علی شایگان 1
اطلاعات امنیتی سری
از : سفارت آمریکا در پاریس17 آوریل 1953 برابر با 28 فروردین 1332
به : سفارت آمریکا در تهران
طبق اظهار یک منبع کنترل شده آمریکایی، علی شایگان نماینده برجسته جبهه ملی در مجلس و از
اشخاص نزدیک به مصدق اکنون در اروپاست. همچنین اعلام شد که مصدق از او درخواست کرده است با
بعضی از تبعیدیهای برجسته حزب توده و خاندان قاجار در پاریس به ویژه ایرج اسکندری و رکن الدین
قاجار تماس بگیرد. از هرگونه اطلاعات بعدی که در پاریس یا تهران درباره سفر شایگان در دسترس
باشد. قدردانی می شود.
علی شایگان 2 نظر مشورتی و امنیتی سفارت راجع به دکتر شایگان و خانواده اش
علی شایگان 2
به وسیله پست هوائی
به : وزارت امور خارجه آمریکاتاریخ : 25 اکتبر 1961 برابر با 3 آبان 1340
از : سفارت آمریکا در تهران
موضوع : ویزا: قسمت شماره 245 راجع به علی شایگان
سفارت اعلام می نماید که مخالفتی با دادن اطلاعات موجود در پرونده OMW به مقامات اداره
«مهاجرت و قبول اتباع بیگانه» ندارد.
به : وزارت امور خارجه آمریکا
از : سفارت آمریکا در تهران
تاریخ: 11 اکتبر 1961
موضوع: ویزا: نظر مشورتی و امنیتی سفارت راجع به دکتر شایگان و خانواده اش
سفارت اطلاعات محرمانه زیر را از منابع قابل کنترل آمریکائی راجع به دکتر علی شایگان دریافت
کرده است، وی و همسرش بدری شیبانی شایگان و چهار فرزندش احمد، حمید، مریم و لیلی از اداره
مهاجرت و قبول اتباع بیگانه تقاضا کرده اند که اقامت دائم در آمریکا داشته باشند.
یک منبعی که قابل دسترسی به این اداره بوده این اطلاعات را داده است که احتمال دارد به موضوع
مورد علاقه شما ربط داشته باشد و یا اینکه ربطی نداشته باشد.
دکتر سید علی شایگان یکی از بنیان گزاران جبهه ملی است و مطالب زیر از بررسی پرونده اش بیرون
می آید.
از اوائل ورودش به صحنه سیاست تمایلی به حزب غیرقانونی توده و رژیم سیاسی شوروی از خود
نشان داد. فعالیتهای وی در دوران زندگی سیاسی اش مطلب فوق را تأیید می کند، چون وی به مدت چهار
سال در شرکت ایران سوف ترانس که یک شرکت روسی بود به عنوان حقوقدان و وکیل کار می کرد. او
همچنین وکیل سفارت شوروی در تهران بود. زمانی که دکتر فریدون کشاورز (عضو کمیته مرکزی حزب
غیرقانونی توده) وزیر آموزش و پرورش بود، دکتر شایگان معاون وی بود و مدتی هم خودش وزیر
آموزش و پرورش بود.
موقعی که دکتر شایگان وزیر آموزش و پرورش بود به عوامل حزب توده در این وزارتخانه در تمام
جنبه ها قدرت داد. در یکی از کنفرانسهایی که در سال 1328 (1949) در خانه خودش تشکیل شده بود
سخنرانی کرد و در این سخنرانی گفت: «در طول مدتی که من وزیر آموزش و پرورش بودم به هیچ وجه
اجازه ندادم که حقوق اعضای حزب توده در این وزارتخانه پایمال شود. من از دستورات قوام السلطنه
(نخست وزیر موقت ایران) و رهبران حزب دمکرات مبنی بر تحت فشار قرار دادن عوامل حزب توده
سرپیچی کردم، با دست خودم نوشتم که تحت فشار قرار دادن عوامل حزب توده غیرممکن است.»
در سال 1327 (1948) و بعد از واقعه 15 بهمن (چهارم فوریه 1948) وی وکیل مدافع تعدادی از
عوامل حزب توده در دادگاهها بود. در موقعی که انتخابات مجلس سال 1328 در شرف انجام بود، وی
یک گروه سیاسی تحت عنوان «مبارز» (Fighter)که اعضایش اکثرا اعضای حزب غیرقانونی توده بودند،
تشکیل داد.
در سال 1330 (1951) بوسیله رهبران انجمن صلح دعوت شد تا رهبری این انجمن را به عهده بگیرد
و او رضایت خود را مبنی بر قبول این دعوت اعلام کرد.
در یکی از مدارک موجود در پرونده اش به تاریخ 1330 (1951) نوشته شده است که وی مورد اعتماد
مقامات روسی هست و توده ایها فقط از وی در میان هیئتی که به لاهه رفته است پشتیبانی می کنند. در زمان
نخست وزیری دکتر مصدق، وی و دکتر فاطمی (وزیر امور خارجه دکتر مصدق که بعدا اعدام شد) از
دکترین حزب توده پشتیبانی می کردند و آزادی عملی که در آن زمان به توده ایها داده شده بود تا حدودی بر
اثر اقدامات آنها بود.
دکتر شایگان همچنین یکی از اعضای کمیته 8 نفره بود و یکی از کسانی بود که پروژه 8 نفره را طرح
کرد (پروژه ای که حقوق و اختیارات سلطنت را کاهش دهد). همچنین وی در گذرانیدن قوانینی که در
زمان دکتر مصدق وضع شده بود شرکت داشت. او در گذرانیدن قانون تقسیمات سیاسی کشور» در زمانی
که دکتر صدیقی وزیر کشور بود، نیز نقش داشت.
دکتر شایگان عامل اصلی برگزاری رفراندم بود. او اولین سخنران میتینگ 25 مرداد 1332 در میدان
بهارستان بود. (مجلس ایران در میدان بهارستان قرار دارد) وی یکی از مخالفان سرسخت سلطنت
می باشد و گوینده جمله معروف: «ادیان زیر بار تغییر و تحول می روند چرا نباید دولتها زیر بار تغییر و
تکامل نروند.» می باشد. موقعی که دکتر مصدق به دادگاه بین المللی لاهه رفت دکتر شایگان همراه وی بود.
وی دکتر مصدق را در مخالفتش با سلطنت و شاه راهنمائی می کرد. امضای دکتر شایگان اولین امضاء زیر
اعلامیه رسوای 30 تیر (21 ژوئیه 1952) می باشد. بعد از واقعه 30 تیر وی سخنرانی شدیدی علیه دربار و
مجلس شانزدهم نمود. وی یکی از اعضای کابینه دکتر مصدق بود. آزادی عمل و قدرتی که وی به عوامل
حزب توده در دوران دوم نخست وزیری مصدق داده بود کشور را در آستانه نابودی قرار داد.
بعد از قیام 28 مرداد 1332 (19 اوت 1953) وی به خاطر فعالیتهایش برای براندازی اساس کشور و
تحریک مردم به مسلح شدن و جنگیدن علیه سلطنت، تحت پیگرد قانونی قرار گرفت دادگاه تجدید نظر
نظامی وی را به ده سال زندان با اعمال شاقه محکوم کرد و رأی دادگاه نیز تأیید شد.
پس از مدتی که در زندان بود بوسیله اعلیحضرت شاهنشاه بخشیده شد و از زندان آزاد شد. در سال
1336 (1957 میلادی) وی تقاضای پاسپورت برای سفر به کشورهای اروپائی جهت معالجه را نمود و
تقاضای وی مورد قبول اعلیحضرت شاهنشاه قرار گرفت و به اروپا رفت.
در حال حاضر وی به عنوان رهبر ایرانیان مقیم آمریکا که مخالف سلطنت هستند، فعالیت می کند. با
همکاری صفی پور فاطمی برادر دکتر فاطمی که اعدام شد وی یک گروهی تحت عنوان «دانشجویان ایران
آزاد) در آمریکا تشکیل داده است.
وی اکنون مشغول فعالیتهای موذیانه بر علیه ایران و سلطنت می باشد. اطلاعاتی که در دسترس هست
و اکثرا اتهاماتی علیه بعضی از اعضای جبهه ملی باشد، حاکی از آنست که وی با زمامداران امور در دولت
آمریکا در تماس می باشد.
دکتر شایگان تماسهائی با اکثر دوستان و همکاران قبلی اش و رهبران جبهه ملی دارد.
اگرچه گزارش بالا نشان می دهد که این موضوع ممکن است ربطی به کسی که برای اجازه اقامت دائم
تقاضا کرده است، نداشته باشد و یا داشته باشد، ولی جای هیچ شکی را باقی نمی گذارد که در مورد این
شخص مربوط می باشد.
در نامه 21 ژانویه 1958 (OMW-20) که سفارت راجع به دکتر شایگان نوشته بود، نظر مشورتی
مقامات آمریکا را راجع به وی سؤال کرده بود.
در جواب، وزارت امور خارجه (سوم فوریه 1958 OMW-11) گفت که چون به عقیده مأمور کنسولی
دکتر شایگان فقط به خاطر یک جرم سیاسی محکوم شده بود، لذا وزارت خارجه با دادن ویزای غیر
مهاجرتی به دکتر شایگان مخالفتی ندارد. («البته به منظور دیدار فعلی»).
وزارت خارجه همچنین دستور داد که اگر دکتر شایگان دوباره تقاضای ویزا کرد و یا اطلاعات
مناسبی توسط دادگاهها داده شد، مراتب به وزارت خارجه جهت نظرخواهی اطلاع داده می شود.
اگرچه مشروح جریانات دادگاه در دسترس نیست، ولی گزارش بالا یک نکته امنیتی را برمی انگیزد و
آن اینست که دکتر شایگان موقعی که یکی از مقامات رسمی ایران بود، روابط نزدیکی با عوامل حزب توده
داشته است و این موضوع مطابق ماده (28) (الف) (212) قانونی مهاجرت اتباع بیگانه صلاحیت وی را
برای دریافت ویزا به طور جدی زیر سؤال قرار می دهد.
به نظر مأمور امور کنسولی فعالیتهای دکتر شایگان برای حزب توده و طرفداری وی از این حزب
شامل واژه های «حمایت کردن» و یا «وابستگی» که در ضمیمه A) و (42.91(a)(28),22 CFRاست می شود
و بنابر این طبق ماده (28) (الف) (212) قانون «مهاجرت اتباع بیگانه» وی صلاحیت دریافت ویزا و یا
اجازه اقامت دائم را ندارد.
بر طبق محتویات دو قسمت آخر این گزارش وزارت امور خارجه می تواند فعالیتهای دکتر شایگان را
در آمریکا بررسی کند و ببیند آیا وی طبق ماده (27) (الف) (212)صلاحیت اقامت در آمریکا را دارد یا
خیر و یا اینکه آیا حضور وی در آمریکا مضر به حال ملت، امنیت و رفاه آمریکا هست یا خیر.
به دکتر شایگان در تاریخ 9 فروردین 1327 ویزای توریستی ب 2 داده شد. همسرش و دخترش
لیلی نیز در تاریخ 3 آبان 1327 ویزای ب 2، و فرزندان دیگرش در تاریخ 5 آبان 1327 ویزای
دانشجویی F دریافت کردند و با مادرشان به آمریکا رفتند.
در تاریخ 9 آذر 1339 سفارت، نامه ای دریافت کرد که در آن تقاضا شده بود راجع به دکتر شایگان
اطلاعاتی داده شود، چون وی تقاضای ویزای توریستی برای سفر به مونترال را کرده بود. و اطلاعات
موجود در OMW - 2O) اول دی 1326 (به مونترال داده شد.
احتمالاً ویزای ب 2 وی دوباره تمدید گشته است اگر چه این موضوع تا کنون به سفارت اطلاع داده
نشده است.
در تاریخ 16 خرداد 1340 سفارت نامه ای از سفارت آمریکا در پاریس دریافت کرد که در آن راجع به
بدری شایگان (همسر دکتر شایگان) سؤال شده بود چون وی تقاضای ویزای توریستی را کرده بود. در
همان روز به وسیله تلگرام به پاریس اطلاع داده شده که خانم بدری شایگان تقاضا کرده بود که اقامت دائم
در آمریکا داشته باشد و ظاهرا صلاحیت یک غیر مهاجر با حسن نیت را ندارد. ما نمی دانیم که آیا وی به
آمریکا برگشته است یا خیر چون نامه ای مبنی بر تمدید ویزای وی از دفاتر کنسولی دیگر نیز دریافت
نکرده ایم.
ما از وزارت امور خارجه تقاضا داریم که نظر خود را راجع به این موضوع اعلام کنند، چون اگر اداره
مهاجرت و اتباع بیگانه منکر صدور اجازه اقامت دائم به دکتر شایگان می شود، پس دکتر شایگان در
خارج تقاضای ویزای مهاجرت خواهد کرد. فرم 483 I دکتر شایگان همراه یادداشتی به اداره مهاجرت
و اتباع بیگانه باز گردانده شد و در این یادداشت به آنها گفته شد که منتظر مطالب طبقه بندی شده مطابق
دستورات موجود در 1468 CA راجع به مطالب گروه سومی، باشند.
فرمهای 483 I راجع به خانم شایگان و فرزندانش نیز با پاسخ منفی باز گردانیده شده اند.
علی شایگان 3 گزارش بازجویی و تحقیق
علی شایگان 3
وزارت دادگستری ایالات متحده تاریخ : 15 مارس 1962 برابر با 24 اسفند 1340
(اداره مهاجرت و اتباع بیگانه)
گزارش بازجویی و تحقیق
نام : علی شایگان
شماره پرونده : 11589431 A
محل و تاریخ تولد : شیراز فارس ایران 12 اسفند 1281
ملیت : ایرانی
تاریخ آخرین ورود به آمریکا 7 خرداد 1337 از نیویورک با ویزای توریستی ب 2
نوع بازجویی و تحقیق : تقاضای پذیرش مخرب
خلاصه اجمالی
این تحقیق و بررسی بر اساس یادداشتی به تاریخ 18 بهمن 1340 از «قسمت تقاضای» نیویورک
صورت می گیرد و در این یادداشت تقاضا شده است که تحقیق شود که آیا به علت زمینه های خرابکارانه و
یا ماده (27) (الف) (212) حضور شخص مورد نظر (دکتر علی شایگان) در ایالات متحده مضر به حال
مردم، امنیت و یا رفاه کشور است. غیر از اطلاعات رسوائی آمیزی که توسط منبعی از 230 دریافت
گردید، اطلاعات دیگری از سایر مقامات دولتی دریافت نگردیده است.
شهود با آدرس خارجی، شهود آگاه به مسائل ایران، مقامات کنسولگری ایران هیچ کدام اطلاعاتی که
بر علیه وی باشد و رسوا کننده باشد ارائه نکردند.
دکتر شایگان در سوگند نامه ای که در 30 بهمن 1340 امضاء کرده است، هر گونه پشتیبانی و یا
طرفداری از حزب توده (حزب کمونیست ایران) را در زمانی که وی نماینده مجلس بوده است، انکار کرد و
وی معتقد به براندازی دولت به وسیله آشوب و زور نیست و خواهان یک حکومت مشروطه سلطنتی در
ایران می باشد.
تاریخ : 24 اسفند 1340
بازجو : ساموئل زوتوف
رونوشت : 1 قسمت رسیدگی به تقاضای نیویورک
2 اف بی آی نیویورک
جزئیات
این تحقیق و بررسی بر اساس یادداشتی به تاریخ 18 بهمن 1340 از «قسمت تقاضای» نیویورک
صورت می گیرد و در این یادداشت تقاضا شده است که تحقیق شود، آیا به علت زمینه های خرابکارانه و یا
ماده (27) (A) 212 حضور شخص مذکور در ایالات متحده مضر به حال مردم، امنیت و یا رفاه کشور
است؟
طبق بررسی پرونده شماره 11589431 A که راجع به شخص مذکور می باشد، وی در تاریخ 12
اسفند 1281 در شیراز، فارس، ایران متولد شد و در تاریخ 7 خرداد 1327 با ویزای ب 2 به عنوان
توریست وارد آمریکا شد. نوع ویزای وی به نوع ح 1 تغییر کرد تا بتواند در دانشکده نو برای تحقیقات
اجتماعی واقع در street No 12 66 westنیویورک به تدریس ادبیات فارسی بپردازد. در تاریخ 8 اسفند
1339 شخص مذکور تقاضا کرد که اجازه اقامت دائم طبق ماده 245 قانون «مهاجرت و تابعیت» به وی
داده شود.
در تاریخ 25 مهر 1340 شخص مذکور سوگند نامه ای به رابرت ویسکانتی مأمور اداره مهاجرت داد
که در آن گفته شده بود که وی، دکتر مصدق، دکتر فاطمی وزیر امور خارجه و سایر اعضای پارلمان به اتهام
کوشش در براندازی رژیم شاه و تأسیس جمهوری دستگیر شدند. آنها را در سال 1333 در تهران محاکمه
کردند و وی مدت 3 سال زندانی شد.
وی در سوگند نامه تلاش در براندازی رژیم شاه را انکار کرد و گفت که وی سعی داشته است تا قوانینی
را در مجلس بگذارند که حقوق شاه و حقوق مجلس را دقیقا تعریف کند و از قدرت دیکتاتوری شاه
بکاهد. وی عضویت در حزب کمونیست توده را انکار کرد و گفت که خواهان یک حکومت از نوع
مشروطه می باشد.
230 I NYC طی یادداشتی به تاریخ 16 آبان 1340 به نقل از یک منبع خارجی اطلاع داد که
شخص مذکور یکی از بنیان گزاران جبهه ملی است.
توضیح : (در این قسمت تمامی مطالب مندرج در صفحات 1 و 2 و 3 و 4 دوباره تکرار شده است لذا از
ذکر مجدد آن خودداری می شود مترجم).
در تاریخ اول اسفند 1330 با کامران سالور (شماره پرونده : 11567651 A ساکن 33-44FT
نیویورک خیابان استقلال) در محل کارش واقع در (66 West 22 St.) صحبت شد، وی گفت که خودش
سابقا عضو انجمن دانشجویان ضد کمونیست تهران بوده است و نیز طی تظاهراتی توسط طرفداران
کمونیستها به شدت مجروح شده است و مدتی هم در وزارت اقتصاد ایران کار می کرده است. وی دکتر
شایگان را شخصا نمی شناخت ولی تا آنجائی که می دانست دکتر شایگان هرگز سمپات حزب توده نبوده
است و وی همیشه به ضد کمونیست بودن معروف بوده است. وی خواستار محدود کردن قدرت شاه و
خواهان حکومت مشروطه ای که شاه در رأس آن و شبیه حکومتهای مشروطه انگلیس و کشورهای
اسکاندیناوی باشد، بود.
وی در ایران به عنوان یک شخص خیلی دمکرات و مبارز علیه روشهای دیکتاتوری شاه شناخته شده
است. جبهه ملی که شخص مذکور عضو آن می باشد، یک سازمان دمکراتیک می باشد که هدف آن محدود
کردن قدرت شاه و ایجاد دمکراسی در ایران می باشد. شاهد گفت که هرگز نشنیده است که شخص مذکور
(دکتر شایگان) در اعلامیه ای از حزب توده طرفداری کرده باشد و در حقیقت وی به ضد کمونیست بودن
مشهور است.
در تاریخ 2 اسفند 1340 با علی محمد فاطمی (10136079 A ساکن 669 NY 62) در دفتر کارش
راجع به دکتر شایگان صحبت شد، وی گفت که شخص مذکور را تقریبا 15 سال است که می شناسد. شاهد
(علی محمد فاطمی) رئیس انجمن دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا و یکی از رهبران کنفدراسیون
دانشجویان ایرانی است که 000/39 عضو در آمریکا، اروپا و ایران دارد. وی گفت که دکتر شایگان شخص
شناخته شده ای در ایران و خارج به عنوان وزیر آموزش و پرورش و رهبر اکثریت در مجلس می باشد. وی
همچنین گفت که حزب توده (حزب کمونیست ایران) در سال 1328 غیر قانونی اعلام شد.
دکتر شایگان به خاطر رهبریش در اعلام «قانون امنیت ملی» که مقرراتی را بر علیه حزب توده وضع
کرده بود. توسط روزنامه «به سوی آینده» که ارگان رسمی حزب توده بود، مورد حمله قرار گرفت. در تیر
1331 «آوریل هاری من» نماینده ترومن با شایگان که نماینده دکتر مصدق بود مذاکراتی داشت. در
اعتراض به این عمل حزب توده تظاهراتی خشونت آمیز راه انداخت که تعداد زیادی نیز کشته شدند. دولت
مصدق قانون «امنیت ملی» را از مجلس گذراند تا این گونه تظاهرات را متوقف و از این نوع بی نظمیها
جلوگیری کند.
در نتیجه گذراندن این قانون حدود 100 نفر از اعضای حزب توده که شامل رهبران آنها نیز می شد، به
جزیره ای در خلیج فارس تبعید شدند و تحت مراقبت شدید قرار گرفتند. دکتر شایگان عامل اصلی
گذراندن این قانون بود و به خاطر این کار دکتر شایگان شدیدا به عنوان مهره امپریالیسم فاشیست و غیره
از سوی عوامل حزب توده مورد حمله قرار گرفت.
شاهد (علی محمد فاطمی) همچنین اضافه کرد که دکتر شایگان، رهبر اکثریت در پارلمان بود
فعالیتهای وی دائما از سوی حزب توده مورد حمله قرار می گرفت.
دکتر شایگان به عنوان رهبر اکثریت مجلس و نماینده مصدق با هیئتهای مختلفی که از جانب رئیس
جمهوری آمریکا برای مذاکره راجع به نفت به ایران آمده بودند، مذاکره می کرد. عوامل حزب توده مخالف
این گونه مذاکرات بودند و اصرار می کردند که آمریکا هیچگونه حقی برای مداخله در این امور را ندارد و
می گفتند که دکتر شایگان و سایر مقامات دولتی با ادامه این گونه مذاکرات به دولت خیانت می کنند. وی
همچنین به خاطر عدم طرفداری از ائتلاف حزب توده و جبهه ملی از سوی حزب توده مورد حمله قرار
گرفت.
شاهد (علی محمد فاطمی) در آخرین سخنرانی عمومی دکتر شایگان در تاریخ 25 شهریور 1332
شنید که وی گفت که خطر امپریالیسم سرخ به اندازه خطر امپریالیسم بریتانیا برای ایران می باشد و دکتر
شایگان مجددا به خاطر عقاید ضد کمونیستی اش مورد حمله حزب توده قرار گرفت. دکتر شایگان رئیس
و عضو دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود. در خلال این مدت عوامل و دانشجویان حزب توده که موقعیت
محکمی در دانشگاه داشتند از وی متنفر بودند. چون وی موضع مستقلی داشت و با سایر اساتید دانشکده
که عقاید طرفدار چپ داشتند، همراه نبود. عده زیادی از قضات و دادستانهای فعلی ایران شاگردان قبلی
دکتر شایگان بودند و انتقادهای وی را از حزب توده زمانی که این حزب سعی می کرد امتیاز نفت شمال را
برای شوروی بگیرد، به خاطر دارند.
شاهد (علی محمد فاطمی) همچنین گفت که بعد از کودتای 1332 دکتر شایگان در حقیقت رهبر جبهه
ملی شده است. جبهه ملی ائتلافی از چهار حزب در ایران می باشد و خواستار استقلال ایران و اجرای قانون
اساسی سال 1285 است. آنها همچنین خواستار برکناری عوامل فاسد از دولت و تشکیل دولتی که آزاد و
نماینده مردم باشد، می باشند.
از سال 1330 حزب توده همیشه با تلاش برای پیوستن به جبهه ملی در صدد کسب اعتبار برای خود
بوده است و همیشه ایده جبهه متحد را مطرح می کرده است.
دکتر شایگان همراه با سایر رهبران جبهه ملی همیشه در مقابل این فشار حزب توده مقاومت کرده و
حتی در مواردی گفته است که جبهه ملی یک نهضت ملی گرا و ملهم از خواسته ها و منافع دولت ایران
می باشد. این جبهه نقطه مشترکی با حزب توده و کمونیسم بین المللی ندارد.
یکی دیگر از گفته های مهم دکتر شایگان این است که حزب توده سعی می کند، در مجامع بین المللی
اینطور نشان دهد که ایران منافع مردمش را در راه کمونیسم قربانی می کند و جبهه ملی اجازه نمی دهد که
مردم ایران این گونه توسط عوامل حزب توده استثمار شوند.
شاهد گفت که دکتر شایگان سخنرانیهای زیادی در ایالات متحده داشته است که آخرین آنها در آذر
1340 بود.
به عقیده شاهدان شخص مورد بحث مایل است که بازگشت به سلطنت طبق تجویز قانون
اساسی1285 باشد تا اینکه سلطنت دیکتاتوری که اکنون وجود دارد، حکومت کند. شاهد اعلام داشت که
به عقیده او فرد مورد بحث به علت سوابق گذشته خود و مراوده طولانی خود با دکتر مصدق و مزید بر آن
سالهای تحصیل در فرانسه و کسب معلومات در اروپای غربی مخالف سرنگونی حکومت از طریق زور و
جبر و قتل سیاسی و اعمالی از این قبیل است. شاهد از نطقهای فرد مورد بحث و کتابهای او و اطلاعاتی که
از دانشجویان سابق فرد مورد بحث به دست آورده است معتقد است، که فرد مورد بحث عمیقا به نهادهای
دمکراتیک پایبند است و اعتقاد دارد که هر گونه تغییری در حکومت باید از طریق وسایل مسالمت آمیز و
مشروع صورت بگیرد.
روز 14 اسفند 1340 مأمور گزارشگر به همراهی لوید ماتس معاون رئیس در دفتر کنسولگری ایران
به آدرس شماره 30 راکفلر پلازا نیویورک با اشخاص زیر مصاحبه کرد.
مسعود جهانبانی سرکنسول ایران اطلاع داد که او از دانشجویان سابق فرد مورد بحث در دانشکده
حقوق دانشگاه تهران بوده است. حکومت مصدق بهر صورت هرگز مظنون به هواخواهی از کمونیستها یا
دست چپی بودن به هر ترتیبی نبوده است. فرد مورد بحث به عنوان رهبر اکثریت در پارلمان دکتر مصدق
هرگز طوری رفتار نکرده بود که نشان دهد تمایلی نسبت به حزب توده داشته است. در واقع در فعالیتهای
سیاسی فرد مورد بحث، او مخالف با عناصر توده ای در ایران بوده است. معذالک از زمان کودتا در سال
1322 به بعد سرکنسول می داند که فرد مورد بحث با شاه مخالف است و همچنان در فعالیت خود به همراه
جبهه ملی علیه شاه کار می کند. سرکنسول همچنین اطلاع داد که هرچند او می داند که فرد مورد بحث با
حکومت کنونی در ایران مخالف است، او هیچ گونه اطلاعی از اینکه فرد مورد بحث هرگز نسبت به ایده
آلهای کمونیسم تمایلی داشته است، ندارد.
منصور مشکین پوش کنسولیار ایران اطلاع داد که او مدت پانزده سال است که فرد مورد بحث را
می شناسد. فرد مورد بحث یک شخص بسیار مذهبی است و همواره نسبت به کمونیسم ابراز مخالفت کرده
است. کنسولیار سابقا دانشجوی فرد مورد بحث در دانشکده حقوق دانشگاه تهران بوده است. در جریان
تحصیل در دانشگاه کنسولیار خاطر نشان ساخت که فرد مورد بحث همواره با دانشجویانی که از
ایدئولوژی کمونیستی طرفداری می کرده اند، مخالف بوده است. کنسولیار اطلاعی از این ندارد که فرد
مورد بحث هرگز نسبت به عناصر توده ای در ایران علاقه ای داشته باشد و در واقع هنگامی که فرد مورد
بحث در مجلس بوده چنین شناخته شده بود که با حزب توده مخالف است.
ناصر شیرازی، کنسولیار اطلاع داد که او فرد مورد بحث را از سال 1330 می شناسد و سابقا دانشجوی
دانشکده حقوق دانشگاه تهران بوده است و فرد مورد بحث یکی از استادان او بوده است. او همچنین معتقد
است که فرد مورد بحث هرگز تمایلاتی نسبت به عناصر توده ای در ایران نداشته است، بلکه بالعکس
اقدامات فرد مورد بحث در زمانی که در پارلمان بود، همواره علیه حزب توده بوده است. حکومت مصدق
هرگز به هیچ وجه دست چپی یا طرفدار کمونیسم نبوده است، بلکه در نظریات خود بیشتر ملی گرا بوده
است و در نظر داشته که اختیارات شاه را کاهش دهد.
روز 14 اسفند 1340 فهرست نشانی و سمتهای بیگانگان، نامهای افرادی که ممکن است احیانا فرد
مورد بحث را بشناسند، فراهم شد. روز 18 اسفند 1340 بازرس سرگلاس هالی با امیر اسد جواهری در
آدرس شماره 54 خیابان هاریسون استاتس آیلند نیویورک مصاحبه کرد. شاهد گفت که او فرد مورد بحث
را تنها از لحاظ شهرت می شناسد و اینکه او استاد حقوق بوده و ادبیات و زبان تدریس می کرده است. او
همچنین نماینده پارلمان در ایران در طی دوران رژیم مصدق بوده است. فرد مورد بحث این شهرت را دارد
که با شاه مخالف بوده است.
روز 18 اسفند 1340 بازرس دوگلاس هالی با امیر تاج مهر به آدرس شماره 377 خیابان اسلیت
استاتن آیلند نیویورک مصاحبه کرد و در جریان آن وی از ارائه هر گونه اطلاع مناسبی در مورد فرد مورد
بحث خودداری کرد.
تحقیقات انجام گرفته برای مصاحبه با اسماعیل فیاض و منصور لطفی این نتیجه را به دست داد که
محل کنونی اقامت آنها شناخته نیست.
فرد مورد بحث روز 30 بهمن 1340 در این دفتر حضور یافت و سوگند نامه ای امضا کرد که به عنوان