بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 588

ارسال هر گونه اطلاعات تکمیلی در مورد ورونین، به ویژه تاریخ و محل تولد او، از سوی سفارت های آمریکا در مسکو، آنکارا، تهران، یا کوناکری موجب امتنان وزارت امور خارجه خواهد بود. راسک

نمایشگاه اتحاد جماهیر شوروی

سند شماره 296

محرمانه 16 آوریل 1965- 27 فروردین 1344

گزارش گفتگومکان: منزل چارلز ان. راسیاس

حاضران در مجلس: مصطفی درخشش، مدیر نمایشگاه های بین المللی، وزارت اقتصاد؛ چارلز. ان. راسیاس

موضوع: نمایشگاه اتحاد جماهیر شوروی

روس ها درخواست کرده بودند نمایشگاهشان در طول ساعت های زیر باز باشد: 9 تا 12، و 16 تا 22. با وجود این، ساواک به درخشش گفته است به روس ها بگوید به عقیده وزارت اقتصاد 10 شب خیلی دیر وقت است. به روس ها گفته اند که ساعات صبح ایرادی ندارد، ولی ساعات باز بودن نمایشگاه در بعد از ظهر نباید از ساعت 8 شب تجاوز کند. ساواک به درخشش گفته است که زیر نظر گرفتن فعالیت روس ها و چیزهایی نظایر آن بعد از ساعت 10 شب برای ساواک مشکل است. او همچنین دستور داشت توصیه های ساواک را به عالیخانی اطلاع دهد تا اگر سفیر روسیه با او تماس گرفت تا در مورد ساعات نمایشگاه اعتراض کند به هیچوجه تمدید ساعت نمایشگاه را قبول نکند.

ساواک همچنین به درخشش گفته است به روس ها اطلاع دهد وزارت اقتصاد نمی تواند درخواست آنها برای توزیع گسترده پوسترهای تبلیغاتی شان را برای نمایشگاه قبول کند. هیچ پوستری نباید در اتوبوس ها، بر روی دیوارها، و حتی بر روی دیوارها و نرده های خارج از نمایشگاه نصب شود. تبلیغات فقط باید از طریق روزنامه ها و در داخل محوطه نمایشگاه صورت گیرد. درخشش همچنین گفت یکی دیگر از «معاونان» سروف دیروز به تهران آمده است. نام او نوسوف است. او گفت ساواک توجه زیادی به این شخص دارد زیرا تصور می کند که نوسوف یک افسر اطلاعاتی است.

تماس با نفرات بلوک کمونیست

سند شماره 297

محرمانه2 فوریه 1966- 13 بهمن 1344

مرجع: یادداشت - 18 ژانویه 1966 با همین موضوع

[موضوع]: تماس با نفرات بلوک کمونیست

گرانت ای. وسکانیان، دبیر اول سفارت شوروی، و همسرش روز جمعه 28 ژانویه ناهار را در منزل من صرف کردند. ارت و لزلی گیس از سفارت آمریکا و یک پزشک انگلیسی به نام


صفحه 589

دکتر آنتونی کمپبل که در دانشگاه ملی تدریس می کند و همسر ایرانی اش نیز در این میهمانی حضور داشتند. در آخرین ملاقاتی که روز 14 ژانویه با وسکانیان داشتم، قرار شد او هم به گروه کوچک غیر رسمی ما بپیوندد تا مقداری در ده درکه پیاده روی کنیم. ولی جمعه صبح که با او تماس گرفتم تا ساعت قرار را به او گوشزد کنم، گفت که نمی تواند به پیاده روی بیاید (زیرا همسرش قدری کسالت دارد) ولی برای صرف ناهار به خانه ما خواهند آمد.

وسکانیان مدتی با ارت گیس صحبت کرد که گزارش آن در یادداشت گیس مورخ دیروز برایتان ارسال شده است. من در واقع نتوانستم تنها با وسکانیان صحبت کنم، تا اینکه سایر میهمانان رفتند و ما مشغول بازی شطرنج شدیم. چنانکه در ملاقات های قبلی مان نیز اتفاق افتاده بود، وسکانیان به هیچوجه اجازه نداد بحث را به مسایل جدی بکشانم و موضوع صحبت را به مسایل صرفاً اجتماعی محدود کرد. تا این تاریخ، او به وضوح از صحبت درباره مسایل جدی با من خودداری کرده است، و در عین حال مشخص است که دوست دارد تماس ما ادامه پیدا کند، و بیشتر هم بشود.

دیروز، باجی، یا بهتر بگویم سرایدار خانه، گفت که وسکانیان از او پرسیده است آیا فامیلی در اتحاد شوروی دارد. او که یک ارمنی آذربایجانی است و روسی دست و پا شکسته ای صحبت می کند هیچ فامیلی در ارمنستان شوروی ندارد و همین را هم به وسکانیان گفته است.

وسکانیان یک بار دیگر از من و همسرم دعوت کرده است که روز جمعه 4 فوریه در یک رستوران (که نامش را نبرد) میهمان آنها باشیم. من هم گفتم ایده خوبی است.

پس از صحبت با هرتز، کنسول سیاسی و DCM در مورد موضوع کلی تماس های من با وسکانیان، با موافقت آنها قرار شد که به دعوت وسکانیان پاسخ مثبت دهم. با وجود این، پس از این ملاقات، اگر چندان مفیدتر از ملاقات های گذشته مان نبود، کاری می کنم که در آینده با فاصله زمانی بیشتری نسبت به گذشته همدیگر را ببینیم. در واقع می خواهم بدون اینکه تماس هایمان کاملاً قطع شود، اگر امکان داشته باشد قدری از تعداد آن بکاهم.

ملاقات با اتباع شوروی

سند شماره 298

محرمانه28 مارس 1966- 8 فروردین 1345

از: ویلیام. ام. کلاونجر، کنسول آمریکا، مشهد

به: ویلیام. ای. هلسث، مأمور هماهنگی کنسولی، سفارت آمریکا، تهران

موضوع: ملاقات با اتباع شوروی

روز شنبه مورخ 19 مارس، آقا و خانم جورج ای. تی. دانلی، معاون کنسولی و BPAO و من به دفاتر نمایندگی تجاری شوروی دعوت شدیم تا یک فیلم تهیه شده در لنینگراد را تماشا کنیم. خانم دانلی نتوانست در این جلسه شرکت کند، ولی آقا و خانم سسیل اف. اچ. مالوان، مدیر شورای بریتانیا در آنجا حضور داشتند. از طرف روس ها نیز آقا و خانم ان. ای. پاولنکو،


صفحه 590

آقا و خانم جی. کی. باباخانوف و آقای ایوان پسکوف به آنجا آمده بودند.

البته این مجلس چیزی بیشتر از نمایش یک فیلم در مورد لنینگراد بود و ظاهراً به دستور مقامات بالا ترتیب داده شده بود. پس از آنکه چند ماهی می شد که نمایندگان روس را ملاقات نکرده بودیم، از چند روز قبل ما را به این مجلس دعوت کرده بودند تا مطمئن باشند حتماً وقتمان را برای شرکت در آن آزاد می کنیم، علاوه بر اینکه دوستان روس ما ابراز ارادت بسیاری بین مردم روسیه و آمریکا می کردند. برای اولین بار بود که آقای ایوان پسکوف را ملاقات می کردم. او به عنوان «کارمند سفارت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در ایران، مشهد» معرفی شد. او گفت برای این منظور به مشهد آمده است که شعبه ای از بیمارستان شوروی را در مشهد تأسیس کند. او متأهل است و همسر و یکی از فرزندانش در تهران به سر می برند. یکی از فرزندانش نیز در مسکو تحصیل می کند. او گفت که مدتی است در مشهد به سر می برد و احتمالاً برای مدتی دیگر در این شهر خواهد ماند. او گفت همسرش به دلیل نبود مدرسه خوب در مشهد همراه او نیامده است. متوجه شدم که نام او در فهرست دیپلمات های تهران گنجانده نشده است.

آقای دانلی و من اطلاعات شخصی زیر را در مورد آقا و خانم باباخانوف و آقا و خانم پاولنکو به دست آوردیم. خانم باباخانوف یک پزشک است. او و شوهرش قرار بود به مدت دو ماه به مرخصی در روسیه بروند. خانم پاولنکو نیز مهندس تأسیسات تهویه مطبوع است. چنانکه قبلاً هم گزارش شده بود، آقای پاولنکو یک ایران شناس است که در مؤسسه شرق شناسی دانشگاه لنینگراد تحصیل کرده است. او در حال حاضردر مورد جامی، شاعر عرفانی ایران، تحقیق می کند.

من در ضیافت شامی که روز 25 مارس به افتخار سفیر برای اعضای جامعه خارجیان دادم، آقا و خانم پاولنکو و آقای پسکوف را نیز دعوت کردم. در این موقعیت، سفیر با آقای پاولنکو درباره لزوم جلوگیری از مانع شدن مسایل کوچکی چون ویتنام از بهبود روابط بین ایالات متحده و روسیه صحبت کردند. سفیر مایر همچنین بر تمایل آمریکا برای مذاکره بر سر ویتنام تأکید کرد. سفیر همچنین گفت که کاملاً سفیر زایتزوف را می شناسند. آقای پاولنکو در این مجلس نشان داد که کاملاً نسبت به آقای پسکوف ارشدیت دارد و خیلی متفکرانه مسایلی درباره سیاست روسیه در آسیای مرکزی مطرح ساخت.

تماس با اتباع شوروی

سند شماره 299

محرمانه9 آوریل 1966- 20 فروردین 1345

سفارت آمریکا، تهران، ایران

کنسول آمریکا، مشهد، ایران

[موضوع]: تماس با اتباع شوروی

در روز 4 آوریل، گزارشگر از آقای ان. ای. پاولنکو دعوت کرد که پس از افتتاح کلینیک جدیدِ


صفحه 591

دانشگاه مشهد توسط اعلیحضرت شاهنشاه ایران، برای صرف یک نوشیدنی به خانه اش بیاید.

آقای پاولنکو این دعوت را پذیرفت، ولی گفت ترجیح می دهد با همسرش به منزل گزارشگر بیاید و به همین دلیل نیم ساعت پس از پایان مراسم به منزل او خواهد آمد.

او و همسرش نیم ساعت پس از پایان مراسم به منزل گزارشگر آمدند. آقای کلیونجر، کنسول آمریکا، آقا و خانم پاولنکو، و گزارشگر و همسرش این جمع را تشکیل می دادند.

آقای پاولنکو یک بُکس سیگار روسی به رسم هدیه با خود آورده بود و در پایان میهمانی گزارشگر به او یک کنسرو سوپ ماهی لوئیزیانا هدیه داد.

در طول صحبت های گرمی که بین پاولنکو و گزارشگر صورت گرفت، نکات زیر مشخص شد:

1- آقای پاولنکو یک لاتین دان است. با وجود این، او زبان لاتینی را فراموش کرده است. او خودش می گوید که «برای قبولی در امتحان» درس خوانده و بعد از آن همه چیز را فراموش کرده است. او می گوید زبان آلمانی و انگلیسی را هم همینطور یاد گرفته است.

2- آقای پاولنکو هنرهای آبستره یا امپرسیونیستی را دوست ندارد. با وجود این، هم آثار دیگو ریویرا را دوست دارد و هم آثار پیکاسو را. او همچنین نقاشی آبستره ای را که گزارشگر به سبک جکسون پالاک کشیده بود، ستایش کرد و گفت خوبی این نقاشی این است که او می تواند لنین را در آن نقاشی ببیند و گزارشگر احتمالاً جورج واشنگتن را. در اثنای همین صحبت ها بود که گفت جورج واشنگتن را ستایش می کند.

3- آقای پاولنکو آدم فرانسه دوستی است. البته شاید این فرانسه دوستی او نوعی احترام به نظرات من بود که از قبل با آن آشنا بود. با وجود این، او گفت هرگز فکر نمی کند تحت هیچ شرایطی فرانسه و روسیه رو در روی یکدیگر قرار گیرند. و اینکه اصلاً دوست ندارد ویرانه های پاریس را ببیند. آقای پاولنکو گفت تنها عمل انسانی نازی ها این بود که پاریس را با خاک یکسان نکردند.

4- آقای پاولنکو خیلی دوست دارد چیزهای بیشتری درباره ایالات متحده بداند. او گفت فقط از روی معدود کتاب هایی که درباره ایالات متحده خوانده است آن را می شناسد و خیلی علاقه دارد به ایالات متحده سفر کند و یا مطالب بیشتری درباره آن بخواند.

5- آقای پاولنکو دوست دارد زبان انگلیسی را بهتر بداند. او پرسید آیا می تواند در انجمن ایران و آمریکا زبان بخواند. گزارشگر که مدیر انجمن ایران و آمریکاست داوطلبانه گفت آقای پاولنکو می تواند به او روسی درس بدهد و او به آقای پاولنکو انگلیسی.

6- آقای پاولنکو گفت که عضو حزب کمونیست نیست.

7- کنسول و آقای پاولنکو در مورد مواضع دو کشور درباره ویتنام صحبت کردند. در طول این صحبت ها کنسول بر تمایل آمریکا برای مذاکره تأکید کرد. وقتی کنسول جمع را ترک کرد، آقای پاولنکو به گزارشگر گفت خوب است که با هم صحبت می کنیم، ولی «نه درباره ویتنام،


صفحه 592

چون ایشان (کنسول)، جانسن نیستند و من هم برژنف نیستم، پس بهتر است درباره مسایلی صحبت کنیم که می توانیم حلش کنیم.»

8- آقای پاولنکو لنینگراد را به مسکو ترجیح می دهد. او گفت خیلی به موزه آرمیتاژ در لنینگراد علاقه دارد و همچنین اظهار داشت هم لنینگراد و هم مسکو حومه ای به نام «اسپوتنیک» دارند.

9- خانم پاولنکو دو مدرک تحصیلی دارد، یکی در مهندسی مکانیک گرایش سردسازی و یکی هم در زبان روسی. او هر دو مدرکش را از دانشگاه لنینگراد گرفته است.

10- فرزندان خانواده پاولنکو نزد مادر خانم پاولنکو در عشق آباد زندگی می کنند. خانم پاولنکو سه ماه تابستان، یعنی ژوئن، ژوییه و اوت را به خانه برمی گردد. او و فرزندانش و مادرش همدیگر را در لنینگراد ملاقات می کنند. بچه ها تقریباً 8 و 12 ساله هستند. آنها در سال های 1960 تا 1961 در مشهد بودند، ولی از مشهد خوششان نیامد.

11- خانم پاولنکو خیلی فارسی نمی داند. مکالمه انگلیسی هم بلد نیست، ولی اگر سئوالی را روی کاغذ برایش بنویسید، آن را می فهمد. گاهی اوقات به جای اینکه شفاهاً جواب شما را بدهد، آن را روی کاغذ می نویسد. نقاشی اش خوب است. دستور تهیه سوپ بورشت را به همسر گزارشگر داد.

12- خانم پاولنکو مجله ی «وگ» را خیلی دوست دارد و از بازار هارپر هم خوشش می آید.

13- خانم پاولنکو فقط نوشیدنی اسکاچ و سودایش را مزمزه کرد.

14- خانم پاولنکو قبلاً پای چپش را جراحی کرده و قسمتی از استخوان آن را برداشته است. به همین دلیل، نمی تواند مدت زیادی بایستد و یا کفش های پاشنه بلند پایش کند.

15- پدر خانم پاولنکو در یک کارخانه ریخته گری در لنینگراد کار می کند.

16- خانم پاولنکو پرسید که آیا فقط گزارشگر و همسرش در آن خانه زندگی می کنند. ظاهراً از اینکه دو نفر چنین خانه ی بزرگی (که البته مسلماً چندان مجلل نیست) دارند، تعجب کرده بود.

اخراج سه دیپلمات اتحاد شوروی از ایران

سند شماره 300

گزارش اطلاعات میدانی

سرّی 12 آوریل 1966- 23 فروردین 1345

منبع: یک سرویس رسمی ایران

موضوع: اخراج سه دیپلمات اتحاد شوروی از ایران

1- در تاریخ 9 آوریل 1966، سازمان اطلاعات و امنیت کشور ایران (ساواک) فکرت اسفندیار اوغلی افندیف، وابسته کنسولگری شوروی در تهران را در حال انجام ملاقاتی پنهانی با یک جاسوس ایرانی که کارمند دولت بود، دستگیر کرد. ساواک افندیف را به وزارت امور خارجه برد و مأموران در آنجا او را به زور تفتیش کردند، و در جیب های او 15000 ریال پول


صفحه 593

و سه گذرنامه شوروی یافتند که برای فرد جاسوس و اعضای خانواده اش صادر شده بود. وزارت امور خارجه ایران، پاول پترویچ زوتف، کاردار شوروی در تهران را به وزارتخانه فراخوانده و اعلام کرده است که استوارنامه افندیف باطل شده و او باید ایران را ترک کند. وزارت امور خارجه ایران همچنین قصد دارد با ارسال یک یادداشت به سفارت شوروی از آنها بخواهد که ویکتور نیکولایویچ اسپولنیکف، دبیر اول سفارت، و اسماعیل مرتضی اوغلی علی یف، دبیر سوم سفارت، به دلیل دخالت قبلی شان در همین پرونده از ایران خارج شوند. افندیف در روز 12 آوریل تقاضای خود را برای صدور مجوز خروج تسلیم کرده است.

- نظرات گزارشگر: افندیف، اسپولنیکف و علی یف همگی از افسران ک.گ.ب هستند. زوتف نیز یک مأمور اداره مرکزی اطلاعات وزارت دفاع است.

2- ساواک از سال 1962 که ابتدا اسپولنیکف با این جاسوس ملاقات و روی او کار کرد به دقت این مورد را زیر نظر دارد. در سال 1964 تماس با این جاسوس به علی یف واگذار شد، و پس از آن در اواسط سال 1965 که جاسوس فوق رسماً جهت تهیه اطلاعات امنیتی، به ویژه در مورد ساواک، به استخدام شوروی درآمد، افندیف مسئولیت او را بر عهده گرفت. جاسوس فوق به دستور ساواک اطلاعات کاملاً کنترل شده ای در اختیار شوروی قرار می داد تا آنکه مقامات ایرانی، با موافقت شاه، تصمیم به خاتمه این مورد گرفتند و چنانکه در بالا ذکر شد، افندیف را دستگیر کردند. مبلغ 15000 ریالی که افندیف به همراه داشت قرار بود به جاسوس ایرانی پرداخت شود. گذرنامه ها نیز به درخواست فرد جاسوس صادر شده بود تا در صورت افشای فعالیتش توسط ساواک، امکان محافظت از او وجود داشته باشد.

3- وزارت امور خارجه ایران به احمد میرفندرسکی، سفیر خود در مسکو، دستور داده است تا با ارسال یک یادداشت رسمی به وزارت امور خارجه شوروی در همین ارتباط مراتب اعتراض دولت ایران را به دولت شوروی اعلام دارد.

4- نظر گزارشگر: هنوز معلوم نیست که آیا اخراج سه دیپلمات اتحاد شوروی از ایران علنی شود. نعمت الله نصیری، رئیس ساواک، موافق علنی کردن موضوع است و احتمالاً در ملاقات روز 14 آوریل خود با شاه این مسئله را توصیه خواهد کرد.

5- [بقیه سند ناخواناست]

نگرانی رسمی ایران از شایعه پراکنی روس ها در این کشور

سند شماره 301

گزارش اطلاعات میدانی

سرّی 16 آوریل 1966- 27 فروردین 1345

منبع: یک سرویس رسمی ایران

موضوع: نگرانی رسمی ایران از شایعه پراکنی روس ها در این کشور

1- مقامات عالی رتبه سازمان اطلاعات و امنیت کشور ایران (ساواک) از شایعه پراکنی ها و


صفحه 594

تبلیغات بی پایه و اساس مقامات شوروی در بین سطوح مختلف جامعه در تهران نگران هستند. آنها احساس می کنند که این اقدام یک فعالیت هماهنگ از سوی روس ها برای اشاعه بدبینی و افکندن تفرقه در اذهان مردم ایران است که با هدف مختل کردن روابط ایران و غرب صورت می گیرد.

2- دو تن از فعال ترین مقامات شوروی در این ارتباط فدور الکسیویچ ساولچنکوف، کنسول سفارت، و ویکتور یاکولویچ اسیپوف، دبیر دوم سفارت، هستند. محور فعالیت های آنها دو موضوع است:

الف- پیمان سنتو امروز دیگر بی فایده است و ایران باید از آن خارج شود. آنها به این امر اشاره می کنند که در جریان جنگ هند و پاکستان سنتو هیچ کمکی به پاکستان نکرد.

ب- اختلاف زیادی بین شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیوم نفتی وجود دارد، و کنسرسیوم بر خلاف خواست ایران برای افزایش تولید نفت، آن را افزایش نخواهد داد. قرارداد ایران با کنسرسیوم هم فایده ای ندارد، زیرا این قرارداد فقط به نفع کنسرسیوم و شرکت های نفتی غربی است.

3- نظر گزارشگر: ساولچنکوف یک افسر اطلاعاتی شوروی است و گمان می رود که اوسپوف نیز افسر ک.گ.ب. باشد.

فهرست اعلام


صفحه 595

فهرست اعلام

آ. ا

آتن/ 8, 122, 169

آروتیونویچ کرستجیان، واگان/ 519, 522

آریانپور، هوشنگ (دریادار)/ 342

آژانس انرژی بین المللی/ 148

آسوشیتدپرس (خبرگزاری)/ 579

آفریقا/ 40

آفریقای جنوبی/ 156

آل عصفور، شیخ علی/ 32, 36

آلاسکا/ 130

آلبانی/ 139

آلمان شرقی (جمهوری دمکراتیک آلمان)/ 142, 151, 532

آلمان غربی/ 41, 71, 72, 73, 129, 132, 165, 223, 225, 238, 247, 325, 467

آلمان/ 193, 270, 349, 377, 576

آمریکا/ صفحات متعدد

آموزگار، جمشید/ 119, 120

آناتولی، آی. لاورنتیف/ 514, 533

آندرسون، رابرت/ 23

آنکارا/ 8 , 587, 588

آنگولا/ 190

آنیسموف/ 555, 560, 578

آیزنهاور، دوایت/ 521

الئیچف/ 557, 563, 564

اباضی/ 47

ابوظبی/ 3, 7, 8, 11, 17, 30, 37, 46, 55, 58, 61, 63, 65, 79, 91, 99, 102, 103, 104, 109, 112, 113, 115, 116, 117, 118, 120, 121, 124, 126, 127, 128, 129, 130, 131, 132, 133, 135, 136, 139, 140, 141, 142, 144, 146, 147, 149, 157, 158, 159, 160, 161, 162, 168, 169, 173, 177, 181, 183, 196, 199, 203, 207, 211, 221, 222, 223, 224, 228, 230, 238, 239, 240, 241, 243, 244, 249, 252, 255, 261, 264, 269, 272

اتاوا/ 146, 157, 168

اتحاد جماهیر شوروی  شوروی

اتریش/ 527

اتیوپی/ 5, 15, 52, 190

اجلاس آنکتاد/ 132

اجلاس ابوظبی/ 130