بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 565

منبع: ردژپ نوریویچ بردیف، نماینده تجاری شوروی در مشهد که هم اینک مسئول فعالیت های اینگوستراخ در استان خراسان در ایران است.

مشهد

ج. پی. ام

(کارت فارسی - روسی که به همراه اصل فرم فرستاده شده است.)

گرانت آوانسویچ وسکانیان

سند شماره 275

محرمانه9 ژوئن 1964- 19 خرداد 1343

از: چارلز. ان. راسیاسبه: آقای نلسن بریکهم

موضوع: گرانت آوانسویچ وسکانیان

وسکانیان را برای دومین بار در منزل شما ملاقات کردم. قبلاً او را در میهمانی که به افتخار خانواده ترجلیان داده بودید، ملاقات کرده بودم.

وسکانیان ملاقات قبلی مان را به یادداشت، و پس از تعارفات معمول کارش را شروع کرد. وسکانیان از من پرسید که دقیقاً چه پُستی در سفارت دارم. من هم گفتم که دیپلمات بخش سیاسی هستم و به امور بین المللی و داخلی ایران علاقه دارم. وقتی همین سئوال را از او کردم، او سعی داشت از پاسخ طفره برود، و فقط گفت من هم در بخش سیاسی کار می کنم.

او سپس از من پرسید آیا می دانم چرا وزارت امور خارجه اسناد سال 1943 مبنی بر توافق ادعایی بریتانیا-شوروی برای تقسیم ایران را منتشر ساخته است. پس از اینکه توضیحاتم را شنید، گفت که اسناد فوق برای اتحاد جماهیر شوروی ننگ و رسوایی به حساب نمی آید و اکثر خارجی ها انتشار این اسناد را تبلیغات آمریکا بر ضد شوروی قلمداد خواهند کرد. او با ظرافت طعنه زد که آمریکا اسناد فوق را به این جهت حالا منتشر ساخته است که بریتانیا را رسوا کند، زیرا با سیاست های آن در خاورمیانه موافق نیست. ما برای مدتی درباره همین موضوع صحبت کردیم.

از من پرسید که نظرم در مورد وضعیت ایران چیست و من هم پاسخ دادم که در حال پیشرفت است. او مخالفتی با نظر من نکرد، و پرسید که درباره سیاست خارجی اتحاد جماهیر شوروی چه فکر می کنم. من هم حرف را به رویارویی ایالات متحده و اتحاد شوروی در اکتبر 1962 کشاندم. او دو نظر درباره این موضوع داشت: (1) خروشچف فقط می خواست راکت ها را در آنجا مستقر سازد تا بعداً برای برچیدن آنها از آمریکا امتیاز بگیرد و از آن بخواهد تا پایگاههای خود را که در نزدیکی مرزهای اتحاد شوروی مستقر ساخته، برچیند؛ (2) تحت هیچ شرایطی اتحاد شوروی مبادرت به پرتاب راکت ها به خاک ایالات متحده نمی کرد.

در طول گفتگوی 15 تا 20 دقیقه ایمان، وسکانیان حواسش به این بود که چه کسی به میهمانی می آید. واسیلی موشویو از سفارت رومانی به محض ورود و دیدن من، به سوی ما


صفحه 566

آمد تا احوالپرسی کند. او خیلی محترمانه با من احوالپرسی کرد، ولی فقط سری برای وسکانیان تکان داد و از ما جدا شد.

وقتی داشتیم از یکدیگر جدا می شدیم تا میهمانان دیگر را ملاقات کنیم، وسکانیان گفت که باید این بحث را ادامه دهیم. در پایان میهمانی هم وقتی که از میزبانان خداحافظی کرد دوباره برای من دست تکان داد و تکرار کرد که مایل است آن بحث را ادامه دهد.

در طول میهمانی، وسکانیان با خیلی از میهمانان گرم گرفته بود و به حالتی غیررسمی با آنها صحبت می کرد، به ویژه با چند بریتانیایی که آنها را نمی شناختم. ندیدم که با روس های دیگری که در میهمانی بودند، چندان صحبت کند. ظاهراً خیلی راحت با میهمانان گرم می گرفت، و ترجیح می داد که بیشتر با غربی ها صحبت کند.

برداشت من از وسکانیان این است که او دیپلماتی باتجربه، قابل دسترس، ولی باهوش است. او هیچ واکنش واضحی به اظهار نظرات کاملاً بی پرده من درباره فعالیت های شوروی در امور بین المللی نشان نداد.

دیپلمات های بلوک شرق

سند شماره 276

سرّی - غیر قابل رؤیت برای بیگانگان10 ژوئن 1964- 20 خرداد 1343

از: ویکتور ولفبه: آقای نلسن بریکهم

موضوع: دیپلمات های بلوک شرق

1- اس. ان. تاگاشف

کاملاً معلوم است که آقای تاگاشف نوشیدنی الکلی را خیلی دوست دارد، و در اواخر میهمانی که در منزل شما برگزار شد قدری «شل و ول» شده بود. باز هم معلوم است که از خانم ها خوشش می آید، به ویژه اگر بلوند باشند.

در خلال گفتگوهایمان درباره زبان، آقای تاگاشف گفت به شدت از چینی های کمونیست نفرت دارد. آقای تاگاشف خوب می تواند از زبان فارسی برای راه انداختن کارهایش استفاده کند. با وجود این، زبان فارسی اش پشتوانه ادبی ندارد. او اصلاً اشاره هایی را که به کار بردم، از جمله چندین اشاره بسیار معروف به شعرهای سعدی و حافظ را نفهمید.

2- آقای کاساتکین

این مقام، حرف های جالبی در مورد کنوانسیون جدید کنسولی بین اتحاد شوروی و ایالات متحده داشت.

متوجه شدم که عادت ندارد مستقیماً در چشم مخاطبش نگاه کند و دائماً به اطراف نگاه می کند. او دارای نگاهی است که دوشیزه فیتزجرالد «خیرگی مشروب کوکتل خیابان مدیسون» می نامد، چرا که همیشه از بالای شانه شما نگاه می کند ببیند چه کسی دارد وارد می شود.


صفحه 567

3- جی. ای. وسکانیان

آقای وسکانیان بدون شک انگلیسی را عالی صحبت می کند و در رفتارش با خارجیان بسیار نرم و مؤدب است. ظاهراً او در حضور خارجیان احساس ناراحتی نمی کند و از برقراری مناسبات اجتماعی کاملاً لذت می برد. او مشغله زیادی دارد زیرا همیشه در حال رفتن از این جمع به آن جمع است. خیلی یک جا بند نمی شود و هر موقع هم جایی آرام می گیرد به خودش سخت نمی گذراند. مثلاً به درختی تکیه می دهد، یا روی صندلی می نشیند، یا دستش را دور کمر مخاطبش می گذارد و به او تکیه می دهد.

او خیلی علاقمند بود بداند چرا شاه دارد به ایالات متحده می رود، و از این پاسخ که برای افتتاح یک نمایشگاه هنری به آنجا می رود خیلی راضی نبود. او به خانم تئودور الیوت گفت که از تهران نفرت دارد و لحظه شماری می کند که به شوروی برگردد.

4- زولتان سزفیلی

به آقای سزفیلی و همسرش در میهمانی خیلی خوش گذشت هر چند در اواخر میهمانی خانم سزفیلی عجله داشت که به منزل برگردد. معلوم است که از تاگاشف بدش می آید. برداشت خانم فیتزجرالد این بود که خانم سزفیلی قدری از رفتار شوهرش در میهمانی خجالت زده شده است. زولتان از آن آدم های «خوش مشرب» جامعه بلوک شرق است. آقای سزفیلی هم به خانم ها علاقه نشان می دهد- به هر نوع خانمی. وقتی فهمید که ماشین سفارت را صدا کرده ام تا دوشیزه استیس و دوشیزه فیتزجرالد را به خانه ببرد، مرا به گوشه ای کشاند و در گوشم گفت که این کار کرده ام تا دخترها فقط برای خودم باشند.

ملاقات با مقامات سفارت شوروی

سند شماره 277

محرمانه20 ژوئن 1964- 30 خرداد 1343

از بخش سیاسی: دانیل او. نیوبریبه بخش سیاسی: آقای مارتین هرتز

[موضوع]: ملاقات با مقامات سفارت شوروی

در مراسم روز ملی کویت که شب گذشته در سفارت این کشور در تهران برگزار شد با آقای افندیف ملاقات کردم که مثل یک رفیق شفیق حالم را پرسید. چند هفته پیش او را در باشگاه سفارت شوروی ملاقات کرده بودم. آن موقع، به زبان ترکی با همدیگر صحبت کرده بودیم، ولی شب گذشته چون همکار افندیف، آقای جاریکوف، نیز در کنار ما بود، به زبان فارسی صحبت کردیم (که البته من فارسی شکسته و بسته و افندیف فارسی روان). بعد از اینکه جمع ما بزرگ تر شد، افندیف نشان داد که به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط است. بخش اعظمی از صحبت های ما به شهر استانبول مربوط می شد، و آقای افندیف از من در مورد آب و هوا و کلاً وضعیت شهر سئوال کرد.


صفحه 568

از آن دو مقام شوروی پرسیدم که آیا تا به حال در کویت بوده اند، و جاریکوف خیلی محتاطانه توضیح داد که فقط چند ماه است که سفارت شوروی در کویت باز شده است.

قدری پس از آن همسرم را برای ملاقات مجدد با آقای افندیف نزد او بردم (همسرم قبلاً او را در باشگاه شوروی ملاقات کرده بود). از او پرسیدم آیا می توانیم خانم افندیف را هم ببینیم، و او همسرش را که دور یک میز در جمع چند زن دیگر، که فکر می کنم همگی همسران مقامات سفارت شوروی بودند، اشاره کرد. به جای اینکه ما را به سمت میز ببرد، رفت و همسرش را صدا کرد. خانم افندیف اگر چه قدری چاق بود، ولی خیلی زیبا به نظرمان آمد، با چهره ای اروپایی و نزدیک 5 فوت قد. او ظاهراً زبان دیگری غیر از روسی بلد نیست، ولی با توجه تمام به صحبت های ما گوش می داد و منتظر می ماند تا همسرش حرف هایمان را برایش ترجمه کند. در پاسخ سئوال ما گفت که دو دختر دارند، یکی 8 ساله و دیگری 4 ساله. آقای افندیف گفت ظاهراً با بزرگتر شدن بچه ها تربیت آنها نیز مشکل تر می شود.

همان شب، همسرم سر صحبت را با خانم اوسیپوا، که قبلاً هم در چند موقعیت دیگر با او صحبت کرده بود، باز کرد. تنها چیز قابل توجهی که از همسرم درباره خانم اوسیپووا شنیدم این بود که او تعجب کرده بود چرا هیچ یک از مقامات کویتی همسران خود را به میهمانی نیاورده اند. البته جالب است بدانید که این اولین باری بود که مقامات سفارت شوروی نیز همگی همسران خود را به میهمانی آورده بودند.

توضیح: آقای افندیف می گوید که اهل باکوست. ترکی و فارسی را خیلی روان صحبت می کند، ولی می گوید تحصیلات خود را کاملاً در روسیه گذرانده است.

ملاقات با مقامات بلوک شرق

سند شماره 278

محرمانه20 ژوئن 1964- 30 خرداد 1343

از بخش سیاسی: ویکتور ولف، Jrبه بخش سیاسی: آقای مارتین اف. هرتز

موضوع: ملاقات با مقامات بلوک شرق

شب گذشته در سفارت کویت این فرصت را پیدا کردم که با چندین تن از مقامات سفارت های بلوک شوروی در تهران ملاقات کنم.

آقای افندیف اهل باکوست و چهره ای تاتاری دارد. خانم افندیف جثه کوچک و چاقی دارد و شبیه روس هاست. او فقط روسی صحبت می کند و ظاهراً فارسی بلد نیست. فارسیِ آقای افندیف عالی است و معلوم است که با ادبیات ایران نیز آشناست. او شعر فارسی را خوب می داند و چند بیت از سعدی برایمان خواند. آقا و خانم افندیف شش ماه است که در تهران به سر می برند و برای یک «مأموریت منظم» در تهران خواهند بود. البته من نفهمیدم منظور آنها از «مأموریت منظم» چیست. آقای افندیف آدم بذله گویی است، و وقتی فهمید که من هنوز مجرد هستم گفت که من دوستان زیاد و خوبی دارم که هنوز بار ازدواج را بر دوش من نگذاشته اند. وقتی گفتگوی ما را برای


صفحه 569

زنش ترجمه کرد، او پاسخی نداد، ولی نگاهی سرزنش آمیز به من انداخت.

آقای جاریکف فارسی را خوب بلد است، و در حدود سه سال است که در ایران به سر می برد. یک هفته دیگر مأموریتش تمام می شود و به مسکو باز می گردد. او سر از پا نمی شناسد چون می گوید که از ایران نفرت دارد.

هم آقای افندیف و هم آقای جاریکف گفتند که موافقت نامه هواپیمایی غیرنظامی بین ایالات متحده و اتحاد شوروی «هم اینک عملاً در حال اجراست.» خانم «سینثیا رمزی» که کنار ما ایستاده بود از آنها پرسید آیا امکان استفاده از خط آهن سیبری برای رفتن از ولادی وستک به مسکو وجود دارد یا خیر. هر دو نفر آنها قدری یکه خوردند، ولی گفتند که این سفر هشت روز طول می کشد و افزودند که چنین سفری چندان لذت بخش نخواهد بود. بعد از آن به مزاح به آن دو نفر گفتم آیا به هنگام سفر به خاور دور، دانستن زبان چینی لازم است، و آقای جاریکف خیلی محکم گفت: «به هیچوجه».

گزارش گفتگوها

سند شماره 279

محرمانه11 اوت 1964- 20 مرداد 1343

تاریخ: 11 اوت 1964

محل: میهمانی به صرف نوشیدنی در منزل «وی. موشویو»، کاردار سفارت رومانی

طرف های گفتگو: ولادیمیر پانکراتف، دبیر اول سفارت شوروی، ایو بوله، دبیر اول سفارت فرانسه

[موضوع]: گزارش گفتگوها

1- مقدمه

الکساندر دیما، دبیر سوم سفارت رومانی، من را به آقای پانکراتف معرف کرد. پانکراتف به همراه سه روس دیگر بود، که یکی از آنها را به اختصار وابسته نظامی جدید شوروی در ایران معرفی کرد. از آنجایی که زبان انگلیسی پانکراتف ضعیف است، ما به فارسی با همدیگر صحبت کردیم و به تدریج از دیگران فاصله گرفتیم تا اینکه آقای بوله چند دقیقه بعد به ما پیوست. در حین صحبت هایمان تعارفات معمول درباره خانواده و شغل را انجام دادیم. فارسیِ پانکراتف خیلی خوب است، و او آدم رک و صریحی است.

2- شغل

پانکراتف گفت رابط سفارت با وزارت امور خارجه ایران است و بیشترِ وقتش را به تنظیم کردن یادداشت ها و مذاکرات سطح پایین با همتایان ایرانی اش می گذراند. او گفت که به روابط ایران با کشورهای دیگر چندان علاقه ای ندارد، ولی اولین سئوال جاندارش نشان داد که واقعاً اینگونه نیست. (نگاه کنید به بند 4 همین یادداشت).

3- مذاکرات موافقت نامه هوایی شوروی- ایران


صفحه 570

برای اینکه پانکراتف را محک بزنم پرسیدم مذاکرات ایران و شوروی بر سر موافقت نامه هواپیمایی غیرنظامی چگونه پیش می رود. او لبخندی زد و گفت که مذاکرات رضایت بخش است و اگر «به خاطر نفوذ و دخالت شما نبود» الان باید به نتیجه می رسید. بعد از اینکه به او گفتم ما هیچ دخالتی در این امر نداریم، از او پرسیدم واقعاً چه مشکلی مانع توافق نهایی شده است. او بدون تأمل گفت اتحاد جماهیر شوروی قبول نمی کند که اتباع خارجی به عنوان خدمه INAC پرواز کنند مگر اینکه اتباع کشوری باشند که اتحاد شوروی با آنها موافقت نامه هوایی دوجانبه داشته باشد. از نظر پانکراتف ایرانی ها بر این مسئله اصرار نخواهند کرد و هیأت سه نفره ای که از مسکو به ایران آمده است، احتمالاً ظرف چند روز آینده موافقت نامه را نهایی خواهند کرد.

(در همین موقع ایو بوله از سفارت فرانسه به جمع ما پیوست و از آنجایی که فارسی بلد نیست، و پانکراتف هم ظاهراً فرانسه بلد نیست، ما صحبت هایمان را به زبان انگلیسی ادامه دادیم.)

4- TUPAIR

پانکراتف از من پرسید نظر آمریکا در مورد توافق اخیر ترکیه، پاکستان و ایران بر سر همکاری های نزدیک تر منطقه ای، اقتصادی و فرهنگی چیست. پاسخ دادم مسلماً ما مخالفتی با این توافق نداریم و فکر می کنیم این نوع همکاری به نفع همه طرف هاست. پانکراتف اصرار داشت که این توافق نمی تواند مزایای اقتصادی واقعی برای طرفین، مخصوصاً ایران، داشته باشد، زیرا اقتصاد هر سه کشور بسیار شبیه همدیگر است و اصلاً مکمل یکدیگر نیستند. بوله نیز گفت که کلاً با نظر او موافق است، ولی همکاری نزدیک تر سه کشور در زمینه کمک های فنی می تواند برایشان مفید باشد. همچنین، زمینه هایی نیز برای گسترش مناسبات فرهنگی وجود دارد، هر چند که ظاهراً چندان ساده نخواهد بود. پانکراتف نیز با تکانِ سر، نظر بوله را تأیید کرد، و سپس گفت از نظر او انگیزه اصلی این توافق جدید سیاسی است، و گفت دوست دارد بداند که توافق جدید چه تأثیری بر سنتو خواهد گذاشت. پاسخ دادم (البته سعی می کردم پاسخم قانع کننده باشد) که از نظر من توافق جدید نباید لزوماً تأثیر مختل کننده ای بر سنتو داشته باشد و اینکه سه کشور ایران، ترکیه و پاکستان باز هم می توانند با حفظ پیمان سنتو منتفع شوند. بوله با این امر موافق بود، ولی افزود که از نظر او دلیل اصلی انعقاد پیمان جدید به وضوح سیاسی است، نه فقط بر اساس حمایت متقابل در برابر مشکلات بین المللی جاری که هر یک از این سه کشور با آنها مواجه است (مثلاً قبرس برای ترکیه، کشمیر برای پاکستان، و تهدیدهای «ناصری» برای خلیج فارس و خوزستان ایران)، بلکه همچنین نمایش استقلال از غرب و مانوری برای اعمال نفوذ بیشتر در حوزه سیاست آفریقا-آسیاست. گفتم نمی توانم با تحلیل بوله مخالفت کنم، ولی پانکراتف فقط حرف خودش را می زد. پیش از آنکه بتوانم بحث را ادامه دهم، مجبور شدم از جمع جدا شوم. بوله و پانکراتف برای مدتی به بحث ادامه دادند.


صفحه 571

اطلاعات بیوگرافی

پانکراتف گفت که ازدواج کرده و دو فرزند دارد: یک پسر 15 ساله که در شوروی درس می خواند و یک دختر 5 ساله که در تهران است. وقتی به اختلاف سن فرزندانش اشاره کردم و گفتم به او نمی آید که یک پسر 15 ساله داشته باشد، لبخندی زد و گفت: «دست خودم نبود. کار خدا بود.»

همان شب به هنگام پخش فیلم از پانکراتف پرسیدم که حال همکارش، وسکانیان، چطور است. گفت حال او خوب است و هنوز در تهران به سر می برد. قدری تعجب کرد که طوری حال وسکانیان را می پرسم که انگار خوب او را می شناسم.

به نظر می رسد پانکراتف ایران را خوب گشته باشد. گفت خیلی به سواحل دریای خزر علاقه ای ندارد و از نظر او به استثنای مسجد اصفهان، این شهر چندان هم جذاب نیست. او گفت گرمای تهران کلافه اش می کند و خدا را شکر کرد که محل اقامت تابستانی سفارت در شمیران است. از من پرسید آیا در سفارت زندگی می کنم و یا یک منزل خصوصی خارج از سفارت دارم.

بخش سیاسی

سی ان. راسیاس

ملاقات با وابسته نظامی، دریایی و هوایی جدید شوروی

سند شماره 280

محرمانه12 اوت 1964- 21 مرداد 1343

از: چارلز. راسیاس به: آقای رنسام هیگ

[موضوع]: ملاقات با وابسته نظامی، دریایی و هوایی جدید شوروی

در میهمانی شب گذشته کاردار رومانی، موشویو، به وابسته نظامی جدید شوروی، که یک سرهنگ بود، معرفی شدم، ولی نامش را متوجه نشدم.

او 5 فوت و 8 اینچ قد، 175 پوندوزن و هیکل متناسبی دارد. نزدیک 50 سال دارد، و موهایش تماماً سفید است که آن را به عقب شانه می کند. سفیدروست و چشمان روشنی (خاکستری یا آبی) دارد که هوش و ذکاوت در آنها پیداست. همیشه لبخند به لب دارد، ولی ظاهراً خیلی هم خجالتی است. چند بار که او را زیر نظر گرفتم، مثل تازه واردانی بود که انگار آشنای زیادی در اینجا ندارند.

این سرهنگ شوروی انگلیسی را خوب صحبت می کند. به من گفت که تازه وارد تهران شده است. معلوم بود خوب متوجه توضیحات ای. دیما از سفارت رومانی درباره من نشده است و از من درجه ام را پرسید و اینکه در کدام سفارت کار می کنم. وقتی به او توضیح دادم که یکی از چندین دبیر دوم های سفارت آمریکا هستم، خندید و به یک نفر تبعه چک (که نامش را نمی دانستم، نزدیک 6 فوت قد، سر طاس، با عینک که از من حال آقای نلسن بریکهم


صفحه 572

را پرسید) که کنارش ایستاده بود، گفت: «این آمریکایی ها همه جای جهان بیشترین نفرات را دارند.» پاسخ دادم البته عبارت «همه جا» برای همه کشورها صادق نیست، و او هم که منظور من را فهمیده بود، با نوعی خجالت زدگی توأم با احترام، لبخندی حواله ام کرد.

وقتی از او پرسیدم در سفارت شوروی چه پُستی دارد، گفت وابسته ارتش- نیروی دریایی- نیروی هوایی است، و سپس به مزاح گفت: «مردی با سه شغل ولی یک حقوق.»

سرهنگ فاشوکف

سند شماره 281

محرمانه24 اوت 1964- 2 شهریور 1343

از بخش سیاسی: چارلز. ان. راسیاسبه بخش سیاسی: رنسام. اس. هیگ

[موضوع]: سرهنگ فاشوکف

برای دومین بار جناب سرهنگ را در مراسم روز ملی رومانی که در تاریخ 23 اوت در سفارت این کشور برگزار شده بود، ملاقات کردم. در جریان صحبت های بسیار کوتاهی که داشتیم از جناب سرهنگ پرسیدم که موافقت نامه هوایی ایران و شوروی چه زمانی به مورد اجرا گذاشته خواهد شد. جناب سرهنگ پاسخ داد که هیچ نقشی در این مذاکرات نداشته و هیچ اطلاعی هم از اجرای آن ندارد.

دی. ای. ریجوف، دبیر سوم سفارت شوروی

سند شماره 282

محرمانه24 اوت 1964- 2 شهریور 1343

از بخش سیاسی: چارلز. ان. راسیاسبه بخش سیاسی: رنسام. اس. هید

[موضوع]: دی. ای. ریجوف، دبیر سوم سفارت شوروی

در صحبتی که مورخ 23 اوت در مراسم روز ملی در سفارت رومانی با آقای ریجوف داشتم، او گفت که قبلاً زیر دست آقای شیبورین بوده است. آقای شیبورین در زمانی که من در سفارت آمریکا در رانگون مأمور بودم، سفیر روسیه در رانگون بود. آن طور که از صحبت های جسته و گریخته آقای ریجوف برمی آمد، آقای شیبورین رئیس بخش اقتصادی وزارت امور خارجه در مسکو بوده است.

وای. کی. الکسیف، دبیر دوم سفارت شوروی

سند شماره 283

محرمانه24 اوت 1964- 2 شهریور 1343

از بخش سیاسی: رنسام. اس. هیدبه بخش سیاسی: چارلز. ان. راسیاس

[موضوع]: وای. کی. الکسیف، دبیر دوم سفارت شوروی

به گفته آقای پانکراتف از سفارت شوروی، آقای آلکسیف اخیراً از دبیر سومی سفارت به دبیر دومی ارتقا یافته است. آقای پانکراتف می گوید که آقای الکسیف بهتر فارسی صحبت