آقا و خانم جی. کی. باباخانوف و آقای ایوان پسکوف به آنجا آمده بودند.
البته این مجلس چیزی بیشتر از نمایش یک فیلم در مورد لنینگراد بود و ظاهراً به دستور مقامات بالا ترتیب داده شده بود. پس از آنکه چند ماهی می شد که نمایندگان روس را ملاقات نکرده بودیم، از چند روز قبل ما را به این مجلس دعوت کرده بودند تا مطمئن باشند حتماً وقتمان را برای شرکت در آن آزاد می کنیم، علاوه بر اینکه دوستان روس ما ابراز ارادت بسیاری بین مردم روسیه و آمریکا می کردند. برای اولین بار بود که آقای ایوان پسکوف را ملاقات می کردم. او به عنوان «کارمند سفارت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در ایران، مشهد» معرفی شد. او گفت برای این منظور به مشهد آمده است که شعبه ای از بیمارستان شوروی را در مشهد تأسیس کند. او متأهل است و همسر و یکی از فرزندانش در تهران به سر می برند. یکی از فرزندانش نیز در مسکو تحصیل می کند. او گفت که مدتی است در مشهد به سر می برد و احتمالاً برای مدتی دیگر در این شهر خواهد ماند. او گفت همسرش به دلیل نبود مدرسه خوب در مشهد همراه او نیامده است. متوجه شدم که نام او در فهرست دیپلمات های تهران گنجانده نشده است.
آقای دانلی و من اطلاعات شخصی زیر را در مورد آقا و خانم باباخانوف و آقا و خانم پاولنکو به دست آوردیم. خانم باباخانوف یک پزشک است. او و شوهرش قرار بود به مدت دو ماه به مرخصی در روسیه بروند. خانم پاولنکو نیز مهندس تأسیسات تهویه مطبوع است. چنانکه قبلاً هم گزارش شده بود، آقای پاولنکو یک ایران شناس است که در مؤسسه شرق شناسی دانشگاه لنینگراد تحصیل کرده است. او در حال حاضردر مورد جامی، شاعر عرفانی ایران، تحقیق می کند.
من در ضیافت شامی که روز 25 مارس به افتخار سفیر برای اعضای جامعه خارجیان دادم، آقا و خانم پاولنکو و آقای پسکوف را نیز دعوت کردم. در این موقعیت، سفیر با آقای پاولنکو درباره لزوم جلوگیری از مانع شدن مسایل کوچکی چون ویتنام از بهبود روابط بین ایالات متحده و روسیه صحبت کردند. سفیر مایر همچنین بر تمایل آمریکا برای مذاکره بر سر ویتنام تأکید کرد. سفیر همچنین گفت که کاملاً سفیر زایتزوف را می شناسند. آقای پاولنکو در این مجلس نشان داد که کاملاً نسبت به آقای پسکوف ارشدیت دارد و خیلی متفکرانه مسایلی درباره سیاست روسیه در آسیای مرکزی مطرح ساخت.
تماس با اتباع شوروی
سند شماره 299
محرمانه9 آوریل 1966- 20 فروردین 1345
سفارت آمریکا، تهران، ایران
کنسول آمریکا، مشهد، ایران
[موضوع]: تماس با اتباع شوروی
در روز 4 آوریل، گزارشگر از آقای ان. ای. پاولنکو دعوت کرد که پس از افتتاح کلینیک جدیدِ
دانشگاه مشهد توسط اعلیحضرت شاهنشاه ایران، برای صرف یک نوشیدنی به خانه اش بیاید.
آقای پاولنکو این دعوت را پذیرفت، ولی گفت ترجیح می دهد با همسرش به منزل گزارشگر بیاید و به همین دلیل نیم ساعت پس از پایان مراسم به منزل او خواهد آمد.
او و همسرش نیم ساعت پس از پایان مراسم به منزل گزارشگر آمدند. آقای کلیونجر، کنسول آمریکا، آقا و خانم پاولنکو، و گزارشگر و همسرش این جمع را تشکیل می دادند.
آقای پاولنکو یک بُکس سیگار روسی به رسم هدیه با خود آورده بود و در پایان میهمانی گزارشگر به او یک کنسرو سوپ ماهی لوئیزیانا هدیه داد.
در طول صحبت های گرمی که بین پاولنکو و گزارشگر صورت گرفت، نکات زیر مشخص شد:
1- آقای پاولنکو یک لاتین دان است. با وجود این، او زبان لاتینی را فراموش کرده است. او خودش می گوید که «برای قبولی در امتحان» درس خوانده و بعد از آن همه چیز را فراموش کرده است. او می گوید زبان آلمانی و انگلیسی را هم همینطور یاد گرفته است.
2- آقای پاولنکو هنرهای آبستره یا امپرسیونیستی را دوست ندارد. با وجود این، هم آثار دیگو ریویرا را دوست دارد و هم آثار پیکاسو را. او همچنین نقاشی آبستره ای را که گزارشگر به سبک جکسون پالاک کشیده بود، ستایش کرد و گفت خوبی این نقاشی این است که او می تواند لنین را در آن نقاشی ببیند و گزارشگر احتمالاً جورج واشنگتن را. در اثنای همین صحبت ها بود که گفت جورج واشنگتن را ستایش می کند.
3- آقای پاولنکو آدم فرانسه دوستی است. البته شاید این فرانسه دوستی او نوعی احترام به نظرات من بود که از قبل با آن آشنا بود. با وجود این، او گفت هرگز فکر نمی کند تحت هیچ شرایطی فرانسه و روسیه رو در روی یکدیگر قرار گیرند. و اینکه اصلاً دوست ندارد ویرانه های پاریس را ببیند. آقای پاولنکو گفت تنها عمل انسانی نازی ها این بود که پاریس را با خاک یکسان نکردند.
4- آقای پاولنکو خیلی دوست دارد چیزهای بیشتری درباره ایالات متحده بداند. او گفت فقط از روی معدود کتاب هایی که درباره ایالات متحده خوانده است آن را می شناسد و خیلی علاقه دارد به ایالات متحده سفر کند و یا مطالب بیشتری درباره آن بخواند.
5- آقای پاولنکو دوست دارد زبان انگلیسی را بهتر بداند. او پرسید آیا می تواند در انجمن ایران و آمریکا زبان بخواند. گزارشگر که مدیر انجمن ایران و آمریکاست داوطلبانه گفت آقای پاولنکو می تواند به او روسی درس بدهد و او به آقای پاولنکو انگلیسی.
6- آقای پاولنکو گفت که عضو حزب کمونیست نیست.
7- کنسول و آقای پاولنکو در مورد مواضع دو کشور درباره ویتنام صحبت کردند. در طول این صحبت ها کنسول بر تمایل آمریکا برای مذاکره تأکید کرد. وقتی کنسول جمع را ترک کرد، آقای پاولنکو به گزارشگر گفت خوب است که با هم صحبت می کنیم، ولی «نه درباره ویتنام،
چون ایشان (کنسول)، جانسن نیستند و من هم برژنف نیستم، پس بهتر است درباره مسایلی صحبت کنیم که می توانیم حلش کنیم.»
8- آقای پاولنکو لنینگراد را به مسکو ترجیح می دهد. او گفت خیلی به موزه آرمیتاژ در لنینگراد علاقه دارد و همچنین اظهار داشت هم لنینگراد و هم مسکو حومه ای به نام «اسپوتنیک» دارند.
9- خانم پاولنکو دو مدرک تحصیلی دارد، یکی در مهندسی مکانیک گرایش سردسازی و یکی هم در زبان روسی. او هر دو مدرکش را از دانشگاه لنینگراد گرفته است.
10- فرزندان خانواده پاولنکو نزد مادر خانم پاولنکو در عشق آباد زندگی می کنند. خانم پاولنکو سه ماه تابستان، یعنی ژوئن، ژوییه و اوت را به خانه برمی گردد. او و فرزندانش و مادرش همدیگر را در لنینگراد ملاقات می کنند. بچه ها تقریباً 8 و 12 ساله هستند. آنها در سال های 1960 تا 1961 در مشهد بودند، ولی از مشهد خوششان نیامد.
11- خانم پاولنکو خیلی فارسی نمی داند. مکالمه انگلیسی هم بلد نیست، ولی اگر سئوالی را روی کاغذ برایش بنویسید، آن را می فهمد. گاهی اوقات به جای اینکه شفاهاً جواب شما را بدهد، آن را روی کاغذ می نویسد. نقاشی اش خوب است. دستور تهیه سوپ بورشت را به همسر گزارشگر داد.
12- خانم پاولنکو مجله ی «وگ» را خیلی دوست دارد و از بازار هارپر هم خوشش می آید.
13- خانم پاولنکو فقط نوشیدنی اسکاچ و سودایش را مزمزه کرد.
14- خانم پاولنکو قبلاً پای چپش را جراحی کرده و قسمتی از استخوان آن را برداشته است. به همین دلیل، نمی تواند مدت زیادی بایستد و یا کفش های پاشنه بلند پایش کند.
15- پدر خانم پاولنکو در یک کارخانه ریخته گری در لنینگراد کار می کند.
16- خانم پاولنکو پرسید که آیا فقط گزارشگر و همسرش در آن خانه زندگی می کنند. ظاهراً از اینکه دو نفر چنین خانه ی بزرگی (که البته مسلماً چندان مجلل نیست) دارند، تعجب کرده بود.
اخراج سه دیپلمات اتحاد شوروی از ایران
سند شماره 300
گزارش اطلاعات میدانی
سرّی 12 آوریل 1966- 23 فروردین 1345
منبع: یک سرویس رسمی ایران
موضوع: اخراج سه دیپلمات اتحاد شوروی از ایران
1- در تاریخ 9 آوریل 1966، سازمان اطلاعات و امنیت کشور ایران (ساواک) فکرت اسفندیار اوغلی افندیف، وابسته کنسولگری شوروی در تهران را در حال انجام ملاقاتی پنهانی با یک جاسوس ایرانی که کارمند دولت بود، دستگیر کرد. ساواک افندیف را به وزارت امور خارجه برد و مأموران در آنجا او را به زور تفتیش کردند، و در جیب های او 15000 ریال پول
و سه گذرنامه شوروی یافتند که برای فرد جاسوس و اعضای خانواده اش صادر شده بود. وزارت امور خارجه ایران، پاول پترویچ زوتف، کاردار شوروی در تهران را به وزارتخانه فراخوانده و اعلام کرده است که استوارنامه افندیف باطل شده و او باید ایران را ترک کند. وزارت امور خارجه ایران همچنین قصد دارد با ارسال یک یادداشت به سفارت شوروی از آنها بخواهد که ویکتور نیکولایویچ اسپولنیکف، دبیر اول سفارت، و اسماعیل مرتضی اوغلی علی یف، دبیر سوم سفارت، به دلیل دخالت قبلی شان در همین پرونده از ایران خارج شوند. افندیف در روز 12 آوریل تقاضای خود را برای صدور مجوز خروج تسلیم کرده است.
- نظرات گزارشگر: افندیف، اسپولنیکف و علی یف همگی از افسران ک.گ.ب هستند. زوتف نیز یک مأمور اداره مرکزی اطلاعات وزارت دفاع است.
2- ساواک از سال 1962 که ابتدا اسپولنیکف با این جاسوس ملاقات و روی او کار کرد به دقت این مورد را زیر نظر دارد. در سال 1964 تماس با این جاسوس به علی یف واگذار شد، و پس از آن در اواسط سال 1965 که جاسوس فوق رسماً جهت تهیه اطلاعات امنیتی، به ویژه در مورد ساواک، به استخدام شوروی درآمد، افندیف مسئولیت او را بر عهده گرفت. جاسوس فوق به دستور ساواک اطلاعات کاملاً کنترل شده ای در اختیار شوروی قرار می داد تا آنکه مقامات ایرانی، با موافقت شاه، تصمیم به خاتمه این مورد گرفتند و چنانکه در بالا ذکر شد، افندیف را دستگیر کردند. مبلغ 15000 ریالی که افندیف به همراه داشت قرار بود به جاسوس ایرانی پرداخت شود. گذرنامه ها نیز به درخواست فرد جاسوس صادر شده بود تا در صورت افشای فعالیتش توسط ساواک، امکان محافظت از او وجود داشته باشد.
3- وزارت امور خارجه ایران به احمد میرفندرسکی، سفیر خود در مسکو، دستور داده است تا با ارسال یک یادداشت رسمی به وزارت امور خارجه شوروی در همین ارتباط مراتب اعتراض دولت ایران را به دولت شوروی اعلام دارد.
4- نظر گزارشگر: هنوز معلوم نیست که آیا اخراج سه دیپلمات اتحاد شوروی از ایران علنی شود. نعمت الله نصیری، رئیس ساواک، موافق علنی کردن موضوع است و احتمالاً در ملاقات روز 14 آوریل خود با شاه این مسئله را توصیه خواهد کرد.
5- [بقیه سند ناخواناست]
نگرانی رسمی ایران از شایعه پراکنی روس ها در این کشور
سند شماره 301
گزارش اطلاعات میدانی
سرّی 16 آوریل 1966- 27 فروردین 1345
منبع: یک سرویس رسمی ایران
موضوع: نگرانی رسمی ایران از شایعه پراکنی روس ها در این کشور
1- مقامات عالی رتبه سازمان اطلاعات و امنیت کشور ایران (ساواک) از شایعه پراکنی ها و
تبلیغات بی پایه و اساس مقامات شوروی در بین سطوح مختلف جامعه در تهران نگران هستند. آنها احساس می کنند که این اقدام یک فعالیت هماهنگ از سوی روس ها برای اشاعه بدبینی و افکندن تفرقه در اذهان مردم ایران است که با هدف مختل کردن روابط ایران و غرب صورت می گیرد.
2- دو تن از فعال ترین مقامات شوروی در این ارتباط فدور الکسیویچ ساولچنکوف، کنسول سفارت، و ویکتور یاکولویچ اسیپوف، دبیر دوم سفارت، هستند. محور فعالیت های آنها دو موضوع است:
الف- پیمان سنتو امروز دیگر بی فایده است و ایران باید از آن خارج شود. آنها به این امر اشاره می کنند که در جریان جنگ هند و پاکستان سنتو هیچ کمکی به پاکستان نکرد.
ب- اختلاف زیادی بین شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیوم نفتی وجود دارد، و کنسرسیوم بر خلاف خواست ایران برای افزایش تولید نفت، آن را افزایش نخواهد داد. قرارداد ایران با کنسرسیوم هم فایده ای ندارد، زیرا این قرارداد فقط به نفع کنسرسیوم و شرکت های نفتی غربی است.
3- نظر گزارشگر: ساولچنکوف یک افسر اطلاعاتی شوروی است و گمان می رود که اوسپوف نیز افسر ک.گ.ب. باشد.
فهرست اعلام
فهرست اعلام
آ. ا
آتن/ 8, 122, 169
آروتیونویچ کرستجیان، واگان/ 519, 522
آریانپور، هوشنگ (دریادار)/ 342
آژانس انرژی بین المللی/ 148
آسوشیتدپرس (خبرگزاری)/ 579
آفریقا/ 40
آفریقای جنوبی/ 156
آل عصفور، شیخ علی/ 32, 36
آلاسکا/ 130
آلبانی/ 139
آلمان شرقی (جمهوری دمکراتیک آلمان)/ 142, 151, 532
آلمان غربی/ 41, 71, 72, 73, 129, 132, 165, 223, 225, 238, 247, 325, 467
آلمان/ 193, 270, 349, 377, 576
آمریکا/ صفحات متعدد
آموزگار، جمشید/ 119, 120
آناتولی، آی. لاورنتیف/ 514, 533
آندرسون، رابرت/ 23
آنکارا/ 8 , 587, 588
آنگولا/ 190
آنیسموف/ 555, 560, 578
آیزنهاور، دوایت/ 521
الئیچف/ 557, 563, 564
اباضی/ 47
ابوظبی/ 3, 7, 8, 11, 17, 30, 37, 46, 55, 58, 61, 63, 65, 79, 91, 99, 102, 103, 104, 109, 112, 113, 115, 116, 117, 118, 120, 121, 124, 126, 127, 128, 129, 130, 131, 132, 133, 135, 136, 139, 140, 141, 142, 144, 146, 147, 149, 157, 158, 159, 160, 161, 162, 168, 169, 173, 177, 181, 183, 196, 199, 203, 207, 211, 221, 222, 223, 224, 228, 230, 238, 239, 240, 241, 243, 244, 249, 252, 255, 261, 264, 269, 272
اتاوا/ 146, 157, 168
اتحاد جماهیر شوروی شوروی
اتریش/ 527
اتیوپی/ 5, 15, 52, 190
اجلاس آنکتاد/ 132
اجلاس ابوظبی/ 130
اجلاس بغداد/ 131
اجلاس خبرگان سازمان ناتو در خاورمیانه/ 223
اجلاس طائف/ 59, 62, 66, 67, 68, 73
اجلاسیه بغداد/ 27, 28
اچ. ئی. ژاک پری/ 527, 528
احمد بن سیف آل ثانی/ 57, 72
احمد خلیفه السویدی/ 127
احمد عبدالنبی مکی/ 267, 268, 269
اخبار الخلیج (روزنامه)/ 36
اردلان (دریاسالار)/ 356, 359, 362
اردلان، علیقلی (دکتر)/ 535
اردن/ 4, 68, 208, 209, 253, 281, 282
ارسنجانی، حسن (دکتر)/ 579, 580
ارکستر سمفونی پیتزبورگ/ 573, 576, 577
ارکستر سمفونی تهران/ 577
ارمنستان/ 551, 589
اریک اف. فون ماربود/ 341
ازهاری، غلامرضا (ارتشبد)/ 196
اسپانیا/ 325
اسپولنیکف، ویکتور نیکولایویچ/ 546, 549, 550, 556, 593
اسپیلمن، فرانک/ 128
استاپی، نورمان/ 97, 98, 99, 100, 101, 102
استالین (خیابان)/ 527
استالین/ 525, 526, 528, 529, 532
استانبول/ 567
استانتون (عضو کنگره آمریکا)/ 135, 137
استرالیا/ 551
استرنر، 102
استل، چارلز/ 542
استوکلن (سرهنگ دوم)/ 469, 471
استول (سرهنگ دوم)/ 353, 354
استیونسن/ 524
اسرائیل / 15, 16, 18, 26, 27, 28, 41, 51, 52, 53, 64, 133, 137, 140, 148, 150, 152, 153, 162, 163, 164, 165, 166, 167, 176, 178, 187, 194, 197, 211, 213, 242, 249, 253, 272, 325, 580
اسکات (سرلشگر)/ 478
اسکیرنف، ویکتور ام/ 544
اسکات، (سرهنگ)/ 479, 485, 495, 496, 497, 500, 501, 502, 503
اسکات، رابرت/ 550
اسکاتلند/ 267
اسلام آباد/ 30, 37, 149, 210, 219, 220, 244, 246, 282
اسلو/ 157, 168
اسماعیل، عبدالله/ 146, 148, 157, 158, 159, 160, 168, 169
اسمیت/ 190, 191, 233
اسمیروکف، ولادیمیر پی/ 545
اسیپوف، ویکتور پاکولویچ/ 594
اصفهان/ 195, 336, 337, 338, 354, 447, 529, 571
اطلاعات (روزنامه)/ 533, 534
افراسیابی (سرهنگ)/ 374, 375
افضلی، بهرام (ناخدا)/ 347, 348, 350, 382, 383, 438, 465
افغانستان/ 14, 15, 17, 38, 39, 40, 41, 138, 140, 187, 292, 293, 294, 295, 309, 313
افندیف، فکرت اسفندیار اوغلی/ 566, 567,
568, 569, 592, 593
اقبال، منوچهر (دکتر)/ 538
اقیانوس آتلانتیک/ 22
اقیانوس هند/ 40, 53, 150, 151, 152, 220, 221, 231, 232, 233, 255, 256, 296, 319
اکو آو ایران (نشریه)/ 560, 586
اکونومیست (نشریه)/ 21
الباطن (عربستان)/ 193
التوگ (دریادار)/ 357
الثوره (روزنامه)/ 67, 251
الجزایر/ 15, 83 , 147, 158, 159, 165, 214, 584
الجزیره (روزنامه)/ 63
الجزیره/ 8 , 13, 79, 146, 157, 168
الجمالی، قاسم/ 271, 272
الحرثی، حمید/ 97
الحمر، عبدالملک/ 129
الحوادث (نشریه)/ 157, 158
الدرشات/ 263
الراشد، راشد/ 256, 257, 258
الرنیایی، خلیفه/ 114
الریفا/ 35
السکاندرف/ 529
السویدی، احمد/ 66, 129, 131, 132, 133, 134, 135, 137, 139, 157, 264
الشریفی، عیسی/ 36
الشنفاری، سید احمد/ 97, 114
الشوری، اسماعیل/ 66, 73
الشیراوی، یوسف/ 170
العتیبه، مناسعید/ 127, 129, 130, 131, 132, 133, 134, 135, 146, 157, 158, 159, 160, 161, 168, 172
العتیقی، عبدالرحمن/ 81, 83
العطیه، محمد (سرتیپ)/ 190, 191, 197, 226
القبیسی/ 45
الکساندروف/ 516, 517
الکسیف، یوری کنستانتینویچ/ 545 552, 556, 572, 573
الکواری، عیسی/ 107
اللوزی، سام/ 157, 158, 159
المدرسی، محمدهادی/ 45
المعتصم حمود ناصرالسعید (سرهنگ)/ 60
المیشاب (عربستان)/ 193
النویس، ناصر/ 117, 129, 132
الوطن (روزنامه)/ 161, 162
الویتور، تی. دبلیو./ 74
الی/ 120
الیوت، تئودور/ 567
ام سعید (ترمینال آبی)/ 104
امارات متحده عربی/ 5, 6, 7, 8, 19, 37, 38, 44, 55, 56, 58, 66, 69, 99, 101, 115, 116, 118, 120, 121, 122, 127, 128, 129, 130, 131, 132, 133, 134, 135, 136, 137, 138, 139, 140, 141, 142, 143, 146, 147, 150, 157, 158, 159, 160, 161, 163, 165, 168, 169, 170, 174, 177, 204, 210, 219, 223, 233, 234, 236, 237, 238, 239, 240, 244, 253, 264
ام القصر (بندر)/ 213
ام القوین/ 97, 99, 100, 101, 102, 116, 274
امان/ 3, 13, 26, 203, 33, 34, 42, 44, 48, 52, 53, 55, 57, 58, 63, 64, 65, 67, 69, 71, 72, 149, 169, 172, 173, 181, 183,