سند شماره 233
استفاده محدود- اطلاعات امنیتی22 ژوئن 1953- 1 تیر 1332
از: دفتر وابسته نظامی، سرهنگ دوم ریچارد موشگیان
موضوع: مقامات سفارت شوروی
نام خانوادگی: دولین
کشور: اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
نام کامل: گریگوری ایوانویچ دولین
درجه: سرهنگ
رسته: پیاده نظام
پُست فعلی: دستیار وابسته نظامی در ایران
تاریخ تولد: 1918
محل تولد: روستف، اتحاد شوروی
وضعیت تأهل: متأهل
تعداد فرزندان: نامعلوم
تحصیلات: (غیرنظامی)- نامعلوم
زبان: روسی، انگلیسی نسبتاً خوب
سوابق حرفه ای:
در سال 1937 وارد ارتش شد
فارغ التحصیل دانشکده پیاده نظام [؟]
1941- 1945 خدمت در نیروهای کالینین و اولین جبهه های قبل از بالتیک
1948- 1950 دستیار وابسته نظامی، ایران
1950- 1953 فرمانده لشکر عملیاتی تفنگدار
آوریل 1952 ارتقا به درجه سرهنگی
18 آوریل 1953 دستیار وابسته نظامی، ایران
او تا به حال فرمانده گردان، تیپ و لشگر بوده است.
ظاهر فیزیکی: قد 5 فوت و 7 اینچ، پوست سفید، موهای بلوند که از جلو دارد طاس می شود، فردی آرام، گوشه گیر ولی صمیمی، بدون اعتماد به نفس بالا در حضور خارجیان.
عکس: به ضمیمه ارسال می شود.
از چپ به راست: سرهنگ گریگوری ایوانویچ دولین، دستیار وابسته نظامی؛ سرهنگ الکساندر ایوانویچ رودیونف، وابسته نظامی؛ سرتیپ عطاءالله کیانی، معاون دوم رئیس ستاد ارتش ایران؛ سرتیپ تقی ریاحی، رئیس ستاد ارتش ایران.
انتصاب سفیر جدید شوروی در ایران
سند شماره 234
محرمانه - اطلاعات امنیتی27 ژوییه 1953- 5 مرداد 1332
از: وزارت امور خارجه آمریکا به: سفارت آمریکا، تهران
مرجع: گزارش سفارت تهران - الف 15-17 ژوییه 1953
[موضوع]: انتصاب سفیر جدید شوروی در ایران
عطف به تلگرام مورخ 15 ژوییه سفارت در ارتباط با انتصاب آناتولی آی. لاورنتیف به سمت سفیر شوروی در ایران به جای آی. وی. سادچیکف. اطلاعات بیوگرافی زیر جهت اطلاع سفارت ارسال می گردد.
لاورنتیف از تاریخ ژوییه 1952 سفیر شوروی در بخارست بوده و قبلاً نیز در سمت سفیر در پراگ (نوامبر 1951 تا ژوئن 1952) و بلگراد (1946 تا 1949)، خدمت کرده است. سادچیکف قبل از مأموریت در ایران عهده دار سفارت شوروی در بلگراد بود و با اعزام شدنش به تهران، لاورنتیف جانشین او در بلگراد شد.
مأموریت لاورنتیف در چکسلواکی و رومانی با تغییرات عمده ای در سلسله مراتب رهبری این کشورها مصادف شد.
او که در بین سال های 1949 تا 1951 معاون وزارت امور خارجه شوروی بود در مأموریت های دیپلماتیکی که با فرستادگان و امور کشورهای اقماری در ارتباط بود، شرکت داشت. بنابراین او فرد با تجربه ای در امور بالکان و متخصص دکترین تیتو است.
لاورنتیف که در سال 1904 به دنیا آمده است، با سایر دیپلمات های برجسته شوروی (یعنی گرومیکو، مالیک، پوشکین، لاوریشهف) از نسل بعد از انقلاب به حساب می آید، و در رشته اقتصاد و علوم فنی درس خوانده است.
او در سال 1931 از مؤسسه مولوتف انرژتیکس در مسکو فارغ التحصیل شده و یک ریاضی دان و متخصص هیدرودینامیک است. لاورنتیف پس از دو سال کار در شورای عالی اقتصاد ملی، نامزد علوم فنی و استاد مدعو مؤسسه مولوتف شد.
لاورنتیف در سال 1938 عضو کمیساریای صنایع سنگین خلق شوروی و در سال 1939 نایب رئیس شورای فنی کمیساریای نیروگاههای برق و صنایع الکتریکی خلق شوروی شد. او برای مدت کوتاهی در سال 1939، در سمت رئیس بخش اروپای شرقی کمیساریای وزارت امور خارجه خلق شوروی خدمت کرد.
پس از انعقاد پیمان شوروی با نازی ها در اوت 1939، لاورنتیف به بالکان اعزام شد، و ابتدا در سمت وزیر مختار در بلغارستان و سپس (ژوئن 1940) در سمت وزیر مختار در رومانی خدمت کرد و تا زمان حمله آلمان ها به شوروی در ژوئن 1941 در پُست اخیر ماند. از سال 1941 تا 1943 در سمت معاون مسئول خبرگزاری تاس، و بین سالهای 1943 تا 1944 درپُست ریاست اداره اول اروپا (فرانسه- سوئیس و کشورهای جنوب [اروپا]) و سپس ریاست
اداره خاور نزدیک در کمیساریای وزارت امور خارجه مشغول خدمت شد.
در سال 1944 RSFSR کمیساریای وزارت امور خارجه خلق شد و تا زمان مأموریت در بلگراد در سال 1946 در همین پُست خدمت کرد. او به مدت سه سال ناظر رشد و توسعه تیتوایسم بود، و برخی ناظران بخشی از مسئولیت قطع ارتباط یوگسلاوی و شوروی را در ماه ژوئن 1948 بر عهده او می دانند.
لاورنتیف در مقایسه با برخی دیپلمات های شوروی تماس های بسیار اندکی با مناطقی داشته است که خارج از حوزه نفوذ و تسلط شوروی بوده اند. او در کنفرانس سازمان ملل در ارتباط با سازمان های بین المللی در سانفرانسیسکو (1945)، اولین مجمع عمومی سازمان ملل در لندن (1946)، و کنفرانس معاونین وزیران امور خارجه در پاریس (1951) شرکت داشته است.
همچنین در طول خدمتش در سمت معاون وزیر امور خارجه به چندین کشور اقماری سفر کرده است. نشان داده است که از گفتگوهای رسمی با همکاران غیرکمونیستش در هیأت های دیپلماتیک ابایی ندارد، ولی او را شخص «پیچیده و تیزی» توصیف کرده اند به راحتی از پاسخ دادن به سئوال های مهمی که از او می شود طفره می رود.
دالز
خروج سفیر شوروی، آناتولی لاورنتیف، از ایران
سند شماره 235
فقط جهت استفاده اداری13 می 1955- 22 اردیبهشت 1334
[موضوع]: خروج سفیر شوروی، آناتولی لاورنتیف، از ایران
در روز 7 می 1955، آناتولی لاورنتیف، سفیر شوروی، به طور خیلی غیرمنتظره با اتومبیل تهران را به قصد بندر پهلوی در ساحل دریای خزر ترک کرد و قرار است از آنجا با کشتی به مقصد باکو حرکت کند.
عمدتاً تصور می شود که بازگشت او به مسکو برای شرکت در مراسم مبادله تصویب نامه های کنوانسیون مرزی و مالی ایران و شوروی است. با وجود این، مقامات وزارت امور خارجه ایران هیچ اطلاعی از دلیل عزیمت ناگهانی او نداشتند و احتمال تغییر او را نیز رد نکردند.
همچون موارد گذشته در غیبت لاورنتیف، کنسول سفارت شوروی آقای سیمن تاراسویچ، موقتاً در سمت کاردار سفارت انجام وظیفه خواهد کرد.
برای کاردار سفارت ایران
ویلیام کورن
کنسول سفارت در امور سیاسی
دوستی شوروی-آمریکا، کنفرانس ژنو، ...
سند شماره 236
استفاده محدود اداری8 ژوییه 1955- 16 تیر 1334
گزارش گفتگو
طرف ها: آقای ال. ای. ورونین، دبیر اول سفارت شوروی؛ آقای ای. ای. الکساندروف، دبیر دوم و کنسول سفارت شوروی؛ آقای یان کوجوگارو، دبیر سوم دفتر نمایندگی سیاسی رومانی؛ آقای ال. بروس لینگن، دبیر دوم سفارت آمریکا؛ گرانت ای. موزر، دبیر دوم سفارت آمریکا
موضوع: دوستی شوروی-آمریکا، کنفرانس ژنو،
دیدار قریب الوقوع جاستیس داگلاس از اتحاد شوروی
احتمالاً در تأیید دوستی غیرمعمولی که آقای مولوتف در سفر اخیرش به سانفرانسیسکو نسبت به ایالات متحده و ملت آن نشان داد، دو تن از مقامات سفارت شوروی در میهمانی 8 ژوئن آقای مارامیس از دفتر نمایندگی سیاسی اندونزی، نزد من و آقای لینگن آمدند. هر دو مقام روسی به طور مبسوط درباره دوستی اتحاد شوروی و ملتش با ایالات متحده و ملتش صحبت کردند و برای موفقیت کنفرانس قریب الوقوع ژنو ابراز امیدواری کردند.
ابتدا آقای ورونین با آقای لینگن و من صحبت کرد، و آقای کوجوگارو از دفتر نمایندگی سیاسی رومانی صحبت هایش را برایمان ترجمه می کرد. او مکرراً بر دوستی مردم اتحاد شوروی و آرزوی آنها برای حل و فصل مسالمت آمیز کلیه اختلافات موجود بین اتحاد شوروی و ایالات متحده در کنفرانس ژنو تأکید کرد. من و آقای لینگن هم به او اطمینان دادیم که ایالات متحده نیز صادقانه آرزوی موفقیت کنفرانس ژنو را دارد و اینکه مردم آمریکا هیچ احساس دیگری غیر از دوستی با مردم اتحاد شوروی ندارند. از آقای ورونین پرسیدم که آیا نخست وزیر بولگانین، آقای خروشچف و آقای مولوتف از طرف اتحاد شوروی در کنفرانس ژنو شرکت خواهند کرد و او حضور بولگانیان و مولوتف را تأیید کرد، ولی گفت درباره حضور آقای خروشچف در این کنفرانس اطلاعی ندارد. آقای ورونین حداقل دو بار دیگر از طریق آقای کوجوگارو همان جملاتی را که ابتدا گفته بود تکرار کرد. من و آقای لینگن هم متقابلاً به اظهارات او پاسخ دادیم ولی این نوع ارتباط سه ضلعی را در نهایت خیلی خسته کننده و بی معنی یافتیم.
پس از او آقای الکساندروف، کنسول شوروی، نزد من آمد و همان آرزوی موفقیت برای کنفرانس ژنو را تکرار کرد. او سپس پرسید که جاستیس داگلاس و آقای کندی چه زمانی وارد ایران خواهند شد، زیرا به او دستور داده بودند که ویزای سفر آنها را به اتحاد شوروی صادر کند. او سپس افزود قرار است هشتم اوت به مرخصی برود و امیدوار است داگلاس و کندی پیش از عزیمت او به ایران بیایند تا شخصاً ویزای آنها را صادر کند. به او گفتم شنیده ام که آقای داگلاس در حدود اول اوت به ایران می رسد، ولی از این تاریخ مطمئن نیستم. از او
پرسیدم که کشتی های شوروی چند وقت یکبار از بندر پهلوی به قصد باکو حرکت می کنند و او گفت به طور منظم در روزهای دوم، هشتم و بیستم هر ماه.(1)این کشتی ها فقط از نوع کشتی های مسافربری بودند و سفر نیز تقریباً 17 ساعت طول می کشید. کشتی های باربری تاریخ حرکت منظمی نداشتند. او همچنین گفت کشتی ها کوچک هستند، و خیلی راحت نیستند، ولی برای سفر به این کوتاهی مناسبند. از باکو خطوط آهن و خطوط هوایی به همه جای اتحاد شوروی متصل است.
از آقای الکساندروف پرسیدم که مرخصی اش را در کجای روسیه می گذراند، او گفت ابتدا به دیدن فامیل در مسکو می رود و سپس امیدوار است به قفقاز برود. الکساندروف اظهار داشت که از مأموریتش در تهران خیلی راضی نیست و دوست دارد بعد از تمام شدن این مأموریت پُستی در اروپای غربی به او بدهند. به اینجا که رسید، آه بلندی سر داد و گفت در طول جنگ جهانی دوم، پس از جنگ، و در طول روی کار آمدن کمونیست ها در چین در این کشور خدمت کرده است. او گفت از این می ترسد که به خاطر اطلاعاتی که درباره چین، مردمش و زبانش دارد یک بار دیگر به این کشور مأمور شود، و افزود در طول جنگ دوستان آمریکایی زیادی در چونگ کینگ چین پیدا کرده بود، که البته اظهارات او در فضای حاکم بر گفتگوی ما دو نفر، سبب شد تا یک بار دیگر حسن نیت خود را به ایالات متحده ابراز دارد و برای موفقیت کنفرانس ژنو آرزو کند.
فضای حاکم بر مراسم جشن پیروزی انقلاب اکتبر...
سند شماره 237
محرمانه14 نوامبر 1955- 22 آبان 1334
سفارت آمریکا، تهران
[موضوع]: فضای حاکم بر مراسم جشن پیروزی انقلاب اکتبر
در سفارت شوروی دوستانه بود
در تاریخ 7 نوامبر 1955، سفارت شوروی به مناسبت سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اکتبر مراسمی برگزار کرد. در غیاب سفیر لاورنتیف که هفته گذشته به طور ناگهانی ایران را ترک کرد (نگاه کنید به گزارش سفارت به شماره 289 مورخ 1 نوامبر 1955)، سیمن بی. بازاروف، میزبانی مراسم را بر عهده داشت. مقامات زیادی در این مراسم شرکت کرده بودند، ولی به جز نخست وزیر علاء، مقامات عالی رتبه ایرانی بسیار اندکی در این مراسم حضور داشتند.
آمریکایی هایی که در مراسم حضور داشتند، و در واقع همه با هم وارد شدند و با هم
1- در صحبت های پیشین کنسول شوروی به آقای راونتری گفته بود که کشتی ها در روزهای دوم، هشتم و دوازدهم هر ماه حرکت می کنند.
مجلس را ترک کردند، عبارت بودند از وزیر مختار-کنسول و خانم جونز، و وابسته های ارتش و نیروی دریایی و همسرانشان. سفیر و وابسته نیروی هوایی نیز برای شرکت در این مراسم دعوت داشتند ولی به دلیل دوری از تهران نتوانستند در آن حضور پیدا کنند.
فضای حاکم بر مجلس به مراتب دوستانه تر از مناسبت های قبلی از همین نوع بود. بازاروف سعی داشت با همه میهمانان خوش و بش کند. البته روس ها آشکارا سعی کردند رؤسای هیأت های دیپلماتیک و میهمان عالی رتبه تر ایرانی را از اتاق محل اجتماع سایر میهمانان جدا بود کنند. آنها تقریباً موفق به انجام این کار شدند و بازاروف بیشتر وقتش را با میهمانان عالی رتبه تر گذراند، شخصاً تلاش کرد وقتی را به هر یک از آنها اختصاص دهد. بازاروف به وضوح سعی کرد توجه ویژه ای به سفیر هند و سفیر مصر مبذول کند ولی با پاسخ نسبتاً سرد آنها مواجه شد. سفیر هند به بازاروف شکایت کرد که فقط نوشیدنی الکلی سِرو می شود، و او نیز به الکل لب نمی زند.
وابسته های نظامی شوروی که با همسرانشان در مراسم حضور داشتند، به ویژه خود را بسیار صمیمی نشان می دادند. در میهمانی های قبلی، همسران وابسته های نظامی کم و بیش در گوشه ای جمع می شدند، ولی در این مراسم آنها نیز در جمع میهمانان پخش بودند و با آنها صحبت می کردند. همسر دستیار وابسته نظامی شوروی، سرگرد نیکلای کوگوچف، همه آمریکایی های حاضر در مجلس را با زبان انگلیسی نسبتاً روان خود متعجب ساخت، زیرا تا آن زمان هیچ کس نمی دانست که او انگلیسی بلد است.
تلاش مقامات شوروی برای حاکم کردن فضایی صمیمی و دوستانه بر مراسم بر هیچ کس پوشیده نبود. در میهمانی های قبلی سفارت شوروی، مقامات آمریکایی متوجه شده بودند که روس هایی که از نظر آنها مأموران اطلاعاتی هستند، نزدیک آنها می ایستادند و سعی می کردند دزدانه به گفتگوهای آنها گوش بدهند. در این میهمانی نیز مأموران اطلاعاتی حضور داشتند، ولی اصلاً تلاش نکردند به گفتگوهای آنها گوش دهند.
فضای ایجاد شده در این میهمانی با توجه به شکست دیپلماتیک نسبتاً شدیدی که روس ها فقط چند هفته پیش با اعلام تعهد ایران به پیمان بغداد متحمل شده بودند، قابل توجه بود. در آن زمان، بسیاری از ناظران نه فقط انتظار داشتند که شوروی دست به انتقام جویی بزند، بلکه پیش بینی می کردند مقامات شوروی در ایران نیز ماهها از خود خصومت نشان دهند. فضای حاکم بر میهمانی در تضاد کامل با رفتاری بود که طبق گزارش سفارت آمریکا در مسکو مقامات عالی رتبه شوروی در مراسم سالگرد تولد شاه در 28 اکتبر در سفارت ایران از خود نشان داده بودند.
(نگاه کنید به تلگرام شماره 999 مورخ 27 اکتبر 1955 سفارت آمریکا در مسکو).
فیلیپ کلاک
دبیراول سفارت
گزارش گفتگو
سند شماره 238
محرمانه20 دسامبر 1955- 28 آذر 1334
از: رابرت جی. کارلبه: بخش سیاسی
مکان: رستوران سورنزتاریخ: 20 دسامبر 1955
طرف ها: ای. کی. فدولف، وابسته بخش کنسولی سفارت شوروی، و رابرت جی. کارل
موضوع: گزارش گفتگو
اطلاعات بیوگرافی
فدولف در سال 1927 در مسکو به دنیا آمد. فارغ التحصیل دانشکده وزارت امور خارجه شوروی است. تخصص او در مطالعات شرقی است. زبان ها: فارسی- خوب؛ انگلیسی-نسبتاً خوب. متأهل و دارای یک پسر 5 ماهه است. همسرش فارغ التحصیل دانشگاه مسکو است. در ماه دسامبر 1955 وارد تهران شده است. اولین مأموریت خارج از کشور اوست.
توصیف فیزیکی
تقریباً 5 فوت و 9 اینچ قد، 150 پوند وزن، با موهای قهوه ای روشن یا بلوند تیره، و چشمان خاکستری-سبز، لاغراندام با گونه های برآمده.
پیشینه
فدولف در ارتباط با تقاضای تأیید سوابق دانشگاهی استیک نیکلاونا نرسسیان و واگان آروتیونویچ کرستجیان، دو تبعه شوروی که در دانشسرای آمریکایی تبریز و تهران درس خوانده بودند، به بخش کنسولی آمده بود. در همین موقع بود که گزارشگر را به صرف ناهار دعوت کرد.
موضوع گفتگو
1- فعالیت های بنیاد تولستوی و مهاجرت اتباع روس به ایالات متحده
2- تعداد آمریکایی های مقیم ایران و مقاصد صلح آمیز اتحاد شوروی
3- تسهیلات زبان آموزی برای سرویس خارجی شوروی در مسکو
4- دیدار گزارشگر از اتحاد جماهیر شوروی
در زیر خلاصه ای از اظهارات فدولف ایفاد می گردد. بخشی از گفتگوی ما به زبان فارسی و بخش دیگر به زبان انگلیسی انجام شد.
1- فدولف پرسید فعالیت بنیاد تولستوی در تهران در چه زمینه ایست و سپس می خواست بداند چند نفر از اتباع روس داشتند به ایالات متحده مهاجرت می کردند. در همین ارتباط او پرسید که آیا کشورها برای مهاجرت به آمریکا دارای سهمیه خاصی هستند یا خیر. فدولف همچنین اظهار داشت که دفترش نیز در حال بازگرداندن آمریکایی ها به اتحاد شوروی است.
2- وابسته سفارت شوروی پرسید چرا این همه آمریکایی در ایران هستند و اینکه آیا حقیقت دارد که ایالات متحده می خواهد پایگاه نظامی در ایران مستقر سازد. در این ارتباط گفت واقعاً جای تأسف دارد که رهبران ایالات متحده مصمم به ادامه جنگ سرد هستند در حالی که اتحاد شوروی برای صلح تلاش می کند.
3- فدولف گفت امکانات آموزش زبان در دانشکده وزارت امور خارجه شوروی بسیار ناچیز است. او گفت تأکید اصلی بر دستور زبان و ادبیات است و آموزش ویژه ای برای مکالمه داده نمی شود. او افزود اعضای سرویس خارجی شوروی به ازای هر زبانی که بلد باشند 10 درصد حقوق بیشتری دریافت می کنند.
4- گزارشگر درباره امکان دیدار از اتحاد شوروی پرسید. فدولف گفت می تواند به سادگی ترتیب این کار را بدهد و ظرف مدت کمتر از یک ماه ویزای او را آماده کند.
نظرات
علاوه بر موضوعات فوق، درباره مسایل دیگر نیز به طور مبسوط صحبت کردیم. نمی توانم بگویم که آیا به دنبال اطلاعات خاصی بود یا خیر. از آنجایی که گزارشگر مسئول صدور ویزاست، شاید فدولف به برنامه پناهندگی سفارت علاقه داشته باشد.
فضای حاکم بر گفتگوی ما بسیار دوستانه بود و به نظر می رسید وابسته شوروی کاملاً به ادامه تماس ها علاقه دارد.
گزارش گفتگو
سند شماره 239
محرمانه22 دسامبر 1955- 30 آذر 1334
از: رابرت جی. کارلبه: بخش سیاسی
مکان: رستوران سورنزتاریخ: 20 دسامبر 1955
طرف ها: ای. کی. فدولف، وابسته بخش کنسولی سفارت شوروی و رابرت کارل
موضوع: گزارش گفتگو
اطلاعات بیوگرافی
فدولف در سال 1927 در مسکو به دنیا آمد. فارغ التحصیل دانشکده وزارت امور خارجه شوروی است. تخصص او در مطالعات شرقی است. زبان ها: فارسی- خوب؛ انگلیسی-نسبتاً خوب. متأهل و دارای یک پسر 5 ماهه است. همسرش فارغ التحصیل دانشگاه مسکو است. در ماه دسامبر 1955 وارد تهران شده است. اولین مأموریت خارج از کشور اوست.
توصیف فیزیکی
تقریباً 5 فوت و 9 اینچ قد، 150 پوند وزن، با موهای قهوه ای روشن یا بلوند تیره، و