بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 526

نماینده تجاری شوروی پس از بازگشت از شوروی به ایران بر اثر سکته قلبی درگذشته است.

2- فدولف تقریباً به صورت مبسوط درباره برنامه مرخصی اش در شوروی صحبت کرد. از اینکه به وطنش برمی گردد خیلی خوشحال بود. به طور خلاصه اینکه او می خواهد با اتوبوس به بندر پهلوی، از آنجا با کشتی به باکو، و از آنجا با قطار به مسکو برود، صحبت کرد. گفت ترجیح می داد با هواپیما به مسکو برود ولی همسرش می ترسد که مبادا هواپیما با یکی از بالن های هواشناسی آمریکا تصادف کند.

[وی گفت]: به محض رسیدن به مسکو قصد دارد یک اتومبیل بخرد (به قیمت 10 هزار روبل) زیرا بالاخره در فهرست خریداران ماشین، نوبت به نام او رسیده است. و نهایتاً اینکه قصد دارد بیشتر اوقات مرخصی خود را با اتومبیلش به نقاط توریستی شوروی سفر کند.

3- از فدولف خواستم تا توضیحاتی درباره تغییرات اخیر در اتحاد شوروی، به ویژه تقدس زدایی استالین، به من بدهد. او در ابتدا نسبتاً خصمانه رفتار کرد، و گفت شکی ندارد که من مطالب دروغ مطبوعات خارجی را خوانده و اطلاعات غلط به دست آورده ام. سپس با لحنی آرام تر توضیح داد که هر چند استالین مرد بزرگی بود، اشتباهات متعددی مرتکب شد، که بدترین آنها تمرکز قدرت در دستان خودش بود. فدولف ادامه داد این امر نشانه بلوغ، پیشرفت، و قدرت دولت شوروی است که توانسته است اقدامات گذشته خود را نقد کند.

از فدولف پرسیدم که آیا جرأت می کرد چند سال پیش این نوع انتقادها را مطرح کند. او گفت خیر، چون این کار خطرناک بود؛ با وجود این، گفت همان موقع هم به تمرکز بیش از حد قدرت در دستان استالین فکر کرده و با آن مخالف بوده است.

4- پس از آن، فدولف به طور مبسوط و تقریباً ملتمسانه درباره لزوم روابط صلح آمیز و دوستانه بین آمریکا و اتحاد شوروی صحبت کرد. نکته اصلی سخنش این بود که ایالات متحده باید به جنگ سرد خاتمه دهد و به تلاش های صلح آمیز اتحاد شوروی برای گرمی روابط پاسخ گوید.

5- فدولف سپس به پیمان بغداد و خاورمیانه اشاره کرد. او گفت با خواندن اخبار مطبوعات مبنی بر اینکه یک بحران جدی در خاورمیانه در حال شکل گیری است، حیرت زده شده است. او گفت تمامی مشکلات خاورمیانه نتیجه پیمان بغداد و یا رقابت آمریکا و انگلیس در این منطقه است. او سپس گفت که می داند عدم تعهد ایالات متحده، به دلایل سیاسی داخلی بوده است.

6- از فدولف پرسیدم آیا خبر تازه ای درباره سرگرد کوزنتسف دارد. ظاهراً مطرح کردن این مسئله او را خیلی ناراحت کرد زیرا کل موضوع را توطئه ای از سوی ایرانی ها با همدستی آمریکا خواند.

نظرات کلی

فدولف قدری قابل تحمل تر از همیشه اش بود. هر چند او دست از حملات معمولش به


صفحه 527

سیاست های آمریکا برنداشته بود، نظراتش خیلی حزبی نبود و از گذشته راحت تر و دوستانه تر رفتار می کرد. فکر می کنم قصدش از دعوت کردن من، چنانکه قبلاً گفتم، واقعاً همان خداحافظی بود تا بدینوسیله بتواند در صورت بازگشت به ایران، تماس هایش را حفظ کرده باشد.

برداشت من از چندین ملاقاتی که با او داشته ام این است که فدولف قبل از دیدار من فهرستی از موضوعات مورد نظرش را یادداشت می کند و در طول صحبت بدون توجه به منطق و موضوع صحبت آنها را به ترتیب مطرح می سازد. رفتار او چیزی بین تلاش برای مچ گیری و یا تحریک من و در عین حال دادن اطمینان خاطر از بابت حسن نیت شوروی بوده است.

نمایش فیلم توسط سفارت شوروی

سند شماره 244

محرمانه19 آوریل 1956- 30 فروردین 1335

از: رابرت اس. برت، دبیر دومبه: رئیس بخش سیاسی

محل: باشگاه شوروی، خیابان استالینزمان: ساعت 19:30، تاریخ 19 آوریل 1956

موضوع: نمایش فیلم توسط سفارت شوروی

خلاصه

نفرات سفارت شوروی و در رأس آنها سفیر و همسرش خانم لاورنتیف در مراسم نمایش فیلم «دوستی ملت های بزرگ» پذیرای تقریباً 50 نفر بودند که اکثر آنها را اعضای تیم دیپلماتیک تهران تشکیل می دادند. این فیلم رنگی مستند درباره سفر بولگانین و خروشچف به هند بود. این فیلم تقریباً دو ساعت بود.

گزارشگر میهمانان زیر از جمله اعضای این سفارت را می شناخت:

1- وزیر مختار سوئیس، آنتون آر. گنز

2- سفیر افغانستان، سردار اعلا محمد عمر، و محمد ولی رکایی، دبیر دوم سفارت افغانستان

3- سفیر فرانسه، ژاک امیل پری

4- کاردار هلند، ان. وان دیجی

5- نفرات هیأت های اقماری در تهران

6- وابسته تجاری اتریش

پیش از نمایش فیلم، چای و شربت پرتقال سِرو شد.

برخی از میهمانان از جمله سفیر فرانسه و افغانستان لباس رسمی پوشیده بودند و پیش از پایان فیلم باشگاه را ترک کردند. آنها احتمالاً به میهمانی کاخ گلستان می رفتند (سفیر فرانسه در کاخ گلستان رؤیت شد.)

نظرات

فیلم از لحاظ فنی خوب و رنگ و تکنیک فیلم برداری آن قابل تحسین بود. ولی از لحاظ


صفحه 528

کارگردانی ضعیف و بسیار طول و دراز بود. فیلم مزبور را دو ساعت تمام بدون هدف کش داده بودند در حالیکه 45 دقیقه برای آن کافی بود.

موضوع فیلم استقبال جمعیت عظیمی از هندی ها از این دو مقام شوروی، بوسیدن کودکان هندی و دادن آب نبات به کودکان از سوی آن دو شخصیت و استقبال گرم نهرو و سایر رهبران هند از این دو نفر بود.

توضیح فیلم به زبان فارسی بود. بولگانین رئیس هیأت وزیران و خروشچف رئیس شورای عالی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی معرفی شدند.

نکته جالب فیلم، دیدار این دو مقام شوروی از محل احداث سدی بود که مهندسان آمریکایی آن را طراحی کرده اند.

برداشتی که فیلم می خواست القا کند این بود که روابط هند و اتحاد شوروی نمی تواند از این دوستانه تر باشد.

هنوز تندیس استالین و تصویر بزرگی از او در هال اصلی باشگاه دیده می شد.

یکی از مقامات سفارت شوروی که با یکی از آمریکایی های حاضر در مراسم صحبت کرده بود، کنجکاوی زیادی درباره محل اقامت ناظران آمریکایی مجلس مشورتی پیمان بغداد در تهران و اینکه چه کسی ترتیب اقامت آنها را داده، نشان داده بود.

تماس با نمایندگان شوروی در ماه آوریل

سند شماره 245

محرمانه2 می 1956- 12 اردیبهشت 1335

سفارت آمریکا، تهران

مرجع: CA-5388 19 ژانویه و نامه سفارت 832 4 آوریل 1956

[موضوع]: تماس با نمایندگان شوروی در ماه آوریل

نظرات کلی

هر چند روند مهمی در طول این ماه مشاهده نشد، ولی برخی مسایل قابل ذکر است.

اول اینکه سفیر فرانسه، اچ. ای. ژاک پری، حضور پررنگ تری در میهمانی های روس ها پیدا کرده است. مثلاً، او تنها سفیر کشورهای عضو ناتو بود که در مراسم پخش فیلم سفارت شوروی که همزمان با میهمانی نخست وزیر ایران در کاخ گلستان به مناسبت کنفرانس پیمان بغداد در تهران برگزار شد، شرکت داشت. از نظر ما او به دستور دولت فرانسه این کار را انجام می دهد، هر چند ممکن است به رأی خویش در این میهمانی ها حضور پیدا کرده باشد. کلیه اعضای عالی رتبه هیأت دیپلماتیک شوروی، از جمله اقمار آن، به مجلس دوم [نخست وزیر ایران] دعوت شده بودند.

یک مسئله دیگر این بود که ظاهراً روس ها به عمد میهمانی پخش فیلم خود را همزمان با مجلس رسمی نخست وزیر ایران برگزار کردند. ظاهراً با این کار می خواستند بهانه ای برای


صفحه 529

شرکت نکردن مقامات شوروی و اقمارش در میهمانی نخست وزیر بتراشند و تا آنجا که می توانند از میهمانان او بکاهند. (نگاه کنید به گزارش شماره 907 به تاریخ 24 آوریل 1956)

وابستگان نظامی شوروی و دستیارانشان در طول این ماه چندان مشهود نبودند. تنها کسی که در چند موقعیت رؤیت شد، سرهنگ دولین، وابسته نظامی شوروی، بود.

دیدار السکاندرف، وابسته سفارت شوروی، از اصفهان، که احتمالاً در ساختمان قدیمی کنسولگری شوروی در این شهر اقامت کرده است، و همچنین از شیراز، بیانگر این است که تعدادی از مقامات سفارت در حال گردش در ایران هستند. تعداد کمتری از دیپلمات های شوروی نیز در باشگاه تهران رؤیت شدند که رفتار و صحبت هایشان عادی بود.

1- سروان جیزز ری، دستیار وابسته نیروی هوایی آمریکا، و سرگرد نیکلای کوگوشف، دستیار وابسته نظامی شوروی.

در تاریخ 4 آوریل، سروان ری فیلم سیرک شوروی را که به او امانت داده بودند، بازگرداند. چنانکه در گزارش سفارت به شماره 832 آمده است، به هنگام برگرداندن فیلم، دو شماره از نشریه های USIS به نام های «دموکراسی چیست؟» و «کمونیسم چیست؟» نیز به کوگوشف داده شد. او قبلاً به یکی از این کتاب ها که در دفتر وابسته نیروی هوایی دیده بود، علاقه نشان داده بود. وقتی فهمید که این دو کتاب به رسم هدیه به او داده شده است خیلی تعجب کرد. البته خیلی گذرا گفت که این کتاب ها «تبلیغاتی» هستند. سرهنگ دولین هم در این موقع حضور داشت. تنها نکته قابل ذکر در طول این ملاقات آن بود که کوگوشف به بیمارستان شوروی در تهران اشاره کرد و برای نشان دادن موفقیت گفت که اخیراً چشم یک گوسفند را به یک دختر ایرانی که چشمش آب مروارید داشته، پیوند زده اند. (این بیمارستان به روی ایرانی ها باز است.)

2- پخش فیلم توسط سفارت لهستان

در تاریخ 4 آوریل، لهستانی ها در یکی از سینماهای مرکز شهر مبادرت به اکران فیلم «ساعت امید» کردند. ابتدا قرار بود این فیلم در تاریخ 14 مارس اکران شود ولی به دلیل فوت کمونیست لهستانی در بیروت اکران آن به تعویق افتاد. هیچ اتفاق مهمی رخ نداد. فیلم عمدتاً یک فیلم تبلیغاتی بود. تنها دیپلمات های غیر اقماری حاضر در سینما، هندی ها بودند. (برای جزییات و بریده جراید مربوط به همین مناسبت، نگاه کنید به پیوست شماره 1).

3- ملاقات خداحافظی دبیر سوم سفارت با ای. کی. فدولف، وابسته شوروی

در تاریخ 16 آوریل، رابرت کارل، دبیر سوم سفارت، پیش از رفتن فدولف به مرخصی در شوروی به تقاضای او به دیدنش رفت. خلاصه گفتگوها این بود که فدولف با هواپیما به مسکو بازنمی گردد چون همسرش از آن هراس دارد که هواپیما با یکی از بالن های هواشناسی آمریکا برخورد کند، تقدس زدایی از استالین نشان دهنده پختگی دولت شوروی است، مشکلات خاورمیانه نتیجه پیمان بغداد یا رقابت آمریکا و انگلیس در منطقه است، و این موضع


صفحه 530

حزبی که پرونده جاسوسی کوزنتسف یک توطئه بوده است دوباره تکرار شد. (نگاه کنید به گزارش سفارت به شماره 746 مورخ 3 مارس 1956.)

- نظر آقای کارل این بود که فدولف نسبت به گذشته رفتار دوستانه تری داشت.

4- میهمانی نمایش فیلم «دوستی ملت های بزرگ» به دعوت سفیر شوروی و خانم لاورنتیف

تعداد 16 نفر از نفرات سفارت دعوتنامه هایی به نام خود از سوی سفیر شوروی و همسرش برای شرکت در میهمانی نمایش فیلم فوق دریافت کردند که با میهمانی نخست وزیر ایران همزمان بود. معلوم بود همزمانی دو مراسم اتفاقی نیست. این فیلم ظاهراً همان فیلمی بود که روس ها ماه گذشته به نمایش گذاشته بودند و در پیوست شماره 1 گزارش سفارت به شماره 832 شرح آن داده شده است. موضوع فیلم سفر بولگانین و خروشچف به هند بود. (برای جزییات برنامه و کپی دعوت نامه ها نگاه کنید به پیوست شماره 3).

5- کنسرت پیانوی موزیسین لهستانی در تاریخ 29 آوریل

کاردار لهستان و همسرش میهمانی نسبتاً بزرگی به افتخار پیانیست لهستانی - باربارا هسه بوکوواکا در باشگاه افسران برگزار کردند. کنسرت شبیه مراسمی بود که قبلاً نیز از سوی لهستانی برگزار شده بود. مورد خاصی رؤیت نشد، تعداد زیادی از شخصیت های برجسته ایرانی در میان میهمانان حاضر بودند. (جهت رؤیت رونوشت دعوت نامه ها به پیوست شماره 4 نگاه کنید)

فیلیپ کلاک

دبیر اول سفارت

پیوست ها:

1- نمایش فیلم از سوی بخش مطبوعاتی دفتر نمایندگی سیاسی لهستان، 4 آوریل 1956 (فقط جهت استفاده اداری)

2- تماس با ای. کی. فدولف، وابسته سفارت شوروی، 16 آوریل 1956 (محرمانه)

3- نمایش فیلم از سوی سفارت شوروی، 19 آوریل 1956 (محرمانه)

4- دعوت به کنسرت پیانو، 29 آوریل 1956 (بدون طبقه بندی)

نیکلای میخائیلوویچ پگف، از مقامات شوروی

سند شماره 246

محرمانه21 اوت 1956- 30 مرداد 1335

به: سفارت آمریکا، تهران

موضوع: نیکلای میخائیلوویچ پگف، از مقامات شوروی

عطف به تلگرام شماره 238 مورخ 12 اوت 1956 سفارت آمریکا در تهران مبنی بر درخواست اطلاعاتی درباره ان. ام. پگف، یکی از اعضای حزب کمونیست شوروی، که نامزد پُست سفارت در ایران شده است.


صفحه 531

ان. ام. پگف در سال 1905 در مسکو به دنیا آمد، و در سال1919 در همان شهر در کارخانه ای مشغول کار شد. در سال 1923 به کمسومول پیوست و پس از آن از اعضای فعال این سازمان شد. در سال 1928 به ارتش سرخ پیوست و تا سال 1929 در «لشگر پرولتاریا» خدمت کرد، و پس از آن در یک کارخانه نساجی به نام «رز سرخ» که احتمالاً یک کارخانه ابریشم بافی بود در مسکو مشغول به کار شد. پگف بعد از ارتقای وضعیت از نامزد به عضو، در سال 1930 به حزب کمونیست (سازمان مسکو) پیوست. این اقدام فرصتی برای تحصیلات در اختیار او گذاشت، زیرا در سال 1931 دوره های ویژه راه اندازی و مدیریت کارخانه را در یک موسسه فنی، احتمالاً در مسکو، گذراند.

بر اساس یک بیوگرافی رسمی شوروی، پگف تحصیلاتش را در سال 1931 به اتمام رساند و پس از آن معاون کارخانه ابریشم بافی گورکی در مسکو شد. او پس از یک سال که در این سمت خدمت کرد به آسیای مرکزی منتقل شد، و از سال 1932 تا 1935 مدیر کارخانه بزرگ ابریشم بافی ایمنی وی.وی. کویبیشف در جمهوری ازبک بود. او سپس به مدت چهار سال (1935-1938) در دانشکده صنعتی آل-یونیون (در رشته صنایع سبک) در ایمنی وی. ام. مولوتف در مسکو تحصیل کرد. در همین مدت دبیر سازمان حزب دانشکده بود و تجربیاتی در اداره حزب به دست آورد.

پس از اتمام تحصیلاتش از دانشکده صنعتی، در سمت دبیر سوم کمیته حزب کرای به خاور دور شوروی مأموریت یافت و در مدت کوتاهی به دبیر اولی کمیته حزب کرای پریمورسکی ارتقا یافت. کرای در اکتبر 1938 از کرای خاور دور جدا شده بود. در هجدهمین کنگره حزب آل-یونیون در مارس 1939، در کمیته مرکزی حزب عضویت یافت. پگف در طول جنگ جهانی دوم در سمتش در حزب کرای پریمورسکی باقی ماند، و در عین حال در شورای نظامی جبهه خاور دور نیز خدمت می کرد. او در مارس 1947 دبیر اولی حزب کرای را به ان. ان. اورگانف واگذار کرد و برای انجام «کارهای رهبری» به دستگاه کمیته مرکزی حزب در مسکو پیوست.

طبق یک گزارش، پُست اولیه پگف در ارگان مرکزی حزب در سال 1947، معاونت بخش اداری در امور نظارت بر ارگان های حزب بود که به مدت یک سال در این سمت خدمت کرد. او در ارتباط با کارش در بخش اداری حزب، عضو هیأت تحریریه «پارتینایا ژیزن» از نشریات کمیته مرکزی بود که در ارتباط با مسایل سازمانی حزب انتشار می یافت. در دسامبر 1948، پگف رئیس بخش صنایع سبک، تحت نظر کمیته مرکزی حزب شد و احتمالاً این مقام را حداقل تا سال 1951 حفظ کرد.

در نوزدهمین کنگره حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، که در اکتبر 1952 برگزار شد، پگف به سمت دبیر کمیته مرکزی و نامزد عضویت در شورای عالی رهبری کمیته مرکزی انتخاب شد. اگرچه در هیچ منبعی وظایف پگف بلافاصله قبل و بعد از این کنگره ذکر نشده


صفحه 532

است، ولی دلایل چندی وجود دارد که فرض کنیم او ریاست بخشی از حزب، اتحادیه کارگری، و ارگان های کمسومول (کادر رهبری) را تحت نظارت کمیته مرکزی حزب، احتمالاً از سال 1951، بر عهده داشته است.

در تعدیل های سیاسی که پس از مرگ استالین (مارس 1952) اتفاق افتاد، پگف پست دبیری کمیته مرکزی و نامزدی عضویت در شورای عالی رهبری کمیته مرکزی را از دست داد. او به سمت دبیری شورای عالی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی انتقال یافت که تا کنون در همین سمت خدمت کرده است. در بیستمین کنگره حزب کمونیست اتحاد شوروی، در فوریه 1956، پگف یک بار دیگر به عضویت کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی انتخاب شد. در ماه می 1955 او عضو هیأتی بود که از سوی دولت شوروی از آلمان شرقی دیدن کرد، و در نوامبر 1955 در رأس هیأت پارلمانی شوروی به مجارستان رفت.

پگف از سال 1941 در شورای اتحاد، شورای عالی اتحاد جماهیر سوسیالیستی، (فقط با یک وقفه) خدمت کرده است. در ماه مارس 1941، در انتخابات ویژه ای که در کرای پریمورسکی برگزار شد، انتخاب گردید، و در ماه مارس 1946 از همان کرای به شورا بازگشت. او در انتخابات سال 1950 نامزد نبود، ولی در سال 1953 در انتخابات ویژه ای که در مولوتف اوبلاست (RSFSR) برگزار شد، به عضویت شورا درآمد. در ماه مارس 1954 او بار دیگر در همان اوبلاست انتخاب شد. پگف از سال 1951 نماینده ایوانو اوبلاست در شورای عالی RSFSR، و از سال 1950 معاون شورای شهر تاشکند (جمهوری ازبک) بوده است. طبق پرونده های موجود، پگف نشان های زیر را دریافت کرده است: دو نشان لنین، نشان سرخ کارگری، نشان جنگ وطن پرستانه، درجه یک، و چهار مدال.

پگف متأهل [و] طبق گزارش ها دارای دو دختر (26 و 24 ساله) و یک پسر تقریباً 16 ساله است. طبق گفته های یک ناظر آمریکایی که به هنگام عضویت پگف در کرای پریمورسکی فعالیت های او را گزارش می کرد، پگف «سخنران خوبی است و ظاهر خوبی در بین عموم از خود به نمایش می گذارد.»

مورفی، کفیل

ورود سفیر جدید شوروی به تهران

سند شماره 247

محرمانه13 سپتامبر 1956- 22 شهریور 1335

سفارت آمریکا، تهران

[موضوع]: ورود سفیر جدید شوروی به تهران

خلاصه

انتصاب سفیر جدید شوروی در ایران مورد توجه زیاد مطبوعات این کشور قرار گرفت و این حدس و گمان ها را دامن زد که احتمالاً شوروی سیاست های خود را در قبال ایران تغییر


صفحه 533

داده است. سفیر جدید به هنگام ورود به تهران تأثیر خوبی گذاشت زیرا نماینده نگرش جدید شوروی مبنی بر دوستی با ایران بود، ولی به رغم حسن نیتی که ظاهراً هر دو طرف از خود نشان می دهند، برخی از ایرانی ها هنوز سفیر قبلی را از یاد نبرده اند و [در مورد حسن نیت شوروی] ابراز تردید کرده اند. مقامات وزارت امور خارجه ایران نیز می گویند به رغم ژست دوستانه سفیر جدید، پیش بینی نمی کنند که تغییری در دیپلماسی شوروی رخ دهد.

روز 13 اوت، وقتی اعلام شد که دولت شوروی شخصی را برای جانشینی آناتولی آی. لاورنتیف، سفیر شوروی در ایران، معرفی کرده است، مطبوعات ایران توجه زیادی به این موضوع مبذول داشتند، و برخی از آنها نیز تعویض اخیر را نشانه حسن نیت شوروی نسبت به ایران می دانند که در طول دیدار شاه از مسکو مورد بحث قرار گرفته است. دو روز بعد، وقتی وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که با انتصاب نیکلای میخائیلوویچ پگف در سمت سفیر شوروی در ایران موافقت کرده است، باز مطبوعات ایران پوشش خبری زیادی به این مسئله دادند و از قول «منابع آگاه» اعلام کردند که تغییر اخیر نتیجه گفتگوهای شاه با رهبران شوروی در سفر اخیرش به مسکو صورت گرفته است. در طول هفته، چندین نشریه در ایران عکس سفیر جدید شوروی را چاپ کردند، که یکی از آنها او را در مسکو در کنار شاه نشان می داد و زیر آن نوشته بود «سفیر جدید شوروی در دیدار شاه از مسکو به ایشان معرفی شده بود.» در واقع، شاه به سفیر چاپین گفته بود که به هنگام دیدار از مسکو از قصد رهبران شوروی برای تعویض سفیرشان در ایران به نشانه سیاست جدید این کشور برای دوستی با ایران آگاهی یافته بود. (تلگرام سفارت به شماره 82، مورخ 18 ژوییه 1956).

در تاریخ 18 اوت، پرتیراژترین روزنامه ایران به نام اطلاعات به نقل از «منابع وزارت امور خارجه ایران» نوشت که انتصاب پگف نشان از علاقه اتحاد شوروی به خاورمیانه دارد، زیرا «تا به حال هیچ مقامی تا این حد عالی رتبه به هیچیک از کشورهای خاورمیانه مأمور نشده است.» این روزنامه افزود که پگف در سمت دبیر شورای عالی رهبری شوروی، در تمام مذاکراتی که بین شاه و رهبران شوروی صورت گرفت، حضور داشت و با امور ایران آشنایی کامل دارد.

ظاهراً تمامی اخباری که در ابتدا درباره انتصاب پگف منتشر می شد به نوعی هدف ایجاد پرستیژ برای سفیر جدید را دنبال می کرد، و در آنها کمتر از اهمیت این انتصاب برای روابط ایران و شوروی صحبت می شد. با وجود این، طولی نکشید که مطبوعات به این موضوع نیز پرداختند. در روز 27 اوت، یعنی تقریباً دو هفته پیش از ورود پگف به ایران، روزنامه اطلاعات با لحنی انتقاد آمیز که ندرتاً از این روزنامه انتظار می رود، نوشت: «هر کجا که لاورنتیف سفیر شوروی بود، فعالیت های کمونیستی هم تشدید می شد.» این روزنامه به مأموریت لاورنتیف در رومانی و نسبت دادن فعالیت های حزب توده در ایران به مأموریت وی در ایران اشاره داشت. روزنامه اطلاعات سپس انتصاب جدید را نشانه ای از تمایل شوروی به برقراری روابط بهتر با