گفته شد، مرسوم شده است که به زنان کارهای کم اهمیت تری داده شود. محتملاً به این امید که اکثر آنها
بالاخره به خاطر بی خاصیت بودن دست به استعفا بزنند.
4 قانون اساسی جدید، بهت و آشفتگی قابل ملاحظه ای را به وجود آورده است. مواد زیادی از آن
فعالیت قانونی زنان را شدیدا محدود و مشخص نموده است. اصل 11، خانواده را واحد اصلی و پایه ای
جامعه اسلامی انقلابی ایران تشخیص می دهد و می گوید حقوق خانواده به عنوان یک واحد بر حقوق تک
تک افراد آن واحد ارجحیت خواهد داشت. اصل 12 نسبت به رجحان تعلیم و تربیت فرزندان توسط
مادران، اهمیت بیشتری قائل و آن را مقدس می داند و می گوید که «قوانین خانواده باید برای مادران امکان
لازم مادی و معنوی پدید بیاورند تا اینکه آنها بتوانند به وظایف والای مادری مشغول شوند، وظایفی که بر
عهده آنها گذاشت شده است.» اصل 28 می گوید که «هر کس می تواند هر کاری را که می خواهد انتخاب
کند مگر آنکه بر خلاف اسلام و یا منافع عمومی باشد.» این طور به نظر می رسد که این مقدمه ای جهت
محدود کردن آزادی زنان برای انتخاب شغلی به غیر ازدواج و مادر شدن است.
5 اثرات عملی حرکتهای اسلامی جهت منحصر و محدود کردن زنان ایرانی به بچه داری و آشپزخانه،
محدود خواهد بود، زیرا هر چند اکثریت زنان ایران آن دو محل را ترک نکرده اند اما به هر حال اقلیتی به
وجود آمده که خط خود را بر مقاومت علیه تحمیلاتی که جهت منع آزادی اعضای خود وجود دارد قرار
داده اند. قدرت آنها را نباید دست کم گرفت. به هر حال این زنان بودند که خمینی را مجبور به تغییر و یا پس
گرفتن نخستین سخنان سیاسیش راجع به مسئله حجاب یا پوشیدن چادر نمودند.«لینگن»
خلاصه اطلاعاتی فرماندهی کل نیروهای آمریکا در اروپا
سند شماره(29)
طبقه بندی : (سرّی، غیر قابل رؤیت برای خارجیان)تاریخ: 28 ژوئن 1979 7 تیر 1358
از فرماندهی کل نیروهای آمریکا در اروپا به مرکز آلمان
به:شماره : 2044
موضوع: خلاصه اطلاعاتی فرماندهی کل نیروهای آمریکا در اروپا
1 آفریقا: نُه جنگ
2 ایران رو به وخامت می رود (محرمانه)
3 سایر تحولات مهم. (سرّی غیر قابل رؤیت برای خارجیان)
4 موقعیت: بدون تغییر (غیر طبقه بندی)
1 آفریقا (تمام اوراق سری، غیر قابل رؤیت برای خارجیان)
از اواسط دهه 1960، نه جنگ مهم نظامی در آفریقا روی داده است. این جنگ های شاخصی مهمی
دارای گرایشهای نظامی و سیاسی در این قاره می باشند و نمایانگر اشاعه کشمکشهای مسلحانه و
تجهیزات نظامی در آفریقا می باشند. آنها درسهایی به ما می آموزند که باید چه از لحاظ نقش شوروی در
آفریقا و چه از لحاظ ماهیت متغیر جنگ در آفریقا آموخت. اول جنگ داخلی آنگولا (1975) و جنگ
اوگادن بین اتیوپی و سومالی (1977) که هر دو منطقه تقسیم سیاست شوروی در آفریقا به شمار می روند.
آنها سابقه مداخله دست نشاندگان شوروی را به شکل سربازان رزمی کوبایی در کشمکشهای محلی با
پشتیبانی کامل لجستیکی اتحاد شوروی به دست می دهند. مسکو و هاوانا فرصت طلب بوده اند.
ولی در انتخاب میدان درگیری خود ماهیت انتخابگرانه داشته اند. مثلاً در اریتره، آنها پشتیبانی لجستیکی
و مستشاری و آموزشی برای نیروهای اتیوپی داشته اند ولی تقاضای مربوط به متعهد کردن نیروهای
زمینی کوبا را رد کرده اند. مسکو و هاوانا مورد جنگ تانزانیا و اوگاندا در شگفتی بودند و هیچ گونه تمایلی
به مداخله به نفع هیچ کدام از طرفین نشان ندادند. شورویها از عواقب سیاسی مداخله دچار زحمت شده
بودند و شاید هیچ گونه امتیاز استراتژیک ظاهری را متوجه نمی شدند. در چهارچوب آفریقا، تانزانیا و
اوگاندا اهمیت داشت زیرا برای نخستین بار در تاریخ معاصر یک کشور آفریقایی، یک کشور دیگر را مورد
هجوم قرار داده و شکست داد و رهبری آن را ساقط کرد. علاوه بر این، این جنگ ضعف سازمان وحدت
آفریقا در رسیدگی به مشاجرات بین کشورهای آفریقایی را نشان داد.
تحول مهم دیگری که روی داد، روند به سوی جنگهای متعارف است. از نه جنگی که در قاره آفریقا
روی داد، سه جنگ (آنگولا، اوگادن و تانزانیا، اوگاندا) از لحاظ ماهیت کاملاً متعارف بود. با به کار بردن
سلاحهای مدرن سنگین و واحدهای بزرگ مانور دهنده (گردان، تیپ و لشکر) چهار جنگ دیگر (شبا اول
و دوم، چاد و اریتره) نیمه متعارف بودند، ولی از حالت شورش به مسابقه برای کنترل سرزمینها تبدیل
شدند. این جنگها آمیزه ای از تاکتیکهای جنگهای متعارف و چریکی از سوی شورشیان سابق را نشان
دادند. تنها دو فقره از جنگها (رودزیا و پولیساریو) اساساً مبارزات چریکی بودند.
ماهیت متغیر جنگ در آفریقا را باید به پیچیده تر شدن نسبی رشد یابنده بعضی از نهادهای نظامی و
خواست قدرتهای منطقه ای ناشی از آن نسبت داد. نیروهای مسلح بسیاری از کشورهای آفریقایی از
لحاظ اندازه بزرگتر می شود و سلاحهای مهمتری را به کار می برند و در بعضی موارد استعداد بسیج را نشان
داده و در سطح مهارت کلی رشد نشان دادند که بدین ترتیب رهبری جنگ متعارفی را ممکن می سازد.
بزرگترین ارتشهای منطقه زیر صحرا به این ترتیب فهرست بندی شده است: نیجریه 185000، سودان
65000، اتیوپی 210000، سومالی 58000، تانزانیا 60000، آفریقای جنوبی 60000 (به علاوه
200000 ذخیره آماده) این گرایش به سوی نیروهای مدرنتر و کاملتر، شورویها را وادار می سازد تا
همچنان نقشی در آفریقا به عنوان تحویل دهنده عمده تجهیزات نظامی داشته باشند. ارزش تجهیزات
تحویل شده شوروی به آفریقا در جنوب صحرا از پنجاه میلیون دلار در سال 1973 به یک میلیارد و
هفتصد میلیون دلار در سال 1978 افزایش یافته است و اوضاع متحول نظامی در آفریقا با توسعه
دستگاههای نظامی و دستگاهها و امکانات بالقوه برای کشمکشهای مسلحانه، همچنان زمینه مساعدی
جهت درگیری شوروی و کوبا فراهم خواهد کرد. چنانچه آشکار است و 9 فقره جنگ اخیر نشان داده
است، روند به سوی حل و فصل نظامی برای مشکلات آفریقا همچنان فرصتهایی برای بهره برداری
شوروی فراهم خواهد کرد. (منبع فرماندهی نیروهای آمریکا در اروپا متفرقه 9)
2 (تمامی پاراگرافها محرمانه است) ایران: ما نگران بودیم که مسئله قانون اساسی فرآیند بی ثباتی
بیشتری را که ما متوجه رشد آن بودیم تسریع خواهد کرد. علیرغم این واقعیت که حکومت ایران ظاهرا به
بحران قانون اساسی به اندازه کافی غلبه کرده است، اوضاع به وخامت مداوم هنوز برای آینده قابل
پیش بینی مورد انتظار است. در حالی که رهبری کنونی ایران نتوانسته است قدرت خود را از زمان انقلاب
در ماه ژانویه تحکیم بخشد، گروههای مخالف نیز نتوانسته اند متشکل شوند و یا اینکه قدرت خود را به
نحو قابل ملاحظه ای توسعه دهند. دلیل اساسی همانا ندای همه گیر آیت اللّه خمینی بوده است. علیرغم این
امر اقدامات دیکتاتور مآبانه و ناپیگیر و غیر منطقی خمینی، پشتیبانی از او را کاهش می دهد که این امر نه
تنها موقعیت خود او را تضعیف خواهد کرد، بلکه عدم رضایت فزاینده ای را در داخل نهضت اسلامی دامن
خواهد زد. در عین حال گروههای مخالف نیز در صفوف خود دچار نفاق شده اند. بدین ترتیب یک نوع
فرقه گرایی در گروههای متشکل، چه در داخل دستگاه قدرت و چه در خارج از آن همراه با سرخوردگی
فزاینده در میان عوام الناس که به تدریج پی می برند که اکنون زندگی آنها بدتر از سابق شده است، به وجود
آمده است.
بیکاری همچنان یک مشکل جدی است. اعدامها که اکنون تعداد آنها از 300 گذشته است و
دستگیریهای بدون چون و چرا جزء عوامل ایجاد بی ثباتی هستند و همچنین اعمال خشونتهای مداوم در
خیابانها. شاید نیرومندترین گروه در کشور، اقلیتهای قومی باشند. از این گروهها کردها بهتر قادرند که از
منافع خودشان بهتر دفاع کنند. معذالک اعراب در خوزستان ممکن است جدی ترین مشکلات را ایجاد
کنند. بی ثباتی فزاینده ممکن است این گروهها را به قرار کردن حاکمیتهای منطقه ای خویش ترغیب کند که
این امر به نوبه خود حاکمیت حکومت مرکزی را تضعیف خواهد کرد.
رفتار ظاهراً غیر معقولانه ایران نسبت به سایر کشورها منجر به دردسرهای بیشتری برای نهضت
اسلامی شده است. دستگاه رهبری ایران مبارزه گوشخراشانه ای علیه پشتیبانی عراق از اعراب ساکن
خوزستان به راه انداخته است. در این اختلاف ایران به دلیل توانایی عراق در پیشبرد فعالیت گروههای
عرب در مناطق میدان نفت و محروم کردن ایرانیان از دسترسی به اماکن مقدسه شیعیان در عراق ممکن
است یک نیروی نظامی برتر باشد. موضع خمینی نسبت به ایالات متحده و اتحاد شوروی نیز برای ایران از
لحاظ مساعدت حیاتی چه در زمینه نظامی و چه اقتصادی گران تمام می شود. پشتیبانی خمینی از
شورشیان افغانستان ممکن است باعث پشتیبانی متقابل از جدایی طلبان بلوچ را به دنبال داشته باشد.
به طور خلاصه انتظار داریم که اوضاع ایران در آینده رو به وخامت بیشتری برود، تا مرحله ای که
احتمالاً خمینی دیگر نتواند بر اوضاع کنترل داشته باشد.
3 (سری غیر قابل رؤیت برای خارجیان) سایر تحولات مهم
الف: (سری) اتحاد شوروی: احتمالاً یک ماهواره اکتشافی در تاریخ 27 ژوئن پرتاب کرده است.
یک ماهواره دیگر از نوع کاسموس 1024 از ژوئن 1978 در فعالیت بوده است.
ب: (سری) اتحاد شوروی: اس. اس 17 که از تیوراتام در تاریخ 26 ژوئن پرتاب شد، اکنون ارزیابی
شده است که نوع دیگری از مدل می باشد. سه عدد از چهار پرتابهای اس. اس 17 جاری از نوع مدل یک
بوده اند.
ج: شوروی غیر قابل رؤیت برای خارجیان اتحاد شوروی: سناتور هاوارد بیکر به آزمایش هسته ای
شوروی اشاره کرده و گفته است که این آزمایش از مرز ممنوعیت آزمایش صد و پنجاه کیلو تن که به
موجب پیمان تعیین شده، تجاوز کرده است. سازمان اطلاعات دفاعی قبلاً گزارش داده بوده که آزمایش
شامل 220 کیلو تن در حد فاصل بین صد و ده تا چهار صد و چهل کیلو تن بوده است (نوسانهای مطمئن
بزرگ برای آزمایشهای هسته ای زیر زمینی غیر عادی نیستند).
د: (سری) اتحاد شوروی : اس. اس 18 مدل 4، از تیوراتام تا کامچاتگا در تاریخ 27 ژوئن پرتاب
شد. این چهارمین آزمایش مدل چهار در سال جاری است.
4 (بدون طبقه بندی) وضع شاخصها و هشدارهای WI: برای امروز 27 ژوئن 1979 هیچ گونه تغییری
در وضع WI وجود ندارد...
قانون اساسی ایران
سند شماره (30)
از : سفارت آمریکاتاریخ : 8 ژوئیه 1979 17 تیر 1358
به : وزارت امور خارجه
طبقه بندی : خیلی محرمانه شماره : 7053
موضوع : قانون اساسی ایران
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 خلاصه: مأمور وزارت امور خارجه کلمنت و رایزن سیاسی در هفته گذشته با سحابی وزیر مشاور
در طرحهای انقلابی و میناچی وزیر ارشاد ملی درباره طرح قانون اساسی ایران و نقشه های مربوط به
اجرای آن صحبت کرده اند. (پایان خلاصه)
3 سحابی گفت که ابتدا نقشه دولت موقت ایران این بود که یک مجلس مؤسسان کامل، مرکب از
صدها نماینده داشته باشد که قانون اساسی را مورد بحث قرار دهند. ولی به مرور زمان همان طوری که
ماهها پشت سر هفته ها در جریان تدوین قانون اساسی گذشت، به این نکته پی برده شد که زمان حائز
اهمیت فزاینده است. بنابراین مجمع کوچکتری از خبرگان (مجلس خبرگان) به عنوان بهترین وسیله
بررسی طرح قانون اساسی با سرعت هر چه تمامتر و ارائه آن به عموم برای تصویب، تلقی گردید. میناچی
که یکی از اعضای کمیته ای بود که طرح اولیه را تهیه کرد، اظهار نظر کرد که این شورا، حدود یک ماه وقت
خواهد داشت تا کار خود را به اتمام برساند و انتخابات به طور آزمایشی برای پایان ماه ژوئیه پیش بینی
شده است. در صورتی که برنامه تهیه شده میناچی به تصویب برسد و این بدان معنی خواهد بود که طرح
قانون اساسی برای ارجاع به همه پرسی در حدود آغاز ماه سپتامبر آماده خواهد بود و این با برآورد
میناچی در اوائل پاییز برای تکمیل تمامی فرآیند، یعنی تصویب و اجرای قانون اساسی و انتخابات ریاست
جمهوری و برقراری یک حکومت جدید مطابقت خواهد داشت.
4 هنگامی که پرسیده شد آیا طرحی که اخیرا انتشار یافته با طرح اولیه ای که کمیته او تهیه کرده
نزدیک است یا خیر، میناچی گفت که خمینی فقط «چند تغییر جزئی» در آن داده است. سحابی تأکید کرد
که پیشنویس عیناً همان است، یعنی یک سند کاری است که می تواند به وسیله مجلس خبرگان هنگام بحث
درباره آن اصلاح شود. از لحاظ تئوریکی همه ایرانیان حق دارند تا درباره این پیشنویس اظهارنظر کنند و
شورای خبرگان قرار است این نظریات را مورد توجه قرار دهد و این نظریات را جمع آوری کرده و به
مجلس خبرگان به شکلی ارائه دهد، که مجلس خبرگان بتواند اصلاحات لازم را در آن انجام دهد.
5 ما در روزهای اخیر تحت تأثیر این قرار گرفته ایم که دولت موقت ایران در مقابل سرخوردگیهای
مداومی که در کوشش خود برای اینکه این حکومت غیر رسمی را تحت کنترل معینی قرار دهد، تصمیم
گرفته است به عنوان بهترین وسیله سروکار داشتن با مشکلات متعددی که ایران در حال حاضر با آنها
روبرو است، خود را از صحنه قانون سازی خارج کند. به عبارت دیگر هدف اصلی این شده است که یک
حکومت متناسب درست ترکیب شده، تعیین گشته و جزئیات فنی این مطلب کنار گذاشته شود.لینگن
یادداشتهایی درباره حوادث تبریز
سند شماره (31)
از سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 9 ژوئیه 1979 18 تیر 1358
به وزیر امور خارجه واشنگتن دی.سی
طبقه بندی : خیلی محرمانه شماره : 8137
موضوع : یادداشتهایی درباره حوادث تبریز
1 (تمامی متن خیلی محرمانه است)
2 متن زیر عبارت است از یادداشتهایی که مشاور استانی (که تحت حمایت قرار گرفته) از کنسولگری
آمریکا در تبریز درباره حوادث اخیر این شهر نوشته است.
3 بجز چند فقره زد و خورد شدید بین گروههای طرفدار خمینی و شریعتمداری، تبریز نسبتاً در ماه
گذشته آرام بوده است. ایستگاه تلویزیون دوباره برای مدت کوتاهی توسط یک گروه مسلح از جانب
حزب جمهوری خلق مسلمان ایران (که پیروان شریعتمداری هستند) اشغال شد و اینها اعتراض می کردند
که تلویزیون تظاهرات آنها را به نحو مطلوب نشان نمی دهد (تلویزیون تظاهرات آنها را نشان نمی دهد زیرا
چندین تظاهر کننده عکسهای شریعتمداری را حمل می کنند و نه عکسهای خمینی را). رقابت بزرگی بین
آیت اللّه قاضی و مدنی (نماینده ویژه خمینی در تبریز) از یک سو و ملاهای مهم بسیاری از سوی دیگر در
جریان است. زد و خوردهای مسلحانه بین بعضی از کمیته های آنها روی داده است. هر چه مردم بیشتر
سرخورده می شوند، به همان اندازه شریعتمداری و گروههای دست چپی بزرگتر می شوند. آنها نسبت به هر
گونه عدم احترام یا توهین به شریعتمداری حساسیت بیشتری نشان می دهند. در حدود سه هفته قبل، قم
در شرف انفجار بود. مردم مرند مغازه های خود را تعطیل کرده برای الحاق به تبریزیها آمده و «دنیا را به
خاطر یک ناسزا به رهبر مذهبیشان می خواستند زیر و رو کنند.» بعضی از آنها فریاد می زدند ولی به دنبال
دستور تلفنی شریعتمداری آرام شدند.
4 استاندار جدید ظاهرا مردی است به درد نخور، سرخوردگی در همه جا آشکار است. مردم مانند
سابق شور و هیجان برای شرکت در راهپیمایی نشان نمی دهند. دکانداران در خیابان اصلی هنگامی که
قاضی را همراه گروهی کمتر از یکصد نفر در حال راهپیمایی به پشتیبانی از دادگاههای دادگستری اسلامی
دیدند، می خندیدند. تنها چند حزب توانستند راهپیمائی حدود بین 10 تا 20 هزار نفر را برای این منظور
سازمان دهند.
5 مهمترین خبر برای عموم ظرف دو هفته گذشته تصفیه دانشگاه بوده است. نخستین فهرست
اخراج شوندگان شامل 12 استاد، 10 کارمند و 30 دانشجوی سابق بوده است. فهرست دوم که هفته گذشته
علنی شد شامل 11 استاد (سه استاد از کرسی زبان انگلیسی)، چهل دانشجو و چند کارمند بوده است.
فهرست سوم در هفته جاری منتشر خواهد شد. دانشگاه آماده اعتصاب می شود. آنها معتقدند که
«مسلمانان» خالص در کمیته پاکسازی می خواهند خلأیی در سازمان آموزشی دانشگاه ایجاد کنند.
6 دستگیریهای اخیر شامل نمایندگان کیهان و آیندگان (دکتر وفائی) بوده است.
7 هرچند چند نشریه (روزانه و هفتگی) به زبان ترکی منتشر می شود (و اغلب تبلیغ کننده افکار
کمونیستی و ناسیونالیستی ترکی است) و احزابی مانند حزب دمکرات آذربایجان خود را تجدید سازمان
می دهند. احساسات ملی ترکی در تبریز نیرومند نیست. گروههای دست چپی همه جا خوب سازمان
یافته اند. تعداد قابل ملاحظه ای از اندیشمندان و کارگران از آنها حمایت می کنند. لینگن
مطالعه ای درباره اوضاع کنونی ایران
سند شماره (32)
از : آژانس ارتباطات بین المللی ایالات متحده آمریکاتاریخ : 10 ژوئیه 79 19 تیر 1358
به : سفارت آمریکا، تهران فوری
طبقه بندی : خیلی محرمانه شماره : 6052
موضوع : مطالعه ای درباره اوضاع کنونی ایران
(طبقه بندی شده به وسیله ریچارد اچ. کرتیس، معاون مدیر امور خاور نزدیک
1 (محرمانه) تصمیمBCR شما را قدردانی می کنیم و معتقدیم که یک سند کاری مهم و سودمند است و
بدین منظور و بر اساس تفکرات شما و کمکهای اسنو و مک گافی ما مطلب ذیل را به عنوان BCRتوصیه
شده مربوط به مسائل و برنامه ها تقدیم می کنیم. معتقد نباشیم که اوضاع و احوال کنونی پیشنهاد طرحها را
عملی می کند و معتقدیم این قسمت در وضع تعلیق نگه داشته شود تا زمانی که زمینه عملی بودن آنها فراهم
گردد. در این ضمن BCR و نقشه های برنامه ای باید به نحو مؤثری نیازها و مشکلات شما را به عنوان
شالوده ای برای آنچه که پشتیبانی واشنگتن مقرون به صلاح تشخیص داده شده و آنچه که اقدامات محل
مأموریت عاقلانه و ممکن به نظر می رسد تشریح کند. در چنین زمانی اگر شما معتقد باشید یک بررسی
نهایی که از اعتبار برخوردار باشد عملی است، خواهشمند است آن را به امور خاور نزدیک ارسال کنید.
2 BCR
الف) ایران امروز در مرحله مابعد تکان شدید انقلابی قرار گرفته که حکومت محمدرضا شاه پهلوی را
سرنگون کرده است. دستگیریها و اعدامها ادامه دارد، تعداد بیکاران بیش از سه میلیون نفر برآورده شده
است، اقلیتهای قبیله ای و قومی برای خودمختاری به هیجان آمده اند. مذاهب اقلیتی هراسناکند و
گروههای سیاسی مخالف برای پیشبرد منافع خود و خنثی کردن تفوق سیاسی بنیاد گرایان اسلامی با طرق
و وسایل کلنجار می روند.
ب) اعتبار و نفوذ و حاکمیت در کشور، پخش شده است. به طوری که دولت موقت مهدی بازرگان
نخست وزیر برای برقراری کنترل و به دست گرفتن قدرت مؤثر از دست انبوه کمیته های محلی که در
جریان انقلاب سر بر آورده اند. مبارزه می کنند. قدرت واقعی در ایران همچنان در دست رهبران مذهبی با
جاذبه فوق العاده آیت اللّه خمینی، رهبر انقلاب است که چهره مرکزی آن را تشکیل می دهد.
ج) فعالیت اقتصادی در داخل ایران به طور عمده فلج شده است. بجز صنعت نفت که بار دیگر مقادیر
کافی نفت تولید و تصفیه می کند تا نیازهای محلی را برآورده و صادرات را به مقیاس کاهش یافته ای از
سرگیرد، عملاً همه فعالیتهای صنعتی راکد است. سرعت و شور و هیجانی که برای احیای صنایع لازم است
با توجه به زیر و روییهای سیاسی و مواضع آشکار مردم و فرار سرمایه ها در دوران قبل از انقلاب و عزیمت
تعداد کثیری از مدیران و تکنوکراتها (چه ایرانی و چه خارجی) نامعلوم است. بیکاری وسیعی که به وجود
آمده و 5/3 میلیون نفر در میان یک جمعیت 35 میلیون نفری برآورد شده است، ممکن است کوششهای
تثبیت مجدد دولت موقت را خنثی کرده و معادلات شکننده سیاسی را در سراسر کشور به نحو جدی به
مخاطره اندازد.
د) قانون اساسی موعود و اصلاحات برای ترمیم سوءاستفاده های حقوق بشر در ایران به کندی
صورت می گیرد، هر چند طرحی از قانون اساسی منتشر شده است، انتخابات برای یک مجلس مؤسسان
که این طرح را بررسی کند به تعویق افتاده است. زندانهای ساواک که در جریان انقلاب خالی شده بود، بار
دیگر از زندانیهای متهم به انواعی از جنایات علیه مردم در دوران سلطنت شاه مجددا پر شده است و اغلب
این زندانیان به دنبال محاکماتی، پشت درهای بسته از سوی «دادگاههای انقلابی» در خارج از نظام
قضائی ایران، قرار است اعدام شوند. پشتیبانی عمومی از چنین محاکماتی قابل ملاحظه است و
عکس العمل شدید نسبت به قطعنامه مجلس سنای آمریکا در محکوم کردن آنها نشان دهنده دشواریهایی
است که ما در اصرار علایق حقوق بشر آمریکا، با آن روبرو خواهیم شد.
ه) از لحاظ فرهنگی، ایران در حالت تخمیر (غلیان) است. رد فرهنگ غربی و به ویژه فرهنگ
آمریکایی به عنوان جزء جدایی ناپذیر از این انقلاب حادث شد. آیت اللّه خمینی قصد خود را برای تجدید
ساخت نظام آموزشی طبق اصول تعالیم اسلامی و تصفیه آن از نفوذهای رو به انحطاط غرب اعلام داشته
است. نهادهای فرهنگی مهم، یا تعطیل شده و یا به نمایشگاههای «فرهنگ انقلابی» تبدیل شده اند.
موفقیتهای ایران در زمینه پیشرفت حقوق زنان که با سختی به دست آمده، رو به فرسایش گذارده است و
زنان تحت فشار قرار گرفته اند تا به چادر سنتی باز گردند و حمایتهای قانونی که در دوران شاه از زنان
می شد، در معرض ابطال قرار گرفته است. خارجیان از همه نوع و رنگ به موازات اوج گرفتن نفرت از
بیگانگان، از کشور اخراج می شوند. در عین حال ایرانیان بسیاری ضرورت یک نوع تماس خارجی را
همچنان به رسمیت می شناسند و بسیاری از آنها و به ویژه آنهایی که دارای تحصیلات غربی هستند با
خفقانهای شدید بنیاد گرایان اسلامی مخالفت می کنند. علاقه به آموختن زبانهای خارجی و به ویژه
انگلیسی همچنان در سطح بالا قرار گرفته است و تعداد زیادی از دانشجویان ایران گرایش به آموزش و
پرورش غربی و آمریکایی دارند.
و) روابط سابق نزدیک ایران با ایالات متحده در حال حاضر در یک مرحله فشار تا سرحد قطع شدن
قرار گرفته است. حتی آنهایی که از لحاظ سنتی دارای گرایشهای غربی در ایران هستند باید فعلاً از هر گونه
تماس آشکار با ایالات متحده خودداری کنند. در کشوری که «یک دست پنهانی» (معمولاً ایالات متحده
یا شوروی یا اسرائیل) مسئول هر چیزی قلمداد می شود، عدم اعتماد وسیعی درباره حکومت ایالات
متحده وجود دارد. این سوءظن وجود دارد که ایالات متحده می کوشد هدفهای انقلاب را به طرق مختلفی،
از به کار گرفتن عوامل ساواک به عنوان قاتل گرفته تا بهره برداری کنندگان از عدم رضایت و
تحریک کنندگان قیام در میان اقلیتها، ترمیم اقتصادی ایران و رشد آینده آن را راکد سازد. علی رغم این
سوءظن و حتی در قبال محکوم کردن اشیاء آمریکایی از سوی روحانیون مسلمان، این اشیاء از سوی
بخشهایی از جمعیت ایران به ویژه جوانان و طبقه متوسط مورد قدردانی است. آمریکا که بسیاری از
رهبران انقلاب را در خود پرورش داده و اکنون موطن هزارها دانشجوی ایرانی است به طور کلی با نظر
مساعد تلقی می شود ولی با این وجه تمایز که «مردم آمریکا» و حکومت آمریکا با یکدیگر فرق دارند.
ز) علی رغم ترسها و سرخوردگیها و خنثی سازیها درباره آنچه که آنها به ایالات متحده سوءظن دارند
یا از آن ممکن است انتظار داشته باشند عده زیادی از ایرانیان همچنان معتقدند که هم گذشته نزدیک آنها و
هم سرنوشتشان به نحو تفکیک ناپذیری به ایالات متحده پیوند داده شده است. ارتباط بر اساس فرد به فرد
هنوز هم خود جوش و صریح و اغلب صمیمانه است و لیکن لفاظی عمومی و آشکار که به وسیله
رسانه هایی که نظر عفو ندارند و اغلب صحنه سازی می کنند، به نحو خستگی ناپذیری خصمانه است.
ح) هدفهای هیئت نمایندگی سیاسی ایالات متحده در ایران در حال حاضر عبارت است از حفظ
مناسبات صریح و پر از همکاری عملی با دولت موقت ایران تا اندازه ممکن علی رغم تندگوییها از جانب
رسانه ها و رهبران مذهبی و افراطیون. نیل به این هدف در یک محیط و جو روانی که در آن دولت ایالات
متحده (همگام با رسانه های ایالات متحده) در مظان این اتهام قرار گرفته که ریشه همه آشوبهای ایران
است، امری است که در بهترین صورت ممکن حدسی که در نتیجه چهره ای که ایران از آن لحاظ بین المللی
ساخته است، پیچیده تر شده است. آنچه که رسانه های گروهی ایالت متحده از انقلاب ایران در معرض
اطلاع عموم گذارده است، این تمایل را در برداشته است که مبتنی بر خبر باشد و نه تجزیه و تحلیل و بیشتر
روی آنچه که خطاست از روی عدم علاقه توجه شده است. توجه نزدیک به چنین برداشتی از حوادث
ایران مقامات مسئول ایران را بر آن داشته است تا نتیجه بگیرند که آمریکا خیرخواه آنها نیست و بالعکس
این مطلب را در ذهن آمریکاییان القا می کند که ایران در هر زمینه ای دچار فلاکت است.
ط) مناسبات نزدیک ما با شاه و پشتیبانی طولانی و دراز مدت از رژیم او فراموش نشده و به این
زودیها فراموش نخواهد شد. اثرات ماندگار این مناسبات نزدیک، حکومت ایالات متحده را در نقش
مداخله جو معرفی می کند که عملیات عرفی آن کذب آن را نمایان می کند و اقدامات گذشته آن مانع آن
می شود که از اعتبار معنوی در قضاوت درباره انقلاب ایران برخوردار باشد.
ی) در حالی که دل نگرانیهای داخلی ایران امور بین المللی را تحت الشعاع خود قرار داده سیاست
خارجی ایران انتظار می رود منعکس کننده وضع دوگانه امور داخلی ایرانی باشد. بدین معنی انتظار می رود
که دولت رسمی بازرگان نخست وزیر با سرعت سیاسی تا آن اندازه عملی که برای عادی کردن مناسبات با
ایالات متحده و کشورهای غربی فراهم ساخته است، حرکت کند و در عین حال منعکس کننده سیاستهای
آیت اللّه و تابع مداخلاتی بر حسب اراده او باشد. مواضع اعلام شده و مورد انتظار از این قرار است:
احساس مخالفت عمیق نسبت به اسرائیل، روابط نزدیک با سازمان آزادیبخش فلسطین، تقسیم
پشتیبانی سنتی ایران از کشورهای میانه روی عرب.
پشتیبانی از سیاستهای مورد حمایت کشورهای کم رشد رادیکال در تریبونهای تبلیغاتی بین المللی
اقتصادی و سیاسی از جمله شرکت در نهضت کشورهای غیر متعهد.
موضع جنگ طلبانه در اوپک.
احساس مخالفت نسبت به رژیم طرفدار شوروی در افغانستان (که ضد اسلامی تلقی می شود).
ک) سیاستهای اقتصادی ایرانی بجز پاسخ گویی به نیازهای فوری کوتاه مدت و رد هدفها و تأکیدهای
دولت شاه هنوز کاملاً روشن نیست. معذالک انتظار می رود که علاوه برداشتن موضع مساعد نسبت به
کشورهای کم رشد رادیکال و روش جنگ طلبانه در مورد قیمتهای نفت، ایران نسبت به سرمایه گذاریهای
بیگانه سوءظن ویژه ای خواهد داشت و همچنین درباره نقش شرکتهای چند ملیتی و ارتباط داشتن علوم و
تکنولوژی با نیازهای عمرانی آن. سیاست داخلی اقتصادی احتمالاً بر کشاورزی و بخشهای روستایی و
کوششهای متمرکز برای انتقال دادن عناصر بیکار شهری به مناطق روستایی و افزایش تولیدات کشاورزی
ایران و کاهش واردات هنگفت مواد غذایی تأکید خواهد داشت. اما اینکه این هدفها چگونه تحقق خواهد