سیاستهای داخلی و نظریات جبهه ملی برگزار نموده است.
در سالهای اولیه بختیار با انقلاب مخالفت می کرد و یک حزب که بتواند مقاصد خود را از طریق قانونی
تامین کند برایش ارجحیت داشته است. او با احاطه مطلق شاه بر دولت مخالف بود، اما از ترس ایجاد یک
خلاء قدرت، خواستار خلع مقام او نبود. در زمینه جهانی او می خواست که ایران یک خط بیطرفی را دنبال
کند، کمک اقتصادی از جانب شرق و غرب را بپذیرد و از اتحادهای نظامی بپرهیزد.
دوران اولیه زندگی
شاپور بختیار در سال 1293 به دنیا آمد، او پسر یکی از رهبران ایل بختیاری بود. او تحصیلات ابتدایی
خود را در اصفهان به پایان رساند و سپس در یک کالج بیروتی تحت مدیریت فرانسویها به دریافت درجه
لیسانس نائل آمد. در سال 1309 او به فرانسه مسافرت کرد و یک درجه لیسانس دیگر هم از
دانشکده های علوم سیاسی و حقوق پاریس گرفت. در جنگ جهانی دوم، او تا زمان سقوط فرانسه در
ارتش آن کشور خدمت کرد. در سال 1325 او رئیس اداره کار خوزستان شد و در آن محدوده یک
اعتصاب علیه شرکت نفت ایران و انگلیس را رهبری نمود. مخالفت او با شرکت و سیاستهای کارگری آن
برای او در بین کارگران محبوبیت و احترامی دست و پا کرد که او هنوز آن را حفظ می کند.
در سالهای 1330 بختیار به عنوان یک عضو حزب ایران با ناکامی در انتخابات مجلس شرکت کرد. از
1331 تا 1332 او به عنوان مشاور کارگری اصلی نخست وزیر مصدق خدمت کرد. پس از سقوط مصدق،
بختیار در چند مورد به جهت فعالیتهای سیاسیش مدتهای کوتاهی به زندان رفت. در 1335 به عضویت در
کمیته اجرایی حزب ایران انتخاب شد. از 1335 تا 1339 حزب ایران و جبهه ملی راکد بودند. در 1340 و
1341 بختیار در حالی که استاد دانشگاه تهران بود، کمیته دانشگاهی جبهه ملی قدیم را سرپرستی می کرد
و مسئول عضوگیر از دانشجویان و تشکیل تظاهرات دانشجویی بود. در آن سالها بختیار چندین بار به
جهت فعالیتهای سیاسی خود در میان دانشجویان دستگیر شد. طی آن مدت بختیار مشاجرات متعددی با
رهبران میانه روتر جبهه ملی، بر سر آنچه حس می کرد کنترل ضعیف آنها و فقدان فعالیت تشکیلاتی بود،
داشت.
اطلاعات شخصی
بختیار ظاهری زمخت و منگ دارد و فردی کله شق و از لحاظ سیاسی زیرک و صاحب عزم است. او
باهوش است و به موفقیتهای فکری خود افتخار می کند. او بیشتر تمایل دارد به آنکه علنی سخت بگوید، به
جای آنکه حرفهایش مصادق جزئی داشته باشند و اگر چه از موضوعات گریز نمی زند، اما بلافاصله در
مخاطب خود حس اطمینان نمی کند. وی یک سازمان دهنده و رهبر خوب است.
بختیار به علت تحصیلاتی که داشته، در انتخاب لباس و نحوه رفتار خود بیشتر از آنکه ایرانی باشد
اروپائی است و در مکالمه فارسی خود الفاظ فرانسوی یا انگلیسی به کار می برد. او طی اقامتش در فرانسه
با یک زن فرانسوی ازدواج کرد که از او چهار فرزند دارد. این دو در حدود سال 1332 از یکدیگر جدا
شدند. بختیار به عربی، فرانسه و مقداری انگلیسی و آلمانی آشنایی دارد.
26 آبان 1357
بختیار 23
بختیار 23
از : دیو پاترسونتاریخ : 25 ژانویه 1979 5/11/57
درباره : شاهپور بختیار
منبع : آقای علاقه بند (اسم اول نامشخص)، معاون قبلی مدیریت و صاحب کارخانه فیلتر خودکار در
قزوین است. خواهر کوچکتر او در کنسولگری ایران در واشنگتن منشی می باشد.
علاقمند گفت که بختیار سالها برای IMDBI کار کرده است، او به عنوان سرپرست کارخانه نساجی
وطن و زمانی دیگر به عنوان سرپرست طرح فولاد که به وسیله IMDBI با یک شرکت فرانسوی تأسیس
شده بود، کار می کرد. 32 سال قبل IMDBI مجبور شد که او را اخراج کند.
بعدها بختیار مدتی سرپرست کارخانه شیشه سازی آبگینه بود، اما نتوانست مدت زیادی را با صاحب
آنجا یاسلی (یاسینی مترجم) «مرد وحشتناکی که در ایران به عنوان سلطان شیشه» شناخته شده خوب تا
کند.
کتاب بیست و یکم
احزاب سیاسی در ایران (2)
احزاب سیاسی
در ایران (2)
مرتضی بازرگان 1 نزدیکی جبهه ملی با دولت آمریکا
مرتضی بازرگان 1
از: وزارت امور خارجه واشنگتن دی سی.تاریخ : 15 دسامبر 1978 25/8/57
به: سفارت آمریکا در تهران فوری 8772
گزارشگر: هنری پرشت
طبقه بندی: محرمانه
شماره سند : 6580
موضوع : نزدیکی جبهه ملی با دولت آمریکا
1 مرتضی بازرگان برادر زاده مهدی بازرگان در 24 آذر با مقام وزارتخانه تماس گرفت تا طرح جبهه
ملی را برای دولت جانشین تشریح کند. او گفت رهبریت جبهه ملی نگران این بود که مبادا آمریکا از آینده
نامعلوم پس از رفتن شاه از صحنه بترسد، او می خواست دوباره دولت آمریکا را مطمئن کند که دولتی که
توسط جبهه ملی اداره شود با آمریکا دوستانه برخورد خواهد کرد. او گفت طرحی که در ذیل تشریح
می شود مورد حمایت سنجابی و خمینی بود، هر چند که از درجه استقبال دو رهبر از آن اطلاع دقیقی
نداشت.
2 در کابینه آینده، نه خمینی و نه هیچ ملای دیگر صاحب پست وزارت نخواهند بود. شخصیتهای
مذهبی می توانند فرماندار مشهد یا قم بشوند و در مجلس هم می توانند راه یابند.
3 جناح مخالف از شاه خواهد خواست که یک «شورای سلطنتی» را تصویب کند، تا بعد از آنکه او
ایران را ترک کرد مسئولیتهای مقرر در قانون اساسی را از جانب وی به عهده بگیرد. این شورا متشکل از
سه نفر خواهد بود: سنجابی، عبداللّه انتظام و منوچهر سالور (مدیر کارخانه های سیمان بنیاد پهلوی، بسیار
مذهبی و مقبول شاه و مخالفینش، می باشد).
4 شورا کابینه جدیدی به ریاست مهدی بازرگان معین خواهد کرد. در مدت کوتاهی انتخابات آزاد
مجلسین و یک هیئت قانونگذار سومی که قانون اساسی را تصحیح می کند برگزار خواهد شد. بازرگان
اسرائیل را ادامه خواهد داد. خمینی این را دوست نخواهد داشت، اما مجبور به قبول آن وضعیت خواهد
5 اگر مجمع مقننه رأی به حفظ سلطنت دهد، شاهزاده رضا دعوت به بازگشت به ایران خواهد شد.
اگر جمهوری انتخاب شود، انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد.
6 جبهه ملی، دیگر شخصیتها را شامل جم، امینی، سروری در نظر گرفته بود، اما آنها انتخاب نشدند،
کمیته حقوق بشر در این باره مطلع شده بود.
7 دولت جدید ضدکمونیست خواهد بود، حکومت نظامی را پایان می بخشد و آزادی مطبوعات را
مجاز می شمارد اما احتمالاً اعتصابات را برای یک سال ممنوع خواهد نمود. ساواک قدرت خود را از
دست خواهد داد. احتمالاً 10 تا 15 افسر بالا مقام ارتش همراه با شاه صحنه را ترک می نمایند، اکثر
افسران تصفیه شده از نیروی زمینی خواهند بود. هم اکنون جناح مخالف رهبران نظامی را که می توانند،
وفاداری ارتش را تضمین کنند انتخاب کرده است و هیچ مشکل جدی پیش بینی نمی شود. اخیرا تعدادی
از افسران با شریعتمداری و جبهه ملی جداگانه تماس گرفته اند.
8 کارمند وزارتخانه پرسید آمریکا چه باید بکند؟ بازرگان گفت اگر آمریکا حمایت خود را از شاه
قطع کند، او و افسران نظامیش بی درنگ کشور را ترک خواهند نمود. او اظهار امیدواری نمود که آمریکا
طرح جناح مخالف را به شاه ارائه کند تا از خونریزی بیشتر و برهم خوردن اقتصاد جلوگیری شود.
9 کارمند وزارتخانه پرسید که آیا جناح مخالف خودشان طرح را با شاه در میان نگذاشته اند؟
بازرگان گفت که شاه بهبهانی (مدیر بنیاد پهلوی) را نزد مهدی بازرگان فرستاده بود تا به وی پیشنهاد
نخست وزیری کند. مهدی بازرگان امتناع نموده بود، ولی طرح جناح مخالف را نیز به شاه ارائه نکرده بود.
10 طرف تأکید کرد که در ایران امروزی ایجاد یک حکومت ائتلافی با ماندن شاه در صحنه
امکان پذیر نیست. وی امیدوار بود آمریکا از طرحی که او ارائه داده بود حمایت کند، چون در نتیجه آن
ایران با آمریکا روابط دوستانه خواهد داشت، بدین علت که ایران برای پیشرفت خود محتاج غذا، قطعات
یدکی، خدمات و تکنولوژی آمریکا می باشد.
11 کارمند وزارتخانه از بازرگان به خاطر مطرح نمودن مسائل تشکر نمود و گفت آن را به مقامات
ذی علاقه گزارش خواهد نمود. وی به بازرگان پیشنهاد نمود پس از بازگشت به تهران با لامبراکیس رابطه
برقرار نماید.
کریستوفر
مرتضی بازرگان 2 ملاقات با مرتضی بازرگان ظملاقات با مرتضی بازرگان
مرتضی بازرگان 2سری
از : شورای امنیت ملیتاریخ : 25 مه 1979 8/3/1358
به : دیوید نیو سام
موضوع : ملاقات با مرتضی بازرگان
هفته گذشته، جاناتان روزولت به من تلفن زد و از من خواست که با برادرزاده نخست وزیر بازرگان
ملاقاتی داشته باشم، او ظاهرا در دسامبر گذشته با هنری پرشت هنگامی که در شهر بود، ملاقاتی داشته
است. یادداشتهای من از این ملاقات برای اطلاع شما ضمیمه شده اند.
عکس العمل من نسبت به بازرگان جوان این است که او فوق العاده آدم ساده و زود باوری است، اگرچه
دارای حسن نیت است. او ممکن است توهماتی داشته باشد از اینکه به طریقی یک گماشته نهانی بشود، بین
دولت موقت ایران و آمریکا. او هیچ تجربه ای (یا درک صحیحی) در زمینه سیاست خارجی ندارد، ولی او
ادعا می کند که عموی خود را تقریبا دو بار در هفته ملاقات می کند. من امیدوارم این موضوع برای شما
مفید واقع شود. برژینسکی از من خواست که شما را در جریان این ملاقات قرار دهم، ولی گفت که از پخش
بیشتر آن خودداری ورزم.
گاری سیک
یادداشت مخصوص بایگانی
طبقه بندی: سری
ملاقات با مرتضی بازرگان
25 می 1979 4/3/1358 ساعت 30/3 30/2 بعد از ظهر
بازرگان نیز (همانند عمویش) مهندس است. سالها در رابطه با یک مهندس آمریکایی ویلیام بیرشنگ
همکار بوده است. آنها اکثرا در زمینه حرفه ای خود از طریق تلفن و تلکس در رابطه هستند و در این دیدار
بیرشنگ و جاناتان روزولت نیز وی را همراهی می کرده اند.
او درباره چگونگی کمک ما به حل مسائل داخلی ایران در رابطه با جنوب و غرب ایران به سؤالاتی
پرداخت، وی محل وجود این گونه مسائل را با نامهای مهاباد (آیت اللّه حسینی، شمال غربی نزدیک مرز
ترکیه و عراق)، کردستان (افشار قاسملو) و خوزستان (جنوب غربی، مناطق نفتی آیت اللّه خاقانی)
مشخص ساخت. او اشاره کرد که دلایلی مبنی بر مداخله خارجی وجود دارد، که عبارتند از ارسال پول و
اسلحه از طریق مرز (احتمالاً از طرف عراق) و دیگر اینکه «مشکلات بدی متوجه ما شده است» وی اذعان
می دارد که ژنرال پالیزبان و اویسی از ناحیه مرزی عراق در کرمانشاه فعالیت می کنند. بنابه گفته بازرگان
پالیزبان با استفاده از صدها نفر مرد جنگی به روستاها و مسافرین منطقه حمله می کند. وی اعتراف نموده
است که شواهدی مبنی بر حضور اویسی در آنجا ندارد، ولی ادعا می کند که اخیرا اویسی در موقعیتهای
مختلف به منطقه سفر کرده است. گاری سیک به وی اطمینان داد که در حمایت و تشویق این گونه فعالیتها
آمریکا به هیچ وجه مداخله ندارد. و دیگر اینکه ما آماده هستیم در زمینه شناخت عوامل خارجی مداخله
کننده در امور داخلی ایران با دولت ایران همکاری کرده، اطلاعات کسب نماییم. شاید به خصوص از نظر
تهیه اطلاعات در مورد فعالیتهای شوروی در افغانستان و در نواحی مرزی شمالی ایران بتوانیم مفید واقع
شویم. ولی اگر او فکر می کند که ما قادر هستیم به سادگی فعالیتهای آشوبگرانه در خوزستان، کردستان و
غیره را خاتمه بدهیم، باید گفت که کاملاً اشتباه می کند. تنها بخشی که ما می توانستیم از آن طریق مثمر ثمر
واقع شویم، یعنی کمک نظامی نیز مسدود شده است. با این وصف، اگر حکومت ایران بخواهد به طور
مخفیانه به تبادل اطلاعات در این زمینه یا زمینه های مورد علاقه دیگر بپردازد، ما کاملاً آماده همکاری
هستیم.
بازرگان ظاهرا مأیوس به نظر می رسید. او صددرصد مطمئن بود که ما فعالیتهای عصیانگرانه
خوزستان و کردستان را حمایت می کنیم و در جستجوی چیزی بیشتر از پیشنهاد تبادل اطلاعات بود. او
پیشنهاد تبادل اطلاعات درباره فعالیتهای شوروی را قبول کرد، ولی بیان داشت که درباره فعالیتهای
شوروی در افغانستان «علاقه خاصی» ندارند. در مرز شمالی مایل به دریافت اطلاعاتی درباره عوامل
شوروی و ارسال پول و اسلحه به این سوی مرز هستند. وی به هیچ وجه درباره فعالیتهای نظامی شوروی
در آن سوی مرز علاقه ای نشان نداد. او کاملاً معتقد بود که روسها در فعالیتهای کردستان و خوزستان که از
نظر وی بیشترین اهمیت را داشت، دست ندارند.
بازرگان سپس پرسید که آیا آمریکا شکایات و پیشنهاداتی دارد که مطرح نماید. سیک جواب داد که
مهمترین مسئله برای ما امنیت آمریکاییها در ایران است. از اینکه اقدامات امنیتی درباره سفارت به عمل
آمده است بسیار تشکر کرد، ولی وی ادامه داد که بیانات ضدامریکایی که در ایران ایراد می شود ما را نسبت
به امنیت مردممان در آنجا نگران می کند. در ثانی، وی باید متوجه عواقب مشکلات سیاسی محاکمات و
اعدامهای سریع باشد. در صورتی که اینها ادامه پیدا کند ما نخواهیم توانست آن حالت دوستانه ای را که
می خواهیم داشته باشیم نشان دهیم. بالاخره، مهمترین هدف ما ایجاد روابط صحیح با ایران است. ما
انقلاب را می پذیریم. می دانیم که شاه برنمی گردد، و می دانیم که از تاریخ گذشته چیزهایی به جا مانده که
باید جبران شود، اما ما فکر می کنیم که روابط ایران و آمریکا بیشتر از آنچه در سطح فعلی باقی بماند، مهم
است. ایران برای ما اهمیت دارد و ما معتقدیم که دولت آمریکا نیز چیزهای زیادی دارد که می تواند در
اختیار حکومت جدید بگذارد. ما هر دو از مخالفت اساسی با تحریکات شوروی شروع کردیم و بایستی
روابط جدیدمان را با شروع از آن (مخالفت کردن با تحریکات شوروی مترجم) بنا نهیم، بازرگان در این
زمینه یادداشتهایی برمی داشت.
بازرگان ظاهرا تصمیم دارد که با عمویش صحبت کند تا او را به سمت فرستاده دولت ایران منصوب
نماید. وی هنوز نمی داند که در نظر دارد در آینده چه کاری انجام دهد. ولی احتمالاً در نظر دارد از طریق
گفته های بازرگان (مهندس مهدی مترجم) موقعیت خودش را تحکیم بخشد.
برومند 1 نظریات یک روشنفکر اصفهانی
برومند 1
استفاده اداری محدود
نامه هوایی
از : کنسولگری آمریکا اصفهان12 اکتبر 1957
به : وزارت امور خارجه واشنگتن
برابر با 20 مهر 1336
موضوع : نظریات یک روشنفکر اصفهانی
طی یک مدت شش ماهه این گزارشگر و سایر مأموران کنسولگری با دکتر عبدالرحمن برومند از
اعضای یک خانواده سرشناس و ثروتمند اصفهان آشنا گردیده اند، کنسولگری احساس می کند که بعضی
از مشاهدات دکتر برومند ممکن است، برای وزارتخانه ارزش داشته باشد. زیرا او نماینده طرز فکر
بسیاری از فرزندان خانواده های اصل و نسب دار است که در غرب تحصیل کرده اند. و ظاهرا به طور
روزافزونی درباره شرایط ایران نگرانی پیدا می کنند.
دکتر برومند حدودا 33 سال دارد. وی متأهل است و یک فرزند به علاوه یکی دیگر در راه دارد.
همسرش از خانواده کازرونی است که یکی از ثروتمندترین خانواده های اصفهانی است. او در مدارس
ولایت خود و دانشگاه تهران که در آن حقوق خوانده تحصیل کرده است پس از اخذ لیسانس وی عازم
سوئیس شد و در آنجا در دانشگاه ژنو ثبت نام کرد و در سال 1335 در رشته حقوق بین الملل مدرک
دکتری گرفت. رساله وی این عنوان را داشت: (متن اصلی به زبان فرانسه است م) «ماهیت غیرمذهبی
قانون اساسی» او از زمان بازگشت به ایران خود را مشغول به اداره املاک وسیع خانوادگی با همکاری
چهار برادرش کرد، با مرگ ناگهانی پدرش محمد برومند در بهار گذشته این مسئولیت باز سنگین تر شد. به
هر حال با بازگشت برادر پنجم وی از ایالات متحده که در آنجا کشاورزی می خوانده آقای برومند اینک
قادر خواهد بود که از اصفهان به تهران بیاید تا پیش از شناخته شدن به طور رسمی به عنوان یک وکیل