ضدانقلاب در خوزستان اقدامات امنیتی اتخاذ شده است.
نظریات تهیه کننده (محرمانه): خمینی تلاش می کند ارتش را متحد نگهدارد. این حقیقت که وی بر حفظ نظم در ارتش تأکید دارد نشان می دهد که وی نگران ناآرامیهای داخلی در ایران می باشد. این اولین باری نیست که امام در رابطه با انضباط در ارتش صحبت کرده است.
گسترش عملیات در کردستان و خوزستان
سند شماره 342
محرمانه9 اکتبر 1979 17 مهر 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 10804به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری
موضوع: گسترش عملیات در کردستان و خوزستان
1- (محرمانه تمام متن)
2- در طول هفته گذشته ناآرامی در دو استان کردستان و خوزستان گسترش یافته است. روز یکشنبه هفتم اکتبر هیأتی از مقامات بلندپایه کشوری و لشکری جهت مذاکره در مورد چگونگی برخورد با گسترش این فعالیتهای رو به رشد با خمینی گفتگو کردند. این هیأت شامل چمران وزیر دفاع، خامنه ای معاون وزیر دفاع، صباغیان وزیر کشور، شاکر فرمانده ستاد مشترک ارتش، فلاحی فرمانده نیروی زمینی، آیت الله لاهوتی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب و ابوشریف فرمانده عملیاتی سپاه پاسداران بود. هنوز نمی دانیم که چه تصمیماتی اتخاذ شده است لیکن خود این نشست بیانگر جدیتی است که دولت موقت خشونت در هر دو استان را مدنظر قرار داده است.
3- خوزستان در طول هفته گذشته منطقه نفتی ایران به واسطه یک رشته عملیات بمب گذاری تیراندازی ناآرام بود و تا روز هفتم اکتبر حداقل 12 تن کشته و 52 نفر زخمی شده اند. هنوز در مورد اینکه چه دستهایی در پشت این جریانات قرار دارد دیدگاه روشنی نداریم. به نظر می رسد که دولت موقت تا این اواخر تصور می کرد که عملیات چریکی از کشورهای عرب سرچشمه گرفته است. ما نمی دانیم که آیا سایرین مثلاً حزب توده یا فداییان نیز احتمالاً درگیر هستند یا نه.
4- خوزستان از زمان درگیری شدید بین نیروهای ملی گرای عرب و پاسداران انقلاب در ماه می گذشته که عکس العمل شدید دولت موقت را به همراه داشت نسبتاً آرام بوده است. دریادار مدنی (فرمانده نیروی دریایی و استاندار خوزستان) آشوب را فرونشاند، مرکز فرهنگی خلق عرب را بست. شیخ طاهر شبیرخاقانی رهبر مذهبی اعراب را به عنوان گروگان به قم فرستاد و چند تن از رهبران عرب را اعدام کرد. دولت موقت تا هفته قبل کاملاً تصور می کرد که این اقدامات موفق بوده اند. فعالیتهای هفته گذشته به قرار زیر بوده اند:
- 30 سپتامبر: انفجار در دکل مخابراتی جاده اهواز خرمشهر ارتباطات تجاری بین خرمشهر، آبادان و سایر قسمتهای ایران را قطع کرد. رابطه با این مناطق در حال حاضر از
طریق شبکه شرکت نفت برقرار می باشد. در همین روز انفجاری در اداره فرمانداری خرمشهر به وقوع پیوست.
- 3 اکتبر: بمب گذاری در قطار تهران خرمشهر حدود 8 نفر را هلاک کرد و در یک کارخانه لوله سازی در نورد اهواز بمب گذاری شد. روزنامه فارسی زبان کیهان نیز گزارش داد که حمله به «مخازن نفتی» توسط پاسداران دفع شد ولی محل آن را ذکر نکرد.
- 4 اکتبر: هشت نفر در آبادان بر اساس اتهاماتی نظیر خرابکاری، جاسوسی و بمب گذاری در قطار اعدام شدند. (با این حال تا جایی که اطلاع داریم دولت ایران هنوز نمی داند چه کسانی در قطار بمب گذاشته بودند.)
- 5 اکتبر: بمبهایی در بازار آبادان و خرمشهر و دانشگاه اهواز منفجر شد (2 نفر کشته شدند). (2) یک خط لوله متروک مربوط به چاه بسته شده 120 اهواز بمب گذاری شده و در نتیجه نفت داخل آن به آتش کشیده شد. (این مسئله بر تولید نفت تأثیری نداشت.) (3) دو مرکز میکروویو توسط چریکها مورد حمله قرار گرفت ولی تأثیری بر مرکز واقع در جاده اهواز بهبهان و ایستگاه جاده اهواز اندیمشک نداشت.
- 6 اکتبر: (1) یک مین در جاده ای نزدیک اهواز یک اتومبیل (بلیزر) را منهدم نمود. (2) یکی از بنیانگذاران سازمان خلق عرب به نام عبدالصاحب موسوی عاصی در تهران دستگیر شد. طبق گزارشات مطبوعاتی وی با بمب گذاری در راه آهن ارتباط داشته است.
5- مشکل است بگوییم چه عامل دیگری به جز جوشش آزردگی اعراب از فشار دولت باعث تحریک این حملات بوده است. بعضی از ناظران حدس می زنند که در هفته های آتی زمانی فرا می رسد که اعراب خوزستان برای حمایت از فعالیتهای اکراد در شمال غربی ایران قیام خواهند کرد. علیرغم اینکه ممکن است اعراب فهمیده باشند دولت توسط شورشیان کرد سرگرم شده است هیچ شاهدی دال بر ارتباط اعراب و اکراد وجود ندارد و از نظر تاریخی نیز هیچ الفتی بین این دو گروه قومی وجود نداشته است. این احتمال نیز وجود دارد که دور جدید حملات در پاسخ به اعدام دو عرب در 29 سپتامبر در خرمشهر شروع شده باشد. هیچ نشانه ای حاکی از ارتباط احتمالی این حوادث با امور مربوط به نزیه نمی بینیم.
6- نظریه: این حملات در حالی که صدماتی بر شبکه ارتباطی مناطق جنوب داشته است تاکنون به طور مستقیم بر تجهیزات تولید نفت تأثیر نداشته است. سفارت تصور نمی کند که تجهیزات تولید نفت تحت تأثیر قرار گیرند مگر اینکه دور جدید حملات حمایت اعراب یا چپگرایان پالایشگاهها را به خود جلب نماید. چریکها به سهولت بعضی از تأسیسات نفتی را مورد هدف قرار می دهند (خطوط نفتی، مخازن نگهداری نفت). با این حال تجهیزات اصلی در جزیره خارک مجزا شده و به خوبی محافظت می شود، از پالایشگاه آبادان به خوبی حفاظت می شود، بسیاری از خطوط نفتی منتهی به آبادان و خارک با وجودی که در بعضی از نقاط در هوای باز قرار دارند در زیر خاک مدفون می باشند. علاوه بر این حتی در جریان اعتصابات
سال گذشته، در تجهیزات تولیدی خرابکاری صورت نگرفت زیرا انقلابیون هیچ تمایلی به نابود کردن منابع دارایی در خوزستان نداشتند. با این حال مجبوریم صبر کنیم تا ببینیم که آیا در مورد شورشیان نیز مصداق دارد یا خیر.
7- کردستان: مناطق کردنشین نیز همچنان در طول این هفته دچار آشوب بود و نقطه اوج آن در 8 اکتبر بود که در یک حمله به ستون 73 نفره از پاسداران انقلاب اکثر آنها کشته و یا دستگیر شدند. (در مورد وقایع از 2 اکتبر تاکنون به گزارش جداگانه مراجعه کنید). بر اساس گزارشات مطبوعات عصر چهارشنبه 3 اکتبر، شورشیان کرد به ایستگاه رادیو تلویزیون مهاباد حمله کرده و آن را به طور موقت تعطیل نمودند (دو تانک از پادگان مهاباد در این جنگ درگیر بودند)، شورشیان در 4 اکتبر به ستاد مرکزی پاسداران انقلاب در مهاباد حمله کردند و یک کامیون در نزدیکی بانه بر روی مین رفت. در عصر جمعه 5 اکتبر چریکهای کرد به پادگان مهاباد حمله کردند و ظاهراً از مسلسلهای کالیبر 50 و نارنجک انداز آر. پی. جی. 7 استفاده نمودند. حمله کنندگان به عقب رانده شدند. در نزدیکی های نوسود و کرمانشاه نیز حملات متفرقه ای صورت گرفت. بر اساس گزارشات واصله در روز شنبه 6 اکتبر جوانان تظاهرکننده در مهاباد سعی نمودند به مغازه های ترک ها حمله نمایند و شورشیان کرد در بانه به ستاد پاسداران انقلاب حمله کردند. ظاهراً در طول این زد و خوردها هیچ کسی کشته نشده است. با این حال در روز 8 اکتبر اکراد به یک ستون 73 نفره از پاسداران انقلاب که در جاده بانه سردشت عازم بانه بودند حمله کرده و 22نفر را کشته و اکثر افراد باقیمانده را به گروگان گرفتند. فقط 7 نفر فرار کردند. این تهاجم در پی حمله شورشیان به چهار پاسگاه ژاندارمری در دوآب، نوسود، شیخان و شوشمی در نزدیکی مرز عراق صورت گرفت.
8- اعدامهای دولت موقت در کردستان با اعدام چهار نفر در 6 اکتبر در کرمانشاه به جرم «لواط و قاچاق» ادامه یافت. این اعدامها آشکارا تأثیرات تشدید کننده ای دارند و خود روزنامه تهران تایمز نیز اظهار می دارد که «اعدام شبه نظامیان کرد در مهاباد احتمال کشته شدن پاسداران انقلاب به گروگان گرفته شده را افزایش می دهد.» به نظر می رسد اهداف اصلی اکراد، پاسداران انقلاب منفور که به طور روزافزونی موضع خشن تری می گیرند می باشد. در روز 6 اکتبر و تحت چنین فشاری فرمانده پاسداران انقلاب در مهاباد اعلام کرد پاسداران به دلیل انجام چنین حملاتی به هیچ وجه مسئول از دست رفتن جان و مال مردمی که در این حملات شرکت دارند نخواهد بود.
9- طبق اظهارات سپهری پور استاندار کرمانشاه، از جانب حسینی رهبر مذهبی شورشیان کرد بیانیه ای دریافت نموده مبنی بر اینکه وی هم اکنون در یک درخواست عمومی از اکراد خواسته است جنگ تمام عیار خود را علیه دولت مرکزی شروع نمایند. ظاهراً به نظر می رسد حملات اخیر اکراد هم از نظر سازماندهی و هم از نظر شدت عملیاتی توسعه قابل ملاحظه ای یافته باشد. بر اساس گزارشات مطبوعاتی بعضی از افسران سابق نیروی زمینی که کرد هستند
چند هفته قبل به شورشیان پیوسته اند و ممکن است در طول این حملات شاهد برنامه ریزی های آنها بوده باشیم.
10- نظریه: ما تصور می کردیم که در طول فصل زمستان در مناطق کردنشین شاهد ناآرامیهای محدودتری باشیم که یک تهدید جدی برای دولت ایران محسوب نشود.
با این حال اگر اکراد استعداد حفظ همین حد از عملیات را در کردستان داشته باشند نگرانی فزاینده ای برای دولت موقت ایران در پی خواهد داشت. به همین ترتیب فعالیتهای چریکی در جنوب. اگر چنین حملاتی متوقف نشود تهدید بالقوه جدی تری خواهد بود.
لینگن
ملاقات با پیرحسینی سردبیر روزنامه انقلاب اسلامی
سند شماره 343
استفاده محدود اداری16 اکتبر 1979 24 مهر 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 10997
به: سازمان ارتباطات بین المللی، واشنگتن دی. سی
رونوشت: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی سی 4276
موضوع: ملاقات با پیرحسینی سردبیر روزنامه انقلاب اسلامی
1- در تاریخ 16 اکتبر وابسته مطبوعاتی سفارت آمریکا با حسن پیرحسینی سردبیر اخبار محلی روزنامه انقلاب اسلامی، که نشریه ای است با گرایشات نسبی به حزب جمهوری اسلامی، ملاقات نمود. ابتدا قرار بود این دیدار با علیرضا نوبری سردبیرکل روزنامه صورت پذیرد لیکن وی در حال حاضر به دلیل انجام پاره ای امور شخصی در ایالات متحده آمریکا به سر می برد. پیرحسینی هنوز در دانشگاه استانفورد آمریکا برای کسب مدرک دکترای رشته مهندسی مکانیک ثبت نام کرده است. وی مایل است حرفه آکادمیک خود را دنبال کند اما هنوز هم به مقوله «حفظ انقلاب» معتقد است. لیکن امیدوار است که روادید بازگشت به آمریکا را نیز دریافت نماید. این ملاقات به منظور گفتگو پیرامون اعتبارنامه و مدارک یکی از گزارشگران روزنامه صورت گرفت که قصد دارد گزارشی در خصوص ایالات متحده آمریکا تهیه نماید. وابسته مطبوعاتی در جریان این ملاقات، فرصت را مغتنم شمرده و به بحث و بررسی موضوع گشایش خطوط ارتباطی با این روزنامه مهم اسلامی پرداخت.
2- به رغم تغییر مکان این ساختمان روزنامه، تدابیر امنیتی با حضور دو پاسدار ژ-3 به دست شدید به نظر می رسید. در خصوص نوع تعامل با «ارباب رجوع» نیز بایست به این نکته اشاره کرد که بیش از چند دقیقه طول نکشید که وابسته مطبوعاتی موفق شد که با پیرحسینی در دفتر کوچکش در طبقه سوم ساختمان ملاقات نماید. در اثنای این دیدار، یک گزارشگر خانم «روسری پوش» که عازم کردستان بود وارد اتاق شد و با پیرحسینی گفتگو کرد. پیرحسینی از وی خواست که اطلاعاتی در خصوص رابطه بین حزب دموکرات کردستان و
حزب جمهوری خلق مسلمان که تحت حمایت آیت الله شریعتمداری است کسب نماید.
3- پس از روشن شدن موضوع اعتبارنامه و مدارک گزارشگر مورد نظر، پیرحسینی خاطرنشان کرد که به رغم این که صاحب امتیاز رسمی این روزنامه بنی صدر است، اما روزنامه کلاً از طریق کمکهای مردمی اداره می گردد. وی تصریح کرد که بنی صدر صرفاً نقش یک نویسنده مقالات داخلی را برعهده دارد و از طریق یک هیأت تحریریه نسبتاً مستقل از یکدیگر تغذیه می گردد. تعداد اندکی از گزارشگران و سردبیران از روزنامه حقوق دریافت می کنند و البته این مبلغ به حدی است که صرفاً برای «امرار معاش» آنها کفایت می کند.
4- سپس وابسته مطبوعاتی موضوع ارتقاء روابط [سفارت آمریکا] با روزنامه را مطرح کرد و از پیرحسینی خواست که هرگاه که مقاله و یا موضوعی نیاز به تحقیق و تأیید داشت، حتماً با دفتر مطبوعاتی سفارت تماس حاصل نماید. پیرحسینی نیز در پاسخ، از تعمیق روابط مطبوعات و سفارت استقبال کرد و تصریح کرد که مایل است در مواقع مورد نیاز، با دفتر مطبوعات سفارت تماس برقرار نماید. سپس وابسته مطبوعاتی تصریح کرد که دولت ایالات متحده آمریکا واقعیت انقلاب اسلامی را پذیرفته است و در امور داخلی ایران دخالت نمی کند. وی افزود که مقالات منتشر شده در روزنامه ها که مکرراً ادعای بی اساس مداخله ایالات متحده آمریکا در امور داخلی ایران را مطرح می کنند، فرایند ایجاد روابط نزدیک بر پایه احترام متقابل بین دو کشور را مخدوش می کند. پیرحسینی در پاسخ اظهار داشت که نگرانیهای وابسته مطبوعاتی سفارت آمریکا را درک می کند اما مردم ایران بین سیاستهای کنونی دولت ایالات متحده آمریکا و سیاستهای پیشین این کشور تفاوتی احساس نمی کنند.
وی گفت که ما مطمئن هستیم که شوروی انقلاب اسلامی را پذیرفته است؛ «لیکن بر اساس اسناد و مدارک موجود در دفتر امام خمینی در قم، نقش ایالات متحده آمریکا در کردستان و خوزستان و حمایتهای آن کشور از زاهدی و پالیزبان، نقشی سئوال برانگیز است.» افزون بر این، احساس ما این است که دولت ایالات متحده آمریکا از بازگشت بختیار حمایت می کند و از تبلیغات مطبوعات خود بر علیه امام نیز پشتیبانی به عمل می آورد. پیرحسینی در ادامه اظهار داشت که «در آمریکا یک رادیوی فارسی زبان وجود دارد که با لحنی موهن نسبت به امام خمینی سخن پراکنی می کند؛ چرا دولت ایالات متحده آمریکا به عنوان گواه صدق نیت، اقدام به تعطیلی و بستن این رادیو نکرده است؟» وابسته مطبوعاتی در پاسخ به این موضوع تأکید کرد که «همانطور که خودتان نیز مطلع هستید، با توجه به نظام سیاسی کشور ایالات متحده آمریکا، انجام چنین اقدامی عملاً غیرممکن است.» پیرحسینی در پاسخ به سئوالی که ایالات متحده به چه ترتیب می تواند نشان دهد که انقلاب اسلامی را به رسمیت شناخته است، تأکید کرد که دولت ایالات متحده آمریکا بایست هرچه زودتر اقدام به تبادل سفیر با ایران بنماید؛ البته با توجه کامل به این نکته که سفیر منتخب بایست فردی باشد که معتقد به برقراری روابط بر اساس اصل مساوات و برابری باشد.
نظریه: نوع برخورد پیرحسینی گواه دیگری است از شکست نظام آموزشی ایالات متحده آمریکا در تعمیق ارزشهای مردم سالاری در نهاد پیرحسینی. مواضع وی منعکس کننده نوع بی اعتمادی مفرط رایج در بین افرادی است که با رژیم سابق مبارزه می کرده اند؛ افرادی که از رژیم سابق و دولت ایالات متحده آمریکا، یک تلقی یکسان در ذهن خود داشتند. البته نباید پیرحسینی را از دست رفته فرض کرد چرا که حداقل تبادل نظرات به نحوی کاملاً باز صورت گرفت. گریوز
تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا
سند شماره 344
استفاده محدود اداری17 اکتبر 1979 25 مهر 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 11060به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری
موضوع: تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا
1- (بدون طبقه بندی)- در ساعت 18:36 روز 16 اکتبر گروهی از تظاهرکنندگان بالغ بر 600 تا 800 نفر به سمت پایین خیابان تخت جمشید راهپیمایی کرده و برای 8 الی 10 دقیقه در مقابل سفارت توقف کردند و شعارهای ضدآمریکایی و ضدامپریالیسم سر دادند.
2- (بدون طبقه بندی)- هیچ تلاشی برای ورود به سفارت به عمل نیامد و هیچ نشانه ای از بروز خشونت مشاهده نشد. گروههای انتظامات نظم تظاهرکنندگان را کنترل می کردند.
3- (استفاده محدود اداری) - نظریه: ما نمی دانیم چه چیزی انگیزه این تظاهرات بوده است. سفارت حدس می زند که این تظاهرات شاید به تظاهراتی که توسط گروههای مختلف مسلمان در اعتراض به نگهداری زندانیان فلسطینی سیاسی توسط اسرائیل صورت گرفته بودرابطه ای داشته باشد. معترضین تاکنون چندین راهپیمایی در نقاط دیگر تهران در روز 16 اکتبر برگزار کردند که شامل سوزاندن پرچمهای آمریکا و اسرائیل در مقابل دانشگاه تهران می شد. گزارشات مطبوعاتی در 15 اکتبر حاکی از آن است که گروههای سازمان دهنده پیشنهاد کرده بودند که گردههایی در مقابل سفارت آمریکا انجام پذیرد اما این گزارشات را تا پس از انجام تظاهرات مشاهده نکرده بودیم. لینگن
گزارش سیاسی
سند شماره 345
محرمانه17 اکتبر 1979 25 مهر 1358
از: سفارت آمریکا، تهران 11067به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی فوری
موضوع: گزارش سیاسی
1- (محرمانه تمام متن)
2- خلاصه گزارش: موج ناآرامیها در ایران بالا گرفته، بعضی از درگیریهای توصیف شده را می توان به نارضایتی عمومی نسبت به دخالتها و زیاده رویهای سپاه پاسداران نسبت داد. گزارش
چهار مورد اقدام به آدم کشی، و قتل یک تاجر آلمان غربی در تهران. بیکاری مشکل بزرگی شده و برخلاف حکم دولت، بیکاران در چند شهر اعتراض و تظاهراتی برپا کردند. انتخابات انجمن شهر در ایران که در 12 اکتبر انجام شد، موفقیت دولت موقت را خیلی کمتر از آنچه انتظار داشت، نشان داد، و در بعضی جاها با خشونت و اتهام عمومی به تقلب توأم بود. پایان خلاصه.
3- صحنه سیاسی ایران طی دو هفته گذشته همچنان با خشونت و ناآرامیهای مستمر در مناطق کردنشین همراه بود. (در تلگرافهایی جداگانه گزارش شد.) گزارش شده که در بندرانزلی در نزدیکی دریای خزر (بندر پهلوی سابق)، سیستان و بلوچستان و ماکو، شهر مرزی ایران و ترکیه ناآرامی آغاز گردیده است. به نظر می رسد مشکلات موجود با سپاه پاسداران، موجب بروز بسیاری از این حوادث شده است.
4- هزاران تن از اهالی شهر ماکو در آذربایجان غربی طی تظاهراتی در 14 اکتبر به اعمال غیرمسئولانه سپاه پاسداران اعتراض کردند. مدارس و دکانها بسته بودند و راه مرز بازرگان که در نزدیکی ماکوست مسدود بود.
بنا به اظهار حقگو، استاندار آذربایجان غربی، ماجرای دو شب قبل که در آن سپاه پاسداران به سوی اتومبیلی که سرنشینان آن مشروب مصرف می کردند، آتش گشودند، باعث این تظاهرات شده است. ماجرای دیگر دستگیری 9 روستایی توسط سپاه پاسداران تبریز است که ظاهراً بدون اینکه به خود زحمت بدهند و استانداری را در جریان تصمیمات خود بگذارند، اقدام به آمدن به منطقه آذربایجان غربی کرده اند.
5- درگیری بندر انزلی (بندر پهلوی سابق) با زد و خورد بین مردم و سپاه پاسداران انقلاب همراه بوده است. این درگیری در روز 15 اکتبر شروع شد و تا روز بعد ادامه داشت که روی هم 10 کشته و 34 مجروح به جای گذاشت. نهایتاً از ژاندارمری و نیروی دریایی برای برقراری مجدد نظم و نجات پاسداران انقلاب که به ساختمان پلیس پناهنده شده بودند، استفاده گردید. این درگیری ظاهراً به دنبال تراکمی که بر سر حق ماهی گیری در نزدیکی بندر انزلی اتفاق افتاد که ماهیگیران محلی به ممنوعیت هایی که از جانب شیلات شمال وضع شده بود اعتراض کردند.
6- هر چند که دو بمب در 10 اکتبر در محله مسکونی در خرمشهر منفجر شد، ولی استان خوزستان در هفته گذشته نسبتاً آرام بود. هیچ گزارشی از تلفات جانی و یا خسارات مادی این انفجار نرسیده است. بمب دیگری کشف شد و قبل از انفجار خنثی گردید. بمبی در دبیرستان شریف واقفی اهواز پیدا شد که آن هم خنثی گردید.
7- در 4 اکتبر اشخاص مسلح ناشناسی تقی روحانی، مفسر رادیویی رژیم شاه را ربودند. وی را در حالی ربودند که توسط پاسداران برای گذراندن شش سال تبعید که توسط دادگاه انقلاب به وی داده بودند به فرودگاه مهرآباد تهران اسکورت می شد و بعدها تقی روحانی را
در حالیکه گلوله ای از ناحیه سرش خورده بود، پیدا کردند ولی مسئولین بیمارستان ادعا می کنند که او زنده خواهد ماند. آدم ربایی و شلیک گلوله به روحانی ظاهراً اعتراضی به حکم پایین دادگاه انقلاب می باشد که به وی داده بودند.
در 10 اکتبر، سپاه پاسداران و پلیس از سوءقصد به جان مصطفی کتیرایی وزیر مسکن جلوگیری به عمل آوردند. مهاجمین احتمالی فرار کردند. در همین روز حجت الاسلام محمدباقر دشتیانه، رئیس کمیته انقلاب منطقه 3 تهران، هدف یک سوءقصد قرار گرفت. جریانی که وارد یک سناریوی رایجی می شود، دو نفر موتورسوار ناشناس، دشتیانه را در حالیکه پیاده از مقر کمیته به منزلش برمی گشت، زخمی کردند. در 14 اکتبر «هالش جاشیم لیب» رئیس حسابداری آلمانی کارخانجات «میرک» در خارج منزلش در تهران مورد حمله قرار گرفت و کشته شد. قاتلین با موتور فرار کردند و جزوه ای که در نزدیکی جسد «لیب» پیدا شد نشان می دهد که گروه مسلمان افراطی فرقان مسئول این قتل می باشد.
8- علیرغم دستور دولت مبنی بر عدم اجتماعات غیرقانونی و اعتراض آمیز، در چندین شهر تظاهراتی با شرکت بیکاران ادامه یافت و بیش از چهار هزار تن از بیکاران روز 6 اکتبر در مقابل ساختمان وزارت کار در تهران دست به تظاهرات زدند و چند روز بعد در تهران صدها تن برای نشان دادن وضع بد خود یک راهپیمایی برپا داشتند. سپاه پاسداران انقلاب برای متفرق کردن راهپیمایان تیراندازی هوایی کردند. طبق گزارش یک روزنامه حدود 600 تا 700 نفر بیکار در سنندج مقابل دفتر آموزش و پرورش تظاهرات بپا کردند. هم چنین دیپلمه های بیکار در قوچان، مشهد و بابل دست به تظاهرات زدند.
طبق اظهارنظر عبدالعلی اسپهبدی، وزیر کار در حال حاضر در ایران بین یک تا یک میلیون و نیم بیکار وجود دارد. وی ادعا نمود که پس از انقلاب نسبت بیکاران رو به تقلیل گذارده و هم اکنون بین 8 تا 10 میلیون نفر شاغل هستند.
9- در 12 اکتبر انتخابات شوراهای شهرهای ایران در 140 شهر برگزار شد و تعداد رأی دهندگان بسیار کمتر از حد انتظار بود. بنا به مسایل حفاظتی در بعضی از شهرها خصوصاً در کردستان انتخابات انجام نشد. از استان سیستان و بلوچستان نیز گزارشاتی از خشونت و درگیری ناشی از برگزاری انتخابات رسیده است. در 12 اکتبر گروهی که شعار «زنده باد شاه» سر می دادند، به تعدادی از صندوقهای انتخاباتی در زاهدان حمله کرده و چند نفر را زخمی و یک پلیس را کشتند.
درگیری زاهدان ظاهراً از زمانی آغاز گردید که 9 نفر از اعضای انجمن شهر استعفا کردند و اعضای بلوچ در کمیته ناظر بر انتخابات از کارهایشان کناره گیری کردند. تشنج زمانی به اوج خود رسید که حزب معروف بلوچ «اتحادالمسلمین» انتخابات را تحریم کرد و از مردم خواست تا در آن شرکت نکنند.
به دنبال حمله به صندوقهای انتخاباتی در زاهدان انتخابات تعطیل شد. گزارشات تأیید