سند شماره 236
استفاده محدود اداری8 ژوییه 1955- 16 تیر 1334
گزارش گفتگو
طرف ها: آقای ال. ای. ورونین، دبیر اول سفارت شوروی؛ آقای ای. ای. الکساندروف، دبیر دوم و کنسول سفارت شوروی؛ آقای یان کوجوگارو، دبیر سوم دفتر نمایندگی سیاسی رومانی؛ آقای ال. بروس لینگن، دبیر دوم سفارت آمریکا؛ گرانت ای. موزر، دبیر دوم سفارت آمریکا
موضوع: دوستی شوروی-آمریکا، کنفرانس ژنو،
دیدار قریب الوقوع جاستیس داگلاس از اتحاد شوروی
احتمالاً در تأیید دوستی غیرمعمولی که آقای مولوتف در سفر اخیرش به سانفرانسیسکو نسبت به ایالات متحده و ملت آن نشان داد، دو تن از مقامات سفارت شوروی در میهمانی 8 ژوئن آقای مارامیس از دفتر نمایندگی سیاسی اندونزی، نزد من و آقای لینگن آمدند. هر دو مقام روسی به طور مبسوط درباره دوستی اتحاد شوروی و ملتش با ایالات متحده و ملتش صحبت کردند و برای موفقیت کنفرانس قریب الوقوع ژنو ابراز امیدواری کردند.
ابتدا آقای ورونین با آقای لینگن و من صحبت کرد، و آقای کوجوگارو از دفتر نمایندگی سیاسی رومانی صحبت هایش را برایمان ترجمه می کرد. او مکرراً بر دوستی مردم اتحاد شوروی و آرزوی آنها برای حل و فصل مسالمت آمیز کلیه اختلافات موجود بین اتحاد شوروی و ایالات متحده در کنفرانس ژنو تأکید کرد. من و آقای لینگن هم به او اطمینان دادیم که ایالات متحده نیز صادقانه آرزوی موفقیت کنفرانس ژنو را دارد و اینکه مردم آمریکا هیچ احساس دیگری غیر از دوستی با مردم اتحاد شوروی ندارند. از آقای ورونین پرسیدم که آیا نخست وزیر بولگانین، آقای خروشچف و آقای مولوتف از طرف اتحاد شوروی در کنفرانس ژنو شرکت خواهند کرد و او حضور بولگانیان و مولوتف را تأیید کرد، ولی گفت درباره حضور آقای خروشچف در این کنفرانس اطلاعی ندارد. آقای ورونین حداقل دو بار دیگر از طریق آقای کوجوگارو همان جملاتی را که ابتدا گفته بود تکرار کرد. من و آقای لینگن هم متقابلاً به اظهارات او پاسخ دادیم ولی این نوع ارتباط سه ضلعی را در نهایت خیلی خسته کننده و بی معنی یافتیم.
پس از او آقای الکساندروف، کنسول شوروی، نزد من آمد و همان آرزوی موفقیت برای کنفرانس ژنو را تکرار کرد. او سپس پرسید که جاستیس داگلاس و آقای کندی چه زمانی وارد ایران خواهند شد، زیرا به او دستور داده بودند که ویزای سفر آنها را به اتحاد شوروی صادر کند. او سپس افزود قرار است هشتم اوت به مرخصی برود و امیدوار است داگلاس و کندی پیش از عزیمت او به ایران بیایند تا شخصاً ویزای آنها را صادر کند. به او گفتم شنیده ام که آقای داگلاس در حدود اول اوت به ایران می رسد، ولی از این تاریخ مطمئن نیستم. از او
پرسیدم که کشتی های شوروی چند وقت یکبار از بندر پهلوی به قصد باکو حرکت می کنند و او گفت به طور منظم در روزهای دوم، هشتم و بیستم هر ماه.(1)این کشتی ها فقط از نوع کشتی های مسافربری بودند و سفر نیز تقریباً 17 ساعت طول می کشید. کشتی های باربری تاریخ حرکت منظمی نداشتند. او همچنین گفت کشتی ها کوچک هستند، و خیلی راحت نیستند، ولی برای سفر به این کوتاهی مناسبند. از باکو خطوط آهن و خطوط هوایی به همه جای اتحاد شوروی متصل است.
از آقای الکساندروف پرسیدم که مرخصی اش را در کجای روسیه می گذراند، او گفت ابتدا به دیدن فامیل در مسکو می رود و سپس امیدوار است به قفقاز برود. الکساندروف اظهار داشت که از مأموریتش در تهران خیلی راضی نیست و دوست دارد بعد از تمام شدن این مأموریت پُستی در اروپای غربی به او بدهند. به اینجا که رسید، آه بلندی سر داد و گفت در طول جنگ جهانی دوم، پس از جنگ، و در طول روی کار آمدن کمونیست ها در چین در این کشور خدمت کرده است. او گفت از این می ترسد که به خاطر اطلاعاتی که درباره چین، مردمش و زبانش دارد یک بار دیگر به این کشور مأمور شود، و افزود در طول جنگ دوستان آمریکایی زیادی در چونگ کینگ چین پیدا کرده بود، که البته اظهارات او در فضای حاکم بر گفتگوی ما دو نفر، سبب شد تا یک بار دیگر حسن نیت خود را به ایالات متحده ابراز دارد و برای موفقیت کنفرانس ژنو آرزو کند.
فضای حاکم بر مراسم جشن پیروزی انقلاب اکتبر...
سند شماره 237
محرمانه14 نوامبر 1955- 22 آبان 1334
سفارت آمریکا، تهران
[موضوع]: فضای حاکم بر مراسم جشن پیروزی انقلاب اکتبر
در سفارت شوروی دوستانه بود
در تاریخ 7 نوامبر 1955، سفارت شوروی به مناسبت سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اکتبر مراسمی برگزار کرد. در غیاب سفیر لاورنتیف که هفته گذشته به طور ناگهانی ایران را ترک کرد (نگاه کنید به گزارش سفارت به شماره 289 مورخ 1 نوامبر 1955)، سیمن بی. بازاروف، میزبانی مراسم را بر عهده داشت. مقامات زیادی در این مراسم شرکت کرده بودند، ولی به جز نخست وزیر علاء، مقامات عالی رتبه ایرانی بسیار اندکی در این مراسم حضور داشتند.
آمریکایی هایی که در مراسم حضور داشتند، و در واقع همه با هم وارد شدند و با هم
1- در صحبت های پیشین کنسول شوروی به آقای راونتری گفته بود که کشتی ها در روزهای دوم، هشتم و دوازدهم هر ماه حرکت می کنند.
مجلس را ترک کردند، عبارت بودند از وزیر مختار-کنسول و خانم جونز، و وابسته های ارتش و نیروی دریایی و همسرانشان. سفیر و وابسته نیروی هوایی نیز برای شرکت در این مراسم دعوت داشتند ولی به دلیل دوری از تهران نتوانستند در آن حضور پیدا کنند.
فضای حاکم بر مجلس به مراتب دوستانه تر از مناسبت های قبلی از همین نوع بود. بازاروف سعی داشت با همه میهمانان خوش و بش کند. البته روس ها آشکارا سعی کردند رؤسای هیأت های دیپلماتیک و میهمان عالی رتبه تر ایرانی را از اتاق محل اجتماع سایر میهمانان جدا بود کنند. آنها تقریباً موفق به انجام این کار شدند و بازاروف بیشتر وقتش را با میهمانان عالی رتبه تر گذراند، شخصاً تلاش کرد وقتی را به هر یک از آنها اختصاص دهد. بازاروف به وضوح سعی کرد توجه ویژه ای به سفیر هند و سفیر مصر مبذول کند ولی با پاسخ نسبتاً سرد آنها مواجه شد. سفیر هند به بازاروف شکایت کرد که فقط نوشیدنی الکلی سِرو می شود، و او نیز به الکل لب نمی زند.
وابسته های نظامی شوروی که با همسرانشان در مراسم حضور داشتند، به ویژه خود را بسیار صمیمی نشان می دادند. در میهمانی های قبلی، همسران وابسته های نظامی کم و بیش در گوشه ای جمع می شدند، ولی در این مراسم آنها نیز در جمع میهمانان پخش بودند و با آنها صحبت می کردند. همسر دستیار وابسته نظامی شوروی، سرگرد نیکلای کوگوچف، همه آمریکایی های حاضر در مجلس را با زبان انگلیسی نسبتاً روان خود متعجب ساخت، زیرا تا آن زمان هیچ کس نمی دانست که او انگلیسی بلد است.
تلاش مقامات شوروی برای حاکم کردن فضایی صمیمی و دوستانه بر مراسم بر هیچ کس پوشیده نبود. در میهمانی های قبلی سفارت شوروی، مقامات آمریکایی متوجه شده بودند که روس هایی که از نظر آنها مأموران اطلاعاتی هستند، نزدیک آنها می ایستادند و سعی می کردند دزدانه به گفتگوهای آنها گوش بدهند. در این میهمانی نیز مأموران اطلاعاتی حضور داشتند، ولی اصلاً تلاش نکردند به گفتگوهای آنها گوش دهند.
فضای ایجاد شده در این میهمانی با توجه به شکست دیپلماتیک نسبتاً شدیدی که روس ها فقط چند هفته پیش با اعلام تعهد ایران به پیمان بغداد متحمل شده بودند، قابل توجه بود. در آن زمان، بسیاری از ناظران نه فقط انتظار داشتند که شوروی دست به انتقام جویی بزند، بلکه پیش بینی می کردند مقامات شوروی در ایران نیز ماهها از خود خصومت نشان دهند. فضای حاکم بر میهمانی در تضاد کامل با رفتاری بود که طبق گزارش سفارت آمریکا در مسکو مقامات عالی رتبه شوروی در مراسم سالگرد تولد شاه در 28 اکتبر در سفارت ایران از خود نشان داده بودند.
(نگاه کنید به تلگرام شماره 999 مورخ 27 اکتبر 1955 سفارت آمریکا در مسکو).
فیلیپ کلاک
دبیراول سفارت
گزارش گفتگو
سند شماره 238
محرمانه20 دسامبر 1955- 28 آذر 1334
از: رابرت جی. کارلبه: بخش سیاسی
مکان: رستوران سورنزتاریخ: 20 دسامبر 1955
طرف ها: ای. کی. فدولف، وابسته بخش کنسولی سفارت شوروی، و رابرت جی. کارل
موضوع: گزارش گفتگو
اطلاعات بیوگرافی
فدولف در سال 1927 در مسکو به دنیا آمد. فارغ التحصیل دانشکده وزارت امور خارجه شوروی است. تخصص او در مطالعات شرقی است. زبان ها: فارسی- خوب؛ انگلیسی-نسبتاً خوب. متأهل و دارای یک پسر 5 ماهه است. همسرش فارغ التحصیل دانشگاه مسکو است. در ماه دسامبر 1955 وارد تهران شده است. اولین مأموریت خارج از کشور اوست.
توصیف فیزیکی
تقریباً 5 فوت و 9 اینچ قد، 150 پوند وزن، با موهای قهوه ای روشن یا بلوند تیره، و چشمان خاکستری-سبز، لاغراندام با گونه های برآمده.
پیشینه
فدولف در ارتباط با تقاضای تأیید سوابق دانشگاهی استیک نیکلاونا نرسسیان و واگان آروتیونویچ کرستجیان، دو تبعه شوروی که در دانشسرای آمریکایی تبریز و تهران درس خوانده بودند، به بخش کنسولی آمده بود. در همین موقع بود که گزارشگر را به صرف ناهار دعوت کرد.
موضوع گفتگو
1- فعالیت های بنیاد تولستوی و مهاجرت اتباع روس به ایالات متحده
2- تعداد آمریکایی های مقیم ایران و مقاصد صلح آمیز اتحاد شوروی
3- تسهیلات زبان آموزی برای سرویس خارجی شوروی در مسکو
4- دیدار گزارشگر از اتحاد جماهیر شوروی
در زیر خلاصه ای از اظهارات فدولف ایفاد می گردد. بخشی از گفتگوی ما به زبان فارسی و بخش دیگر به زبان انگلیسی انجام شد.
1- فدولف پرسید فعالیت بنیاد تولستوی در تهران در چه زمینه ایست و سپس می خواست بداند چند نفر از اتباع روس داشتند به ایالات متحده مهاجرت می کردند. در همین ارتباط او پرسید که آیا کشورها برای مهاجرت به آمریکا دارای سهمیه خاصی هستند یا خیر. فدولف همچنین اظهار داشت که دفترش نیز در حال بازگرداندن آمریکایی ها به اتحاد شوروی است.
2- وابسته سفارت شوروی پرسید چرا این همه آمریکایی در ایران هستند و اینکه آیا حقیقت دارد که ایالات متحده می خواهد پایگاه نظامی در ایران مستقر سازد. در این ارتباط گفت واقعاً جای تأسف دارد که رهبران ایالات متحده مصمم به ادامه جنگ سرد هستند در حالی که اتحاد شوروی برای صلح تلاش می کند.
3- فدولف گفت امکانات آموزش زبان در دانشکده وزارت امور خارجه شوروی بسیار ناچیز است. او گفت تأکید اصلی بر دستور زبان و ادبیات است و آموزش ویژه ای برای مکالمه داده نمی شود. او افزود اعضای سرویس خارجی شوروی به ازای هر زبانی که بلد باشند 10 درصد حقوق بیشتری دریافت می کنند.
4- گزارشگر درباره امکان دیدار از اتحاد شوروی پرسید. فدولف گفت می تواند به سادگی ترتیب این کار را بدهد و ظرف مدت کمتر از یک ماه ویزای او را آماده کند.
نظرات
علاوه بر موضوعات فوق، درباره مسایل دیگر نیز به طور مبسوط صحبت کردیم. نمی توانم بگویم که آیا به دنبال اطلاعات خاصی بود یا خیر. از آنجایی که گزارشگر مسئول صدور ویزاست، شاید فدولف به برنامه پناهندگی سفارت علاقه داشته باشد.
فضای حاکم بر گفتگوی ما بسیار دوستانه بود و به نظر می رسید وابسته شوروی کاملاً به ادامه تماس ها علاقه دارد.
گزارش گفتگو
سند شماره 239
محرمانه22 دسامبر 1955- 30 آذر 1334
از: رابرت جی. کارلبه: بخش سیاسی
مکان: رستوران سورنزتاریخ: 20 دسامبر 1955
طرف ها: ای. کی. فدولف، وابسته بخش کنسولی سفارت شوروی و رابرت کارل
موضوع: گزارش گفتگو
اطلاعات بیوگرافی
فدولف در سال 1927 در مسکو به دنیا آمد. فارغ التحصیل دانشکده وزارت امور خارجه شوروی است. تخصص او در مطالعات شرقی است. زبان ها: فارسی- خوب؛ انگلیسی-نسبتاً خوب. متأهل و دارای یک پسر 5 ماهه است. همسرش فارغ التحصیل دانشگاه مسکو است. در ماه دسامبر 1955 وارد تهران شده است. اولین مأموریت خارج از کشور اوست.
توصیف فیزیکی
تقریباً 5 فوت و 9 اینچ قد، 150 پوند وزن، با موهای قهوه ای روشن یا بلوند تیره، و
چشمان خاکستری- سبز، لاغراندام با گونه های برآمده.
آقای فدولف در حدود ساعت 11:30 صبح در ارتباط با دعوتی که روز 15 دسامبر برای صرف ناهار از من کرده بود، تماس گرفت و قرار شد همدیگر را ساعت 1:00 بعد از ظهر در رستوران سورنز ملاقات کنیم.
ما درباره موضوعات پراکنده ای صحبت کردیم و بخشی از گفتگوهایمان به فارسی و بخشی نیز به انگلیسی بود. فدولف مشخصاً می خواست بداند که بنیاد تولستوی در تهران چه فعالیت هایی انجام می دهد. او همچنین به دانستن تعداد ویزاهایی که برای اتباع روس صادر شده است، علاقه نشان داد. در زیر خلاصه ای از گفتگوها ایفاد می گردد:
فدولف سر صحبت را با پرسیدن احوال همسر و فرزندم شروع کرد. او گفت پسرش این اواخر قدری کسالت داشته است. به نظر فدولف، پسرش گریپ داشت. گفت همسرش تهران را دوست ندارد و دلش برای مسکو خیلی تنگ شده است. گفت قصد دارد به محض خوب شدن پسرش او و همسرش را به مسکو بفرستد زیرا آب و هوای تهران به آنها نمی سازد.
از فدولف درباره امکان دریافت ویزای اتحاد شوروی پرسیدم. گفت به سادگی می تواند ترتیب صدور ویزا را بدهد. درباره هزینه سفر به شوروی پرسیدم. گفت یک تور سیاحتی برای توریست ها وجود دارد که کل هزینه آن روزانه 15 دلار است.
آقای فدولف سپس پرسید که این همه آمریکایی در ایران چه می کنند و اظهار داشت که آیا احتمالاً آمریکا قصد استقرار پایگاههای نظامی را در ایران دارد. پرسید سیاست آمریکا در ایران چیست و افزود هر چند ملت آمریکا طرفدار صلح است، متأسفانه رهبران آمریکا به دنبال جنگ سرد هستند. دلایلش برای داشتن ایده مزبور این بود که ایالات متحده باید حداقل 50 درصد تولید ناخالص ملی اش را صادر کند و برای خلاص شدن از مازاد محصولات خود به بازارهای خارجی نیاز دارد. آقای فدولف گفت که آقای آیزنهاور بدون شک آدم خوبی بود، ولی آقای دالز با طرفداری از ادامه تاکتیک های جنگ سرد نشان داده است که با اتحاد شوروی شدیداً خصومت دارد.
آقای فدولف پس از اظهار این نظرات سیاسی قدری هم درباره آموزش هایی که در مسکو دیده بود، صحبت کرد. گفت امکانات آموزش زبان در دانشکده وزارت امور خارجه شوروی بسیار ناچیز است. همه استادان روس هستند و هیچ معلم انگلیسی زبانی در آنجا کار نمی کند. تأکید بیشتر بر دستور زبان و ادبیات است و آموزش های خاصی برای مکالمه وجود ندارد. آقای فدولف گفت که در طول تحصیلش در دانشگاه، جایزه استالین را دریافت کرده و شاگرد اول کلاس بوده است.
آقای فدولف سپس درباره قوانین مهاجرت آمریکا پرسید و گفت آیا کشورها دارای سهمیه خاصی برای مهاجرت به ایالات متحده هستند. اظهار داشت انگشت نگاری از مهاجران در ایالات متحده شرم آور است و روس ها فقط از جنایتکاران انگشت نگاری می کنند. خیلی گذرا
گفت که سفارت شوروی در تهران تعداد زیادی از اتباع آمریکایی را به اتحاد شوروی بازگردانده است.
ملاقات ما در ساعت 3:30 بعداز ظهر تمام شد و آقای فدولف من را با یک بیوک سدان 1942 به سفارت آمریکا بازگرداند. وقتی به سفارت رسیدیم گفت مایل است بیشتر با هم ملاقات کنیم زیرا تبادل آرا برای آشنایی و درک بهتر یکدیگر ضروری است. همچنین گفت او و همسرش با کمال میل دعوت من را خواهند پذیرفت.
پیش زمینه صرف ناهار با فدولف از سفارت شوروی
سند شماره 240
محرمانه27 دسامبر 1955- 5 دی 1334
از: رابرت جی. کارلبه: بخش سیاسی - آقای کلاک
موضوع: پیش زمینه صرف ناهار با فدولف از سفارت شوروی
چند ماه پیش فدولف به همراه یکی از همکارانش به بخش کنسولی آمدند و تقاضای مساعدت کردند. آنها از سفارت تقاضا داشتند صحت و اصالت مدرکی را که دانشسرای آمریکایی زنان در تبریز در سال 1928 برای خانم آستیک نیکولاِونا نرسسیان صادر کرده بود، تأیید کند.
آنها همچنین از سفارت تقاضا داشتند مدارک مربوط به تحصیل شخصی به نام واگان آروتیونویچ کرستجیان را که در سال 1930 در دانشسرای آمریکایی تهران درس خوانده بود، از دانشسرای فوق درخواست کنیم. آنها توضیح دادند که هر دو نفر از اتباع شوروی هستند و تأیید مدارک تحصیلی آنها در ارتباط با اشتغالشان در اتحاد شوروی ضروری است. آقای لاوسن موافقت کرد که در این امر به آنها کمک کند. با مساعدت کنسولگری آمریکا در تبریز، مدرک تحصیلی صادر شده از دانشسرای آمریکایی تبریز تأیید شد و به سفارت شوروی تحویل گردید.
فدولف چند بار در ارتباط با بخش دوم درخواستش، به من تلفن زد و در نهایت قرار ملاقاتی برای گفتگو درباره آن ترتیب دادیم.
در همین مدت، اطلاعات مورد نظر او به دست آمده بود و زمانی که فدولف در تاریخ 15 دسامبر به دفتر من آمد، اطلاعات مزبور به او تحویل شد. او چند دقیقه ای درباره زندگی در تهران صحبت کرد و سپس من را به صرف ناهار در هفته آینده دعوت کرد.
به دلیل موضوعات بسیار پراکنده ای که به هنگام صرف ناهار درباره آنها صحبت کردیم، نمی توان گفت که آیا فدولف به دنبال اطلاعات خاصی بود یا خیر. از آنجایی که من مسئول صدور ویزا در سفارت هستم و اینکه فدولف درباره برنامه پناهندگی، و فعالیت های بنیاد تولستوی و تعداد ویزاهای صادر شده برای اتباع روس پرسید، احتمالاً علاقه اصلی او به این موضوع بوده است.
خلاصه گفتگوهای فدولف و گزارشگر
سند شماره 241
از: رابرت جی. کارل، دبیر سوم سفارت آمریکابه: بخش سیاسی
طرف ها: ای. کی. فدولف، وابسته بخش کنسولی سفارت اتحاد شوروی و رابرت کارل، دبیر سوم سفارت آمریکا
موضوع: خلاصه گفتگوهای فدولف و گزارشگر
محل: دانشگاه تهران
مناسبت: برنامه فرهنگی دفتر نمایندگی سیاسی لهستان
موضوع گفتگو
1- تعداد آمریکایی های مقیم ایران
2- دانشجویان ایرانی عازم به خارج
3- نظام مرخصی سرویس خارجی شوروی
4- پایگاههای خارجی آمریکا و تمایل شوروی به صلح
5- رئیس جمهور بعدی ایالات متحده
پیش زمینه
گزارشگر، فدولف را در خلال یک برنامه فرهنگی که از سوی دفتر نمایندگی سیاسی لهستان در دانشگاه تهران ترتیب داده شده بود، ملاقات کرد. در زیر خلاصه ای از گفتگوهای طرفین که عمدتاً به زبان انگلیسی انجام شد ایفاد می گردد.
1- فدولف اظهار داشت تعداد آمریکایی ها در تهران خیلی زیاد شده است و می خواست بداند که آنها در تهران چه می کنند. او خاطر نشان کرد فراوانی سیگارهای آمریکایی در بازار سیاه بیانگر فراوانی سربازهای آمریکایی در ایران است.
2- او پرسید چند دانشجوی ایرانی عازم آمریکا هستند و اینکه آیا به طور خصوصی به آمریکا می روند و یا از طرف دولت به آنجا اعزام می شوند. او توضیح داد که از زمان مداخله آمریکا در ایران، از تعداد دانشجویان ایرانی عازم شوروی بسیار کاسته شده است.
3- فدولف در پاسخ به گزارشگر گفت اعضای سرویس خارجی شوروی در طول هر سال یک ماه مرخصی استحقاقی دارند. او افزود چنانچه کسی از مرخصی اش استفاده نکند به جای آن حقوق دریافت می کند.
4- آقای فدولف از آنچه شبکه رو به گسترش پایگاههای آمریکایی در خارج خواند، ابراز تأسف کرد. او گفت اتحاد شوروی برای صلح تلاش می کند. او برای اثبات این امر، به کاهش ده درصدی هزینه های نظامی شوروی اشاره کرد. فدولف گفت متأسفانه رهبران کنونی آمریکا بر خلاف روزولت علاقه ای به صلح ندارند. فدولف پذیرفت که البته دولت متبوع او نیز