بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 492

همچنین می توانید محترمانه به ایرانی ها خاطر نشان سازید که تأخیر در ارسال قطعات از اوایل ماه اوت تا کنون به دلیل عدم معرفی یک شرکت حمل نقل بوده است.

اقلام معاملات انجام شده بین ایران و آمریکا

سند شماره 218

10 اکتبر 1979- 18 مهر 1358

از: ارنست گریوز-سازمان مساعدت های امنیتی دفاعیبه: آقای بهرامی- وزارت دفاع ایران

[موضوع]: اقلام معاملات انجام شده بین ایران و آمریکا

آقای بهرامی عزیز

به پیوست دو نسخه از فهرست اقلام مربوط به معاملات انجام شده که در ملاقات روز چهارم اکتبر به شما قول داده بودم، ارسال می گردد. برداشت من این بود که فهرست های مزبور در طول ملاقاتی که به منظور بررسی معاملات در تاریخ 12 سپتامبر در تهران برگزار شد، به حضورتان تقدیم شده است. چنانکه می دانید، وضعیت جاری معاملات مفتوح در صورتحساب های مفصلی که در طول ملاقات هایمان در تهران تقدیم حضورتان شده، انعکاس یافته است.

ما لزوم ارایه جزییات اساسی مربوط به معاملات تسلیحاتی پیشین با ایران را درک کرده ایم و به همین سبب جزییات بیشتری در مقایسه با کشورهای دیگری که در چارچوب برنامه خریدهای نظامی خارجی از ما تجهیزات خریداری می کنند، در قالب جلسات توجیهی و اطلاعات تکمیلی در اختیار ایران قرار داده ایم. البته شاید حتی این مقدار جزییات نیز نیاز شما را برطرف نکند. به همین دلیل، بار دیگر مایلم پیشنهاد ژنرال گاست را که در ملاقات 12 و 16 سپتامبر در تهران مطرح شد، متذکر شوم و تأکید کنم که از سفر یک تیم متشکل از مقامات ایرانی برای بررسی جزییات موجود در سوابق این نوع معاملات در مرکز امور مالی سازمان مساعدت های امنیتی در دنوِر استقبال خواهد شد. نفرات کم شمار این مرکز قادر به بازیابی همه این اطلاعات و خلاصه کردن آن به شکلی که مورد نیاز شما باشد، نیستند. با وجود این، از آنجایی که اهمیت زیادی برای رضایت خاطر دولت موقت ایران قائلیم، سه نفر از نیروهای این مرکز را به مدت سه ماه مأمور بازیابی این اطلاعات خواهیم کرد، البته مشروط بر اینکه دولت موقت ایران نیز تیم مورد نیاز ایرانی را برای انجام این وظیفه به آمریکا اعزام نماید. طبق برآورد ما، برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز شما، تقریباً هفت نفر نیروی ایرانی نیاز است که به مدت شش ماه در این مرکز مشغول به کار باشند. البته میزان دقیق کار به جزییاتی بستگی دارد که شما برای تطبیق حساب هایتان با آنچه ایالات متحده در استفاده از وجوه صندوق امانی مدعی است، نیاز دارید.

ارادتمند

ارنست گریوز

سپهبد ارتش ایالات متحده آمریکا

مدیر سازمان مساعدت های امنیتی دفاعی

معاملات انجام شده


صفحه 493

سند شماره 219

11 اکتبر 1979- 19 مهر 1358

از: وزارت دفاع، واشنگتن دی.سی - 3553به: گروه مستشاری نظامی، تهران

موضوع: معاملات انجام شده

در طول ملاقات مورخ 4 اکتبر با یزدی، وزیر امور خارجه، آقای بهرامی درخواست کرد فهرستی از معاملات انجام شده را در اختیار آنها قرار دهیم. آنطور که اطلاع یافته ایم چنین فهرستی قبلاً در ملاقات ماه سپتامبر در اختیار ایشان قرار گرفته بود. با وجود این، یک فهرست به روزتر تهیه کرده و سعی داریم تا وقتی که ایشان هنوز در کنسولگری حضور دارند، آن را برایشان ارسال کنیم. در صورتی که موفق به این کار نشدیم، فهرست مزبور را برای شما ارسال خواهیم کرد.

اطلاعاتی درباره هواپیماهای اف-14

سند شماره 220

بدون طبقه بندی17 اکتبر 1979- 25 مهر 1358

از: هیأت مستشاری نظامی آمریکا، تهرانبه: وزارت دفاع آمریکا، واشنگتن دی.سی

موضوع: اطلاعاتی درباره هواپیماهای اف-14

متن زیر ترجمه انگلیسی بخشی از اظهارات دکتر ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه ایران، در برنامه اخبار رادیو ایران است که روز 16 اکتبر 1979 پخش شد:

توضیح: در ارتباط با سئوال یک خبرنگار درباره سیاست دولت در قبال خرید قطعات یدکی برای ارتش و همچنین سرنوشت جنگنده های اف-14، وزیر امور خارجه گفت: «برخی از شرایطی که برای فروش قطعات یدکی از طرف آمریکا مطرح شده است از نوعی است که برای ما قابل قبول است زیرا مغایر با حاکمیت ملی ما نیست. مثلاً، آنها ممکن است بگویند که باید پول قطعاتی را که می خواهیم نقداً پرداخت کنیم. تا جایی که به حاکمیت ملی واستقلال ما مربوط می شود این شرط اشکالی ندارد؛ ولی شرایط دیگری نیز وجود دارد که به وضوح برخلاف سیاست حفاظت از استقلال و حاکمیت ملی ماست. مثلاً، آنها ممکن است بگویند فقط در صورتی قطعات یدکی را به شما می فروشیم که اجازه بدهید هر وقت بخواهیم وارد کشور شما بشویم. خُب، این شرط مسلماً برای ما قابل قبول نیست.

در مورد سرنوشت اف-14 ها هم آنچه قبلاً گفته ام در واقع فقط نظرات وزارت امور خارجه بوده است که از نقطه نظر سیاست خارجی این مسئله را بررسی کرده؛ آنچه گفتم نظرات دولت نبوده و نیست؛ کاری که ما انجام داده ایم این است که نظراتی که قبلاً هم اظهار کرده ام به هیأت دولت اطلاع داده ایم، و آن نظر هم این است که اگر اف-14 ها را نگاه داریم، به معنای حضور 200 تا 400 مستشار آمریکایی در ایران برای تعمیر و نگهداری از این هواپیماها خواهد بود؛ مسلم است که این مستشاران با زن و بچه هایشان به ایران می آیند؛ آن وقت برای


صفحه 494

بچه هایشان مدرسه می خواهند؛ این مدرسه ها هم معلم می خواهد، که آنها هم با خانواده هایشان می آیند و بعد از مدتی همان وضعیتی را خواهیم داشت که در رژیم سابق داشتیم، یعنی تعداد زیادی مستشار آمریکایی در ایران خواهد بود.

ما نظرمان را به هیأت دولت ابلاغ کردیم و دولت هم گفت که اختیار لازم برای تصمیم گیری درباره سرنوشت اف-14 ها را ندارد، بنابراین شورای انقلاب دارد به مسئله رسیدگی می کند و تصمیم نهایی را شورا می گیرد. یکبار دیگر تأکید می کنم که نظر فوق موضع رسمی دولت نیست، بلکه نظری است که در نتیجه ارزیابی های وزارت امور خارجه در ارتباط با سیاست های خارجی مملکت و همچنین با توجه به روابطمان با آمریکا گرفته شده است.»

2- همچنان به تلاش هایمان در ارتباط با مشخص شدن سرنوشت هواپیماهای اف-14 در ایران ادامه می دهیم. چنانچه و هر وقت تصمیمی در این ارتباط اخذ شود، فوراً به اطلاع خواهیم رساند.

قطعات یدکی مورد نیاز ایران

سند شماره 221

بدون طبقه بندی18 اکتبر 1979- 26 مهر 1358

از: سازمان مساعدت های امنیتی دفاعی - سپهبد ارنست گریوز

به: وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران - ابراهیم یزدی

[موضوع]: قطعات یدکی مورد نیاز ایران

مایلم برداشت اشتباهی را که ممکن است در طول ملاقاتمان در تاریخ 4 اکتبر 1979 به هنگام بحث درباره فروش مجدد قطعات هواپیماهای اف-16 سفارش ایران ایجاد کرده باشم، تصحیح کنم.

در آن ملاقات، اینجانب به اشتباه گفتم که میزان برخی قطعات تا اندازه ای است که کفاف نیاز 50 سال را می دهد. طبق تمایل صریح دولت ایران، چرخه تأمین قطعات برای پشتیبانی هواپیماهای اف-16 سفارش ایران معادل موجودی 26 ماه قطعه مورد نیاز به هنگام تحویل اولین هواپیما به ایران بود.

عواملی که در محاسبه میزان قطعات یدکی مورد نیاز ملحوظ شد از سوی دولت ایران در اختیار ما قرار گرفته بود. سطح این عوامل به دلیل مدت زمان لازم برای ارسال قطعه جهت تعمیر و سپس بازگرداندن آن به ایران و همچنین میزان بالای پرواز هواپیما برابر با 25 ساعت در ماه به ازای هر هواپیما، بالاتر از عواملی بود که نیروی هوایی ایالات متحده در برنامه ریزی های خود به کار می برد. این سیاست قبلاً نیز در ارتباط با هواپیماهای اف-4، اف-5، و اف-14، و سی-130 از سوی نیروی هوایی ایران به کار گرفته شده بود.

از زمان خاتمه یافتن برنامه PEACE ZEBRA در فوریه 1979، ما تلاش فراوانی برای به حداقل رساندن خسارات ناشی از خاتمه این قرارداد مبذول داشته ایم. در زمان ملاقاتمان،


صفحه 495

اینگونه برآورد کرده بودیم که کل هزینه های ناشی از خاتمه یک قرارداد 2/3 میلیارد دلاری در حدود 99 میلیون دلار خواهد بود. پس از ملاقاتمان نیز به تلاش هایمان ادامه داده ایم و خوشحالم به اطلاع برسانم که برآورد کل مسئولیت مالی فعلی شما 4/61 میلیون دلار است، که از این مبلغ تقریباً 6/45 میلیون دلار به هزینه های خاتمه قرارداد قطعات یدکی مربوط می شود. کاهش هزینه ها از طریق فروش اقلام به سایر خریداران و خرید قطعات یدکی از سوی نیروی هوایی ایالات متحده و استرداد وجوه آن به صندوق امانی خریدهای نظامی خارجی ایران صورت گرفته است. در تلاش برای یافتن مشتریان دیگری جهت فروش مجدد قطعات باقیمانده هستیم.

امیدوارم اطلاعات فوق در ادامه تلاش های متقابلمان برای حل و فصل مسایل باقیمانده مرتبط با تأمین تجهیزات نظامی ایران از سوی ایالات متحده مفید واقع شود.

ارنست گریوز

سپهبد ایالات متحده

مدیر سازمان مساعدتهای دفاعی

ملاقات با سرهنگ کامکار، معاون وزیر دفاع ملی در امور تسلیحات

سند شماره 222

محرمانه19 اکتبر 1979- 27 مهر 1358

از: هیأت مستشاری نظامی، تهران- 1104به: وزارت دفاع آمریکا، واشنگتن دی.سی

موضوع: ملاقات با سرهنگ کامکار، معاون وزیر دفاع ملی در امور تسلیحات

1- سرهنگ اسکات از گروه مستشاری نظامی صبح روز 18 اکتبر 1979 ملاقات نیم ساعته ای با سرهنگ کامکار، معاون وزارت دفاع، آقای بهرامی، دستیار کامکار، و سرهنگ صادقی، دستیار معاون وزیر دفاع ملی در امور بودجه داشت. این ملاقات به درخواست هیأت مستشاری نظامی صورت گرفت و هدف از آن ابراز مجدد تمایل هیأت مستشاری به کامکار برای مشارکت در یک کارگروه مشترک به منظور کمک به ایرانی ها برای سازماندهی و قالب بندی اطلاعات گسترده ای بود که در جلسه اواسط سپتامبر در ارتباط با صندوق امانی و یادداشت تفاهم در اختیار دولت موقت ایران قرار گرفته بود. ما همچنین قصد داشتیم مراتب تمایل خود را به دسترسی به تأسیسات و اموال دولت آمریکا که از زمان پیروزی انقلاب از ما دریغ شده بود، به کامکار ابراز کنیم.

2- خلاصه نکاتی که در این ملاقات مورد بحث و گفتگو قرار گرفت در ذیل آمده است:

الف- کارگروه مشترک ایران و آمریکا در ارتباط با صندوق امانی. پس از آنکه تمایل خود را به تشکیل و آغاز فعالیت کارگروه مشترک در اسرع وقت ابراز داشتیم، اسکات پیشنهاد کرد تاریخ و اهداف مشخصی برای شروع کارگروه فوق مورد توافق قرار گیرد. در گفتگوهایی که در پی این پیشنهاد انجام شد، دو طرف توافق کردند هدف از تشکیل کارگروه فوق باید


صفحه 496

سازماندهی و قالب بندی اطلاعاتی باشد که دولت ایالات متحده پس از جلسه مورخ 22 تا 24 اوت در ارتباط با مرور برنامه ایران در سازمان مساعدت های امنیتی دفاعی در اختیار دولت موقت ایران قرار داده است؛ و بررسی همه موارد با تأکید بر مواردی که به رغم تلاش های گذشته دولت آمریکا هنوز برای برخی مقامات دولت موقت ایران، مثلاً یزدی وزیر امور خارجه، «مسئله دار» است. کامکار نیز اذعان داشت که باید هر چه سریعتر کار شروع شود، ولی افزود ابتدا باید جزییات کارگروه پیشنهادی را پس از بازگشت دکتر چمران، وزیر دفاع ملی، از کردستان با او مورد بحث و بررسی قرار دهد. کامکار خودش به ما اطلاع داد که چمران قرار است روز شنبه 20 اکتبر از کردستان بازگردد. کامکار وعده داد روز «یکشنبه یا دوشنبه» با هیأت مستشاری نظامی تماس می گیرد و ترتیبات مربوط به تشکیل کارگروه مشترک را به همراه تاریخ شروع کار آن و فهرست کسانی که در این گروه خواهند بود نهایی می کند. برای اطلاع شما: فعلاً نمی دانیم چقدر طول می کشد تا کارگروه مشترک کارش را تکمیل کند. فکر می کنیم کارمندان وزارت دفاع ملی کار چندان زیادی بر روی اطلاعاتی که در ماه سپتامبر به آنها داده شد انجام نداده اند. ما بر سر مدیریت کار به این نحو به توافق رسیدیم که ابتدا مواردی را که نسبتاً بحث انگیز نیستند (یعنی مواردی که ایرانی ها فکر نمی کنند پولی از بابت آنها از دست داده اند) سریعاً بررسی کنیم، ولی بیشترِ توجه خود را صرف موارد «مسئله دار» می کنیم، و تلاش خواهیم کرد سئوالات دقیقی مطرح کنیم که امیدواریم پاسخ به آنها سوءتفاهم و یا ظن جا افتاده دولت موقت ایران را درباره فعالیت های صندوق امانی بر طرف سازد. البته امیدوار نیستیم که بتوانیم پاسخی برای سئوالات پیچیده تر بیابیم، ولی امیدواریم بتوانیم به ایرانی ها کمک کنیم تا سئوالات دقیق و مشخصی بپرسند که مدیران ذیربط برنامه، خدمات و یا سازمان مساعدت های امنیتی دفاعی قادر به پاسخگویی آنها باشند. علاوه بر این، از ایرانی ها سئوال کردیم مایلند از طریق چه سیستمی پاسخ مربوط به سئوالات خود را پس از تکمیل مأموریتِ کارگروه دریافت کنند. ایرانی ها هیچ تصمیمی در مورد این مسئله که آیا می خواهند تیمی را برای بررسی صورتحساب ها به مرکز امور مالی مساعدت های امنیتی اعزام کنند، و یا گروه کوچکی از متخصصین و کارشناسان به ایران بیایند تا به سئوالات پیچیده تر آنها پاسخ دهند، و یا پاسخ های کتبی به سئوالاتشان را می پذیرند، نگرفتند. ما یک بار دیگر نظر ایرانی ها را در طول برگزاری جلسات کارگروه جویا خواهیم شد و به اطلاع شما خواهیم رساند.

ب- کمیته مشترک آمریکا و ایران برای انتقال تأسیسات و اموال دولت آمریکا از ایران. اسکات بار دیگر مسئله فوق را با مرور تلاش های گذشته برای حل این مشکل و اطلاع آشکار دکتر یزدی از تشکیل یک کمیته مشترک آمریکایی - ایرانی در ارتباط با آن مطرح ساخت. اسکات توضیح داد که هر چند می دانیم احتمالاً وزارت امور خارجه مسئول اصلی این کمیته مشترک است، مایلیم هر گونه اطلاعات تکمیلی لازم را در اختیار وزارت دفاع ملی و یا وزارت امور خارجه و یا کمیته مشترک قرار دهیم و حاضریم به هر شیوه ای که مقتضی بدانید


صفحه 497

به کمیته مزبور کمک کنیم. کامکار اذعان داشت که حل این مشکل حائز اهمیت است، ولی گفت کاملاً انتظار دارد وزارت امور خارجه مسئولیت کمیته فوق را برای فراهم آوردن امکان دسترسی به این تأسیسات و قرار دادن اموال متعلق به دولت آمریکا در کنترل ما بر عهده گیرد. برای اطلاع شما: انتظار نداشتیم پاسخ مشخص و مثبتی از کامکار دریافت کنیم. نکته فوق فقط محض ابراز علاقه به این مسئله و ابراز امیدواری به اقدام مثبت وزارت امور خارجه در این ارتباط مطرح شد، زیرا یزدی اعلام کرده بود که فکر می کند کمیته مزبور اخیراً تشکیل شده باشد.

3- کامکار باید در یک جلسه دیگر حاضر می شد بنابراین وقت ما بسیار محدود بود. پس از رفتن کامکار، اسکات با بهرامی و صادقی گفتگو کرد. در طول این گفتگوی عمدتاً غیررسمی و راحت، بهرامی ابراز عقیده کرد که بسیاری از سوء تفاهم ها و شک و شبهه های کنونی رژیم در مورد مدیریت صندوق امانی نهایتاً برطرف خواهد شد. با وجود این، به قول کامکار این مسئله به وقت و تلاش فراوان وزارت دفاع ملی ایران و وزارت دفاع آمریکا نیاز دارد، زیرا رژیم ایران نسبت به تمامی قراردادهایی که رژیم گذشته بسته است، با دیده شک و تردید نگاه می کند.

رزمایش نیروی دریایی ایران

سند شماره 223

محرمانه19 اکتبر 1979- 27 مهر 1358

از: دفتر وابسته دفاعی ایالات متحده، تهرانبه: سازمان اطلاعات دفاعی، واشنگتن دی.سی

موضوع: رزمایش نیروی دریایی ایران

خلاصه: (محرمانه) این گزارش اطلاعاتی درباره رزمایش اخیر ناوگان نیروی دریایی ایران در خلیج فارس که در اواخر ماه سپتامبر 1979 و اوایل ماه اکتبر 1979 صورت گرفت، ارایه می دهد. گزارش حاضر نام کشتی ها، فعالیت آنها، مشکلات رزمایش، و ارزیابی این رزمایش را نیز شامل می شود.

مشروح گزارش:

الف- (محرمانه) نیروی دریایی ایران یک رزمایش دریایی 5 تا 6 روزه انجام داد که در تاریخ 2 اکتبر 1979 خاتمه یافت. بخش عمده ناوگان در شب 2 اکتبر به بندرعباس بازگشت، و کشتی هایی که در بندر بودند با روشن کردن چراغ هایشان از آنها استقبال کردند. چنانکه قبلاً نیز گزارش شده بود، مطبوعات داخل ایران این رزمایش را به شیوه معمول خود در بوق و کرنا کرده بودند. افسران ارشد وزارت دفاع ایران این رزمایش را موفقیت بزرگی تلقی می کنند که بیانگر توانایی های رزمی نیروی دریایی است.

ب- (محرمانه) منبع خبری گزارش داده است که ده کشتی بعلاوه چند هاورکرافت و هلیکوپتر در این رزمایش شرکت داشته اند. ناوشکن آرتمیز (قبلاً HMS SLUYS, D60 قدیم) در


صفحه 498

این رزمایش ناوِ سرفرماندهی بود. دو ناو پاسْوَر به نام های سام و زال نیز از بندر عباس به آنها پیوستند. طبق گزارش ها ناوچه کهنموئی (قبلاً US PF106) از خرمشهر، کشتی فرود آب-خاکیِ لارک و کشتی تدارکاتی ناوگان به نام بوشهر هر دو از بندرعباس نیز در این رزمایش شرکت داشتند. چهار قایق تندروی موشک انداز LA COMBATTANTE کلاس کمان نیز از بوشهر به این ناوگان پیوست. دریادار دیهیمی و افسر جانشینش ناخدا گلستانی همراه ناوگان بودند.

پ- (محرمانه) رزمایش اصلی فرود کماندوها در جزیره خارک بود که با شرکت کشتی لارک، هاورکرافت و هلیکوپترها انجام شد. ولی شواهد محکمی دال بر اینکه این بخش از رزمایش واقعاً انجام شده باشد در دست نیست. رزمایش های دریایی و شلیک های سطحی، بدون شلیک موشک، صورت گرفت. از آنجایی که هیچ ناظر خارجی اجازه نظارت بر رزمایش را نداشت، از وسعت رزمایش و میزان مهارت ناوگان اطلاعی در دست نیست. یک قایق تهاجمی تندرو در جزیره خارک با سرعت زیاد وارد خشکی شد و پروانه اش شکست. یک افسر ایرانی گفت که برقراری ارتباط در رزمایش خیلی سخت بود. احتمالاً طرح اصلی رزمایش شامل کشتی های بیشتری بوده است که به سبب مشکلات تعمیر و نگهداری و یا مشکلات دیگر نتوانستند در رزمایش شرکت کنند.

ت- (محرمانه) این رزمایش در مقایسه با استانداردهای غرب به هیچوجه نشان دهنده قدرت یک نیروی دریایی نبود. با وجود این، رزمایش مزبور گام بسیار مهمی برای نیروی دریایی ایران به حساب می آید؛ به ویژه از لحاظ روحیه، اعتماد به نفس و تبلیغات.

نظرات گزارشگر- (محرمانه) اگرچه مطبوعات داخلی در موفقیت آمیز خواندن این رزمایش بسیار مبالغه کردند، از نظر ما این رویداد یک امتیاز مثبت برای نیروی دریایی ایران بود. حداقل گروه کوچکی از کشتی ها، که اطلاع یافته ایم برخی از آنها ماهها به دریا نرفته بودند، توانستند یک رزمایش محدود را اجرا کنند. بسیاری از ایرانی ها از اینکه نیروی دریایی کشورشان توانسته پس از تأخیری بسیار طولانی در بنادر به دریا برود و عملیات انجام دهد، بسیار خوشحال بودند و احساس غرور می کردند.

ملاقات با سرتیپ صفری (مسئول بخش پشتیبانی نیروی هوایی ایران)

سند شماره 224

به: لینگن 19 اکتبر 1979- 27 مهر 1358

موضوع: ملاقات با سرتیپ صفری (مسئول بخش پشتیبانی نیروی هوایی ایران)

1- در ملاقات مورخ 18 اکتبر 1979 سرهنگ دوم رینکر و سروان نیدهم با سرتیپ صفری، موارد زیر مورد بحث و بررسی قرار گرفت:

الف- فروش هواپیماهای 707: سرتیپ صفری اظهار داشت که نیروی هوایی ایران در حال بحث و گفتگو بر سر فروش هفت هواپیمای 707 است که قبلاً از شرکت تی.دبلیو.ای (تجاری) خریداری و با تانکر سوخت مجهز شده است. ظاهراً سرتیپ صفری از شرایط دولت


صفحه 499

آمریکا برای فروش هواپیماها در این وضعیت آگاه بود و گفت که پیش از فروش تانکرهای سوخت از روی هواپیما ها برداشته خواهد شد و هواپیماها به همان صورت اولیه شان درخواهند آمد. سرهنگ دوم رینکر فرصت را مغتنم شمرد و به سرتیپ صفری یادآور شد که دولت آمریکا باید قبلاً فروش به کشورهای ثالث را تأیید کند. این مسئله به اطلاع وابستگان نظامی و سیاسی رسیده و پیام با آقای داتری هماهنگ شده است.

ب- تایرهای اف-4: سرتیپ صفری قبل از ملاقات با ناخدا سوم شیرر تماس گرفت و گفت که ایران نیاز مبرمی به تایرهای هواپیماهای اف-4 دارد. البته فهرستی که قبلاً از نیازهای مبرم ایران به تجهیزات ارایه شده بود، فاقد تایر اف-4 بود. از ایشان خواستیم هر چه سریعتر نامه ای بنویسد و با ذکر اقلام مورد نیاز خود ما را قادر سازد تا سفارش ایران را پس از تأمین مالی قرارداد MBK (کل بسته درخواستی به مبلغ 5/5 میلیون دلار) انجام دهیم.

پ- پرداخت مبلغ 5/5 میلیون دلار به مرکز امور مالی مساعدت های امنیتی: سرتیپ صفری گفت برای ارسال پول به این مرکز مشکلاتی به وجود آمده است که او مشکلات را بررسی کرده و روز یکشنبه به ما خبر خواهد داد (البته اگر در آن تاریخ هنوز در ایران باشد).

ت- قرارداد حمل هوایی و وضعیت شرکت حمل و نقل: قرارداد هنوز امضا نشده است. صفری اظهار داشت وکلای ایران در حال بررسی قرارداد هستند. صفری همچنین گفت نیاز به مجوز صادرات دارند. با وجود این، سرهنگ دوم رینکر به ایشان گفت که از AFLC/LLC به او اطلاع داده اند که مجوز روز سه شنبه صادر شده است.

ث- استفاده از پایگاه هوایی مک گوائر: تیمسار باقری طی نامه ای گفته است که نیروی هوایی ایران مایل است همچنان از پایگاه مزبور استفاده کند. به صفری گفتیم که پاسخ ایشان در حکم تقاضانامه خواهد بود و از او خواستیم آن را تأیید کند. ایشان نیز آن را تأیید کردند. گروه مستشاری از نیروی هوایی آمریکا خواسته است که نامه پیشنهاد و قبولی را تهیه و ارسال نماید.

ج- ارسال قطعات از شرکت هلیکوپترسازی بل به پایگاه مک گوائر: صفری تأیید کرد که قطعات با حمل زمینی به پایگاه مک گوائر ارسال شده است.

چ- قطعات یدکی اف-14، و تعمیر و بازگرداندن قطعات اف-14 و پی-3: نامه و فهرست قطعات یدکی اف-14 را که انبار شده است، به صفری تسلیم کردیم. از او پرسیدیم که با قطعات قابل تعمیر اف-14 و پی-3 در ایالات متحده چه کار باید کرد. هنوز پاسخی دریافت نکرده ایم. او گفت منتظر است تا تصمیمی در مورد اف-14ها اتخاذ شود (ظاهراً او از عدم اقدام مسئولان ایرانی دلگیر بود).

ح- پایانه سیستم برنامه ریزی تحلیل گزارش ها: اطلاعاتی در ارتباط با تلکس پشتیبانی بین المللی در اختیار صفری قرار دادیم و گفتیم که چنانچه نیروی هوایی ایران خواستار تلکس است باید یک تقاضانامه تسلیم کند. همچنین گفتیم که خیلی زود اطلاعاتی را در خصوص