وسیله ای برای وادار کردن او به گزارش به ساواک درباره فعالیتهای دانشجویان و دانشکده بالا سر او
نگهداشته می شود. او ارتباط خود را با ساواک به آگاهی همکاران خود رسانده و گاه به گاه درباره مقاصد
حکومت نسبت به آنها، خطاهایی کرده است.
هسته میانه رو ترقی خواه که در حال حاضر اکثریت پارلمان را تحت کنترل خویش دارد، گاهی به
عنوان گروه اندیشمندان طرفدار حکومت به آن اشاره می شود و یقینا خود را به عنوان هیئتی می شناسد که
مبتکر اندیشه ها و برنامه های جدیدی برای حکومت است معذالک تعداد اندیشمندان برجسته در این
سازمان عملاً کم می باشد. دکتر غلامرضا نیک پی که با نزدیکی فشرده ای با نایب رئیس این هسته (امیر
عباس هویدا)در شرکت ملی نفت ایران کار می کند نامش قبلاً در ارتباط با «تکنوکراتها» ذکر شده است.
دکتر حسین هدایتی که در دانشگاه تهران حقوق تدریس می کند، دکتر محمود ضیایی پزشک امراض زنانه
تحصیلکرده در فرانسه و از نمایندگان با سابقه مجلس، دکتر باقر عاملی که در عین حال به عنوان یک فرد
صاحب نظر حقوقی به شمار می رود در میان اندیشمندان واقعی در این میانه روهای ترقی خواه است.
متأسفانه این گروه تاکنون نتوانسته است در جامعه اندیشمندان ایران منشاء اثر اندیشه های جدید باشد و
نفوذ آنها به ویژه در میان جوانان بسیار محدود است.
3 مسئله دانشجویان
3 مسئله دانشجویان
هر چند همه دانشجویان را نمی توان در مقوله اندیشمندان و روشنفکران گنجاند، معذالک دانشجویان
را باید جهت مطالعه ویژه مشخص کرد، زیرا در میان این محیط است که بزرگترین مقدار جوشش پیدا
می شود و همچنین حادترین نوع سرخوردگی از رژیم در ایران و آنچه که برای ما حائز اهمیت فوق العاده
است، صریحترین انتقادات از ایالات متحده، در میان آنهاست. همان طوری که طرفداران حکومت ایران
خاطرنشان ساخته اند یقینا حقیقت دارد که هیجان میان دانشجویان دانشگاه تنها اقلیتی از میان
دانشجویان فوق العاده توسعه یافته و این امر وسیله بسیار مطلوبی فراهم می کند که به موجب آن هیجان و
افکار رادیکال می توانند عمل کنند و راه به جلو پیدا کنند. در میان دانشجویان است که مشکلات سیاسی
اندیشمندان ایران در حادترین کانون توجه قرار می گیرد زیرا در میان دانشجویان است که احساسات ضد
رژیم اندیشمندان تحصیلکرده بیش از همه طنین پیدا می کند.
مسئله صرفا جنبه سیاسی ندارد سرخوردگیها و بلاتکلیفیها در باره کاریابی آینده در عین حال یک
عامل مهم است، به ویژه از نظر رکود کنونی اقتصادی در ایران که فرصتهای حتی با استعدادترین
دانشجویان را محدود می کند. نزاع و کشمکش بین نسلها شامل بیگانه شدن از طرز فکر والدین که هنوز
پایبند طرز زندگی سنتی هستند، بدون شک یک عنصر روانی در سرخوردگی اندیشمندان جوان می باشند
که به یک نوع روح عصیانگری علیه مقام حاکم منجر می شود. وضع و شرایط زندگی مادی بسیاری از
دانشجویان بسیار فقیرانه است. در جامعه سنتی آنها راه خروج نارسایی، برای نیازهای آنها در امور
جنسی و کمبود مؤسسات تفریحی برای آنها به چشم می خورد. دانشگاهها بیش از اندازه لازم جمعیت
دارد و قسمت اعظم تدریس در دانشگاه تهران از لحاظ کیفیت پایین است. این عوامل را نمی توان دست کم
گرفت ولی این عوامل به هسته مرکزی مطلب که جنبه سیاسی دارد راه نمی یابد.
اساسا بیگانگی بیشتر دانشجویان ایران از جامعه سیاسی آنها در نتیجه اختلافاتی است که آنها بین
ایده آلها و آرمانهای خود از یک سو و واقعیت های اوضاع در ایران از سو دیگر می بینند. در کشوری مانند
ایران که نسبت به سیاست یک نوع کلبی مسلکی و بی باوری و تحقیر وجود دارد، مایه شگفتی و نیز مایه
شادی است که متوجه شویم که ایده آلیسم (آرمانگرایی) و به ویژه ایمان و اعتقاد به آزادیهای مدنی و
حکومت دمکراتیک مورد علاقه این همه جوانان شده است. ولی این اعتقادات اغلب همراه با چنان
روشهای خشونت آمیز نسبت به حکومت و گاهی همراه با ملی گرایی رادیکالی است که انسان ممکن است
شک داشته باشد که این جوانان اگر بر سرکار بیایند، به اصول فرایند مستقیم پایبند بوده و حقوق اقلیتها را
محترم بشمارند و یا در امور خارجی به نحو مسئولانه ای رفتار بکنند. مخالفت آنها نسبت به رژیم کنونی
در ایران بر این مبناست که این رژیم دیکتاتوری خودکامانه است، ولی قهرمان بسیاری از آنها مصدق است
که با سنت لیبرالیسم کار را آغاز کرد و سرانجام خود او یک فرد خودکامه شد.
معذالک اشتباه خواهد بود اگر اهمیت ایده آلهای مورد احترام ایالات متحده را در نزد این جوانان
دست کم بگیریم. یکی از جالب ترین پدیده ها در ارتباط با دانشجویان رادیکال در دانشگاه تهران این است
که در حالی که آنها ایالات متحده را به خاطر پشتیبانی آن از شاه و از سیاست آرام سازی او که به عقیده آنها
جز سالوسی و سرکوبگری و پارتی بازی چیز دیگری نیست محکوم می کنند، بیش از هر چیزی مایل به
تحصیل در ایالات متحده بوده و ایالات متحده را نه به خاطر اداره سیاست خارجی، بلکه به طور اخص به
خاطر حمایت از رژیم کنونی ایران مورد سرزنش قرار می دهند. البته گرایشهای بیطرفی در میان
دانشجویان و نظریات مساعدی در میان اقلیتی از آنان درباره اتحاد جماهیر شوروی همان طوری که بعدا
تشریح خواهد شد وجود دارد، ولی در هیچ زمانی که پس از قتل اخیر پرزیدنت کندی ابراز شد، نبوده است
و آن در هنگامی بود که اندوه و شوک ناشی از فقدان مردی که آنها او را قهرمان آرمانهای خود می دانستند،
به منصه ظهور رسید.
تلگرام تسلیتی که از سوی کمیته دانشجویان جبهه ملی به ایالات متحده فرستاده شد، این عبارت
جالب را در بر داشت:
«آنهایی که برای آزادی ملت خود مبارزه می کنند می دانند که چگونه آرمانهای آزادی خواهانه در
میان نسلهای جوان رشد می یابد. کندی مظهر این آرمانها بود. کندی که نویسنده کتاب نیمرخهایی در
شهامت بود، اکنون خودش چهره ای از شهامت و یک نمونه جاویدان از شهامت برای نسل جوان است». با
این وجود انتشار مجله جبهه ملی که این تلگرام در آن درج شد، همچنین در عین حال سیاست آمریکا را
در ایران با سختی هر چه بیشتری مورد انتقاد قرار می دهد. این دوگانگی بین تحسین فوق العاده و نفرت
فوق العاده نسبت به ایالات متحده نیاز به استدلال از روی دلایل عقلی از جانب این دانشجویان دارد. و
این استدلال از روی دلایل عقلی گاهی شکل این حدس را می گیرد که رئیس جمهور مرحوم طرفدار وادار
کردن شاه به اتخاذ سیاستهای دمکراتیک بوده است، ولی این قصدها به وسیله مشاوران محافظه کار و
سایرینی که در سلسله های پایین تر بوروکراسی آمریکا قرار داشتند خنثی می شده است.
هر چند که سفارت کوششهای ویژه ای برای پرورش دانشجویان به عمل آورده و تماسهای خوبی چه
در میان دانشجویان غیر سیاسی و چه در میان رهبران دانشجویان جبهه ملی برقرار کرده است،ما باید البته
درباره افکار دانشجویان از هر گونه تعمیمی بپرهیزیم و بپذیریم که ما درباره آنها اطلاعات کافی تفصیلی
نداریم. بنابر این اطلاعات موجود از یک بررسی و نظرخواهی در میان دانشجویان دانشگاه تهران که از
سوی بخش پژوهش افکار عمومی و بازاریابی مؤسسه ملی روانشناسی به عمل آمده است باید به طور
خاصی باشد.
بر اساس یک نظرخواهی که در اواسط سال 1340 به عمل آمده 43 درصد از دانشجویان در پاسخ به
این سؤال که چرا آنها در دانشگاه تحصیل می کنند گفته اند که آنها برای خدمت بهتر به کشور خودشان در
دانشگاه تحصیل می کنند.در یکی از سئوالات این نظر خواهی چنین نوشته شده است.«به نظر من
بزرگترین نیاز جوانان ایران این است که ... بیشتر داشته باشند» و از پاسخ دهندگان تقاضا شده است که
یکی از چندین چیزی را که در آن ذکر شده است بنویسند. 14 درصد از پاسخ دهندگان جواب داده اند
«وسایل و تاسیسات تفریحی»، در حالی که 33 درصد «فرصتهایی برای مشارکت در کار تولیدی» را
نوشته اند در حالی که 40 درصد «آزادی بیان سیاسی» را انتخاب کرده اند. در همین نظرخواهی از
دانشجویان خواسته شده است که مشخص کنند که به عقیده آنها کدام کشور برای صلح جهانی بیشتر از
همه کار می کند. 47 درصد هند را و 17 درصد ایالات متحده را و 8 درصد اتحاد شوروی را مشخص
کرده اند. فرصتهایی برای مشارکت در کار تولیدی براساس یک نظر خواهی بعدی که در بهار 1342 از
طریق یک سازمان مشهور نظرخواهی آلمانی انجام گرفته بر روی تأکیدها تغییرات جزئی به عمل آمده
است. نمونه 300 دانشجو هنوز دلالت بر آرمان گرایی دانشجویان داشت. در زیر عنوان «جنبه های رفتار
شخصی» که دانشجویان بیش از همه به آن ارزش قائلند «کار کردن برای عدالت اجتماعی » هشتاد و دو
درصد از آراء را به دست آورد و همچنین «جاه طلبی و میل رفتن به پیش » هشتاد و دو درصد از آراء را به
دست آورد. «انجام وظیفه » هشتاد و یک درصد و «وفاداری به آرمان بشر» هشتاد درصد «آزادی
شخصی » هفتاد و نه درصد (و «اطاعت در مقابل »تنها 14 درصد). از سوی دیگر مسائل مختلفی مربوط به
ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی نشان داد که احترام فزاینده ای نسبت به کشور شوروی وجود دارد،
در پاسخ به سؤال مربوط به اینکه کدام کشور را برای تحصیل ترجیح می دهند ده درصد روسیه را انتخاب
کرده اند (در حالی که 37 درصد ایالات متحده و پانزده درصد فرانسه و 14 درصد انگلستان را گزینده
بودند). 93 درصد از آنهایی که طرف سؤال قرار گرفتند معتقدند که روسیه در امور قضایی کشورهای دیگر
را رهبری می کند و 52 درصد معتقدند که اتحاد شوروی همچنین در «رشد کلی علمی» بر سایر کشورها
پیشی دارد (در حالی که فقط 30 درصد معتقدند که ایالات متحده از همه کشورهای دیگر پیش است). 22
درصد گفته اند که از فیلمهای روسی بیش از همه لذت می برند (در حالی که 44 درصد فیلمهای ایالات
متحده را ترجیح می دهند). در پاسخ به این سؤال که آیا بعضی کشورها «حداکثر کوشش خود را برای
کمک به کشورهای رو به رشد در راه استقلال خود «انجام می دهند روسیه 34 درصد از آراء را به دست
آورد در حالی که ایالات متحده فقط 26 درصد از پاسخ را.
هنگامی که از دانشجویان خواسته شد تا صفتهایی را برای کشورها به ترتیب اطلاق کنند و دانشجویان
خصوصیات زیر را برای اتحاد جماهیر شوروی از لحاظ اولویت اطلاق کردند.. نیرومند، سختکوش با
کارایی، کردارگرا،ترقیخواه و با انضباط. خصوصیت «تجاوز کار و متعرض» فقط از سوی 19 درصد از
پاسخ دهندگان به اتحاد شوروی نسبت داده شد (در حالی که در مورد ایالات متحده 33 درصد چنین نظر
داده اند). در عوض ایران در مقوله های خصوصیات لاف زنی و صلح طلبی و بی پروایی و ولنگاری و
اسراف بالاترین آراء را به دست آورده است. ایالات متحده با چند خصوصیت مثبت مفتخر شد، ولی
هنگامی که مسئله بر سر نظر دانشجویان درباره کمکهای خارجی بود، چنین از آب درآمد که هشتاد و پنج
درصد از آنها احساس می کردند که اثرات کمکهای آمریکا این است که «ثروتمند را ثروتمندتر می کند» و
تنها هشت درصد معتقد بودند که کمک آمریکا «سطح زندگی بسیاری را بالا می برد». 27 درصد احساس
می کردند که کمک خارجی باعث پیشبرد تغییرات اجتماعی شده است، ولی 34 درصد معتقد بودند که
کمک خارجی از این نوع تغییرات اجتماعی جلوگیری می کند و 29 درصد اظهار عقیده کردند که کمک
خارجی به هر صورتی باشد چندان اثری ندارد. 50 درصد معتقد بودند که ایالات متحده بیشتر طرفدار آن
است که همه چیز همان طوری که بوده باقی بماند.
درباره اولویت نیازهای اقتصادی بر نیازهای سیاسی اظهار نظر بیشتری شده است، زیرا 42 درصد از
رأی دهندگان اظهار نظر کرده اند که اولین چیزی که باید انجام بگیرد این است که «در راه تغییر و بهبود
اوضاع اقتصادی کار کنند» و 34 درصد به «بهبود وضع فرهنگ و بهداشت و اخلاقیات عمومی» اولویت
دادند در حالی که فقط 18 درصد تغییرات سیاسی را در درجه اول قرار دادند. از سویی دیگر 35 درصد
طرفدار چیزهایی نظیر «انقلاب و تغییر رژیم و برقراری سوسیالیسم و آزادی مطبوعات و بیان و ترک
پیمانهای نظامی و بر کنار کردن نفوذ بیگانگان» بودن و 55 درصد اعلام داشتند که برای پیش آوردن
تغییرات مورد لزوم «قوه قهریه لازم خواهد بود» این انتخاب و اختیار چنان مرحله بندی شده بود که «قوه
قهریه به اقدامات دولت مربوط می شد». به اظهار رهبران دانشجویی که با سفارت روابط نزدیک دارند
گرایشهای دانشجویان چه سوی چپ و چه به سوی راست رو به تسریع است زیرا رادیکال در میان
دانشجویان کمتر امکان آن را می بینند که از طریق وسایل مسالمت آمیز اوضاع بهبود یابد. از آنجایی که
ایالات متحده با اندیشه به کار بردن وسائل دمکراتیک و طبق قانون اساسی با پیش آوردن دگرگونیهای
سیاسی وابستگی دارد، شکست سیاست آمریکا در ایران در کمک به میل به آرمانهای این دانشجویان به
نحو فزاینده ای به عنوان دلالت کننده بر دورویی آمریکا و به عنوان اینکه نتایج مسالمت آمیز را اختیاری
که برای اندیشمندان جوان ایران در دسترس باشد نیست، تلقی می شود.
دکتر ایرج ایمان که رئیس انستیتوی پژوهشهای روانشناسی است، در دانشگاه جامعه شناسی تدریس
می کند اخیرا به مأمورین سفارت درباره پرسشنامه ای که او بین عده نمونه ای از فارغ التحصیلان دبیرستان
پخش کرده بود و از جمله پرسشها یکی این بود که آنها تمایلات و علائق سیاسی خود را ابراز بدارند اظهار
نظر کرده به این فارغ التحصیلان اختیار داده شده بود که اگر دلشان می خواهد اسم خود را بنویسند یا از
نوشتن اسم خود امتناع کنند. عده قابل ملاحظه ای از اینان (که رقم دقیق آن هنوز در دسترس نیست) برای
جبهه ملی تمایل نشان داده بودند، در حالی که اسم خود را نیز در پرسشنامه نوشته بودند و به عقیده دکتر
ایمان این دلیل بر نیرومندی اعتقادات آنهاست. دکتر ایمان در عین حال متذکر شد که دانشجویان دانشگاه
عاجز از «لفاظی کردن هستند» و این امر کار استاد را تشخیص نظریات آنها در جریان مکالمه دشوار
می سازد و اما درباره اشخاصی که آنها بیش از همه نسبت به ایشان اعتماد دارند او گفت که پژوهشهای او
وی را به این نتیجه رسانده است که افرادی که بزرگترین نفوذ را بر روی طرز فکر آنها دارند بدون شک
استادانی هستند که قادرند اندیشه های خود را به خوبی بیان کنند (نظرخواهی سال 1342 این امر را
مشخص می کند) هر چند دانشجویان همه چیز می خوانند آنها نسبت به رسانه های گروهی اطلاعاتی
اعتقادی ندارند و در واقع آنها شاید در عکس العمل تقریبا غریزی اندیشمندان مسن تر سهیم هستند، مبنی
بر این که اگر دولت خبری را اعلام می دارد به احتمال قوی این خبر صحت ندارد.
فعالیتهای سازمانی کمونیستی در حال حاضر عامل بسیار کوچکی را تشکیل می دهد ولی نه لزوما به
علت اینکه برای چنین نفوذهایی مغز پذیرا وجود ندارد، بلکه به این دلیل که ساواک در رخنه کردن در
سازمانهای کمونیستی در میان دانشجویان و متلاشی کردن آنها و دستگیری رهبران آنها به ویژه مؤثر بوده
است. شواهدی وجود دارد که سلولهای کمونیستی که وجود داشته به بخشهای کوچکتر تقسیم شده و راه
خود را منحرف کرده و گاهی علیه یکدیگر اختلاف پیدا کرده اند، به طوری که بعضی از آنان حتی شورویها
را طبق خط مشی اتهامات عنوان شده علیه ایالات متحده از سوی رهبران دانشجویی جبهه ملی مورد
سرزنش قرار می دهند. البته ساواک به سازمانهای دانشجویی جبهه ملی نیز رخنه کرده است، ولی
احساسات جبهه ملی آنقدر عمیق است که حتی دستگیری چند ده نفری از رهبران آنها این سازمان را فلج
نمی سازد و در حالی که قشر فوقانی برکنار شده چنان که این امر با دستگیری 25 نفر از رهبران دانشجوئی
جبهه ملی اتفاق افتاد دیگران پیش آمده جای آنها را می گیرند. این امر امکان پذیر است زیرا گروههای
دانشجوئی جبهه ملی از فعالیت منع نشده اند همان طوری که خود جبهه ملی نیز در حالی که تحت فشار
مداوم قرار گرفته یک سازمان غیر قانونی نیست.
این پرسش گاهی عنوان می شود که آیا رهبران دانشجویی جبهه ملی مبلغین حرفه ای هستند، همان
طوری که بعضی از دانشجویان ایران در خارج می باشند و آیا آنها عملاً علاقمند به کارهای دانشگاهی
خود هستند یا خیر. در حالی که در میان رهبران دانشجویی اوباش نیز وجود دارند، شواهد حاکی از آن
است که این اوباش را می توان استثناء تلقی کرد. سیاگزار برلیان، رئیس کمیته دانشجوئی جبهه ملی، اخیرا
درجه دکترای خود را با عالیترین افتخارات دریافت کرده او نه تنها به خاطر شوق و استعداد تشکیلاتی
خود به ریاست کمیته انتخاب شد، بلکه همچنین به علت استعدادهای فکری خویش به این درجه مفتخر
شد. بهروز برومند یک رهبر دانشجویی دیگر در دانشکده طب در امتحانات خود از همه دروس بلا
استثناء الف گرفته است. برومند دریافت کننده بورس بنیاد پهلوی به علت سابقه تحصیلاتی چشمگیر خود
شد، ولی این بورس سال گذشته به خاطر خودداری او از متوقف کردن فعالیتهای سیاسی قطع شد، سال
گذشته برومند 6 ماه را در زندان گذارند، ولی در پایان سال علیرغم این مانع در دانشکده طب رتبه اول را به
دست آورد. این دانشکده در واقع به نسبت زیادی بهترین دانشجویان دانشگاه را در خود جا داده است؛
احساسات ضد رژیم هم در این دانشکده در سطح بالایی قرار گرفته است.
از جمله دیگر رهبران مهم دانشجویی حسن ابراهیم حبیبی فرزند یک ملا است که درجه لیسانس در
حقوق دارد و در دو سال گذشته مسئول مرکز اسناد و پرونده ها در مؤسسه مطالعات و پژوهشهای
اجتماعی شده است. همچنین حسن پارسا دبیر دبیرستانهای تهران از اعضای کمیته دانشجویی جبهه ملی
است. پارسا مأمور رابط بین دانشگاه و دانش آموزان دبیرستانهاست. هم حبیبی و هم پارسا هردو
دانشجویان برجسته بودند. یک عضو برجسته دیگر کمیته دانشجویی ابوالحسن بنی صدر است که یک
عضو مبارز جبهه ملی از پانزده سالگی بوده است. بنی صدر که پسر یک ملا است، درجه لیسانس در حقوق
و الهیات به دست آورده و آن گاه مدت 3 سال به عنوان رهبر یک گروه تحقیقاتی در مؤسسه مطالعات و
پژوهشهای اجتماعی کار کرد و کارهای او آنقدر نتیجه خوب داد که او اخیرا یک بورس برای مطالعات
بیشتری در دانشگاه پاریس به دست آورد.
ناآرامی دانشجویی در دانشگاه تهران در گذشته چنان مقایسه هایی به دست آورده که حکومت به
مداخله نظامی متوسل شده است و این مداخله به نوبه خود احساسات مخالفت با رژیم را چه در میان
دانشجویان و چه استادان تشدید کرده است. هر چند اقدامات سرکوبگرانه ساواک ادامه دارد، معذالک
حکومت ایران هنگامی که علی امینی نخست وزیر بود پذیرفت که یک سیاست مثبت مورد نیاز و تقاضا
است. دفتری به نام دفتر راهنمایی جوانان در دفتر وزیری تأسیس شد که (اکنون تحت ریاست ناصر
خدایار از عمال ساواک و اعضای سابق حزب توده و روزنامه نگار سابق است) و برنامه ای برای ایجاد یک
مرکز دانشجویی و تشویق فعالیتهای تفریحات سالم با اندیشه دور نگه داشتن مغزهای دانشجویان از
سیاست به راه افتاد. خانه جوانان به سرپرستی حکومت اخیرا به ریاست ایرج گلسرخی «یک عضو سابق
توده» مایه دلسردی و سرخوردگی شد. گلسرخی به طور وسیعی به عنوان یک عامل ساواک معروف شده
است و کمتر دانشجویی که حس احترام به نفس دارد پابه خانه جوانان می گذارد. در واقع یکی از
حیرت انگیزترین اوضاع دانشجویی این است که دولت از تشکیل حتی یک گروه کوچک طرفدار دولت در
دانشگاه تهران به کلی عاجز مانده است. این امر را نمی توان نتیجه نبودن احساسات طرفداری از دولت
تلقی کرد. بلکه به احتمال قوی نتیجه این واقعیت است که دانشجویانی که حس احترام به نفس دارند،
دلشان نمی خواهد تا نفرتی که به فعالیتهای طرفداری از دولت در محفل دانشجویی وجود دارد به آنها
بچسبد.
4 تفکرات اندیشمندان
4 تفکرات اندیشمندان
یکی از شاخصهای مهم وضع فکری اندیشمندان مضمون آثار نویسندگان هنرمندان است از آنجایی
که یک اثری هنری لازم نیست حتما به دلائل تاکتیکی مورد تهاجم قرار گرفته یا کیفیت بدان داده شود.
چنین اثری می تواند به یک شکل بدون مزاحمتی افکار و احساسات اندیشمندانی را که هنرمند جزئی از
آن است بیان کند. از آنجایی که یک اثر هنری جنبه متعالی دارد، هنرمندان و نویسندگان در نتیجه هنر خود
در یک وضع بدون آسیبی قرار گرفته اند. بیشتر نویسندگان و هنرمندان ممتاز ایران از لحاظ سیاسی تمایل
به چپ دارند و تعداد زیادی از آنها یا کمونیست هستند و یا سمپاتیهایی نسبت به کمونیستها دارند.
اندیشمندان ایران همواره تحت تأثیر عمیق شعر قرار گرفته اند. رمان به عنوان یک شکل عمومی به تازگی
وارد ایران شده است و اثرات بعضی از رمانها به همان اندازه اشعار بر روی افکار خوانندگان ایران تأثیر
عمیق داشته است. ایرانیان عواطف خود را به نحو آشکارتری از ما در غرب بیان می کنند. مثلاً بسیاری از
ایرانیان تحصیلکرده و با محتویات فکری بغرنج هنگام شنیدن خبر مرگ پرزیدنت کندی در ملاء عام گریه
کردند. داستانهای شهادت علی، حسن و حسین تقریبا هر ایرانی را به گریه می اندازد، شعر و نثر متأثرکننده
ممکن است عکس العمل عمیقی داشته باشد که مشابه آن در غرب وجود ندارد. از آنجایی که قدرت
پذیرش عاطفی اندیشمندان ایران آنقدر عمیق است شعر لااقل به اندازه تراکتهای سیاسی با استدلال
ماهرانه برای نقل و نشر اعتقادات سیاسی اهمیت دارد.
در حالی که روزنامه ها در معرض سانسور قرار گرفته و رساله نویسی سیاسی از سوی سازمانهای
امنیتی به شدت سرکوب می شود رمانها و اشعار با دشواریهای کمتری منتشر می شود. حتی آثاری به قلم
کمونیستهای فعال مانند بزرگ علوی که از رژیم شدیدا انتقاد کرده اند، در کتابفروشیهای ایران آزادانه در
دسترس عموم قرار گرفته است. رمانها صادق چوبک و مقاله های علمی اسلامی ندوشن و یا توصیف
زندگی طبقه متوسط از سوی افغانی (نویسنده رمان شوهر آهو خانم م) همه با یک روح ناخشنودی و
مخالفت گرایی نوشته شده است.
در شعر نویسندگانی که بیش از همه خواننده دارند، شکلها و وزنها و موضوعات سنتی قطع رابطه
کرده اند. اشکال جدید و موضوعات جدید پر از خشونت و بی حرمتی و ضدیت است. شکلهایی جدید در
شعر به موازات شکلهای جدید در نقاشی رشد پیدا کرده است در حالی که شکلهای سنتی هنوز همچنان
ادامه دارد، مانند نقاشی مینیاتور و تذهیب قرآن، نقاشیهای ابستره. نقاشیهای دارای محتوی اجتماعی
شکلهایی هستند که بیشتر از همه اندیشمندان را تحت تأثیر قرار می دهند. این واقعیت که هنرمندان اکنون
جزء صنعتگران بیسواد نیستند خود حائز اهمیت است، نقاشان جدید ایران به جای اینکه برای حامیان
سلطنتی یا اشرافزاده نقاشی کننده، برای خودشان نقاشی می کنند. نقاشیهای بهجت صدر و رضا خازنی و
ناصر اویسی و لیلی و منیر فرمانفرمائیان، همگی تا اندازه ای ابستره هستند یعنی به طور ریشه ای با
سبکهای سنتی ایران تفاوت دارند، این نقاشان همگی از لحاظ سیاسی با رژیم و سیاستهای آن مخالفند.
اخیرا مجموعه ای به نام مجموعه شعر آزاد در ایران به نحو وسیعی منتشر شد، در مجموعه اشعار بسیار
زیبا و در عین حال شدیداللحنی در محکوم کردن رژیم و اقدامات آن گنجانده شده است. بیشتر
نویسندگان آن کمونیست هستند، از جمله نویسندگانی که در آن سهم دارند سیاوش کسرایی از پشتیبانهای
جبهه ملی که درخشندگی او به عنوان شاعر او را یکی از نویسندگان مورد احترام ایران ساخته است. یکی
از اشعاری که مورد علاقه بیشتر اعضای جبهه ملی است، درباره موضوع داستانی از شاهنامه است. این
شعر به نام آرش کمانگیر نامیده شده است؛ داستانی که از فردوسی نقل شده هشتصد سال پیش به رشته
تحریر درآمده و حکایت از آن دارد که چگونه مرز بین ایران و تورانیان که دشمن ایران بودند پس از سالها
جنگ تعیین شده، مورد توافق قرار گرفته بود که یک تیر از قله کوه به وسیله آرش پرتاب شود و هرجا که
تیر به زمین بیفتد همانجا مرز خواهد بود به موجب افسانه آرش تیر را با قلب خود بار کرد و تیر از آمل تا
مرو که یک سفر چهل روزه است، پرواز کرد تا سرزمینی را که ایران مستحق آن است به دست آورد، با
چنین کاری آرش جان خود را از دست داد. در شعر کسرایی درباره این موضوع اشارات مداومی به اوضاع
کنونی گنجانیده شده است و بدون اشتباه می توان گفت که روشن است که میهن پرستان ایرانی کدامها
هستند و ظالمان کدام.
چند بینی از شعر دیگر به قلم کسرایی ممکن است دلالت بر آمیزه جالب دلتنگی و تأسف که در چنین
مدتی اندیشمندان را تحت تأثیر قرار داده است، مشخص می شود. در این شعر نویسنده اظهار می کند که
نسلهای آینده شاعران دیگر مجبور نخواهد بود درباره ظلم رژیم چیزی بنویسند و یا احساسات مخالفت
خواهی خود را که کمال هنر او را از سرچشمه می خشکانند منعکس کند،
شاعری بعد از من خواهد آمد
که جعبه رنگ او رنگهای جدید خواهد داشت
او این خاکسترهای مرده را فوت خواهد کرد
از شعله گرم آتش فردا
او رنگهای درخشانی از فراموشی پخش خواهد کرد
بر روی خشونت شوم ظلم امروزی.
(رجوع شود به اصل شعر و این ترجمه آزاد از انگلیسی به فارسی است م)
قابل توجه است که سردبیر مجموعه ای که شعرهای ضد رژیم مانند این در آن درج شده داریوش
همایون است که بهترین روزنامه نگار ایران شناخته شده و به تازگی از روزنامه اطلاعات که از
روزنامه های مهم کشور است، به خاطر مقالاتی که در انتقاد از سیاستهای رژیم اخراج شده است.
در زمینه سینما ایران دارای یک کارگردان برجسته با استعداد نام فرخ غفاری است که فیلمی تحت
عنوان «جنوب تهران» ساخته است. این فیلم تنها برای نمایش خصوصی در دسترس می باشد برای اینکه
به علت ایرادهای سانسوری در تصویر گوشه های نامطبوع پایتخت ایران هرگز برای نمایش عموم
تلخیص نشد. غفاری یک چپگراست، ولی آثار او از احترام بسیاری از اعضای جامعه اندیشمندان ایران که
با اعتقادات سیاسی او هم عقیده نیستند برخوردار است.
به علت سانسور، کمتر روزنامه نگار با وقاری در ایران به چشم می خورد. علی اصغر امیرانی سر دبیر
خواندنیها به خاطر مقالاتی که از ابهام استادانه ای برخوردار است و قادر است یک سطر عالی بین انتقاد و
تمجید از رژیم بگنجاند خوانندگان زیادی دارد. توفیق که یک نشریه فکاهی است با موفقیت اظهار
نظرهای سیاسی وحشیانه ای از طریق کاریکاتورهای ماهرانه می نماید. تاکنون نیروهای امنیتی ضمن
امتیاز استثنائی و عجیب که به بذله گوئی داده اند، اجازه داده اند که این کاریکاتورهای تند و تیز بدون
سانسور در مطبوعات منعکس شود. یکی از دلایلی که روزنامه نگار برجسته در ایران کم است این است که
بیشتر روزنامه ها به نویسندگان خود پول امرار معاش نمی دهند. فقط روزنامه کیهان اینترنشنال به
نویسندگان خود حقوق مکفی می دهد. در این روزنامه چندین نویسنده دارای استعداد استثنایی و شهامت
و وقار که در ایران کم نظیر است وجود دارند اینها عبارتند از شائون بخاش و کاظم زرنگار و شاپور نمازی
که همگی از طرفداران جبهه ملی هستند. مقالات و سرمقاله های این اشخاص البته سانسور می شود ولی
گاه به گاه قطعاتی بسیار صریح از نوشته های این اشخاص در روزنامه ظاهر می شود، ولی البته مقالات فقط
برای خوانندگانی که سواد انگلیسی دارند در دسترس است و کیهان به زبان فارسی که تیراژ وسیعی دارد
این مقالات را نمی گنجاند.
5 تشکیلات اندیشمندان
5 تشکیلات اندیشمندان
در حالی که اخبار و اظهار نظرها سانسور می شود و سازمانهای سیاسی ممنوع بوده و یا لااقل از سوی
دولت شدیدا تحت خبرگیری قرار می گیرد و حق بیان علنی و اجتماعات برای مخالفان مختصر شده است.
شکلهای مراوده بین جامعه اندیشمندان در ایران بسیار عجیب و غریب و ناقص است. در غیاب احزاب
سیاسی ایران مدت زیادی دچار بیماری پرستش افراد بوده است. از قبیل حزب به اصطلاح زحمتکشان به
رهبری مظفر بقایی که مرکب از باندهای کوچک فدایی دستگاه رهبری که بیشتر از شخصیتها تشکیل شده
تا اینکه برنامه های جامع. این دارودسته که در سیاست ایران خوب شناخته شده است، همچنین جایگزین
سازمان در میان محافل اندیشمندان است. در واقع دار و دسته های سیاسی و روشن فکری با یکدیگر
تقریبا توی هم قرار گرفته اند. خصوصیت ممتازه این دار و دسته ها این است که آنها اغلب بر یکدیگر نفوذ
دارند، ولی نه بر روی مردم به طور عموم.