بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 295

پلیس ایران و مأمور سفارت صورت پذیرفت و بعدا به RSO مربوط شد). مقام پلیس اظهار داشت که وی

دستورات مؤکدی دارد که هر گونه آشوب بزرگی را در تهران، و اگر لازم شد به وسیله زور فرو بنشاند. مقام

پلیس گفت که اگر وی به این اندازه احمق باشد که دستورات را اجرا کند، افراد او اطاعت نخواهند نمود و

ثانیا وی به خاطر احتمال انتقام های آتی قصد انجام این دستورات را ندارد. تا آن زمان که یک دولت

مرکزی قوی با قدرتی نافذ به وجود آید، این احتمال وجود ندارد که این نیروها نقشی فعال در امنیت

داخلی کشور به عهده بگیرند.

با عدم فعالیت پلیس، ژاندارمری و ارتش فضای خالی امنیتی توسط یک گارد انقلابی غیر منظم که در

داخل کمیته ها سازماندهی شده، بر شده است، هر کس که با آنها برخوردی داشته باشد دستگیر و برای

دلیل کوچکی (اگر دلیلی وجود داشته باشد) بازداشت می شود. در روزهای اخیر به نظر می رسد تعداد

خیابانهایی که بسته و کنترل می شوند، کاهش پیدا کرده است ولی افزایش آنها در هر زمانی ممکن است

مجددا دیده شود. محاکمات کوچک و بزرگ، (اگر چه نه به صورتی عادی) توسط این گروهها اعمال

گردیده است. گاردهای انقلابی قانونی از نوع خودشان هستند، و روی گفته مائو تسه تونگ که «قدرت از

لوله یک اسلحه ناشی می گردد» عمل می کنند.

یک گروه دیگر یعنی، پاسداران به نظر می رسد که جای خالی و بلاتصدی که به خاطر عدم فعالیت

ارتش رها شده است را پر می نمایند. پاسداران همچنین به عنوان گاردهای انقلابی شناخته می شوند، ولی

از آنهایی که در کمیته ها خدمت می نمایند جدا هستند. این حقیقت اهمیت دارد که آنها نیز در وظایف امنیت

داخلی شرکت دارند؛ نقشی که ارتش به طور معمول ایفا ننموده است. رهبر آنها یک ایرانی به اسم

رفسنجانی که یک حجت الاسلام می باشد( یک مرحله پایین تر از یک آیت اللّه) است. در حال حاضر

حدودا 10 تا 12 هزار پاسدار وجود دارد که از میان داوطلبان انقلابی آموزش ندیده ایرانی انتخاب و جدا

شده اند. آنها فقط مسلح به اسلحه های سبک شده اند و تعلیماتشان را در تأسیسات نیروی زمین در تهران و

مقدمتا در لویزان می بینند (پایگاه بزرگ نیروی زمینی در تهران). گارد به سه گروه اصلی تقسیم شده است:

یک گروه شهرهای اصلی؛ گروه شهرهای تا 5000 و و گروه حفاظت از اشخاص مهم، پاسداران یک واحد

مجزایی هستند که تاکنون بعلاوه حمایت از انقلاب در وظایف امنیت داخلی فعال بوده اند. آنها خصوصا در

منطقه ترکمن صحرا و خرمشهر فعال بوده اند. گمان بر این می رود که رفسنجانی با درجه ای ناشناخته از

هماهنگی با وزارتخانه های کشور و دفاع مستقیما به شورای انقلاب گزارش می دهد. اینکه تا چه حدی

کمیته ها و پاسداران متمایل به همکاری هستند نامشخص است. آنها از یکدیگر مستقل هستند، ولی در

حال حاضر نمایانگر تنها نیروهای امنیتی با دوام در ایران می باشند.

تظاهرات

روابط دیپلماتیک ایران ایالات متحده اگر چه کمی بهبود می یابد ولی در معرض تغییرات پی درپی

قرار می گیرد. ضد آمریکا بودن در چند هفته گذشته فروکش کرده است. (از بالا بودن قبلی آن در ماه می )

ولی هنوز کمی پایین تر از آن حد است. به ندرت می شود که روزی بگذرد، بدون اینکه یک مقاله روزنامه یا

تقبیح علنی توسط یک شخصیت مذهبی یا عضوی از دولت موقت ایران، سازمان بین المللی ارتباطات و یا

دولت ایالات متحده را به یک مسئله جاری در ایران مرتبط ننماید. ایالات متحده همچنان یک قربانی


صفحه 296

خیلی مناسب برای مشکلات روزمره ای که در مقابل رهبری ایران قرار می گیرد، می باشد. شکی نیست که

هر تصمیم یا اقدامی که توسط ایالات متحده صورت پذیرد و از طرف ایرانیان نامساعد یا زشت تشخیص

داده شود، منجر به تظاهرات و احتمالاً با ماهیتی خشونت بار خواهد گردید. در این رابطه احساسات ضد

شاه شدیدا قوی باقی می ماند. هرگونه تصمیمی که به وی و خانواده اش اجازه مسافرت به ایالات متحده

بدهد، تقریبا به طور مطمئن به یک عکس العمل فوری و خشن منجر خواهد گردید. توانایی و یا تمایل

دولت موقت ایران برای جلوگیری از چنین اقداماتی مورد سؤال است.

تروریسم

تروریسم به شکل ترور، اذیت و آزار، و آدم ربایی یک خطر خیلی واقعی است. به خاطر فقدان قدرت

مرکزی برای جلوگیری از هر گروه یا گروههای که متمایلند منافع خودشان را از طریق استفاده از خشونت

بالا ببرند، کار کمی می توان انجام داد. مجاهدین و فداییان دو گروه فطرتا تروریست قبل از انقلاب،

درجه ای از مشروعیت را به دست آورده و اکنون از نظر سیاسی فعال هستند. هیچ کدام از گروهها از زمان

سرنگونی شاه مسئولیت هیچ اقدام تروریستی را به عهده نگرفته اند. از طرف دیگر فرقان (گروهی که با

نقش روحانیت در دولت مخالف است )از زمان انقلاب کاملاً فعال بوده است، این گروه مسئولیت ترور

چندین شخصیت مذهبی را به عهده گرفته است. ما هیچ گونه اطلاعاتی که نشان دهنده این باشد که این

گروهها پرسنل ایالات متحده در ایران را مورد هدف قرار داده اند، نداریم، ولی ما بایستی که هدفهای

جالبی در نظر آنها باشیم. هر یک از این گروهها ممکن است وسوسه شود که عملیاتی را یا در پاسخ به

تحولاتی که ضد ایرانی تشخیص داده می شود یا در دامن زدن به یک بحران در روابط متزلزل فعلی دولت

ایالات متحده و دولت ایران انجام دهد. گروههای واپسگرای فلسطینی که متعهد شده اند، انتقام شرکت

دولت ایالات متحده را در پیمان مصر اسرائیل بگیرند نیز بایستی مورد توجه قرار گیرند. این تهدید ممکن

است به گونه ای توسط این حقیقت تعدیل شود که سازمان آزادیبخش فلسطین در پی توسعه روابط با دولت

وقت ایران به عنوان یک متفق می باشد و ممکن است نخواهد که رابطه را به وسیله قرار دادن دولت موقت

در وضعیت ناخوشایند درگیری با یک اقدام تروریستی بر علیه دولت ایالات متحده در ایران به خطر

اندازد.

ب: اقدامات مشخصی که علیه سفارت آمریکا جهت داده شده است.

در حدود ساعت 55/22 روز 17 اوت محوطه سفارت مورد حمله نارنجکی قرار گرفت. دو انفجار

جداگانه، یکی در محل ساختمان جدید کنسولی و دیگری نزدیک ساختمانی که گنبد ماهواره در آن قرار

دارد و درست در پشت ساختمان CHANCERY واقع شد، هیچ کس زخمی نشد، با این حال خسارت مالی

منجمله هزینه های کار حدودا به 8000 دلار بالغ شد. طبق گفته روزنامه فارسی زبان کیهان (18 اوت ) سه

گروه مسئولیت انفجارات را به عهده گرفتند. این گروهها عبارتند از :

جنبش مقاومت مردم مسلمان انقلابی ایران

گروه 17 شهریور ( 8 سپتامبر)

گروه تل زعتر

هیچ گونه تأییدی مبنی بر اینکه یکی از این گروهها مسئول بوده است، وجود ندارد. به تهران 9175 و


صفحه 297

9153 برای اطلاعات جزء بجز در مورد این واقعه رجوع شود.

در اولین ساعات روز 12 اوت گروهی در حدود 35 تا 50 شبه نظامی مسلح (پاسداران) به منظور

بردن ماشااللّه کاشانی و نیروهایش از محوطه به سفارت وارد شدند. در حالی که این اقدام متوجه سفارت

آمریکا نبود ولی روشی که مورد استفاده قرار گرفت (تسخیر واقعی سفارت به صورت مسلحانه) امکان

ایجاد خشونتی که پرسنل آمریکایی را درگیر می ساخت، دربرداشت. خوشبختانه افراد خونسردتر غالب

شدند و موضوع پس از حدود 5 تا 6 ساعت مذاکره با نیروهای شبه نظامی به گونه ای حل شد. به تهران

8973 برای جزئیات اضافی رجوع شود.

2 عملیات

الف: مشورت توجیه مسافران

سرهنگ «B »، جف رونالد از 7 تا 16 اوت به منظور انجام بازرسی قسمت گارد امنیتی تفنگداران

دریایی از پست (سفارت )دیدن به عمل آورد.

S/A فاچت از سرویس اطلاعاتی نیروی دریایی از 14 تا 17 اوت به منظور تحقیق در مورد ادعایی که

بر علیه گروهبان مین (گروهبان سابق NCOIC ) وارد است از پست (سفارت )دیدن کرد.

مایک هاوس من (از گردان ساختمان نیروی دریایی) در 26 اوت به منظور انجام کارهای امنیتی

تکنیکی روی ساختمان جدید کنسولگری وارد شد.

ب: فعالیتهای پشتیبانی

RSO به طور هماهنگ به همکاری با SGO، سرپرست پروژه FBO و سرکنسول به منظور جای دادن

نیازمندیهای امنیتی در ساختمان بنای جدید کنسولگری ادامه داد.

ج: فعالیتهای مهم

دوره 1 تا 12 اوت مستلزم این بود که تقریبا تمام وقت و ابتکارت مأموران امنیتی به بحث کردن با

ماشاءاللّه کاشانی و نیروهای او اختصاص داده شد.

در 12 اوت کاشانی به وسیله یک نیروی شبه نظامی مسلح از محوطه سفارت اخراج شد.

در 15 اوت S/A دن مک کارتی برای سه هفته کار موقت وارد شد.

در 17 اوت محوطه سفارت مورد حمله مشترک آر.پی. جی. و نارنجک قرار گرفت. حدودا هشت

هزار دلار خسارت مادی صورت گرفت. هیچ گونه جراحتی به وجود نیامد.

در 18 اوت ARSO هاولند به منظور دیدار از پست (سفارت) عزیمت نمود.

ضمیمه J طرح تخریب داخلی مجددا نوشته شده و به زودی به وزارتخانه (خارجه )ارسال می شود.

توجیهات امنیتی مشروح برای تمام کسانی که به طور موقت یا دائمی وارد شده اند صورت پذیرفت.

زمان قابل توجهی به همکاری با پلیس ملی در تلاش برای به دست آوردن یک نیروی امنیتی با

یونیفورم عادی جهت حفاظت سفارت اختصاص داده شده، تاکنون فقط جزئی از محافظان مشخصی

متشکل از پلیسهای مخفی برای انجام وظیفه روی یک اساس مستمر خود را معرفی کرده اند. اداره

پستهای امنیتی پیرامون سفارت گاه و بیگاه بوده است.


صفحه 298

3 برنامه های برای ماه آینده

لیلیان جانسون، سکرتر موقتی به منظور همکاری RSO برای استقرار مجدد سوابق و سیستمهای

مدیریت که در نتیجه حمله 14 فوریه 1979،نابود گردید از کینشازا به اینجا وارد خواهد شد.

TSO چاک ساپر به منظور ادامه کار روی بهبودهای فیزیکی امنیتی وارد خواهد شود.

به مذاکره برای یک نیروی امنیتی مرتب برای سفارت ادامه خواهیم داد.

انتظار می رود که ساختمان جدید کنسولگری در ماه سپتامبر باز شود.

RSS در ماه سپتامبر از پست دیدن خواهد کرد.

ARSO هاولند از 3 سپتامبر از مرخصی باز می گردد.

S/A مک کارتی از 3 سپتامبر به مقصد ایالات متحده عزیمت خواهد نمود.

یک نگرانی عمده روابط عمومی

سند شماره (14)

از : سفارت آمریکا در تهرانتاریخ : 4 سپتامبر 1979 13 شهریور 1358

به : آژانس ارتباطات بین المللی واشنگتن، دی. سی فوری

طبقه بندی : محرمانه

شماره : 9739

موضوع : یک نگرانی عمده روابط عمومی

به منظور شناخت «بحرانهای ارتباطی»، در مذاکراتی با ایرانیها راهی پیدا کردم که با احتیاط بپرسم:

چه چیز آمریکا و آمریکاییها است که ایرانیان را بشدت آزار می دهد؟ جوابها به طرز قابل توجهی متفاوت

است ولی یک رشته اصلی در میان همه این جوابها به چشم می خورد.

1 بسیاری از آمریکاییها برای مدت بسیار زیادی در بسیاری از جنبه های زندگی ایرانیان بسیار

نمایان بوده اند.

2 به یاد می آورم که در سفری که در سال 1973 به ایران داشتم متوجه شدم آنچه که در تهران می بینم

بی شباهت به آن چیزهایی نبود که در سال 1967 در سایگون دیده بودم، تکنسینها و دلالهای آمریکایی به

وضوح در صحنه ملی حضور داشتند.

3 من با فروتنی اظهار می دارم که در هر نقطه ای که حضور آمریکاییها آنقدر زیاد باشد که به طور

گسترده بر متن جامعه تأثیر بگذارد،به تدریج «بحرانهای ارتباطی» جدی شکل خواهد گرفت و این

مشکلی است هم برای آژانس ارتباطات بین المللی و هم برای گروه تحقیقاتی ما در واشنگتن، که البته

بیشتر به صورت یک امر عمومی است که آژانس باید آن را مورد توجه DOD, NSC و حکومت قرار دهد.

4 فرد ممکن است که به طریقه تصویر نمودن خطر، این مورد را با کوبای قبل از کاسترو، یونان تحت

حکومت جونتا و یا تجربه روسیه در مصر و افغانستان مقایسه نماید. بلکه با یک مثال بهتر یا یک مورد

کاملاً فرضی می توان آمریکاییها را به درک این موضوع واداشت: 000/50 تکنسین ژاپنی به کار و زندگی

در اطراف جکسون و می سی سی پی مشغولند و یا تعداد مشابهی از آلمانیها در اطراف «دولوت» مینه سوتا،

آمریکاییها به این افراد در کشورهاشان به چه چشمی خواهند نگریست.

5 بیانیه ژنرال امیر رحیمی درباره بازگرداندن مستشاران آمریکایی و نظراتش در باره تأثیر یک


صفحه 299

چنین مستشارانی بر ارتش ایران در زمانهای گذشته، نشانه این خصومت و تنفری است که حضور بسیار

زیاد آمریکاییان در اینجا پرورش داده است.

6 در حالی که مایل به بالا بودن میزان سیاستهای کوتاه مدت در زمینه امنیت و یا منافع بازرگانی خود

بوده ایم، به موازات آن وسیله ایجاد خصومتهای دیرینه و از خود بیگانگی هایی نیز شده ایم. روح جمعی و

سرمایه گذاری فعالانه هزاران گروه سودمند آمریکایی کنترل تعداد افراد دست اندرکاری را که فرصت را

در هر منطقه از جهان غنیمت می شمارند خیلی مشکل می سازد. معذالک، منافع عمده دراز مدت آمریکا

ایجاب می کند که تلاشی جدی در جهت کاهش حضور آمریکاییها (و تأثیر آن بر فرهنگ) کشورهایی

چون عربستان سعودی، مکزیک و مصر به خرج داده شود.

گریوز

یادداشتی برای قسمت سیاسی آقای لیمبرت

سند شماره (15)

سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران تاریخ : 4 سپتامبر 1979 13 شهریور 1358

طبقه بندی : محرمانه

یادداشتی برای قسمت سیاسی آقای لیمبرت

از قسمت اقتصادی آ.دی.ستر

مفاهیمی که از مکاتبات اخیر شما درباره ساخت سیاسی اینجا خوانده ام، به نظر می آید که درست

باشد. فکر می کنم شما می بایست، توضیح می دادید که اگر واقعا دولت دوگانه از بین رفته، این چه تأثیری

بر منافع آمریکا خواهد داشت. یک پیشنهاد شد که من نظراتم را بدهم زیرا امکان دارد که برای مکاتبات

آینده قابل استفاده باشند.

به نظر من اگر دولت دوگانه ای وجود داشت، در موقعی که خمینی منبع قدرت شد، پایان یافت. به نظر

من حملات اخیر خمینی به کردها و چپیها، خوار کردن علنی روشنفکران و محدودیتهای که ظاهرا به طور

موقت بر مطبوعات اعمال شده، ناشی از یک سری عکس العمل های عجولانه در برابر وقایع غیر قابل

کنترل نیست. بلکه نمایانگر استفاده حساب شده، از قدرت توسط مردی است که به طور علنی گفته است،

که نمی خواهد اشتباه کرنسکی را در مورد استفاده نکردن از سلاحهای انقلاب بر علیه متحدان مصلحتی که

می خواهند از نهضت به خاطر پیشبرد اهداف خودشان استفاده کنند را تکرار کند.

فکر می کنم اینجا مسئله زمانی هم مطرح است. خمینی می بیند که مجلس خبرنگارانش که ملاها بر آن

حاکم هستند، در جریان تکمیل قانون اساسی که او برای جمهوری اسلامی می خواهد، می باشد. چند هفته

دیگر اعلام خواهند کرد که انقلاب پیروز شده دولت دائمی جدید روی کار خواهد آمد و بهترین هدیه

تولدی که خمینی می تواند به دولت بدهد، مخالفین خلع سلاح شده و مردمی که لزوم نظم را درک کرده اند،

می باشد. گذشته از این در این موقع خمینی می تواند طی چند ساعت نیم میلیون نفر را به خیابانها بکشاند و

پاسداران انقلابی او با شادی تمام در برابر هر گروهی، مسلح یا غیر مسلح قرار خواهند گرفت. در مدت

شش ماه یا یک سال سرخوردگی اجتناب ناپذیری به وجود خواهد آمد و توانایی او در برخورد با منتقدین

کمتر خواهد شد و فکر می کنیم که او ترجیح خواهد داد که دولت جدید شیوه رفرمیستی و تأمین آزادیها را

موقعی پیش گیرد که دارای قدرت باشد، تا اینکه در برابر مخالفینی غیر قابل کنترل قرار گیرد.


صفحه 300

چه بر سر منافع آمریکا خواهد آمد؟ خوب اگر خمینی بتواند سرخوردگی را تحمل کند، شما آینده

بهبود یافته ای از لحاظ ثبات داخلی و تمامیت ارضی به دست آورده اید. همچنین برای من روشن است که

گذشته از نظم، خمینی می خواهد مردم را بر سرکار برگرداند، تا سطح زندگی مناسب و حتی رشد یابنده ای

(در مقایسه با معیارهای محلی) را تضمین کند. (من شنیده ام که جمهوری اسلامی نباید به عنوان جامعه ای

ناتوان و عقب مانده تلقی شود.) لذا منافع ما در دسترسی مداوم به نفت ایران باید توسط توانایی دولت

جدید در برقراری نظم در چاههای نفت و احتیاج او به درآمد، حفظ گردد. منافع ما در اینکه ایران درآمد

نفتش را در آمریکا خرج کند، باید بهبود یابد (ما نباید با بی توجهی این منافع را از دست بدهیم) چون آنها

به طور فزاینده متوجه می شوند که محتاج تبدیل دلارهای نفتی به کار از طریق واردات مصرفی و یا به

احتمال قوی تر پروژه های وسیع تولید کار، که به صنایع وسیع منجر خواهد شد می باشند. ( من فکر می کنم

این مسئله افزایش تولیدات نفت را هم در برخواهد داشت) نهایتا وجود فردی مطمئن از خود مانند خمینی

که مسائل داخلی را تحت کنترل دارد و نسبت به غرب خیلی بدبین است، برای ما در زمینه های مسائل دو

جانبه مشکلات جدی به وجود خواهد آورد. در آینده نزدیک ما حداقل همانقدر که او به ما احتیاج دارد،

به او محتاج هستیم و لذا نمی توانیم او را با چیزی تهدید کنیم. خصوصا در مورد سیاستهای خاورمیانه او

نیروی مخالفی خواهد بود که باید با او مقابله کرد.

سیاست (آمریکا) در مورد ایران

سند شماره (16)

وزارت امور خارجه تاریخ : 5 سپتامبر 1979 14 شهریور

یادداشت توجیهی

طبقه بندی: سری /حساس

به وزیر

از طریق : آقای نیوسام

از : امور خارجه نزدیک هارولد اچ ساندرز

موضوع : سیاست (آمریکا) در مورد ایران

ارزیابی: رهبری انقلابی خمینی / بازرگان احساس می کند، که به طور فزاینده ای در محاصره گروهها

و دیگر گروههای قومی، چپ، غیر مذهبیون مرکزی، قدرتهای خارجی (اسرائیل، اتحاد شوروی، عراق،

ایالات متحده، «امپریالیستها») و نیروهای طرفدار شاه (ساواک و افسران ارتش سابق) قرار گرفته است.

عکس العمل آشتی ناپذیر خمینی این است که به صورت خشنی ضربه وارد کند: میانه روهایی چون

بازرگان در این روش تند، کمی سهیم هستند ولی به دنبال مصالحه و روابط بهتر با خارج نیز هستند و در

تلاشند که اقتصاد را دوباره به راه بیندازند، گرچه توهمات فزاینده ای با خمینی حتی در میان روحانیون

(آیت اللّه شریعتمداری و طالقانی ) وجود دارد. وی به حکم راندن بر اکثریت عظیمی از طبقات پایین ادامه

می دهد و معدودی از سیاستمداران متمایلند که مستقیما با او رو در رو شوند.

رهبری دو جنبه ای امیدش را در جریان قانون اساسی که منجر به دولت جدیدی می شود که به ایران

یک قدرت مرکزی و متحد می دهد، گذاشته است. هر دو طرف (اسلامی و ناسیونالیستهای لیبرال )

امیدوارند که مسلط شوند. قانون اساسی اکنون توسط خبرگان بررسی می شود (عمدتا روحانیون)، و یک


صفحه 301

رفراندم پیشنویس را تصویب خواهد کرد و انتخابات برای پارلمان و رئیس جمهوری امسال برگزار

می شود. بازرگان برای ریاست جمهوری شانس خوبی دارد. نفوذ روحانیت حداقل برای چند سال آینده

قوی خواهد بود و مطمئنا تعداد روحانیون در پارلمان زیاد خواهد بود. ولی ما مطمئن نیستیم که ملاهای

تندرو قادر باشند بر عوامل غیر مذهبی یک پیروزی پایدار و قاطع به دست آورند. خود روحانیون

نمی توانند یک کشور پیچیده را اداره کنند و مجبور خواهند شد که در جستجوی کمک از مقامات غربگرا

باشند و اصول اسلامی را برای رویارویی با احتیاجات عامه تعدیل خواهند نمود. نیروی مدرنیزه اصلی

توسعه ایران به طور گریز ناپذیری با گذشت زمان، خمینی و روحانیون را ضعیف خواهد کرد. اگر خمینی

فوت کند، نفوذ روحانیون کمی تضعیف خواهد شد، ولی محدود نخواهد شد. اتحاد کمتری در

دسته بندیهایشان وجود خواهد داشت و اتحاد و اتفاقی با غیر مذهبیون صورت خواهد پذیرفت. همان طور

که اسلامیها موقعیتشان را از دست می دهند. مسئله این خواهد بود که آیا چپ صاحب قدرت خواهد شد یا

مرکز؟

ما معتقدیم که در کوتاه مدت دولت می تواند مشکلاتش را با کردها اداره کند، اگر چه خشونت پراکنده

مستمر میراثی از روشهای تندی است که توسط پاسداران انقلابی به کار گرفته شده است. توانایی ایران

برای سرپوش گذاشتن بر روی جنبش کردها و اجتناب ورزیدن از مشکلات با اعراب قومی به مقدار

زیادی بستگی به رفتار عراق دارد. در حال حاضر روابط خوب ظاهری وجود دارد، زیرا عراق به واسطه

اکثریت شیعه اش زخم پذیر است. با این حال و به همین دلیل عراق نمی خواهد که یک دولت شیعه قوی و

مطمئن را در ایران ببیند و امکان دارد که به تحریک ناراحتیها و دردسرها در ایران کمک کند. در حقیقت

امکان دارد که هم اکنون عراق در سکوت به کردها کمک بنماید. روسها ممکن است در این گرایش سهیم

باشند، ولی با احتیاط و با ترس از آشوب در مرزهایشان و دلیلهایی برای توسعه بی ثباتی در منطقه اقدام

خواهند نمود.

سیاست ایالات متحده:

در این شرایط مغشوش و نامطمئن موضع ما مخفیانه آماده بودن برای اقدام و پاسخگویی به فرصتها

برای محکم کردن اعتبار، در مقابل دولت موقت ایران و خودمان را به جلو نراندن بوده است. ما در بهار

گذشته نقش فعالتری را شروع کرده ایم، ولی به واسطه عکس العمل ایران به رأی سنا در ماه می عقب

برگردانده شدیم.

هدفهای ما در ایران (دستیابی به نفت، عدم پذیرش نفوذ شوروی، پیشرفت یک دولت میانه رو دوست

و غیر متعهد) در ماههای آینده و هنگامی که ایرانیان هنوز با دقت با جهت گیری سیاستشان هماهنگ

نشده اند و زمانی که غیر روحانیون فقط با ضعف در مقابل گرایشات روحانیون در جهت استبداد مقاومت

می نمایند (در کوتاه مدت) بایستی پیگیری شود. ما می خواهیم که خودمان را در آنچنان موضعی قرار

دهیم، که بتوانیم رابطه ای مؤثر با هر گروهی که قدرت قطعی را در اختیار دارد، برقرار نماییم و در عین حال

روابطمان را با دیگر عوامل مهم سیاسی منجمله مخالفین حفظ نماییم. ما می خواهیم که ایرانیان ثبات قدم

ما در اصولمان را درک کنند( برای مثال حقوق بشر) و به آن اصول احترام بگذارند. ما همچنین خواهان

رفتاری منصفانه و مساوی جهت منافع خصوصی ایالات متحده در ایران می باشیم. گرایش ما نسبت به

ایران بایستی با درک مشکلات، بردباری در حل آنها و نیز یادآوریها واضح، استوار و مرتب از منافع ما در


صفحه 302

ایرانی که نسبت به غرب دوستانه و با ثبات است و به حقوق افراد احترام می گذارد و در

برآوردن احتیاجات شهروندانش مترقی است، باشد.

ما نیاز داریم که دیدگاهی روشن در مورد مشکلات کردها و اعراب قومی داشته باشیم. اینها مشکلاتی

قدیمی هستند و برای مدتی در آینده پایدار خواهند ماند. ترغیب جاه طلبیهای آنها برای خودمختاری

می تواند مستلزم بی ثباتی برای تمام منطقه باشد.

در کوتاه مدت (تا زمانی که یک دولت جدید تشکیل شود) ما می خواهیم که تا آنجایی که ممکن است

مشکلات گذشته را از سر راه برداریم و از مسائلی که ایجاد ستیزه می کند، اجتناب ورزیم. در طول این

ماهها ما پایه ای برای ارتباط با دولت جدید که امیدواریم قدرت مؤثر بیشتری داشته باشد خواهیم گذارد.

در طول این مدت و پس از آن می خواهیم که سوءظن های رهبران مذهبی را کاهش دهیم و در جایی که

امکان پذیر باشد دوستی آنها را توسعه و بهبود بخشیم. اداره مسائل اعراب اسرائیل توسط ما اثری

مستقیم روی گرایشات ایرانیان دارد. ایرانیان به طور فزاینده ای نسبت به نفوذ فلسطینیهای رادیکال،

خصوصا در مناطق نفتی سوءظن پیدا می کنند، ولی هنوز در میان روحانیون و مردانی چون یزدی یک

وابستگی قوی به سازمان آزادیبخش فلسطین و «آرمان فلسطین » وجود دارد. در بلند مدت ما خواهان

کار کردن برای ایرانی می باشیم که ناسیونالیستهای غیرمذهبی میانه رو در اداره کشور مسلط باشند. ولی

قبل از اینکه ما بتوانیم در ایران اعمال نفوذ کنیم، بایستی که یک وضعیت اعتماد و احترام به وجود آوریم. ما

معتقدیم که ما اکنون بایستی روی یکسری از مشکلات دوجانبه شروع به حرکت نماییم و پیشنهادات زیر

را ارائه می کنیم. (ما دریک ملاقات بین سازمانی در هفتم سپتامبر روشهای تفصیلی در مورد مسائلی که با

علامت ستاره مشخص شده اند را به دست خواهیم آورد.)

1 آیا ما باید که یک سفیر منصوب نماییم؟

بازرگان و همکارانش امیدوارند که با سرعت این کار را انجام دهیم و شخصی را که هوادار انقلاب

آنها است معرفی نماییم.

هیچ نشانه ای از اینکه دولت موقت ایران در نظر دارد به زودی سفیری را در واشنگتن معرفی نماید

وجود ندارد و انتصابات سفرای ما و آنها هرگز به هم مرتبط نبوده اند. ما انتظار داریم که ایرانیان ممکن

است تا زمانی که یک دولت جدید انتخاب شود برای فرستادن یک نماینده صبر کند.

پیشنهادات : پس از مشاوره با اعضای اصلی کنگره یک سفیر معرفی نمایید که در ماه اکتبر در اینجا

باشد. احتمالاً ایرانیان را از پیش توسط یک واسطه خصوصی از برنامه هایمان مطلع نمایید.

2 آیا پیغام یا فرستاده ای نزد خمینی بفرستیم؟

ما هیچ گونه تماسی با مردی که قویترین رهبر سیاسی در ایران باقی می ماند، نداشته ایم. این احتمال

وجود ندارد که خصومت وی نسبت به ما به طور مؤثری کاهش پیدا کند، هرچند که اخیرا گفته های زهردار

کمتری بر علیه ما وجود داشته است، اولین ملاقات آشکار می تواند یک کار خردکننده باشد.

ملاقات با خمینی قبول قطعی ما را در مورد انقلاب نشان خواهد داد و می تواند کمی سوءظنهای او

را نسبت به ما کاهش دهد. همچنین زمانی که اولین ملاقات صورت پذیرفت ما را قادر می سازد که در

مورد مسائل مهم با آمادگی بیشتری به او نزدیک شویم.

به عبارت دیگر ما این ریسک را می کنیم که در مقابل مردی که از ما متنفر است و ایرانیان غربگرا