برنامه های خریدهای نظامی خارجی باید در طول سفر یک هیأت نمایندگی دولت ایران به واشنگتن دی.سی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. جلسات توجیهی منجر به برنامه ریزی جلسه ای در دفتر سرهنگ کامکار در روز 27 می با حضور نمایندگان J-5، ستاد کل مشترک، و قوای ارتش شد. به ما گفته اند اطلاعاتی که در طول جلسات توجیهی در اختیار آنها قرار داده ایم بررسی و سپس توصیه هایی را در این ارتباط به تیمسار ریاحی، وزیر دفاع ملی، تسلیم خواهند کرد. بر این باوریم که تیمسار ریاحی نیز توصیه هایی را در این ارتباط به هیأت دولت خواهد کرد. این امر ثابت می کند که جلسات توجیهی به یک هدف بسیار ارزشمند رسیده است، و آن هم افزایش ارتباطات بین اداره های مختلف ارتش ایران است که از زمان پیروزی انقلاب نیاز فراوانی به بهبود داشت. هر یک از 4 جلسه توجیهی و مذاکراتمان مورد تأکید قرار خواهد گرفت، که این مسئله به ایجاد بصیرت نسبت به رویه های جاری در درون اداره های مختلف ارتش کمک خواهد کرد.
2- سرهنگ کامکار (معاون تسلیحاتی وزارت دفاع)، سرهنگ افراسیابی (جانشین فرماندهی ستاد ارتش)، سرهنگ ریاحی (J-5)، سرهنگ خاکزاده (J-7)، سرهنگ حداد (معاون J-4) و 5 افسر دیگر از J-5 و J-7 در جلسه توجیهی حضور داشتند. همه آنها اونیفورم های نظامی به تن داشتند. علاقه شدید آنها به این مسئله از گفتگوها، سئوالات، و یادداشت های مکررشان پیدا بود. ظاهراً اطلاعات سرهنگ ریاحی (J-5) و سرهنگ چگینی (در J-5) از همه اعضای دیگر ستاد کل مشترک درباره وضعیت خریدهای نظامی خارجی نیازهای ارتش بیشتر بود. همه افسران حاضر اساساً به ارزش کل برنامه خریدهای نظامی خارجی دولت ایران، اقلامی که تحویل شده، و مبلغ کل پولی که پرداخته شده است، علاقمند بودند. آنها از دیدن مجدد سرهنگ پتی خوشحال شدند و فضای دوستانه و راحتی بر جلسه حاکم بود.
3- گفتگوها با نمایندگان نیروی دریایی در بخش مدیریت لجستیک آنها صورت گرفت. فکر می کنیم که مترجم و دو نفر لباس شخصی حاضر در جلسه از مأموران کمیته بودند. یک ناخدا و چهار نفر دیگر نیروی دریایی اونیفورم نظامی به تن داشتند. مترجم مراحل سئوال و جواب را کنترل می کرد، و دو نفر دیگر تصمیم می گرفتند که چه وقت جلسه باید لغو شود و دستور دادند که نام و مقام حاضرین در جلسه به ما داده نشود، در حالی که در جلسات دیگر این فهرست بدون هیچ مشکلی در اختیار ما قرار گرفته بود. یکی از آن دو نفر فهرستی از قراردادها را در اختیار داشت و چند نفر از حاضرین بر این عقیده بودند که هزینه کامل قراردادهایشان از جمله CG-993ها پرداخت شده است. علاقه اصلی آنها به CG-993ها و سه زیردریایی بود، و می خواستند بدانند که نیروی دریایی چگونه می تواند از محل استرداد وجوه [به صندوق امانی] برای خریدهایش سرمایه گذاری کند. یکی از آنها پرسید چنانچه نیروی دریایی ایران قصد خرید زیردریایی ها را نداشته باشد، آیا می توان خریداری در آمریکا برای آن پیدا کرد. ما نیز مراحل مربوط به خریدهای کشور ثالث را برایشان شرح دادیم. آنها سئوال
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
تفاهم 3 فوریه 1979 را درک کنند و چیزهایی درباره صندوق امانی یاد بگیرند. علاوه بر سرتیپ صفری، تقریباً 5 سرهنگ، یک سرهنگ دوم، دو سرگرد، چهار سروان، هفت ستوان، پنج همافر، و یک لباس شخصی در جلسه حضور داشتند. حداقل دو نفر از افسران از بخش عملیات بودند، بنابراین سرتیپ صفری توانسته بود طیف وسیعی از افسران را در جلسات حاضر کند. اصلی ترین سئوال آنها ضرورت تأمین قطعات یدکی و مراحل خرید آنها توسط نیروی هوایی بود. آنها علاقمند بودند بدانند از کجا می توانند صورتحساب ها را دریافت کنند. تیم صورتحساب ها را در تاریخ 22 می 1979 به معاونت وزارت دفاع داده بود تا به نیروهای ذیربط تحویل دهد. انتظار داشتیم گفتگوهای بیشتری درباره درخواست اخیر آنها برای پرواز اف-14 ها انجام شود ولی ظاهراً پاسخی که قبلاً به معاونت وزارت دفاع و نیروی هوایی داده بودیم، برای آنها کافی بود. سرتیپ صفری ترتیبی داد که بلافاصله بعد از این جلسه، ملاقاتی نیز با نفرات نیروی هوایی داشته باشیم.
6- اطلاعات بیشتر در ارتباط با این جلسات توجیهی طی گزارش سرهنگ پتی ارسال خواهد شد. نکته جالب این بود که هیچ اشاره ای به دو تظاهراتی که در روزهای 24 و 25 می 1979 در برابر سفارت آمریکا صورت گرفته بود نشد.
7- از تلاش سازمان مساعدت های امنیتی دفاعی و نیروهای ارتش برای آماده کردن مطالب جلسات توجیهی بسیار سپاسگزاریم. سرهنگ پتی و استوار ریگان عملکرد بسیار خوبی داشتند. سرهنگ کامکار در روز 26 می به سرلشگر گاست اطلاع داد که وزارت دفاع ملی قصد دارد گزارشی در طول چند روز آینده به هیأت دولت تسلیم کند. وزارت دفاع ملی مایل است به هیأت دولت توصیه کند که حداقل بخشی از صورتحساب 267 میلیون دلاری پرداخت شود تا به دولت آمریکا ثابت کنیم که ایران مایل به ادامه رابطه لجستیکی و «برخی قراردادهاست». زمان برای این کار مطلوب نیست، ولی آنها مصمم هستند که این کار را انجام دهند. هنوز نمی توان نتیجه آن را پیش بینی کرد.
ملاقات نفرات هیأت مستشاری با سرتیپ صفری، معاونت...
سند شماره 151
محرمانه 7 ژوئن 1979- 17 خرداد 1358
از: هیأت مستشاری نظامی آمریکا، تهرانبه: وزارت دفاع، واشنگتن دی.سی
موضوع: ملاقات نفرات هیأت مستشاری با سرتیپ صفری، معاونت
لجستیک نیروی هوایی اسلامی ایران
1- در روز 4 ژوئن 1979، ناخدا سوم شیرر، سرهنگ دوم رینکر، و خانم نسرین سُهی کیش، منشی بخش نیروی هوایی، با سرتیپ صفری معاونت لجستیک نیروی هوایی اسلامی ایران و دو نفر دیگر از پرسنل زیر دستش دیدار و گفتگو کردند. هدف از این ملاقات، گفتگو درباره پشتیبانی لجستیکی نیروی هوایی ایران بود.
2- ناخدا سوم شیرر ابتدا سرهنگ دوم رینکر را به عنوان نماینده معاونت لجستیکی نیروی هوایی معرفی کرد و توضیح داد که به منظور بررسی راههای ممکن برای پشتیبانی نیروی هوایی ایران به اینجا آمده است. ظاهراً سرتیپ صفری از اینکه دولت آمریکا نماینده ای از معاونت لجستیکی نیروی هوایی به ایران فرستاده بود، خیلی خشنود شد. او گفت «اختلافات سیاسی به ما مربوط نمی شود» و ارتش کار خودش را می کند و هر وقت مسایل سیاسی حل شد، دوباره آماده معامله است.
3- قبل از مذاکرات مفصل درباره مسایل لجستیک، ناخدا سوم شیرر یکبار دیگر از سرتیپ صفری درباره امکان ورود به مجتمع نیروی هوایی آمریکا سئوال کرد. سرتیپ صفری گفت که خیلی متأسف است که برنامه بازدید دوم ژوئن لغو شد و اظهار امیدواری کرد که اجازه ورود برای روز ششم ژوئن صادر شود. در اینجا قابل ذکر است که در خلال گفتگوها سرتیپ صفری به فارسی به خانم سهی کیش گفت که خیلی زود دفترش در بخش نیروی هوایی ساختمان هیأت مستشاری در اختیار او قرار خواهد گرفت.
4- ناخدا سوم شیرر یکبار دیگر درباره وضعیت سایت ACCOM به ویژه امکان ورود به آن و انتقال دو خودروی آمریکایی از آن به جای دیگر از صفری پرسید. تیمسار صفری لبخندی زد و گفت که هنوز دارد روی این مشکل کار می کند و اینکه هیچ کنترلی روی نگهبانان نیروی هوایی که در آنجا گماشته شده اند ندارد.
5- ناخدا سوم شیرر گفت که بازگرداندن شش سیستم مخزن سوخت هوایی به خوبی دارد انجام می شود. شش مخزن سوخت هوایی مستقر در ترمینال MAC در فرودگاه مهر آباد منتظر تخلیه و حمل هستند. در ارتباط با چهار مخزن سوخت هوایی در شیراز نیز ناخدا سوم شیرر تقاضا کرد نیروی هوایی ایران به جای نیروی هوایی آمریکا آنها را به فرودگاه مهرآباد منتقل کند. سرتیپ صفری بلافاصله این پیشنهاد را پذیرفت و گفت که این بهترین راه برای حداقل کردن رؤیت آمریکایی هاست. ناخدا سوم شیرر همچنین تقاضا کرد که او و یک متخصص سوخت نیروی هوایی آمریکا به شیراز سفر کنند و وضعیت چهار سیستم فوق را از لحاظ استحکام و شرایط کلی بررسی کنند، زیرا این امر انتقال آنها را از شیراز به آلمان منتفی کرده و در هزینه ها صرفه جویی خواهد کرد. سرتیپ صفری گفت که از نظر او این امر هیچ اشکالی ندارد. نامه تقاضایی در همین ارتباط، در اسرع وقت تسلیم سرتیپ صفری خواهد شد.
6- ناخدا سوم شیرر سئوال کرد که وضعیت جلسات توجیهی درباره صندوق امانی کل برای وزرات دفاع ملی چگونه است. تیمسار صفری پاسخ داد که نمایندگان قوای ارتش روز گذشته در ارتباط با همین موضوع با معاونت تسلیحاتی وزارت دفاع جلسه ای داشته اند. به جز اشکالات بسیار کوچکی که در ارتباط با نیروی دریایی وجود داشت، آنها دستورجلسه ای درباره وضعیت صندوق امانی برای وزارت دفاع ملی تهیه کرده اند. گفت که آنها وضعیت را «بزرگنمایی» کرده اند تا دیگران جدیت مسئله را بهتر بفهمند. او افزود که فکر نمی کند مشکلی
در پذیرش آن از طرف وزارت دفاع وجود داشته باشد. با وجود این، او نمی دانست بالاخره چه وقت تصمیمی گرفته می شود و اینکه نگفت توصیه هایی که به وزارت دفاع شده، چه بوده است.
7- سرهنگ دوم رینکر صحبت هایش را با رساندن سلام ژنرال رایدر شروع کرد که موجب خوشحالی تیمسار صفری شد. سرهنگ دوم رینکر به تیمسار صفری گفت که برای کمک به اینجا آمده است. او از تیمسار پرسید که دقیقاً چه نیازهایی دارد و قصد دارد پشتیبانی از چه میزان آمادگی و نوع پروازی صورت گیرد. تیمسار صفری اظهار داشت که مسایل پشتیبانی لجستیکی را برای مسئولان بخش عملیات توضیح داده است و اینکه آنها کاملاً مشکلات را درک کرده اند و سورتی خاصی را دیکته نخواهند کرد. او گفت در کوتاه مدت آنها اصولاً قصد انجام عملیات پروازی VFR روزانه را برای حفظ آمادگی خدمه پرواز دارند. او گفت فعلاً می توان با هواپیماهایی که فقط توانایی پرواز داشته باشند نیز به این هدف رسید. تیمسار صفری گفت در آینده تقاضای حفظ آمادگی و سورتی FSC کمتری نسبت به گذشته خواهیم داشت. اهداف بلند مدت او 70 درصد قابل پرواز، 60 درصد FSC، 12 درصد NORS، و 18 درصد NORM بود. او گفت سه اولویت اصلی قطعات یدکی، قطعات قابل تعمیر، و نشریات هستند. سرهنگ دوم رینکر از صفری پرسید که چه مبالغی بابت وسایل یدکی و قطعات قابل تعمیر به طور جداگانه در نظر گرفته اند. سرتیپ صفری گفت در وقتش 5 میلیون دلار بابت آنها هزینه خواهند کرد. صفری در فکر استفاده از نیروی هوایی ایران برای انتقال حداقل بخشی از تجهیزات است.
8- سرهنگ دوم رینکر سپس از صفری پرسید که قصد پشتیبانی از چه هواپیمایی را دارد، و او گفت هواپیماهای اف-4، اف-5 و سی-130. وقتی درباره هواپیمای اف-14 از آنها پرسید، تیمسار صفری و دو نفر از نفراتش که حضور داشتند فقط لبخندی زدند و هیچ تمایلی به گفتگو درباره هواپیماهای اف-14 و پشتیبانی آنها نداشتند.
9- سرهنگ دوم رینکر سپس پرسید آیا RAPS هنوز در PCC کار می کند. سرتیپ صفری بعد از گفتگویی کوتاه با نفراتش پاسخ داد که در این باره مطمئن نیست. سرهنگ دوم رینکر گفت در صورت نبودن AUTODIN می توان از سیستم RAPS برای ارسال پیام های بسیار فوری استفاده کرد. سرهنگ دوم رینکر سپس پرسید آیا می تواند از MMCC دیدار کند تا ببیند آیا RAPS هنوز کار می کند. ترتیب دیدار از آنجا بعد از این ملاقات داده شد. (نکته جالب اینجاست که سرهنگ دوم رینکر توانست کمی بعد از این ملاقات برای ژنرال رایدر یک پیام بفرستد). سرتیپ صفری و نفراتش به استفاده از RAPS در حکم یک وسیله کم هزینه برای سفارش تقاضاهای فوری علاقه نشان دادند. (گزارش مفصل تری از گفتگوهای سرهنگ دوم رینکر با تلکس جداگانه ارسال خواهد شد.)
10- در طول گفتگوها، هم سرهنگ دوم رینکر و هم ناخدا سوم شیرر مکرراً تأکید کردند
که برای کمک به اینجا آمده اند، و قصد دارند شرایط را برای زمانی که مقامات بالاتر دولت آمریکا و دولت ایران اجازه شروع برنامه قطعات یدکی را دادند، آماده کنند. آنها اظهار داشتند اقدامات مرتبط با صندوق امانی کل و مسایل سیاسی جاری بر این تلاش ها تأثیر خواهد گذاشت. تیمسار صفری گفت که این مسئله را درک می کند و ما باید مسایل سیاسی را به سیاستمداران واگذاریم و ارتش باید آماده باشد تا هر وقت مسایل در سطوح بالاتر حل و فصل شد، برنامه اش را شروع کند. سرهنگ دوم رینکر سپس پرسید که تیمسار صفری و نفراتش چه زمانی آماده اند تا جزییات برنامه پشتیبانی لجستیکی را مورد مذاکره قرار دهند، و تیمسار صفری پاسخ داد: «یک روز قبل از دیروز.» قرار شد یک جلسه کاری در ساعت 8:30 صبح 6 ژوئن 1979 برای بحث درباره جزییات نیازمندی ها و شیوه اطلاع این نیازمندی ها به سازمان های مربوطه برگزار شود.
11- هم سرهنگ دوم رینکر و هم ناخدا سوم شیرر نوعی حس اضطرار را در صحبت های تیمسار صفری احساس کردند. به نظر می رسید که او نفراتش را برای بحث درباره نیازها و چگونگی بازسازی نیروی هوایی اسلامی ایران آماده کرده است.
گفتگو و پیگیری برنامه پشتیبانی لجستیکی نیروی هوایی اسلامی ایران...
سند شماره 152
محرمانه 7 ژوئن 1979- 17 خرداد 1358
از: هیأت مستشاری نظامی آمریکا، تهران به: وزارت دفاع، واشنگتن دی.سی
موضوع: گفتگو و پیگیری برنامه پشتیبانی لجستیکی نیروی هوایی اسلامی ایران
بین سرتیپ صفری، معاونت لجستیکی نیروی هوایی ایران و سرهنگ دوم رینکر،
بخش نیروی هوایی هیأت مستشاری نظامی
1- این تلکس مکمل تلکس قبلی هیأت مستشاری به تاریخ 6 ژوئن است که جزییات بیشتری درباره موضوع پشتیبانی لجستیکی مطرح در آن ملاقات ارایه می دهد.
2- ناخدا سوم شیرر پس از آنکه درباره موضوعات اولیه با تیمسار صفری گفتگو کرد، دنباله گفتگو را به سرهنگ دوم رینکر واگذار کرد. سرهنگ دوم رینکر در آغاز ابراز امیدواری کرد که بتواند به تیمسار صفری و فرمانده بخش لجستیکی، سرهنگ وحدانی (که در جلسه حضور داشت)، کمک کند تا نیازهای آتی نیروی هوایی را مشخص کند و روش هایی برای کسب پشتیبانی لازم پس از تصمیم دولت آمریکا برای ادامه این نوع پشتیبانی ها پیدا کنند. سرتیپ صفری با آگاهی کامل از تأخیراتی که ممکن است در کار پیش بیاید، این امر را تصدیق کرد.
3- وقتی سرهنگ دوم رینکر از تیمسار صفری خواست تا توضیحی درباره نیازهای فوری نیروی هوایی ایران بدهد، تیمسار صفری خیلی بی پرده وضعیت موجود را توضیح داد. نیروی هوایی دایماً از موجودی قطعات یدکی خود استفاده کرده و دارد سریعاً به نقطه ای می رسد که
دیگر نخواهد توانست سورتی پروازهای کافی برای آماده نگاه داشتن خلبانانش انجام دهد. علاوه بر این، به موازات کاهش سطح موجودی انبارها، سطح توانایی تعمیر و نگهداری و تسلط نیروهای تعمیر و نگهداری نیز کاهش یافته است. تیمسار صفری اظهار داشت نیاز فوری آنها به قطعات یدکی و قطعات قابل تعمیر برای عملیاتی نگاه داشتن هواپیماهای اف-4، اف-5 و سی-130 در سطح حداقلی است که خدمه آنها بتوانند تسلط خود را حفظ کرده و یا بازیابند. صفری گفت قبلاً اهداف آمادگی عملیاتی بسیار بالایی داشته اند ولی او سعی دارد بیشتر به سطح 70 درصد پروازهای عملیاتی برسد، هر چند فکر نمی کند برای شروع به بیشتر از 60 درصد برسد.
4- برابر دستورات قبلی ژنرال گاست برای گرفتن تأیید درباره سطح مبالغی که در اختیار تیمسار صفری قرار دارد، سرهنگ دوم رینکر از ایشان پرسید آیا مبلغ 5 میلیون دلاری که قبلاً ذکر کرده بودند، مبلغ صحیحی است، و اگر پاسخ مثبت است، آیا احتمال افزوده شدن به این مبلغ وجود دارد. تیمسار صفری اظهار داشت که 5 میلیون مبلغ خوبی است که البته شاید اندکی به آن اضافه شود. ولی مشکل اینجاست که او باید این 5 میلیون دلار را از منابع نیروی هوایی کسب کند و همین امر انعطاف پذیری او را محدود می کند.
5- سرهنگ دوم رینکر پرسید آیا فرماندهی لجستیک در موقعیتی هست که بتواند فهرست اقلام مورد نیازش را نهایی کند. تیمسار صفری گفت قبلاً کارگروههایی برای انجام این وظیفه تشکیل داده است. سرهنگ دوم رینکر سپس پرسید آیا می تواند با این گروهها همکاری کند و ببیند که چه نیازمندی هایی مورد نظر است تا پس از مشخص شدن سیاست های آمریکا در موقعیت بهتری باشند. تیمسار صفری ابتدا قدری تأمل کرد و گفت شاید اعضای این گروهها با دیدن رینکر فکر کنند که از قبل تصمیم ها گرفته شده است. تیمسار صفری سپس به فارسی با سرهنگ وحدانی صحبت کرد، و بعد گفت شاید بد نباشد که ما با اعضای این گروهها همکاری کنیم و آمادگی بیشتری داشته باشیم و از این طریق در وقت صرفه جویی کنیم. او سپس از سرهنگ دوم رینکر پرسید چه زمانی برای کار آماده است. پاسخ ما هم این بود که در اسرع وقت، و همینطور هر وقت که تیمسار صلاح بداند. بعد از آن قراری برای یک جلسه در ساعت 8:30 روز چهارشنبه 5 ژوئن گذاشتیم و تیمسار صفری به سرهنگ وحدانی گفت که ترتیب این کار را بدهد. تیمسار صفری گفت در ابتدای جلسه توضیحاتی به اعضای گروه خواهد داد (احتمالاً جهت توجیه حضور نماینده نیروی هوایی آمریکا) و سپس از ما خواهد خواست کار را شروع کنیم.
6- تیمسار صفری اظهار داشت علاوه بر وسایل یدکی و قطعات تعمیری بسیار واجب، نشریات نیز از جمله نگرانی های عمده او هستند. سرهنگ دوم رینکر توضیح داد که اشتراک فعلی دستورات فنی در روز 14 ژوئن به پایان می رسد و پس از این تاریخ باید اشتراک جدیدی با توجه به یک تجدید نظر کلی در نیازمندی ها شروع شود. با وجود این، او به تیمسار
صفری خاطر نشان ساخت که چنانچه بتوان یک قرارداد جدید را تا پیش از تاریخ 14 ژوئن در مرکز لجستیک هوایی در اُکلاهما به مورد اجرا گذاشت، شاید بتوان نیازمندی ها را در همان سطح گذشته نگاه داشت. از آنجایی که وقت بسیار ضیق بود، تیمسار صفری پرسید آیا می توان با تمدید قرارداد فعلی از طریق پرداخت پول از محل 5 میلیون دلار زمان بیشتری برای یک نامه جدید پیشنهاد و قبول، به دست آورد. سرهنگ دوم رینکر پاسخ داد که ما نمی توانیم بدون تأیید سازمان مساعدت های امنیتی دفاعی کاری انجام دهیم، ولی می توانیم پیامی برای آنها ارسال کنیم و موقعیت را به آنها توضیح دهیم و بپرسیم که چه کاری می توان در این باره انجام داد.
7- سرهنگ دوم رینکر سعی کرد با کشاندن صحبت به وضعیت صنایع هواپیمایی ایران اطلاعاتی درباره وضعیت موتورهای J-79 و قطعات یدکی به دست آورد. تیمسار صفری یک بار دیگر به فارسی با سرهنگ وحدانی صحبت کرد و سپس اظهار داشت که صنایع هواپیمایی ایران هنوز به کار خود ادامه می دهد و نیروی هوایی ایران و صنایع هواپیمایی ایران هر زمان که نیاز باشد به یکدیگر کمک می کنند. با وجود این، سرهنگ دوم رینکر احساس کرد که تیمسار صفری تمایلی به ادامه بحث ندارد، برای همین موضوع را عوض کرد.
8- آخرین موضوعی که سرهنگ دوم رینکر مطرح ساخت مسئله مرکز کنترل اولویت و پایانه سیستم برنامه ریزی تحلیل گزارش ها بود. سرهنگ دوم رینکر درباره وضعیت و قابل استفاده بودن این پایانه پرسید و توضیح داد که این پایانه می تواند به هنگام از سرگیری خطوط تدارکاتی حساس، بسیار مفید واقع شود. تیمسار صفری گفت که دارد به وضعیت AUTODIN رسیدگی می شود و ظاهراً توانایی و امکانات بالقوه پایانه سیستم برنامه ریزی تحلیل گزارش ها را برای انجام ارتباطات سریع نمی دانست. پس از گفتگوی کوتاهی درباره میزان خسارات وارد شده به AUTODIN و هزینه مالی و زمانی تعمیر آن، سرهنگ دوم رینکر خاطر نشان کرد که با داشتن پایانه سیستم برنامه ریزی تحلیل گزارش ها در اینجا و امکاناتی که در پایگاه هوایی رایت- پترسن وجود دارد، استفاده از آن برای درخواست قطعات ضروری بسیار با صرفه تر از به کار انداختن مجدد AUTODIN است. تیمسار صفری پاسخ داد صرفه جویی و زمان مهمترین عوامل هستند. او سپس به سرهنگ وحدانی دستور داد تا ترتیب بازدید سرهنگ دوم رینکر و ناخدا سوم شیرر را از مرکز کنترل اولویت داده شود.
9- در پایان گفتگوها، سرهنگ طوسی، رئیس بخش مرکز کنترل اولویت، سرهنگ دوم رینکر و ناخدا سوم شیرر را به ساختمان مدیریت تجهیزات که پایانه سیستم برنامه ریزی و تحلیل گزارش ها و مرکز کنترل اولویت در آن قرار دارند هدایت کرد. پیش از بازدید از تجهیزات، یک ملاقات دیگر نیز در دفتر مدیریت تجهیزات انجام شد و سرهنگ دوم رینکر و ناخدا سوم شیرر به سرهنگ پورنصیری، که جانشین سرتیپ تات شده بود، معرفی شدند. گفتگوهای مفصلی در ارتباط با پایانه سیستم برنامه ریزی تحلیل گزارش ها انجام شد. ظاهراً