بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 265

باشد دوستی آنها را توسعه و بهبود بخشیم. » (سند شماره 6)

یعنی آمریکا به رابطه اش با دولت موقت به چشم رابطه ای کوتاه مدت در یک دوره انتقالی می نگرد

و می خواهد در زمان دولت موقت پایه و اساس رابطه سیاسی طویل المدتش با ایران را بریزد. البته از

این نکته نیز نباید غافل بود که شیطان بزرگ بیشتر مایل به داشتن رابطه با یک دولت غیر مذهبی بود که

عده ای ملی گرا(!!) در آن زمام امور را بر عهده داشته باشند و بر روی دولت موقت نیز به عنوان عاملی

برای روی کار آمدن چنین دولتی حساب می کرد. لذا سعی بر آن داشت که مسائل مورد اختلافش با

دولت موقت را هر چه زودتر حل نماید تا در پایان عمر آن هیچ مسئله مورد اختلافی باقی نمانده و

زمینه های سیاسی و اجتماعی برای آنکه آمریکا به اهدافش در دراز مدت برسد، کاملاً مهیا باشد:

«در بلندمدت ما خواهان کار کردن برای ایرانی می باشیم که ناسیونالیستهای غیر مذهبی میانه رو

در اداره کشور مسلط باشند. ولی قبل از اینکه ما بتوانیم در ایران اعمال نفوذ کنیم بایستی که یک

وضعیت اعتماد و احترام به وجود آوریم. ما معتقدیم که ما اکنون بایستی روی یک سری مشکلات دو

جانبه شروع به حرکت نماییم ». (سند شماره 16)

لذا آمریکا دست به یک سری فعالیتهای سیاسی و تبلیغی می زند تا بدین وسیله با کم شدن فشار

افکار عمومی بر علیه آمریکا، زمینه برای فعالیت نیروهایی که در بلند مدت امیدهای وی می باشند

فراهم شود:

« دوام انقلاب از قطعیت دور است، ولی بعضی از بیانیه های مثبت از جانب ما در مورد درک دوره

انتقال مشکلی که ایران از آن می گذرد و می تواند دست میانه روهایی که خواهان روابط خوب با ما

هستند را محکمتر کند...»

... یک اظهار نظر مثبت و عمومی گاه و بیگاه توسط سخنگوی دستگاه مدیریت در باره علاقه و

امیدهای ما در ایران جدید می تواند، به کاهش مقداری از رفتارهای ستیزه جویانه، لعنتهایی که به

خاطر صفوف بنزین به شما می فرستند و رفتارهایی که نسبت به ایران در مردم آمریکا وجود دارد و به

تعقیب منافع دراز مدت ما در ایران کمک نمی کنند، کمک کند.» (سند شماره 10)

یعنی برخورد آمریکا با دولت موقت آنچنان است که در کوتاه مدت موجب تقویت آن شود تا هم

موجبات تضعیف رهبری انقلاب و هم زمینه برای فعالیت غربزدگان و عوامل آمریکا و شرایط برای

نفوذ آمریکا در دراز مدت فراهم شود، لذا آمریکا علاقه مند است که هر مسئله سیاسی که در ایران

مطرح می شود به نحوی تمام و حل شود که در آن به نحوی برای دولت موقت کسب وجهه شود. به

عنوان نمونه می توان به علاقه آمریکا به این که مسئله کردستان توسط دولت موقت حل شود اشاره کرد:

«... ایرانیان اعتقاد دارند که عراق به نحو فعالانه ای به شورشیان کرد و عرب در ایران کمک می کند.

این اعتقادات و اظهارات ممکن است تا اندازه ای صحت داشته باشد. بسیار محتمل به نظر می رسد که

اگر عراق کوشش جدی برای کنترل پلیسی مرزهای خود به عمل آورد، شورشیان ایران و به ویژه کردها

برای ادامه قیام خود دشواری خواهند داشت.

به عنوان اولین قدم به عقیده ما فرانسویان و آلمانیها ممکن است به طور جداگانه با عراق در باره

تحولات ایران به بحث بپردازند. هدف غایی چنین تبادل نظرهایی که مستلزم فرآیند طولانی ایجاد

اعتماد خواهد بود این است که عراقیها را متقاعد سازند تا از اعمال فشار بر دولت بازرگان


صفحه 266

بکاهد.»(سند شماره 7)

اما همان طور که قبلاً اشاره کردیم تقویت دولت به طریق غیر مستقیم و ایجاد رابطه سیاسی با آن از

اهداف کوتاه مدت شیطان بزرگ محسوب می شد، ولی در بلند مدت خواهان تشکیل دولتی بود که از

افرادی غیر مذهبی تشکیل شده باشد که حداکثر دارای احساسات ملی گرایی باشند. لذا سعی بر آن

دارد تا با تمام گروههای سیاسی داخل و خارج کشور ارتباط برقرار کند. که البته در این عمل گروههایی

که قدرت بیشتر و درنتیجه نقش تعیین کننده تری را داشتند، بیشتر مورد توجه بودند:

« ما می خواهیم که خودمان را در آنچنان موضعی قرار دهیم که بتوانیم رابطه ای مؤثر با هر گروهی

که قدرت قطعی را در اختیار دارد برقرار نماییم و در عین حال روابطمان را با دیگر عوامل مهم سیاسی

منجمله مخالفین خود حفظ نماییم ». (سند شماره 16)

یعنی آمریکا که برای اجرای طرحهای شیطانیش احتیاج به محیطی باثبات سیاسی و اجتماعی

دارد، با هر گروه صاحب قدرتی که بتواند با تکیه بر قدرتش در برابر انقلاب قد علم نماید و در صورت

امکان بر سر کار آمده و زمام قدرت را در دست گیرد قصد برقراری رابطه دارد. و البته گروههای فراری

و ضد انقلابیون خارج از کشور نیز در این باب مورد عنایت شیطان بزرگ هستند:

«رو آمدن شاپور بختیار در پاریس و شایعات مداوم در باره چند نفر مهاجر ایرانی که فعالانه در

توطئه هایی برای برانداختن رژیم اسلامی آیت اللّه خمینی سرگرم کوشش هستند، این هوس را ایجاد

می کند که در میان این مهاجران سیاسی راه حلی را برای اوضاع ایران که به نظر ایالات متحده

ناخوشایند است، ببیند. بهر صورت آمریکایی ها می توانند با بختیار وقتی که او به روانی به یک زبان

غربی صحبت می کند و آن هم در باره آزادی فردی کنار بیایند.» (سند شماره 17)

که در جملات بعدی سند شیطان بزرگ به بی کفایتی این فراریان اعتراف می کند. (چه اینها اگر

توانایی انجام کاری را داشتند می ماندند و انجام می دادند):

«به نظر ما خطایی جدی خواهد بود اگر به پیشنهاد عنوان شده از سوی خود تبعیدیها درباره اینکه

آنها کلید اصلاحات ایران را در دست دارند، ترتیب اثر داده شد. زیرا این اشخاص به غیر از طبقه بسیار

کوچک محدود خود از هیچ گونه پشتیبانی در ایران برخوردار نیستند و علاوه بر این، اینها فاقد وسایل

اعمال قدرت برای سرنگون کردن نظام کنونی هستند.» یعنی اگر ضد انقلابیون خارج از کشور دارای

قدرت لازم برای مقابله با جمهوری اسلامی بودند می توانستند به خوبی توجه شیطان بزرگ را به خود

جلب کنند. بنابراین آمریکا با توجه به این نکته که در چنین شرایطی که فقط چند ماه از پیروزی

می گذرد، خود را مواجه با انبوه مردم مسلمانی می بیند که به رهبری امام امت با هر گروه یا فردی که

بخواهد بر علیه انقلاب قدمی بردارد، مقابله خواهند کرد. لذا هر گونه اقدام سریع بر علیه انقلاب را

موفق ندانسته و اقدامات نظامی یا سیاسی حاد را در کوتاه مدت غیر ممکن می بیند، پس به طرح نقشه

برای دراز مدت می پردازد.

«اگر همان طوری که ما نتیجه گیری می کنیم هیچ گروه یا فردی خارج از ایران در حال حاضر

قدرت آن را ندارد تا به نحو مؤثری در حوادث ایران نفوذ داشته باشد( یعنی حکومت را سرنگون کند)

بهترین برداشت به نظر می رسد چنین خواهد بود که در موارد زیر کوشش کنیم:

اعتدالی کردن سیاستهای رژیم کنونی و کمک به پیشبرد و روش عملی بیشتر (پراگماتیزم)،


صفحه 267

سازش و بازسازی اقتصادی ... کمک به حفظ و تقویت عناصری در ایران به ویژه در میان گروههای

نظامی و مذهبیون میانه رو و غیر مذهبی که ممکن است در آینده با روشن شدن صحنه سیاسی نقش

سودمندی ایفا کنند ... ما امیدواریم که متفقین با ما هم عقیده باشند که همه ما باید آنچه از دستمان

برمی آید برای تقویت نظامیان ایران که در آینده ممکن است یک گروه کلیدی باشند، بکوشیم. ما میل

داریم با متفقین قبل از این تحولات تماس نزدیک داشته باشیم تا تأمین کنیم که نظامیان ایران پشتیبانی

لازم را دریافت کنند». (سند شماره 7)

یعنی آمریکا هر چند، دم از برقراری روابط دوستانه زده و سعی دارد بدین وسیله موضع ایران را در

برابر خود به اعتدال بکشد، اما از راه حل نظامی برای اوضاع ایران نیز غافل نیست. بدین خاطر سعی

دارد تا آنجا که ممکن است بافت سابق ارتش تغییر نکرده و وابستگیش قطع نشود. (که البته مسلم است

در توجهش به ارتش، امید به همان قشر وابسته ای دارد که در زمان شاه پرورششان داده بود و بارها

وفاداری خود را به اربابشان ثابت کرده بودند)...

به هر حال آمریکا از بعد از انقلاب تا زمان اشغال لانه جاسوسی این گونه که اسناد حکایت می کنند

روشها و شیوه های گوناگونی را در پیش می گیرد تا بلکه منافع از دست رفته را دوباره باز یابد و می بینیم

که با تسخیر لانه جاسوسی هر چند آمریکا دست از توطئه هایش بر علیه انقلاب برنداشت، اما بساط

مرکز توطئه های آمریکا در منطقه در هم پیچیده شد و یک بار دیگر ثابت شد که در مقابل امتی که به

نیروی لایزال الهی تکیه نماید، هیچ ابرقدرتی را یارای مقاومت نخواهند ماند...

«دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»

راههای مختلف از شهرستانها


صفحه 268

سند شماره (1)

یادداشت برای پرونده هاخیلی محرمانه

موضوع : راههای مختلف از شهرستانها

خلاصه: نه نامه نوشته شده به فارسی و انگلیسی که ظرف دو ماه گذشته از دوستان ایرانی از قبیل

دانشجویان و همکاران ( دبیران دبیرستانها) و دوستان نزدیک ساکن شیراز و خراسان دریافت شده،

ایران دوران بعد از پهلوی را با چشم اندازی متفاوت با گزارشهای جراید آمریکایی و سفارت آمریکا

ترسیم می کنند. شیراز و بعضی از مناطق دوردست خراسان آرام و مسالمت جو به نظر می رسند و به

طور کلی از هر گونه حوادث شدید بری هستند. ساکنان این دو منطقه سقوط پهلوی ها و برقراری یک

جمهوری اسلامی را مورد استقبال قرار داده اند. معذالک از رهبران جدید خود از جمله خمینی آزادانه و

بدون ترس انتقاد می کنند. هر چند دانش آموزان دبیرستانها در سراسر ایران و حتی آنهایی که در

شهرهای دورافتاده بودند وارد جریانات سیاسی شده بودند. مدارس تا نوروز به طور عادی کار

می کردند. هر چند احساس خیانت و ریاکاری سیاست حقوق بشر کارتر بسیاری را وادار می کرد تا

شدیدا حکومت ایالات متحده را محکوم کنند، نسبت به افراد آمریکایی محبت و احترام همچنان

باقیمانده است. در حالی که نامه نگاران مشکلات بزرگی که ایران بعد از دوران پهلوی مواجه با آن است

درک می کردند، کمتر از میان آنها میل به فرار دارند. بالعکس بیشتر این نه نفر نامه نگار با الهام از

موفقیت سریع انقلاب در سرنگون کردن شاه که در خواب هم نمی توانستند آن را ببینند، میل دارند به

نحو فعالانه ای در دگرگونی جامعه خود شرکت داشته باشند، خلاصه این «شهرستانیهای» اغلب جوان

متعلق به طبقات پایین تا متوسط شش ماه پس از عزیمت شاه، خوشبین باقیمانده اند.

تنوع نامه نگاران نسبت به یکدیگر بسیار زیاد است. از تحصیل کننده در کلاس یازدهم دبیرستان

گرفته تا دو نفر دارنده فوق لیسانس، از سن شانزده سال گرفته تا حدود پنجاه و پنج ساله. از لحاظ تجربه

از یک روستایی منزوی که تنها یک بار یا دوبار در زندگی خود به مشهد سفر کرده گرفته، تا یک

شیرازی شهری مآب که در اروپا وسیعا سفر کرده ولی در آمریکا نبوده است، از لحاظ طبقات

اجتماعی، از یک طبقه پایین قبیله ای گرفته تا طبقه بالای متوسط شهری.

مکاتبات این چنین گروه متنوعی را می توان تنها از دو لحاظ عمومیت داد. اول اینکه همه آنها اکنون

با تمامی قلب از سرنگونی شاه استقبال می کنند. چند دانشجو به نحو فعالی در تظاهرات خیابانی در

جریان انقلاب شرکت داشتند، در حالی که دیگران (دبیران شیرازی) در لبه خیابان تا معلوم شدن نتیجه

تظاهرات انتظار می کشیدند. چند نفر از آنان در انتقاد از حکومت دوگانه یعنی خمینی و دولت موقت

ایران با صدای بلند انتقاد می کنند. ولی هیچ کدام از آنها احساس نمی کنند که رهبران کنونی را می توان

از لحاظ پستی و استبداد و فساد با رهبران رژیم سابق مقایسه کرد.

دوم، به استثنای یک نامه امضا نشده که شدیدا از طرز اداره رادیو تلویزیون ملی ایران توسط قطب

زاده و روش میزبانانه یزدی در وزارت امور خارجه انتقاد می کند، همه آنها آشکارا و بدون ترس نامه

نوشته اند و توجهی به حکمفرمایی فرضی جدید سانسور نداشته اند. لحن به کار برده شده در نامه ها از

لحنی که همین اشخاص در زمان شاه به کار برده اند تفاوت بسیار دارد. در آن زمان هرگز یک انتقاد

مستقیم از او به رشته تحریر در نیامده بود و تنها انتقادهای بسیار پیچ خورده غیر مستقیم به کار


صفحه 269

می رفت. ولی اکنون خمینی، بازرگان و وزیران و سیاستهای دولت بدون هیچ گونه رودربایستی و

مستقیما مورد انتقاد قرار می گیرد.

میزان سیاست بافی جوانان قابل ملاحظه است و نه تنها دانش آموزان آگاه دبیرستان عشایری که

سابقا در شیراز وجود داشت، بلکه همچنین دانش آموزان یک شهر جدا افتاده نزدیک مرز افغانستان را

که قبل از انقلاب بجز فوتبال و کارهای روزمره خانوادگی و گردش هم و غم دیگری نداشتند، در

برمی گیرد، یک دانش آموز خراسانی به طور ساده نوشته است « هنگامی که بهترین جوانان ایران به قتل

می رسیدند، من تنها به فکر والیبال بودم، مضحک است، این طور نیست؟ در جریان انقلاب خیلی چیزها

تغییر یافت و من نیز تغییر یافتم. من دیگر آن علی سابق نیستم.»

دانش آموزان دبیرستان عشایری از برخوردهای بین گروههای دانش آموزان اسلامی و چپگرا

برای کنترل برنامه های درسی واداری می نویسند، یک هفته انگلیسی، «زبان امپریالیستها»، از برنامه

دبیرستان عشایری حذف شد که هفته دیگر دوباره برقرار شود، معذالک در حدود نوروز، گذراندن

امتحانات پایان سال با جلساتی برای بالا بردن سطح آگاهی دانش آموزان، رقابت می کرد. حتی در

دانشگاه شیراز (دانشگاه پهلوی سابق شیراز) عده قابل ملاحظه ای از دانشجویان تصمیم گرفتند سر

کلاسهای درس بروند، هر چند آنها می توانستند در «فعالیتهای سیاسی» شرکت کنند و در یک ترم

بدون از دست دادن

وضع دانشجویی به ثبت رسیده خود در کلاس حضور نداشته باشند.

تقریبا همه آنها از سیاست حقوق بشر حکومت آمریکا شدیدا انتقاد کردند و معتقدند که این

سیاست در مورد ایران ریاکارانه به کار رفته است. یک دانش آموز پشتیبانی ایالات متحده از شاه و

سوموزا را مقایسه کرده است، برخی دیگر موازیهایی بین مداخله آمریکا در ویتنام ترسیم کردند. اغلب

نامه نگاران در حالی که حکومت ایالات متحده را به خاطر پشتیبانی آخرین لحظه از شاه و فروش

سلاحهای «کشنده» به او شدیدا مورد حمله قرار داده ( و اغلب کارتر را به نام ذکر کرده اند)، مواظب آن

نیز بوده اند که بین سیاستهای ایالات متحده و افراد آمریکایی تفاوت قائل شوند. احترام و علاقه به

آمریکاییها از لحاظ انفرادی به همان میزانی که حکومت ایالات متحده به پرتگاههای عمیق تری پرتاب

می شد، شدید بود.

هرچند زدوخوردهای قومی در میان کردها و اعراب و ترکمنها، ذکر شده است، از هیچ نمونه ای از

اغتشاش در شیراز یا خراسان صحبتی نیست. در ضمن چند نفر از نامه نگاران (که خودشان قشقایی یا

ایرانیان سنی الاصل بوده اند و احتمالاً احساسات خودمختاری گرایانه داشته اند) شدت اقدامات دولت

موقت ایران را برای سرکوب کردن تقاضاهای قومی مورد انتقاد قرار داده اند.

همکارهای سابق شیرازی در عین حالی که میزان سرعت کند دولت موقت ایران را در اجرای

سیاستهای اجتماعی و اقتصادی اعتراف کرده اند روی هم رفته ملی کردن زمینهای موات داخل شهر و

همچنین نقشه های مربوط به ساختن مسکن برای مستضعفان بر روی آنها را مورد تمجید قرار داده اند.

آنها خواستار شده اند که حکومت با حسن نیت بازرگان، وقت کافی داشته باشد.

دوستان خراسانی در شهر کوچک خود کمتر خواستار تغییرات مادی بودند، بلکه خواسته اند تغییر

عمیق در «افکار » ساکنان آن حاصل شود.


صفحه 270

چند نفر از نامه نگاران در حالی که «از جمهوری آخوندها»ی طرفدار خمینی در رادیو تلویزیون

ملی ایران انتقاد کرده اند، در عین حال درباره آزادی قابل ملاحظه مطبوعات اظهار نظر کرده اند. یک

همکار سابق شیرازی خاطرنشان ساخته است که او بیشتر اوقات خود را به مطالعه کتاب از آثار

شریعتی گرفته تا مارکس می گذراند و این آثار اکنون به آسانی در دسترس قرار گرفته، در حالی که در

جریان 26 سال قبل امکان به دست آوردن قانونی آنها نبود.

سرانجام در میان نه نامه نگاران تنها دو نفر از آنها اظهار تمایل برای خارج شدن از ایران کرده اند.

یکی از آنها یک معلم بازنشسته بوده است که میل دارد از پسر خود که در تگزاس تحصیل می کند برای

چند ماهی دیدار کند. دیگری دانشجویی از یک خانواده شیرازی طبقه متوسط تربیت یافته است، میل

دارد پس از به اتمام رساندن تحصیلات دبیرستانی در سال آینده در انگلستان اقتصاد تحصیل کند. بقیه

دیگران چه معلم و چه دانش آموز که قبلاً محرمانه میل خود را برای رفتن به خارجه به منظور

تحصیلات بالاتر ابراز داشته بودند، اکنون قصد دارند در ایران بمانند و در باز سازی جامعه خود شرکت

کنند، این اشخاص که از فرو رفتن در پیش بینی هایی در باره از هم گسیختگی ملی و فاجعه فرسنگها به

دور هستند، به نحو احتیاط آمیزی در باره آینده ایران و خودشان خوشبین هستند.

ایران : مشکلات محیطی ارتباطات، دورنماها، ایده ها و فرضیه


صفحه 271

سند شماره (2)

ایران : مشکلات محیطی ارتباطات، دورنماها، ایده ها

فرضیه:

روابط ایران و ایالات متحده خیلی پیچیده هستند

در حالی که از طرف دولت تهران به ما اصرار می شود تا نشانه ای از مقاصدمان برای عادی کردن

روابط ارائه کنیم، فرقه قم، خصوصا خمینی، مطبوعات و دیگران به سرزنش و توبیخ علیه ما با عنوان

دست نا به کار امپریالیستی در پشت مشکلات ایران ادامه می دهند.

سیاستهای داخلی ایران (اعدامها، حملات به کردها، اخراج خبرنگاران خارجی، بستن روزنامه ها)

برداشت منفی فعلی «ایران جدید» را در ایالات متحده تشدید کرده است و در طرح ریزی بهبود

بخشیدن روابط، مشکلات جدی برای ما به وجود آورده اند. ما باید از هر نوع موضعگیری که ممکن

است اینجا یا آنجا به عنوان حامی این سیاستها تفسیر شود، اجتناب ورزیم. در عین حال منافع ما در

ایران قابل توجه باقی می ماند، که کمترین آن نفت نیست. چون که یک دولت اسلامی به هر شکلی که

باشد (که رهبریت مذهبی به ایفای یک نقش محوری ادامه می دهد) برای آینده ای قابل پیش بینی قابل

مشاهده است، بایستی که ما از طریقی حساب شده مقاصد خیرمان را نشان دهیم و به ایران اطمینان

بخشیم که ما هم آرزوی خوبی برایشان داریم و هم قصد داریم که خودمان را در امور داخلی آنها

شرکت ندهیم.

امکانات:

تعداد زیاد ایرانیان تحصیلکرده ایالات متحده و غرب که در میان آنان ما می توانیم یک منبع اصلی

از حسن نیت را انتظار داشته باشیم و در میان آنان می توانیم تصمیم گیری در جهت غرب را انتظار

داشته باشیم.

تخصص ایالات متحده در رشته های مورد توجه ایران : تجارت، تکنولوژی، کشاورزی، آموزش و

پرورش، دفاع.

موضع ایالات متحده به عنوان وزنه ای لازم در مقابل خطری مشاهده شده (اتحاد شوروی).

یک دولت رسمی (که با جناح قم مخالف بوده) و علائمی از واقع بین بودن، غیر افراطی بودن نشان

داده است و در روابط عادی شده ایران و ایالات متحده ذیعلاقه است.

تعداد بی شمار دانشجویان ایرانی که می خواهند در ایالات متحده باشند و یا هستند.

کمبودها:

توانایی خیلی کم ما در تأثیر گذاردن بر وقایع ایران.

آیت اللّه خمینی که علاوه بر به وجود آوردن سیاستها و بیانیه های افراطی ایران به نظر می آید که با

حرارت زیادی ضد ایالات متحده است.

توانایی محدود ما برای ارتباط پیدا کردن با رهبریت مذهبی و اکثریت طبقه پایین ایرانیها.

تئوری «دست مخفی» که ریشه عمیقی در خوی ایرانی دارد، ایالات متحده را (در میان دیگران) به

خاطر مشکلات متعدد ایران سرزنش می کند.

تصمیم جدی و گسترده برای ریشه کن کردن نفوذ خارجی.


صفحه 272

مطبوعات دارای مجوز رسمی که بشدت ضد ایالات متحده بوده اند.

احساسات ضد صهیونیستی و معرفی سیاستهای ایالات متحده به عنوان حامی صهیونیسم در

مقابل منافع اسلامی و عرب.

معرفی ایالات متحده با دولت شاه و تمام افراط کاریهای آن.

اهداف:

اظهار شود که ایالات متحده خودش را در امور داخلی ایران شرکت نخواهد داد و اینکه ما آرزوی

خوش برایشان داریم و دیگر اینکه، منافع ما در تمایلمان به یک ایران مستقل، با ثبات و صلح جو

مشترک می باشد.

گفت و شنود با رهبریت جدید ایران را ترقی دهید.

یک رابطه بلند مدت دو جانبه سودمند و مفید را از نو ایجاد کنید.

خطرات:

تا حدی که ما از روش نامشخص فعلیمان دور می شویم، حملات بیشتری را در پیش روی خود قرار

خواهیم داد (به طور حتم شفاهی و شاید از نوع دیگر). خصوصا در زمانی که ایران با مشکلات و

محرومیت داخلی عظیمی رو به روست، این موضوع صحت دارد و تماما از تئوری «دست مخفی»

مداخله خارجی تغذیه می شوند.

بهبود بدون ملاحظه هر کدام از روابط ما ممکن است که به تأیید سیاستهای جاری ایران که با

مواضع حقوق بشر ما در اختلاف می باشند، تعبیر می شود.

با در نظر گرفتن ارزیابی دولت فعلی نسبت به دیگر انواع و اشکال (دولت) در آینده، یک ارتباط

نزدیک با دولتی که به طور فزاینده به خاطر افراط کاریهایش شناخته می شود، می تواند ما را در مقابل

همان اتهاماتی که با سقوط دولت شاه با آن رو به رو گشتیم، زخم پذیر کند.

پیشنهادات:

علیرغم مشکلات و احتمال مشکلات، اهمیت منافع ما در ایران توصیه می کند که ما فرصتها را

برای انجام یک گفت و شنود با رهبریت جدید ایران دریابیم. در عین حال این تلاشها برای کوتاه مدت

هم باید ارزیابی شود و از شدت آن کاسته شود و بر روی روابط بلند مدتمان با ایران تکیه کنیم، تا بر

روی دست آوردهای تاکتیکی کوتاه مدت.

سازمان ارتباطات بین المللی ایالات متحده (USICA) :

ما به چه کاری مشغولیم؟ چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

فعالیتهای جاری:

پشتیبانی از مراکز دو ملیتی ( انجمنهای ایران و آمریکا) در تهران و اصفهان.

حمایت از تدریس زبان انگلیسی از طریق NBC در تهران و اصفهان.

کتابخانه سازمان ارتباطات بین المللی ایالات متحده.

مشاوره با دانشجویان از طریق AMIDEAST در NBC و در کتابخانه سازمان ارتباطات بین المللی.

بخش برنامه رادیو آمریکا به زبان فارسی.

کار مطبوعاتی.