تکرار می کنیم: «مشکلات سیاسی ایران البته فوق العاده زیاد هستند. ساخت قدرت مرکزیت ندارد و
مرکزیت بین کمیته های انقلابی و دولت موقت تقسیم شده. گروههای چپی که قویاً مسلح هستند و طبقه
متوسط غیر روحانی، از لحاظ ایدئولوژیک با جامعه ایران اسلامی خمینی، مخالف هستند. همچنین
انشعاباتی در داخل تشکیلات اسلامی بین رهبران میانه رو و افراطی وجود دارد. وضع اقتصاد بهبود نیافته
و احتمالاً حدود 3 تا 4 میلیون بیکار وجود دارد. در پایان اقلیتهای قومی ایران خود مختاری می خواهند و
ظاهرا حاضرند با اعمال زور اهداف خود را به دست آورند.»
ونس
اختلافات بازرگانی
سند شماره (35)
از : وزارت امور خارجه واشنگتن. دی. سیتاریخ : 13 ژوئیه 1979 22 تیر 1358
به : سفارت آمریکا در تهران
طبقه بندی : خیلی محرمانه
شماره 2957
موضوع : اختلافات بازرگانی
1 (تمامی متن خیلی محرمانه است)
2 ما نگران هستیم از اینکه اگر جو بازرگانی در ایران همچنان رو به وخامت برود، دشواریهای قانونی
که GET با آن مواجه است، ممکن است به کمپانیهای دیگر نیز توسعه یافته و اثرات زیانباری در طیف
وسیعی از منافع بازرگانی ایالات متحده داشته باشد. ما طالب نظریات شما درباره اقداماتی هستیم که
برای محدودتر کردن چنین زیانهایی که ناشی از اختلافات بازرگانی است به عمل آوریم. محتمل به نظر
می رسد و همچنین مرجح است از اینکه بیشتر اختلافات بر اساس روابط بین کمپانی مورد بحث و دولت
موقت ایران مورد رسیدگی قرار گیرد و دخالت حکومت ایالات متحده تنها به درخواست طرفین عملی
شود. به هر صورت نفوذ ما بسیار محدود است، معذالک شاید ما در استمداد از احیای مجدد یا ایجاد
مجاری جدید که می توانند مشکلات ناشی از کمبود ارتباطات و سوءتفاهم را که جزء دشواریهایی هستند
که ظاهراً مورد را پیچیده تر کرده است، بتوانیم سودمند واقع شویم.
3 به ویژه تصور می کنیم که شاید کوشش برای احیای مجدد اتاق بازرگانی ایران و آمریکا و شورای
بازرگانی سودمند باشد (ما تصور می کنیم کمیسیون مشترک به مقدار زیادی طعم رژیم سابق را دارد). هر
یک از این دو سازمان خصوصی یا هر دوی آنها ممکن است تریبونی فراهم کنند که در آن دولت موقت
ایران بتواند سیاستهای خود را درباره تجدید نظر در قراردادها و تعهدات اجرایی و پروانه های کار حمایت
از بیگانگان و غیره... توضیح دهد. به نوبه خود نمایندگان شرکتهای آمریکایی می توانند نگرانیها و
مشکلات ناشی از سرگرفتن فعالیت خود در ایران را بیان کنند. به علت غیبت عده زیادی از جامعه
بازرگانی آمریکا در تهران چنین اجتماعاتی به طور عمده از سوی دیدار کنندگان از ایران و فرضاً هیئتهای
نمایندگی که به ایران می آیند انجام خواهد شد. عضویت در گروه آمریکا ممکن است شامل نمایندگان
عده ای از منافع بازرگانی آمریکا یا یک حقوقدان و شاید یک دانشمند یا شخص بیطرف باشد.
صورتجلسه چنین اجتماعاتی ممکن است بین اعضای جامعه بازرگانی به طور وسیعی توزیع شود.
4 همچنین نقش اتاق بازرگانیِ فعال شده یا شورای بازرگانی در کمک به حل اختلافات در موارد
ویژه، بخصوص مواردی که کوششهای سفارت نتیجه نداده است، مطلوب خواهد بود. ما انتظار داریم که
دولت موقت ایران مایل باشد که رهبری هر یک از این سازمانها منعکس کننده واقعیتهای جدید در ایران
باشد و اینکه دولت موقت ایران خود ممکن است به نحوی در آن نمایندگی داشته باشد. دولت موقت ایران
و حکومت ایالات متحده ممکن است به عنوان ناظر به چنین سازمانی وابسته شوند.
5 از سر آغاز کردن فعالیت اتاق بازرگانی یا شورای بازرگانی ممکن است سود بیشتری داشته باشند
در اینکه به دولت موقت ایران آمادگی ما را به سودمند بودن، در از سر گرفتن پیوندهای عادی بازرگانی که
موجب تقویت مناسبات دوجانبه ما خواهد بود، نشان دهد.
6 اگر شما فکر می کنید که آنچه در بالا گفته شد ارزش مطالعه درباره آن را دارد، ما اندیشه های شما و
پیشنهادات شما درباره اینکه چگونه باید اقدام کنیم قدردانی خواهیم کرد. نظر ما این خواهد بود در مرحله
اول اندیشه هایی به رضا صدر وزیر بازرگانی برای راهنمایی او القاء کنیم. همچنین شایسته توجه
خواهد بود اگر از احمد لاجوردی و سایر بازرگانان صاحب مقام یا یک نفر از اتاق بازرگانی ایران مثلاً
بنکدار دبیر اجرایی آن کسب نظر کنیم.
7 ما همچنین درباره سازمان دادن (یا اینکه خواهش کردن از بخش خصوصی برای سازمان دادن)
کنفرانس از شرکتهای بازرگانی که در ایران فعالیتهایی دارند:
1) برای بررسی تجربیات مختلف کمپانیها در ایران از طریق بررسی مسایل ویژه از سوی هیئتی از
کارشناسان و...
2) بحث در اطراف اوضاع سیاسی و سیاست آمریکا از سوی یک مقام ارشد وزارتی و...
3) بررسی کلی اوضاع اقتصادی، اندیشیده ایم. همچنین یک اندیشه دیگر که پیشنهاد شد این بود که از
رضا صدر یا سایر سخنگویان واجد شرایط دولت موقت ایران دعوت شود که در این جلسات سخنرانی
کنند.
8 شما باید بدانید در حالی که این پیام در شرف تهیه بود به طور مستقل ویلیام لفلت و والترسری از
دان ویدن تقاضا کردند تا به طور بی سروصدایی تا زمانی که ویدن در تهران است درباره فعالیت مجدد اتاق
بازرگانی ایران و آمریکا و شورای بازرگانی تحقیقات به عمل آورد. ما اعتقاد زیادی به چنین برداشتی از
موضوع نداریم و میل نداریم پیامهای ما یکدیگر را قطع کنند. معذالک ما از ویدن تقاضا کردیم که درباره
تحقیقات خود سفارت و وزارت را مطلع سازد.
ونس
بروس عزیز
سند شماره (36)
وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سیتاریخ : 20 ژوئیه 1979 29 تیر 1358
اداری غیر رسمی
طبقه بندی : خیلی محرمانه
بروس لینگن، کاردار سفارت آمریکا در تهران
بروس عزیز:
در این نامه می خواهم گفتگوهای خود را با اندی سنز و صحبت قبلی خود را با ویکتور درباره
گزارشگری سفارت خلاصه کنم. جداً برای یک مأمور وظیفه شناس خارجی و کاملاً منصفانه بایستی
که بگویم که به نظر من سفارت کار بزرگی در مواجهه با موانع خطرناک به عهده داشته و انجام می دهد. حالا
به سرعت به موضوع این نامه بپردازیم.
به نظر من چند چیز در گزارشها باید رعایت شود:
اولاً؛ در مقابل حوادث مهم به گزارش سریع و هشیارانه نیاز داریم. برای مثال وقتی بازرگان از
روحانیون در کابینه استفاده کرد، وقتی ژنرال رحیمی تیرباران باشد، وقتی راهپیمایی وحدت انجام
می شد، وقتی ملی کردن اعمال گردید یا خرابکاریهای مهمی که در مناطق نفتی وجود دارد، احتیاج به پیام
کوتاه و سریع سفارت با تحلیل مناسب می باشد. ممکن است عصر همان روز مجبور به مطالعه مطلبی
باشم. گرچه مایلم بر قضاوتهای خودم تکیه کنم، ولی برای خدمت بهتر به مصالح ملی، اظهار نظر مسئولانه
شما مقبول تر است.
ثانیا؛ ما احتیاج به عوامل اساسی که باعث بنای بهتر معلومات ما در مورد ایران انقلابی شود، داریم.
دقیقاً همان طرح گزارش نویسی ویکتور در نظر ما است. خیلی ساده بگویم که ما در اینجا، شرح حال
گروههای سیاسی، یا وضع جاری زندگی روزانه در رابطه با سطوح مختلف در ایران را در اختیار نداریم.
غفلت از حوادث ایران، در اینجا بسیار است. مطبوعات آمریکا در اینجا کار جالبی نمی کنند. ولی در
غیاب گزارشات سفارت چاره ای جز وابستگی به خبرنگاران بی تجربه نیست. ما به خصوص احتیاج به
تعقیب جریان وضع قانونگذاری داریم.
ثالثا؛ ما نیاز به گزارش مذاکرات مهم شما و دیگران در سفارت داریم. برای مثال شما تنها مأموری
هستید که با نزیه دیدار کرده اید و ارزیابی شما از این شخصیت عمده و نظریاتش در مورد آمریکا مطمئناً در
اینجا با توجه بسیار زیادی در سطوح بالا مطالعه خواهد شد. در واقع مطالعه هر مطلب ارسالی شما با
نظریات یا گزارش گفتگوهای مهم، وسیعاً در میان مقامات دولتی ما که اخراج نشده اند ضمانت می شود.
علاوه بر این امیدواریم ویکتور و دیگران علیرغم مخالفتهایی که با شما در سفارت دارند، بتوانند برای
گفتگوهای سیاسی اطلاعاتی ایران، انگیزه ایجاد کنند. ما در واقع نیاز به نوعی گزارش داریم که در
گذشته توسط یک مقام سفارت از افرادی نظیر متین دفتری تهیه می شد؛ مانند بعضی از خبرنگاران
ورزیده تر یا دیگر آمریکاییان که تمایلی به دعوا و مرافعه ندارند، ولی دارای شم سیاسی هستند. حتماً این
گونه افراد را هنگام گزارش شناسایی کنید تا ما بتوانیم اعتبار آنها را طبق ضوابط خودمان ارزیابی کنیم.
و عاقبت گزارشگری عالی درباره گروههای اقلیت، در زمینه سیاسی، امتیازی واقعی برای این اداره بوده
است. فکر می کنیم که ما به مسئله یهودیان ایران به طرز موفقیت آمیزی پرداخته ایم (با چشم پوشی از قطع
نامه جاویتس) که قسمت اعظم آن به خاطر جریان گزارشات مستمر همه شما بوده است. دو پیشنهاد
جزئی دارم: اولاً اجتناب از شایعات، نظرات و تصورات مشکوک که احتمالاً اعلام خطر موجهی را سبب
می شود. از حوادث سهمگین صحبتی نکنید، مگر اطمینان پیدا کنید که مورد دارد. اتهامات افراد را در
مورد زندانیان یا اعدامیان تکرار نکنید، مگر اینکه صحت آن را قبلاً تأیید کرده باشید. به عبارت دیگر
گزارشها را همچنان ارسال دارید، اما دقت کنید که صحیح و مطمئن باشند.
ثانیا امیدوارم که سفارت تماس با این موضوع را همچنان توسعه بدهد. برای مثال آیا کسی سعی کرده
است که با جناح چپ جنبش یهودیان برای دریافت نظریات آنها از حوادث، تماس بگیرد؟
ممکن است طرح ویکتور را برای گزارش دادن به همراه پیشنهاداتی برایتان بفرستیم. امیدوارم که شما در
مواقعی که فکر می کنید واشنگتن نسبت به آنچه که برای ما می فرستید واکنش درستی ندارد، ما را در
جریان قرار دهید و این کار را با ابراز تأیید خود با اتخاذ سیاستهای ما و اعمال آنها در اوضاع جدید به کار
برید.
همان طور که قبلاً هم به ویکتور گفته ام دوست دارم که جریان مستمر ارتباط غیر رسمی بین دفتر و
سفارت حفظ شود تا هر دو ما مطلع باشیم که آنچه را که شما انجام می دهید، مطابق اهداف است یا نه.
قربانت
هنری پرشت
رئیس اداره امور ایران
انتخاب سفیر
سند شماره (37)
از : وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سیتاریخ : 21 ژوئیه 1979 30تیر 1358
به : سفارت آمریکا در تهران فوری
طبقه بندی : سری
شماره : 9711
موضوع : انتخاب سفیر
1 (تمام متن سری است)
2 همان طوری که وزیر امور خارجه گفته، همگی ما عمیقاً از تمایل شما به ماندن در تهران برای مدت
طولانی تری به منظور فرصت مقتضی برای انتصاب سفیر تشکر می کنیم. ما اوضاع را از نزدیک برای
هفته های آینده در تهران بررسی کرده تا برای حل این مسئله آمادگی پیدا کنیم. ما مترصد علائم تمایل
صمیمانه دولت موقت ایران برای بهبود روابط هستیم تا تجربه رد شدن والتر کاتلر تکرار نشود. ما در این
مورد احتیاج به اطمینان مطلق داریم و به علاوه پس از اعزام سفیر جدید باید مطمئن باشیم که قادر به انجام
وظایف به طور مؤثری باشد. لذا نگران هستیم که مبادا شرایط در هفته های آینده بدتر شده و اینکه وضع
امنیت سفارت بهتر شود.
3 نظر آیت اللّه در مورد ایالات متحده مسئله مهمی است. در این رابطه به نظر می رسد که بیانات وی در
هفته های اخیر، نسبت به بهار خالی از حمله به آمریکا بوده است. بالاخره به سادگی لازم است که فرجه
کافی زمانی را در رابطه با وضع انتخاب و معرفی سفیر جدید به سنای آمریکا در نظر گیریم.
4 با این فرض که شرایط مساعد باشد و مشکلاتی پیش نیاید به نظر ما مشورتهای خصوصی با
اعضای اصلی سنا پس از تعطیل اوت بایستی آغاز گردد. اگر اوضاع مساعد بود و هیچ حادثه
برهم زننده ای در ایران وجود نداشت تا انتخاب سفیر را غیر محتمل بنماید، ما در وضعی قرار خواهیم
داشت که پیشنهاد خود را در ماه سپتامبر به رئیس جمهور بنماییم؛ با این نظر که جریان معرفی به سنا و
انتخاب در انتهای اکتبر به پایان برسد.
5 اگر نظریات خود را در این مورد به ما بدهید سپاسگزار خواهیم بود. منجمله ارزیابی شما در مورد
مطلوبیت و اهمیت روابط با ایران در زمینه تعیین سفیر در چهارچوب زمانی پیشنهادی.
ونس
موضوع: گزارش سه ماهه سیاسی
سند شماره (38)
از : سفارت آمریکا در تهران تاریخ : 22 ژوئیه 1979 31تیر 1358
به : وزارت امور خارجه واشنگتن دی.سی
رونوشت جهت سفارتخانه آمریکا در: ابوظبی، آنکارا، بغداد، ظهران، دوبی، اسلام آباد، جده، کابل،
کویت، لندن، منامه، مسکو، مسقط، پاریس، وی هینگان
محور سند : دولت موقت ایران
طبقه بندی : خیلی محرمانه شماره : 7635
موضوع: گزارش سه ماهه سیاسی
1 (تمام متن خیلی محرمانه است)
2 خلاصه: تحلیل زیر سعی در اندازه گیری کمی (ولو اینکه کاملاً دقیق نباشد) پیشرفت در جهت حل
دوگانگی خلاف قاعده سیستم حکومتی ایران از انقلاب فوریه تاکنون دارد و این دوگانگی بر اثر پیروزی
غیر منتظره و ناگهانی بودن انقلاب، به وجود آمده است. ما چنین می فهمیم که علیرغم ظاهر بسیار عادی،
دولت موقت ایران در تثبیت اقتدار سیاسی خویش ناموفق بوده است. بخش غیر رسمی (کمیته های انقلاب
و ملحقات آن) همچنان به پیشرفت (رشد) خود ادامه می دهند و البته به عنوان یک منبع قدرت موازی (با
قدرت دولت) پیوسته قویتر می شوند. رشد ناآرامیهای سیاسی، ملازم این وضع غیر عادی امور بوده است.
در هفته های اخیر، دولت موقت بیشترین توجه خود را به مراحل مربوط به قانون اساسی و دورنمای یک
دولت انتخاب شده به وسیله مردم که تا اوایل پاییز تشکیل شود، به عنوان راه حلی برای معمایی که تاکنون
از طرق دیگر موفق به حل آن نشده، معطوف کرده است. (پایان خلاصه)
3 این گزارش سعی در ارزیابی موقعیت سیاسی ایران، به عنوان یک جریان، با مشخصه های کمی
دارد. انجام این کار مشکلاتی سیاسی در بر دارد که کمترین این مشکلات، کمبود اطلاعات رسمی است که
ممکن است برای ارزیابی روندها لازم شود. بلکه سوءظنی که در ایران امروز نسبت به کلیه اعمال
حکومت آمریکا وجود دارد و همچنین عدم امنیت عمومی در تمام مناطق کشور، تقریباً جمع آوری
اطلاعات برای کارمندان سفارت را غیر ممکن ساخته است، مگر در موارد خیلی نادر. معهذا پدیده هایی
وجود دارند که قابل اندازه گیری به طور کمی می باشند (حداقل به شکل تقریبی) و ما سعی کرده ایم با
استفاده از این اطلاعات، مدلی بسازیم که با آن به خوبی بتوانیم جریان سیاسی را ارزیابی کنیم.
4 ارثی که انقلاب ایرانیان باقی گذاشت، سیستم دوگانه حکومت بود. بخش رسمی آن توسط بازرگان
و قسمت غیر رسمی آن به وسیله آیت اللّه خمینی رهبری می شود. بر طبق مدل (روش) ما، این یک موقعیت
غیر عادی است و پیشرفت (بهبود) سیاسی باید این طور تعریف شود: پیشرفت به سوی یک حکومت واحد
که قابلیت اداره امور ملت را داشته باشد. همچنین این نیز پذیرفته شده است که مقدار ناآرامیهای سیاسی با
پیشرفت به سوی یک حکومت معتقد، نسبت معکوس دارد. حوزه های بررسی شده (در این گزارش)
عبارتند از:
(الف) حکومت رسمی
کابینه
حکومت ایالتی (استانی) و محلی
دادگستری قوه مجریه
آموزش
سیاست و طراحی اقتصادی
رفاه عمومی
وسایل ارتباط جمعی
دفاع ملی
(ب) حرکت انقلابی
رهبری
کمیته ها
ارتش اضطراری و نیروهای غیر منظم
نظام دادگاههای انقلابی
(س) مخالفین سیاسی
سازمانهای دست چپی
گروههای میانه رو
تندروها تروریستها
اقلیتهای نژادی
با استفاده از این طبقه بندی ما قصد داریم هر سه ماه یک بار این گزارش را تهیه کنیم.
5 حکومت
(الف) کابینه
وقتی که بازرگان و کابینه اش بر سر کار آمدند، چنین گمان می کردند که وظیفه آنها نظارت و رسیدگی
به امور ملت و در ضمن آن تهیه قانون اساسی که تحت آن سرانجام دولت قانونی انتخاب می شد، است. اما
دو مسئله این گمان را درهم ریخت؛ اول آنکه وظیفه ایجاد یک چهارچوب حکومتی که دولت موقت از
ابتدا تصویر آن را در ذهن داشت، بسیار پیچیده تر از آنکه رهبران جدید و بی تجربه فکر می کردند، از آب
درآمد و مسئله دوم که مهمتر نیز هست، این است که دولت موقت خیلی زود دریافت که اوقات زیادی را در
جهت یکسانسازی منابع متضاد قدرت که ناشی از دوگانگی سیستم حکومت بود، صرف کرده است. در
نتیجه حرکت به سوی انتخابات برای حکومت دائم، به کندی و به طور تصادفی انجام می پذیرفت (گواه این
مسئله رفراندوم جمهوری اسلامی در ماه مارس است)
با گذشت زمان از بهار به تابستان، بازرگان و یارانش دریافتند که شدیداً در کوششهای بی ثمر برای
اعمال قدرت در سطوح مختلف حکومت ملی ناتوان هستند. در حالی که روحیه کابینه بازرگان در حال
خرد شدن بود، وزیر دادگستری (مبشری) به دلیل اینکه وجود دادگاههای انقلاب اعمال او را غیر ضروری
می نمودند، استعفا کرد. وزیر امور خارجه (سنجابی) نیز (از دور) خارج شد؛ وزیر دفاع ملی (مدنی) به یک
مرتع سبزتر سیاسی در نیروی دریایی و استان خوزستان ارتقاء پیدا کرد و مشاور نخست وزیر، امیر انتظام،
ایران را به قصد اسکاندیناوی ترک کرد. کوشش برای مهار قدرتهای غیر رسمی نظامی ادامه دارد، گرچه
عملی بی ثمر است. به نظر می رسد که دولت ایران توجه خود را به سمت مسئله قانون اساسی معطوف و از
اتلاف انرژی در درگیریها خودداری می کند. موقعیت کنونی نشان می دهد که فقط یک «دولت منتخب
مردم» قادر است به مشکلات متعدد موجود بپردازد، که یکی از این مشکلات همان سیستم دوگانه
حکومتی غیر رسمی است.
(ب) اداره ایالتی و محلی
دولت موقت ایران سریعاً استانداران اکثر 22 استان ایران را تعیین کرده است. تا ماه مارس این مسئله
مشخص بود که استانداران در اعمال قدرت در منطقه مأموریت خود در سطح استان، با مشکلات قابل
توجهی مواجه بودند. تا پایان 8 ژوئن، استانداران در هفت استان کار خود را ترک کرده بودند. علت ترک
کار یا قادر نبودن به انجام وظیفه به علت دخالت کمیته های انقلاب بود و یا اینکه به وسیله همین کمیته ها
بیرون رانده شده بودند.
در سطح استانها، ساختمان اداری رژیم سابق، تقریباً دست نخورده باقیمانده بود. این استخوانبندی در
بیشتر استانها دلیل از سر گرفتن خدمات اساسی از قبیل جمع آوری زباله و مسائل رفاهی واقعی به طور
لاینقطع، به شمار می رود. نتیجتاً زندگی شهری فقط به صورت حاشیه ای از انقلاب تأثیر پذیرفته است. در
چنین موقعیتی نیز اقتدار واقعی در اداره محلی در دست کارمندان دولت نیست. بر عکس هرچه قدرت
کمیته ها بیشتر شود. سطح اداره دولت پایین می رود.
(ج) قوه مجریه و قضائیه
پلیس راهنمایی اولین بخش از قوه مجریه رسمی ایران بود که بعد از انقلاب فوریه ظاهر شد. پلیس
شهربانی خیلی آهسته تر شروع به اشغال دوباره کلانتریها کرد. آنها اغلب این گونه امکانات را با نیروهای
شبه نظامی غیر منظم شریک می شوند. گرچه دستوراتی که توسط افسران صادر می شود، توسط کمیته های
مستقر در کلانتریها وتو می شوند و این کمیته ها اعضایشان به ندرت توسط پرسنل رسمی کنترل می شوند.
پلیس عادی و حتی ژاندارمری به طور محدود اجازه حمل سلاح دارند و معمولاً تحت شرایط خاصی،
مانند نگهبانی از دفاتر دولتی.
موقعیت در استانها ممکن است کمی بهتر از تهران باشد. گرچه ظاهراً از محلی تا محل دیگر، مسائل
فرق می کند. مثلاً مدت کمی پیش در شهر ساحلی چالوس، کارمندان رسمی سفارت مشاهده کردند که
ژاندارمری و پلیس شهری به طور عادی انجام وظیفه می کردند. اما در خرمشهر بی اثر بودن پلیس در مهار
نیروهای مسلح یکی از دلائل مهم ناآرامیهای آن شهر بوده است.
اساساً وزارت دادگستری در حال احتضار است. امور قضائی که برای مردم اهمیت زیادی دارند، در
انحصار دادستانی انقلاب و دادگاه انقلاب می باشد که هر دو خارج از ساخت اداری دولت موقت بوده و به
طور مستقل عمل می کنند. با وجود بیانیه های رسمی مبنی بر اینکه دادگاههای انقلاب با یک سیستم
دادگاههای ویژه به منظور محاکمه جرائم ضد انقلابی تعویض می شوند و پیش نویس قانون اساسی که
دستگاه قضائی را پیشنهاد می کند، دولت موقت به طور استثنائی در اعمال اقتدار خویش در اداره قضائی
ناموفق بوده است. علیرغم پیدایش تدریجی پلیس و ژاندارمری، دولت موقت قادر به کنترل نبوده و
دستگیری توسط کمیته ها و نیروهای مسلح غیر رسمی صورت گرفته است. اگر چه پلیس و ژاندارمری به
مقرهایشان بازگشته اند، نقش آنها اساساً به عنوان نیروهای کمکی کمیته ها و نیروهای مسلح شبه نظامی
می باشد.
(د) آموزش
مدارس ابتدایی و دبیرستانها مدت کمی بعد از سقوط دولت بختیار در فوریه باز شدند و علی رغم
مشکلاتی که بر اثر کوتاه کردن سال تحصیلی و سیاسی شدن دانش آموزان به علت تجربه هایشان در
ماههای اخیر، دولت موقت ایران می تواند از قدرت خویش در دوباره فعال کردن نظام مدارس عمومی
راضی باشد. ولی این مسئله در برگزاری امتحانات پایان سال، کاملاً مشهود بود. (این مسئله را باید یادآور
شد که امتحانات به علت مشکلات اداری، مدت زمانی باید عقب می افتاد.) مشکلات بزرگی از قبیل کمبود
معلم، امکانات ناکافی، مواد درسی متوسط، در آینده مطرح می شود. اما اینها در هر حادثه ای وجود داشته
است.
در سطح دانشگاهها، گزارش معتدل تر است. دانشکده ها در پایتخت، به خصوص دانشگاه تهران
همچنان بستر گرم فعالیتهای سیاسی هستند و کلاسهای درس به تعداد کم تشکیل می شوند. حتی در
استانها، جایی که مؤسسات آموزشی متعددی قادر به بازگشایی کلاسها در تاریخ نسبتاً زود بوده اند، به
علت رشد نارضایتی در میان دانشجویان و هیئت استادان در هفته های اخیر، تمایلی به این کار وجود
نداشت. پاکسازی وسیعی در سطح استادان و دانشجویان و همچنین جنگ بین گروههای رقیب در سطح
دانشکده ها وجود داشته است.
(ه) سیاست و برنامه ریزی اقتصادی
توانایی دولت موقت در راه اندازی صنعت نفت و دوباره به دست آوردن محصولات آن، باید به عنوان
یک عمل اساسی تلقی شود، گرچه بخش سوخت از مشکلات عاری نیست. دولت موقت در تبدیل وجوه
نفت به موجودی اقتصادی قابل استفاده، مشکلاتی را تجربه کرده است. این مورد عدم توانایی دولت
موقت در راه اندازی صنعت نفت، یقیناً باعث نابودی زودرس آن می شده. ولی درآمد نفت باعث کاهش
ضربات عواقب سنگین انقلاب اقتصادی و اجتماعی شده است.
گزارش در مورد وضع اقتصادی دولت موقت بد است. کوششها در جهت تشویق صنایع در جهت تولید
و یا حفظ منافع دراز مدت ملی از طریق به موازنه درآوردن و عادی کردن سریع روابط قراردادی پیچیده
که توسط رژیم سابق با کشورهای خارجی و شرکتهای خصوصی بسته شده، به طور استثنائی عقیم مانده
است. البته در زمینه اخیر دولت موقت اغلب در اجتناب از دخالت منافع فرعی در روابط قراردادی به
طرفی که شدیداً مضر به منافع طرفین قرار داد باشد، ضعیف بوده است. در طرف مثبت قضیه، در روزهای
اخیر مقداری پیشرفت در تعیین و تصریح حق تقدمها وجود داشته است و تعدادی مؤسسات تجارتی