابسامانی کنونی به علت عدم حضور یک هیأت مدیره قانونی یا مدیر انجمن ایران و آمریکا در محل است که ساختمان به وی تحویل گردد.)

8- اگر ساختمان در مدت زمان کوتاه تحویل نشود (این مسئله جداگانه ای بین دولت و چپی ها است)، برنامه این خواهد بود که از تسهیلات استیجاری استفاده شود. از آنجایی که انجمن ایران و آمریکا دارای اعتبار است و بازار تدریس زبان انگلیسی امیدوار کننده است، لذا تصور می رود که انجمن ایران و آمریکای شیراز بتواند درآمد لازم برای شروع کار مجدد را تأمین نماید. علاوه بر این انجمن در حساب بانکی بلااستفاده خود مبالغی دارد که اگر کارکنان آن دادخواست اعلام خسارت خود را پس بگیرند، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

9- سازمان ارتباطات بین المللی در تهران مبلغ 8500 دلار در سال 1979 به صورت اعتبار مالی برای انجمن ایران و آمریکا در شیراز در بانک دارد که هنوز برداشت نشده است. در غیاب هیأت مدیره قانونی در محل تصمیم داشتیم که آن را به انجمن ایران- آمریکا در تهران اختصاص دهیم. این مبلغ توسط انجمن تهران برای حسابهای قانونی انجمن ایران و آمریکا در شیراز حواله خواهد شد تا آنها برای مخارج اولیه، وسائل آموزشی و تجهیزات لازم از آن استفاده نمایند.

10- شیراز یک شهر بسیار مهم است، و ما معتقدیم ادامه فعالیت انجمن ایران و آمریکا در شیراز می تواند نقش مؤثری در بازسازی روابط بین ایالات متحده- ایران ایفاء نماید. انجمن بازده بسیار خوبی در مدت بیست سال خدمت خود داشته و در سالهای آخر کاملاً خودکفا بوده است.

مسایل و مشکلات جاری می تواند توسط ایرانیان حل شود، ولی حضور مستقیم ایالات متحده در پشت صحنه و کمک و مشاورت به آنها حیاتی و سرنوشت ساز است.

11- با فرض اینکه انجمن ایران و آمریکا در شیراز کارهای خود را از سر گیرد، ما می دانیم که نقش USICA در ادامه تأمین کمکهای مالی (به طور رسمی 17000 دلار در سال) برای حقوق مدیر اجرایی، لازم خواهد بود. این کار ما را به صورت همکاران قابل اطمینان معرفی می کند و موجب نفوذ ما می گردد (خارج از آن قسمت از درگیری مستقیم ما که خیلی کم خواهد بود) و به ما این اطمینان را می دهد که مدیر اجرایی همواره یک آمریکایی باقی خواهد ماند. ما همچنین آماده خواهیم بود که در مورد تأمین وسائل کمک آموزشی به آنها کمک و مشاوره بدهیم. ما برای امور مشورتی یک متخصص الکترونیک به انجمن ایران و آمریکا در تهران مأمور خواهیم نمود.

12- هیأت مدیره انجمن ایران- آمریکا اکنون کاملاً توجیه شده اند و مشتاق کمک به سازمان مشابه خود در شیراز هستند.

13- تقاضای موافقت داریم. گریوز

مشکلات بازگشایی دانشگاه ها


صفحه 664

سند شماره 323

محرمانه16 سپتامبر 1979 25 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10113به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: مشکلات بازگشایی دانشگاه ها

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: سفارت به طور مداوم گزارشهایی دریافت کرده است که اگر دانشگاهها به راستی باز شوند از وجود مشکلاتی در صورت بازگشایی دانشگاهها حکایت می کند، هر چند که خمینی اصرار کرده است که این بازگشایی در موعد مقرر (دوم مهر-24 سپتامبر) صورت بگیرد، اما کاملاً روشن است که دانشگاههای عمده تهران از نظر مدیریت در وضع نامطلوبی قرار دارند و از نظر سیاسی با ناآرامیهایی روبرو هستند، اگر دولت موقت ایران احساس کند که توانایی کنترل دانشگاهها را ندارد، در آن صورت به اعتقاد ما بازگشایی آنها به تعویق خواهد افتاد. پایان خلاصه.

3- در طول ماه گذشته، مقامات سفارت در ضمن مأموریت خود، شایعاتی در خصوص مشکلات قابل تصوری که بعد از بازگشایی دانشگاه در اواخر سپتامبر به وجود خواهد آمد شنیده اند. این پیش بینی ها معمولاً مبهم هستند و از این احساس سرچشمه می گیرند که چون سال گذشته در همین زمان اغتشاشاتی وجود داشت (بنابراین امسال نیز) افتتاح مدارس زمینه شورش هایی را بر علیه دولت خمینی فراهم خواهد ساخت و یا میدانی برای مناقشات چپگرایان و هواداران گروههای اسلامی به وجود خواهد آورد. شایعات تا بدانجا پیش رفته بودند که در هفته گذشته کارمندان آژانس بین المللی ارتباطات از بعضی منابعشان شنیده بودند که مدارس تا سال آینده باز نخواهد شد. ظاهراً آیت الله خمینی برای تکذیب این شایعات طی یک سخنرانی برای یک مدرسه مذهبی در قم که در تاریخ هفتم یا هشتم سپتامبر ایراد کرد، خاطرنشان ساخت که «بعضی ها» سعی دارند اغتشاشاتی در دانشگاه تهران ایجاد کنند تا دانشگاه باز نشود. ولی خمینی تأکید کرد که دانشگاهها گشوده خواهد شد. دانشگاه تهران رسماً بازگشایی خود را در دوم مهرماه (24 سپتامبر) اعلام کرده است.

4- طبق اظهارات منابع سفارت، دانشگاههای ایران از نظر اداری و سیاسی در وضع بسیار بدی قرار دارند. از حدود 500000 نفری که در امتحانات ورودی دانشگاهها شرکت کرده اند، تنها برای 40000 نفر جا وجود دارد. اسامی پذیرفته شدگان دوره جدید تاکنون اعلام نشده است و بسیاری از استادان کشور را ترک گفته اند. رشته های تحصیلی مشخص نیستند و رؤسای جدید دانشگاهها با کمیته های خودسر و نافرمان مدارس خود دست به گریبان هستند و یا با گروههای رقیب سیاسی سر و کار دارند. مواردی که ذیلاً بدانها اشاره می شود نمونه هایی از مشکلات ویژه ای است که ما از آنها اطلاع پیدا کرده ایم:

5- دانشگاه تهران: دانشگاه تهران در مدت انقلاب مرکز فعالیتهای مجاهدین خلق و فداییان


صفحه 665

خلق بوده و این دو گروه هنوز هم در آنجا فعال هستند. بسیاری از دانشجویان آیت الله طالقانی را رهبر شخصی خود به حساب می آورند و شاید خمینی با اتکاء به نفوذ بازدارندگی طالقانی بود که اعلام کرد دانشگاهها باز خواهند شد. با مرگ طالقانی کنترل دولت موقت ایران بر روی دانشگاه بایستی از اطمینان کمتری برخوردار شده باشد. دانشکده ها به وضوح با دسته بندی و عدم اطمینان شکل گرفته اند. بر اساس گزارشهای مطبوعات، دانشگاه تهران یک شورای پاکسازی دارد که تاکنون متوجه شده که 175 نفر از کارکنان و دانشجویان عامل ساواک بوده اند. دانشجویان با استادان خود به مقابله می پردازند و در یک مورد، حدود یک هفته پیش، رئیس دانشکده پزشکی با تحصن دانشجویانی روبرو شد که نمی خواستند در امتحانات شرکت کنند.

6- در دانشگاه شیراز (پهلوی سابق) هر بخش و دانشکده ای شورای مستقلی تشکیل داده است. دکتر هوشنگ مهریار رئیس فعلی دانشگاه، هر چند که از احترام همه گروهها برخوردار است، با این حال نمی تواند دانشگاه را به طور مؤثر اداره کند. چنین استنباط می شود که شکاف بین گروههای دانشجویی چپ و اسلامی ممکن است دانشگاه را فرا بگیرد و حتی به یک درگیری آشکار بیانجامد.

7- دانشگاه ملی: کارمند سیاسی سفارت، حدود یک هفته پیش، با یکی از استادان روشنفکر تحصیلکرده غرب در دانشگاه ملی، گفتگوی طولانی به عمل آورد. وی دانشگاه را در آستانه یک آشوب تمام عیار توصیف می کرد و گفت که رئیس دانشگاه تصمیم گرفته است که بازگشایی دانشگاه را تا یک ماه دیگر به تعویق بیندازد. استاد مذکور اخیراً به دانشگاه اطلاع داده است که نمی تواند در چنین شرایطی تدریس کند و قصد دارد با استفاده از مرخصی به آمریکا برود. طبق اظهارات وی، مدیریت جدید دانشگاه ضعیف تر از آن است که بتواند با کمیته های رقیب و دانشجویان بی انضباط مقابله کند. او می گفت که اکثر استادان کشور را ترک کرده اند و پیدا کردن جانشین برای آنها کار مشکلی است. به گفته استاد یادشده کمیته ها اغلب می خواهند که اشخاص فاقد صلاحیت به کار گمارده شوند. وی گفت دانشجویان مذهبی راستگرا قدرتمند ترین گروه دانشگاه هستند و میل دارند از توسل به اقدامات سخت و مرعوب کننده بر علیه چپگرایان استفاده کنند. گروه مذهبی عمدتاً از دانشجویان شهرستانی تشکیل یافته است که اوایل با دانشجویان لیبرال و غرب زده تهرانی همکاری نزدیکی کرده بودند. وی گفت که اکثر دانشجویانی که برای انقلاب جنگیده بودند سرخورده شده اند. آنها کم کم به این واقعیت رسیدند که با حمایت از خمینی اشتباه بدی مرتکب شده اند و به همین دلیل بسیار آشفته خاطرند. این استاد تصور می کند که در حالیکه بعضی از این دانشجویان (که اکثراً مجاهدین خلق هستند) برای رویارویی با راستگرایان مذهبی به فداییان خلق خواهند پیوست ولی اکثر آنها که هنوز مذهبی هستند در خانه خواهند ماند و وارد عمل نخواهند شد.

لینگن

سردرگمی در مدارس ایرانی


صفحه 666

سند شماره 324

محرمانه 16 سپتامبر 1979 25 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10114به: وزارت امور خارجه، واشنگتن

مرجع: تهران 10113

موضوع: سردرگمی در مدارس ایرانی

1- (محرمانه تمام متن)

2- با فرا رسیدن سال جدید تحصیلی در ایران (23 سپتامبر) سردرگمی قابل توجهی درباره سرنوشت محصلین ایرانی در این سال تحصیلی به چشم می خورد. البته بیشتر این حالت سردرگمی بی سابقه نیست. همیشه یک ماه قبل از افتتاح مدارس و شش هفته بعد از آغاز رسمی آنها تلاش برای برنامه ریزیهای جدید، جلب معلمین تازه، محصلین جدید و مقررات جدید آغاز می گردد.

3- لیکن امسال بر همه مشکلات مذکور، بحران سیاسی انقلاب و این شایعه که بعضی از دانشگاهها آغاز به کار نخواهند کرد (رجوع شود به تلگرام مرجع) نیز افزوده شده است. حتی اگر همه مدارس نیز باز شوند باز یک مشکل دیگر وجود خواهد داشت و آن سردرگمی در ایجاد یک محتوای اسلامی در این نظام تحصیلی خواهد بود که در زمان شاه شدیداً دارای محتوای غیرمذهبی بوده است. حتی شایع است که استعفای وزیر آموزش و پرورش دکتر شکوهی نیز به این علت بوده است که وی نتوانسته با این مشکلات برخورد نماید و جوابگوی فشار دائمی رهبران مذهبی برای هر چه بیشتر اسلامی کردن محتوای مدارس باشد.

4- شایعاتی نیز درباره تغییر برنامه ها و متون درسی وجود دارد. مقاله ای در یکی از مطبوعات فارسی زبان اظهار داشته است که معلمین غیرمسلمان اجازه تدریس در شیراز را نخواهند داشت. این مقاله روز بعد این تبصره را اضافه کرد که معلمین که جزو اقلیت هستند نباید ترس از دست دادن شخص خود را داشته باشند، بلکه هر کسی که (چه مسلمان و چه غیرمسلمان) اصول انقلاب اسلامی را رعایت نکند از مدرس بودنش جلوگیری به عمل خواهد آمد.

5- تناقضاتی نیز درباره مدارس مختلط، روپوش دختران و مذهب وجود دارد. تا ده سال قبل فقط یک یا دو مدرسه مختلط در تمام ایران وجود داشت و در مدارس دخترانه، روپوش دختران از جنس اورمک بود که پارچه ارزان خاکستری رنگی است که با وجود این که جذابیت خاصی نداشت، ولی تفاوت میان فقیر و ثروتمند را آشکار نمی ساخت. ده سال قبل از انقلاب رشد سریعی در ایجاد مدارس نمونه، خصوصی، و دانشگاههایی که دارای برنامه های جدید بودند و زبانهای خارجی را به طور فشرده ارائه می کردند و اختلاط در مدارس و شرایطی که حذف کننده و یا تغییر دهنده یونیفورمها بود، آغاز شد. این مدارس در تهران و شهرهای بزرگتر استانها با استقبال شدید طبقه متوسط مرفه تر که استطاعت پرداخت مبالغ را