بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 665

خلق بوده و این دو گروه هنوز هم در آنجا فعال هستند. بسیاری از دانشجویان آیت الله طالقانی را رهبر شخصی خود به حساب می آورند و شاید خمینی با اتکاء به نفوذ بازدارندگی طالقانی بود که اعلام کرد دانشگاهها باز خواهند شد. با مرگ طالقانی کنترل دولت موقت ایران بر روی دانشگاه بایستی از اطمینان کمتری برخوردار شده باشد. دانشکده ها به وضوح با دسته بندی و عدم اطمینان شکل گرفته اند. بر اساس گزارشهای مطبوعات، دانشگاه تهران یک شورای پاکسازی دارد که تاکنون متوجه شده که 175 نفر از کارکنان و دانشجویان عامل ساواک بوده اند. دانشجویان با استادان خود به مقابله می پردازند و در یک مورد، حدود یک هفته پیش، رئیس دانشکده پزشکی با تحصن دانشجویانی روبرو شد که نمی خواستند در امتحانات شرکت کنند.

6- در دانشگاه شیراز (پهلوی سابق) هر بخش و دانشکده ای شورای مستقلی تشکیل داده است. دکتر هوشنگ مهریار رئیس فعلی دانشگاه، هر چند که از احترام همه گروهها برخوردار است، با این حال نمی تواند دانشگاه را به طور مؤثر اداره کند. چنین استنباط می شود که شکاف بین گروههای دانشجویی چپ و اسلامی ممکن است دانشگاه را فرا بگیرد و حتی به یک درگیری آشکار بیانجامد.

7- دانشگاه ملی: کارمند سیاسی سفارت، حدود یک هفته پیش، با یکی از استادان روشنفکر تحصیلکرده غرب در دانشگاه ملی، گفتگوی طولانی به عمل آورد. وی دانشگاه را در آستانه یک آشوب تمام عیار توصیف می کرد و گفت که رئیس دانشگاه تصمیم گرفته است که بازگشایی دانشگاه را تا یک ماه دیگر به تعویق بیندازد. استاد مذکور اخیراً به دانشگاه اطلاع داده است که نمی تواند در چنین شرایطی تدریس کند و قصد دارد با استفاده از مرخصی به آمریکا برود. طبق اظهارات وی، مدیریت جدید دانشگاه ضعیف تر از آن است که بتواند با کمیته های رقیب و دانشجویان بی انضباط مقابله کند. او می گفت که اکثر استادان کشور را ترک کرده اند و پیدا کردن جانشین برای آنها کار مشکلی است. به گفته استاد یادشده کمیته ها اغلب می خواهند که اشخاص فاقد صلاحیت به کار گمارده شوند. وی گفت دانشجویان مذهبی راستگرا قدرتمند ترین گروه دانشگاه هستند و میل دارند از توسل به اقدامات سخت و مرعوب کننده بر علیه چپگرایان استفاده کنند. گروه مذهبی عمدتاً از دانشجویان شهرستانی تشکیل یافته است که اوایل با دانشجویان لیبرال و غرب زده تهرانی همکاری نزدیکی کرده بودند. وی گفت که اکثر دانشجویانی که برای انقلاب جنگیده بودند سرخورده شده اند. آنها کم کم به این واقعیت رسیدند که با حمایت از خمینی اشتباه بدی مرتکب شده اند و به همین دلیل بسیار آشفته خاطرند. این استاد تصور می کند که در حالیکه بعضی از این دانشجویان (که اکثراً مجاهدین خلق هستند) برای رویارویی با راستگرایان مذهبی به فداییان خلق خواهند پیوست ولی اکثر آنها که هنوز مذهبی هستند در خانه خواهند ماند و وارد عمل نخواهند شد.

لینگن

سردرگمی در مدارس ایرانی


صفحه 666

سند شماره 324

محرمانه 16 سپتامبر 1979 25 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10114به: وزارت امور خارجه، واشنگتن

مرجع: تهران 10113

موضوع: سردرگمی در مدارس ایرانی

1- (محرمانه تمام متن)

2- با فرا رسیدن سال جدید تحصیلی در ایران (23 سپتامبر) سردرگمی قابل توجهی درباره سرنوشت محصلین ایرانی در این سال تحصیلی به چشم می خورد. البته بیشتر این حالت سردرگمی بی سابقه نیست. همیشه یک ماه قبل از افتتاح مدارس و شش هفته بعد از آغاز رسمی آنها تلاش برای برنامه ریزیهای جدید، جلب معلمین تازه، محصلین جدید و مقررات جدید آغاز می گردد.

3- لیکن امسال بر همه مشکلات مذکور، بحران سیاسی انقلاب و این شایعه که بعضی از دانشگاهها آغاز به کار نخواهند کرد (رجوع شود به تلگرام مرجع) نیز افزوده شده است. حتی اگر همه مدارس نیز باز شوند باز یک مشکل دیگر وجود خواهد داشت و آن سردرگمی در ایجاد یک محتوای اسلامی در این نظام تحصیلی خواهد بود که در زمان شاه شدیداً دارای محتوای غیرمذهبی بوده است. حتی شایع است که استعفای وزیر آموزش و پرورش دکتر شکوهی نیز به این علت بوده است که وی نتوانسته با این مشکلات برخورد نماید و جوابگوی فشار دائمی رهبران مذهبی برای هر چه بیشتر اسلامی کردن محتوای مدارس باشد.

4- شایعاتی نیز درباره تغییر برنامه ها و متون درسی وجود دارد. مقاله ای در یکی از مطبوعات فارسی زبان اظهار داشته است که معلمین غیرمسلمان اجازه تدریس در شیراز را نخواهند داشت. این مقاله روز بعد این تبصره را اضافه کرد که معلمین که جزو اقلیت هستند نباید ترس از دست دادن شخص خود را داشته باشند، بلکه هر کسی که (چه مسلمان و چه غیرمسلمان) اصول انقلاب اسلامی را رعایت نکند از مدرس بودنش جلوگیری به عمل خواهد آمد.

5- تناقضاتی نیز درباره مدارس مختلط، روپوش دختران و مذهب وجود دارد. تا ده سال قبل فقط یک یا دو مدرسه مختلط در تمام ایران وجود داشت و در مدارس دخترانه، روپوش دختران از جنس اورمک بود که پارچه ارزان خاکستری رنگی است که با وجود این که جذابیت خاصی نداشت، ولی تفاوت میان فقیر و ثروتمند را آشکار نمی ساخت. ده سال قبل از انقلاب رشد سریعی در ایجاد مدارس نمونه، خصوصی، و دانشگاههایی که دارای برنامه های جدید بودند و زبانهای خارجی را به طور فشرده ارائه می کردند و اختلاط در مدارس و شرایطی که حذف کننده و یا تغییر دهنده یونیفورمها بود، آغاز شد. این مدارس در تهران و شهرهای بزرگتر استانها با استقبال شدید طبقه متوسط مرفه تر که استطاعت پرداخت مبالغ را


صفحه 667

داشتند و سعی می کردند کودکانشان را از تحصیلات پیچیده تری برخوردار سازند، روبرو شد.

6- بعد از انقلاب این مدارس طاغوتی شده اند (بقایای گذشته پوسیده). سال تحصیلی 79-1978 که در حال حاضر در آشفتگی ناشی از انقلاب به سر می برد دچار یک آشفتگی دیگر، که همانا عبارت است از اخراج مدیران بسیاری از این مدارس و استخدام مدیران و معلمان جدیدی که بتوانند عقاید انقلابی را در دانشجویان ایجاد کنند، شده است.

7- از طاغوتی ترین این مدارس انستیتو محصلین استثنایی (استعدادهای درخشان) بود که به سرپرستی وزیر دادگستری سابق اداره می شد. دخترانی که در حال حاضر به مدرسه می روند باید یک لباس «اسلامی» بپوشند که خیلی مسخره تر از لباسی است که در عربستان سعودی بتن می کنند: آستینهای بلند، جورابهای بلند، پوشش کامل سر و یقه های بلند. ظاهراً هیچ یک از پدر و مادرهای ناراحت سعی نکرده اند حتی برای این یونیفورمهای جدید مدلی نیز انتخاب کنند.

8- مشکل جداسازی دخترها و پسرها در مدارس مشکلات بسیاری را به وجود آورده است و به طوری که در گزارش تهران 9861 ارائه شد مدارس به جای ایجاد کلاسهای جداگانه از پذیرش دختران امتناع می ورزند. در تهران، مدرسه ایران زمین (که مدرسه ای انگلیسی زبان است) ندای جداسازی کلاسها را نادیده گرفته است. آنها ساعات تفریح را کوتاهتر کرده اند و سعی بر آن دارند تا در طول ساعات تفریح دختران از پسران جدا نگاهداشته شوند. یکی از معلمین مدرسه ایران زمین اظهار می دارد که آنها برای جداسازی کلاسها از معلم کافی برخوردار نیستند، ولی خودش نیز شک دارد که بتوانند با این عدم جداسازی مدت زیادی دوام بیاورند. مدارس یهودی شهر، به گفته یک منبع دیگر، در حال جداسازی کلاسها هستند.

9- والدین طبقه متوسطی که از نظام مدرسه ای عادی چندان مطمئن نیستند سعی دارند فرزندان خود را در مدارس بین المللی که هنوز هم کار می کنند، ثبت نام نمایند. به این مدارس اجازه ثبت نام مجدد محصلین مسلمان داده شده بود، ولی آنها اجازه داشتند که محصلین جدید خود را فقط از اقلیتهای مذهبی بپذیرند. نتیجه مضحک این شده است که بعضی از والدین مسلمان سعی کرده اند از رهبران اقلیتهای مذهبی گواهی کسب نمایند که منتج به ثبت نام فرزندانشان در مدارس بین المللی گردد. بسیاری از والدین طبقه متوسط که از آشفتگی وضع مدارس ترسیده اند، سعی دارند فرزندان خود را جهت تحصیل به خارج بفرستند و کنسولگری با تعداد بسیار کثیری از محصلین متقاضی ویزای خروج برای دوره متوسطه روبرو گشته است.

10- آنچه در مدارس اتفاق بیفتد می تواند در بقای دولت انقلابی تعیین کننده باشد. آرامش منطقی در مدارس و توسعه یک نظام اسلامی درسی با دوام نشانه این خواهد بود که رژیم در جامعه ایرانی از مقداری تعادل و ثبات برخوردار شده است. از طرف دیگر، ادامه بی نظمی و سردرگمی در مدارس باعث ایجاد نارضایتی در میان آنهایی خواهد شد که مایلند فرزندان آنها نیز مانند طبقه متوسط از آموزش درستی برخوردار شوند. لینگن

دیدار نخست وزیر ایران از بلوچستان


صفحه 668

سند شماره 325

محرمانه17 سپتامبر 1979 26 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10135به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: دیدار نخست وزیر ایران از بلوچستان

1- (محرمانه تمام متن)

2- در یازدهم سپتامبر، بازرگان نخست وزیر ایران، صباغیان وزیر کشور و فلاحی فرمانده نیروی زمینی، بازدید همه جانبه یک روزه ای را از سیستان و بلوچستان به عمل آوردند. این هیأت از شهرهای زاهدان و زابل دیدن کردند. بنا به اظهارات منابع متعدد، هدف از سفر هیأت بازرسی این بود که رهبران عالیرتبه دولت موقت مستقیماً یکی از کانونهای بالقوه مشکل زای مناطق ایلیاتی را نظاره کنند.

3- ضمن این بازدید، بازرگان به بلوچها و سیستانیها اطمینان داد که رفاه و آسایش آنها مورد توجه دولت موقت بوده و در نظر است برای رشد اقتصادی منطقه، مساعدتهای لازم صورت گیرد. بازرگان متعاقب بازگشت خود به تهران این مطلب را یادآور شد که یکی از جدی ترین مسایل در بلوچستان این بوده است که مقامات حکومت مرکزی با شرایط حاکم بر استان آشنایی ندارند.

4- بنابر گزارشات جراید، بازرگان اظهار داشته است که «برادران افغانی مقیم سیستان» بزرگ ترین مشکل آنجا هستند. وی اضافه نمود که برای آنها می بایست محل سکونت خاصی در نظر گرفته شود، تا اینکه بتوانیم از عهده مسایل اسکان و تغذیه آنها برآییم. ولی آنها نمی بایستی که در فعالیتهای سیاسی یا نظامی یا قاچاق اسلحه در طول مرز ایران شرکت کنند.

در خصوص افغانستان، بازرگان اظهار داشت «از خداوند خواستاریم که برادران مسلمان افغانی ما در تلاش برای استقلال کشورشان و استقرار عدالت و امنیت در آن توفیق یابند. ولی حکومت ایران به هیچ وجه در امور داخلی آنها دخالت نخواهد کرد. در غیر این صورت دولت ایران نمی تواند از سایرین بخواهد که از دخالت در امورشان اجتناب نمایند».

5- ضمن مسافرت مزبور، حریری استاندار آنجا عنوان نمود که در حدود 4000 تا 5000 افغانی پناهنده اجازه اقامت در ایران داده شده، ولی آنها هیچ گونه فعالیتی از خاک ایران علیه افغانستان ندارند.

نظریه: بلوچستان که دارای جمعیت کم بوده و فقر و فلاکت بر آنجا حاکم است، در حال حاضر نسبتاً آرام به نظر می رسد.

بر اساس گزارشات جراید، چنین می نماید که مقامات دولت موقت عمدتاً بیشتر درگیر قاچاق اسلحه و مواد مخدر و درگیریهای قومی هستند تا اینکه در حال حاضر وقت خود را مصروف تحرکات جدی تجزیه طلبانه نمایند.

لینگن

اوضاع تجاری رو به بهبود ایران بخش اول


صفحه 669

سند شماره 326

محرمانه17 سپتامبر 1979 26 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10136به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

مرجع: الف تهران 6560 ب وزارت امور خارجه 242149

موضوع: اوضاع تجاری رو به بهبود ایران بخش اول

1- (محرمانه تمام متن)

2- خلاصه: تلاش آنهایی که اینک قدرت را در ایران در دست دارند، برای به حرکت درآوردن اقتصاد، دوباره علائم تشویق کننده ای از موقعیت را نشان می دهد. یک آگاهی رشد یابنده در میان سیاستگذاران وجود دارد مبنی بر اینکه ایران تا مدتی نیازمند متخصصین و تکنولوژی آمریکا خواهد بود. تجار آمریکایی با منافع فعلی که در ایران دارند همچنان با پی گیری دقیق تحولات و نشان دادن واکنش سریع به احساس علاقه ایرانی ها نسبت به یک روابط جدید سود می برند. پایان خلاصه.

3- اکنون همانند گذشته، اقتصاد ایران با مشکلات زیادی مواجه است. یک نیروی کار که سیاسی شده و معمولاً فاقد مهارتهای اساسی، مدیریت بی تجربه، از هم گسیختگی سیستم بانکی است، ایجاد مشکل کرده و همینطور آنهایی را که مشغول تجارت در اینجا هستند همچنان دامنگیر مشکلات می کنند.

با این وجود ما معتقدیم وضع تجارت در ایران در هفته های اخیر به نوعی بهبود یافته است. فکر می کنیم این وضع به موازات حرکتهای اخیر برای تجدید سازمان اقتصاد و بویژه کسب تجربه و اعتماد به نفس مدیران جدید ایران بهتر خواهد شد. عامل حیاتی در ارزیابی ما این واقعیت است که آیت الله خمینی و مشاوران روحانی و غیرمذهبی وی به نظر می رسد به طور فزاینده ای در حال تحکیم اقتدار خویش در ایران هستند. این نکته نیز به همان میزان حائز اهمیت است که آنها آشکارا علاقمندند قدرت فوق را در جهت بازگرداندن ایرانیها به فعالیت سازنده به کار بگیرند.

4- حملات اخیر خمینی به چپگراها، استهزاء علنی روشنفکران و محدودیت علیه مطبوعات تا حدودی به عنوان اقدامات مردی که علناً گفته است در نظر ندارد «اشتباه کارنسکی» را در عدم استفاده از اسلحه انقلاب بر علیه متحدین دوران آسایش که می خواهند نهضت را به مسیر اهداف خودشان بکشانند، تکرار کنند.

اگر چنین تعبیری درست باشد حوادث اخیر در اینجا می تواند به عنوان تحرکاتی برای فرونشاندن انتقادات نیم بند علیه قانون اساسی و دولت در آینده نزدیک نگریسته شود. خمینی آشکارا معتقد است نمی تواند به نهادهای جدید هیچ فرصتی بهتر از یک مخالفی که تا حد امکان خلع سلاح شده و جماعتی که جهت اطاعت از قدرت به شدت موعظه می شوند، بدهد. او ظاهراً در این باره از حمایت توده ای گسترده برخوردار است (اگرچه او آشکارا تا حدودی


صفحه 670

دشمن تراشی می کند و ما نمی خواهیم زمینه بالقوه برای بی ثبات کردن همه این مسایل را نادیده بگیریم).

5- در همین حال خمینی مکرر گفته است کارگران ایرانی باید بر سر کارها بازگردند، اینکه مدیران باید مدیریت کنند و اینکه وزارتخانه ها و بانکهای مربوطه باید خدمات و امور مالی لازم برای یک اقتصاد رو به رشد را تأمین نمایند. در اینجا و جاهای دیگر از عصای جادویی خبری نیست اما در هفته های اخیر ما شاهد پیشرفتهایی در بازسازی یک چارچوبی بوده ایم که در آن کسب و کار می تواند هدایت گردد. مقامات مختلفی اعتصابات، تحصن ها و برخورد با مدیریت ها را به عنوان «بازیچه دست ضد انقلابیون بودن» محکوم کرده اند. این مسئله نتایجی دربر داشته است. در یک مجتمع تحت مالکیت آمریکا دو نفر آخوند اخیراً با مدیریت تماس گرفته و اجازه خواستند با کارگران ملاقات نمایند و سپس به آنها گفتند که آنها مسئول هستند تا با مدیریت برخورد نشود. در یک مورد دیگر «پلیس ویژه» از وزارت کار بر عزل سه نفر از کارمندان که مشخصاً مشکل ایجاد می کردند نظارت کردند. حداقل در تهران نقش مستقیم کمیته ها در کسب و کار و در نهادهای دولتی به طور کلی کاهش یافته است. بانک مرکزی و بانکهای تجاری- که به منظور ایجاد یک ساختار انقلابی صحیح دوباره سازماندهی شده اند- به خاطر عدم تحرک سریع جهت جبران عقب ماندگی ها و بهبود کارآیی علناً مورد انتقاد قرار گرفته اند. افرادی که به نظر می رسد به دولت انقلابی نزدیک هستند به ما گفته اند این امر جای تعجب ندارد: تقاضای خمینی برای تحمل ریاضت را نباید به معنای رشد مخالفت دانست و در اسلام چیزی غیرقابل رقابت با یک اقتصاد دینامیک وجود ندارد.

6- ما همچنین نسبت به اهداف اقتصادی رژیم جدید امیدوار هستیم. در حالیکه ما هیچ اطمینانی نداریم این سیاستها آنچنانی که اعلام شده کارایی داشته باشد. خمینی و مشاورانش هنگامی که موارد ذیل را اعلام می دارند مسئول به نظر می رسند. آنها می گویند ایران باید:

- بر توسعه بخش خصوصی تأکید کند؛

- بر خودکفایی تأکید نماید؛

- اهمیت تولید کنندگان کوچک برای تأمین نیازمندیهای مردم را درک کند؛

- نوآوری را تشویق کند؛

- بی کاری را به حداقل برساند؛

- بر ارزش افزوده در صنعت ایران تأکید کند؛

- عدم تمرکز در فعالیتهای اقتصادی را توسعه دهد.

همچنین شواهدی در دست است که ارزش پروژه های بزرگتر در برخی شرایط کاملاً غیرقابل تقدیر نیست. همچنان که گزارش کرده ایم قراردادهای منعقده با شرکتهای آمریکایی در مورد یک پالایشگاه نفت و مجتمع تصفیه مس اخیراً در حال پیشرفت است و پروژه های بزرگ با ایتالیایی ها و ژاپنی ها به تصویب رسیده است. ارزش پروژه های بزرگ تر به عنوان راه حلی


صفحه 671

برای اشتغال به کار تعداد زیادی از مردم آشکارا مورد توجه طراحانی قرار گرفته است که صنایع کوچک را (در هنگام کسری بودجه زیاد) به عنوان راهی برای افزایش درآمدهای مالیاتی می بینند.

همچنین به این موضوع توجه شده که امروزه پروژه های حفظ اشتغال در ایران حداقل مستلزم برخی ورودی های خارجی است، چنانچه قرار باشد علاوه بر ایجاد کار صرف، در سرمایه خالص ملی نیز سهیم باشند. این امر به ویژه در رابطه با اموری همچون پتروشیمی و توسعه ذخایر نفت و گاز صحت دارد.

7- این نشانه از بهبود اوضاع تجاری دلالتهای مستقیمی از لحاظ منافع آمریکا در ایران دارد. تمایل خمینی برای اتخاذ اقدامات جدی جهت حفظ کنترل مرکزی بر جمعیت ناهمگن ایران، باعث کاهش تهدید علیه تمامیت ارضی ایران از ناحیه تحرکات تجزیه طلبانه می گردد. واردات غذا، دارو و تا حدودی مواد خام صنعتی از طرف او و تلاش برای افزایش اشتغال نمایانگر درک جدی این مسئله است که درآمدهای نفتی در حد فعلی حداقل حیاتی خواهد بود و بنابراین انتظار می رود صادرات نفت ادامه یابد. تلاش در جهت تجدید علائق با تجارت خارجی (شامل آمریکایی های زیاد) برای کسب مواد مورد نیاز و تکنولوژی نشان می دهد که درآمدهای نفتی ایران احتمالاً تا حد زیادی هزینه خواهد شد تا اینکه ذخایر جاری مربوطه، سرمایه گذاری گردد. (و شانس خوبی برای ما جهت جذب آن هزینه ها به سوی آمریکا وجود دارد) به هر حال یک موازنه ای میان نیازها به نفت ایران و نیاز ایران به تکنولوژی و تجربه ما وجود دارد. ما نباید در این موضوع شک کنیم که اهرم بسیار کمی علیه خمینی در زمینه سیاست بین المللی داریم. او و مشاورانش معمولاً نسبت به انگیزه ها و روشهای ما به شدت مظنون هستند (و در اکثر حوادث به وسیله حمله به ما همواره مشکلات سیاست داخلی را آسان می سازند). ما گاهی اوقات قطعاً با انتقاد عمومی مواجه خواهیم شد و در روابط دوجانبه انتظار کمی درباره همکاری در زمینه مسایل سیاسی کلیدی در امور خاورمیانه شمالی، جنوب و نفت داریم. تجار شاغل در اینجا باید آماده تعابیر ضدآمریکایی که قطعاً استمرار خواهد داشت، باشند.

8- نظریه: به هر حال ما پیشنهاد می کنیم تجار آمریکایی به این نکات توجه کنند و از آنها غافل نشوند. ما معتقدیم تجار ایرانی می توانند با دادن پاسخ مثبت به احساس علاقه ایرانیها از منافع خود محافظت کرده و آن را توسعه بیشتری دهند، با انجام این کار آنها باید خود را آماده کنند که «توقعات کمی داشته باشند» یعنی اینکه خودشان را در رابطه با منافع رژیم در پروژه هایی عرضه کنند که باعث اطمینان به نفس و عدم تمرکز شده و اینکه باید به خاطر بسپارند که ایرانیها نسبت به نیازشان جهت اتکا به آمریکا هوشیارند علیرغم آنکه انقلاب برای کمتر وابسته کردن ایران به خارجیان نبرد کرد. آنهایی که حسن نیت و حسن تفاهم نشان دهند- و به نظر برسد مایل به کمک هستند- در آینده در صورت تداوم وضعیت تجارت به سوی یک


صفحه 672

وضعیت خوب، محسوب خواهند شد.

9- متن پیشنهادی برای رهنمودهای وزارتخانه درباره تجار در بخش دوم این گزارش خواهد آمد. لینگن

بهبود جوّ تجاری در ایران؛ قسمت دوم رهنمود به تجار

سند شماره 327

بدون طبقه بندی17 سپتامبر 1979 26 شهریور 1358

از: سفارت آمریکا، تهران 10137به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی

موضوع: بهبود جوّ تجاری در ایران؛ قسمت دوم رهنمود به تجار

1- ما نکات ذیل را به عنوان راهنمای بدون طبقه بندی برای تجار آمریکایی در خصوص بازگشت به ایران جهت از سرگیری مذاکرات با ایرانی ها درباره قراردادهای برجسته پیشنهاد می کنیم.

2- در پی دوره انقلاب در اواخر 1978 و اوایل 1979 وضعیت امنیتی در تهران و اکثر شهرهای بزرگ ایران تا تابستان 1979 به نحو قابل توجهی بهبود یافته بود. به استثنای مسدود کردن گاه و بیگاه خیابانها و در مقرهای کمیته محلی، مردان حامل سلاح کمابیش از خیابانها رفته اند. وضعیت ترافیک حتی در ساعات عصر روز قبل مثلاً تا اواسط شب در برخی مناطق عادی بوده است. اوضاع امنیتی در سفارت بهبود یافته و در اواسط سپتامبر بیشتر بخشهای سفارت شامل بخش تجاری تقریباً به شکل عادی مشغول فعالیت می باشد. به هر صورت روند قانون اساسی هنوز تکمیل نشده و اوضاع هنوز حالت گذرا دارد.

3- اگرچه فقط چند تن از تجار آمریکایی تا اوایل سپتامبر برای اقامت به ایران بازگشته اند، تعدادی برای مذاکره با مشتریانشان مراجعت کرده اند. به استثنای یک یا دو مورد، این تجار از استقبالی که از آنها به عمل آمده خرسند هستند. آنها همتایان ایرانی خود را بسیار مشتاق از سرگیری تماس و مذاکره جهت شروع فعالیتهای عادی یافته اند.

4- ضرورتی به گفتن ندارد که بازگشت شرکتهای آمریکایی به ایران بدون مشکلات نخواهد بود. تجار آمریکایی نباید فراموش کنند که در ایران یک انقلاب رخ داده است. و اینکه یک مشخصه انقلاب ضدآمریکایی بدون آن بوده و رژیم گذشته را به عنوان ابزار دست آمریکا به حساب می آورد. تجار آمریکایی باید آماده زندگی کردن با چیزی باشند که بعضی اوقات لفاظی های شدید انقلابی بوده و اینکه ممکن است شامل حملات به روشی باشد که قراردادها با توجه بدان اعطا شده اند، آنها همچنین باید متوجه باشند که دولت جدید دریافته و آن را اعلام کرده است که نیازمند متخصصین فنی است که دنیای پیشرفته آن را عرضه می دارد و نمی تواند بیشتر پروژه هایی را که اخیراً به خوبی در حال پیشرفت هستند، کنار بگذارد و یا روابطی را که بیشتر شرکتهای ایرانی با صنایع آمریکا دارند، قطع کند. این امر شامل جنبه های صرفاً تجاری و نظامی روابط سابق آمریکا با ایران می شود. نیاز به قطعات یدکی وجود دارد.