حزبی که پرونده جاسوسی کوزنتسف یک توطئه بوده است دوباره تکرار شد. (نگاه کنید به گزارش سفارت به شماره 746 مورخ 3 مارس 1956.)
- نظر آقای کارل این بود که فدولف نسبت به گذشته رفتار دوستانه تری داشت.
4- میهمانی نمایش فیلم «دوستی ملت های بزرگ» به دعوت سفیر شوروی و خانم لاورنتیف
تعداد 16 نفر از نفرات سفارت دعوتنامه هایی به نام خود از سوی سفیر شوروی و همسرش برای شرکت در میهمانی نمایش فیلم فوق دریافت کردند که با میهمانی نخست وزیر ایران همزمان بود. معلوم بود همزمانی دو مراسم اتفاقی نیست. این فیلم ظاهراً همان فیلمی بود که روس ها ماه گذشته به نمایش گذاشته بودند و در پیوست شماره 1 گزارش سفارت به شماره 832 شرح آن داده شده است. موضوع فیلم سفر بولگانین و خروشچف به هند بود. (برای جزییات برنامه و کپی دعوت نامه ها نگاه کنید به پیوست شماره 3).
5- کنسرت پیانوی موزیسین لهستانی در تاریخ 29 آوریل
کاردار لهستان و همسرش میهمانی نسبتاً بزرگی به افتخار پیانیست لهستانی - باربارا هسه بوکوواکا در باشگاه افسران برگزار کردند. کنسرت شبیه مراسمی بود که قبلاً نیز از سوی لهستانی برگزار شده بود. مورد خاصی رؤیت نشد، تعداد زیادی از شخصیت های برجسته ایرانی در میان میهمانان حاضر بودند. (جهت رؤیت رونوشت دعوت نامه ها به پیوست شماره 4 نگاه کنید)
فیلیپ کلاک
دبیر اول سفارت
پیوست ها:
1- نمایش فیلم از سوی بخش مطبوعاتی دفتر نمایندگی سیاسی لهستان، 4 آوریل 1956 (فقط جهت استفاده اداری)
2- تماس با ای. کی. فدولف، وابسته سفارت شوروی، 16 آوریل 1956 (محرمانه)
3- نمایش فیلم از سوی سفارت شوروی، 19 آوریل 1956 (محرمانه)
4- دعوت به کنسرت پیانو، 29 آوریل 1956 (بدون طبقه بندی)
نیکلای میخائیلوویچ پگف، از مقامات شوروی
سند شماره 246
محرمانه21 اوت 1956- 30 مرداد 1335
به: سفارت آمریکا، تهران
موضوع: نیکلای میخائیلوویچ پگف، از مقامات شوروی
عطف به تلگرام شماره 238 مورخ 12 اوت 1956 سفارت آمریکا در تهران مبنی بر درخواست اطلاعاتی درباره ان. ام. پگف، یکی از اعضای حزب کمونیست شوروی، که نامزد پُست سفارت در ایران شده است.
ان. ام. پگف در سال 1905 در مسکو به دنیا آمد، و در سال1919 در همان شهر در کارخانه ای مشغول کار شد. در سال 1923 به کمسومول پیوست و پس از آن از اعضای فعال این سازمان شد. در سال 1928 به ارتش سرخ پیوست و تا سال 1929 در «لشگر پرولتاریا» خدمت کرد، و پس از آن در یک کارخانه نساجی به نام «رز سرخ» که احتمالاً یک کارخانه ابریشم بافی بود در مسکو مشغول به کار شد. پگف بعد از ارتقای وضعیت از نامزد به عضو، در سال 1930 به حزب کمونیست (سازمان مسکو) پیوست. این اقدام فرصتی برای تحصیلات در اختیار او گذاشت، زیرا در سال 1931 دوره های ویژه راه اندازی و مدیریت کارخانه را در یک موسسه فنی، احتمالاً در مسکو، گذراند.
بر اساس یک بیوگرافی رسمی شوروی، پگف تحصیلاتش را در سال 1931 به اتمام رساند و پس از آن معاون کارخانه ابریشم بافی گورکی در مسکو شد. او پس از یک سال که در این سمت خدمت کرد به آسیای مرکزی منتقل شد، و از سال 1932 تا 1935 مدیر کارخانه بزرگ ابریشم بافی ایمنی وی.وی. کویبیشف در جمهوری ازبک بود. او سپس به مدت چهار سال (1935-1938) در دانشکده صنعتی آل-یونیون (در رشته صنایع سبک) در ایمنی وی. ام. مولوتف در مسکو تحصیل کرد. در همین مدت دبیر سازمان حزب دانشکده بود و تجربیاتی در اداره حزب به دست آورد.
پس از اتمام تحصیلاتش از دانشکده صنعتی، در سمت دبیر سوم کمیته حزب کرای به خاور دور شوروی مأموریت یافت و در مدت کوتاهی به دبیر اولی کمیته حزب کرای پریمورسکی ارتقا یافت. کرای در اکتبر 1938 از کرای خاور دور جدا شده بود. در هجدهمین کنگره حزب آل-یونیون در مارس 1939، در کمیته مرکزی حزب عضویت یافت. پگف در طول جنگ جهانی دوم در سمتش در حزب کرای پریمورسکی باقی ماند، و در عین حال در شورای نظامی جبهه خاور دور نیز خدمت می کرد. او در مارس 1947 دبیر اولی حزب کرای را به ان. ان. اورگانف واگذار کرد و برای انجام «کارهای رهبری» به دستگاه کمیته مرکزی حزب در مسکو پیوست.
طبق یک گزارش، پُست اولیه پگف در ارگان مرکزی حزب در سال 1947، معاونت بخش اداری در امور نظارت بر ارگان های حزب بود که به مدت یک سال در این سمت خدمت کرد. او در ارتباط با کارش در بخش اداری حزب، عضو هیأت تحریریه «پارتینایا ژیزن» از نشریات کمیته مرکزی بود که در ارتباط با مسایل سازمانی حزب انتشار می یافت. در دسامبر 1948، پگف رئیس بخش صنایع سبک، تحت نظر کمیته مرکزی حزب شد و احتمالاً این مقام را حداقل تا سال 1951 حفظ کرد.
در نوزدهمین کنگره حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، که در اکتبر 1952 برگزار شد، پگف به سمت دبیر کمیته مرکزی و نامزد عضویت در شورای عالی رهبری کمیته مرکزی انتخاب شد. اگرچه در هیچ منبعی وظایف پگف بلافاصله قبل و بعد از این کنگره ذکر نشده
است، ولی دلایل چندی وجود دارد که فرض کنیم او ریاست بخشی از حزب، اتحادیه کارگری، و ارگان های کمسومول (کادر رهبری) را تحت نظارت کمیته مرکزی حزب، احتمالاً از سال 1951، بر عهده داشته است.
در تعدیل های سیاسی که پس از مرگ استالین (مارس 1952) اتفاق افتاد، پگف پست دبیری کمیته مرکزی و نامزدی عضویت در شورای عالی رهبری کمیته مرکزی را از دست داد. او به سمت دبیری شورای عالی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی انتقال یافت که تا کنون در همین سمت خدمت کرده است. در بیستمین کنگره حزب کمونیست اتحاد شوروی، در فوریه 1956، پگف یک بار دیگر به عضویت کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی انتخاب شد. در ماه می 1955 او عضو هیأتی بود که از سوی دولت شوروی از آلمان شرقی دیدن کرد، و در نوامبر 1955 در رأس هیأت پارلمانی شوروی به مجارستان رفت.
پگف از سال 1941 در شورای اتحاد، شورای عالی اتحاد جماهیر سوسیالیستی، (فقط با یک وقفه) خدمت کرده است. در ماه مارس 1941، در انتخابات ویژه ای که در کرای پریمورسکی برگزار شد، انتخاب گردید، و در ماه مارس 1946 از همان کرای به شورا بازگشت. او در انتخابات سال 1950 نامزد نبود، ولی در سال 1953 در انتخابات ویژه ای که در مولوتف اوبلاست (RSFSR) برگزار شد، به عضویت شورا درآمد. در ماه مارس 1954 او بار دیگر در همان اوبلاست انتخاب شد. پگف از سال 1951 نماینده ایوانو اوبلاست در شورای عالی RSFSR، و از سال 1950 معاون شورای شهر تاشکند (جمهوری ازبک) بوده است. طبق پرونده های موجود، پگف نشان های زیر را دریافت کرده است: دو نشان لنین، نشان سرخ کارگری، نشان جنگ وطن پرستانه، درجه یک، و چهار مدال.
پگف متأهل [و] طبق گزارش ها دارای دو دختر (26 و 24 ساله) و یک پسر تقریباً 16 ساله است. طبق گفته های یک ناظر آمریکایی که به هنگام عضویت پگف در کرای پریمورسکی فعالیت های او را گزارش می کرد، پگف «سخنران خوبی است و ظاهر خوبی در بین عموم از خود به نمایش می گذارد.»
مورفی، کفیل
ورود سفیر جدید شوروی به تهران
سند شماره 247
محرمانه13 سپتامبر 1956- 22 شهریور 1335
سفارت آمریکا، تهران
[موضوع]: ورود سفیر جدید شوروی به تهران
خلاصه
انتصاب سفیر جدید شوروی در ایران مورد توجه زیاد مطبوعات این کشور قرار گرفت و این حدس و گمان ها را دامن زد که احتمالاً شوروی سیاست های خود را در قبال ایران تغییر
داده است. سفیر جدید به هنگام ورود به تهران تأثیر خوبی گذاشت زیرا نماینده نگرش جدید شوروی مبنی بر دوستی با ایران بود، ولی به رغم حسن نیتی که ظاهراً هر دو طرف از خود نشان می دهند، برخی از ایرانی ها هنوز سفیر قبلی را از یاد نبرده اند و [در مورد حسن نیت شوروی] ابراز تردید کرده اند. مقامات وزارت امور خارجه ایران نیز می گویند به رغم ژست دوستانه سفیر جدید، پیش بینی نمی کنند که تغییری در دیپلماسی شوروی رخ دهد.
روز 13 اوت، وقتی اعلام شد که دولت شوروی شخصی را برای جانشینی آناتولی آی. لاورنتیف، سفیر شوروی در ایران، معرفی کرده است، مطبوعات ایران توجه زیادی به این موضوع مبذول داشتند، و برخی از آنها نیز تعویض اخیر را نشانه حسن نیت شوروی نسبت به ایران می دانند که در طول دیدار شاه از مسکو مورد بحث قرار گرفته است. دو روز بعد، وقتی وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که با انتصاب نیکلای میخائیلوویچ پگف در سمت سفیر شوروی در ایران موافقت کرده است، باز مطبوعات ایران پوشش خبری زیادی به این مسئله دادند و از قول «منابع آگاه» اعلام کردند که تغییر اخیر نتیجه گفتگوهای شاه با رهبران شوروی در سفر اخیرش به مسکو صورت گرفته است. در طول هفته، چندین نشریه در ایران عکس سفیر جدید شوروی را چاپ کردند، که یکی از آنها او را در مسکو در کنار شاه نشان می داد و زیر آن نوشته بود «سفیر جدید شوروی در دیدار شاه از مسکو به ایشان معرفی شده بود.» در واقع، شاه به سفیر چاپین گفته بود که به هنگام دیدار از مسکو از قصد رهبران شوروی برای تعویض سفیرشان در ایران به نشانه سیاست جدید این کشور برای دوستی با ایران آگاهی یافته بود. (تلگرام سفارت به شماره 82، مورخ 18 ژوییه 1956).
در تاریخ 18 اوت، پرتیراژترین روزنامه ایران به نام اطلاعات به نقل از «منابع وزارت امور خارجه ایران» نوشت که انتصاب پگف نشان از علاقه اتحاد شوروی به خاورمیانه دارد، زیرا «تا به حال هیچ مقامی تا این حد عالی رتبه به هیچیک از کشورهای خاورمیانه مأمور نشده است.» این روزنامه افزود که پگف در سمت دبیر شورای عالی رهبری شوروی، در تمام مذاکراتی که بین شاه و رهبران شوروی صورت گرفت، حضور داشت و با امور ایران آشنایی کامل دارد.
ظاهراً تمامی اخباری که در ابتدا درباره انتصاب پگف منتشر می شد به نوعی هدف ایجاد پرستیژ برای سفیر جدید را دنبال می کرد، و در آنها کمتر از اهمیت این انتصاب برای روابط ایران و شوروی صحبت می شد. با وجود این، طولی نکشید که مطبوعات به این موضوع نیز پرداختند. در روز 27 اوت، یعنی تقریباً دو هفته پیش از ورود پگف به ایران، روزنامه اطلاعات با لحنی انتقاد آمیز که ندرتاً از این روزنامه انتظار می رود، نوشت: «هر کجا که لاورنتیف سفیر شوروی بود، فعالیت های کمونیستی هم تشدید می شد.» این روزنامه به مأموریت لاورنتیف در رومانی و نسبت دادن فعالیت های حزب توده در ایران به مأموریت وی در ایران اشاره داشت. روزنامه اطلاعات سپس انتصاب جدید را نشانه ای از تمایل شوروی به برقراری روابط بهتر با
ایران توصیف کرد. در روز 30 اوت، یک روزنامه ایرانی دیگر نوشت که اصول بنیادین سیاست شوروی مبنی بر نفوذ در ایران تغییر کرده است، و ابراز داشت پگف با پیشنهاد کمک های مهم فنی به دولت ایران دیپلماسی جدید شوروی را به مورد اجرا خواهد گذاشت. سه روز بعد، یک روزنامه ایرانی دیگر، با اشاره به پیشنهادهای قبلی شوروی برای مساعدت های فنی به ایران نوشت که پگف پیشنهادهای جدیدی به ایران ارایه خواهد داد، ولی «این بار هم» پیشنهادها با شرایط غیر قابل قبولی همراه خواهد بود. با وجود این، سردبیر همان روزنامه بعدها نوشت که انتظار داریم مرحله جدیدی در روابط ایران و شوروی شروع شود.
آقای پگف در تاریخ 8 سپتامبر وارد تهران شد، و سعی کرد در همان فرودگاه بهترین وجهه را از خود ارایه دهد. در هواپیما با خبرنگاران رفتار صمیمی، محترمانه و دوستانه ای داشت، و خیلی راحت و سرزنده با آنها صحبت می کرد (البته احتمالاً از طریق مترجم چون خودش فقط روسی بلد است.) سخنانی که به هنگام ورودش به تهران ایراد کرد، که البته از یک دیپلمات شوروی در ایران عجیب بود، از این جهت که سلام مردم شوروی را به مردم ایران رساند نیز اهمیت داشت. یکی از خبرنگاران ایرانی بعداً به یکی از کارمندان سفارت گفت که او و همکارانش شدیداً تحت تأثیر شخصیت و رفتار دوستانه آقای پگف، و همچنین این حقیقت قرار گرفته اند که او از دست بالا آنها را خطاب قرار نداده بلکه مثل همتایان خودش با آنها رفتار کرده است. نمونه ای از رفتار دوستانه او با خبرنگاران وقتی اتفاق افتاد که او وارد وزارت امور خارجه ایران شد و خبرنگاران او را محاصره کردند. در این هنگام او لبخندزنان دستش را روی شانه یکی از آنها گذاشت و وقتی یکی از مقامات وزارت امور خارجه به مزاح هشدار داد که مراقب خبرنگارها باشد چون آدم های خطرناکی هستند، او گفت که اتفاقاً بر عکس، آنها «انسان های خیلی محترمی» هستند، و او هیچ ترسی از آنها ندارد، و حاضر است هر کجا و هر زمان به سئوالات آنها پاسخ دهد. مطبوعات ایران خیلی از این رفتار دوستانه خوششان آمده و آن را در بوق و کرنا کرده اند، و روزنامه اطلاعات آن را «نشانه خوبی از شروع مرحله جدیدی از روابط دوستانه محکم تر بین ایران و اتحاد شوروی» خواند.
سفیر ایران در اتحاد شوروی نیز، که با همان هواپیمای روسی حامل پگف به تهران برگشته بود، سعی داشت شأن و مقام سفیر جدید شوروی را در ایران بالا ببرد، و به خبرنگاران گفت که پگف «یکی از مقامات بسیار عالی رتبه اتحاد شوروی است،» و همان داستان تکراری را گفت که در طول دیدار شاه از مسکو رهبران شوروی به او گفته اند که انتصاب «چنین شخص مهمی» در پُست سفارت شوروی در ایران نشانه اشتیاق شوروی به برقراری روابط نزدیک تر با ایران و اثبات حسن نیت شوروی به مردم ایران است.
سفیر جدید استوارنامه خود را در روز 12 سپتامبر تسلیم کرد. اگرچه در ابتدا قرار بود این مراسم در روز قبل برگزار شود، ولی به دلیل اینکه لباس پگف مناسب نبود، مراسم یک روز به تعویق افتاد. (تلگرام سفارت به شماره 399، مورخ 12 سپتامبر 1956). «ظاهر جدید» سفیر
شوروی نیز توجه مقامات وزارت امور خارجه ایران را به خود جلب کرد و به حدس و گمان هایی درباره آن دامن زد. هرمز قریب، رئیس تشریفات، به ویژه به سخنان غیرمعمول پگف در هنگام ورود به تهران و اصطلاح سلام رسانی «ملت به ملت» اشاره داشت، و اسماعیل مجیدی، رئیس اداره دوم سیاسی (اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی) نیز به یکی از مسئولان سفارت آمریکا گفت که به رغم رفتار متفاوت پگف، انتظار ندارد که هیچ تغییر عمده ای در دیپلماسی شوروی نسبت به ایران رخ دهد. اردلان، وزیر امور خارجه ایران نیز بعداً به سفیر چاپین گفت (تلگرام سفارت به شماره 399، مورخ 12 سپتامبر 1956) که پگف درباره تمایل اتحاد شوروی به برقراری روابط نزدیک تر با ایران از طریق مناسبات تجاری دوجانبه، نیروگاههای برق آبی، و پروژه های آبرسانی در طول مرزهای مشترک با او گفتگو کرده است، ولی اردلان گفت که پگف هیچ چیزی درباره قریب الوقوع بودن هر گونه کمک به اقتصاد ایران نگفته است.
به رغم تمامی حلاوت ورود پگف به تهران، روزنامه کیهان در تاریخ 8 سپتامبر دومین مقاله تلخ را در ستون متعلق به سردبیر منتشر ساخت. روزنامه کیهان با مروری بر دوره سفارت سلف پگف، نوشت فعالیت دیپلمات های شوروی در ایران در گذشته اشتباه بوده و موجبات نگرانی ایرانی ها را فراهم آورده است، و اینکه استفاده از عناصر برانداز (توده) برای پیشبرد اهداف شوروی فقط به ضرر اتحاد جماهیر شوروی بوده است، و به پگف پیشنهاد کرد به منظور جلب اعتماد مردم ایران تغییر در سیاست های شوروی ضروری است.
البته باید منتظر ماند و دید که آیا سفیر جدید شوروی به این توصیه توجه خواهد کرد و معنایی عملی به لبخندهایش خواهد داد یا خیر. واکنش ایرانی ها به انتصاب آقای پگف نشان می دهد که هر چند به خود اجازه داده اند قدری امیدوارانه به این مسئله نگاه کنند، واقعاً انتظار تغییر عمده ای ندارند.
برای سفیر
فیلیپ کلاک
دبیراول سفارت
آقای ورونین، کاردار شوروی در تهران
سند شماره 248
استفاده محدود اداری
از: کی. او. کلارکبه: سفیر
موضوع: آقای ورونین، کاردار شوروی در تهران
آقای ورونین، کاردار جدید شوروی، قبلاً نیز دو بار در ایران مشغول انجام خدمت بوده است. چند سال پیش در سمت دبیر سوم در سفارت شوروی مشغول به کار شد، سپس به اتحاد شوروی رفت و بار دیگر در سمت دبیر اول به تهران بازگشت. او همچنین در اواخر
سال 1956 در سمت دستیار رئیس هیأت مرزی شوروی به ایران سفر کرد.
ورونین پیش از انتصاب به سمت کاردار در تهران، معاون بخش خاورمیانه در [وزارت امور خارجه] مسکو بود. او در این سمت، میزبان هیأت مرزی ایران در طول سفرشان به شوروی بود. ورونین فارسی بلد است.
وقتی در سمت دبیر اول سفارت در سال 1955 در تهران مشغول به کار شد، در میهمانی 8 ژوئن آقای مارامیس از دفتر نمایندگی سیاسی اندونزی، به اعضای سفارت آمریکا نزدیک شد و نهایتاً دوستی اتحاد شوروی و مردمش را با مردم آمریکا اظهار کرد. او همچنین تمایل شدید خود را به موفقیت کنفرانس ژنو ابراز داشت. در آن زمان ورونین از آقای کوجوگارو که از اعضای دفتر نمایندگی سیاسی رومانی بود خواهش کرد تا سخنانش را ترجمه کند.
مقامات وزارت امور خارجه ایران از انتصاب او در سمت کاردار شوروی در ایران چندان راضی نیستند.
نیکلای میخائیلویچ پگف
سند شماره 249
سرّی
[موضوع]: نیکلای میخائیلویچ پگف
نیکلای میخائیلویچ پگف
متولد 1905
همسر: اُلگا یاکولونا پگف
1947: دبیر اول کمیته حزب ماری تایم
1947-1952: رئیس بخش صنایع سبک، حزب همه اتحادیه ها
1950: معاون شورای شهر مسکو
1951: معاون منتخب RSFSR شورای عالی رهبری شوروی
1952: عضو کمیته مرکزی و دبیرخانه کمیته مرکزی
1953-1956: دبیر شورای عالی رهبری شوروی- خدمت کامل.
اوت 1956: سفیر شوروی در ایران
تاگاشف پیشنهاد کمک [شوروی] را در بوق و کرنا کرده است
سند شماره 250
7 ژانویه 1957- 17 دی 1335
از: واترزبه: آقای اولکسیو
موضوع: تاگاشف پیشنهاد کمک [شوروی] را در بوق و کرنا کرده است
نماینده تاس دوره افتاده است و با ملاقات خبرنگارهای دیگر، پیشنهاد کمک پگف را در بوق و کرنا می کند. چون پیشنهاد کمک فقط یک روز روزنامه ها را شگفت زده کرد، او سعی
می کند علاقه به این مطلب را بر انگیزد. او به چند تن از خبرنگاران گفته است که این پیشنهاد بسیار جدی است و به صورت کتبی به وزارت امور خارجه تسلیم شده است. روز گذشته در یک مصاحبه مطبوعاتی از وزیر امور خارجه درباره این پیشنهاد پرسیده شد. او ارایه چنین پیشنهادی را تکذیب نکرد، ولی توضیحی نیز درباره آن نداد.
اس. ان. تاگاشف
سند شماره 251
محرمانه
از: چارلز ان. راسیاسبه: آقای نلسن بریکهم
موضوع: اس. ان. تاگاشف
اطلاعات زیادی درباره این شخص نداریم. فقط به زبان فارسی با هم احوالپرسی و قدری صحبت کردیم. او با شنیدن اسم من بلافاصله فهمید که یونانی تبار هستم و وقتی به او گفتم که بیشتر مردم با شنیدن اسم من فکر می کنند که اسپانیایی یا فرانسوی تبار هستم، خشنود شد.
همسرم بعداً به من گفت که وقتی تاگاشف با او و خانم بولستر به زبانی مخلوط از انگلیسی و فارسی صحبت می کرد، نشان داده است که شخص باهوش و ذکاوتی است.
او به وضوح از مصاحبت با خانم ها لذت می برد و خیلی دوست دارد با مخاطبش مزاح کند. او تنها روسی بود که تا آخر میهمانی ماند و ظاهراً با کاردار مجارستان، زولتان سزفیلی، خیلی دوست بود.
ملاقات سفیر شوروی با مسئولین وزارت امور خارجه ایران
سند شماره 252
محرمانه4 فوریه 1957- 15 بهمن 1335
فیلیپ کلاک
یادداشت جهت بایگانی
[موضوع]: ملاقات سفیر شوروی با مسئولین وزارت امور خارجه ایران
1- روز شنبه مورخ 2 فوریه، اسماعیل مجدی، مسئول بخش اروپای شرقی در وزارت امور خارجه ایران به DCM گفت که اخیراً با پگف، سفیر شوروی در ایران، دیدار و گفتگو داشته است. او گفت پگف را به خاطر مهارت دیپلماتیکش تحسین کرده است، ولی به DCM اظهار داشت پگف «مرد خطرناکی است، او خیلی به شاه نزدیک است، و همه اش به دیدن شاه می رود».
2- او گفت در همان گفتگو پس از تحسین توانایی های دیپلماتیک پگف به روابط نزدیک ایران و شوروی اشاره کرده و گفته است که این روابط می تواند با آزاد کردن پزشکی که در کرمانشاه دستگیر شده است، بهبود یابد. ظاهراً این پزشک، که یکی از هفت فرد دستگیر شده است، در طول اشغال ایران در زمان جنگ یا به اصرار و یا توسط خود مقامات شوروی