2- وابسته سفارت شوروی پرسید چرا این همه آمریکایی در ایران هستند و اینکه آیا حقیقت دارد که ایالات متحده می خواهد پایگاه نظامی در ایران مستقر سازد. در این ارتباط گفت واقعاً جای تأسف دارد که رهبران ایالات متحده مصمم به ادامه جنگ سرد هستند در حالی که اتحاد شوروی برای صلح تلاش می کند.
3- فدولف گفت امکانات آموزش زبان در دانشکده وزارت امور خارجه شوروی بسیار ناچیز است. او گفت تأکید اصلی بر دستور زبان و ادبیات است و آموزش ویژه ای برای مکالمه داده نمی شود. او افزود اعضای سرویس خارجی شوروی به ازای هر زبانی که بلد باشند 10 درصد حقوق بیشتری دریافت می کنند.
4- گزارشگر درباره امکان دیدار از اتحاد شوروی پرسید. فدولف گفت می تواند به سادگی ترتیب این کار را بدهد و ظرف مدت کمتر از یک ماه ویزای او را آماده کند.
نظرات
علاوه بر موضوعات فوق، درباره مسایل دیگر نیز به طور مبسوط صحبت کردیم. نمی توانم بگویم که آیا به دنبال اطلاعات خاصی بود یا خیر. از آنجایی که گزارشگر مسئول صدور ویزاست، شاید فدولف به برنامه پناهندگی سفارت علاقه داشته باشد.
فضای حاکم بر گفتگوی ما بسیار دوستانه بود و به نظر می رسید وابسته شوروی کاملاً به ادامه تماس ها علاقه دارد.
گزارش گفتگو
سند شماره 239
محرمانه22 دسامبر 1955- 30 آذر 1334
از: رابرت جی. کارلبه: بخش سیاسی
مکان: رستوران سورنزتاریخ: 20 دسامبر 1955
طرف ها: ای. کی. فدولف، وابسته بخش کنسولی سفارت شوروی و رابرت کارل
موضوع: گزارش گفتگو
اطلاعات بیوگرافی
فدولف در سال 1927 در مسکو به دنیا آمد. فارغ التحصیل دانشکده وزارت امور خارجه شوروی است. تخصص او در مطالعات شرقی است. زبان ها: فارسی- خوب؛ انگلیسی-نسبتاً خوب. متأهل و دارای یک پسر 5 ماهه است. همسرش فارغ التحصیل دانشگاه مسکو است. در ماه دسامبر 1955 وارد تهران شده است. اولین مأموریت خارج از کشور اوست.
توصیف فیزیکی
تقریباً 5 فوت و 9 اینچ قد، 150 پوند وزن، با موهای قهوه ای روشن یا بلوند تیره، و
چشمان خاکستری- سبز، لاغراندام با گونه های برآمده.
آقای فدولف در حدود ساعت 11:30 صبح در ارتباط با دعوتی که روز 15 دسامبر برای صرف ناهار از من کرده بود، تماس گرفت و قرار شد همدیگر را ساعت 1:00 بعد از ظهر در رستوران سورنز ملاقات کنیم.
ما درباره موضوعات پراکنده ای صحبت کردیم و بخشی از گفتگوهایمان به فارسی و بخشی نیز به انگلیسی بود. فدولف مشخصاً می خواست بداند که بنیاد تولستوی در تهران چه فعالیت هایی انجام می دهد. او همچنین به دانستن تعداد ویزاهایی که برای اتباع روس صادر شده است، علاقه نشان داد. در زیر خلاصه ای از گفتگوها ایفاد می گردد:
فدولف سر صحبت را با پرسیدن احوال همسر و فرزندم شروع کرد. او گفت پسرش این اواخر قدری کسالت داشته است. به نظر فدولف، پسرش گریپ داشت. گفت همسرش تهران را دوست ندارد و دلش برای مسکو خیلی تنگ شده است. گفت قصد دارد به محض خوب شدن پسرش او و همسرش را به مسکو بفرستد زیرا آب و هوای تهران به آنها نمی سازد.
از فدولف درباره امکان دریافت ویزای اتحاد شوروی پرسیدم. گفت به سادگی می تواند ترتیب صدور ویزا را بدهد. درباره هزینه سفر به شوروی پرسیدم. گفت یک تور سیاحتی برای توریست ها وجود دارد که کل هزینه آن روزانه 15 دلار است.
آقای فدولف سپس پرسید که این همه آمریکایی در ایران چه می کنند و اظهار داشت که آیا احتمالاً آمریکا قصد استقرار پایگاههای نظامی را در ایران دارد. پرسید سیاست آمریکا در ایران چیست و افزود هر چند ملت آمریکا طرفدار صلح است، متأسفانه رهبران آمریکا به دنبال جنگ سرد هستند. دلایلش برای داشتن ایده مزبور این بود که ایالات متحده باید حداقل 50 درصد تولید ناخالص ملی اش را صادر کند و برای خلاص شدن از مازاد محصولات خود به بازارهای خارجی نیاز دارد. آقای فدولف گفت که آقای آیزنهاور بدون شک آدم خوبی بود، ولی آقای دالز با طرفداری از ادامه تاکتیک های جنگ سرد نشان داده است که با اتحاد شوروی شدیداً خصومت دارد.
آقای فدولف پس از اظهار این نظرات سیاسی قدری هم درباره آموزش هایی که در مسکو دیده بود، صحبت کرد. گفت امکانات آموزش زبان در دانشکده وزارت امور خارجه شوروی بسیار ناچیز است. همه استادان روس هستند و هیچ معلم انگلیسی زبانی در آنجا کار نمی کند. تأکید بیشتر بر دستور زبان و ادبیات است و آموزش های خاصی برای مکالمه وجود ندارد. آقای فدولف گفت که در طول تحصیلش در دانشگاه، جایزه استالین را دریافت کرده و شاگرد اول کلاس بوده است.
آقای فدولف سپس درباره قوانین مهاجرت آمریکا پرسید و گفت آیا کشورها دارای سهمیه خاصی برای مهاجرت به ایالات متحده هستند. اظهار داشت انگشت نگاری از مهاجران در ایالات متحده شرم آور است و روس ها فقط از جنایتکاران انگشت نگاری می کنند. خیلی گذرا
گفت که سفارت شوروی در تهران تعداد زیادی از اتباع آمریکایی را به اتحاد شوروی بازگردانده است.
ملاقات ما در ساعت 3:30 بعداز ظهر تمام شد و آقای فدولف من را با یک بیوک سدان 1942 به سفارت آمریکا بازگرداند. وقتی به سفارت رسیدیم گفت مایل است بیشتر با هم ملاقات کنیم زیرا تبادل آرا برای آشنایی و درک بهتر یکدیگر ضروری است. همچنین گفت او و همسرش با کمال میل دعوت من را خواهند پذیرفت.
پیش زمینه صرف ناهار با فدولف از سفارت شوروی
سند شماره 240
محرمانه27 دسامبر 1955- 5 دی 1334
از: رابرت جی. کارلبه: بخش سیاسی - آقای کلاک
موضوع: پیش زمینه صرف ناهار با فدولف از سفارت شوروی
چند ماه پیش فدولف به همراه یکی از همکارانش به بخش کنسولی آمدند و تقاضای مساعدت کردند. آنها از سفارت تقاضا داشتند صحت و اصالت مدرکی را که دانشسرای آمریکایی زنان در تبریز در سال 1928 برای خانم آستیک نیکولاِونا نرسسیان صادر کرده بود، تأیید کند.
آنها همچنین از سفارت تقاضا داشتند مدارک مربوط به تحصیل شخصی به نام واگان آروتیونویچ کرستجیان را که در سال 1930 در دانشسرای آمریکایی تهران درس خوانده بود، از دانشسرای فوق درخواست کنیم. آنها توضیح دادند که هر دو نفر از اتباع شوروی هستند و تأیید مدارک تحصیلی آنها در ارتباط با اشتغالشان در اتحاد شوروی ضروری است. آقای لاوسن موافقت کرد که در این امر به آنها کمک کند. با مساعدت کنسولگری آمریکا در تبریز، مدرک تحصیلی صادر شده از دانشسرای آمریکایی تبریز تأیید شد و به سفارت شوروی تحویل گردید.
فدولف چند بار در ارتباط با بخش دوم درخواستش، به من تلفن زد و در نهایت قرار ملاقاتی برای گفتگو درباره آن ترتیب دادیم.
در همین مدت، اطلاعات مورد نظر او به دست آمده بود و زمانی که فدولف در تاریخ 15 دسامبر به دفتر من آمد، اطلاعات مزبور به او تحویل شد. او چند دقیقه ای درباره زندگی در تهران صحبت کرد و سپس من را به صرف ناهار در هفته آینده دعوت کرد.
به دلیل موضوعات بسیار پراکنده ای که به هنگام صرف ناهار درباره آنها صحبت کردیم، نمی توان گفت که آیا فدولف به دنبال اطلاعات خاصی بود یا خیر. از آنجایی که من مسئول صدور ویزا در سفارت هستم و اینکه فدولف درباره برنامه پناهندگی، و فعالیت های بنیاد تولستوی و تعداد ویزاهای صادر شده برای اتباع روس پرسید، احتمالاً علاقه اصلی او به این موضوع بوده است.
خلاصه گفتگوهای فدولف و گزارشگر
سند شماره 241
از: رابرت جی. کارل، دبیر سوم سفارت آمریکابه: بخش سیاسی
طرف ها: ای. کی. فدولف، وابسته بخش کنسولی سفارت اتحاد شوروی و رابرت کارل، دبیر سوم سفارت آمریکا
موضوع: خلاصه گفتگوهای فدولف و گزارشگر
محل: دانشگاه تهران
مناسبت: برنامه فرهنگی دفتر نمایندگی سیاسی لهستان
موضوع گفتگو
1- تعداد آمریکایی های مقیم ایران
2- دانشجویان ایرانی عازم به خارج
3- نظام مرخصی سرویس خارجی شوروی
4- پایگاههای خارجی آمریکا و تمایل شوروی به صلح
5- رئیس جمهور بعدی ایالات متحده
پیش زمینه
گزارشگر، فدولف را در خلال یک برنامه فرهنگی که از سوی دفتر نمایندگی سیاسی لهستان در دانشگاه تهران ترتیب داده شده بود، ملاقات کرد. در زیر خلاصه ای از گفتگوهای طرفین که عمدتاً به زبان انگلیسی انجام شد ایفاد می گردد.
1- فدولف اظهار داشت تعداد آمریکایی ها در تهران خیلی زیاد شده است و می خواست بداند که آنها در تهران چه می کنند. او خاطر نشان کرد فراوانی سیگارهای آمریکایی در بازار سیاه بیانگر فراوانی سربازهای آمریکایی در ایران است.
2- او پرسید چند دانشجوی ایرانی عازم آمریکا هستند و اینکه آیا به طور خصوصی به آمریکا می روند و یا از طرف دولت به آنجا اعزام می شوند. او توضیح داد که از زمان مداخله آمریکا در ایران، از تعداد دانشجویان ایرانی عازم شوروی بسیار کاسته شده است.
3- فدولف در پاسخ به گزارشگر گفت اعضای سرویس خارجی شوروی در طول هر سال یک ماه مرخصی استحقاقی دارند. او افزود چنانچه کسی از مرخصی اش استفاده نکند به جای آن حقوق دریافت می کند.
4- آقای فدولف از آنچه شبکه رو به گسترش پایگاههای آمریکایی در خارج خواند، ابراز تأسف کرد. او گفت اتحاد شوروی برای صلح تلاش می کند. او برای اثبات این امر، به کاهش ده درصدی هزینه های نظامی شوروی اشاره کرد. فدولف گفت متأسفانه رهبران کنونی آمریکا بر خلاف روزولت علاقه ای به صلح ندارند. فدولف پذیرفت که البته دولت متبوع او نیز
اشتباهاتی مرتکب شده است. مخصوصاً در عدم درک زودتر شرّ «بریا».
5- فدولف به نتیجه انتخابات آتی ریاست جمهوری در آمریکا ابراز علاقه کرد. از گزارشگر پرسید که آیا اگر استیونسن انتخاب شود، برای صلح تلاش خواهد کرد.
نظرات
انگلیسی فدولف بهتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر می رسید. فدولف خیلی دوستانه رفتار کرد و گویی از مصاحبت با گزارشگر لذت می برد. او بر هیچ موضوع خاصی تأکید نداشت. با وجود این، باز هم همان سئوالی را که در ملاقات اول با گزارشگر درباره تعداد آمریکایی های مقیم ایران پرسیده بود، تکرار کرد.
نمایش فیلم توسط بخش مطبوعاتی دفتر نمایندگی سیاسی لهستان
سند شماره 242
فقط جهت استفاده اداری 4 آوریل 1956- 15 فروردین 1335
از: رابرت جی. کارل، دبیر سومبه: رئیس بخش سیاسی
محل: سینما رویال، تهرانزمان: 8 شب - 4 آوریل 1956
موضوع: نمایش فیلم توسط بخش مطبوعاتی دفتر نمایندگی سیاسی لهستان
خلاصه و توصیف
در ابتدا قرار بود این فیلم در تاریخ 14 مارس 1956 به نمایش درآید، ولی به دلیل فوت یکی از مقامات عالی رتبه کمونیست لهستان (بیروت) نمایش آن تا تاریخ 4 آوریل به تعویق افتاد.
نمایش فیلم در ساعت 8 شب در سینما رویال، که یک سینمای تجاری در خیابان شاهرضاست، صورت گرفت. برای حضور در سینما ارایه کارت دعوت ضروری بود. نزدیک به 500 نفر در سینما حضور داشتند. گزارشگر افراد زیر را می شناخت:
1- نفرات سفارت شوروی و در رأس آنها سفیر این کشور.
2- نفرات هیأت های اقماری در تهران.
3- نفرات سفارت هند و در رأس آنها آقای شاه.
4- بسیاری از ایرانی ها از جمله برخی مقامات دون پایه از وزاتخانه های آموزش و پرورش و امور خارجه.
نمایش فیلم در سه بخش انجام شد: ابتدا یک فیلم مستند درباره زندگی پرندگان در لهستان، سپس یک کارتن، و در نهایت فیلم اصلی که «ساعت امید» نام داشت (خلاصه فیلم به پیوست ایفاد شده است).
پیش از نمایش فیلم چند نطق کوتاه نیز ایراد شد. ابتدا یکی از مقامات دفتر نمایندگی سیاسی لهستان به زبان انگلیسی درباره پیشرفت صنعت فیلم سازی در لهستان از سال 1945 تا
کنون صحبت کرد. دو نطق دیگر از سوی دو منتقد ایرانی به فارسی در مورد همین موضوع ایراد شد. دکتر کاووسی که نام او در فهرست دعوت شدگان برای ایراد سخنرانی بود، در جلسه حضور نداشت. گزارشگر از دو مقام آشنا در سفارت شوروی درباره انتقاد از استالین در اتحاد جماهیر شوروی پرسید. هر دوی آنها گفتند که در غرب در این باره اغراق شده است و نباید آنها را باور کرد. آنها از ادامه بحث در این باره خودداری کردند.
نظرات
هیچ اتفاق خاصی رخ نداد. هیچ چیزی بین میهمانان سِرو نشد و کل مراسم خیلی غیررسمی بود. فیلم ها خوش ساخت بود و ظاهراً حضار نیز از تماشای آنها لذت بردند. متوجه هیچگونه تبلیغات ضدآمریکایی نشدم. از آنجایی که همان شب افسر کشیک بودم نتوانستم تا آخر مراسم آنجا باشم و واکنش نهایی حضار را ببینم.
ملاقات با ای. کی. فدولف، وابسته سفارت شوروی
سند شماره 243
محرمانه16 آوریل 1956- 27 فروردین 1335
از: رابرت جی. کارل، دبیر سومبه: رئیس بخش سیاسی
محل: هتل پارک، تهرانزمان: شب 16 آوریل 1956
موضوع: ملاقات با ای. کی. فدولف، وابسته سفارت شوروی
خلاصه
فدولف در حدود ساعت 4:30 بعد از ظهر مورخ 16 آوریل در اداره با من تماس گرفت. به من گفت که فردای همان روز به مدت یک ماه و اندی برای مرخصی به شوروی خواهد رفت و من را دعوت کرد برای صرف نوشیدنی و خداحافظی با او به دیدنش بروم. در ساعت 8:30 دقیقه شب او را در کنسولگری شوروی ملاقات کردم و با همدیگر به هتل پارک رفتیم. شام را در همانجا صرف کردیم و تا ساعت 11:00 با یکدیگر حرف زدیم. سپس خداحافظی کردیم و از یکدیگر جدا شدیم.
در طول گفتگوهایمان درباره موضوعات زیر صحبت کردیم:
1- فوت نماینده تجاری شوروی در ایران
2- برنامه فدولف برای اوقات مرخصی اش در شوروی
3- جایز الخطا بودن استالین
4- حسن نیت اتحاد شوروی
5- پیمان بغداد و خاورمیانه
6- دستگیری وابسته نظامی شوروی در حال جاسوسی
1- اطلاعات جدیدی در مورد این موضوع دستگیرم نشد. فدولف خیلی گذرا گفت که
نماینده تجاری شوروی پس از بازگشت از شوروی به ایران بر اثر سکته قلبی درگذشته است.
2- فدولف تقریباً به صورت مبسوط درباره برنامه مرخصی اش در شوروی صحبت کرد. از اینکه به وطنش برمی گردد خیلی خوشحال بود. به طور خلاصه اینکه او می خواهد با اتوبوس به بندر پهلوی، از آنجا با کشتی به باکو، و از آنجا با قطار به مسکو برود، صحبت کرد. گفت ترجیح می داد با هواپیما به مسکو برود ولی همسرش می ترسد که مبادا هواپیما با یکی از بالن های هواشناسی آمریکا تصادف کند.
[وی گفت]: به محض رسیدن به مسکو قصد دارد یک اتومبیل بخرد (به قیمت 10 هزار روبل) زیرا بالاخره در فهرست خریداران ماشین، نوبت به نام او رسیده است. و نهایتاً اینکه قصد دارد بیشتر اوقات مرخصی خود را با اتومبیلش به نقاط توریستی شوروی سفر کند.
3- از فدولف خواستم تا توضیحاتی درباره تغییرات اخیر در اتحاد شوروی، به ویژه تقدس زدایی استالین، به من بدهد. او در ابتدا نسبتاً خصمانه رفتار کرد، و گفت شکی ندارد که من مطالب دروغ مطبوعات خارجی را خوانده و اطلاعات غلط به دست آورده ام. سپس با لحنی آرام تر توضیح داد که هر چند استالین مرد بزرگی بود، اشتباهات متعددی مرتکب شد، که بدترین آنها تمرکز قدرت در دستان خودش بود. فدولف ادامه داد این امر نشانه بلوغ، پیشرفت، و قدرت دولت شوروی است که توانسته است اقدامات گذشته خود را نقد کند.
از فدولف پرسیدم که آیا جرأت می کرد چند سال پیش این نوع انتقادها را مطرح کند. او گفت خیر، چون این کار خطرناک بود؛ با وجود این، گفت همان موقع هم به تمرکز بیش از حد قدرت در دستان استالین فکر کرده و با آن مخالف بوده است.
4- پس از آن، فدولف به طور مبسوط و تقریباً ملتمسانه درباره لزوم روابط صلح آمیز و دوستانه بین آمریکا و اتحاد شوروی صحبت کرد. نکته اصلی سخنش این بود که ایالات متحده باید به جنگ سرد خاتمه دهد و به تلاش های صلح آمیز اتحاد شوروی برای گرمی روابط پاسخ گوید.
5- فدولف سپس به پیمان بغداد و خاورمیانه اشاره کرد. او گفت با خواندن اخبار مطبوعات مبنی بر اینکه یک بحران جدی در خاورمیانه در حال شکل گیری است، حیرت زده شده است. او گفت تمامی مشکلات خاورمیانه نتیجه پیمان بغداد و یا رقابت آمریکا و انگلیس در این منطقه است. او سپس گفت که می داند عدم تعهد ایالات متحده، به دلایل سیاسی داخلی بوده است.
6- از فدولف پرسیدم آیا خبر تازه ای درباره سرگرد کوزنتسف دارد. ظاهراً مطرح کردن این مسئله او را خیلی ناراحت کرد زیرا کل موضوع را توطئه ای از سوی ایرانی ها با همدستی آمریکا خواند.
نظرات کلی
فدولف قدری قابل تحمل تر از همیشه اش بود. هر چند او دست از حملات معمولش به
سیاست های آمریکا برنداشته بود، نظراتش خیلی حزبی نبود و از گذشته راحت تر و دوستانه تر رفتار می کرد. فکر می کنم قصدش از دعوت کردن من، چنانکه قبلاً گفتم، واقعاً همان خداحافظی بود تا بدینوسیله بتواند در صورت بازگشت به ایران، تماس هایش را حفظ کرده باشد.
برداشت من از چندین ملاقاتی که با او داشته ام این است که فدولف قبل از دیدار من فهرستی از موضوعات مورد نظرش را یادداشت می کند و در طول صحبت بدون توجه به منطق و موضوع صحبت آنها را به ترتیب مطرح می سازد. رفتار او چیزی بین تلاش برای مچ گیری و یا تحریک من و در عین حال دادن اطمینان خاطر از بابت حسن نیت شوروی بوده است.
نمایش فیلم توسط سفارت شوروی
سند شماره 244
محرمانه19 آوریل 1956- 30 فروردین 1335
از: رابرت اس. برت، دبیر دومبه: رئیس بخش سیاسی
محل: باشگاه شوروی، خیابان استالینزمان: ساعت 19:30، تاریخ 19 آوریل 1956
موضوع: نمایش فیلم توسط سفارت شوروی
خلاصه
نفرات سفارت شوروی و در رأس آنها سفیر و همسرش خانم لاورنتیف در مراسم نمایش فیلم «دوستی ملت های بزرگ» پذیرای تقریباً 50 نفر بودند که اکثر آنها را اعضای تیم دیپلماتیک تهران تشکیل می دادند. این فیلم رنگی مستند درباره سفر بولگانین و خروشچف به هند بود. این فیلم تقریباً دو ساعت بود.
گزارشگر میهمانان زیر از جمله اعضای این سفارت را می شناخت:
1- وزیر مختار سوئیس، آنتون آر. گنز
2- سفیر افغانستان، سردار اعلا محمد عمر، و محمد ولی رکایی، دبیر دوم سفارت افغانستان
3- سفیر فرانسه، ژاک امیل پری
4- کاردار هلند، ان. وان دیجی
5- نفرات هیأت های اقماری در تهران
6- وابسته تجاری اتریش
پیش از نمایش فیلم، چای و شربت پرتقال سِرو شد.
برخی از میهمانان از جمله سفیر فرانسه و افغانستان لباس رسمی پوشیده بودند و پیش از پایان فیلم باشگاه را ترک کردند. آنها احتمالاً به میهمانی کاخ گلستان می رفتند (سفیر فرانسه در کاخ گلستان رؤیت شد.)
نظرات
فیلم از لحاظ فنی خوب و رنگ و تکنیک فیلم برداری آن قابل تحسین بود. ولی از لحاظ