داشت، در رشته بازرگانی لیسانس گرفت. بعدها برای ادامه تحصیل به پاریس رفت، و بنا به گفته خودش سعی کرد فلسفه سیاسی را که در مصر آموخته بود از یاد ببرد. مکی که ظاهراً در نتیجه تجربه های خود در مصر از خواب بیدار شده بود، گفته است که بسیاری از عمانی های دارای تحصیلات کمونیستی پست های مهمی در عمان اشغال کرده اند.
مکی مشاور یک شرکت کانادایی در ابوظبی بوده و علاوه بر آن با یونسکو نیز همکاری می کرد؛ تاریخ و مدت استخدام وی در این مشاغل معلوم نیست. او در اواخر سال 1970 مشاور شخصی طارق بن تیمور آل بوسعید شد و تا زمان انتصاب در سازمان ملل در همان مقام باقی ماند. در فوریه 1972 او به عمان فراخوانده شد تا پست های معاونت وزارت امور خارجه و سرپرست اداره بین المللی وزارت امور خارجه را برعهده گیرد.
سوابق شخصی
مکی که یک فرد پرکار است، گاهی در گفتگوها نقش مسلط را به دست می آورد. او سابق براین با «پی یِدا مانسو فرناندز» اسپانیایی ازدواج کرده و یک فرزند دختر به نام «دینا» دارد. برادر مکی یعنی سالم حسن مکی رئیس وزارت منابع طبیعی و نفتی است.
مکی به راحتی به زبان انگلیسی تکلم می کند و خانم مکی نیز قدری انگلیسی می داند. هر دوی آنها به زبان فرانسه نیز صحبت می کنند.
4 ژانویه 1974
اطلاعات بیوگرافیک: صادق جواد سلیمان...
سند شماره 112
محرمانه5 دسامبر 1975 14 آذر 1354
از: وزارت امور خارجه، 7304 الف به: سفارت آمریکا، قاهره
جهت اطلاع: سفارتخانه های آمریکا در مسقط، تهران.
موضوع: اطلاعات بیوگرافیک: صادق جواد سلیمان
(کنسول سفارت، سفارت عمان، واشنگتن)
طبق برداشت وزارت، سلیمان به زودی به عنوان سفیر جدید عمان در مصر منصوب خواهد شد، گرچه این موضوع هنوز علناً اعلام نشده است.
سلیمان در تاریخ 30 ژوئیه 1933به عنوان فرزند یک مغازه دار کوچک در «موترا» عمان متولد شد. تحصیلات اولیه وی چندان منسجم نبوده و وی بخش اعظم اوقات خود را صرف کار در مغازه پدرش می کرد و مشغول تجارت بین بندر و دیگر مناطق ساحلی عمان بود. وی هنوز هم ظاهر خشن تجار بخش های کوهستانی را و حتی تجار ظفاری را که بر شترهای عظیم الجثه خود سوار بوده و عمامه ای بزرگ بر سر داشتند که بر روی آنها فهرست خریدهای موردنیاز مردم نصب شده بود و در کنارشان کیسه های بزرگ پول (معمولاً دلارهای ماریا ترزا)
که مهم ترین وسیله یا پول تجارت آن زمان بود، به یاد می آورد.
در سال 1952، در نتیجه به توصیه پدرش، سلیمان با کشتی از موترا به دوبی رفت. وی می گوید در آن زمان این کار برای جوانانی که در عمان از تحصیل تحت حکومت جابرانه سلطان تیمور محروم می شدند معمول و مرسوم بود. پس از شش ماه اقامت در دوبی که به طور پراکنده کار می کرد، وی به بحرین رفت و در بانک انگلیس (بانک شرق؟) به کار مشغول شد. بانک مزبور قصد داشت سلیمان را پس از طی دوره آموزشی در بحرین به عربستان سعودی بفرستد، لیکن وی احساس می کرد که زندگی در عربستان سعودی محدودتر از عمان خواهد بود و به همین دلیل به کویت رفت.
در کویت از سال 1954 تا سال 1963 در یک کارگاه دولتی به عنوان مسئول تدارک و تجهیز دفاتر متعدد دولت کویت به کار پرداخت. در همین مدت وی به تحصیل نیز پرداخت. وی می گوید از طریق کنسولگری آمریکا درسهای بسیاری را از دانشگاه لندن گذرانید. وی در امور اقتصاد، زبان انگلیسی و عربی و تاریخ درسهایی گذراند و توانست پایان نامه ای معادل پایان نامه دبیرستان انگلستان را دریافت نماید. (حدود یک سال تحصیلات کالج) در سال 1962 وی در نشریه کویتی تایمز به کار پرداخت و در بخش سردبیری به تهیه مطالب از نشریه عربی برای نشریه انگلیسی زبان پرداخت.
در سال 1970، سلیمان برای اولین بار به خارج از جهان عرب یعنی اروپای غربی سفر کرد. وی به ایتالیا و آلمان رفت و هنگامی که در زاگرب به سر می برد دریافت که سلطان پیر سرنگون شده و به جای وی قابوس بر تخت سلطنت نشسته است. وی به کویت بازگشت و بار دیگر در روزنامه تایمز کویت به کار پرداخت. در سال 1972 وی به مسقط رفت، چون می دانست که دولت جدید قابوس به استخدام عمانی های خارج از وطن مشغول است. ولی یکی از اقوام احمد مکی معاون وزیر خارجه وقت بود. مکی هنوز هم یکی از حامیان سلیمان به حساب می آید. سلیمان به کویت بازگشت و در سال 1973 دعوت نامه ای برای کار در وزارت امور خارجه عمان دریافت کرد.
با کمترین آموزش رسمی، از ژوئیه 1973 سلیمان به سفارت عمان در واشنگتن منصوب شد. وی به مقام دبیر اولی رسید و در سال 1974 به عنوان کنسول سفارت به کار مشغول شد. وی در این سفارت که مرکب از سه مقام بود به عنوان مقام دوم کار می کرد و در غیاب سفیر مکی به عنوان کاردار عمل می کرد.
سلیمان فردی متفکر، کنجکاو و دارای نظریات جنجال سیاسی کمتری است. وی شدیداً معتقد است که دولت های عربی باید با کندی هم که شده در جهت نوعی از مشروطه اقدام کنند. وی معتقد است
دولت عربستان سعودی بسیار محافظه کار است و نمی تواند به عنوان یک نمونه سیاسی در خاورمیانه درآید. و می گوید این محافظه کاری به کشورهای تندرو منطقه چون جمهوری دموکراتیک خلق یمن از نظر ایدئولوژیک امتیاز بسیار می دهد. وی معتقد است عمان نیز باید در جهت پدید آوردن نوعی از مشروطه قدم بردارد، لیکن زمان را برای این کار مناسب نمی داند. او از طرفداران سید طریق عموی سلطان قابوس و نخست وزیر پیشین عمان است، که خواستار ایجاد سلطنت مشروطه در عمان می باشد.
ظاهراً سلیمان تحت تأثیر سالهای اقامت خود در کویت قرار گرفته است. وی کویت را کشوری پیشرفته و همراه با آزادیهای قابل ملاحظه دموکراتیک و نهادهای دموکراتیک بسیار می داند و آن را در عین حال دارای خانواده حاکمه نیرومند می داند. هنگام کار در تایمز کویت، وی شاهد آزادی کامل مطبوعات کویت در مورد رویدادهای خبری خارج از کویت بود، لیکن معتقد است که این نشریات در انتقاد از خانواده سلطنتی آزاد نیستند.
سلیمان از نقش خارجی ها در دربار سلطان متنفر و منزجر است. وی می گوید که او و دیگر عمانیها مانند سفیر مکی مایل هستند این وضع را در موقع مناسب تغییر دهند. خلاصه اینکه نظریات وی منعکس کننده نظریات یک ناسیونالیست میانه رو ناراضی است.
سلیمان دیپلماتی آگاه است و در طول خدمت خود در واشنگتن به رویدادهای سیاسی آمریکا علاقه نشان می داد و از هر فرصت برای فراگرفتن تجارت دیپلماتیک بهره برداری کرده است. عمق درک سیاسی و کنجکاوی وی مربوط به محدودیت تحصیلات رسمی اوست. اگر بخت یار وی باشد، احتمالاً یک حرفه دیپلماتیک بسیار مهم را در پیش خواهد داشت. او دارای همسری به نام فخریه و سه فرزند است.
انتصاب سفیر جدید عمان در ایران
سند شماره 113
محرمانه4 ژوئن 1979 14 خرداد 1358
از: سفارت آمریکا، کویت 2686به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی
جهت اطلاع: سفارتخانه های آمریکا در مسقط، تهران
مرجع: الف) وزارت امور خارجه 132016، ب) مسقط 784، پ) کویت 2993
موضوع: انتصاب سفیر جدید عمان در ایران
1- (محرمانه – تمام متن)
2- سفیر عمان در کویت، «قاسم الجمالی» به طور محرمانه در ضیافتی که برای بازدید رئیس جمهور بنگلادش در 3 ژوئن ترتیب داده شده بود به من گفت به عنوان سفیر جدید کشورش در ایران برگزیده شده است و فکر می کند در پایان رمضان کار جدید خود را آغاز کند.
3- سفیر الجمالی گفت که جان سفیر کنونی عمان در تهران چندین بار مورد تهدید قرار گرفته بود و همین موضوع سبب عصبی شدن و تمایل وی به مراجعت از ایران شده است. الجمالی در مورد ناراحتی هایی که ممکن است در انتصاب جدید برایش پیش بیاید اصلاً نگران نبود، فقط می گفت که چون مدارس انگلیسی زبان تهران تعطیل شده اند وی نمی تواند همسر و
دو فرزندش را به همراه خود به آنجا ببرد.
4- سفیر عمان با من و دیگر کارمندان سفارت آمریکا بسیار صمیمانه برخورد می کرد. با وجود مشورتهای زیادمان قبل از وارد شدن به صحنه سیاسی کمپ دیوید و قراردادهای مصر و اسرائیل، پس از حمایت اخیر سلطان عمان از اعمال رئیس جمهور سادات، به طور مکرر و بیشتر با یکدیگر مشورت می کردیم.
5- الجمالی در کویت بسیار فعال بود و با اعضای مختلف جامعه محلی کویتی و غیرکویتی دائماً در تماس بوده است. او به جمع آوری اطلاعات «جاسوسی» بسیار علاقه مند است و دائماً هم آنها را با من در میان می گذاشت. ظاهراً وی با وزارت امور خارجه نیز دائماً در تماس است. بنا به گزارشات، وی از مواضع کنونی عمان کاملاً حمایت کرده است.
6- سفیر الجمالی می تواند یکی از بهترین رابط ها برای سفارت آمریکا در تهران باشد. نمی دانم که آیا وی خواهد توانست با همان حرارت پیشین در ایران نیز به جمع آوری اطلاعات بپردازد یا نه، ولی بد نیست آخرین مواضع آمریکا که نشانگر منافع دوجانبه نیز هست با وی در میان گذاشته شود.
7- خانم مونا الجمالی یک زن زیبا و دارای شخصیتی آرام و جالب است. وی بیش از دیگر همسران سفیران در اجتماعات محلی فعال بوده و در میهمانی دیپلماتهای کویتی چندین بار چای سرو کرده است.
مایسترون
حکام شیخ نشین های خلیج فارس
سند شماره 114
سری
[موضوع]: حکام شیخ نشین های خلیج فارس
ابوظبی شیخ زاید بن سلطان آل نهیان
وی در سال 1966، پس از برکناری برادر محافظه کار و پول دوستش شاخبت (که بنا به گفته ای منابع عظیم ثروتش را در جعبه هایی در زیر تخت خود نگاه می داشت) به دست انگلیس به قدرت رسید. در ابتدای تکیه زدن بر تخت فرمانروایی، انگلیس او را به دیده احترام می نگریست لیکن سیاست های نادرست مالی و ولخرجی هایش که ابوظبی را به ورطه ورشکستگی کشاند، سبب شد انگلیس در طرز فکر خود نسبت به او تجدیدنظر کند. گرچه درآمد نفتی ابوظبی (که امسال حدود 90 میلیون پوند انگلیس خواهد بود) امتیاز رهبری او را در میان شیخ نشینها بیشتر می کند، لیکن گمان می رود رقیب اصلی او یعنی شیخ راشد از دوبی مدیر و رهبر شایسته تری باشد. زاید ظاهراً مردی منطقی است و از لزوم همکاری بین ایران و شیخ نشین ها شدیداً حمایت می کند. در دو سال گذشته او چند بار به ایران سفر کرد. او یک فرزند پسر به نام خلیفه دارد که احتمالاً معاون یا جانشین فرمانروا خواهد بود.
عجمان شیخ راشد بن حمید
راشد که یک چهره مردمی میانه رو در میان شیخ نشین ها است وزنه سیاسی چندانی به حساب نمی آید. عجمان که یک جزیره کوچک محصور در شارجه است، پایگاه سیاسی چندانی برای وی فراهم نیاورده و احتمالاً او را به عنوان یک چهره ثانی در دورنمای خلیج فارس حفظ خواهد کرد. یکی از دختران وی همسر فرمانروای فجیره است.
بحرین شیخ عیسی بن سلمان آل خلیفه
شیخ عیسی که از سال 1961 فرمانروای بحرین بود کمتر از برادرش یعنی شیخ محمد بن سلمان آل خلیفه توانمند است، چون برادر وی مهم ترین فرمانروای با نبوغ خانواده حاکمه به حساب می آمد. تصمیم انگلیس مبنی بر خروج از بحرین سبب شد که عیسی به لزوم به دست گرفتن استقلال و ابتکار عمل پی ببرد، و تلاش کرد اعتبار بیشتری برای خود دست و پا کند. محافظه کاری اساسی او سبب تحریک ناسیونالیست ها و شورشیان عرب که او را بازیچه انگلیس می خوانند شده است. به نظر ناظران در بحرینی که رادیکالهای مختلف عربی در آن نفوذ کرده اند، عیسی شانس زیادی برای حضور در قدرت در چند سال آینده نخواهد داشت.
دوبی شیخ راشد بن سعید بن مکتوم
راشد که مستعدترین و آگاه ترین حکام شیخ نشین ها است، به نظر بسیاری از جمله معدود شیوخی است که تضادهای سیاسی و اقتصادی موجود درخلیج فارس را به خوبی درک کرده است. تقریباً به تنهایی او دوبی را به صورت یک شهر - کشور مترقی - درآورده است. راشد در فدراسیون امارات عربی نقش مهمی داشته گرچه این نقش همیشه سازنده نبوده است. در واقع او و دامادش شیخ احمد از قطر متهم به در هم شکستن اتحاد فدراسیون در پاییز گذشته شده بودند. راشد نیز مانند زاید، حامی همکاری ایران و شیخ نشینهاست، و چندین بار به ایران سفر کرده است. در پایان اجلاس فدراسیون امارات عربی، بعضیها وی را متهم کردند که بنا به دستور ایران سعی دارد در کنفرانس خرابکاری کند.
فجیره شیخ محمد بن حمد الشرقی
شیخ محمد که در میان شیخ نشین ها از محبوبیت چندانی برخوردار نیست از طرف انگلیس نیز مورد اعتماد شمرده نمی شود، چون او را یک توطئه گر می دانند. او در منطقه خلیج [فارس] از نظر سیاسی دارای اهمیت چندانی نیست.
قطر شیخ احمد بن آل ثانی
احمد که پس از خلع پدرش در سال 1960 به قدرت رسید، هرگز نتوانست قدرت و
اندیشه مشابه با عمو، ولیعهد و معاون فرمانروا یعنی خلیفه را نشان دهد. احمد می داند که خلیفه سعی دارد در فرصت مناسب وی را سرنگون سازد ولی او تاکنون از این کار ممانعت به عمل آورده است. او به قیمت تحمل برچسب طرفداری از غرب در سیاست های عربی خود را بی طرف نگاه داشته است. اعلام خروج انگلیس از خلیج [فارس] سبب شد که احمد فعالیت سیاسی بیشتری از خود نشان دهد، ولی هنوز معلوم نیست که این انرژی از خلیفه و یا از خود او ناشی می شود.
رأس الخیمه شیخ صفر بن محمد القاسمی
شیخ صفر که یک فرمانروای خوب و سخت کوش است آگاهیش بیش از حد میانگین است و دوبار به ایران سفر کرد تا پیرامون ادعای ایران در مورد تصرف جزایر تنب که رأس الخیمه نیز دعوی تصرف آن را دارد مذاکره نماید. ایرانیها در گذشته فکر می کردند که صفر به دعوت آنها پاسخ گوید، لیکن تلاش ایرانیها تاکنون نتیجه مثبتی نداشته است. در مانورهای فدراسیون امارات عربی، صفر همیشه خود را با احمد از قطر و راشد از دوبی پیوند داده و اصرار داشته که قرارگاههای دفاعی پیشنهادی در پایتخت او واقع شود.
شارجه شیخ خالد بن محمد القاسمی
خالد که یک محافظه کار بوده و بنا به گزارشهای رسیده یاران بدوی را ترجیح می دهد، قبل از رسیدن به قدرت در سال 1965 یک مغازه رنگ فروشی پرمنفعت در دوبی دایر کرده بود. در اثر فشار ایران در مورد جزیره ابوموسی، او با لجبازی تمام ادعای آن کشور را نپذیرفته است. ایران فکر می کرد که مسئله دعوی ابوموسی خیلی سخت تر از دعوی تنب باشد، چون شیخ نسبت به عکس العمل های تندروانه خیلی بیش از شیخ رأس الخیمه حساسیت نشان می داد.
ام القوین شیخ احمد بن رشید آل مولی
از احمد که چه در خارج و چه در داخل محبوب است و مردی با استعداد خوانده می شود به عنوان فردی دانا، رک گو، لایق و صلح طلب یاد می شود که معمولاً برای واسطه شدن در اختلافات ساحلی شیخ نشین ها از وی یاری طلبیده می شود. ولی چون شیخ نشین او کوچک است، نمی تواند در زمره فرمانروایان قدرتمند تر درآید و در امور خلیج [فارس] نیز نقش چندان مهمی ندارد.
مسقط و عمان شیخ قابوس بن سعید آل ابوسعید
تنها فرزند و وارث سلطان سعید بن تیمور آل بوسعید که اخیراً به جای پدر بر تخت نشست، در 18نوامبر 1940 متولد شده است. او دوره دبیرستان را به انگلیس رفت و در
سالهای 1960 و 1962 در دانشگاه سند هرست انگلیس به تحصیل پرداخت. او گویا تحصیلات خود را به خوبی به پایان رسانیده بود. به علت حسادت و محافظه کاری، پدرش چندین سال او را مخفی نگاه داشت. به علت دوران طویل تحصیلات در انگلیس طرفدار بریتانیاست و در یکی از هنگ های انگلیس نیز از اوت 1962 تا فوریه سال 1963 خدمت کرده است. کسانی که قابوس را ملاقات کرده اند او را فردی آگاه، سخت کوش و کاملاً توانا توصیف می کنند.
ولیعهد بحرین؛ شیخ حمد بن عیسی بن سلمان آل خلیفه
سند شماره 115
محرمانه
موضوع: ولیعهد بحرین؛ شیخ حمد بن عیسی بن سلمان آل خلیفه
محل و تاریخ تولد: بحرین، 1949
وی علاوه بر ولیعهدی، وزیر دفاع و فرمانده کل نیروهای مسلح نیز است.
وی در بحرین و انگلستان (سند هرست) تحصیل کرده است. و با یک دختر تحصیلکرده بحرینی ازدواج کرد که با او در انجام امور مشترک مساعی دارد. هر دوی آنها به زبان انگلیسی صحبت می کنند و حداقل یک فرزند (پسر) دارند.
حمد طرفدار غرب بوده و با مستشاران اردنی مستقر در ارتش خود رفتاری صمیمانه دارد.
فکر می کنم که حمد به آمریکا سفر کرده و مسافرتهای بسیار دیگری نیز انجام داده است. وی فردی جوان و خوش برخورد و در وهله اول گوشه گیر است ولی این اشکال نیز خیلی زود مرتفع می گردد. بحرین دارای یک ارتش 1100 نفری است، نیروی دفاعی بحرین متشکل از یک گردان پیاده و یک دسته زرهی (تانک و نفربر) است. علاوه بر این، یک نیروی گارد 300 نفره متشکل از افراد قبیله ای عربستان سعودی نیز در این کشور وجود دارد.
بخش دوم/ روابط نظامی ایران و آمریکا
مراحل انتقال [تسلیحات] به کشور ثالث